امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۸:۳۹

صحیفه سجادیه امام سجاد (علیه السلام)

قرآن


متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛تاریخ پخش   ::   ۱۳۷۸/۲/۹


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی
در این جلسه می‌خواهیم کمی درباره امام سجاد علیه السلام صحبت کنیم ماباید امامان عزیزمان را بهتر بشناسیم چون امامان ما یک مشترکاتی داشتند ویک مختصاتی.
اصول مشترک:
۱- دعوت به توحید
۲- مبارزه باطاغوت
۳- تربیت مردم
۴- نشر فرهنگ اسلام
منتهی طاغوت کیست؟ ومردم چگونه‌اند وشرائط تاریخی وجغرافیایی و….؟ شرائطی پیش می‌آید که عملکرد فرق می‌کند.
شاید این مثل زشت باشد ولی از امام سجاد معذرت می‌خواهیم که این مثال را می‌زنم دریک بازی فوتبال هر طرف یازده نفر هستند وهدف این است که گل بزنند البته ممکن است یکی کنار دروازه باشد ویکی توپ رادر هوارهاکند یکی توپ رازیر پایش نگه داردحرکات فرق می‌کند ولی هدف یکی است دولب قیچی برخلاف یکدیگر حرکت دارند، اما هدف یکی است پارچه‌ای را می‌خواهی آب بکشی برای فشار دادن حرکتها متضاد است ولی هدف آب کشیدن است پس بنابر این حرکتها وعکس العملهای مختلف دارندامامان ما ولی هدف یکی است این یک اصل است که باید بپذیریم.
شرائط زمان امام سجاد علیه السلام
امام سجاد علیه السلام ۳۵ سال امام بود. وقتی امام حسین(ع) را شهید کردند سه، چهار نفر بیشتر اعتقاد واقرار به امامت او نداشتند. یاران امام کم ولی حضرت با زحمات فراوانی توانست تا ۱۳۷ نفر را تربیت کند. در زمان او خیلی شرائط سخت ولی بعد از آن حضرت آسانترشد.
حکام زمان آن حضرت می‌گفتند که هر کس به ما «اتَّقُوا اللَّهَ» بگوید او را می‌کشیم. ابن زیاد بعد از شهادت امام حسین علیه السلام حرفها زد یک نفرخواست اعتراض کنداورا کشتند، دهها هزار نفر عریان درزندان بودند. دهها هزار نفر را سربریدند یکی از حکام درآن زمان می‌گفت: شیرین ترین چیز برای من کشتن انسانهاست من از کشتن آنها لذت می‌برم.
خاطره‌ای از امام باقرعلیه السلام از کتاب بحارالانوارجلد46، صفحه360(امالی طوسی، صفحه154) می‌گوید: عَنْ خَالِدِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنِ الْمِنْهَالِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: «کُنْتُ جَالِساً مَعَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ ع إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ فَرَدَّ عَلَیْهِ السَّلَامَ قَالَ الرَّجُلُ کَیْفَ أَنْتُمْ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدٌ أَ وَ مَا آنَ لَکُمْ أَنْ تَعْلَمُوا کَیْفَ نَحْنُ إِنَّمَا مَثَلُنَا فِی هَذِهِ الْأُمَّهِ مَثَلُ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَانَ یُذْبَحُ أَبْنَاؤُهُمْ وَ تُسْتَحْیَا نِسَاؤُهُمْ أَلَا وَ إِنَّ هَؤُلَاءِ یَذْبَحُونَ أَبْنَاءَنَا وَ یَسْتَحْیُونَ نِسَاءَنَا زَعَمَتِ الْعَرَبُ أَنَّ لَهُمْ فَضْلًا عَلَى الْعَجَمِ فَقَالَتِ الْعَجَمُ وَ بِمَا ذَلِکَ قَالُوا کَانَ مُحَمَّدٌ مِنَّا عَرَبِیّاً قَالُوا لَهُمْ صَدَقْتُمْ وَ زَعَمَتْ قُرَیْشٌ أَنَّ لَهَا فَضْلًا عَلَى غَیْرِهَا مِنَ الْعَرَبِ فَقَالَتْ لَهُمُ الْعَرَبُ مِنْ غَیْرِهِمْ وَ بِمَا ذَاکَ قَالُوا کَانَ مُحَمَّدٌ قُرَشِیّاً قَالُوا لَهُمْ صَدَقْتُمْ فَإِنْ کَانَ الْقَوْمُ صَدَقُوا فَلَنَا فَضْلٌ عَلَى النَّاسِ لِأَنَّا ذُرِّیَّهُ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّهً وَ عِتْرَتُهُ لَا یَشْرَکُنَا فِی ذَلِکَ غَیْرُنَا فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ فَاتَّخِذْ لِلْبَلَاءِ جِلْبَاباً فَوَ اللَّهِ إِنَّهُ لَأَسْرَعُ إِلَیْنَا وَ إِلَى شِیعَتِنَا مِنَ السَّیْلِ فِی الْوَادِی وَ بِنَا یَبْدُو الْبَلَاءُ ثُمَّ بِکُمْ وَ بِنَا یَبْدُوا الرَّخَاءُ ثُمَّ بِکُمْ»(أمالی طوسی، ص‏۱۵۴)
من نزد امام باقر(ع)نشسته بودم مردی آمدوبرآن حضرت(ع) سلام کرد حضرت جواد سلام اوراداد آن مرد از حضرت سئوال کرد: حالتان چطور است؟ حضرت فرمودتوهم نمیدانی حال ماچطوراست؟ زندگی ما مثل بنی اسرائیل است در زمان فرعون نسل مردهارا می‌کشند، زنها رازنده نگه میدارند عربهامی گویندمااز عجمها بهتر هستیم(چون محمد عرب است) وقریشها می‌گویند مااز عرب بهتر هستیم چون محمد قریشی بوده، ولی ما که فرزند آن پیامبر هستیم مارا اذیت می‌کنند.
مثل کسی که دستکش وعصای آقا رامی بوسد ولی دست وپای اورا قطع میکند. آن مرد به زبانحال حضرت دلش سوخت وگفت: به خدا قسم من(از شیعیان شما هستم) وشمارا دوست دارم.
فرمود: خودت را برای سختیها آماده کن. چون زمانی است که اگر کسی طرفداری واظهار دوستی با اهل بیت کند بنی امیه حقوق اورا قطع می‌کنند واورا تبعید و…واین از زمان معاویه شروع شد. یک کرامتی از حجربن عدی برای شما بگویم که برای خودم اتفاق افتاده: حجربن عدی از یاران علی ابن ابی طالب علیه السلام گفتند: بگومن از اوبیزارم وبه اوعلاقه ندارم وگرنه تورا اعدام می‌کنیم.
گفت: به خدا قسم اگر سرمراهم قطع کنید من چنین نخواهم کرد. (بالاخره اورا به دارزدند وسراز بدنش جداکردند)
قبر او ۲۰ کیلومتری دمشق است مارفتیم سرقبر او یک نفر از من پرسید او کیست؟
گفتم: یکی از یاران امیرالمومنین علیه السلام که برای خاطر شیعه بودن اورا اعدام کردند. و پیش از این اطلاعاتی نداشتم. بعد رفتیم سر قبر او سالن بزرگی است ووسط آن قبرش، زیارت کردیم وقرآن خواندیم، آنجا یک قفسه کتاب بود نگاهم خورد به کتابی که ۱۰ جلد بود ونامش این بود «اعلمواانی فاطمه»(بدانید من فاطمه هستم) چون حضرت در یکی از سخنرانیها یش این جمله را گفته بود که بدانید من فاطمه هستم وبرای شما حرف دارم. من هم این کتاب را هنوز ندیده بودم دست کردم وبدون دلیل جلد دهم از آن را برداشته وبازکردم واتفاقی بازکردم کتابی که اصلا درباره حجربن عدی نبود. به آن نگاه کردم دیدم در احوالات حجر نوشته که موقعیکه اورا تهدید به مرگ کردندگفت:
«اقطعوا رأسی فوالله لا اتبرأ من علی ابن ابی طالب» سر مرا قطع کنید پس به خدا قسم از علی ابن ابیطالب بیزاری نخواهم جست من از این واقعه اتفاقی می‌فهمیدم که حجربن عدی خواست به من بگوید که آمده‌ای برای من فاتحه تخوانی من اینچنین کسی هستم. آخه من چهل سال است آخوند هستم این یک هدیه‌ای همینطور دست کردم کتاب «اعلموا انی فاطمه» ده جلد کتاب قطور جلد دهم کتاب درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها اورابازکردم در احوالات حجر نوشته بود. خداوند رحمت کند علامه امینی رادر70 هزار منبر به علی علیه السلام ناسزا می‌گفتند تشدید شد بخشنامه شد اگر کسی هم فراموش می‌کرداورا به ناسزا گفتن یادآوری می‌کردند. این وضع زمان امام سجاد(علیه السلام)
اما وظائف امام سجاد علیه السلام در سخترین زمانهای خفقان
۱- حفظ دین از تحریف، بدعت، تجمل گرایی
۲- رهبری وشاگرد پروری
۳- حمایت از مستضعفان ومحرومان
۴- موضع گیری در برابر حکومتهای ظلم
۵-  زنده نگه داشتن عاشورا
۶- احیاء قرآن
اینها گوشه‌ای از وظائف امام سجاد علیه السلام است که درباره آنها صحبت می‌کنیم. از قرآن مورد آخری شروع کنیم امام سجاد(علیه السلام) یک صوت وآهنگ بسیار خوبی داشت چنان قرآن می‌خواندکه مردمی که ازآن محل رد می‌شدند جذب شده می‌ایستادند وگوش می‌کردند بعضی از سقاها با اینکه مشک آب بردوش داشتند ایستاده وگوش می‌دادند(ودر حالی که از مشکها قطره قطره آب می‌رفت آنقدر جذب می‌شدند ومی ایستادند که آب مشک آنها تمام می‌شد)
وفرمود اگر نزد من یک قرآن باشد وروی کره زمین هیچکس نباشد من وحشتی ندارم وحال آنکه حاکم آن زمان قرآن راپرت کرده وگفت من می‌خواهم حکومت کنم، خیلی مهم است که یکی دین می‌خواهد که حکومت کند ویکی حکومت می‌خواهد که دینداری کند.
پس خوب گوش بدهید حرف بزرگی است که امروز هم ما احتیاج داریم که حکومت برای دین یا دین برای حکومت. اگر از دین می‌گوئیم وچون دین(ن) نون نان دارد مااورا می‌خواهیم ولذا اگر دیدیم یه چیزی بگوئیم بی حجابها خوششان می‌آید وبه ما رأی می‌دهند دین را می‌گذاریم کنار ویا اینکه فلان گروه(مثل سلطنت طلبها)خوششان می‌آید، یک چیزی هم برای آنها می‌گوئیم می‌خواهیم رأی جمع کنیم این مردود است. پس یک وقت دین را می‌خواهیم برای حکومت. ویا حکومت را می‌خواهیم برای دین حتی حاضر نمی‌شویم یک دروغ هم بگوئیم چون دل چه کسی راضی می‌شود؟ پس با هم فرق می‌کند خداوند رحمت کند شهید مطهری را می‌گفت: بعضیهاتون می‌خورند که کتاب بنویسند وبعضی‌ها کتاب می‌نویسند تانون بخورند. کسی که کتاب می‌نویسد تا نون بخورد هر چه شد مینویسد گرچه چرند، رمان دروغی را خلق کن می‌نویسد که نون بخورد والبته انسانهایی هم هستند که برای هدف(مقدس) کتاب مینویسد البته از آن نون هم می‌خورند(وتأمین هم می‌شوند)
پس حکومت برای دین یادین را یدک می‌کشد تا به حکومت برسد واگر لازم شود از اطراف دین می‌ساید تا به مقصود برسد. بعضی از کشورها واین نامردحاضر نیست حتی یک لیوان شراب راازسر سفره برداردبرای بزرگترین شخصیت ما کسی که حتی از یک لیوان عرق عقب نشینی نمی‌کنند ما دست از اصول برای این پفیوزها برداریم، اینها یک شال گردن به ما نمی‌دهند چرا ما می‌خواهیم قبا را پیراهن وحجاب را برای آنها بدهیم؟ برای افرادی که سرسوزن دست از آداب خود هم برنمی دارند. دست برداشتن از اصول
اصول ما چی بود؟
۱- استقلال
۲- مرگ برشاه
۳- حمایت از مستضعفین وفلسطینیها
۴- مرگ برآمریکا
امیرالمومنین علی علیه السلام:
طرفدارهای معاویه برباطل خود محکم وطرفداران من در حق خود سست چرا؟
شما یه کلاه نمدی ببرید اروپا به یک اروپایی بگوئید من صد دلار می‌دهم این کلاه را به سربگذارید این کار را نمی‌کند ولی چقدر ایرانی بدون یک دلار انواع واقسام لباسهای آنها را تقلید می‌کننداین خود باختگی است تو شکل من باش چرا من شکل توباشم.
(یه کسی گفت انگشترت را بد ه گفت چرا می‌خواهم هر وقت می‌بینم به یادت باشم گفت نمی‌دهم هر وقت دیدی نیست به یاد من باش) تو شکل من باش من شکل تو می‌شودچطور تو شکل من نمی‌شوی من شکل تو شوم، وقتی من شکل تو شوم برای تو ارزش قائلم ولی ارزش برای خودم قائل نیستم اصلا من برای خودم یک کسی‌ام.)
چرا لهجه را عوض کنیم، یزدی، یزدی، واصفهانی، اصفهانی حرف بزند. چرا خودت را باختی به اسم روستای خود باشیم چرا شهری؟ شما از آب ونان آن روستا مصرف کرده‌ای چرا تحقیر می‌کنی؟ چطور شهر پزش بیشتر است(چرا بگویی از کاشان بگو از روستایی کاشان. اگر مشهور شدی روستای تو مشهور شود نه شهر یه مقداری خود باختگی داریم) منبر ومسجد ۳۵ سال دست بنی امیه بود قرآن وحدیث به نفع آنها تفسیر میشد قوه قضائیه هم به دست آنها اعدام، زندان، مصادره، تخریب همه به دست قاضی‌های آنها حجاج دهها هزار نفر را کشت.
امام باقر علیه السلام فرمود: «مَا بِمَکَّهَ وَ الْمَدِینَهِ عِشْرُونَ رَجُلًا یُحِبُّنَا»(شرح‏نهج‏البلاغه‏ابن‏ابى‏الحدید، ج‏۴، ص‏۱۰۴) در کل مکه ومدینه ۲۰ نفر نیستند که ما را دوست داشته باشند. چقدر اینها مظلوم بودند این روایت را در کتاب ابن ابی الحدیدکه یکی از علما درجه یک اهل سنت است دیدم جلد چهارم صفحه ۱۰۴. اگر به کسی می‌گفتند کافر وزندیق مشکلی نداشت ولی اگر شیعه بود گرفتار می‌شد. در زمان طاغوت(شاه)هم اینچنین بود مدرسه وکتاب وآمرزش برا‌ی یهودیها ومسیحیها آزاد وبلامانع بود ولی کتابهای این واسلامی کنترل ودر تنگناها قرار داشت.
یکی از مسئولین آموزش وپرورش می‌گفت مابرای افتتاح یک مدرسه که همه محصلین دختردر آن با حجاب باشند به رئیس آموزش وپرورش نامه نوشتیم که ما می‌خواهیم چنین مدرسه‌ای داشته باشیم وشما فرض کنید ما یهودی هستیم وبه ما اجازه بدهید. چطور آنها در دینداری خود آزاد هستند.
نمی دانم بگویم یا نگویم، می گویم اگر این مطلب وداستان را که یک دادستانی گفته که ۳۰ سال است اورا می‌شناسم نمی‌گفت باور نمی‌کردم گفت این پرونده دست من است بیا ببین خیلی سریع می‌گویم برای نسل نوشیدن اینها واجب است می‌فرماید:
«وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلیلاً فَکَثَّرَکُمْ» اعراف/۸۶، «لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ » انبیاء/۵۴.
یاد کنید زمانی که شما کم بودید، وبودید شما در گمراهی
تاریخ نباید فراموش شود وما چی بودیم خداوند به پیامبرش می‌فرماید:
«أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى‏» ضحى/۶، یادت هست یتیم بودی ما تورا پناه دادیم
۵۰ سال انگلیس وآمریکا به خاطر نفت بر ایران مسلط شد آنها تهران وقسمتی د رخوزستان چه خانه وحقوق وعیاشیهایی که داشتند کم کم مردم شروع کردند به مرگ بر شاه ومرگ بر آمریکاوآنها شروع کردند به فرار کردن از خوزستان یکی از مهره‌های آمریکایی می‌خواهد بروداز تهران ابلاغ می‌شود که با تجلیل او را بدرقه کنند، مسئولین منطقه او را بدرقه کرده ویک قالی ابریشم به او هدیه می‌دهند واو هم در آخرین لحظات بسته بندی را به عنوان هدیه برای شاهنشاه این مملکت می‌دهد بعد اورا به استانداری آورده(وبه نقلی ازاستانداری به تهران واز وزارت به کاخ) بالاخره وقتی باز میکنند می‌بینند(۲ کیلو) مقداری دستمال کاغذی که او(خائن) در دستشویی مصرف کرده به عنوان هدیه برای بالاترین شخصیت این مملکت فرستاده، پنجاه سال خوردند وبردند وعیاشی کردند وموقع رفتن به شاه ایران دستمال آلوده دادند.(این بود ایران زمان شاه) واما ایران زمان جمهوری اسلامی خداوند رحمت کند شهید رجایی را رفت آمریکا برای سخنرانی در بین الملل، رئیس جمهور آمریکا از این معلم با فضیلت وقت ملاقات خواست به او نداد.
ایران ذلیل وایران عزیز یادمان نرود.
پس کار امام حفظ دین از تحریف بود.
حضرت(امام سجاد علیه السلام) یک انگشتر داشت روی آن نوشته بود: «شقی من قتل الحسین علیه السلام»
بدبخت و(سیه روی)شد کسی که حسین علیه السلام را کشت. هر کس آن را می‌دیدیعنی مرگ بر آمریکا را روی انگشترش نوشته، این نقش نگین بود.
امام سجاد علیه السلام از خاک قبر امام حسین علیه السلام تسبیحی درست کردودر جلسه یزید وابن زیاد آنرا بدست داشت گفتند این چیست؟ فرمود: این خاک قبر حسین علیه السلام است فکر نکنید اورا کشتید، تمام شد در تاریخ مردم با تبرک به قبر حسین علیه السلام در مقابل طاغوتها خواهند ایستاد وشما نیست خواهید شد.
وبااین کار طاغوتها را می‌سوزاندند اگر چه بعضی وقتها در حال تقیه بودند.
یک روز هشام آمد ببخشید منصورگفت: این امام صادق علیه السلام مثل استخوان تو گلویم گیر کرده نمی‌دانم چکار کنم. شیعه معنایش این است که استخوان در گلوی دشمن باشد یک خاطره از سید حسن نصرالله رئیس حزب الله لبنان ایشان می‌فرمود: فردی آمد نزد من وگفت من فقط اسلام امام خمینی وه را قبول دارم گفتم چطور گفت آیه‌ای در قرآن داریم که فقط او به آن عمل کرده وآن اینکه: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ» مائده/۸۲
کینه توزترین مردم نسبت به اهل ایمان یهودی‌ها هستندومن می‌بینم یهودی‌ها سخت ترین دشمن را برای خود امام خمینی ره ومردم وانقلاب ایران می‌دانند معنای این آیه خوب برای من مشخص شد. چون اسرائیل از بقیه دولتهای اسلامی ترس وواهمه‌ای ندارد. بله ممکن است در حد روزنامه انتقاداتی هم بشود برای مصلحت روزگار. پس من از این آیه فهمیدم که هر کس را یهودیها بیشتر به آنها کینه می‌کنند(ودشمنی می‌ورزند) «لِلَّذینَ آمَنُوا» آنهایی هستند وفعلا یهودیها بیشترین کینه را نسبت به امام وایرانیها دارند. ایشان فرمودند ولذا او آمد نزدمن وشیعه شد. (این کینه ودشمنی مرام طاغوتهاست).
گفتند یک روز خلیفه قرآن را باز کرداین آیه آمد که:
((ما از ظالمان وستمگران انتقام خواهیم گرفت))اوگفت از من انتقام می‌گیری امروز من از تو انتقام می‌گیرم قرآن را گذاشت ودستور داد آن را تیر باران کردند. روزگاراین چنین بود. در فیلم امام علی علیه السلام دیدید که کسی(در آن زمان) پیش نماز(اما جماعت) شد که مست بودسه چهار رکعت نماز بیشتر خواند وگفت من امروز حالم خوب است می‌خواهید بیشتر بخوانم.
ببینید مسیر حکومت از امیرالمومنین علیه السلام به کجا رفت. یزید سال اول امام حسین(ع) را شهید وسال دوم مدینه را قتل وغارت وسال سوم کعبه را به منجنیق بست، حال امام سجاد علیه السلام در چنین زمانی این مسائل را می‌دید ودعا می‌کرد:
خدایا اگر طاغوتی را دیدم واورا احترام کردم مرا ببخش.
یعنی غلط کردی احترام کردی می‌گویند به درب بگوتا دیوار بشنود به مردم نمی‌گفت ولی اینچنین دعا می‌کرد. اول انقلاب سمینار حجی بوددر آفریقا دعوت شدیم آنجا اعلام کردندکه غیر از مسائل حج مطالب دیگری گفته نشود، از شیعه از سنی از وهابیت وطاغوت و… من هم دیدم خیلی حرف برای زدن دارم یک عکس قبر پیامبر(ص) پیدا کردم(کشیدم) به یک نفردادم گفتم بالاسرمن نگه دارتوی سمینار من هم خطاب به اعضاء گفتم همه سخنرانها روبه مردم می‌کنند من می‌خواهم پشت به شما کنم، روبه عکس وقبر پیامبر(ص) کردم وگفتم:
السلام علیک یا رسول الله، یارسول الله شمابایک مسجد10 ستونی دنیا راتکان دادید ومسلمانها(امروز) با مسجد هزارستونی هیچ جا را تکان نداده‌اند. یا رسول الله فرمودی کاری کنید که دشمن ازشما بترسد ماکاری کرده‌ایم که مااز دشمن می‌ترسیم و… خلاصه یک زیارتنامه عربی که یا رسول الله تو آنچنان بودی وما اینچنین هستیم واینکه این دین که ماداریم آن دین رسول الله نیست مگر می‌شود اسلام آمریکایی.
قرآن می‌فرماید: «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ» بقره/۲۵۶ ویومن بالله مگر می‌شودانسان «یُؤْمِنْ بِاللَّهِ» باشد و «یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ» نباشد اول «یَکْفُرْ» است. بعد «یُؤْمِنْ».
یا رسول الله ۷۰ جنگ کردی مسلمانها امروز حال دفاع کردن از خود را ندارند خطبه‌های نماز جمعه‌هایی محتواشده، یک میلیارد مسلمان اطراف شما خاصیتی ندارند، منابع نفتی از آنها است استفاده صحیح نمی‌کنند و…
جمعیت شروع کردند به گریه که اگر من روبه آنها می‌کردم ومی گفتم شما اینچنین هستید سخنرانی مرا قطع می‌کردند. این خط رامن از امام سجاد علیه السلام آموختم که حضرت اگر صریح به مردم می‌گفت جلو طاغوت تعظیم نکنید می‌گرفتند واعدام می‌کردند در ضمن دعا می‌فرمود: خدایا نکند من طاغوتی را تعظیم ودوات اورا مرکب کرده باشم ویا قلم ومداد او را تراشیده باشم ویا به روی او لبخند زده باشم. یعنی مردم کارها‌ی شما غلط است.
•  رهبری وشاگردی(شاگردپروری آن حضرت)
من کتابی را پیدا کرده‌ام چاپ از آستان قدس رضوی که نام ۱۷۲ نفر از شاگردان امام سجاد(ع) را نوشته که معروفترین آنها: محمدبن شهاب زهری وابوخالد کابلی، وابان ابن تغلب، وابوحمزه ثمالی(دعای ابوحمزه ثمالی از اوست) جابربن عبدالله انصاری، ابورافع و…
یکی از کارهای حضرت در حالی که حوزه علمیه ودرس ومنبر وخطبه ممنوع بود، شاگرد پروری بود از طریق یک کلاس سری، خریدن برده هاوتربیت آنها وآزاد کردن آنها شب عید فطر.
(ما دریک کشور عربی می‌خواستیم تبلیغ کنیم با جمعی نمی‌گذاشتند گفتم ما با فرد مورد نظر قرار می‌گذاریم درمسجد وروزنامه روی صورت می‌کشیم به عنوان اینکه خواب هستیم از زیر روزنامه حرفها‌ی خود را می‌زنیم گاهی انسان باید خود را به خواب زده وحرفها را بزند.)
ویا دو ایرانی بنشینند وحرف بزنند وجنگ زرگری ولی مقصود این باشد که دیگران بشنوند(مثل آمپول از طریق عقب) یعنی شیوه‌های تبلیغ فرق می‌کند.
دانشکده سری فارغ التحصیل شب عید فطر ولی درقالب(برده خری) برده خریداری وبرده داری.
امام سجاد علیه السلام کتابی دارد بنام صحیفه سجادیه که این کتاب ۵۴ دعا درآن است که سند آنها به فرزندان حضرت می‌رسد مثل زیر که شهید شد وامام باقر علیه السلام.
البته صحیفه سجادیه از(علمایی) مثل شیخ حر عاملی ومیرزای نوری داریم چند رقم داریم مثل نهج البلاغه که همه خطبه‌های علی علیه السلام در نهج البلاغه نیست، بلکه این کتاب بخشی از سخنان حضرت است البته کتابهایی هست که مستدرک است.
مستدرک یعنی هرچه نویسنده قبلی جا گذاشته ودسترسی نداشته ویا فراموش کرده آمده مثل مستدرک صحیح تخاری، مستدرک وسائل، مستدرک سفینه البحار، مستدرک زیاد است. مستدرک نهج البلاغه زیاد است از چیزهایی که سیدرضی به آنها دستیابی نداشته با وجود کامپیوتر برای همه کتابها می‌شودمستدرک نوشت.
پس ۵۴ دعا سیمای دعا، معرفت، محبت، صفات خدا، عبادت، سیاست، رسالت وپیام است.
یکی گفت دیدم امام سجاد علیه السلام در مسجد الحرام زیاد گریه می‌کند عرض کردم شما که فرزند پیامبر(ص) هستید چرا اینقدر گریه می‌کنید حضرت فرمود مگر قرآن نخوانده‌ای که میفرماید:
«فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ» مومنون/۱۰۱ درقیامت نسبت داشتن به حال انسان فایده‌ای ندارد.  اما اینکه پیامبر(ص) شفاعت می‌کند می‌فرماید:
«وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏» انبیاء/۲۸ از کسی شفاعت می‌شود که خدا از اوراضی است ومن نمی‌دانم که خدا از من راضی هست یا نه.
اینکه می‌گویی رحمت خدا وسیع است می‌فرماید:
«إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ» اعراف/۵۶ رحمت خدا به محسنین نزدیک است ومن نمی‌دانم از محسنین هستم یا خیر.
در دعای هشتم(صحیفه سجادیه) به دعای کوچک وکوتاه یک صفحه‌ای حضرت چهل خطر را گوشتزد کرده کدام استاد ودانشگاه وآیت الله می‌تواند یک صفحه بنویسد که چهل نکته درآن باشد.
«اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَیَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَهِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَهِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّهِ الْقَنَاعَهِ، وَ شَکَاسَهِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَهِ، وَ مَلَکَهِ الْحَمِیَّهِ»(صحیفه سجادیه، دعاى ‏۸) خدایا من از خطرها به توپناه می‌برم.
(خطر‌ها چیست؟)
«هَیَجَانِ الْحِرْصِ» زیاده خواهی، ما الان چقدر زندان داریم که از روی حرص رفت کارش را توسعه بدهد گرفتار شد ودر رانندگی گاز بی جا داد، «وَ سَوْرَهِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَهِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّهِ الْقَنَاعَهِ»
چقدر زنهایی طلاق گرفته وخانه نشین شده‌اند برای اینکه با شوهر قانع نبوده‌اند، حالا آبگوشت یا نان وپنیر آنقد رارزش داشت که بی همسر بماند به خاطر پشم ونخ زندگی را متلاشی کردیم که زیلو یا قالی، چه مشکلاتی است که قناعت را از بین می‌برد حرص وغفلت چه عوارضی دارد.
چهل خطر که جامعه را سرنگون می‌کند حضرت دریک دعا همه را برشمرده. دعاهای حضرت پراست از معارف ونکته واسرار است.
ماچند طلبه شدیم یک ماه رمضان از شب تا به صبح فقط شرح یکی از دعاهای حضرت را بنام((مکارم الاخلاق))شرح آنرا نوشتیم آنهم کوتاه. یکی ازبرکات شیعه این مناجات هاودعاهاست. جوری با خداحرف میزند(انگار خدارا محاکمه می‌کند). خدایا مرا می‌بری به جهنم من فریاد میزنم که تورا دوست دارم، اگر مرا به دوزخ ببری شیطان خوشحال واگر ببخشی پیامبر(ص) خوشحال می‌شود حال با خودت که ببخشی یا نبخشی.
امام سجاد علیه السلام را نشناختیم مثل بقیه ائمه. خوب چون این بحث روز شهادت امام سجاد علیه السلام پخش می‌شود از برادر آقای طاهری دعوت کردیم که جلسه بوی عزاداری بردارد
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *