امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ ساعت : ۲۰:۲۳

تفسیر سوره عصر

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۵/۱۱/۱۴


«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ»

به نام خدا یعنی من به کارهایم رنگ الهی می‌دهم. خودم را بند به تو می‌کنم. کتابخانه‌ای که در یک روستا تاسیس می‌شود نگرانند سرنوشت این چه می‌شود فوری برای اینکه محکم بشود می‌گویند این کتابخانه وابسته به آستان قدس رضوی یعنی تمام برنامه‌های آنجا اینجا هم هست چون کتابخانه آستانه قدس رضوی کتابخانه مهمی است کتابخانه‌های جزئی را هم بند به او می‌کنند. وقتی به افراد گمنام می‌گویند شما کی هستی می‌گوید من همشری فلانی هستم چون فلانی شخصیت مهمی است این خودش را بند به او می‌کند تا مصونیت داشته باشد. «بِسْمِ اللَّهِ» یعنی من خودم را بند به خدا می‌کنم چون غیر خدا کسی نمی‌تواند کسی را حفظ کند.
«وَ الْعَصْرِ» عصر/۱ واو بمعنای قسم است در ادبیات عرب «الله» خداست اما همینکه گفتیم «والله» یعنی قسم به خدا «شمس» خورشید است اما همینکه گفتیم «والشمس» یعنی قسم به خورشید «وَ الْعَصْرِ» قسم به عصر خداوند به همه قطعات زمان قسم خورده «وَ الْفَجْرِ» فجر/۱، «وَ الصُّبْحِ» مدثر/۳۴، «وَ الضُّحى‏» ضحى/۱، «وَ النَّهارِ» شمس/۳، «وَ الْعَصْرِ»، «وَ اللَّیْلِ» مدثر/۳۳ منتهی به سحر سه بار قسم خورده یکبار فرموده «وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ» فجر/۴ یعن قسم به شب وقتی دارد پشت می‌کند «وَ اللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ» تکویر/۱۷ یعنی وقتی دارد آخرش تمام می‌شود «وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ» مدثر/۳۳ یعنی وقتی پشت می‌کند و می‌رود. این نشان از اهمیت سحر است و در قرآن هم راجع به سحر نام برده شده «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» ذاریات/۱۸ ستایش می‌کند از آنهایی که سحر استغفار می‌کنند سحر بلند می‌شوند و می‌گویند خدایا ما را ببخش «وَ الْمُسْتَغْفِرینَ بِالْأَسْحارِ» آل عمران/۱۷ از برکات ماه رمضان سحرخیزی است در طول سال آدم سحرها خواب است سحر وقت خیلی خوبی است.
به زمان قسم حالا چرا خدا به زمان قسم خورده؟ خدا به چه قسم بخورد؟ ما که قسم می‌خوریم به چیزهای بزرگ قسم می‌خوریم «والله» «بالله» به قرآن به جان تو و هرچیزی پیش ما مهم است اما نزد خدا چیزی مهم نیست و لذا گاهی قسم به خورشید می‌خورد «وَ الشَّمْسِ» شمس/۱ که نمی‌شود آنرا نگاه کرد گاهی هم می‌گوید «وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ» تین/۱ که کیلویی چند تومان است انجیر کجا و خورشید کجا؟ چرا خدا یکبار به چیز کوچک قسم می‌خورد و یکبار به چیز بزرگ؟ پاسخش اینست که برای خدا چیزی نه بزرگ است و نه کوچک. دوربین وقتی می‌ایستی فرق می‌کند که این شاه باشد یا گدا برای دوربین فرقی نمی‌کند کله، کله است بزرگ و کوچکش پیش ما است کاه و کوه پیش خدا یکجور است البته حالا انجیر ۱۰ خاصیت دارد که هیچ میوه‌ای ندارد تنها میوه‌ای است که خودش و برگش با هم در می‌آید همه میوه‌ها اول برگش در می‌آید بعد میوه اما ممکن است میوه‌های دیگر امتیاز ویژه‌ای داشته باشد گاهی خداوند به چیزهای زمینی قسم خورده «وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ وَ طُورِ سینینَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ » تین/۳-۱ گاهی هم به چیزهای بالا. پیداست که آسمان و زمین برای خدا فرقی ندارد انجیر و خورشید هم برای او فرقی ندارد. در سوره والعصر خدا به عصر قسم خورده حالا عصر بعد از ظهر است؟ شاید عصر پیغمبر(صلی الله علیه و آله)؟ شاید عصر ظهور امام زمان(عجهالله تعالی فرجه الشریف). شاید اصلاً روزگار. می‌گویند عصر جاهلیت عصر پهلوی عصر قاجاریه یعنی روزگار. همه رقم می‌شود معنا کرد بعضی آیات مثل شکر است همه رقم شیرینی می‌شود از آن پخت. «وَ الْعَصْرِ» قسم به زمان.
«إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ» عصر/۲ انسان خسارت می‌کند بین خسارت و ضرر فرق است. نگفته «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ ضرْرٍ» ضرر آنجاست که نرخ پائین بیاید قالی می‌خری 100هزار تومان می‌شود 80هزار تومان ولی قالی هست. اما اگر سرمایه از بین برود می‌گویند خسارت مثل یخ فروش که می‌رود یخ بفروشد یخ هایش آب می‌شود سرمایه آب شد یخ فروش نمی‌گوید ضرر کردم می‌گوید خسارت کردم نمی‌گوید هستی ارزان می‌شوی می‌گوید هستی آب می‌شوی «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ» یعنی بشر آب می‌شود. شما از دیروز تا حالا ۲۴ ساعت آب شدی بنابراین پدربزرگها پدر کوچکند چون از عمرشان چیزی نمانده. چیزی نیست که بزرگ باشد بچه‌هایی که تازه بدنیا می‌آیند اینها پدربزرگند «به زمان قسم انسان آب می‌شود».
«إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» عصر/۳ انسان قطعاً خسارت می‌کند مگر آنهایی که ایمان دارند و کارشان هم شایسته است. ماه رمضان و شب قدر و روزگار می‌گذرد روسفید آن کسی است که کار شایسته داشته باشد. اصلاً آدمهای مومن روشنفکرند آدمهای لاابالی اُمل هستند با یک بیان خیلی عقلی و فطری بعضی‌ها خیال می‌کنند که اگر نماز نخوانند، فُوکُلشان بیرون باشد، ربا بخورند لااُبالی بی قید باشند راحت زندگی کنند و کاری به حرام و حلال و واجبی نداشته باشند فکر می‌کنند که اینها خیلی خوشگذرانند. نه خیر اینها خیلی اُمل اُمل هستند با بیان ساده‌ای که بچه‌های پنج ساله هم بگویند راست می‌گوئید اینها اُمل هستند عاقل نیستند. فرض کنید ۲۰۰ نفر می‌خواهیم برویم مسافرت ۱۰۰ نفر می‌گویند آقا احتیاطاً یک چیزهایی را هم با خودمان ببریم توی صندوق عقب ماشین یک چماق می‌گذارند برای سگ یک کُلت برای دزد مسلح یک زنجیر یا طنابی برای بکسل یک مشمع برای نشستن بالاخره یک مشت از این نیازهای اولیه و ۱۰۰ نفر دیگر قاه قاه می‌خندند بی خیال دست خالی این مسافت ۲۰۰ کیلومتری را طی می‌کنیم. بالاخره در این راه یا خطر و نیاز هست یا نیست امام رضا(علیه السلام) فرمود با آدم بی دین این رقمی حرف بزنید هیچ چاره‌ای ندارد جز اینکه بگوید حق با تو است یعنی طرف در بن بست قرار می‌گیرد. اگر خطری نبود آن آقایی که یک چماق و چراغ قوه گذاشته صندوق عقب ضرری نکرده اما اگر خطر بود آن بدبخت دست خالی چه خاکی به سرش کند ما می‌گوئیم قیامت هست ناهاری که ماه رمضان ساعت ۱ بعد از ظهر می‌خوریم ساعت ۵ بعد از ظهر بخوریم. صبح‌ها تا آن آقا زلف هایش را از شمال غربی به جنوب غربی شانه کند ما نمازمان را خواندیم این کلمه هم می‌بینیم دروغ است نمی‌گوئیم این حرف را هم می‌خواهیم بزنیم می‌بینیم غیبت است می‌ایستیم. بالاخره اگر قیامت نبود ما که ۱۰ دقیقه نماز خواندیم سالی چند روز ناهارمان را دیرتر خوردیم چقدر ضرر کردیم؟ امام رضا(علیه السلام) فرمود اگر قیامتی نباشد ما ضرری نکردیم اما اگر قیامت بود که به هزار و یک دلیل هست آن لاابالی چه خاکی بر سرش می‌کند آدمهایی که به هیچ حرام و حلالی گوششان بدهکار نیست خُلند یعنی اگر عقل داشته باشند فکر می‌کنند که آدم عاقل اگر به مسافرت برود یک طناب و چراغ قوه با خودش می‌برد خدا به ما یک میلیون داد ۲۰۰ هزار آن را به خمس می‌دهیم حالا اگر قیامت هم نبود ما ۸۰۰ هزار خورده‌ایم تابستان ۱۱ جمعه دارد یک جمعه بچه‌های همسایه را که فقیرند را به تفریح ببر. بنابراین عاقل می‌گوید نمی‌شود دین نداشت قرآن خیلی می‌فرماید «لا یَعْقِلُونَ» بقره/۱۷۱، «لا یَشْعُرُونَ» بقره/۱۲ چرا اینها عقل و فکرشان را به کار نمی‌گیرند. آدم مذهبی هیچوقت ضرر نمی‌کند مثل شهر ورامین است ورامین هیچوقت ضرر نمی‌کند اگر(واو)ش پرید می‌شود(رامین) اسم یک دانشمند(ر) پرید می‌شود(امین) باز معنا دارد(الف) پرید می‌شود(مین) باز وسیله جنگی است(م) پرید می‌شود(ین) واحد پول(ی) پرید می‌شود(نون) می‌خوریم ورامین هیچ ضرری ندارد.
«إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا» جز کسی که حالا که از عمرش کم می‌شود به ایمانش اضافه می‌شود.
درسها:
۱- انسان اگر در مدار تربیت انبیاء قرار نگیرد گرایش منفی دارد «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ» یعنی انسان دارد آب می‌شود مثل اینکه می‌گویند چراغ به طور طبیعی باد آنرا خاموش می‌کند مگر اینکه شیشه‌ای دور آن بگذاریم «إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا». کلمه خسر چند تعبیر در قرآن دارد بعضی جاها می‌فرماید «إِنَّ الْخاسِرینَ» زمر/۱۵، «هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ» زمر/۱۵ خیلی رسوا خسارت کرد گاهی می‌گوئیم خسارت آبروریزی شد یعنی گاهی سقف ترک برمی دارد و گاهی شکاف برمی دارد. گاهی استخوان ترک برمی دارد و گاهی می‌شکند گاهی می‌فرماید «فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرینَ» انبیاء/۷۰، «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ» عصر/۲ اصلاً غرقند توی خسارتند گاهی می‌فرماید «بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً» کهف/۱۰۳ از همه خسارتشان بیشتر است مثل اینکه بگوئیم فلانی اعلم است یعنی علمش از همه بیشتر است. یکوقت یک کسی یک قالب یخ می‌آورد بفروشد آب می‌شود یکوقت هم یک ماشین آب می‌شود درجه‌ها فرق می‌کند.
جوانها خیلی سرمایه دارند اگر عمر عادی را حساب کنیم ۷۰ سال ۵۰ سال سرمایه است چکار کردید؟ غیر از راه خدا اگر فقط فکر مادی کنید باختید. دنیا چیست؟ اگر هدف است کمال در آن نباشد دنیا یا مقام است یا شهرت یا مال یا مدرک است و یا لذت اینها دنیاست. مقام بنده تقریباً ۱۰-۱۲ سال است معاون وزیر هستم بند به یک تلفن هستم الو بفرمائید از وزارت آموزش و پرورش آقای وزیر گفت آقای قرائتی دیگر معاون من نیست یا نماینده امام مقام معظم رهبری از دفتر آقا زنگ زدند که جنابعالی هیچ سمتی نداری تمام با یک تلفن نصب می‌شوی با یک تلگراف عزل می‌شوی. زهر عزل به قدری تلخ است که تمام کیف نصب را از بین می‌برد. شهرت چیست؟ یک کسی گفت خوشا بحالت مشهوری همه ایران تو را می‌شناسند گفتم کوه هیمالیا را همه دنیا می‌شناسند. آدم مشهور وقتی راه می‌رود مردم می‌گویند اینه؟ تازه شده فیل. بچه‌ها فیل! ؟ اگر خبر مرگ مشهور پخش شد اگر مشهور محبوبی باشد می‌گویند اِه اِه! ! !
مال چیست؟ تا ۲۰ سالگی آدم اهل پول نیست مدرسه و دبیرستان از ۲۰ سالگی به پول برسد به حضرت عباس نمی‌رسد اگر بتواند پس انداز کند به خدا خیلی‌ها نمی‌توانند. . . ما می‌خواهیم بگوئیم خوشبخت‌ها هیچی ندارند بدبخت‌ها که دیگر هیچی امام حسین(علیه السلام) دعایی دارد که می‌فرماید خدایا خوبی‌های ما خیطی است خیطی‌های ما که دیگر هیچی(من کان محاسنه مساوی) یعنی محاسن او بدی است.
مال چیست؟ ما حساب می‌کنیم یک کسی ۵۰ سال کار میکند که می‌شود ۶۰۰ ماه. ۶۰۰ تا ده هزار که پس انداز کند می‌شود ۶۰۰۰۰۰۰ میلیون تومان. ماهی ۲۰ تومان می‌شود ۱۲۰۰۰۰۰۰ میلیون. ۶۰۰۰۰۰۰ میلیون و ۱۲۰۰۰۰۰۰ میلیون پول یک خانه است در یک محله فقیر در یک محله معمولی تهران در محله گداها یک آپارتمان در محله طبقه ۱۲
مدرک چیست؟ هرچه می‌خوانی می‌بینی بعد از مدتی یادت رفته «وَ الْعَصْرِ» به زمان قسم آب می‌شوی جز اینکه به مال و مقام ننازید یک فوتبالیست ما ۱۰ سال قهرمان است آنوقت یک کسی می‌آید دو گل اضافه می‌زند این می‌زند گاراژ از رده خارج شد.
فیلمهای ما یک فیلم می‌آید فیلم جلویی خلاص. «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» ایمان از عمل جدا نیست در قرآن هرجا «آمَنُوا» هست «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» هم هست نمی‌شود بگوئیم آقا ایشان دین دارد ولی نماز نمی‌خواند ایشان ولایتش قوی است اما پایش را جبهه نمی‌گذارد. ذوالفقار علی(علیه السلام) در میدان جنگ چه کرد نمی‌شود گفت من ولایت علی(علیه السلام) را دارم اما ایران ۸ سال مورد تهاجم بود نه خودم به جبهه رفتم و نه بچه هایم را فرستادم و نه تشیع جنازه شهید رفتم نه کمک مالی کردم هیچ رقم حمایتی نکردم انگار من یک سیب زمینی بودم ولی من ولایتم قوی است غلط کردی نمی‌خواهیم بگوئیم همه آرپی جی زن بشوند یکی لااقل عدس پاک کند. زمانی که سرباز می‌گرفتند جوان کوتاهی بود که به او گفتند خوشا بحال تو نمی‌گیرنت گفت چرا شاید من را هم گرفتند و گفتند بنشین عدس پاک کن بالاخره هر کسی باید یک کاری بکند به یک کسی گفتند چکار می‌کنی؟ گفت هیچی من هر کس عطسه می‌کند می‌گویم خیر باشد افرادی بودند که حتی کسانی که در این ۸ ساله عطسه کردند یک کلمه خیر باشد نگفتند.
قرآن می‌فرماید هر کس ایمان و عملش درست باشد «لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ» عنکبوت/۷ گناههایش را می‌بخشیم «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ» بینه/۷ بهترین مردم آنهایی که هم ایمان و هم عمل «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» مریم/۹۶ کسی که هم ایمان داشته باشد و هم عمل مهرش در دل مردم جا می‌گیرد از طرف خدا «لِیُخْرِجَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» طلاق/۱۱ اگر کسی اهل ایمان و عمل باشد توی بن بست گیج نمی‌شود خداوند دستش را می‌گیرد «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ یَهْدیهِمْ رَبُّهُمْ بِإیمانِهِمْ» یونس/۹ بعضی بچه‌ها ایمانشان خوب است یعنی واقعاً معتقدند اما درسش تجدید می‌شود نمازش را هم اول وقت می‌خواند این کافی نیست بعضی بچه‌ها درسشان خوب است اما نسبت به نماز لاابالی‌اند این هم خوب نیست هر دو باید با هم باشند دو بال است ایمان بدون عمل یا عمل بدون ایمان.
افرادی هستند مخترع بودند به جامعه و دنیای علم خدمت کردند اما ایمان ندارند اینها دو رقمند ۱- یک وقت خبر ندارد و ایمان ندارد این کارش آسان است می‌گوید آقا نشنیدم ۲- بعضی وقتها خبر دارد و می‌فهمد اما لجبازی می‌کند ثواب اختراعش با گناه لجبازی‌اش مثل شکری که روی آن سرکه می‌ریزی. افرادی هستند از لحاظ ایمانی مستضعفند مغزش کار می‌کند ولی صدای حق به گوشش نمی‌رسد اما اگر کسی صدای حق را شنید استدلال حق را شنید گردن کلفتی و لجبازی کرد ترشی و تلخی لجبازی در مقابل شیرینی اختراع به هم زد. فرض کنید یک مغازه دار شاگردی دارد این شاگرد هر چه می‌گوید اطاعت می‌کند مغازه را جارو می‌کند مشتری را راه می‌اندازد نمره ۲۰ اما یکمرتبه استاد کار می‌آید می‌بیند این شاگردی که اینقدر بله قربان گو بود رفته توی خانه سر بچه استاد را برید. این یک کارش همه خدماتش را خنثی می‌کند. برعکس یک شاگرد است استاد کار را زجر می‌دهد یک شاگرد است که معلم را زجر می‌دهد استاد دانشگاه را زجر می‌دهد جان به لب می‌کند اما یک مرتبه بچه استاد توی حوض می‌افتد همین شاگردی که اینقدر به استادش زجر داده با لباس هایش شیرجه می‌رود و بچه استاد را از مرگ نجات می‌دهد آن کار شیرینش همه تلخی‌ها را از بین می‌برد. حبط یعنی همه کارهای خوب با کشتن این بچه حبط شد یکجا داریم(تکفیر) کفاره یعنی چه؟ یعنی به خاطر این کار خوبت بقیه کارهایت. . . یکی از چیزهایی که لغزشها را از بین می‌برد نماز است. قرآن می‌فرماید نماز بخوانید پشت سر آن می‌فرماید «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» هود/۱۱۴ اگر نماز بخوانی آن گناهانی را که قبل از نماز کردی. . . نه اگر گناه کردیم حتماً نماز بخوانیم. یک جوانی سابق می‌آمد جلسه ما یکبار دیدم مدتی نمی‌آید صدایش زدم و گفتم چرا نمی‌آیی؟ گفت آقای قرائتی از من نپرس گفتم نه من معلم تو هستم باید بگویی گفت راستش من پسر خوبی بودم جلسه شما می‌آمدم بعد یک غلط‌هایی کردم دیگر خیلی گناه کردم گفت رویم نمی‌شود بیایم مسجد گفتم اتفاقاً شیطان همین را می‌خواهد که بگوید تو اگر می‌خواهی بروی مسجد برو باقی کارهایت را درست کن نمی‌خواهد به مسجد بروی. تو را از مسجد جدا می‌کند وقتی دستت از مسجد جدا شد مثل بچه‌ای که دستش از دست بابا جدا می‌شود دزد زود او را می‌برد اگر دستت کثیف شد زود صابون بزن نگو حالا که کثیف است بگذار یک خورده کثیف‌تر بشود. حالا که سیگاری شدیم بگذار تریاکی هم بشویم شما اگر لغزش کردی زود نماز بخوان.
حالا من اگر ایمان داشتم عملم هم خوب بود کافی است؟ نه «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ» باید دیگران را بکسل کنی باید دست دیگران را هم بگیری اینکه خودت خوبی کافی نیست. شاگرد اول بودن مهم نیست شاگرد اول اینست که بچه‌های دبیرستانی که نمره‌شان خوب است یک ستادی بعنوان استعدادهای درخشان تشکیل بدهند برای بچه‌های تجدیدی کلاس بگذارند و تابستان روزی نیم ساعت به آنها کمک کنند این بچه خوب است که «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ» اگر خودت پول داری مهم نیست خمس پولت را بده و دست ۴ فقیر را بگیر سفره‌ات پهن است یک افطاری هم به دیگران بده. منتهی وقتی آدم می‌خواهد سفارش به حق کند می‌گویند به تو چه؟ می‌گوید «وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» همدیگر را به صبر سفارش کنید یعنی اگر به تو چه گفتند از کوره در نروی «تَواصَوْا بِالْحَقِّ» همان امر به معروف است «وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» صبر یعنی مقاومت و پشتکار در امر به معروف اگر یک مرتبه توی ذوقت زدند جا خالی نکن ادامه بده. با اینکه «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» جزو «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» است اما اسم این دو را سوا بده یعنی درست است که «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» گفته‌اند اما تواصی به حق و صبر حسابش جداست. مثل اینکه می‌گویند همه بیائید خانه ما بعد می‌گویند شما و شما هم بیائید یعنی حساب شما دو تا جداست تواصی بالحق و تواصی بالصبر جزو عمل صالح است اما خدا اسم اینها را سوایی برده.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *