امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۰۸:۱۰
  • دفاع مقدس
  • دو چشم بی سو

    بعد از چهار روز شرکت در عملیات طاقت فرسای کربلای ۵ سوار بر قایق، به قصد استراحت به عقب بر گشتیم .
    در راه بوی بسیار بدی آزارمان می داد به ساحل که رسیدیم، نیروهای ماسک زده فریاد بر آوردند، ماسک هایتان را بزنید، شیمیایی زده اند.
    خیال استراحت از سرمان پرید و ماسکها را زدیم و به راه افتادیم به استراحتگاه که رسیدیم ، با امدادگرانی رو به رو شدیم که از سرگیجه و سوزش چشم آرام نداشتند . شام را که خوردیم ما نیز به سوزش چشم و استفراغ دچار شدیم. چاره ای نیست ، باید بپذیریم که شیمایی شده ایم ! به بیمارستان منتقل شدیم و پس از در آوردن لباسها و دوش گرفتن چشمهایمان پر از قی شد و پلک هایمان به همدیگر چسبید!
    با چشم های بسته به نقاهتگاه اهوار منتقل شدیم و منتظر هواپیما بودیم تا به تهران اعزام شویم .
    در سالن انتظار فرودگاه ، فیلم سینمایی بی سو را نمایش می دادند ! اما کو سو چشمی که بتوان فیلم را تماشا کرد !؟

    مرتضی حسین زاده

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *