
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۸/۸/۶
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی
«اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَاعِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا»
ادامه تفسیر سوره نحل را داشتیم و قبلاً هم شنیده بودیم در این باره که از خرافات زمان جاهلی وقتی خبردار میشدند دختردار شدهاند از غصه صورتشان سیاه میشد و فکر میکردند چکار کنند. «یَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلى هُونٍام یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُونَ» نحل/۵۹.
«یَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ» فرار کند. « أَ یُمْسِکُهُ عَلى هُونٍ»، با ذلت و خواری نگه دارد. «ام یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ»، او را زنده بگور کند.
این وضع زمان جاهلی بود که قرآن درباره آنها میفرماید: «ساءَ ما یَحْکُمُونَ» بسیار بد قضاوت میکنند.در این جلسه آیه ۶۰ از سوره نحل:
«لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ» نحل/۶۰.
کسانی که ایمان به آخرت ندارند الگوی بدی است و همه بدیها در او جمع است مثلاً ما در فارسی میگوئیم فلانی مجسمه شیطنت است و بدی، (چون در این دنیا و کره زمین که ما در او زندگی میکنیم حساب کنیم، که:
الف: صاحب دارد
ب: صاحب ناظر ماست
ج: حساب و کتاب در کار است
پس ما مسئول و وظیفه داریم.
اما اگر بگوئیم این کره یک جرقه بود از خورشید جدا شد چرخید تا پوست او سر و باطن آن هنوز گداخته بعد پستی و بلندی …… و بالاخره خدایی و قیامتی نیست پس:
الف: صاحب ندارد
ب: نظارت ندارد
ج: حساب و کتاب ندارد و قیامتی نیست
اگر این چنین است هر چه دزدی نکنیم ضرر کردهایم و از جیب رفته، صدام بماند گرچه شلمچه ۵ هزار نفر پودر شوند)
اگر کسی ایمان به قیامت نداشته و خوف مسئول هم نداشته باشد مجسمه بدی خواهد شد. و با هیچ اهرمی نخواهد شد او را کنترل کرد، و در مقابل اگر ایمان به قیامت باشد به کم فروش میگوئیم:
«وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ» اعراف/۸۵
«أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظیمٍ» مطففین/۵-۴. کم فروشی نکنید آیا فکر نمیکنید برای روزی بزرگ (قیامت) مبعوث خواهید شد. وباید حساب بدهی که چرا کم فروشی کردی و کلاهبرداری، با ایمان به قیامت آمدگی رفتن به جبهه پیدا میشود، جوانی، باش، میفرماید:«بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» آل عمران/۱۶۹.
زندگی فقط اینجا نیست شهید هم زنده است بعد قیامت و بهشت، اگر از زن گذشتی، حورالعین میدهند، اینجا منزل عادی نداری آنجا بهشت میدهند.
پس اگر ایمان داشت هر چه اینجا از دست بدهد میگوید قیامت دارم ولی اگر ایمان نباشد چرا باشد؟ «لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ» نحل/۶۰.
کسی که ایمان به قیامت ندارد قبل، الان و بعد را هیچ میداند مثل خود کلمه «هیچی» وقتی هست «هیچی» (هم خوانی حضار) وقتی پاک هم میکنیم میشود «هیچی» بود و نبودش «هیچی» دو صفحهای است که پایان ندارد به طرف مرگ به سمت «هیچی و پوکی» مثل یک قطاری که میرود به طرف درهای سقوط کند بگویند لطفاً دو زانو بنشینید، و مسواک کرده و زلفها را شانه بزنید و لباس را اتو کنیدمی خواهیم.
اینجا را منفجر کنیم اگر اینچنین است این کارها چه معنی دارد و چرا بنایی و گچکاری و کاشیکاری و چرا میز و مبل و صندلی و سفره رنگین و مرتب، – قند و شکر و ترشی و نان …. . که چی؟ میخواهیم چند تا گربه و موش اینجا رها کنیم اینها را بهم ریخته و بعد ما جمع کنیم. اگر بناست سفرهای رنگین درست کنیم برای موش و گربه پس اینهمه زحمت برای چه؟
دنیا سفرهای است که خداوند آن را پهن کرده و تعدادی موش، مظلوم و ظالم گربه، اینها بهم ریخته و نظام هستی را هم بهم بریزند بعد هم خداوند بگوید هیچ به هیچ کوزه گر مست هم حاضر نیست کوزهای که درست کرده آنرا بشکند، چطور میشود نعوذبالله کار خدا از کوزه گر مست هم بدتر باشد.
(من قدیم ضرب المثلی داشتم چون آقازادهها و دخترخانمها بزرگ شدهاند یادشان رفته که ما چه مثلی زدهایم چون ما الان ۲۰ سال است در تلویزیون هستم این حرف از سالهای اول) است مثال زدم برای قیامت گفتم این زمین و این هم ریشه درختها، که موادغذایی را از زمین جذب میکنند میدهند به ساقه و گل و میوه جزء غذا و بعد سلول و بعد به رحم مادر و کم کم در شکم رشد کرده نطفه، علقه مضقه، و نوزاد و بعد به دنیا آمده حرف زدن یاد میگیرد و راه رفتن و مهدکودک و دبستان و راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی و دانشگاه و یک انسان کامل و جوان سوپر دولوکس، دوباره زلفها سفید، صورت چین دار، دندانها فاسد و کمر خم میشود، چشم عینک و برای پا عصا، پیر و مریض و مردن و زیر خاک، پوست استخوان خاک شده و فضای سبز شهرداری.
خدایا اگر میخواستی خاک کنی ما را مگر اول خاک نبودیم؟ قرآن در این باره میفرماید: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ» مومنون/۱۱۵. فکر میکنید جریان خلقت بازی است.
کشورهای کمونیست ایمان به قیامت ندارندوبدترین زندگی را دارند. میگوید کاربرای خوردن، خوردن برای و … ۸۰ سال در یک دایره بی در و دروازه…
این بدترین زندگی است مثل کسی که میگویند برو و برگرد، پس کسی که میگوید با مرگ پوچ میشویم بدترین زندگی را دارد.
«لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ» نحل/۶۰. نمونه برتر مخصوص خداست مثل اینکه میگویم نقشه خوب میخواهی فلان مهندس و بدترین نقشه، نقشه فلانی که نه زیر بنا و نه روبنا و نه محاسبات سیل و زلزله در آن شده یک باد هم آنرا خراب میکند، بهترین نقشه خداست.
وقتی انسان ایمان به خدا دارد:
الف: به کسی نیش نمیزند
برو زشت، چه زشتی، مخلوق خداست، همایش سبزی بود ما هم برای سخنرانی دعوت شدیم همه مسئولین جنگلبانی آمدند و سخنرانیهای زیاد من گفتم هستی امانت است و ما اگر مردم ایمان به این مطلب داشته باشند و کندن گل و شاخه خیانت به امانت، قانون نمیخواهد، ایمان مرا نگه میدارد.
شمال، گیلان و مازندران آبیاری هم نکنی، درختها سبز است چون فضای مرطوب آنها را سبز نگه میدارد اگر اینچنین نباشد هر چه هم آب بدهیم کار رطوبت هوا را ندارد.
نمونه برتر میخواهید خدا، خدایی شوید امام میخواهد از دنیا برود، میباید خیلی بترسد که میخواهد از دنیا برود میگوید: من با قلبی آرام و دلی من چی؟ برعکس نوشتم من با دلی آرام و قلبی شاد دارد میرود به قبر میگوید. کسی که بند به حق شد حق ثابت و او هم ثابت است خدا هست و کارها هم هست میفرماید: «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً» کهف/۴۹ تمام کارها حاضر میشود در قیامت… در جای دیگر«یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً» آل عمران/۳۰.
و: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ» زلزال/۸-۷.
کارها را میبینم و حاضر است، تمام آن فیلم برداری میشود و در قیامت لوحی باز میشود
می گوید: «یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغیرَهً وَ لا کَبیرَهً إِلاَّ أَحْصاها» کهف/۴۹. این چه کتابی است که تمام کارهای کوچک و بزرگ نیست مگر نوشته شده
بنابراین رویش را آنطرف کرد از جیبش زدی خداوند: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» فجر/۱۴ خداوند میبیند…
معماری را میبردم خانهای را قیمت کند فردی در بین راه به او گفت این خانه را خوب قیمت کن خانواده شهید است گفت عجب یعنی گران قیمت کنم و بچههای شهید لقمه حرام بخورند من خانه را به عدالت قیمت میکنم من این کار را نمیکنم.
انسان وقتی ایمان داشت محکم میایستد، امضا کن، دروغ امضا نمیکنم. رئیس یک سازمانی که اسمش را بگویم او را میشناسید آمدند گفتند این نامه را بنویس ضروری، اگر بنویس ۶۰ تا ماشین به ما میدهند و گفتند این ماشینها را بدهید به نهادهایی که نیاز ضروری دارند، بنویس، گفت ضروری نیست، ضروری پیراهن و شلوار است و نان و آب، گوشت و میوه هم ضروری نیست و ضروری این است که اگر نباشد انسان از بین میرود گفتند بنویس گفت نمینویسم)
«وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى» نحل/۶۰ اگر میخواهید الگوی خوب خدا…
اینهمه دنبال فلانی دویدیم رها کرد، این خسارت است. چون این بحث ماه رجب پخش میشود این دعا را از ماه رجب بخوانم:
باز این جمله بد نیست بشنوید مرحوم شهید مطهری به من گفت این دعا را هر روز بخوانید دعا از ماه رجب است ولی هر روز بخوانید.
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ»(صحیفه سجادیه، دعاى ۴۶): بدبخت شدند آنها که سراغ غیر خدا رفتند.
«وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَکَ»(صحیفه سجادیه، دعاى ۴۶): و هر کس سراغ غیر تو رفت خسارت کرد.
خداوند عزیز و نفوذ ناپذیر است، دیگران نفوذ پذیر هستند. عزیز یعنی: نفوذ ناپذیر، دستی که چرب است آب را پس میزند میگویند این دست عزیز است زمین سفت را بیل میزنی سر بیل برمی گردد زمین عزیز است، مؤمن عزیز است نه یعنی خانه و ماشین دارد ممکن است یکی روی گونی بنشیند ولی یک امضای ناحق نکند ویکی تمام اطاقهایش قالی ابرایشم باشد برای یک آدامس ۲۲ دروغ بگوید، معنای عزیز فرش و خانه نیست بلکه با چه قدرتی میشود روحش را سوراخ کرد.
حالا که خدا عزیز است نمونه برتر اوست… «وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَکَ عَلَیْها مِنْ دَابَّهٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَهً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ» نحل/۶۱.
اگر خداوند بخواهد جزا دهد و به اولین گناه بخواهد مرگ بدهد هیچ کس روی کره زمین باقی نمیماند، یا مثل کاری که ما به حیوانها میکنیم اولین مگس و پشهای که روی دست شما مینشیند میزنی و او را میکشی بلاتشبیه نمیگویی باشد ۲۰ دفعه دیگر هم نیش بزند و همچنین برخورد ما با عقرب و مار و با رفیقی که بد شود و فحش دهد از او تبری داری و اولین دفعهای که پول شما را خورد و نیاورد دیگر به او نسیه نمیدهی، و چه بسا اولین برخورد سه طلاقه میکنیم، خداوند هم میفرماید اگر بنا بود با اولین خلاف نابود کنم کسی روی زمین باقی نمیماند اگر خداوند مؤاخذه کند مردم را و بخواهد مچ بگیرد بخاطر ظلمی که کردهاند باقی نمیماند روی زمین هیچ جنبندهای.
پس چرا اینکار را خداوند انجام نمیدهد؟
جواب: تأخیر قهر خداوند شاید او را به توبه بکشاند.
تا چه زمانی تأخیر میشود؟
جواب: «إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى» تا آخر عمر گاهی تأخیر میشود.
۵۰، ۶۰ سال شاید توبه کند، اما وقتی عمر به پایان رسید یک لحظه کم و زیاد نمیشود.
نکات این آیه.
در آیات قبل داشتیم که اینها برای بتها سهم قرار میدادند و میگفتند این سهم از گندم برای بتخانه و عقائد خرافی امثال دختر زنده به گور کردن آنها، ظلم در این آیه شاید اشاره به آن عقاید و یا عموم ظلم باشد.
البته قاعده این است که خداوند گوشمالی میدهد چون ما دو نوع عذاب داریم، مثل اتوبوس، شام و ناهار نیست ولی آب و شکلات هست.
عذاب و پاداش برای قیامت است ولی گاهی در دنیا مثل قوم عاد و ثمود و صالح و ما ممکن است خلاف کنیم و سیلی بخوریم، این برای دنیا و عذاب برای قیامت است اساس آفرینش بر رحمت است نه قهر…
یک نکتهای بگویم بد نیست ممکن است بعضی حوصلشان نرسد ولی نیم دقیقه بیشتر طول نمیکشد ما در فارسی خیلی جاها میگوئیم اگر ولی در عربی هر اگر یک شکلی است.
«إِذا» یعنی: اگر ۹۹% درصد میشود.
«لَوْ» یعنی: نشدنی ۹۹% درصد نمیشود.
«إِنَّ» یعنی: شدنی و نشدنی ۵۰%
می خواهم بگویم اگر پیرمردی جوان شد، نشدنی با «لَوْ» آورده میشود و یا میگویم اگر شب شد من خانه شما میآیم، شدنی است یا «إِذا» میآید و یا اگر در کنکور موفق شدم، شدنی و شاید نشدنی، با «إِنَّ» میآید. در این آیه با «لَوْ» آمده یعنی ۹۹% خداوند اینکار را نمیکند، اساس بر این است که اگر گناه کردید خداوند ببخشد، ولی با ۱% درصد هم میخواستم مچ بگیرم کسی روی کره زمین نمیماند، با «إِذا» و «إِنَّ» نفرموده، با «لَوْ» ۹۰% نشدنی است.
سنت خداوند بر مهلت دادن است «یُؤَخِّرُهُمْ» به همین معنی است، برای توبه کردن، مهلت هم پایان دارد «أَجَلٍ مُسَمًّى» و از مهلت دادن خداوند مغرور نشوید، چرا ستمکار مهلت داده میشود به این معنی نیست که خداونداورا دوست دارد تأخیر سنت الهی است، اگر نباشد تا دروغ گفتند لال شوند همه مردم لال هستند. وقتی اجل آمد ذرهای مهلت نیست، از امام علیه السلام پرسیدند: بعضی مردهها چشمهایشان باز و بعضی بسته است. فرمود: آن که چشمش باز است فرصت نکرده ببندد و آنکه بسته است فرصت بازکردن نداشته
می فرماید: «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَهً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ» نحل/۶۱. زمانی که اجل آمد یک لحظه عقب و جلو نمیافتد.
«وَ یَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما یَکْرَهُونَ وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْکَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ وَ أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ» نحل/۶۲. هر چه را دوست ندارند میگوید از خداوند است، اشاره به جلسه قبل که دختر را دوست نداشته میگفتند از آن خداوند است و پسرها از آن ماست.
ما هم اینچنین هستیم، مثلاً پیراهن تنگ است میگوئیم بدهیم به فقیر، (غذا مسموم است عزیزجان نخور میدهیم به فقیر، یک تاجر آمد گفت من چکی دارم نمیشود به عنوان سهم امام بدهید به فلانی، اگر چک برگشت آقا او را زندان کند، چکهای مرغوب را خود برمی داری آن چکها را به جای سهم امام و خمس میدهی،)
قرآن میفرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» آل عمران/۹۲ هر چه را دوست دارید در راه خدا بدهید.
در انفاق تنها به او خیر نمیرسد انفاق کننده هم باید با دل کندن از محبوب خود رشد کند میگویند: روغن چراغ ریخته را نذر امامزاده میکند.
گوسفند را قربانی میکند یک راسته را در یخچال کبابی کنیم، سیراب شیردان را هم برای عصرانه ران را هم خانه احمدآقا شوهر همشیره، دست و آن را به برادر خانم، آن هم به پسرعمو، چه چیز آن قربانی شد، چون قربانی یعنی «قربه الی الله» یعنی برای خدا و در راه او دل کندم این که در راه خدا نشد در راه اقوام و دوستان شد، چیزی از آن قربان نشد، دل بکن و برای خدا بده، افطاریها و قربانیها و که داده میشود چیز خوب به فقیر بدهید.
آیه دیگر داریم که: اگر خودت فقیر بودی آن را میگرفتی؟ «إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فیهِ» بقره/۲۶۷ مگر با مشقت و سختی آن را قبول کنی. چیزی به فقیر بدهید که عزت او حفظ شود، قدیم کارهای زشتی میکردند مثلاً پولداری پارچه مشگی میخرید به مدیر مدرسه میداد برای بچه فقراء همه میفهمیدند اینها کفاره و صدقه است، چون همه یک رنگ بود، جوری ندهیم که شخصیت او شکسته شود و اگر هم فهمیدید نباید ابراز کنید، یک داماد بسیار پست و من یادم نمیرود که چقدر او رذل است واقعاً هر زشتی نثار او کند حق اوست رفت منزل عروسی جهازیه او را دید گفت کمیته امداد داده، عروس شب عروسی چنان شکسته شد، این گناه را خداوند از این داماد نمیبخشد، این گردنبند را از فلانی گرفته و این نمکدانها فلان و کاسهای و کفشی خیلی زشت است هر چه را عزت بدهی میبینی همین نماز بعضیها وقتی نماز میخوانند الله اکبر، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم»
حدیث داریم نماز میگوید: «ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّهُ»(کافی، ج۳، ص۲۶۸) مرا ضایع کردی خداوند تو را ضایع کند.
عروس را ضایع کردی خداوند تو را ضایع میکند، داماد را ضایع کردی، پسر فلانی، چرا شکستی و چرا نماز را خراب کردی، چرا اسم او را بد برده، آشغالی، این کارمند است، و او بر ما و مردم شهر حق خدمت دارد، چرا شکستی، زبان تو آشغالی است.
قرآن میفرماید: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ» حجرات/۱۱ لقبها را زشت نبرید… القاب یعنی لقب. محترم او را صدا بزن.
حدیث داریم روز قیامت چهار گروه شکایت میکنند:
الف: عالمی که در شهر غریب است، نمیروند از او استفاده کنند
ب: قرآنی که تلاوت نمیشود
ج: مسجدی که این آقا جز ختم عمهاش نمیرود
د: حتی حیوان را اگر بشکنی، گفتهاند حیوان را بروی حیوان نکشید، به مقداری که شعور دارد میفهمد، موقع شیر دوشیدن ناخن را بگیر، پستان گاو اذیت نشود، شیر میدوشی مقداری هم برای گوساله بگذار
حدیث: اگر حاجیها آمدند مکه یک حاجی زودتر رسید امضا و شهادتش قبول نیست چون معلوم میشود اسبش را دوانده و ظلم کرده.این دین ماست، بیش طاقت بار، بار او نکنید، به علف رسید افسار او را نکشید، چموش سیلی به گوشش نزنید.
هر چه از آن بدشان میآید میگویند از خداست، اطاق را فرش کرده میبیند تا به تا است میگوید بدهید به مسجد، اطاق وزیر و وکیل لوکس، مسجد وزارتخانه خرابه…
«وَ یَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما یَکْرَهُونَ» نحل/۶۲ هر چه خراب است موکت پارهها برای نمازخانه و اطاق لوکس و مبلمان برای اطاق رئیس. بعد هم میگوید: قیامت هم وضع ما خوب است. «وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْها مُنْقَلَباً» کهف/۳۶. اشاره میکنند وقت تمام شد.
نمونه بد آدمهای بی هویت هستند و بند به آینده نبوده و امیدی به آینده ندارد، و چون میگوید قیامت نیست مأیوس است، مادر به امید بچهاش را بزرگ و کشاورز به کشاورزی، انسان بی امید یعنی انسان سوخته، مثل بد انسان نا امید، و مثل اعلی ایمان به خدا که او در کمین و «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ» زلزال/۷.
آیه دوم خداوند حلمش و مهلتش برای رحم است و ۷۰ سال اگر بخواهد مهلت ندهد کسی باقی نمیماند.
آیه سوم: انتقاد از آنها که بدیها را خدا و خوبیها را برای خود
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»