امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۰۳:۵۸

آبرو

قرن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::   ۱۳۷۴/۹/۲۳

بسم الله الرحمن الرحیم


من شبهای قبل راجع به آبرو بحث کردم. امروز هم ادمه‌ی بحث جلسه‌ی قبل را می‌گویم. حدود بیست نکته از این مسئله را یادداشت کردم و می‌خواهم برایتان بخوانم. مسئله آبرو مسئله مهمی است. متاسفانه گاهی می‎بینیم که نخود و لپه و گوشت گران شده است ولی آبروی مردم ارزان است و به راحتی اسم فلانی را می‎آوریم. من از خداوند عذرخواهی می‎کنم که ممکن است حرفی زده باشم، یا عملی انجام داده باشم که آبروی کسی ریخته باشد. به هر حال گاهی انسان یک حرکتی می‎کند که باعث می‎شود کسی تحقیر ‎شود. قرآن می‎فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَهُ»(نور/۱۹) کسانی که دوست دارند یک فحشا را شایعه کنند. یک سوء ظن پیدا کرده و دلش می‎خواهد که این ثابت بشود. ما باید اینطور باشیم که اگر جرمی ‎ثابت نشود بگوییم «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» لذت نبریم از اینکه یک گناهی را کشف کردیم. از اینکه کشف ما غلط در آمد، لذت ببریم. هر گناه بعد از انجام کیفر دارد ولی آبرو قبل از گناه کیفر دارد. برای هر گناهی دو شاهد کافی است. مثل قتل که دو شاهد بگویند: او قاتل است. اما در مورد گناهان عفتی چهار شاهد لازم است و این از مسائل آبرویی است. اگر برای گناهی دو شاهد نبود، یک شاهد را کتک نمی‎زنند و می‎گویند فایده ندارد. اگر گناهی مربوط به عرض ناموسی است و سه نفر شهادت بدهند، شاهد چهارم پیدا نشود این سه نفر را شلاق می‎زنند. این به خاطر اهمیت آبرو است.
پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَهً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا »(کافی، ج‏۲، ص‏۳۵۶) اگر کسی گناه کسی را پخش کند، انگار خودش هم همان گناه را انجام داده است. چقدر خوب بود که وقتی آدم به هرجا نگاه می‌کرد کلمات سازنده و ارزنده می‎دید. من یکبار خیلی ناراحت بودم و غیض کرده بودم. فریاد می‎زدم. کامیونی از کنار من عبور کرد. دیدم که پشت آن نوشته بود «شد شد، نشد نشد». وقتی این جمله را خواندم، آرام شدم. یک روز کارمندی جلوی نماینده مجلسی را گرفت و گفت: ۹ سال است که من کارمندم اما هنوز مستأجر هستم. نماینده آدم دنیا دیده‎ای بود. گفت: هیچ جای دنیا نمی‌بینی که یک کارمند با ۹ سال کار کردن خانه داشته باشد.
بعضی‎ها می‎آیند و می‎گویند: من لیسانس هستم. دولت برای من چه کار کرده است؟ دولت به تو داده است و تو هم خورده‌ای. حالا باید پس بدهی. مثل بچه‌ای که پنج سال در آغوش مادرش بوده، حالا می‎گوید: من را در آغوش بگیر. من یکی از علماء را که جزء مجلس خبرگان هستند، دیدم. ایشان حدود ۲۰ کتاب مفید نوشته‌اند و یک دوره تفسیر هم دارند. من ایشان را مشغول کشاورزی دیدم. گفتم: آقا شما کار می‎کنید؟ گفت: چه عیب دارد که هم آیت الله باشم و هم کار بکنم؟ باید فرهنگ کار در ما زنده بشود. بعضی‎ها توقع دارند با یک مدرک دیپلم حکومت تا پنجاه سال اینها را به دوش بکشد. تا لیسانس می‎گیریم، دیگر درس نمی‎خوانیم. لیسانس تازه اول کار است. یک طلبه ده سال که درس می‌خواند، می‎گویند: تازه وقت مطالعه و شروع کار او است. یک مرجع تقلید از ۷۰ سالگی شروع به مرجعیت می‌کند. پیامبر(ص) فرمود: «لَا تَطْلُبُوا عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ أَخِیهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ یَفْضَحْهُ وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیْتِهِ»(کافی، ج‏۲، ص‏۳۵۵) هرکسی آبروی مومنی را بریزد، خداوند آبروی او را می‎ریزد. حتی اگر در خانه‌ی خودش هم باشد. بعضی‌ها اگر دست به خاکستر بزنند، طلا می‎شود. سالی یک قرص نمی‎خورد. دائم در مسافرت است و یک تصادف نمی‎کند. باید دید که پدر او آب خنک به جگر چه تشنه‎ای رسانده است؟ چون در این عالم همه چیز حساب و کتاب دارد. قرآن می‎فرماید: موسی و خضر در یک روستایی آمدند. هیچ کس یک تکه نان به آنها نداد. حضرت خضر دید که دیواری در حال کج شدن است. به موسی گفت: لباس هایت را در بیاور تا بنایی کنیم. موسی گفت: برای مردمی ‎که یک تکه نان به ما ندادند، کارگری کنیم. قرآن می‎فرماید: «وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً»(کهف/۸۲) زیر این دیوار یک گنجی است که برای دو بچه یتیم است. پدر این بچه‌ها آدم مؤمنی بوده است اما حالا از دنیا رفته است. اگر این دیوار بریزد گنج آشکار می‎شود و نامردها آن را می‎دزدند. قرآن می‎فرماید: چون پدر آنها خوب بود، خدا دو پیغمبر گرسنه را فرستاد و مجانی به کارگری گرفته شدند. به خاطر اینکه پدرشان آدم خوبی بود. انقلاب هم همینطور است. پدر انقلاب امام است. هرکس بخواهد در این انقلاب سوسه بیاید، خدا آبرویش را می‎ریزد. این طور نیست که ما کاری را بکنیم و بعد بگوییم: کسی نمی‎فهمد. دیدیم که شوروی با آن عظمت، چطور سقوط کرد. در سقوط شوروی جز خدا کس دیگری دست نداشت. در سقوط آمریکا هم جزء خدا هیچ کس دست نخواهد داشت.
حدیث داریم که گاهی به خاطر یک پدر صالح، نسل‌های بعد خیر می‎بینند. بنابراین خیر برسانید که یا خودتان یا بچه‎هایتان خیر ببینند.
اگر آبروی کسی را بریزید خدا آبروی شما را می‎ریزد. عوامل آبروریزی گاهی از دیگران و گاهی از خودمان است. چرا آبروی ما می‎ریزد؟ عوامل آن چیست؟
۱- بی‎وفایی به قول: پیامبر(ص) می‌فرمایند: «مَطْلُ الْوَاجِدِ یُحِلُّ عِرْضَهُ وَ عُقُوبَتَهُ»(کشف‏الریبه، ص‏۳۳) آدم بدحساب کسی است که از مردم پولی در دست دارد اما نمی‌دهد. حدیث داریم هر شب که می‎خوابد انگار دزدی کرده است. قرآن می‎فرماید: «وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَهٍ»(بقره/۲۸۰) اگر کسی ندارد، حق ندارید او را در زندان بکنید. بیایید یک کار خوب بکنیم و کسانی را که در زندان هستند آزاد بکنیم. خیلی از زندانیها به خاطر مبلغ اندکی در زندان افتاده‌اند و مقصر عمدی نیستند. اگر کسی بدهکار باشد و از خودش خانه‌ای داشته باشد، اسلام اجازه نمی‎دهد که برای پس دادن بدهکاری‌اش، خانه‎‌ی خود را بفروشد. کسی چاقو کشیده و در زندان افتاده است. مردم نباید پول خلاف او را بدهند. خودش خلاف کرده است، خودش هم باید پول خلافش را بدهد. «وَ جَزاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُها»(شورى/۴۰) قرآن می‎فرماید: جزای بدی، بدی است «وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ»(مائده/۴۵) اگر گوش برید، تو هم گوش او را ببر. اگر بینی برید، تو هم بینی او را ببر. یکی از مشکلات ما مشکل زندان است. آدم‌های حقه باز را باید زندان کرد. اما به زندان رفتن بدهکارانی که مبلغ بدهی آنها زیاد نیست، ظلم است. حدیث داریم که هجده گروه را باید زندانی کنیم.
۲- بی دعوت جایی رفتن: حدیث داریم که هشت جا بر سر خودت بزن. یعنی «فَلَا یَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ» یعنی جز خودش را ملامت نکند. چرا بی‎دعوت به مهمانی می‌روی؟ حتی اگر یک جایی مهمان هستی، حق نداری بچه‎ات را ببری. بعضی از علما می‎گویند: اگر شما را به مهمانی دعوت کنند و شما بچه‎ات را هم ببری، آنچه بچه‎ات می‎خورد شبه حرام دارد. چون ممکن است صاحبخانه راضی نباشد.
۳- توقع نابجا و فرار از کار: پیامبر(ص) فرمودند: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى کَلَّهُ عَلَى النَّاسِ»(کافی، ج‏۴، ص‏۱۲) ملعون کسی است که وقتی سفره پهن می‎شود، از کار فرار می‎کند و بارش را روی دوش دیگران می‎اندازد.
۴- سؤال از مردم آبروریزی است. گاهی برای چیزهایی سؤال می‎کند که لازم و واجب نیست و ضرورت ندارد. می‎شود که یک لباس عروس را چند نفر بپوشند.
۵- پرحرفی کردن و چانه زدن: امیرالمومنین علی(ع) فرمود: «مَنْ ضَنَّ بِعِرْضِهِ فَلْیَدَعِ الْمِرَاءَ»(نهج‏البلاغه، حکمت ۳۶۲) چانه نزنید. گاهی وقت‌ها چانه می‎زنند که این درخت چند متر است. آجرهای ۳۳ پل اصفهان، از نجف آباد آمده است یا از قمشه؟ دانستن این مسائل چه مشکلی را حل می‎کند.
۶- دروغ باعث بی آبرویی می‎شود. یک دروغ کافی است که طرف همیشه مورد سوء ظن باشد. گاهی مردم آبروی شخص را به خاطر:
۱- گاهی از روی حسادت آبروی طرف را می‎ریزند.
۲- گاهی از روی انتقام است. نمی‎داند اگر امروز آبروی این را بریزد، فردا خدا آبرویش را می‎ریزد. «وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقامٍ»(آل عمران/۴) یعنی قوی و صاحب انتقام است. «فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ»(مائده/۹۵) تو آبروی کسی را ریختی. پس خدا از تو انتقام می‎گیرد.
۳- گاهی سوء ظن باعث می‎شود که آبروی کسی ریخته شود.
برای آبرومند شدن هیچ چیز بهتر از سخاوت نیست. امام حسین(ع) می‌فرماید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ صُنْ وَجْهِی بِالْیَسَارِ»(صحیفه سجادیه، دعاى ۲۰) در دعای مکارم الاخلاق داریم که خدایا آبرو به من بده که داشته باشم، خرج کنم. حدیث داریم آدم بخیل نمی‎داند که چقدر ضرر می‎کند. چه چیز را می‎دهد و چه چیز را می‎گیرد. آبرو را می‎دهد و مال را نگه می‎دارد.
سکوت و ادب باعث آبرو است. قناعت و توکل باعث آبرو است. امیرالمومنین علی(ع) می‌فرمایند: «وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ»(نهج‏البلاغه، حکمت ۳۹۶) با قلیل زندگی کن و توسل داشته باش. با کمال تأسف مردم ما به سمت ولخرجی می‎روند. این ولخرجی در خانه‌ی من هم که آخوند هستم آمده است. آقا برنج را در سینی هم می‎شود ریخت. حتماً باید دیس باشد. یکی به من گفت: ما تعزیه داشتیم. اما اسب نداشتیم که شمر را سوار آن کنیم. برای هین شمر را سوار دوچرخه کردیم. گفت: آیا تعزیه‌ی ما باطل است؟ خیلی از مشکل‌ها در خود ما است. خودمان مسائل را مشکل می‌کنیم.
از عوامل آبرومند شدن قناعت است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «قد عز من قنع»(غررالحکم، ص‏۳۹۲) هرکس قانع است، عزیز است. رمز اینکه روحانیت توانست شاه را بیرون کند این بود که وابسته نبود.
من می‎گویم دو نوع دوختن داریم. ۱- دوختن جیب ۲- دوختن لب.
اگر جیب خودت را دوختی و از کسی پول نگرفتی، دوخت لب تو باز می‎شود. به هر کسی که بخواهی حرف می‎زنی و از هیچ کس نمی‎ترسی چون از کسی پول نمی‎خواهی. اما اگر دوخت جیب تو باز شود، دوخت لبت بسته می‌شود و دیگر نمی‌توانی هر حرفی را بزنی.
از دیگرعوامل آبرومندی تقوی است. جوان‌هایی که خودشان مشکل دارند، دنبال دختر پاک می‎گردند. همه خوبی‌ها را دوست دارند. یک وانت برمی‎دارند و به دزدی می‎روند. وقتی دزدی کردند، می‎گویند: بیایید عادلانه تقسیم کنیم. آنکس که چشم ناپاک دارد، حرف از پاکی می‎زند. آنکس که دزد است، حرف از عدالت می‎زند. معلوم است که انسان از درون پاکی را دوست دارد. بدها خوبی را دوست دارند. اگر یک آدم باتقوی در یک اداره باشند، همه از او حساب می‎برند. حتی اگر کارمند ساده باشد. مثل کوه که زیر پای ما است. اما وقتی از آن بالا می‌روی و ارتفاع را می‌بینی، می‌ترسی. امام را زندانی کردند. وزیر پای حکومت شاه بود ولی شاه از امام می‎ترسید. تقوی، سخاوت، علم، سکوت، ادب، قناعت، بی نیازی از مردم باعث آبرو می‌شود. بعضی‎ها آبرویشان ارزش ندارد. حدیث داریم اگر آبروی اینها را ریختی، اشکال ندارد.
امام باقر(ع) می‌فرماید: «ثَلَاثَهٌ لَیْسَ لَهُمْ حُرْمَهٌ صَاحِبُ هَوًى مُبْتَدِعٌ وَ الْإِمَامُ الْجَائِرُ وَ الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ»(قرب‏الإسناد، ص‏۸۲) ۱- «الْإِمَامُ الْجَائِرُ» رهبر فاسق آبرو ندارد. ۲- «صَاحِبُ هَوًى مُبْتَدِعٌ»: کسی که بدعت می‎گذارد آبرو ندارد. یک حرف جدیدی می‎زند که هیچ مجتهدی تا به حال نگفته است. این حرف در قرآن وحدیث نیست. در فقه هم نیامده است.
۳- «وَ الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ»: کسی که گناه علنی می‎کند هم آبرو ندارد. چون اگر آبرو داشت، گناه علنی نمی‎کرد.
علت اینکه افرادی آبروی افراد دیگر را می‎ریزند به خاطر یک خود برتر بینی است. قرآن می‎فرماید: اینکه کسی را تحقیر می‎کنی برای این است که خیال می‎کنی خودت هیچ عیبی نداری. قرآن می‎فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ»(حجرات/۱۱) خانم‌ها همدیگر را مسخره نکنید. ممکن است آن کسی که مسخره می‎کنید بهتر از شما باشد. حدیث داریم هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، مستکبر است. بعضی‌ها خودشان از دیگران بهتر هستند. با حجاب از بدحجاب بهتر است. عالم از جاهل بهتر است. متخصص از غیر متخصص بهتر است. امام می‎فرماید: ممکن است یک روزی بیاید که اینها از شما بالاتر شوند. امام می‎فرماید: وقتی فرعون دید که موسی عصا را انداخت و اژدها شد، دستور داد و همه‌ی ساحرها را دعوت کرد. گفت: من از شما می‎خواهم که با سحر و جادو آبروی موسی را ببرید. گفتند: «وَ جاءَ السَّحَرَهُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبینَ قالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبینَ»(اعراف/۱۱۴-۱۱۳) ساحرها گفتند: به ما پول می‎دهی؟ فرعون گفت: «قالَ نَعَمْ» بله به شما پول می‎دهم. اصلاً کار می‌کنم که شما وارد دربار شوید. «وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبینَ» شما جز مقربین هستید. ساحران طناب و چوب را انداختند. این طنابها شروع به حرکت کردند. بعد موسی عصا را انداخت و عصا به اژدها تبدیل شد و همه‌ی آن چوب‌ها را بلعید. «وَ أُلْقِیَ السَّحَرَهُ ساجِدینَ»(اعراف/۱۲۰) همه ساحرها به سجده افتادند و گفتند: «قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمینَ رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ»(اعراف/۱۲۲-۱۲۱) ما به خدای موسی و هارون ایمان آوردیم. فرعون گفت: من شما را قطعه قطعه می‎کنم. گفتند: «فَاقْضِ»(طه/۷۲) قضاوت کن. هرچه می‎خواهی بگو. تو تمام زورت در این دنیا است.
امام صادق(ع) می‎فرماید: ببینید آدم چطوری است. ساعت ۸ دستش را جلوی فرعون دراز می‎کند و از او مزد می‎خواهد تا آبروی پیغمبر اولوالعزم را بریزد. ساعت ۳۰/۸ یکباره جزء طرفداران خالص پیغمبر می‎شود. پس شما نگو که از چنین انسانی که اینطور تغییر ایدئولوژی می‎دهد، بهتر هستی. ممکن است صحنه‎ای پیش بیاید که او از تو بهتر شود.
قبل از انقلاب افرادی بودند که برای امام زمان(عج) بسیار گریه کردند ولی بعد از انقلاب نه به جبهه رفتند و نه به مردم کمک کردند. تمام اشکهایشان دروغ بوده است.
افرادی که آبروی کسی را می‎ریزند، بیمه نیستند. امام صادق(ع) فرمود: «لَا یُعَظِّمُ حُرْمَهَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا مَنْ عَظَّمَ اللَّهُ حُرْمَتَهُ عَلَى الْمُسْلِمِینَ»(مصباح‏الشریعه، ص ۶۹) خدا کسانی را که آبروی مردم را حفظ می‎کنند، دوست دارد. امام فرمود: ‌ای کعبه! خیلی عزیز هستی. بعد فرمود: آبروی مؤمن از تو عزیزتر است. اگر کسی پیدا بشود و بگوید: شما را مجانی به مکه می‎برم به شرط آنکه وقتی وارد مسجدالحرام می‌شوی یک مقدار لجن به آن بمالی. شما می‎گویی: من این کار را نمی‎کنم. هیچ مسلمانی حاضر نیست که به کعبه لجن بمالد.
امام کاظم(ع) فرمود: «مَا أَعْظَمَ حَقَّکِ یَا کَعْبَهُ وَ اللَّهِ إِنَّ حَقَّ الْمُؤْمِنِ لَأَعْظَمُ مِنْ حَقِّکِ»(فقه‏الرضا، ص ۳۳۵) ما حاضر نیستیم که به کعبه لجن بمالیم اما به راحتی آبروی مؤمنین را از بین می‌بریم. اگر آبروی کسی را ریختید، جبران کنید.
امام فرمود: اگر من در رهبریتم نسبت به مردم کوتاهی کردم، عذرخواهی می‎کنم. مرد آن است که عذرخواهی کند. مال مردم مهم است. آبروی مردم مهم است. آبروی نظام را بردن از همه بدتر است. گاهی زنی با یک قیافه‎ای به خیابان می‎آید که دیگران می‎گویند: جمهوری اسلامی‎ این است. این همه شهید دادند تا آخر اینچنین شود.
کسانی که کاری می‎کنند تا آبروی این نظام را ببرند، بدانند که باید جوابگوی هزاران شهید باشند. امام می‎فرماید: طوری حرکت کنید و به نماز بروید که بگویند «هَذَا جَعْفَرِیٌّ»(کافی، ج‏۲، ص‏۶۳۶) اینها طرفداران امام جعفر صادق(ع) هستند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «کُونُوا لَنَا زَیْناً»(مشکاهالأنوار، ص‏۱۷۳) طوری حرکت کنید که بگویند: درود بر علی(ع) به خاطر شیعه‎هایی که دارد.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *