امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۰۷:۵۸

امر به معروف و نهی از منکر (شناخت منکرات) – ۲

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۸۰/۹/۸


بسم الله الرّحمن الرّحیم

الهی انطقی بالهدی و الهمنی التقوی
چون بیننده‌ها بحث را در آستانه تولد امام حسن(علیه السلام) می‌بینند این روز را تبریک می‌گویم. یک روز پیغمبر امام حسن را روی دوش گرفته بود یک نفر رسید گفت حسن جان می‌دانی کجا نشسته‌ای؟ روی دوش پیغمبر نشسته‌ای، پیغمبر گفت من هم افتخار می‌کنم که او روی دوش من نشسته است.
یک روز یک نفر خیلی هی امام حسن نگاه می‌کرد حضرت فرمود چرا نگاه می‌کنی گفت اسبت خیلی قشنگ است پیاده شد اسبش را داد یعنی نگاه می‌کردی لطف می‌کرد. کریم اهل بیت است.
یک روز یک فقیر آمد پهلوی امام حسن، حضرت صد درهم بهش داد وقتی پیش امام حسین رفت ۹۹ درهم داد. باید احترام برادر بزرگ‌تر را بگیرم.
واقعاً اینها چه الگوهایی بودند، به هر حال نیمی از ماه رمضان را بیننده‌ها پشت سر گذاشته‌اند بیننده‌ها هر چی به سمت آخر می‌رویم حساس‌تر می‌شود از منابع معنوی رمضان استفاده کنیم. صلواتی بفرستید بحث امروز را شروع کنیم.
بحث قبل‌مان راجع به این بود که ما هر وقت صحبت از امر به معروف و نهی از منکر می‌کنیم منکرات پیش ما چند تا منکر دانه درشت است و حال آنکه یک منکراتی هست که منکر است و ما فکر می‌کنیم نیست. یکی از منکرات خرافات است. در جامعه ما چقدر خرافات است؟ پیغمبر که مبعوث شد برای چند تا کار بوده در سوره اعراف می‌فرماید »وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ« الاعراف(۱۵۷) پیغمبر که آمد تا غل و زنجیرها و موهومات را بردارد. خرافاتی درباره خدا، درباره پیامبر راجع به فرشته‌ها الان در جامعه‌ها چقدر خرافات است.
گاهی یک مرد یا زن خودش را مذهبی می‌داند انواع خرافات در مغزش است.
مسأله رشوه، البته اسم رشوه اگر باشد منکر است اما می‌گویند هدیه، حق میز، حق التسریع، چشم روشنی، عیدی، تبریک، یکی از بانک می‌خواست وام بگیرد رفت اداره ثبت تاریخ تولد را گرفت و برایش گل خرید. یکی گوشت روی منقل گذاشت کباب می‌کرد. گربه‌ها جمع شدند گفت بلال بلال یعنی با تغییر اسم‌ها چیزی عوض نمی‌شود.
اصلاً دنیا گول اسم‌ها را خورده سازمان ملل حقوق بشر حقوقدانان آیه دارد می‌گوید کلش کشکِ. چه سازمانی. چه مللی، چه حقوقی، »إِنْ هِیَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ« النجم(۲۳) هزار تا هزار تا آدم می‌کشی کسی آخ نمی‌گوید اگر آخ بگویند عوام توی خیابان می‌ریزند یک پرچم آمریکا آتش می‌زنند آنهایی که تحصیل کرده هستند آخر هم. . .
و حال آنکه حقوق بشر را امیر المؤمنین مراعات می‌کرد یک روز دید یک زنی پریشان است گفت چیه خانم، گفت شوهرم گفته یک چیزی بخر، من هم پولم را گم کرده‌ام، تهدیدش کرده بود و این خانم هم فرار کرده بود از خانه، گفت حالا هوا داغ است من بروم یک استراحتی بکنم بعد بیایم واسطه شوم. رفت بخوابه گفت علی تو بخوابی زن پریشان باشد در آن هوای داغ زن را برد در خانه شوهرش گفت چرا همسرت را تهدید کردی؟ او علی را نشناخت گفت حالا که تو واسطه شدی می‌کشمش مردم که علی را می‌شناختند می‌گفتند سلام علیکم متوجه شد امیرالمؤمنین است گفت آقا معذرت می‌خوام من به احترام شما می‌بخشمش حضرت فرمود من تو را نهی از منکر می‌کنم می‌گم خانمت را نترسان، این حقوق بشر است.
حقوق بشر، حدیث داریم وقتی یک سواری دارد می‌رود حق ندارد بوق بزند، البته بوق در حدیث نیست در حدیث آمده الطریق الطریق، یعنی راه بدهید راه بدهید آقایی که دارد می‌رود شما حق نداری داد بزنی راه بده راه بده اصلاً گاهی وقت‌ها ما پشت فرمان بوق می‌زنیم یک کسی جلوی ماشین می‌پره بالا، ما کیف می‌کنیم. اصلاً ما از ترساندن مردم کیف می‌کنیم این کجایش حقوق بشرِ است؟
حقوق بشر این است که حدیث داریم اگر شب جمعه پیاز خوردی روز جمعه نماز جمعه نرو ممکن است بویش از دهانت بیاید مردم ناراحت بشوند.
این آیه سه بار تکرار شده »لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ« التوبه(۳۳) یعنی کره زمین غرب را خواهد چشید شرق را خواهد چشید این تحصیل کرده‌هایی که مثل گنبد بزرگ است اما تویش خالی است این اسم‌های توخالی را خواهد شنید بعد خواهد آمد سراغ اسلام. خواهد گفت از دم تا دم همه دروغ می‌گویند برخواهد گشت سراغ اسلام. منتها اسلام ناب امام هی می‌فرمود: اسلام ناب چون اسلام هم دو تا گیر دارد، یک گیر اسلام این است که گیر مسلمان‌ها افتاده خود اسلام، مکتب گیر ما افتاد یعنی من بد هستم دین خوب است یکی هم خرافات اضافه شده به اسلام. خدا رحمت کند شهید مظلوم بهشتی را فرمود از آسمان آمده بود قصدمان ۳۰ سال پیش است تقریباً می‌گفت اگر می‌خواستی اسلام را ترویج کنی ۲ تا کار بکن. ۱- خرافات را از اسلام جدا کن ۲- مسلمان‌ها را از اسلام جدا کن. اگر خرافات را از اسلام دور کردی مسلمان‌ها را هم از اسلام دور کردی اسلام پیش می‌رود. یک کشور کافر بیاید یک کشور مسلمان را بمباران کند کشور ترکیه پایگاه بدهد کشور پاکستان نیرو بدهد، یعنی مسلمان کمک کافر کند برای کشتن مسلمان، خوب این اسلام هیچ جاذبه‌ای ندارد.
مرحوم بهشتی ۳۰ سال پیش می‌گفت اگر می‌خواهید اسلام رشد کند مسلمان‌ها را از اسلام جدا کنید ـ یکی از علماء یک کتابی نوشته اسمش این است اسلام الشیء و المسلمون شیء آخر یعنی حساب اسلام از مسلمان‌ها جداست. ما گفتیم در جلسه قبل منکراتی را گفتم که تو بورس نیستند حالا یک مقداری اضافه کنم.
خودباختگی از اسلام است خودباختگی از منکرات است. آدم خودباخته است، زود خودش را می‌بازد، رنگ لباسش، رنگ زلفش، رنگ ماشینش، رنگ ساختمانش، ما یک چیزهایی داریم که آنها باید از ما یاد بگیرند. خیلی این میهمانی‌هایی که در ایران هست مشابه‌اش نیست من ماه رمضان چند تا کشورهای غربی بودم آلمان بودم فرانسه بودم این سفره‌ها که در ایران است افطاری‌ها که هست، حتی افطاری‌های‌اش رشته نه افطاری‌های تجملاتی، افطاری‌های ساده که می گذارند توی مسجدها، توی شهرها، افطاری‌ها را توی خود مسجد می‌دهند.
ما در کلماتی که می‌گوییم در لباسی که می‌پوشیم در ژست‌هایی که می‌گیریم از منکرات خودباختگی است ولی نهی نمی‌شود. گاهی برنامه‌های رادیو و تلویزیون هم به این کارها دامن می‌زنند. سنگدلی از منکرات است قصاوت قلب، از این که آدم گریه نمی‌کند، این چیه؟ یک دعایی داریم که مناجات امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند که من ناراحتم چرا گریه نمی‌کنم. این که انسان بی تفاوت است، بعضی از غذا‌ها را نخورید سنگدلتان می‌کند بعضی از غذا‌ها را بخصوص سفارش شده که نخورید، پرخوری سنگدلی می‌آورد، مثلاً هیچ وقت نمی‌گوییم آقا تو منکراتی هستی این چه منکراتی بی تفاوت است پشت موتور خانم نشسته چادرش ممکن است بیندازد به پره‌ها خانم بیفته می‌گوید نگه دار بگویید می‌گویم برو بابا می‌افته چشم هاش باز می‌شود، بابا خوب یک زن ممکن است حامله باشد خوب چرا یک مسلمان بیفتد؟ خوب می‌افتد حواسش جمع می‌شود! اصلاً برای آن یک زنی که از پشت موتور پرت شود اصلاً غصه نمی‌خوریم تو اتوبوس نشستیم، یک خانمی وارد می‌شود بچه بغل همین طور نشسته جوان ۱۸۰ کیلو اصلاً پا نمی‌شود، بی تفاوت است.
پیغمبر در رکوع بود سبحان ربی العظیم و بحمده امیرالمؤمنین می‌دوید تا به نماز جماعت برسد. رسید به کوچه تنگ یک پیر مردی داشت راه می‌رفت حضرت علی فرمود این پیرمرد را کنار بکشم بدوم به نماز برسم یا صبر کنم بقیه پیرمردها بروند این پیرمرد هم نمی‌توانست تند تند برود کش کش میرفت کوچه تنگ بود حضرت امیر صبر کرد خداوند به پیغمبر فرمود آنقدر رکوع را طول بده تا حضرت علی برسد چون احترام پیرمرد را گرفت خیلی مهم است حتی یک مسیحی فقیری می‌کرد امیرالمؤمنین فرمود چرا می‌گذاری فقیری بکند چرا تا جوان بود از کار و نجاری‌اش استفاده می‌کردی حالا که پیر شد بیمه و بازنشستگی ندارد دستور بدهید از بیت المال یک حقوقی بدهند تا جوان بوده کار می‌کرده پیر نباید فقیر باشد ولو مسلمان نباشد در مسائل انسانی یهودی و مسلمان ندارد.
امام صادق(علیه السلام) می‌بیند یکی در بیابان دست تکان می‌دهد فرمود بروید به فریادش برسید دویدند گفتند آقا تشنه‌اش است گفت خوب آبش بدهید گفتند یهودی است، گفت مگر من می گویم ایدئولوژی‌اش چی است، مگر من می‌گویم گزینش کنید، تشنه است آبش بدهید یهودی باشد.
سنگدلی حتی نسبت به حیوان حتی نسبت به گنجشک حتی اگر حیوان یک نگاه می‌کند می‌گوید حیوان را ذبح نکن روبروی حیوان، حیوان را نکش. خدا رحمت کند آیت الله العظمی گلپایگانی را یک روز آمد ما نشسته بودیم آمد و گفت من وقتی می فهمم طلبه‌ها کم مطالعه می‌کنند از غصه تب می‌کنم ما بچه هایمان رفوزه می‌شوند ما تب نمی‌کنیم بچه خودمان است تب نمی‌کنیم این غیرت است. به امیرالمؤمنین گفتند فلان گروه ریختند خلخال را، خلخال یک چیزی مثل النگو است منتها النگو به دست است آن به پا، خلخال را یعنی وسیله زینت را از پای یک زن غیر مسلمان درآوردند، فرمود اگر یک مسلمان از غصه دق کند حق دارد چرا در کشور اسلامی زن غیر مسلمان جانش در امان نباشد؟ اگر مسلمان از غصه دق کند حق دارد. این حقوق بشر است.
تمام حقوقدانان بشر باید آنچه خواندند بریزند در اقیانوس اطلس بیایند سر سفره امیرالمؤمنین بنشینند ببینند حقوق بشر یعنی چی و کی عمل می‌کند مگر نه باقیش مدرک است و کنفرانس‌ها و کنگره‌ها و مقاله‌ها و تحقیقات و کامپیوتر و اینترنت بالاخره یک امرار معاش می‌شود برای گرفتن حقوق و استخدام و دلار. ارزش اجماع به سادگی‌مان است از وقتی مسجدهای ما زینت شد جوان‌ها کم آمدند یک کعبه ساده مردم را جذب می‌کند افرادی که از کشورهای دنیا می‌آیند جمهوری اسلامی را ببینند وقتی چند جایش را می‌بینند مسجد شاه اصفهان را می‌بینند، مسجد امام، شیراز می‌روند مشهد می‌روند همه را که می‌بینند می‌گویند آقا کجای ایران بیش از همه لذت بردی؟ می‌فرماید خانه امام خمینی، از آن خانه لذت بردم، به حضرت عباس قسم ما اشتباه می‌کنیم که اگر انگشتر من قیمتی باشد مردم گوش به حرف من می‌دهند اشتباه می‌کنیم که اگر ماشینمان قشنگ باشد سلام می‌کنند ممکن است سلام کنند در دلش فحش می‌دهد من یک مهمان دارم ایام طلبگی دویدم چلوکباب برایش خریدم خورد و گفت این آخوند پول را از کجا می‌آورد‌ای دستت بشکند هم کبابت را خورد هم فحش داد خوب از همان غذایی که می‌خوردی به او هم می‌دادی جانت در بیاید چرا رفتی هم پول خرج کردی هم فحش شنیدی خودم به خودم گفتم چشمت کور شود. البته نفاق هم نداشته باشید همان که هستیم باشیم. خیلی صاف حرف بزنیم خدا رحمت کند علامه طباطبایی را از او سؤال کردند گفت اگر بگویم نمی‌دانم اشکالی ندارد؟ گفتند نه، گفت نمی‌دانم. بعضی‌ها گیر شرق هستند بعضی‌ها گیر غرب هستند بعضی‌ها گیر خودشان هستند می‌گویند من بگویم نمی‌دانم من در هتل دو ستاره نخوابم من سوار وانت بشوم من پشت موتور بنشینم من این غذا را بخورم من این لباس را بپوشم من خانم دبیر هستم باید حتماً چادر کروکه سر کنم من استاد دانشگاه هستم باید حتماً کیفم چنان باشد من دانشجو هستم باید کفشم چنین باشد دختر من از فلانی کمتر است که باید مهریه‌اش کم شود آقا همین طور این گیرها را گذاشتیم من چیز دیگرم از او کمتر است مگر خون او رنگین‌تر است همینطور یک سری افکار می‌آیند می‌سوزانند خودمان را، عمرمان را، یکی از منکرات همین افکار و عقاید است همین خیالات است. خدا رحمت کند آیت الله گلپایگانی را رفتم پهلویش گفتم می‌خواهم یک عمامه بگذارم جشن بگیرم آخوندها همان طور که دامادیشان جشن دارند عمامه گذاری‌شان هم جشن دارند در عقد جشن است منتها من سهم امام می‌خواهم خرج کنم برای جشن فرمود حالا من که بدون سهم امام بدون جشن عمامه گذاشتم ملّا نشدم؟ سهم امام من خرجی‌اش را می‌دهم یک جشن مختصری گرفتیم این حالا ما گیر هستیم فکر می‌کنیم که باید حتماً این کار بشود.
آنقدر می‌شود ازدواج آسان بشود من یک بار دیگر گفتم ۲۰ تا طرح نوشتم برای این که می‌شود ازدواج آسان بشود ۳ سال پیش به آقای رفسنجانی دادیم ایشان نوشتند به آقای خاتمی داد ایشان هم داد به بعضی از هیئت دولت و یک کمیسیون روی آن کار می کنند. می‌شود ازدواج آسان بشود ما خودمان خودمان را گیر گذاشتیم یکی از منکرات، آقا چرا عقد نمی‌کنی؟ یک پسر عمه دارم اتریش است باید بیاید شما چرا عروسی نمی‌کنی؟ سالگرد مادربزرگم است باید تمام بشود شما چرا عقد نمی‌کنی؟ پسرخاله مادر زنم مرده گفت ولش کن خدا بیامرزد عروسی کن همینطور گیر است در عقد و عروسی و تحصیل و کیف و فلان هتل خوابیدن و فلان ماشین همه‌مان گیر هستیم اینها همه منکراتی است که چنان عادت کردیم که به فکرمان هم نمی‌رسد این‌ها منکرات است از منکراتی است که عمر و پولمان را می‌سوزاند اینها منکرات است علاوه بر منکرات علنی هم منکرات است خدایا به محمد و آل محمد به همه ما توفیق بده که اسلام ناب را بشناسیم خالص عمل کنیم از منکرات واقعی دوری کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *