امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۶:۱۳

جنگ بدر

قرآن


متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۴/۱۱/۱۷

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
یکی از مسائلی که در ماه رمضان مطرح شده در تاریخ و از آن هم کم یاد می‌شود جنگ بدر است در جنگ بدر چند تا مقدمه است اینکه مکان بدر کجاست بدر مسافت بین مکه و مدینه است منتهی به مدینه نزدیکتر است چاهی آنجاست بنام چاه بدر، سوره انفال تقریباً همه‌اش مربوط به جنگ بدر است. جنگ بدر شب هفدهم ماه رمضان اتفاق افتاد. قصه جنگ بدر این بود که بنا نبود جنگ بشود برای کار دیگری رفتند از کار دیگری سر در آوردند وقتی پیغمبر می‌خواست از مکه به مدینه هجرت کند کفار هر مسلمانی را که می‌خواست هجرت کند اموالش را مصادره می‌کردند یعنی یک مشت مسلمان فقیر وارد مدینه شدند پیغمبر هم در کنار مسجد یک سکو درست کرده بود و فقرا روی این سکو می‌نشتند آنوقت ظهر که مسلمانها می‌آمدند نماز بخوانند وقتی نماز تمام می‌شد هر کدام یک نفر از اینها را برمی داشتند و برای ناهار می‌بردند.
مکه محل تجارت بود قهرمان تاجرها شخصی بود بنام ابوسفیان، الان هم در مکه بازاری هست بنام بازار ابوسفیان پدر معاویه، ابوسفیان کاروانی با هزار شتر با ارزش پنجاه هزار دینار هر دینار هم یک مثقال طلا چهل تا پاسبان داشتند همچین کاروانی را ابوسفیان از مکه راه انداختند به طرف شام و برگشتند. پیغمبر فرمود خوب است اینها همینطور که دارند می‌روند از کنار مدینه اموال اینها را مصادره کنیم به انتقام از اموالی که آنها از ما گرفتند این طرح عملی نشد گفتند پس در راه بازگشت اموال آنها را مصادر کنیم در راه برگشت پیغمبر سیصد و سیزده نفر(این سیصد و سیزده عدد مقدسی است چون یاران امام زمان(علیه السلام) هم سردارهایش سیصد و سیزده نفر هستند) را برای مصادره اموال برد.
ابوسفیان توسط یاران و دوستان خودش در مدینه خبردار شد ابوسفیان زود کاروان تجارتی را از راهی بی راهه برد ولی پیغام داد که مسلمانها می‌خواهند هزار بار شتر را مصادر کنند یک لشگر هزار نفری که فرماندهی آن با ابوجهل بود با سازو برگ نظامی قوی آمدند برای دفاع از ابوسفیان و کاروان تجارت ابوسفیان به ابوجهل گفت ما هزار شتر را از بی راهه بردیم شما برگردید ابوجهل گفت نه، ما اینقدر اینجا شراب می‌خوریم و می‌رقصیم و یک کودتا می‌کنیم مسلمانها را تار و مار می‌کنیم و بر می‌گردیم پیغمبر هم با جمعیت رفته بود برای مصادره اموال یکمرتبه بنا به وحی الهی که یا رسول الله با این مردم بجنگ یاران پیامبر گفتند ما برای مصادره اموال آمده بودیم آنها هزار نفر هستند ما سیصد و سیزده نفر ما چطور با آنها بجنگیم آیه نازل شد خدا اراده کرده شما را پیروز کند.
«وَإِذْ یَعِدُکُمْ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّهَا لَکُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذَاتِ الشَّوْکَهِ تَکُونُ لَکُمْ وَیُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَیَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ» أنفال/۷ خدا وعده داده که یکی از طایفه‌ها برای شما است شما دوست داشتید که فقط پولها را مصادره کنید ولی خدا. . . یعنی شما به هوای مصادره اموال رفتید اما صحنه جور دیگری شد اما نترسید خدا اراده کرده که حق را با قدرت خودش تثبیت کند کمر کفار را هم بشکند نترسید که ما آماده باش نبودیم دست خدا با شماست.
اول اینکه طبع انسان راحت طلب است بعضی‌ها می‌روند ماهی بگیریند می‌گویند ماهی‌ای که تیغ ندارد را بده، شما می‌خواستید که همینطور مفت و راحت هزار بار شتر را مصادره کنید ولی خدا خواست با تیغ باشد. «لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنْ الْمَلَائِکَهِ مُرْدِفِینَ» أنفال/۹-۸ وقتی دیدید که سیصدو سیزده نفر در مقابل هزار نفر بودید یکمرتبه خودتان را باختید و استغاثه کردید خدایا کمک کن خدا هم دعای شما را مستجاب کرد گفت نترسید من شما را امداد می‌کنیم با هزار فرشته کمکی، «مُرْدِفِینَ» یعنی به ردیف، یعنی این هزار تا دشت اول است پشت سر او هم می‌آید چون یک آیه داریم «یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلَاثَهِ آلَافٍ مِنْ الْمَلَائِکَهِ مُنْزَلِینَ» آل عمران/۱۲۴ یک آیه هم داریم «یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلَافٍ مِنْ الْمَلَائِکَهِ مُسَوِّمِینَ» آل عمران/۱۲۵ خلاصه خدا بلاتشبیه اول یک میلیون نسیه می‌دهد اگر دادی دو میلیون می‌دهد اگر خوش حساب بودی سه میلیون می‌دهد گام به گام امدادهای غیبی زیاد می‌شود.
«وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى‏ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ» آل عمران/۱۲۶ این فرشته‌هایی که فرستادیم می‌خواستم به شما بشارت بدهم از این آیه معلوم می‌شود که فرشته‌ها با انسان رابطه دارند هم جن با انسان رابطه دارد هم فرشته رابطه دارد در این عالم هستی نیروهای امدادی هست، فرشته‌ها کافی هستند؟ «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ» خیال نکنید با شما و فرشته‌ها مشکل حل می‌شود نصرت نیست مگر از خدا باشد.
«إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَهً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ» أنفال/۱۱ شما دو تا مشکل داشتید یکی اینکه گیج بودید، یعنی یک چرت زدید و این خستگی شما را. . . پس معلوم می‌شود که چرت هم از نعمت‌های خداست یعنی گاهی وقتها انسان داغان است ده دقیقه که می‌خوابد خستگی‌اش در می‌رود می‌گوید تشنه هم بودید از آسمان باران فرستادیم که هم خوردید و هم از آن آبها ذخیره کردید غسل جنابت هم کردید ضمناً زیر پای شما شل بود وقتی باران آمد سفت شد «وَیُذْهِبَ عَنکُمْ رِجْزَ الشَّیْطَانِ وَلِیَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِکُمْ وَیُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ» یعنی پلیدی شیطان را از بین بردم همان جنابت، جای پای شما را سفت کردم تا حالا پنج تا امداد غیبی اینها همه در جنگ بدر است «إِذْ یُوحی‏ رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی‏ فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ» أنفال/۱۲ خدا به فرشته‌ها دستور داد که مومنین را نگه دارید که اینها خودشان را نبازند، ‌ای فرشته‌ها من با شما هستم دل مسلمانها را محکم کنید «سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ» خودم هم که خدا هستم در دل کفار رعب می‌اندازم یعی توی دل آنها خالی می‌کنم «فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ» بسم الله جنگ را شروع کنید منتهی وقتی می‌زنید به گردن بزنید شمشیر را به دست و پا نزنید و بعد هم آدمهای سرشناس و گردن کلفت اینها را بزنید.
می فرماید جای جنگ شما هم جای بدی بود باز هم آنجا به شما کمک کردم چون بدر سرازیری است کفار در منطقــﺔ بالا بودند شما منطقــﺔ پائین و این هم امتیازی بود برای کفار که من آنرا هم حل کردم «إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَهِ الدُّنْیا وَ هُمْ بِالْعُدْوَهِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمیعادِ وَ لکِنْ لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیى‏ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمیعٌ عَلیمٌ» أنفال/۴۲ شما توی چاله بودید آنها قسمت دور و بالا بودند بار تجارت هم که از آن پائین حرکت کرد و رفت خلاصه وضع جوری بود که اگر خودتان می‌خواستید برنامه ریزی کنید برای این جنگ رأی نمی‌دادید جنگ نابرابر بود «وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعَادِ وَلَکِنْ لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْرًا» ولی خدا خواسته این کار بشود پس خواهد شد بقدری من امدا غیبی برای شما فرستادم «کَانَ مَفْعُولًا لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَا مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ» که هر کس می‌خواهد دین پیدا کند دست خدا را ببیند که یک گروهی که هیچ آمادگی‌ای ندارند چگونه پیروز شدند و هر کس هم می‌خواهد ایمان نیاورد با دیدن معجزه ایمان نیاورد یعنی حق و باطل را برای شما روشن کردم یعنی مردم گیج نباشند.
اینقدر برای شما امداد غیبی فرستادم تا هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد بفهمد که چرا ایمان بیاورد و هر کس هم کافر بشود. . . یکی دیگر از امدادهای غیبی آن است که مسلمانها خواب دیدند که کفار کم هستند و اینها زود می‌توانند حمله کنند و کفار هم خواب دیدند که اینها کم هستند اینها خواب دیدند که کم هستند یعنی بروید جلو آنها هم خواب دیدند که مسلمانها کم هستند گفتند اینها که چیزی نیستند نوکرها و برده‌ها را می‌فرستیم که اینها را بکشند نمی‌ارزد خودمان برویم مثل اینکه می‌گوئیم فلانی انگشت کوچک ما است چون اگر آنها مسلمانها را زیاد می‌دیدند لشگر کمکی می‌خواستند اگر اینها هم جمعیت را زیاد می‌دیدند می‌ترسیدند «إِذْ یُرِیکَهُمْ اللَّهُ فِی مَنَامِکَ قَلِیلًا وَلَوْ أَرَاکَهُمْ کَثِیرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَلَکِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» أنفال/۴۳‌ای پیغمبر توی خواب نشان دادیم که کم هستند اگر زیاد می‌دید باز دلهره داشت آنها هم «وَإِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذْ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلًا وَیُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْرًا کَانَ مَفْعُولًا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ» أنفال/۴۴ کفار هم مسلمانها را کم دیدند گفتند دو سه دقیقه. . . مثل صدام که گفت من دو سه روزه ایران را می‌گیرم.
توی خواب کفار خواب دیدند که سیصد نفر هستند توی جبهه دیدند که ششصد نفر هستند، اگر خدا بخواهد یک کاری بشود آسمان را به کمک می‌فرستد با باران شن را سفت می‌کند برای رفع خستگی چرت نازل می‌کند توی خواب مسلمانها اینها را کم نشان می‌دهد تا جرأت کنند حمله کنند توی خواب کفار اینها را کم نشان می‌دهد تا نیروی تازه نفس تقاضا کنند وسط جنگ دید اینها را عوض می‌کند تا اینها را دو برابر ببینند تا دل اینها خالی بشود خلاصه اینکه اگر خدا بخواهد کاری را بکند ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به هم می‌بافد تا یک کاری بشود وقتی هم می‌خواهد کاری نشود تمام قدرتها را. . . شاه می‌خواست بماند بیش از صد کشور و رئیس جمهور می‌خواستند که شاه بماند خدا می‌خواست که شاه برود جمهوری اسلامی را همه گفتند نماند اما خدا خواست که بماند یوسف را همه گفتند نماند خدا می‌خواست بماند.
شاه می‌خواست بماند و عزیز باشد گریه کنان رفت و امام را می‌خواستند اگر اسمش را هم ببری باید می‌رفتی زندان و حالا می‌بینی که اسم شاه نیست و اسم امام نیست و الان شخصیت‌های درجه یک راست امام رکوع می‌کنند ولی قبر شاه را گربه روی آن ادرار می‌کند با آن هم جاوید شاه اگر خدا بخواهد کاری بشود می‌شود جوانها دستگیره‌تان ایمان به خدا باشد رابطه‌تان با خدا محکم باشد همه کار دست خداست در جنگ بدر محاسبات نظامی جور در نمی‌آمد فقط اراده خدا بود ولذا پیروز شدند هفتاد نفر را کشتند هفتاد نفر را به اسارت گرفتند قهرمانان کفر را به هلاکت رساندند لاشه‌ها را ریختند توی چاه بعد پیغمبر آمد گفت حالتان چطور است؟ با مرده‌های کشته حرف زد یاران گفتند یا رسول الله آنها مرده‌اند فرمود گوش آنها از شما شنوا‌تر است و شما شنوا‌تر از اینها نیستید خلاصه اینکه اگر خدا بخواهد همه کاری درست می‌شود حدیث داریم امام زمان(علیه السلام) که می‌خواهد بیاید خدا یک شبه کارها را درست می‌کند.
(السلام علیکم و رحمه الله و برکاته)

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *