امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۱۹:۳۶

حقوق اقلیتها

قران


متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   :: ۱۳۷۸/۳/۶

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی
ما در سال ۷۷ بیشتر حرفمان درباره حقوق بود یکی از حقوق، حق اقلیتهاست یهودیها، مجوسیها، صائبین، اصولا اینها در کشوراسلامی جایگاه وشرائطشان چیست؟ برخورد ما با مسیحیها، ارامنه به چه شکل باشد ممکن است بگویی این بحث بدرد ما نمی‌خوردچون در منطقه ما یهودی ومسیحی نیست اگر درمنطقه شماهم نیست همینکه بدانی اسلام چقدر دین خوبی است دردین شناسی واسلام شناسی ارزش دارد که آدم بفهمد که اسلام چقدر دین عزیزی است.
بعداز این بحث ببینید اسلام ضامن حقوق بشر است یا سازمان ملل(سازمان ملل یک سوراخ دارد که هرچه آب به آن کنند ازآن خالی می‌شود وآن حق وتواست، یعنی)همه جمع شده‌اند که حمایت کنند از حقوق مردم در نهایت یک نفر می‌گوید نه، همه آریها کشک وبی خود است، حق وتو یعنی هرچه بگوئید کشک است، همه می‌گویند آری آمریکا می‌گوید نه، حق وتو سوراخ سازمان ملل است این هم حق وتو یک وقت برای کسی است که هوس ندارد، عدالت دارد، تقوا دارد، ممکن است بگویی دو نفرکه دعوا می‌کند حرف آخر را قاضی می‌زند ولی ما می‌گوییم قاضی باید عادل ومجتهد وشرائطی دیگر این که حق وتو به فردی داده شود که از مخ تا پایش هوس است سابقه‌اش خباثت، بله چاقو در همه خانه‌ها هست ولی این چاقو را دست آدم مست دادن مهم است به هرحال کجا داریم می‌رویم واسلام چه می‌گوید.
گفتند در جنگ جهانی اول چهارصد میلیارد دلار خرج شده اگر فرض کنید دلاری ۵۰۰ تومان تقریبا پول چهل میلیون خانه به تعداد خانه‌های چند کشور آنچه فعلا در دنیا نیست، حق است البته دانشکده حقوق، حمایت از حقوق وسازمان ملل حرف همه می‌زنند اما اسلام.
۱- اصل اسلام اینکه دین اجباری نیست
در قرآن آیات زیادی هست که می‌گوید‌ای پیامبر تو حق نداری مردم را مجبور کنی: «وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّارٍ» ق/۴۵ تو حق اجباربر مردم نداری.
به زور نمی‌توانی به مردم بگویی مسلمان بشوند. «أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ» یونس/۹۹ آیا تو به مردم گفته‌ای بازور مسلمان شوند.
«لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ» غاشیه/۲۲ تو حق سیطره وزور بر مردم نداری که یا مسلمان شوید یا کشته می‌شوید. «ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ» مائده/۹۹ فقط حق رساندن حرف حق به مردم راداری حرف حق را بزن. خواستند بپذیرند خواستند نپذیرند. «فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ» کهف/۲۹ هرکس خواست باایمان یا کافر شود. «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» بقره/۲۵۶ دین زوری نمی‌شود.
(اگر این چنین است پس چرا در جمهوری اسلامی یک جاهایی، می‌گیرند، می زنند، می‌بندند، چرا با این حجاب ولباس؟) در اعتقادات زور نیست ولی در عمل زور هست. اگر در عمل زور نباشد یک نفر داد می‌زند ومزاحمت ایجاد می‌کند بگو وقت خواب واستراحت وبیمارستان است، اگر بوق زدن او آسایش بیماران را گرفت(حق داریم بوقش را سوراخ(از کار بیاندازیم) کنیم ویا ماشین او را پنچر کنیم) نمی‌توانی بگویی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» چون در عقیده هر چه وهرکه می‌خواهی باش ولی در مردم آزاری حق نداری اگر بگوید من می‌خواهم هر شکل به اجتماع بیایم ومن عمامه‌ام را بگذارم توی پیشانی حداقل در یک روز ۲۰ تصادف می‌شود برای این کار من. گاهی بعضی قیافه‌ها حواسها را پرت کرده یا از نظر شهوت یا غیر آن.
اصلا کاری که آرامش را بهم بزند یا قیافه ویا رانندگی ویا صدا حق ندارد پس در عقیده آزادیم ولی در عمل مراعات حال دیگران باید بشود.
اما حقوق اقلیتها
احترام به آنها وکتاب ومراسم وخدمات ونیازها ومرده‌ها وهمسایه‌ها، مهمانها وپول و دیون وگفتگوهای آنها.
۱- احترام به آنان
امیرالمومنین علی علیه السلام به استاندار می‌فرماید: «إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) یا برادر دینی تو ویا مثل توست د رخلقت وانسان.
«فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ وَ صَفْحِکَ مِثْلِ الَّذِی تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ‏ِ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) طوری با بزرگواری با آنها برخورد کن که همانطور که خدا باتو با عفو وبزرگواری رفتار می‌کند. خدا به تو لطف کرده تو هم لطف کن عیبهای تو را پوشانده تو هم عیب آنها را بپوشان.
قرآن می‌فرماید: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ» ممتحنه/۸
کسانی که «لَمْ یُقاتِلُوکُمْ» شما را نمی‌کشند ودست به اسلحه نمی‌برند «وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ» وشما را از خانه‌ها آواره نمی‌کنند «أَنْ تَبَرُّوهُمْ» با آنها نیکی و خوشرفتاری کنید.
«وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ» با عدالت با آنها رفتار کنید خداوند عدالت پیشگان را دوست می‌دارد، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ»
منافقین هم در ایران تا دست به ترور وبراندازی نزده بودند زندگی می‌کردند جلسه وسخنرانی داشتند ولی وقتی دست به انفجار حزب جمهوری ونخست وزیری وشهادت رجائی وباهنر زدند.
خلاصه تا کسی چاقو(اسلحه) دست نگرفته ولی هر عقیده‌ای دارد باید بتواند راحت در پناه اسلام زندگی کند ولی وقتی اسلحه دست گرفت هر کس باشد حسابش جدا می‌شود حتی یک مسلمان اگر اسلحه کشید چه اعمال بکند یا نه مفسد فی الارض است.
قرآن می‌گوید: کسانی که مفسد فی الارض هستند یا باید اعدام ویا تبعید ویا جریمه شود. مفسد فی الارض وقتی اسلحه کشید چه بزند یا نزند، چون ایجاد وحشت کرده این ممنوع است.
۲- احترام به کتاب آنها
آیاتی در قرآن داریم که: «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ» آل عمران/۳ من تصدیق می‌کنم تورات وانجیل را تورات کتاب یهودی‌ها وانجیل کتاب مسیحیها وزبور از حضرت داوود(علیه السلام)
قرآن می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ» مائده/۶۶ به یهودیها بگو کتاب آسمانی خود را پاس بدارند. البته ما عقیده داریم که در قرآن ذکر شده که: «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ» نساء/۴۶ در آن دست برده وتحریف کرده‌اند.
باز هم این کتاب از نظر ما مقدس است اکشال ندارد یک گونی نخود ۱۰ تا شن هم داشته باشد ولی نخود است. کتاب، کتاب آسمانی است.
۳- احترام به خدمات
علی علیه السلام فقیری را دید به حضرت گفتند او مسیحی یا ارمنی است جوان که بود مثلا نجار خوبی بود. حضرت فرمود این چه حکومت اسلامی است که افراد تا جوان هستند کار می‌کنند ودر پیری بیمه نیستند بقول امروزیها تأمین اجتماعی ندارند.
جمله این است: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: «اسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّى إِذَا کَبِرَ وَ عَجَزَ مَنَعْتُمُوهُ أَنْفِقُوا عَلَیْهِ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ»(تهذیب‏الأحکام، ج‏۶، ص‏۲۹۲)
او را به کار گرفتید تا پیر وعاجز واز کار بر کنارکردید از بیت المال زندگی او را تأمین کنید. در تأیید بیمه و تأمین اجتماعی این حدیث یکی از تاییدات است. یعنی فرق نمی‌کند هر کس باشد وقتی پیر شد باید زندگی‌اش تأمین بشود.
۴- توجه به نیازهای آنها
امام صادق علیه السلام در سفری دید فردی اشاره می‌کند که تشنه است حضرت فرمود: او را سیراب کنید رفتند و برگشتند، گفتند او یهودی است حضرت فرمود: انسان که هست من که نگفتم او را گزنش کنید برای آب دادن. خدمات باید عمومی باشد و انتخابی نیست حضرت ابراهیم وقتی مکه را ساخت از خداوند خواست:
«وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ» بقره/۱۲۶ روزی بده اهل مکه را از ثمرات ومیوه‌ها آنها که ایمان آورده‌اند. خداوند فرمود: «وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ» کافر هم باشد روزی می‌دهم.
اگر کسی کافر است روزی ندهیم این چه دعایی است استفاده از منافع و منابع مسلمان و غیر مسلمان ندارد. البته برای لجبازی با منطق انبیاء در قیامت به حسابش می‌رسیم.
۵- احترام به مرده آنها
جابربن عبد الله انصاری(او که شتر درب خانه‌اش خوابید درورود پیامبر به مدینه احساساتی مردم مدینه نشان دادند از درخت و دیوار بالا رفتند و شعرهایی خواندند از قبیل: «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَیْنَا مِنْ ثَنِیَّاتِ الْوَدَاعِ»(المناقب، ج‏۱، ص‏۲۲۷) با آهنگ خاص خودش
البته کسانی که می‌خواهند بگویند بعضی آهنگها حلال است سند آنها این شعرهاست چون ریتم دارد یعنی ماه دارد می‌آید وما منتظر هستیم. شعر خیلی جالب و مهیج است. هر کس بشنود احساسی دراو بوجود می‌آید.
وقتی پیامبر صل الله علیه واله وسلم وارد شد همه گفتند حضرت بیاید خانه ما، ورود اولیه را به خانه و قبیله خود مایه سرفرازی می‌دانستند. بالاخره حضرت فرمود: بگذارید هر کجا شتر بخوابد واین گویای این است که کسانی که در اجتماع می‌خواهند کار اعتقادی و فکری کنندباید بی طرف باشند هرکجا برود می‌گویند این باند و حزب و خط و گروه و گرایش می‌خواهد با مردم کارکند و حیف است که از روز اول رنگی بشود.
من گاهی دو نفر دعوت می‌کنند من که شتر ندارم می‌گویم هر کس استخاره کرد در شهر و منطقه وقتی شک داریم و عقلمان به جایی نمی‌رسد با استخاره جلو فتنه‌ها را می‌گیریم یا قرعه می‌کشیم در عوض گفته نمی‌شود آنجا چربتربود یا باند بازی و یا گول زدند.
خلاصه شتر پیامبر(ص) درب خانه‌ای خوابید که در مدینه کسی از او فقیرتر نبود همان جابربن عبدالله انصاری، البته ببخشید من جابربن عبدالله انصاری را با ابو ایوب انصاری اشتباه گرفته‌ام دو شاخ برق را زدم توی تلفن و عکس قاطی کردم، البته این قاطی کردن که عیب دارد، یک وقت من خیلی قاطی کردم گفتم شمر علیه السلام دیگه خیلی قاطی کردم.
روایت از جابر ین عبدالله انصاری است که: نقل می‌کند با پیامبر(ص) نشسته بودیم جنازه غیر مسلمانی را عبور دادند حضرت ایستاد و بعد نشست گفتند یا رسول این جنازه یهودی بود حضرت فرمود اگر مسلمان نبود انسان که بود. اقلیتهای مذهبی هم حق دارند.
این روایت یک تحلیل دیگر هم دارد که: پیامبر(ص) ایستاد که سایه یک غیر مسلمان بر سرش نباشد چون پیامبر(ص) روی این چیزها حساس بود.
در روایت دیگر هست که: یک وقت حضرت در طائف به دست مخالفین سنگ باران شد از شهر بیرون آمد راه نسبتا زیادی رفت خسته کنار دیوار باغی سایه نشست، فردی از باغ بیرون آمد حضرت فرمود این باغ از کیست گفت از یک غیر مسلمان حضرت با اینکه خسته بود کشان کشان آمد تا پای یک درخت تکیه داد بعد فرمود: مسلمان به دیوار یک غیر مسلمان هم نباید تکیه بدهد حضرت روی این چیزها حساس بود.
از حساسیت پیامبر(ص) بگویم: حضرت در مدینه مسجدی ساختند و بعد کنارآن مغازه‌هایی به صورت یک بازارچه، بعد فرمود مسلمانها تولیدات و اجناس را اینجا خرید و فروش کنند.
یعنی مسلمانها باید مستقل بوده و وابسته نباشند. البته معامله با غیر مسلمان اشکال ندارد وابستگی بد است. غربزدگی و شرقزدگی بد است ولی استفاده از آنها اشکال ندارد مثال: یخ زدگی بد است. ولی از یخ استفاده می‌کنیم اشکال ندارد. از گرما استفاده کنیم ولی گرما زده نشویم.
اگر کسی علم و تکنولوژی دارد استفاده می‌کنیم. اما خودباختگی که اختیارم دست خودم نباشد بد است.
۶- احترام به همسایگی آنها
این عباس می‌گوید گوسفندی را ذبح کردیم. حضرت فرمود به همسایه هم بدهید عرض کردیم مسلمان بیست فرمود نباشد بعد آنقدر سفارش همسایه را کرد که ما گفتیم شاید همسایه از همسایه ارث می‌برد.
۷- احترام به مهمانهای آنها
یک روز عده‌ای از مسیحیان بخران بر پیامبر(ص) مهمان بودند فرش کم آمد حضرت عبای خود را برای آنها پهن کرد.
ازامام هم نقل می‌کنند که شاید در مجلس نقل شد سال، سال امام است باید از او یاد شود من ممکن است همه را یادم نباشد کم وزیاد بگویم و حرفهای من برفک داشته باشد. اجمالش این است که امام(خمینی ره) وقتی مریض می‌شود دکتر متخصصی بود ولی دکتر شاه بوده، پزشک مخصوص امام(خمینی ره) گفت من ضمانت می‌کنم بیاید. بعد که آمد و دستوراتی داد و رفت.
پزشک مخصوص به امام گفت من یک چیزی می‌خواهم بگویم ولی شاید ناراحت شوید و آن اینکه این آقای دکتر که از خارج آمده دکتر شاه بوده امام فرمود: خوب حال شما خوب است، خیلی احوالپرسی از خود و خانواده او کرد بعد فرمود این دفعه که به ایران آمدی خانواده را هم بیاور، این دکتر از تفقد زیاد امام منقلب شده و گفت اینهمه من برای شاه طبابت کردم یک دفعه احوال خانواده و خانم مرا نپرسید.
و این هم این مرد در این سن و شرائط این خیلی مهم است.
علامه طباطبائی مرحوم شد و او خیلی مهم بود که آمریکا از ایران تقاضا کرد که علامه به آنجا برود و استاد شود ولی خوب ایشان قبول نمی‌کرد استاد شهید علامه مطهری با یکی از شاگردان ایشان مصاحبه کردند که شما ۳۰ سال شاگرد بوده‌ای درفقه و اصول و فلسفه خاطره و چیزی از ایشان بگوئید ایشان از فقه و اصول علامه نگفت، ولی گفت: یک روز علامه نشسته بود من وارد شدم فرمود: بیائید روی عبای من بنشیند من شرم کردم ایشان فرمود من دوست دارم لذت می‌برم.
اینها در مدرسه و کلاس نیست و در حوزه و دانشگاه باید باشد روابط با علم تنها خشک است اصلا قانون خالی(تنها) خشک است.
قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» نحل/۹۰ خداوند امر به عدالت و احسان می‌کند
این احسان و سط آیه چیست؟ عدل تنها کم رنگ است مثل قانون و تبصره آن یعنی کنار عدل احسان هم باید باشد.
مثلا بگویند مرد باید به خانم خرجی بدهد بسم الله خانم این خرجی من رفتم تا فردا این که زندگی نشد یعنی هم پول بده هم ابرویت را باز کن هم لبخند بزن. خرجی دادن قانون و لبخند احسان است، با محبت.
بعد می‌فرماید: «وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر»وقتی هم جلوگیری می‌کنی اول از(فحشاء) بعد از(منکر) بین(فحشاء) و(منکر) چیست؟
مثل: «إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» عنکبوت/۴۵ فحشا: گناهانی که خیلی ظاهر و رسوات را می‌گویند. منکر: هر کار خلافی را می‌گویند. اول گناهان رسوارا نهی کن بعد بقیه منکرات را.
بعد می‌فرماید: «یَعِظُکُمْ» خداوند شما را موعظه می‌کند یعنی درست است که خداوند امر می‌کند بازهم می‌فرماید «یَعِظُکُمْ» یعنی این امرونهی باید در قالب موعظه باشد. من گفتم باید انجام بدهی چه خبر است می‌گوید خداوند هم امرونهی می‌کند بله امرونهی خدا هم در قالب موعظه است یعنی بکن، نکن هم باید همراه محبت باشد. یعنی قانون همراه محبت وامرونهی همراه موعظه. بعد می‌فرماید: «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» شاید متذکر شوند. اینطور نیست که امرونهی کردی حتما گوش بدهند.
پیا مبر(ص) عبایش را برای مسیحیان و علامه عبایش را برای شاگرد آن چیزی که در ذهنها می‌ماند همین محبتهاست ولی درسها فراموش می‌شود.
۸- احترام به دیون و قرض از آنها
دارد که پیامبر(ص) گاهی از یهودیها وام می‌گرفت اینکه آیا می‌شود یک مسلمان از یهودی وام بگیرد چطور پیامبر(ص) غرور و استقلال و عزتش اجازه میداد از یهودی وام بگیرد ما در تاریخ داریم که حضرت وام می‌گرفت ولی باید نگاه کرد که آثاری هم داشت:
اول: آنها بدانند که رهبر مسلمانها هم گاهی بی پول می‌شود.
(شما اگردیدید مثلا آقای قرائتی کنار خیابان ایستاده منتظر تاکسی است شما می‌گویی بارک الله زنده باد جمهوری اسلامی که شخصیتیش هم ماشین شخصی ندارد البته من دارم ولی ااگر با تاکسی رفت و آمد کنم شما محبت بیشتری به جمهوری اسلامی پیدا می‌کنی و هرچه ساده‌تر محبت زیادتر مردم دوست دارند سادگی را. خبر پخش می‌شود که پیامبر(ص) وام گرفته معلوم می‌شود که او هم بی پول می‌شود.)
یکی از علمامی گفت من چه مطالبی برای طلبه‌ها بگویم گفتم از خاطرات دوران طلبگی کتاب اخلاق دانشگاه بخشی از آن باید حذف و استاد خاطرات خود را برای دانشجو بگوید این بهترین را ه است چون اخلاق علم نیست تاریخ و گذشته‌ها و پندها و عبرتهاست. گفتم خاطره‌ای داری گفت بله من در دوران طلبگی احتیاج به غسل داشتم پول هم نداشتم ساعتم را نزد حمامی گذاشتم گفتم همین را بگو چون طلبه که می‌بیند شما مرجع شده‌ای فکر می‌کند شما طعم فقر را نچشیده‌ای. و یا استاد دانشگاه تعریف کند که من از یک خانواده فقیر با چه رنج و زحمتی درس خوانده‌ام تا به این درجه رسیده‌ام این خاطرات اثر می‌گذارد. این از کتاب اخلاق اثرش بیشتر است.
علت اینکه به ما می‌گویند بروید روضه(مرثیه خوانی) این است که ببینم علی اکبر و علی اصغر چگونه بودند یعنی به خون دین را نگه داشته و تن به ذلت بیعت با یزید ندادند. پس به نظر من اشکال ندارد رهبر مسلمانها از یهودیها وام بگیرد تا آخر هم بدانند که گاهی رهبر مسلمانها بی پول می‌شود.
نکته دیگر: آیهالله العظمی بروجردی ره که مرجع بسیار مهمی بود قبل امام(خمینی ره) مریض شد.
شاه برای خودشیرینی دکتری را از خارج برای ایشان آورد او بادیدی که از غرب و رهبران خودشان داشت وقتی وارد قم و کوچه‌ها و منزل و سادگی زندگی او را دید خیلی تعجب کرد که زندگی این مرجع و رهبر مثل مردم است وحال اینکه رهبران ما دسته تلفن آنها طلاست. این اثر مثبت وام گرفتن از آنهاست.
دوم: یاد می‌دهد که شما مسلمانها هم رابطه داشته باشید.
سوم: روز وعده وام را پرداخت کرده و عملا وفای به دین را درس می‌دهد
پس با این عمل:
الف: درس میدهد که من اشرافی نیستم
ب: درس میدهد که شما هم مثل من عمل کنید با آنها
ج: درس میدهد که به قول خود عمل کنید
اینها همه عبرت است
۹- گفتگوی باآنها
قرآن می‌فرماید: «وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکِتابِ إِلاَّ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ» عنکبوت/۴۶ با اهل کتاب مودب حرف بزنید.
امام باقر علیه السلام یک دوست ۲۰ ساله داشت روزی به غلامش فحش مادر داد حضرت با خشم زیاد اعتراضی کرد او گفت این غلام من است و مادر او هم مسلمان نیست.
حضرت فرمود: اینکه او غلام است و مادرش غیر مسلمان مگر می‌توانی فحش وناسزا بگویی من ۲۰ سال است تو را آدم خوبی می‌دانستم بسیار حرف زشت و نابجایی زدی.
حدیث داریم: «من اذی ذمیا فاناحصمه» اگر کسی کافری را اذیت کند من یقه او را می‌گیرم فردای قیامت.
اودر کشور اسلامی زندگی می‌کرد چرا اورا اذیت کردی؟
وباز می‌فرماید: «من أذى ذمیا فقد آذانى»(الصراطالمستقیم، ج‏۳، ص‏۱۳) هر کس غیر مسلمانی را اذیت کند مرا اذیت کرده.
حدیث دیگر: به علی علیه السلام خبر رسید که لشگر به شهر انبار رسید داخل خانه یهودی شده و زینت زن او را گرفته‌اند وآن هم لشگر معاویه که به صورت ظاهر مسلمان بودند.
حضرت فرمود: اگر کسی این خبر را بشنود و از غصه دق(بمیرد) کند جا دارد در کشور مسلمانها چرا باید به زن یهودی جسارت شود.
حدیث دیگر: «من ظلم معاهدا او انتقصر حقه او کلفه فوق طاعه او اخذ منه شیئا بغیر طیب نفسه فانا حجیجه یوم القیامه»
اگر کسی به پناهند ه(غیر مسلمانی) ظلم کند یا حقش را به او ندهد و کمش کگذارد یا کار سختی را به او واگذار کند که طاقتش را نداشته باشد یا چیزی را از او بگیرد که او راضی نباشد پس من فردای قیامت یقه اورا می‌گیرم.
خاطره: یک مسلمانی دزدی کرد بعد دید آبرویش می‌ریزد از دیوار خانه یهودی به داخل خانه او انداخت، از او سئوال کردند آن یهودی اظهار بی اطلاعی کرد،
پیامبر(ص) چکار کند.
آیه نازل شد که: ای پیامبر به نفع یهودی حکم کن و اینجا مسلمان دزد بوده.
حق که آمد شهروگروه و باند، حزب نمی‌شناسد، انسان موحد باید طرفدار حق باشد گرچه حق به ضرر او باشد.
قرآن می‌فرماید: «کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ» نساء/۱۳۵
طرفدار حق باشید و شهادت به حق و عدل بدهید گرچه به ضرر شما باشد یا به ضرر پدر ومادرت گاهی بزرگ و بچه‌ای حرف می‌زنند باید گفت حق با بچه است.
حدیث دیگر: پیامبر(ص) لیوانی از آب خوردند مقداری از آن باقی ماند بچه‌ای گفت یا رسول الله آب را به عنوان تبرک به من بدهید درهمان موقع چند پیرمرد هم همین تقاضا را کردند.
حضرت فرمود: اول این بچه تقاضا کرده حق بااوست. اگر بچه اجازه داد به شما می‌دهم از او اجازه گرفت بچه هم اجازه نداد، حضرت فرمود حق با شماست و به او داد.
موحد آن است که حق را کیلویی حساب نکند به بزرگی و سن و سواد وباند وشهر و حزب وزبان را ملاحظه نکند.
۱۰- استفاده از امکانات
در تاریخ داریم اگر دولت اسلامی مثلا مدرسه‌ای می‌ساخته اقلیتها هم از آن استفاده می‌کرده‌اند
۱۱- احترام به آداب ورسوم ومراسم و جشنها
درتاریخ داریم اگر مسلمانها منطقه‌ای را فتح می‌کردند متعرض آداب ورسوم آنها نمی‌شدند.
یک نکته:
اگر آنها می‌توانند زندگی کنند پس جزیه گرفتن از آنها چیست؟
جواب:
اولا جزیه را از کودک وزن نمی‌گیرند فقط از آنهایی که توان جبهه رفتن دارند مثلا از ۲۰ تا50 سال.
وچون آنها مسلمان نبوده وبه جهاد و جنگ اعتقاد نداشتند و حاضر به جبهه رفتن نبودند اسلام
برای تأمین امنیت آنها که امکانات و اشخاصی از مسلمانها باید به جبهه بروند از آنها مقداری می‌گرفتند.
مسلمانها امکانات و خمس وزکات و خون بدهن ولی آنها هیچ و زندگی با امنیت هم داشته باشند که نمی‌شود کمک او در مقابل این چیزهاست البته به قدر توان.
سئوال: پس چرا مرتد را می‌کشید؟
جواب: اگر کسی از اول مسلمان نباشد کسی با او کار ندارند از اول پای منبر نیاید و یا لباس ارتش نپوشد ولی اگر آمد و مزاحمت ایجاد کرد جرم دارد.
مرتد کسی است که وسط مسلمانی شانه خالی می‌کند و باعث تزلزل بقیه می‌شود واین ضربه به اسلام و مسلمین است که باید جلوی آن گرفته شود.
ما که سال ۷۷ و آغاز ۷۸ درباره حقوق گفتیم جا داشت که یک بحث هم راجع به اقلیتها بگوئیم جالب این است که خود کلیمیها و اقلیتها یک جزوه‌ای چاپ کرده‌اند که من دیشب دیدم از سخنان امام(خمینی ره) درباره اقلیتها.
منتهی من گفتم مسئله توطئه جداست، توطئه بخشودنی نیست نه از مسلمان و نه از غیر مسلمان وگرنه هیچ دینی مثل اسلام احترام اقلیتها را نگرفته.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *