امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۱:۴۹

امر به معروف و نهی از منکر (حق الناس) – ۳

قرآن



متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   :: ۱۳۸۰/۹/۱۰



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صل الله علی سیدنا و نبینا و علی اهل بیته و لعنه الله علی اعدالله.
بحث ما راجع به منکراتی بود که مورد غفلت است. بعضی منکرات مثل قمار و عرق و دزدی و قتل و اینها که می‌گوییم این گناه است. بعضی گناه‌ها گناه است ولی تو بورس نیست یعنی انسان فکر نمی‌کند گناه است و متأسفانه افراد دقت نمی‌کنند و خیلی حق و ناحق می‌شود. بحث امروز راجع به حق الناس است. آنچه گفته می‌شود خوب بگیرید و نقل هم بکنید. من دیشب در اوراقی که تو ان فیش‌ها داشتم از کتاب طهارت تا آخر دیات نمونه‌هایی از حق آلناس را خدمتان می‌گویم و برای اینکه جلسه‌مان مبارک باشه با قران بعضی از آیاتی هم که مربوط به حق الناس است خوانده می‌شود.
«وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ» هود/۸۵
و لا چی مفسدین؟ «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ». این ایه چه می‌گوید، شعار انبیاء این بود‌ای مردم کیل را وفا کنید یعنی کمش نگذارید چیزهایی که کیل است مثل لیتر. میزان را به عدالت با مردم چیزی رو با میزان حق، قصاص مستقیم به قول آیه دیگر، یعنی ترازوتان خراب نباشد، کم در کشیدن، در کیل کمش نگذارید. نه اجناسهم، اشیاعهم، هیچ چیر، نسبت به مردم هیچ چیز را کم نگذارید.
نگفته «وَ لا تَبْخَسُوا المُؤمِنین»، حتی اگر غیر مسلمان هم از شما چیزی می‌خرد، نگو بابا اینکه مسلمان نیست، بگذار کم بهش بفروشم.
نمی‌گوید «وَ لا تَبْخَسُوا المُؤمِنین»، «لا تَبْخَسُوا النَّاسَ»، هر که می‌خواهی باش بعد می‌گوید اگر این کار را بکنید مفسدید، مفسد فی الارض یکی از مصادیقش کسانی است که کم فروشی می‌کنند. راجع به بحث طهارت، حق الناس در فقه، یک کتاب طهارت، بعد کتاب حج بعد کتاب امر به معروف و نهی از منکر بعد کتاب جهاد در هر کتابی یه نمونه آدم می‌آورم. مکائب کتاب تجارت، متاجر، در بحث اجاره، در بحث آریه، در بحث مضاربه، در بحث شرکت، در بحث دِین، نمونه‌ها را می‌گوییم.
اما در بحث طهارت، در طهارت استفاده از آب دزدی، حالا چه برای وضو باشد چه برای غسل باشد. چه ظرفش غصبی باشد چه مکانش غصبی باشد. یعنی جایی که وضو می‌گیری جایی که غسل می‌کنی ظرفی که آب در آن است یا خودِ آب، هر یک از اینها مال مردم باشد مشکل پیدا می‌کند. اگر پول آب را شما بخواهید از مال غصبی بدهید حالا حمام عمومی باشد بگویی من می‌روم حمام یا پولش رانمی دهم یا نسیه می‌کنم ولی حمامی راضی نباشد به نسیه، یا از پول حرام می‌دهم باز غسل گیر پیدا می‌کند. نبش قبر حرام است، اما اگر مرده‌ای را با کفن دزدی غصب کردند این جا اسلام می‌گوید قبر را بشکافید، کفن را از مرده بردارید. البته این واقع نمی‌شودها. حالا کسی کفن دزدی ندارد، من نمی‌خواهم بگویم کفن دزدی دارد یا نه، ولی من می‌خواهم بگویم انقدر اسلام روی مال مردم حساس است که می‌گوید نبش قبر حرام است، اما برای دزدی نبش قبر حلال می‌باشد.
اگرتیمم بکنیم بر خاک حرام، بر خاک دزدی، غصبی، سنگ غصبی حتی اگر یک نخ در لباسی که می‌پوشیم نخ و دکمه‌اش غصبی باشد امام اشکال می‌کرد. فرش غصبی، آقا تو مسجد یکی نشسته بلندش می‌کنی جاش نماز می‌خوانی نماز شما باطل است حتی اگر اونی که نشسته بچه باشد.
خب این مال طهارت است. آخری که گفتم مال نماز است. کتاب الصلاه بود که روی تخته سیاه نوشتم. در کتاب الصلاه یعنی هر کتابی یک نمونه بگوییم.
خوب، اگر یک کسی بدهکار پول هم دارد بدهد از شهر و روستایش می‌رود بیرون که اگر طلبکار آمد نباشد این سفرش که رفته تا بدهی مردم را ندهد سفرش حرام است. و در سفر حرام نمازهای دو رکعتی نیست، روزه‌اش را هم باید بگیرد. مسافر نمازش دو رکعتی می‌شود، چهار رکعتی هاش ۲ رکعتی می‌شود که سفرش حلال باشه و اگر بدهکار می‌تواند بدهد برای این که ندهد می‌رود مسافرت یا بهر دلیل دیگر که اگر آمدند در خانه را زدند که بگویند نیستش سفر است، سفر حرام است. نمازهایش هم چهار رکعتی می‌شود روزه ‌اش را هم باید بگیرد. خوب این مال طهارت و نماز.
برویم سراغ حج: لباس احرام ۲ تا پارچه سفید مثل حوله یکی مثل لنگ می‌بندند یکی هم روی دوششان، لباس احرام اگر قصبی باشد مشکل دارد. حتی روز عید قربان سنگ ریزه هست که پرت می‌کنی قد سنگ‌هایی که به نون سنگک چسبیده آن هفت تا باید حلال باشد سنگ کسی را برداری بزنی مشکل داری. بریم سراغ کتاب امر به معروف و نهی از منکر، یک کسی شراب می‌خورد شما اگر شیشه شراب‌اش گرفتی پرت کردی پول شیشی‌اش باید بدهی، چون شرابش حرام بود، شیشه‌اش حرام نبود که؟ بله یک وقت می‌گوییی آقا شراب نخور هر کاریش می‌کنی گوش نمی‌دهد، هیچ راهی نیست مگر که شیشه‌اش را بشکنی اینجا شیشه را بشکن و پولش را هم نده اما اگر راه دیگری برود و شما شیشه را شکستی، پول شیشه را باید بدهی. از قدیم بچه بودیم رادیو می‌خواند شیشه بابارو نشکنی او هم می‌گفت نمی‌شکنم، یعنی به هر حال آن بنده خدا شیشه بابا را شکست. خوب این هم مال امر به معرف و نهی از منکر.
در جهاد و دفاع، اگر یک شخصی را دیدی فکر کردی یک تروریست یا دزد است آمد بکشدت مالت را ببرد یقین کردی چون یقین کردی پا شدی بهش حمله کردی سر و کلشو شکستی نمی‌دانم لبش را پاره کردی یقین داری این دشمن یا دزد بخاطر یقینت بهش حمله کردی، بعد فهمیدی‌ای بابا این نبوده، دزد نبوده تمام ضررهایی که زدی باید بدهی. اصلاً مال مردم خواب و بیدار هم ندارد. یعنی خواب هستی پا می‌زنی کوزه مردم را می‌شکنی، بیدار شدی باید پول کوزه را بدهی نمی‌توانی بگویی اشتباه کردم. حتی نمی‌توانی بگویی بچه بودم بارها این را گفتم، خود من بچگی‌ها می‌رفتم روستاهای کاشان در بعضی هاشان میوه می‌خوردم فرار می‌کردم. می‌گفتم هنوز ۱۵ سالم نشده طوری نیست. 14سالگی طلبه شدم دیدم نوشته کسانی که مال مردم خوردند باید صاحبش را راضی کنند گرچه در کودکی باشد هیچی، پول برداشتیم رفتم اون روستا با صاحبان درخت گفتم آقا بچه بودیم از این میوه خوردیم فرار کردیم این پول را بگیر ما را ببخش اکثراً نگرفتند بعضی‌ها هم گرفتند ما را بخشیدند.
نگذارید از اول، از اول عمر نگذارید لقمه حرام توی شکمتان باشد. البته لازم نیست خودت را معرفی کنی حالا من خودم را معرفی کردم چون پر رو بودم گاهی آدم‌ها کم رو هستند بگویند بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب دزدی کرده‌ام، خوب آدم خجالت می‌کشد، آقا حسابش را بگیر پول توی حسابش بریز بگذار توی پاکت بیانداز توی دخلش، یک جوری پول را به جیبش برگردان. گرچه او تو را نشناسد. یعنی بگو آقا این پول شما از یکی می‌خواهید نگو اون یکی من‌ام. یک کسی به شما بدهکار است، نگو اون کس من‌ام. یعنی لازم نیست خودت را خراب کنی ولی لازم است پول را به او برگردانی.
خوب بریم سراغ کاسبی: تو کاسبی، حق الناس زیاد است، یک بار دیگر آیه را بخوانید، یا آیات دیگر را بخوانید، یک آیه‌ای را بخوانید مربوط به حق الناس،
بسم الله الرحمن الرحیم «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» مطففین/۱ وای بر کم فروشان، «وَیْلٌ» یعنی وای، مطفف، یعنی کم فروش. وای بر کسی که کم می‌فروشد. البته کم فروش مغازه دارها نیستند خودم که روی منبر نشستم مبلغی که می‌گیرم باید به اندازه آن حرف حسابی بزنم. استاد دانشگاه هم همینطور است معلم هم همینطور، نقاش هم، مهندس هم، دکتر هم اگر باید ده دقیقه من را معاینه کند، دوازده دقیقه من را معاینه کند کمش می‌گذارد کم فروش است، کمش گذاشتند حالا از قالیباف، دکتر، روحانی فرق نمی‌کند.
«وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ الَّذینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ» مطففین/۳-۱. کم فروش این است، «الَّذینَ إِذَا اکْتالُوا» وقتی می‌خواهد بدهد به مردم کم می‌دهد وقتی می‌خواهد بگیرد خوب می‌گیرد.
خوب از کم فروشی مکاسب بگویم، غش با غین یعنی کلاه برداری. میوه خوب و بد را در هم می‌کند میوه خوب و بد را مخلوط می‌کند، ما چقدر صادراتمان لغو شده بخاطر این که تجار ایرانی بعضی هاشان جنس خوب را گذاشتند جلو، رو، جنس بد را گذاشتند زیر صادر کردیم جعبه را باز کردند دیدند جنس‌ها خوب نیست. قراردادها را با ایران لغو کردند. چند میلیون دلار ضربه خوردیم. به خاطر تیزبازیها، حدیث داریم اگر دنبال حلال بروید رزقتان را به شما می‌دهیم آنها که گیج می‌شوند به حرام می‌چسبند از حلال‌ها خدا کمشان می‌گذاره، فکر نکن زرنگی، احتکار اجناس که جامعه نیاز دارد، اگر چیزی که مورد نیاز جامعه است گندم، جو شاید بشود گفت دارو، هر چیزی که جامعه به شدت به آن نیاز دارد، شما انبار می‌کنی که بعد گران بشود که بفروشی، گیر دارد، حرام است. احتکار حرام است. آقا طفل صغیر ولی دارد یتیم است خوب ولی آن کیست پدرش یا جد پدرش است یا مجتهد جامع الشرایط است یا قیم است، همین مجتهد و قیم و پدر حق ندارد در اموال طفل صغیر تصرف کند مگر این که به این تصرف مصلحا باشد، یعنی فکر نکن حالا ولی شدی می‌توانی هر کاری بکنی. آقا من خانه‌ام را پهلوی شما رهن گذاشتم یا فرشی را گرو گذاشتم شما این امانت پهلویت هست حق نداری آن که گرو هست از آن استفاده کنی یا با اجازه یا خواسته باشی بفروشی بدون اجازه من ممنوع است.
یکی از اولیاء خدا کار می‌کرد برای کسی، این صاحب کار غذا آورد برای ایشان، این همینطور که غذا می‌خورد کسی آمد کنارش نشست هیچ نگفت بفرماو این طرف ناراحت شد که آقا تو ولی خدا هستی غذا می‌خوری خوب من آمدم کنارت نشستم خوب بگو بفرما، آخرش گفت آقا ببخشید چرا به ما تعارف نکردی گفت این غذا که به ما می‌دهند برای این است که جان داشته باشم کار بکنم اگر تعارف بکنم بلکه آمدی خوردی من گرسنه‌ام می‌شود آنوقت کم از کارش می‌گذارم من رفتم تعارف مستحب کنم، کم کاری کرده‌ام حرام است. اینها مهم است. شیخ انصاری یک خانه داشت نجف من رفته بودم دیده بودم همان مکاسب شیخ هم، همان توی خانه شیخ خواندیم پهلوی آیت الله رضوانی که از شورای نگهبان است، یک اطاق داشت سایه، یک اطاق داشت آفتاب، خانه کوچولوبود، نقل شده شیخ انصاری میهمان برایش آمد، مهمان گفت آقا چون شما آیت الله العظمی هستی من به عشق خدا آمده‌ام دیدن شما، گفت اگر برای خدا آمده‌ای برای دیدن من به خاطر خدا هم پاشو برو، گفت چرا؟ گفت شما که آمدید اطاق سایه و زن من در اطاق ۵۰ درجه رو به آفتاب الان داره می‌سوزد، من الان بروم مستحب انجام بدهم، زنم دارد آفتاب می‌خورد.
رودروایسی نکنید، رودروایسی نکنید. اگر روزه مستحبی کارگر را ضعیف می‌کند و این کارگر ضعیف بی حال کم کار می‌گذارد روزه مستحبی برایش جایز نیست، یک مسئله دیگر این خیلی گیر است، افرادی ماشینشان را می‌گیرند می‌گویند، اقا اجازه بده، یک ماشینت را بده ما از تهران برویم شاه عبدالعظیم می‌خواهیم زن و بچه را ببریم، می‌گویم بفرما سوئیچ، سوئیچ را به او می‌دهم این عقب زن و بچه هاش، مادرزنش را هم سوار می‌کند، برادر زنش را هم دعوت می‌کند همه جوجه‌های خانشان را هم سوار می‌کند بعد از شاه عبدالعظیم سر قبر امام هم می‌رود می‌گوید احتیاطا یک قم هم برویم یک جمکران هم برویم تمام این‌ها حرام است چون ماشین را گرفتی برای خانمت این هم برای شاه عبدالعظیم، باقیش اضافه بود، حالا بگذریم که بعضی‌ها غیر از مسافرکشی بارکشی هم می‌کنند. یکی از روحانیون می‌گفت که بالا منبر بودم نامه دادند که طولش بده ما هی طولش دادیم بعد فهمیدیم که ما اسبمون را گذاشتیم دم خانه، منبر رفتیم این اسب را برداشته آجرکشی می‌کند، یعنی ما تا منبریم یک مقدار بار می‌کشید،
گاهی وقت‌ها اینطوری است، اگر ماشینی گرفتید برای کاری، کار دیگری نباید انجام بدهید. اگر شما را دعوت کردند برای مهمانی، شما حق ندارید بچه‌ها‌تان را هم ببرید. بعضی‌ها هستند همین که مهمانی می‌روند همه بچه هایشان را هم م برند گربه هر جا می‌رود بچه هایش را هم می‌برد، حتی فیض کاشانی عقیده‌اش این است که بچه‌ها هر چه می‌خورند حرام است البته این را هم به صاحب خانه‌ها بگویم، افطاری که می‌دهند به بچه‌ها افطاری بدهید چون پدر بچه حرام بهت داده یا رفیقت یا دوستت یا سور بهت داده، پدر بچه که بهش چیزی می‌دهی یا مادرش، هر چه بخورد برای قبر و قیامتت می‌ماند.
امانت گرفتید پس بدهید، من کتاب به شما داده‌ام، امانت است کتاب را یک جای مرطوب نگذار، جلوی نور آفتاب نگذار، پول داخل گاوصندوق بگذار جیب نگذار، ماشین توی کوچه پارک نکن یک جایی که مثلاً در معرض خطر است پارک نکن قصه‌ی شیخ عباس قمی یادتان نرود، به خواب آقازاده‌اش آمد که من یک کتابی گرفتم از فلانی یادم رفته که برگردانم حالا مردم شب اول قبر گیر هستم. می‌روی کتابخانه رنگ و علامت کتاب این است برمی داری و به صاحبش می‌دهی، پسرش از خواب بیدار شد دید همان کتاب هست همان آدرس رنگ و شکل گرفت و دوید رفت که به صاحبش بدهد همان لب درب پایش گیر کرد کتاب افتاد به زمین خاکی شد، خراشیده شد. پا شد فوتش کرد و تمیزش کرد و رفت داد. باز آقای حاج شیخ عباس قمی صاحب کتاب مفاتیح آمد به خوابش گفت چرا به صاحبش نگفتی که این کتاب خورد زمین، خب کتاب خورده زمین ضربه خورده، خراشیده شده، خاکی شد حق الناس مهم است. حتی اگر یک ودیعه‌ای دست شماست آقا می‌گویند یک قالی، چیزی پیش شما امانت است بعد می‌بینی در معرض خطر است هیچ راهی نداری جز این که قسم دروغ بخوری، اسلام می‌گوید قسم دروغ بخور برای حفظ مال مردم، هیچ راهی نداری جز قسم دروغ.
برای حفظ حق الناس حتی به ما اجازه داده‌اند قسم دروغ بخوریم برای این که مال مردم را حفظ کنیم خیلی مهم است. یک چیزی بهت می‌دهند امانت، قاطی نکنید این کیسه برنج این صد کیلو برنج پهلوی شما باشد من می‌روم مسافرت و برمی گردم ولو برنجش مثل برنج خودت است، حتی اگر یک چیزی امانت دست شماست مثل هم هستند قاطی نکن آنموقع فایده‌اش این است که اگر قاطی نکردی دزد هم برد ضامن نیستی شما ده هزار تومان به من امانت می‌دهید، این ده هزار تومان را می‌گذارم توی کیسه مخصوص، قاطی پول هایم نمی‌کنم بعداً اتفاقاً جیب بر می‌آید و این پول را می‌زند اگر من جدا بگذارم و حفظ کنم حتی اگر دزد بزند ضامن نیستم. اما اگر قاطی شد مشکل دارم.
دِین: پرداخت بدهی واجب است، حتی اگر سر نماز می‌گویم «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» فاتحه/۴ نوبت پرداخت رسیده طرف می‌اید و می‌گوید آقا بده، اگر واقعاً راضی نیستی که پولش پهلوی شما باشد و وقتش رسیده و شما وقت نمازی شما نمی‌توانید پولش را بهش بدهید اسلام می‌گوید نمازت را بشکن، برو مال مردم را بده بعد دو مرتبه بگو الله اکبر.
امام یک نفر را در مکه دید گفت آمده‌ای مکه چه کنی گفت آمدم طواف کنم خودسازی کنم، فرمود: نمی‌خواهد خودسازی کنی برو مال مردم را بده، امام حسین(ع) شب عاشورا به یک نفر گفت خبر بده به تمام یاران من هر کدام به مردم بدهکارند راضی نیستم توی لشکر من باشند کسی که می‌خواهد جزو شهدای کربلا باشد نباید به مردم مدیون باشد.
امام سجاد در سحرها گریه می‌کرد. روز قیامت بستانکاران دورم جمع بشوند چه کسی می‌تواند مرا نجات بدهد.
روز تولد امام حسن مجتبی را تبریک می‌گوییم خدا به آبروی این عزیز و این موارد ماه رمضان و به حق آبروی شهید ماه رمضان پدرش امیرالمؤمنین خودش به ما ایمانی بدهد که بتوانیم از دِین مردم آزاد باشیم و مدیون نباشیم، بخصوص مدیون خون شهداء. شهدایی که تکه تکه شدند برای اینکه اسلام پیاده بشود، این خانم با این حجابشان آقا با آن رشوه‌اش آن آقا با این کم کاریش آن آقا با ربا دادنش آن آقا با خیانتش آن آقا با آن زبانش با آن چشمش با آن حرکتش دارند خون شهدا را نادیده می‌گیرند.
خدا انشاء الله به همه‌مان توفیق بدهد نسبت به انقلاب، شهدا و پدران، مادران، انبیاء، اولیاء، ملت، دولت، نسبت به هیچ یک از این‌ها ما خائن نباشیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *