امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 16:00
  • دفاع مقدس
  • امداد گر

    وقتی به هوش آمد ، همه جراحان بیمارستان صحرایی عملیات بدر ، بالای سرش ایستاده و خیره خیره نگاهش می کردند .
    سوال کرد : چه اتفاقی افتاده ”
    گفتند : دیگر می خواستی چه بشود !
    گفت مگر چی شده ؟
    یکی از جراحان گفت : این همه زحمت کشیدیم ، دست تکه تکه شما را جراحی کردیم و دوختیم !
    گفت : دست شما درد نکند ! خیلی ممنون ! ولی دیگر چرا چپ چپ نگاه می کنید ؟
    یکی دیگر از جراحان گفت : شما در حین عمل جراحی و در حال بیهوشی  می گفتید :
    کار شما جراحان مهم نیست ، کار امدادگری مهم است که در شب عملیات با خواندن یک وجعلنا در تاریکی و زیر آتش دشمن ، سوزن سرم را درست به رگ دست مجروح فرو می کند ! امداد گر مهمه !

    منصور سلیمانی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *