
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۶/۱۱/۱
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز بحث را در شب ۲۳ ماه رمضان تماشا میکنند. اهمیت شب ۲۳ از دو شب قبل ۱۹ و ۲۱ بیشتر است. این شب دستورات اضافه هم دارد که از جمله دو غسل مستحبی است که یکی اول شب و دیگری آخر شب است. خواندن سوره روم و عنکبوت نیز سفارش شده است. ازنظر روایات شب دعا، شب بیست وسوم است. احتمال شب بیست و سوم بیشتر است. بحث من دربارهی دعاست. میخواهم دعا درقرآن و آداب دعا را بگویم. چه کنیم که دعای ما مستجاب شود؟ چه چیزهایی باعث میشود که دعای ما مستجاب نشود؟ «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»(غافر/۶۰) «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» پروردگار شما گفته است که دعا کنید و ازمن چیزی بخواهید. اگر دعا کنید من «أَسْتَجِبْ لَکُمْ» مستجاب میکنم. بعد گفته آدمهایی که دعانمی کنند، آدمهای متکبری هستند. «إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ» آنها که تکبر میکنند و دعا نمیکنند و فقط به این فرمولهای طبیعی قانع هستند، میگویند: اگر میخواهی خوب شوی به دکتر برو. این آمپول و این ویتامین مشکل شما را حل میکند. دعا چیست؟ میگوید: «إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ» کسانی که از عبادت من تکبر میکنند، عبادت من همان دعاست. اینها با ذلت به جهنم میروند. ما فرمولها را قبول داریم. اما خداوند هم سبب ساز است. هم سبب سوز است. خداوند میتواند علت را از علت بگیرد. خداوند میتواند در یک چیزی شفا قرار بدهد. میتواند شفا بخشی را از یک موجودی بگیرد. قرآن تعریف حضرت ابراهیم را میکند و میگوید: «إِنَّ إِبْراهیمَ لَأَوَّاهٌ حَلیمٌ»(توبه/۱۱۴) ابراهیم «اواه» بود. «إِنَّ إِبْراهیمَ لَأَوَّاهٌ» «اواه» یعنی خیلی دعا میکرد.
آیه بعد آیه سوره زمر هست. سوره زمر آیه ۸ میگوید: بعضی انسانها وقتی گیر میکنند، دعا میکنند. اما همین که مشکلشان را حل میکنیم همه چیز را فراموش میکنند. فقط وقتی گیر میکنند میگویند: یا الله! «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلیلاً إِنَّکَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ»(زمر/۸) «مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ» وقتی که ضرر به انسان تماس گرفت. یعنی وقتی بلا آمد و رفت «دَعا» دعا میکند. «رَبَّهُ مُنیباً» با انابه دعا میکند. همین که انسان گیر کرد با اشک دعا میکند و یا الله میگوید. «ثُمَّ» لیکن، همین که «خَوَّلَهُ نِعْمَهً» همین که جایگزین کردیم و نعمتی را به او دادیم «نَسِیَ» نسیان، فراموش میکند. «ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ» خدا را فراموش میکند. بعدهم میگوید: کار، کار خدا نبود. این مدیریت من بود. کارخانه بود. آمپول بود. این قرص من را خوب کرد. این تراکتور من را نجات داد. وام آبروی من را حفظ کرد. نمیگوید: خدا مچ من را گرفت. یا میگوید: وام به من کمک کرد یا قرص من را نجات داد. این حرفها را میزند. اما «لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِهِ» تا این مردم را گمراه کند. انسان زود فراموش میکند. یک طلبهای بی پول شد. به حرم حضرت علی رفت و گفت: یا علی تو در خانهی فقرا نان میبردی. حالا من فقیر شدم. پول هایم تمام شده است. تو را به جان فاطمه، الآن کسی بیاید و یک صد تومانی به من بدهد. صد تومان چهل سال پیش پول زیادی بود. حرف هایش را با حضرت علی زد و ضریح را بوسید. یک خورده که ازضریح فاصله گرفت، یکی از ایرانیها گفت: سلام! خیلی دنبالت میگشتم. کجایی؟ گفت: کاری داشتید؟ گفت: من چند ماه پیش میخواستم از ایران به نجف بیایم. پدر شما را دیدم و گفتم: من مسافر کربلا هستم. گفت: بنده زاده آنجا طلبه است. این صد تومان را به او بده. میگفت: صدتومان را گرفتم و نزد حضرت علی آمدم و گفتم: این برای تو نیست. این را پدرم داده است. گفت: صدتومان از خودت بده. معنایش این است «وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً» «انداد» به معنی شریک است. برای خدا شریک قرار میدهد. اول میگوید: خدا! بعد میگوید: پدرم! خلاصه حرف را زد و به مدرسه آمد. در مدرسه دید که پول نیست. دوید و دوباره به حرم رفت. خیلی ناراحت شد. آدم بچه نداشته باشد، غصه ندارد. اما وقتی داد اگر داغش را ببیند، میسوزد. این پول چه شد؟ خلاصه میگفت: به استادمان گفتیم. استاد گفت: آقاجان درست است که پدر شما داده است. اما باید ۲۰۰۰ شرط ایجاد شود تا این پول به شما برسد. خدا خواست که من پدر شما را ببینم. بگویم که من به کربلا میروم. ایشان به یاد شما باشد و پول بدهد. من به حرم بیایم و شما را ببینم. باید این شرایط ایجاد میشد تا من شما را میدیدم. وگرنه اگر در ساعت دیگری آمده بودی، من هرگز تو را نمیدیدم. گفت: حالا کاری ندارد. به حرم برو و توبه کن. توبه هم دو نوع است. یک توبه عربی داریم «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» یک توبه فارسی داریم. توبه فارسی را من نمیتوانم در تلویزیون بگویم. گفت: برو و در حرم توبه کن. به حرم آمد و گفت: یا علی! معذرت میخواهم. دیشب جسارت کردم. عذر خواهی کرد. تا عذر خواهی کرد یک زن عرب آمد و گفت: آقا من چند شب پیش اینجا یک پولی پیدا کردم. نشانهاش را بده. گفت: که مبلغ آن صد تومان است. زن پول را به او داد. گفت: یا علی ازتو است. اصلاً ما تا سیلی نخوریم قبول نمیکنیم و گردن کلفت هستیم. انسان همین که به بدبختی رسید، میگوید: یا الله! میگوید: خانم من حامله است. ان شاءالله به سلامتی زایمان کند. این قدر نذر و توسل و دعا میکند تا بچهاش به دنیا بیاید. میگوید: اگر دختر باشد اسم او را زهرا میگذارم. بعد که به دنیا میآید، میگوید: اسم بچهی خواهرم زهرا است. یک اسم اروپایی بگذاریم. وقتی مشکل دارد، میگوید: یا الله! اما همین که به او نعمت میدهند یادش میرود.
«وَ یَسْتَجیبُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ»(شورى/۲۶)خدا دعای چه کسانی را مستجاب میکند؟ میگوید: «وَ یَسْتَجیبُ» خدا اجابت میکند دعای کسانی را که اهل ایمان و عمل صالح هستند. این بحث، بحث بسیار خوبی برای شب ۲۳ است. دعا در روایات را میگویم. پیامبر(ص) فرمودند: «الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَهِ»(إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۴۸) مغز عبادت دعاست. یعنی مغز عبادت و روح عبادت دعاست. امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: «الدُّعَاءُ مَفَاتِیحُ النَّجَاحِ وَ مَقَالِیدُ الْفَلَاحِ»(کافی، ج۲، ص۴۶۸) دعا کلید رستگاری است. علی(ع) فرمود: «الدُّعَاءُ مِفْتَاحُ الرَّحْمَهِ وَ مِصْبَاحُ الظُّلْمَهِ»(الدعوات، ص۲۸۴) چراغ تاریکیها دعاست. امام باقر(ع) فرمودند: «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ»(المحاسن، ج۱، ص۴۴) حدیث داریم «الدُّعَاءُ عَمُودُ الدِّینِ»(فلاحالسائل، ص۲۸) دعا ستون دین است. امیرالمومنین میفرمایند: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاءُ»(کافی، ج۲، ص۴۶۷) بهترین کاری را که خدا دوست دارد، دعاست. پیامبر فرمود: «إِنَّ أَعْجَزَ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعَاءِ»(أمالی مفید، ص۳۱۷) آدم بدبخت و عاجز کسی است که حتی حال دعا هم نداشته باشد. اما صادق فرمود: «یَا مُیَسِّرُ ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَهً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَهٍ »(کافی، ج۲، ص۴۶۶) خداوند یک چیزهایی دارد که تا دعا نکنی به تو نمیدهد. حضرت علی(ع) فرمودند: «أعلم الناس بالله أکثرهم له مسأله»(غررالحکم، ص۱۹۲) آن کسی که بیشتر ازهمه دعا میکند خداشناسیش قویتر است. امام صادق(ع) فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ»(کافی، ج۲، ص۴۶۹) اثر دعا از لبهی سرنیزه بیشتر است. امام حسین(ع) فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ لَیَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً»(کافی، ج۲، ص۴۶۹) دعا مومن را از بلاها حفظ میکند. امام صادق(ع) فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ یَرُدُّ الْقَضَاءَ وَ قَدْ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً»(کافی، ج۲، ص۴۶۹) اگر یک چیزی مقدر شده باشد با دعا میشود مقدرات خدا را عوض کرد. امام صادق(ع) فرمود: «عَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ »(کافی، ج۲، ص۴۷۰) دعا برای هر دردی شفاست. امام علی(ع) فرمودند: «ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ»(نهجالبلاغه، حکمت ۱۴۶) امواج بلا را با دعا رد کنید. این چند روایت برای دعا بود. اما دعا در همه حال و برای همه نیازها است. میگوید: وقتی به مشکل خوردی، دعانکن. ما وقتی دخترمان دم بخت است، میگوییم: خدایا یک داماد خوب به ما بده. از همان وقتی که دختر در قنداق است، بگو: خدایا داماد خوب برسان. وقتی سالم هستی بگو: خدایا تن سالم بده. یعنی فقط هنگام گیر کردن دعا نکن. وقتی هم که مشکل ندارید، دعا کنید. حدیث داریم که همه چیز را از خدا بخواهید. حتی حدیث داریم «شِسْعُ نَعْلِکَ» بند کفشت را هم ازخدا بخواه. «فِی الْحَدِیثِ الْقُدْسِیِّ یَا مُوسَى سَلْنِی کُلَّ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِکَ وَ مِلْحَ عَجِینِکَ»(عدهالداعی، ص۱۳۴) علف گوسفندت را هم ازخدا بخواه. نمک آب گوشتت را هم ازخدا بخواه. میگوییم: چیزهای بزرگ را به خدا بگو. اینها که چیزی نیست. واقعاً آدم اگر میخواهد تفریح هم بکند، بگوید: خدایا من میخواهم تفریح کنم. چون با برنامه ریزیهای ما نیست. یکی از افراد که من اسم ایشان را نمیبرم، میگفت: یک روز تصمیم گرفتم که استراحت مطلق کنم. گفتم: چون من خیلی خسته شدم، امروز تصمیم میگیرم. نگفت: ان شاءالله، گفت: میگیرم. منشی را صدا کردم. امروز ملاقات ممنوع است. به همه کسانی که میخواهند بیایند بگو نیاید. دو شاخه تلفن را بکش. آقای وزیر میگفت: رفتم استراحت کنم. رئیس دفتر آمد و گفت: آقا یک نفراز بندرعباس و بوشهر آمده است و میگوید: من فقط یک دقیقه با وزیر کاردارم. اگر بیش از یک دقیقه حرف زدم بیرونم کن. ایشان ازراه دور آمده است. اشکالی ندارد. آقای وزیر خودش برای من میگفت. میگفت: گفتم یک دقیقه طوری نیست. کاری به استراحت مطلق ما نداره. این آقا آمد و گفت: آقای وزیر من یک دقیقه وقت دارم. من یک چیزی میخواهم بگویم. بترسم یا نترسم؟ گفتم: نه نترس. گفت: نترسم؟ گفت: نه! آقا نترس بگو. مطمئن باش هیچ کاری ندارم. گفت: به قدری از تو بدم میآید که دلم میخواهد خدا طاقت بدهد که با چاقو تکه تکهات کنم. یک دقیقه من تمام شد. من رفتم! وزیر میگفت: من تا صبح جان کندم که این چه کسی بود؟ خود من یک روز تصمیم گرفتم غصه نخورم. از هر روز بیشتر غصه خوردم. یکی از شخصیتهای مهم مملکت میگفت: یک روز تصمیم گرفتم که یک خواب لذت بخشی بکنم. به بچهها گفتم که به خانه مادر بزرگشان بروند. دو شاخه را کشیدم. رادیو و تلویزیون را قطع کردم. گفتم: هیچ صدایی بلند نشود. گفت: تا خوابیدم دو گربه آمدند و دعوا کردند. چنان ازخواب پریدم. همیشه ان شاء الله بگو. میگوید: حتی اگر هم میخواهی یک خواب راحت بکنی، انشا الله بگو. نگو دیگر انشالله نمیخواهد. چرا میخواهد. اگر بخواهی یک خواب راحت بکنی اگر انشالله نگویی، خواب آشفته میبینی. سرت روی متکا است. اما زجر میکشی. ولی ممکن است کسی کنار خیابان بخوابد اما خواب خوش ببیند. هرچه میخواهیم باید ازخدا بخواهیم. راجع به آداب دعا چند نکته خدمت شما میگویم. ۱- بسم الله بگویید. ۲- از خدا ستایش کنید. ۳- صلوات بفرستید. البته اینها همه حدیث دارد. اگر حدیثش را بخوانم و بنویسم خیلی طول میکشد. فقط فهرست وار میخوانم. آداب دعا چیست؟ میگویی: آقا چه کنم که گوشی را بردارد؟ میگوید: این شماره را باید بگیری. گوشی را برمی دارد. شماره این است. ۱- بسم الله، تجلیل از خدا، صلوات، توسل، اقرار به گناه، بگو: خدایا من گناه کردم. شما وقتی به خانهی کسی میروی، یک کادو میبری. بهترین کادو چیست؟ بهترین کادو آن چیزی است که صاحب خانه نداشته باشد. یک وقت یک سماور میبرد. در صورتی که صاحب خانه دو سماور دیگر هم دارد. آدم یک چیزی بدهد که آن چیز را نداشته باشد. گاهی هم خوشش میآید از این که چند چیز تکراری داشته باشد. مثل اینکه برایش کراوات بیاورند. دوست دارد که چند کراوات داشته باشد. اما اگر شما برای من یک کروات بیاوری، من نیاز ندارم. چون اصلاً دوست ندارم. از چیزهایی که خدا دوست دارد برایش ببریم. چیزی که خدا ندارد، عجز است. خداوند عاجز نیست. عجز ندارد. اما خیلی دوست دارد که بندگان برایش عجز ببرند. بگو: نمیتوانم. خدایا توکل من برتو است. من نمیتوانم خودت درست کن. خودت درست کن نه این که من کوتاهی بکنم. من به مقدار تلاشم هرچه به عقلم میرسد، انجام میدهم. بقیه را تو درست کن. دعاهای ماه رمضان را شنیدهاید؟ «اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جَائِعٍ»(المصباحکفعمی، ص۶۱۷) همه گرسنهها، همه تشنهها، همه یعنی بلند نظر باشد. امیرالمومنین دعا میکند. میگوید: خدایا آن چه خوب است، کمال است. بندگان خوب تو در گذشته ازتو خواستند. آن چه کمال بندگان خوب است الآن ازتو میخواهم. شما شب ۲۳ میخواهی دعا کنی. این طور دعاکن. بگو: خدایا تمام دعاهای دعاکنندگان را درشرق غرب عالم مستجاب کن. چیزی از تو کم نمیشود. یعنی خورشید در خانهی مردم هم میتابد و چیزی از تو کم نمیشود. مثل لامپ که اگر یک نفر زیر آن بنشیند یا دو نفر بنشینند، نورش کم نمیشود. عمومی دعا کن. فقط خودت را نگو. دعا عمومی باشد. کسانی هم که یادتان میآید دعا کنید. به خصوص مردهها که دستشان از دنیا کوتاه است. یک قصه از یکی از علما بگویم. یکی از علمای بسیار وارسته که من به شدت به ایشان ارادت دارم تعریف میکردند. ایشان پدر شهید و از خبرگان هستند. میگفت: شخصی در مسجد النبی، در مدینه دعا میکرد. همین که داشت دعا میکرد یکی از دوستان خود را که مرده بود به یاد آورد که به او دعا کند. گفت: من به تو دعا نمیکنم. باهم دعوا داشتند. یکی یکی دوستان خود را دعا میکرد. اما برای آن کسی که با او دعوا کرده بود، دعا نکرد. شب خواب دوستش را دید. گفت: من مردم. گیر کردهام. تو در مسجد نزد پیغمبر بودی. من در برزخ گیر کردهام. اینقدر کنارت آمدم و بال زدم. اما تو برای من دعا نکردی. این قدر کینه نداشته باشید. ایشان میگفت: کسانی که یادتان میآید دعا کنید. ولذا باید گاهی به خدا التماس دعا گفت. باید گفت: خدایا من را به یاد کسانی که حال دارند، بیانداز. گاهی باید التماس دعا به خدا گفت. به خدا بگو: خدایا من را به یاد اولیای خودت بیانداز. دعا باید عمومی باشد. دعا دسته جمعی باشد. بچهها را دعوت کنید. دعا کنید. در خانه بگویید: بچهها بیایید. من دعا میکنم. شما آمین بگویید. امام باقر همین کار را میکرد. دعا به دیگران خیلی مهم است. اگر به چهل نفر دعا کردی دعای خودت هم مستجاب میشود. اما به شرطی که دلت برای چهل نفر بسوزد. از روی عشق به چهل نفر دعاکنیم. نه از روی این که این چهل تا مانع است. به دیگران جدی دعا کنیم. الان حدود ۲۰ سال از انقلاب میگذرد. اگر ۳۰ سال پیش کسی میگفت: ای خدا! این شاه جنایتکار بیرون برود. میگفتند: برو کشکت را بساب! شاه که بیرون نمیرود. آدم مستاجرش را هم نمیتواند از خانه بیرون کند. تومی خواهی شاه را بیرون کنی؟ باهمین دعای بی خودی میخواهی شاه را بیرون کنی؟ تو دیوانه هستی. یعنی اگر ۳۰ سال پیش این طور دعا میکردیم مستجاب نمیشد. دعا که میکنید مطمئن باشید به این که مستجاب میشود.
زمان شاه به مشهد رفتم. به امام رضا گفتم: یا امام رضا! شش میلیون بچه مدرسهای هست. آن زمان آموزش پرورش شش میلیون بچه داشت. من از حدود ۲۷ سال پیش معلم بچهها بودم. گفتم: یا امام رضا دوستت دارم ولی من میخواهم در مشهد بمانم. اما وجدانم ناراحت است که شش میلیون بچه در کوچهها و خیابانها رها و آزاد هستند. من ده شب بیایم زیارت بخوانم. اگر بتوانی یک لطفی بکنی که من همین ده شب در مشهد بمانم خیلی خوب است. من یک کلاس برای بچهها میخواهم. یک کلاس برای جوانها میخواهم. دنبال پول نبودم. چون اصلاً در کلاسهای من پول نبود. فقط دوست داشتم که برای بچهها اصول دین بگویم. به امام رضا گفتم: ما یک زیارت میخوانیم تا یک کسی یک کلاس به ما بدهد. در حرم بودم. یک سید بزرگواری آمد و گفت: یک سمینار دبیرهای تعلیمات دینی است. ما را در خیابان فلکه آب آورد. گفتند: دکتر باهنر هستند. من آن زمان ایشان را نمیشناختم. اسمشان را شنیده بودم. اما ایشان را ندیده بودم. پشت فرمان بود. گفتند: سمینار دبیرهای تعلیمات دینی است. رفتیم دیدیم که در یک سالن، پانصد، ششصد دبیر تعلیمات دینی است. دکتر بهشتی و مرحوم مطهری هم بودند. مقام معظم رهبری هم بود. گفتم: اینجا عجب جایی است! نمیشود که من اینجا حرف بزنم؟ گفتم: اگر پنج دقیقه به من وقت بدهید، من یک طرحی دارم که روی تخته سیاه میگویم. مرحوم بهشتی ۵ دقیقه وقت را خالی کرد. من روی سن رفتم و از آن بحثهای خوب کردم. چون بحثهای من درجه بندی دارد. یکی از بحثهای درجه یک خودم را گفتم. در این ۵ دقیقه چهاربار برای من کف زدند. به قدری خندیدند که صندلی مرحوم مطهری افتاد. یعنی همین طور که میخندید صندلیش را از عقب گرفتند. مقام معظم رهبری آمد و گفت: شما چه کسی هستید؟ گفتم: من یک طلبه هستم. قرآئتی هستم. گفت: به خانهی ما بیا. ما را به خانهاش برد. بعد هم به مسجد امام حسن مجتبی رفتیم. ایشان گفت: تو هرشب در مسجد صحبت کن. آقای رفسنجانی و آقای ربانی میآمدند. بعد هم راه باز شد که باز شد. آقای مطهری من را به جاهایی معرفی کرد. آقای مطهری نزد امام رفت و گفت: من کلاسهای ایشان را دیدم. امام گفت: من قرآئتی را نمیشناسم. مطهری گفت: من کلاسهای ایشان را دیدم. ایشان ما را به صدا و سیما فرستاد. همه اینها از توسل به حضرت رضا بود. یک چیزی گفتم که در حرم خندیدم. گفتم: ای خدا من میخواهم برای تمام دخترها و پسرهای ایرانی حرف بزنم. برای تمام ارتشیها، برای تمام آموزش و پرورشیها، صحبت کنم. یکباره شروع به خنده کردم. یادم میآید که روی خود را برگرداندم که کسی متوجه من نشود. الان اگر شما در حرم بروی و ببینی که جوانی میگوید: خدایا میخواهم تمام خانههای بلژیک را بخرم. میگویی: برو دنبال کارت! یک اتاق اجارهای هم به این نمیدهند. آن وقت خانهی بلژیکی میخواهد. این دیوانه است. به قدری دعاهای من عمومی بود که خندهام گرفت. هرچه خواستم خدا به من داد. شب بیست وسوم است. خدا خدای همه است. این قدر دل پاک داریم که اگر یک قطره اشک بریزد کودتا میکند. گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب خانه نیست. دعا کنید. برای دیگران دعا کنید. جایی بروید که هیچ کس نباشد. حتی دخترانی هم که حجاب ندارند، در یک اتاق بروند و پیشانی خود را روی خاک بگذارند. تصمیم بگیرند که گناهان خود را کم کنند. با خدا رابطه پیدا کن. راحت میشود گره زد. خدا زود راضی میشود. «یا سَرِیعَ الرِّضا»(مصباحالمتهجد، ص۸۴۹) یعنی فوری گوشی را برمی دارد. نمیگوید: پشت خط باشید. «یا اله الْعَاصِین» یعنی خدای معصیت کاران. خوبها که همیشه با خدا هستند. اصلاً این شبها برای گنه کارها است. محکم دامنش را بگیرید.
*آداب دعا؛ حسن ظن داشته باشید. یعنی یک چیز بزرگ که خواستید، نگویید: یعنی مستجاب میشود؟ چرا چنین دعا میکنید. دعای بزرگ کن. خدایا شب بیست و سوم است. میخواهم تمام بچههای من یار حضرت مهدی باشند. این طور دعا کن. بگو: آقا ما هنوز زن نگرفتیم. زن نگرفته باش. برای بعد دعا کن. نگذار بعد از اینکه بچه دار شدی، دعا کنی. دعاهای بزرگ کنید. خدایا به من توفیق بده که هر شبانه روز حضرت مهدی را من دعا کنم. مشمول دعای حضرت مهدی قرار گیرم. امام خمینی این طور دعا میکرد. میگفت: خدایا ما را مشمول دعاهای خاص ولی الله الاعظم قرار بده. بعضیها نمیتوانند دعا کنند. به جایی رفتم. بنده خدایی که دعا میکرد، میگفت: خدا خدا! گفتم: چه دعایی میخواهی که این طوری جیغ میکشی؟ مارا به تب گرفتار نکن. گفتم: ای بابا! تب چیزی نیست که برای آن نعره میکشید. دعاهای بزرگ کنید. میشود که همه پادگانها «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» گفته شود؟ بله! میشود. جاوید شاهها الله اکبر شد. میشود که باطهارت باشیم. * اوقات دعا؛ سحر، وقت باران، ساعات آخر روز جمعه وقتهای مناسب دعا هستند. *اخلاص در دعا؛ معرفت، لقمه حلال، یاس از مردم است. وقت کافی نداریم که موانع لستجابت را هم بگویم. گناه و ظلم مانع دعا هستند. حدیث داریم گاهی دعا مستجاب میشود. اما طرف گناه میکند خدا به فرشتهها میگوید: دست نگه دارید. این گناه کرد. ظلم هم همین طور است. البته دعاهایی هم مستجاب نمیشود. دعای آدم بیکار مستجاب نمیشود. کار نمیکند، میگوید: خدایا برسان. بلند شو کار کن.
خدایا شب23 شب سرمایه برای ما است. به آبروی همه آبرو مندان تاریخ از آدم تا خاتم، اهل بیت و اولیا و شهدایت، به آبروی همه کسانی که پیش تو آبرو دارند تمام دعاهای این شبها را مستجاب بفرما. وسیله هدایت همه منحرفین کره زمین را فراهم کن. ما را که هدایت کردی دچار لغزش نکن. نسل ما تا آخر تاریخ بهترین مومنین و مومنات قرار بده. خداوندا به بی مسکنها، مسکن خوب بده. به بی همسرها همسر خوب بده. به بی فرزندها فرزند خوب بده. به بیکارها شغل حلال بده. به بی سوادها علم مفید بده. به تفرقهها وحدت بده. به مرضا شفا بده. به کدورتها صفا بده. ایمان کامل، بدن سالم، فکر باز، نیت خالص، علم مفید، سعه صدر، رزق حلال، عزت دنیا و آخرت، حسن عاقبت، زندگی با عزت و عمل با ایمان، مغفرت، سعادت نصیب ما بفرما. روح امام ازما راضی بگردان. روح انبیا و اوصیا از ما راضی بگردان. ما را بهترین یاران اسلام وامام زمان و انقلاب قرار بده. رهبر ما، امت ما، نسل و ناموس ما، عقاید و افکار ما، دین وآئین ما، مرز و بوم ما، کشور ما، جوانان ما را حفظ بفرما. دولت ما مورد تائید خاصه خود قرار بده. خدایا دست توطئه گران را از کشور ما قطع کن. اگر قابل است هدایت کن. و گرنه دستشان را قطع بفرما. روز به روز بر عزت و قدرت وشوکت نظام ما بیافزای. از همه التماس دعا دارم.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»