امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۶ ساعت : ۰۱:۳۵

رحمت الهی

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۶/۱۰/۱۷

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انتقی به الهدی و الحمن التقوی»
بحث امروز ما رحمت است. تنها کلمه‌ای که واجب است ما بگوییم و روزی هفتاد مرتبه هم می‌گوییم کلمه رحمت است. هم واجب است که بگوییم و هم روزی هفتاد بار می‌گوییم. چون واجب است هرمسلمانی نماز بخواند و نمازخوان‌های ما هفده رکعت نماز می‌خوانند. حداقل ده رکعتش حمد و قل هوالله است. هفت رکعتش سبحان الله و الحمد الله است. ده تا حمد داریم. ده تا قل هو الله داریم. در حمد ۴ تا کلمه رحمت است. «بسم الله الرحمن الرحیم» بعد از «الحمد الله» می‌گوییم: «الرحمن الرحیم» باز در قل هو الله می‌گوییم. «بسم الله الرحمن الرحیم» در تا در سلام‌ها است. پنج نوبت نماز داریم. صبح و ظهر عصر و مغرب و عشاء. در هر نمازی می‌گوییم: «السلام علیک ایها االنبی و رحمه الله» کلمه رحمت را می‌گوییم. باز می‌گوییم: «السلام علیکم» و باز می‌گوییم: «و رحمه الله» یعنی ده تا رحمت در تشهد و شصت تا در حمد و قل هوالله است. هرکسی که نماز بخواند هفتاد بار کلمه رحمت را می‌گوید. پس اگر نماز خوان رحم ندارد، این معلوم می‌شود که لوله سیمانی است. می‌دانید لوله سیمانی چیست؟ آب را عبور می‌دهد اما چیزی در خودش نفوذ نمی‌کند. معلوم است که نماز را خوانده است ولی رحم در دلش نفوذ نکرده است. باید دین در دل برود. یک عده‌ای نزد پیغمبر آمدند و گفتند: قدر ما را داشته باش. ایمان آوردیم. فرمود: نه! شما هنوز دین در دلتان نرفته است. «وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُوبِکُم‏»(حجرات/۱۴) ایمان در قلب شما نرفته است. یعنی ایمان شما پوسته مثل لوله سیمانی است. لوله سیمانی پوستش‌تر می‌شود ولی از این آبها درخودش فرو نمی‌رود. واعظی که به حرف هایش عمل نکند، مثل لوله سیمانی است. قرآن و حدیث را می‌گوید. ولی قرآن وحدیث در دلش نفوذ نمی‌کند. خیلی از افراد لوله سیمانی باشند. خیر را رد کنند. مثل سیم برق که برق را عبور می‌دهد و به لامپ می‌رساند. ما از لامپ استفاده می‌کنیم. خود سیم تاریک است. ممکن است سیم‌ها در پایه باشند که خیلی تاریک است. یعنی انتقال نور از محل تاریک است. اما بهره گیران نور در محل روشن هستند. چند تا آیه درباره رحمت بخوانیم. من درباره کلمه رحمت مقداری حرف دارم. اولین آیه از سوره‌ی اعراف است. «وَ اکْتُبْ لَنا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ إِنَّا هُدْنا إِلَیْکَ قالَ عَذابی‏ أُصیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الَّذینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ(اعراف/۱۵۶)» عرض کنم که این آیه‌ی طولانی بود. این بخشش را معنی می‌کنم. خدا می‌فرماید: رحمت من همه چیز را پوشش می‌گیرد. در دنیا رحمت خدا شامل همه می‌شود. اما در قیامت یا یک رحمتی است که در دنیا به همه افراد داده می‌شود. یک رحمتی است که خدا به افراد خاص می‌دهد. مثلا نور خورشید برای همه است. مومن و کافر از آن استفاده می‌کنند. مومن و کافر از زمین و آب و جنگل و عسل استفاده می‌کنند. از خوراک و پوشاک و مسکن استفاده می‌کنند. اما یک رحمت ویژه دارد که آن رحمت برای افرادی است که اهل تقوا باشند. اهل ایمان باشند. خداوند دو رقم رحمت دارد. مثل استادی که در کلاس می‌آید و یک درس عمومی برای همه می‌گوید. بعد یک دانشجو هم که با جدیت درس می‌خواند یک وقت خصوصی برای او می‌دهد. مسئولین ما یک ملاقات عمومی به همه مردم می‌دهند. به یک افراد ویژه‌ای هم وقت خصوصی می‌دهند. رحمت عمومی و رحمت خصوصی! آیه دومی که مربوط به رحمت است. می‌فرماید: حضرت ابراهیم وقتی که مکه را ساخت، گفت: خدایا به مومنین رزق بده. «وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرات‏»(بقره/۱۲۶) هرکس ایمان دارد به او بده بخورد. خدا فرمود: ابراهیم چرا چنین تنگ نظر هستی؟ «وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ»(بقره/۱۲۶) من کافر هم باشد به او می‌دهم بخورد. منتها حساب قیامت جداست. در دنیا همه استفاده کنند. در آخرت همه چیز جداست. البته رحمت خدا وسیع است. دریافت رحمت هم کد دارد. مثل اینکه اقیانوس اطلس آب خیلی دارد. اما معنایش این نیست که آب همه جا برود. ممکن است یک توپ را در اقیانوس اطلس بیاندازند و یک قطره آب در توپ نرود. مشکل در آب نیست. مشکل در اقیانوس نیست. مشکل در توپ است. چون توپ در بسته است از این آب دریافت نمی‌کند. مثل آدمی که خانه‌اش کنار کتابخانه است. سال می‌آ ید و می‌رود نمی‌شیند این کتابها را مطالعه کند. خوب مشکل این کتابخانه نیست. مشکل در خودش است. «وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَهٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ(انعام/۵۴)» در قرآن دو تا کتب داریم. بعضی چیزها را خدا بر ما واجب کرده است. مثل مجلس! مجلس یک قوانین را برای مردم وضع می‌کند. یک قوانین را هم برای خودش وضع می‌کند. هیئت رییسه چه کسی باشد؟ رئیس مجلس چه کسی باشد؟ مدت چقدر باشد؟ مرخصی چه باشد؟ تعطیلات تابستانی چند روز باشد؟ یعنی یک قانون را برای خودش وضع می‌کند. یک قانون هم برای امت وضع می‌کند. خداوند یک چیزهایی را بر ما واجب کرده است. مثل «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیام‏»(بقره/۱۸۳) واجب است روزه بگیرید. «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتال‏»(بقره/۲۱۶) واجب است بجنگید. یک چیزهایی را هم خدا برای خودش واجب کرده است. «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى‏ نَفْسِه‏»(انعام/۵۴) یعنی خدا بر خودش رحمت را واجب کرده است. رحمت را برخودش واجب کرده است. «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدى‏(لیل/۱۲)» هدایت را بر خودش واجب کرده است. گفته است: بر من واجب است وسیله هدایت شما را فراهم کنم. شما را با عقل، با فطرت، با نبوت هدایت کنم. واجب است که شما را هدایت کنم. «ان علینا علی الله رزقا» رزق شما بر من واجب است. هدایت شما بر من واجب است. یعنی خداوند یک چیزهایی را واجب کرده است. این را سنت‌های الهی می‌گویند. سنت‌های الهی یعنی کارهایی که خدا بر خودش واجب کرده است. «حقا علینا» بر ما واجب است که مومنین را یاری کنیم. کارهایی که خداوند بر ما واجب کرده است، احکام است. کارهایی که خدا بر خودش واجب کرده است، به آن سنت‌های الهی می‌گویند. حالا راجع به رحم خیلی حرف دارم. نمونه‌هایی از عوامل دریافت رحمت، مظاهر دریافت رحمت را می‌گویم. خود ماه رمضان رحمت است. حالا من نمونه هایش را بگویم. مثلا داریم «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»(انعام/۱۶۰) یک کار خوب بکنید. ده برابر می‌رسد. این خودش یک رحمت است. یکی را ده تا حساب می‌کند. بعضی جاها یکی را تا هفتصد مرتبه بالا حساب می‌کند. این که توبه ما را قبول می‌کند یک رحمت است. این که عیب هایمان را می‌پوشاند یک رحمت است. خداوند گناهانی را از ما سراغ دارد. خداوند گناهایمان را می‌داند. اما به روی ما نمی‌آورد. ولی خوبی‌ها را نشان می‌دهد. «یوم اظهر الجمیل و ستر القبیح» خدایا خوبی‌ها را در جامعه پخش می‌کنی. عیب‌ها را در جامعه پخش نمی‌کنی. اگر من یک خوبی دارم همه می‌فهمند. صد تا عیب دارم کسی نمی‌فهمد. این‌ها مظاهر رحمت است. راجع به رحمت باز هم در قرآن دو سه تا آیه است. «مَّا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَهٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَ مَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الحَْکِیمُ»(فاطر/۲) سوره‌ی فاطر آیه‌ی ۲ است. می‌گوید: اگر خداوند به کسی رحمت کرد، بی خود حسد نورز. تو با حسدت خودت را می‌سوزانی. حسد تو در رزق او اثری ندارد. چهل و سه تا رادیو به امام حرف بیهوده گفت و از صدام تجلیل کرد. دیری نشد که روز به روز صدام ذلیل‌تر شد و امام عزیز‌تر شد. اگر خداوند به کسی لطف کرد تو با کارشکنی و توطئه، با فیلم دروغ ساختن، تکثیر فلان نوار، با نامه پخش کردن، با تلفن، با تهدید، با طومار او را خراب نکن. اگر خدا بخواهد به کسی عزت بدهد، تو نمی‌توانی ذلیلش کنی. یک جای دیگر هست که قرآن می‌گوید: «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ»(اعراف/۵۶) حالا این را فاکتور بگیریم. آیه بعد سوره نور آیه ۵۶ است. «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ» مثل همان توبه است. اقیانوس خیلی آب دارد. منتها به شرطی آب می‌رود که این روزنه داشته باشد. اگر شما شیشه بودی، نور از شما عبور می‌کند. منتها اگر خشت بودی نور از خشت عبور نمی‌کند. مشکل تو در نور نیست. در خشت است. «وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»(نور/۵۶)می گوید: «لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» اگر می‌خواهید رحمت خدا را دریافت کنید راهش نماز است. از راه نماز رحمت خدا را دریافت کنید. از راه زکات رحمت خدا را دریافت کنید. «وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ» با اطاعت رسول رحمت خدا را دریافت کنید. راه دریافت رحمت خدا این است که انسان در خط خداوند بیاید. یاداشتهایم را که جمع کردم برایتان بخوانم. اول اینکه رحمت نشانه ایمان است. مومن کیست؟ مومن کسی است. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم‏»(فتح/۲۹) کسی که رحم ندارد، دین ندارد. «رُحَماءُ بَیْنَهُم‏» علامت یاران واقعی پیغمبر کسی است که نسبت به دیگران «اشدا» باشد. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» نسبت به خودش «رُحَماءُ» باشد. سه «تواصوا» در قرآن است. «تواصوا به حق» «تواصوا به الصبر» «تواصوا به مرحمه» سفارش شده است که به هم رحم کنید. حدیث داریم «المومنین خدموا بعضهم لبعض» مومنین نسبت به هم خادم هستند. در خوابگاه داتشجویی، در هجره طلبگی، در کارخانه، در کارگاه به هم دیگر کمک کنیم. حالا در آپارتمان نشستیم و داریم می‌آییم. حالا این کارگر شهرداری باید طبقه سوم بیاید. این سطل زباله را بردارد. حالا شما که صبح پایین می‌آیید، کیسه زباله را هم بیاور که دیگر این پیرمرد سه طبقه را بالا نیاید. نگو: آقا کارمند شهرداری به آنها حقوق می‌دهد. خودش بیاید بردارد. چقدر تو بی رحم هستی. به هم دیگر رحم کنید. یک سنگ در جاده افتاده است. نگو: چشمش را باز کند. رحم کن پیاده شو و سنگ را بردار. الان یک عده از بی لباسی دارند می‌لرزند. رحم کن. کدام خانه یک چمدان لباس زیاد دارد؟ کدام خانه یک پتو زیاد دارد؟ اینها را بدهد به کسانی که ندارند. امام صادق فرمود: مومن نسبت به هم خدمت کند. رحم داشته باشد. اصلا اگر کسی رحم نداشته باشد، مومن نیست. کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد، ایمان ندارد. حدیث داریم اگر کسی که صبح بیدار می‌شود به فکر غصه و مظلوم نباشد مسلمان نیست. سوره ماعون را بخوانید. این سوره سیمای آدمهای بی رحم را می‌گوید. «أَ رَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ»(ماعون/۱) « فَذَالِکَ الَّذِى یَدُعُّ الْیَتِیمَ»(ماعون/۲) می‌گوید: کسی که قیامت را باور ندارد و آن را تکذیب می‌کند. «یَدُعُّ الْیَتِیمَ» بی رحم است. یتیم را طرد می‌کند. و لی «وَ لَا یحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْکِینِ»(ماعون/۳) اینقدر پر است که به زور پپسی و کوکا را هضم می‌کند. از بس که پرخوردی کرده است. بعد همسایه‌هایی هستند که از گرسنگی سر کلاس ضعفشان می‌گیرد. «لایحض» خودم ندارم. اگر هم نداری از دیگران پول بگیر و به فقرا بده. لازم نیست که خودم داشته باشم. افرادی هستند که خودشان هم فقیر باشند ولی زبان دارند. بیان دارند. رو دارند. آبرو دارند. باید بلند شوند و بگویند: آقایان این دانشجو می‌خواهد داماد شود. شما پدرانتان پول دارد. یکی ۵۰ تومان از پدرانتان بگیرید و این را داماد کنید. عروس خانم به مادرش بگوید: یک مقدار جهازم را کم رنگ بگیر. دختر خاله فقیر است. ۲۰۰ تومان به شوهر خاله بده. تا او هم جهیزیه درست کند. حالا جهاز من را سلطنتی نگیر. کم رنگ بگیر. «لایحض» یعنی ندارم اما دیگران را تحریک می‌کنم. «ولا یحض» آخرش هم می‌گوید: «فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ(۴) الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ(۵) الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ(۶) وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(۷)»(ماعون) می‌گوید: وای بر نمازگزاران که نمازشان دارد سهو می‌شود. ۱- نمازشان به خاطر تظاهر و ریاست. ۲- نماز می‌خوانند و به فقرا چیزی نمی‌دهند. «وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ» چیزهایی که در بعضی خانه‌ها هست در خانه‌های دیگر نیست. مثل نردبان بزرگ، سماور بزرگ، دیگ بزرگ، یک چیزهایی که افردی دارند ولی «وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ» به کس دیگری نمی‌دهند. پول دارد وام نمی‌دهد. وای به نمازگزاری که نماز می‌خواند اما گره گشا نیست. نماز می‌خواند اما بی رحم است. یعنی نمازش او را نجات نمی‌دهد. نماز خالی یک بال است. با یک بال نمی‌شود پرواز کرد. پیغمبر ۵ نفر را از مسجد بیرون کرد. گفتند: یا رسول الله! اینها چه جنایتی کردند؟ فرمود: اینها نماز خالی می‌خوانند. به فکر فقرا نیستند. سوره نون والقلم را بیاورید. در جزء بیست و نهم سوره نون والقلم داستان خوشمزه‌ای است. پدری از میوه‌های باغ مقداری هم به فقرا می‌داد. پدر مرد ۵ تا پسر داشت. آمدند دیدند باغ پر میوه‌ای است. گفتند: پدرمان به فقرا می‌داد. ما نمی‌دهیم. یکی از این پنج نفر گفت: بدهیم. گفتند: نمی‌دهیم. این ۴ نفر برادر کوچکشان را زدند. این هم تسلیم شد. گفتند: چه کنیم؟ گفتند: سر شب وقت سحر میوه‌ها را در صندوق کنیم تا فقرا نفهمند. شبانه میوه‌ها به انبار منتقل کنیم تا کسی نفهمد. سر شب خوابیدند. سحر آمدند دیدند که باغشان سوخته است. او که دیروز کتک خورده بود، گفت: نگفتم به فقرا بدهید. شما تصمیم گرفتند بی رحم بشوید. خدا هم رحمش را از شما گرفت. «إِنَّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّهِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّها مُصْبِحینَ(قلم/۱۷)» ما اهل مکه را امتحان کردیم. همان طور که اهل باغ را امتحان کردیم. اهل باغ تصمیم گرفتند که سحر میوه‌ها را صندوق کنند. «وَ لَا یَسْتَثْنُونَ(قلم/۱۸)» انشاء الله نگفتند. گفتند: یک صندوق به هیچ کس نمی‌دهیم. «فَطَافَ عَلَیهَْا طَائفٌ مِّن رَّبِّکَ وَ هُمْ نَائمُونَ(قلم/۱۹)» همان طور که خوابیدند که سحر بروند یک صاعقه متحرکی آمد و باغشان را سوزاند. «فَأَصْبَحَتْ کاَلصَّرِیمِ(قلم/۲۰)» باعشان خاک و خاکستر شد. «فَتَنَادَوْاْ مُصْبِحِینَ(قلم/۲۱)» سحر گفتند: بلند شوید. هم دیگر را بیدار کردند. «أَن لَّا یَدْخُلَنهََّا الْیَوْمَ عَلَیْکمُ مِّسْکِینٌ(قلم/۲۴)» زود بلند شوید. اگر می‌خواید میوه را انبار کنید الان وقتش است. «وَ غَدَوْاْ عَلىَ‏ حَرْدٍ قَادِرِینَ(قلم/۲۵)» در کوچه می‌رفتند و می‌گفتند: ساکت! کسی نفهمند. آرام قدم بردارید. «فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُواْ إِنَّا لَضَالُّونَ(قلم/۲۶)» هیچ مسکینی نباید بفهمد که ما می‌خواهیم میوه‌ها را برداریم. «قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُل لَّکمُ‏ْ لَوْ لَا تُسَبِّحُونَ(قلم/۲۸)» وقتی آمدند دیدند باغ نیست. گفتند: کوچه را گم کردیم. یا فکرمان گم شده است. یا ما منحرف شدیم. خلاصه این قصه می‌خواهد بگوید: اگر تصمیم بگیری ندهی خدا از تو می‌گیرد. بنا را دیده‌ای؟ بنا که ضربه می‌زند، آجر را می‌گیرد. اگر آجر را زد و رد کرد، یکی دیگر به او می‌دهد. یعنی آن کسی که آجر را می‌دهد اگر ببیند که هنوز آجر در دستش است و آجر دیگری می‌خواهد، می‌گوید: اول آن را بزن. بعد این را بگیر. مادر اگر به بچه‌اش شیر داد، خدا شیر می‌آورد. منتها اگر شیرش را نگه دارد، شیرش قطع می‌شود. تاجری که رحم نداشته باشد گاو صندوق گوشتی است. ما دو تا گاو صندوق داریم. ۱- گاوصندوق فلزی ۲- گاو صندوق گوشتی؛ عده‌ای می‌گویند: آقای قرائتی این حرفها را برای پول دارها بزن. ما پا تلویزیون نشستیم و هشتمان گرو نهمان است. ما خودمان نداریم بخوریم. کینه‌ها را کنار بگذارید. رحم کن. ببخش. «وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا» او را ببخش. «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ»(نور/۲۲) نمی‌خواهی خدا تو را ببخشد. هرکس که می‌خواهد خدا او را ببخشد او هم دیگران را ببخشد. نگو: به من سیلی زده است. ببخش! از مقام معظم رهبری یاد بگیرید. فرمود: هرکس نسبت به شخص من هرچه گفته است، من او را می‌بخشم. خدایا ماه رمضان است. هرکس غیبت کرده است. فحش داده است. ما او را بخشیدیم. رحم کنید. ببخشید. نه چه حقی داشتی گفتی: من که راضی نیستم. من از او نمی‌گذرم. سر پل صراط یقه‌اش را می‌گیرم. در پل صراط خودت هم گیر هستی. اصلا نمی‌رسی یقه کسی را بگیری. تو خیال می‌کنی آزادی که یقه بگیری. رحم کنید. ضمنا کسانی که رحم ندارند به چایی هم نمی‌رسند. بزرگان ما رحم داشتند. از یک شخص مهمی پرسیدند: از کجا به این مقام رسیدی؟ گفت: من به یک عروسی رحم کردم. گفتند: چطور؟ گفت: شب اول عروسی متوجه شدم که عروس دختر نیست. ولی آبرویش را نبردم. چون هرکس که دختر نیست و باکره نیست معنایش این نیست که خدای نکرده اهل زنا بوده است. صدها عامل است. یکی هم این است که از طریق گناه بکارت نداشته باشد. اما من بخاطر آبروی او هیچ نگفتم و خدا این چنین آبرو داد. اگر کسی یک دسته گلی آب داده است، شتر دیدی ندیدی. موسس حوزه علمیه قم حاج شیخ عبدالکریم حائری بود. یک کسی آمد و گفت: آقا پدرمان مرده است. این چند هزارتومان را به یک نفر بده تا نماز و روزه قضا را بخواند. ایشان هم ان پول را به آیت الله العظمی گلپایگانی داد. آیت الله العظمی گلپپایگانی هم به یک بنده خدایی که فقیر بود و فکر می‌کرد مومن است داد. گفت: آقا این را بگیر و روزه و نماز قضا را برای آن مرحوم بخوان. آقای گلپایگانی می‌گفت: یک روزی داشتم می‌رفتم. دیدم آن کسی که به او پول دادم که روزه بگیرد، سیگار می‌کشد. منتها من را ندید. من پشت سر او می‌رفتم. او داشت می‌رفت. همان که داشتیم می‌رفتیم سیگارش تمام شد. ته سیگارش را انداخت و رسید به سه راه و پیچید. من را دید و گفت: سلام علیکم! گفتم: سلام علیکم! گفت: آقا یک پولی دادی که سی روز روزه بگیرم. من سی روز را روزه گرفتم. امروز هم روز آخرش است. بهانه کرد. اگر پول داری بده. آقای گلپایگانی می‌گفت: هیچ چیز به او نگفتم. آبرویش را حفظ کردم و سی روز خودم برای آن مرحوم روزه گرفتم. ولی به او نگفتم: تو نامرد هستی. پول گرفتی و روزه نگرفتی. بیخود که آقای گلپایگانی، آقای گلپایگانی نمی‌شود. کسی که بتواند سی روز گرسنگی بخورد و به طرف هم نگوید، خیلی بزرگواری است. یک چیزی را فهمیدید نگویید. چه کار داری که بگویی؟ آبرو بردن خیلی بد است. می‌گویند: مثل گوشت مرده می‌ماند. چون گوشت زنده را بکنی، جایش پر می‌شود. اما گوشت مرده را بکنی جایش پر نمی‌شود. آبرو کسی که رفت جایش پر نمی‌شود. حالا پول جایش پیدا می‌شود. در حفظ آبروی هم دیگر رحم کنید. در کمک مادی رحم کنید. در کمک معنوی رحم کنید. تاجرهایی از شهرهای خودشان در شهرهای بزرگ آمدند و پول پیدا کردند. به آنجایی که خودشان از آنجا بودند رحم کنند. یک درمانگاه بسازند. یک مدرسه بسازند. یک جاده‌ای بسازند. بالاخره تو بچه روستا بودی؟ آمدی و پول دار شدی. یک باقی الصالحاتی داری. می‌گویند: خدا رحمت کند. ایشان رفت شهر پول دار شد و خرج روستای خودش کرد. سر راهت چند تا مسافر سوار کن چه می‌شود؟ دو تا خودکار داری. یکی را هم به کنار دستی‌ات بده. دو نفر را دعوت کن. لباسهای اضافی خود را به دو نفر که ندارند بده. چند میلیون پیراهن عروس داریم که عروسها آویزان کردند. سه سال پیش عروس شده است. پیراهنش را دارد. تو دیگر عروس نمی‌شوی. این پیراهن عروس را که در کمدت آویزان کردی به یک عروس دیگر بده که ندارد. هفتاد بار در نماز می‌گوییم: رحم! خوب یک نوع رحم را زنده کنید. با رحم خیلی از مشکلات در جامعه ما حل می‌شود. یک دانشجو می‌تواند زمانی که درس ندارد به بچه‌های محله که در درس‌ها ضعیف هستند کمک کند. همه می‌توانند رحم کنند. اگر پوست خیار را دیدی بردار و کنار بگذار. ما باید رحم را در خودمان زنده کنیم.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *