امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۰۳:۵۹

مسلمانان مردود

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   :: ۱۳۷۴/۹/۱۶

بسم الله الرحمن الرحیم

همیشه چیز خوب یک انتخاب است از صدها چیز بد. یعنی چشم آنجایی که قرار گرفته یک انتخاب الهی است یعنی اگر چشم هر جای بدن بود بد بود همین جا که هست خوب است، در آفرنیش وقتی نگاه می‌کنی خود آفرینش انسان، مثلاً خود سلامتی، یک انسانی که سردرد ندارد میان صدها نوع سردرد این آقا سرش درد نمی‌کند، یک شکل زیبا در مقابل صدها شکل نازیبا، یک جاده صاف در مقابل صدها جاده انحراف، یعنی همیشه چیز خوب وجودش کم است، شما یک حرف منطقی و حسابی که می‌خواهی بزنی در میان هزارها کلمه باید یک کلمه را انتخاب کنی که این کلمه به جا باشد و خوب باشد. در انتخاب دوست میان صدها دوست یکی از آنها خوب است، انتخاب دوست، انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب کلمه، یک خانه که می‌خواهی بخری در میان هزاران خانه، صدها خانه یکی را انتخاب می‌کنی، به هر حال انتخاب همیشه وجودش نادر است.
حالا مسلمانان انتخاب شده، در قرآن گاهی می‌گوید «قَلیلٌ مِنْهُمْ» نساء/۶۶، گاهی می‌گوید «أَکْثَرُهُمْ» بقره/۱۰۰، آنجا که می‌گوید «أَکْثَرُهُمْ»، می‌گوید اکثرشان وضعشان جور نیست، حدود هشتاد بار در قرآن گفته اکثر مردم چنین و چنان، اما افراد خوب، در مدرسه، شاگرد اول کم است، در میان مردم وزنه بردارها، فوتبالیست‌ها، نوابغ، مخترعین، آدم‌هایی که در عمرشان دروغ نگفته‌اند، آدم‌هایی که خیانت نکردند خلاصه مثل قله‌های برجسته وجودش کم است، تپه زیاد است اما یک قله‌ای مثل هیمالیا، دماوند در ایران، اینها کم است.
امام دوازده تا است، معصوم چهارده تا، آدم‌های عادی زیاد هستند، فاطمه فاطمه است، یعنی وجودش تک است یک است، بنابراین همیشه خوب‌ها کم هستند، ولی این خوب‌های کم برای ما الگو هستند. یعنی گفته‌اند مثل این‌ها باشید نقاط ضعف زیاد است منتها افراد مختلف به خاطر نقاط ضعف گفته‌اند این جا را باید اصلاح کنید.
بحث امرز ما مسلمانان انتخاب شده و مسلمانان رد شده، موضوع مسلمانان مردود و مسلمانان انتخاب شده، در قرآن جاهایی داریم که می‌گوید این قبولش نیست این درست نیست وضعش، حضرت یعقوب دوازده تا بچه داشت و یکی از آنها حضرت یوسف بود، ویکی دو تای آنها هم میانه بودند و باقی آنها حسود بودند. در کربلا آنهایی که در حزب حق بودند هفتاد و دو نفر بودند. آنهایی که در حزب طاغوت بودند زیاد بودند، شما خودت می‌روی دکان بقالی در میان یک جعبه چند تا میوه را سوا می‌کنی.
در قرآن داریم: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ» هود/۴۶، حضرت نوح گفت بچه‌ام را نجات بده، خدایا تو قول دادی که اهل من غرق نشوند بچه من هم اهل من است، «إِنَّ ابْنی‏ مِنْ أَهْلی‏» هود/۴۵، بچه من اهل من است، تو قول دادی که اهل من گرفتار غضب نشوند، آیه آمد «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ» یعنی بچه تو از تو نیست، نه یعنی حرام زاده، حلال زاده است. منتها حلال زاده‌ای هم که تو فکر تو نیست. ما کلمه «لَیْسَ مِنِّی»(کافی، ج‏۳، ص‏۲۶۹)، «لَیْسَ مِنَّا»(کافی، ج‏۲، ص‏۴۵۳)، «لَیْسَ بِوَلِیٍّ لَنَا»(بحارالأنوار، ج‏۱۰۱، ص‏۲۹۶)، آنجاهایی که امام‌ها گفته‌اند، این توی خط ما نیست، می‌گوئیم بعد شنونده‌ها ببینید که ممکن است شما همه چیزت خوب باشد مثلاً بیست و پنج تا خوبی داشته باشی اما سه تا هم عیب داری، ممکن است هفتاد تا خوبی داری اما دو تا هم عیب داری، بعد بیاییم عیبه ایمان را بررسی کنیم چون اگر خوبی هایمان را بررسی کنیم ما را غرور می‌گیرد. شما اگر نگاه کردی گفتی من، دویست کتاب مطالعه کردم، خوب خیال می‌کنی دانشمند هستی، نگاه کنیم چقدر مطالعه نکردیم، چقدر بی سواد هستیم، همیشه راه‌های نرفته را نگاه کنید، تا خیز بگیریم برویم، به پشت سر نگاه کنیم راه‌های رفته را نگاه کنیم، خوب مثلاً ما الان نگاه کنیم رهبر مملکت ما نمره‌اش بیست، همه دنیا طاغوت حکومت می‌کند در ایران یک مجتهد عادل حکومت می‌کند. مردم ایران، امت ایران، عالی، امت‌های دیگر وضعشان خیلی خراب است، امت ایران خوب امتی هستند شجاع، هشت سال بمبارانی که بر سر ایران شد نه در غرب کشوری‌ات که تحمل کند نه در شرق، تنها یران بود که هشت سال جنگید و یک سانتی متر با یک وجب از خاکش و زمینش را به دشمن نداد، امت ایارن خیلی خوب هستند مکتب، چه کسی است مثلاً روی کره زمین معتقد باشد که رهبر باید یا معصوم باشد یا عادل، یک جانورهایی در بعضی از کشورهای دیگر بر سر مردم مسلط هستند که، کتاب ما قرآن یک واو با یک حرف کم و زیاد ندارد، یک کلمه کم و زیاد ندارد، افرادی هستند به قدرت غیبی حافظ کل قرآن هستند، ما داریم در تهران خادم مسجد سواد هم ندارد، صبحاز خواب بیدرشده و کل قرآن را حفظ شده، و وقتی می‌خواند تطبیق می‌کنند می‌بینند یک حرف کم و زیاد ندارد آخه کسی که از یک کنال دیکگه قرآن را حفظ کرده بالاخره مو نمی‌زنه ار مثلاً می‌گویند «لَکَفُورٌ مُبینٌ» زخرف/۱۵ این «لَکَفُورٌ»، «لَکفوراً» نیست اگر می‌گوید «مُبینٌ»، «مُبِیناً» نیست، یعنی قرآن دست نخورده. رهبر معصوم، امت شجاع، خوب این‌ها امتیاز ما است، اما عیب‌هایی هم که داریم.
بد نیست امشب بنشینیم یک خورده‌ای بررسی کنیم مثلاً اشکال ما چی است هرکسی ممکن است یک اشکالی دارد، بحث هم بیننده ما ماه رجب گوش می‌دهند ماه رجب هم در آستانه ماه مقدسی است، یک خورده‌ای تمرین کنیم، یک خورده‌ای از خدا بخواهیم.
پس در قرآن لیس منی داریم، داریم که رهبری داشت مردم را می‌برد جبهه، فرمود خدا امتحانتان می‌کند، امتحان شکمی، درمحاصره اقتصادی می‌خواهم شما را قرارتان بدهم جلوی راه که می‌خواهید بروید با دشمن کافر بجنگید یک نهر آب است و من رهبر تقاضا دارم از این آب نخورید، دلم می‌خواهد نخورید، من شرب فلیس منی، هر کسی بخورد پس از ما نیست، «وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی» بقره/۲۴۹، هر کس بخورد از ما نیست، حالا رسیدن به آب نتوانست خودشان را نگه دارند شروع کردن به خوردن آب، «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ» بقره/۲۴۹، آقا یک صحنه را نگاه نکنید، با ایشان قطع رابطه کنید، از این آقا جنس نخرید، ما اگر توی بازرمان یک بازاری و توی خیابانمان یک عابر، اگر کسی یک غلطی کرد، همه اعتصاب کردیم گفتیم حالا که این طور شد ایشان از ما نیست و هیچ کسی با این معامله نکند، ما راحت می‌توانیم با بایکت کردن یک کسی را سرنگون کنیم و پیغمبر از این کارها می‌کرد، دستور جبهه داد سه نفر فرار کردند، یعنی تخلف کردند، جبهه نیامدند، پیغمبر دستور داد هیچ کس با این سه نفر حرف نزند وقتی برگشتند این سه نفر به هر کسی سلام کردند هیچ کس جواب نداد، حتی به خانمش می‌گفت غذا چی داریم، هیچ کس با اینها حرف نزد، چنان ایشان در فشار قرار گرفتند. که قرآن می‌گوید: «وَ ضاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ» توبه/۲۵، زمین به این بزرگی برای این‌ها کوچک شد، گاهی انسان توی یک خانه بزرگ اذیت می‌شود، گاهی یک خانه کوچک برای بعضی بزرگ است چون روحش بزرگ است، خانه بزرگ برای بعضی کوچک است چون روح کوچک است، خلاصه آنها با خودشان گفتند حالا که پیغمبر فرموده کسی با ما حرف نزند ما سه تا خودمان هم با هم حرف نزنیم، هر کدام رفتند، یکی از آنها رفت خودش را به یک پایه‌ای بست و شروع کردبه گریه کردن، و بعد از مدتی که توبه کردند آیه نازل شد که من این‌ها را بخشیدم دیگر اعتصاب رابشکنید و با این‌ها حرف بزنید. در مدرسه یک دختری هست که هر چه به او تذکر می‌دهند بی اعتنایی می‌کند می‌شود او را در محاصره قرار داد همه دخترها علیه او اعتصاب کنند. اگر یک روحانی بد درآمد وقتی مردم پشت سرش نماز نخواندند خودش اسقاطی می‌شود، راحت می‌توانیم توی بازار، توی اداره، این اهرم‌های خوبی است. «فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی» بقره/۲۴۹،
در این جا مسلمانان مردود را فهرستش رابرایتان بگویم،
کسانی که غلو می‌کنند. امام فرمود هر کس که غلو کند از ما نیست، ، حضرت علی(ع) را مثلاً کسی در مورد او غلو کند، رسول اکرم(ص) به امیرالمومنین فرمود: یا علی مثل تو مثل عیسی است، عیسی را بعضی‌ها نعوذبالله حلال زاده نمی‌دانستند به مریم می‌گفتند تو شوهر نکرده‌ای این بچه از کجا پیدا شده. حتی بعضی عیسی را حلال زاده ندانستند و بعضی عیسی را از خدا دانستند ببین از کجا تا به کجا، یکی می‌گفت مگر علی نماز خوانده که می‌گویند علی شب نوزدهم ماه رمضان ضربت خورد توی مسجد علی توی مسجد چه می‌کرده، یکی هم علی را تا آن طرف خدایی می‌برد. کسی که غلو کند از ما نیست باید مواظب باشیم در مورد خودمان هم، همینطور است، افرادی را بزرگشان می‌کنند، مثلاً وقت انتخابات می‌شود مثلاً می‌خواهند بگویند فلانی در شهر ما، در روستای ماست به این رای دهید مثلاً اسوه تقوی است خود نماینده نباید اجازه بدهد این رقمی را، اسوه تقوا می‌دانید یعنی چه، یک حجه الاسلام را به او می‌گویند آیت الله، دانشو را می‌گویند جناب دکتر، حالا سال اول دانشگاه است و کنکور قبول شده و مادر و خواهرش هی می‌گویند بله آقای مهندس، حالا چهار سال دیگر شاید مهندس بشود، به هر حال، مبالغه کردن به خصوص روبروبد است، حدیث داریم: «احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَابَ»(من‏لایحضره‏الفقیه، ج‏۴، ص‏۳۸۱) کسی که دارد ستایش بی جا می‌کند خاک بریزید توی دهانش، به خصوص اگر ازیک جنایتکاری تعریف شد، که داریم: «إِذَا مُدِحَ الْفَاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ»(تحف‏العقول، ص‏۴۶)، اگر یک آدم فاجر بدی را دارند تعریفش می‌کنند؟ ؟ عرش الله، عرش خدا به لرزه در می‌آید که دارند چه کسی را تعریف می‌کنند، در مشهد یک خیابان بود نوشته بودند خیابان عدل پهلوی یعنی مثلاً عدالت شاه،
آن وقت همان زمان نوزده دی بود طلبه‌های قم را کشتند ولیعهد کذایی رفته بود خارج آن زمان و یک میمون بغل کرده بود بیسکویت توی دهان این میمون می‌گذاشت، نوشته بودند که اسوه حیوان دوستی، مثلاً حزب الهی‌های قم را می‌کشند بیسکویت توی دهان میمون می‌گذارد می‌شود اسوه محبت، یک خورده حیا کنند.
باید مواظب باشیم از چه کسی تجلیل می‌کنیم و چقدر تجلیل می‌کنیم، یک خانم پیری از دنیا رفته بود مادر یک کسی بود، دفتر یک عالمی نوشته بود حضرت آیت العظمی خبر فوت مادرتان را شنید وبه شدت متاسف شد و تسلیت می‌گوید، آوردند آقا امضاء کند، آقا به رئیس دفترش گفت من به شدت ناراحت نشدم این دروغ است، یعنی مبالغه، نامه را عوض کردند نوشتند که خبر رحلت مادر محترم شما را به عرض آقا رساندیم آقا ناراحت شدند، دیگر به شدتش را حذف کردند باز بردند آقا امضا کند گفت ناراحت هم نشدم حالا یک پیرزنی مرده، پیرمرد می‌میرد، جوان می‌میرد. گفت آقا چه خاکی به سر کنم آقا گفت بنویس مادر شما از دنیا رفته خداوند ایشان را بیامرزد و خداوند به شما صبر دهد. دیگرحالا بی روغن سرخ نکنیم، دیگر سر کچل رااینقدر شانه نزنید، گاهی بی روغن سرخ کنید، آقا مشتاق دیدار، دست بکش تو کی مشتاق دیدار ما بودی، آمدند پهلوی حضرت گفتند یا رسول الله اجازه یک عرض خصوصی، آقا یک کلمه خصوصی، همه می‌خواستند خصوصی تنگ گوش پیغمبر صحبت کنند. آیه نازل شد هر کسی می‌خواهد با پیغمبر خصوصی صحبت کند بایدیک درهم بدهد به فقیر و بیاید. دیدند پولی شد غرض عرض سلامی بود خیلی مشتاق دیدار نبودند. قرآن یک قوانین سرعت گیر دارد و یکی از قوانین سرعت گیر این است، می‌خواستند تنگ گوش پیغمبر خصوی صحبت کنند، دیدی خیابان‌ها که می‌خواهند گاز بدهند سرعت گیر درست می‌کنند، یک قانون سرعت گیر یک تومان بدهید بیائید.
یک کسی آمده بود خانه ما گفت: با اجازه یک تلفن، گفتم دو رکعت نماز بخوان، بعد تلفن بکن، گفت نه می‌خواستم، غرضی نداشتم، گفتم نه حالا یکی دو تا صلوات بفرست، می‌خواستم ببینم تلفن به اندازه صلوات، نمی‌خواستم نماز بخوانی، می‌خواستم حضرت عباسی تلفن نکنی، تلفن مفت گیرت آمده، بعضی‌ها تا می‌بینند تلفن است. لذا بعضی خانم‌ها که زنگ می‌زنند اگر بغل تلفن صندلی باشد خدا رحم کند به شوهرشان، و خدا رحم کند بیشتر به تلفنی که کنار تختخواب است، که دیگر می‌خوابند حرف می‌زنند، به همین خانم بگویی، خانم اگر می‌خواهی حرف بزنی لااقل صورتت را بشور و حرف بزن، م یگوید خوب باشد بعد. یعنی همین مقدار که میز و تختخواب است و تلفن هم مفت. دل کسی نسوخته، اگر شوهر راضی نباشداین همه پول تلفن بدهد تلفن زدن ما گناه است. ولو داریم احوال عمه و خاله را می‌پرسیم. این صله رحم نیست، می‌ترسم این حرف را بزنم بگوید خیلی خوب من حرف نمی‌زنم ولی پول تاکسی از شوهرم می‌گیرم بدتر شود، نه بابا حرف بزنید، مگر می‌شود سیلی زد، حدیث داریم اگر کسی به کسی سیلی زد یا جایش سرخ می‌شود ویا جایش کبود می‌شود. و یا جایش سیاه می‌شود، دوبله می‌رود بالا، اگر سرخ بشود یک و نیم مثقال طلا، جریمه‌اش است، ار کبود بشود دو برابر، اگر سیاه بشود دو برابر می‌شود شش، یک و نیم، شش این برای صورت است، البته به بدن زدن ارزان‌تر است، صور گران است. اگرکسی مثلاً مشت زد، نیش گون گرفت این‌ها همه نصفه می‌شود این از گردن به بالا، اما از گردن به پایین، نصف یک و نیم می‌شود هفتاد و پنج صدم اگر سرخ شود، کبود بشود، می‌شود یک و نیم، سیاه بشود می‌شود سه، حدیث بخوانم، حدیث داریم اگر حیوانی، پایش توی گل فرو رفت یا حیوانی سقوط کرد حتی توی صورت الاغ حق ندارد آدم بزند. وقتی اسلام می‌گوید توی صورت اسب نزن، آقاهمچین زد توی گوشش که برق از چشمش رفت. بسمه تعالی بسیار غلط کردی، همچین زدم توی گوشش یعنی چی توی صورت حیوان نمی‌شود زد تو توی صورت زدی، «مَنْ لَطَمَ خَدَّ مُسْلِمٍ لَطْمَهً بَدَّدَ اللَّهُ عِظَامَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثُمَّ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ النَّارَ وَ حُشِرَ مَغْلُولًا حَتَّى یَدْخُلَ النَّار»(ثواب‏الأعمال، ص‏۲۸۴)، بعد می‌فرمایدتا آنجایی که می‌گوید، «مَنْ بَاتَ وَ فِی قَلْبِهِ غِشٌّ لِأَخِیهِ الْمُسْلِمِ بَاتَ فِی سَخَطِ اللَّهِ»(من‏لایحضره‏الفقیه، ج‏۴، ص‏۱۵) اصلاً کسی می‌خوابد برای کسی نقشه می‌کشد، هر کسی بخوابد و توی مغزش نقشه بکشد برای کلاهبرداری، ایشان می‌فرماید که اگر بمیرد در این حالت مسلمان نمرده، و اگر کسی کلک بزند مسلمان نیست، چرا کلک می‌زنید به چه کسی کلک می‌زنید حدیث داریم: «مَنْ حَفَرَ بِئْراً لِأَخِیهِ وَقَعَ فِیهَا»(تحف‏العقول، ص‏۸۸) اگر چاه یکنی برای کسی خودت می‌افتی داخل آن، شما کلک زدی دیگران هم کلک می‌زنند، حدیث داریم اگر کسی به ناموس مردم نگاه بد کند به خواهر و مادرش نگاه بد می‌کنند، نگاه بد نکنید به دختر مردم، به دخترتان نگاه بد می‌کنند، اگر میخواهید دخترتان سالم باشد دختر مردم را سالم نگاه کنید، اصلاً نگاه نکنید، چیزی در این هستی هدر نمی‌رود هر چیز حساب و کتاب دارد، سیلی زدن و کلک زدن، حدیث داریم که: «نَحْنُ النُّجَبَاءُ وَ أَفْرَاطُنَا أَفْرَاطُ الْأَنْبِیَاءِ حِزْبُنَا حِزْبُ اللَّهِ وَ الْفِئَهُ الْبَاغِیَهُ حِزْبُ الشَّیْطَانِ مَنْ سَاوَى بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ فَلَیْسَ مِنَّا»(بشارهالمصطفى، ص‏۱۲۷)، مقابل غلو یک عده هم هستند که می‌گفتند امام هم مثل ما، او یکی و ما هم یکی، هر کس ما و غیر ما را یک جور بداند «فَلَیْسَ مِنَّا» آن هم معلوم می‌شود خودی نیست، امام عمود نور دارد، امام علم غیب دارد، دعایش مستجاب می‌شود، امام هر چی اراده کند بداند خدا به او یاد می‌دهد، امام معصوم است کسی که معصوم است، علم غیب دارد و هر علمی را با اراده در اختیار قرار می‌دهد، آن وقت او یکی و ما هم یکی، دیگه چی؟ حدیث داریم: قَالَ الصَّادِقُ ع: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ أَذَاعَ حَدِیثَنَا»(إختصاص مفید، ص‏۳۳)، بعضی حرف‌های محرمانه را کسی پخش کند از ما نیست، امام باقر(ع) امام پنجم، یکی از یارانش، شاگردانش، جابر جعفی، بود جابر ده‌ها هزار حدیث بلد بود که امام فرموده بود که به کسی نگویی، یکروز یکی از اصحاب امام صادق گفت: بپکم، هر چی دارم می‌گویی نگو، جه خاکی به سرم بکنم، حرف‌های نگفته، حرف‌های محرمانه مگر می‌شود، بله بعضی حرفها را باید سانسور کرد توی قرآن هم آیه داریم برای سانسور، یک کسی از من پرسید آقای قرائتی توی تلویزیون بحث‌های شما را هم سانسور می‌کنند؟ ، گفتم بله، گفت راضی هستی، گفتم بله قرآن می‌گوید، لاتسئل عن اشیاء تسؤکم، برای چیزها که اگر لو برود ضرر دارد نباید لو برود.
خدا رحمت کند شهید رجایی را، الحمدالله حالا وضع گندم خیلی خوب است، زمان شهید رجایی به شهید رجایی گفتن، تا سه روزدیگه ایران بیشتر گندم ندارد، گفت نگوئید به مردم، اگر به مردم بگوئید تا سه روز دیگه بیشتر گندم نداریم، قبل از سه روز فتنه می‌شود هیچی نگوئید پاش رفت توی یک اتاق شروع کرد به گریه کردن و توسل، زجه خیلی کارها از آن می‌آید، ماه رمضان، ماه شعبان، نصف شب کسی شود و یک قطره گریه کند، خیلی گریه ارزش دارد، در جاهایی که آدم به بن بست می‌رسد باید آدم با خدا خلوت کند، خدایا تو بگو چه کنم، آدم وقتی مضطر شد خدا کمکش می‌کند، این حسابش است، بعضی حدیث‌ها را نگوئید، اگر گفتند نگوئید و شما گفتید از ما نیستید، خودی نیستید، (من غش مسلما فی شراء او بیع)، اگر کسی توی خرید کلاه سر کسی بگذارد گاهی هم کلاه که سر می‌گذارد برای خودی است یک کسی می‌گفت اگر روز قیامت خدا به من بگوید چرا دزدی کردی می‌گویم خدایا برای خرجی زن وبچه‌ها بود، یک کسی یک معماری را میبرد خانه قیمت کند، وقتی که می‌بردش به معمار گفت آقای معمار خانه را درست قیمت کن، گفت چرا، گفت برای اینکه مال خانواده شهدا است، گفت به به تو می‌گویی خانه خانواده شهدا را گران قیمت کنم. این می‌دانی یعنی چه، یعنی لقمه حرام بدهم به بچه‌های شهید بخورند، اگر مال خانواده شهدا است من باید حقش را بگویم، بگویم حالا که مال خانواده شهدا است یک خورده گران قیمت کنم یعنی کلاه سر مردم بگذارم، آن وقت با گران فروشی نان حرام بدهم به بچه شهید، گاهی وقت‌ها این کار را می‌کنیم.
مثلاً کارمند اداره، قانون هم می‌گوید که سی ساعت، چهل ساعت، پنجاه ساعت، اضافه کاریش بدهید می‌گوید می‌دانی آدم بدبختی است بگذارید دویست ساعت اضافه کاری برایش بنویسم، خوب آدم بدبختی است یعنی چه، یعنی لقمه حرام به او بدهیم بخورد تو که بدبخت ترش کردی، بدبخت دنیا بود داری بدبخت آخرتش هم می‌کنی، یک شغل دوم برایش درست کن.
امام حسن مجتبی(ع)یک سئوال از آن حضرت پرسیدند یک خاطره از کوچکی‌ات داری؟ از بچگی، چون امام حسن نوه پیغمبر بود نوه هم از نعمت‌های الهی خدا است توی قرآن خدا یک نعمت‌هایی گفته که منتا دیشب این را بلد نبودم، البته ما می‌دانستیم که فرزند نعمت است نوه هم نعمت است، اما نمی‌دانستیم که قرآن می‌گوید نه نعمت است، در مورد حضرت ابراهیم قرآن می‌گوید: وهبنا له اسحاق و یعقوب، اسحاق بچه ابراهیم است و یعقوب بچه اسحاق است که نوه می‌شود ولی می‌گوید ابراهیم قدر خودت را داشته باش هم به تو اولاد دادم و هم به تو نوه دادم و پیدا است که نوه از نعمت‌های خدا است، گاهی نعمت‌های را خدا داده و آدم توجه‌ای به آن ندارد مثل نعمت قلتیدنما هیچ وقت صبح از خواب بلند نشویم بگوئیم الحمدالله که دیشب قلتیدیم، اصلاً نمی‌دانستیم که غلتیدن از نعمت‌های خدا است، راستی اگر یک سمت نرفتیم تا صبح وقتی بلند می‌شویم صبح اصلاً نصف بدنمان فلج می‌شود و قرآن روی این تکیه کرده، می‌گوید یکی از نعمت‌هایی که دادیم به اصحاب کهف که آنها را می‌غلتاندیم،(نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال) این‌ها را می‌غلتاندیم یعنی خدا توی قرآن به نعمت غلتیدن توی خواب مانور داده، گاهی آدم توجه ندارد.
یکی فنر چشمش پاره شد فنر پلک، همه بدنش سالم، چشمش هم سالم ولی فنر پلکش پاره شد، هر کسی را می‌خواهد ببیند باید با دستش پلک را بالا ببرد احوال پرسی می‌کند و دوباره می‌افتد پائین، پس باید بگویم که الحمدالله که چشممان فنر دارد، یعنی تا خدا نگیرد آدم نمی‌فهمد. من تعجب می‌کنم این‌ها که نماز می‌خوانند چه احساسی دارند، آخه آدمی که اینقدر عاجز است که از ترس پشه برود توی پشه بند، آدمی که اینقدر عاجز است که از سوسک می‌ترسد، آدمی که اینقدر عاجز است که از خواب پریشان، پریشان میِشود، آدمی که اینقدر عاجز است که فنر چشمش اگر پاره شود، اینقدر عاجز است، آن وقت این در مقابل خدا گردن کلفتی می‌کند، پنج ساعت می‌نشیند فیلم می‌بیند می‌گوئیم پنج دقیقه بلند شو نماز بخوان حال ندارد، قرآن می‌گوید: «وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ» بقره/۴۵، چطور شد تا وقتی می‌گویند نماز سنگین هستی اما برای هر کاری سبک هستی، قرآن بخوان، خیلی خوب حالا درس دارم باشد برای بعد، آقا می‌رود فلان مجله را می‌خواند، قرآن یک آیه داریم: می‌گوید: «وَ إِذا ذُکِرَ الَّذینَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ» زمر/۴۵، غیر خدا را که می‌گویند، «إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ»، تا می‌گویند غیر خدا می‌خندد، تا َ «إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ» زمر/۴۵، وقتی می‌گویند خدا عبوس است تا می‌گویند غیر خدا می‌خندد. می‌گویند خدا گرفته میشِود و وقتی می‌گویند غیر خدا باز میِشود. این‌ها خطرناک است، غیر خدا چه می‌توانند برای ما بکنند، چه می‌توانند بکنند، حتی نزدیک ترین افراد، اینکه قرآن گفته: «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» شعراء/۸۸ درست است مال قیامت است امام توی دنیا هم «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ».
خدا رحمت کند اموات را پدرم دقیقه‌های آخر عمرش بود یازده تا بچه داشت دورش می‌چرخیدیم، هی می‌گفتیم چه کنیم، گفتیم نمی‌دانیم، آخرش من گفتم خدایا من حالا فهمیدم این آیه را، که می‌گوید روز قیامت بچه به درد نمی‌خورد نه توی دنیا هم می‌رسد به جایی که بچه به درد نمی‌خورد، آدم دروغ بگوید به خاطر اینکه بچه‌اش خوش بگذراند، خوش نگذرد، روی موکت بنشین ولی من دروغ نمی‌گویم، لذا بردم از یکی از بازاری‌های متدین، یک تاجری به شاگرداش گفت اگر دیدی من در مغازه به متری دروغ گفتم فوری آب دهانت را بریز توی صورت من، و اگر نیندازی بیرونت می‌کنم، من برای یک لقمه نان دروغ نمی‌گویم، خدا به سگ‌های ولگرد روزی می‌دهد، خدا به سوسک‌های سوراخ‌ها روزی می‌دهد، آن وقت من برای روی اینقدر کلاهبرداری، یعنی خدا عاجز است که من صاف راه بروم روزی‌ام را بدهد.
این‌ها گیر توحیدی دارد اگر کسی بگوید دروغ یا کلاهبرداری کند برای یک لقمه نان، کسی که ازدواج نمی‌کد و می‌گوید خرجی چه کنم، این مشکل ازدواج ندارد مشکل ایمانی دارد می‌دانی می‌گوید چه، می‌گوید خدایا اگر یکی باشم زورت می‌رسد ولی اگر دوتاا باشم زورت ته می‌کشد، این‌ها گیر آن جا پیدا می‌کند وقتی می‌گوید من اگر ازدواج کنم خرجی چه کنم معنایش این است که خدایا تو زورت یک مقدار است و تو به اندازه من زور داری ودو تا بشویم که زور نداری، این فکر نمی‌کند که عروس جایش عوض می‌شود و روزی‌اش که قطع نمی‌شود، خانه بابایش هم روزی‌اش قطع نمی‌شود، مکان عروس عوض می‌شود، و این را هم حساب نمی‌کند که آدم یک چیزی را یک بار تجربه می‌کند، دو بار تجربه می‌کند، سه بار تجربه می‌کند، ما توی ایران اگر بیست میلیون زن و شوهر داریم، بیست میلیون خدا امتحان پس داده، به عدد هر زن وشوهری، که تمام افراد بعد از ازدواج وضعشان از قبل ازدواج بهتر شده، من ندیدم کسی را بگوید قبل از ازدواج وضعم خوب بود و بعد از ازدواج بد شده و گاهی بعد از بچه وضع آدم بهتر می‌شود.
اکر کسی کلک بزند از ما نیست، «لَیْسَ مِنَّا مَنْ یُحَقِّرُ الْأَمَانَهَ»(إختصاص مفید، ص‏۲۴۸)، غلو کنندگان، غش و حیله زنندگان از ما نیست کسی که اسرار ما را افشا کند، از ما نیست. کسی که به دیگران سیلی بزند از ما نیست. کسی که امانت را خیانت کند. خیانت به امانت یعنی چی؟ ، شما خانه را اجاره کردی، چقدر حق داری از این خانه استفاده کنی، حالا گاهی وقت‌ها چون مستاجر ضد صاحب خانه است اگر یک میخ قد چوب کبریت می‌خواهد بکند می‌گوید یک میخ را درشت‌تر کن یک مقداری بیشتر خراب شود، بیشتر آب بریزیم، اصلاً شیر را باز می‌کند آبش برود، ما داشته‌ایم این را که وقتی مستاجر خواسته برود از بغض صاحبخانه شیر را باز کرده و رفته، نیست از ما کسی که در امانت خیانت بکند، هر چیز ما امانت است، بچه‌های ما امانت هستند، اعضای ما امانت است.
یک کسی وسواسی بود، توی زمستان دستش را توی حوض می‌کرد، از بس که دستش را توی آب یخ زده ببود دستش سرخ شده بود، خوشم آمد از یک پیرمردی که سواد هم نداشت اما حرفش حکیمانه بود این آدم‌هایی که سواد ندارند بعضی هایشان حکیم هستند، سواد خواندن و نوشتن ندارد اما عقلش خیلی بالا است فرهنگش بالا است، آمد گفت که چرا دستت را اینقدر توی آب یخ فرو می‌کنی؟ ، بعد جمله‌ای را گفت، گفت دست شما امانت است اینقدر ظلم می‌کنی، به امانت خیانت کردی، ما هر چی داریم از امانت است.
قرآن می‌گوید: «جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیه» حدید/۷، یعنی شما خلیفه خدا هستی، خدا به تو داده، شما قائم مقام هستی، مگر می‌شود آدم هر جوری که خواست استفاده کند بچه‌های ما امانت هستند فکر بچه را با چی پر می‌کنی، اعضای ما امانت است، کتاب به تو داده‌اند، حاج شیخ عباسی قمی صاحب کتاب مفاتیح، بابا مال پنجاه سال پیش است، متاسفانه بعضی از اطلاعات مذهبی‌شان خیلی کم است، در یکی از این گزینش‌ها از یکی از تحصیلکرده‌های مد بالا پرسیدند که حاج شیخ عباس قمی چه کسی است گفته بود یکی از یاران پیغمبر اسلام، بابا حاج شیخ عباس قمی چهل سال پیش است، حاج شیخ عباس قمی به خواب آقازاده‌اش آمد گفت من یک امنتی از یک نفر گرفته‌ام کتابی ویادم رفته به او بدهم و این امنت بر دوش من سنگینی می‌کند این کتاب در فلان کتابخانه و فلان تاقچه و رنگ کتاب و جلد کتاب این طور و زود برو به صاحبش بده، ایشان از خواب می‌پرد و می‌رود از خانه که کتاب را بدهد به صاحبش که در امانت خیانت نشود کوتاهی نشود خیانت که نیست کوتاهی، غفلت، لب در پسر حاج شیخ عباس پایش به در گیر می‌کند و کتاب از دستشمی افتد، کتاب که خورد به زمین زخمی میِود، ایشان بر می‌دارد فوتش می‌کند وصاف و صوفش می‌کند و میرود بدهد به فلانی، دو مرتبه حاج شیخ عباس قمی به خوابش می‌آید و می‌گوید کتاب سالم گرفتیم زخمی کردی لب در افتاد زخمی شد، چرا به صاحبش نگفتی من کتاب تو را زخمی کردم، توی این عالم که هستی امانت است، من دخترم را فرستادم پهلوی شما خیاطی به او یاد بدهی، کلفتی می‌گیری او را، جارو کن ببینم، برو سیب زمینی‌ها را پاک کن، بابا این آمده خیاطی یاد بگیرد. شاگرد من آمده پیش شما مکانیکی یاد بگیرد نوکری‌اش می‌گیرید، البته دختر و پسر اگر برای استادش کار بکند یک افتخار است، او خودش کار بکند اما کسی حق ندارد او را به کار بگیرد، .
یک حدیث داریم می‌گوید: «اخْدُمْ أَخَاکَ فَإِنِ اسْتَخْدَمَکَ فَلَا وَ لَا کَرَامَهَ»(إختصاص مفید، ص‏۲۴۳)یعنی توکمک کن به برادرت، اما اگر او می‌خواهد تو را به کارت بگیرد زیر بار نرو، ببین خودت لخت می‌شوی می‌روی زیر دوش خوب است اما کسی می‌خواهد آب زیریقه‌ات بریزد، نگو ما حالا یک استکان آب ریختیم زیر یقه‌ات مگر زیر دوش نمی‌روی این هم یک استکان می‌گوید زیر دوش را انتخاب می‌کنم خودم لخت می‌شوم ولی این آب را تو توی یقه من می‌ریزی، «اخْدُمْ أَخَاکَ» کمک کن، اما اگر او می‌خواهد تو را به کار بگیرد قبول نکن، «لَیْسَ مِنَّا» امانت، امروز یک جایی بودیم یک کسی توی خانه یک کسی نشسته بود می‌گفت آقا من می‌توانم فایل و کمد که می‌آورم میخ بکوبم مثلاً برای میخ کوبیدن اجازه می‌گرفت، این هادقت است، یک نفراز همکاران ما در نهضت سوادآموزی تا خوابش برد، خوابید وقتی از خواب بلند شد گفت پنکه می‌سوخته و من زیر پنکه دولت خوابیدم و پنکه برای اتاق و وقت کار است اما من خوابیده بودم یک مقدار پولی برای خاطر برق پنکه داد. ما گاهی وقت‌ها مثلاً تلفن اداره را می‌زنیم به برق تا می‌زنیم به برق می‌سوزد. حالا این تلفنش بگذریم از اینکه گاهی راننده می‌زند به طرف می‌اندازد و فرار می‌کند، آن قیامت دیگر چه خواهد کرد هیچی، یکی از دوستان ما، ما آدم‌های مخلصی داریم، ما سه رقم آدم داریم، یک آدم کار نکرده که می‌خواهند پوز بدهند، قرآن می‌گوید: «وَ یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَهٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ» آل عمران/۱۸۸ دوست دارند کسی تعریفشان کند برای یک کار نکرده مثلاً به من یک چیزی می‌گوید می‌گوید آقای قرائتی من یک چیزی برای تو بگویم و توی تلویزیون آن را بگو، و بگو هم که من گفتم، یک جمله به من گفتی حالا می‌خواهی توی تلویزیون اسم تو را ببرم، این‌ها را قرآن می‌گوید خیلی بدبخت هستند، چون خوششان می‌آید یک کسی تعریفشان کند به کاری که نکردند، بعضی‌ها یک کاری را می‌کنند و می‌خواهند تعریفشان کنند که هدف آنها تعریف دیگران است که قرآن می‌گوید «یُراؤُنَ النَّاسَ» نساء/۱۴۲، اینها اهل ریا هستند، بعضی‌ها مخلص هستند و یک کاری می‌کنند می‌خواهند کسی نفهمد. تا حالا کتاب‌هایی را برای ما فرستادند جزوه‌های خوبی را، عجب جزوه خوبی است، مثلاً برای نماز حرف‌های خوبی زده، گفته است من هم اسمم را نمی‌نویسم تا معلوم نشود چه کسی هستم اگر این خوب است چاپ کنید و در اختیار مردم بگذارید، مطالعه کردیم دیدیم عجب کتاب خوبی است چاپ هم کردیم و در اختیار مردم گذاشتیم، آخرش پشتش نوشتیم عبدالله بنده خدا نمی‌دانیم که چه کسی است، آدم‌هایی هستند پانصد ساعت تحقیق می‌کنند و می‌گویند هیچ کسی نفهمد، آدم‌هایی هستند که یک ساعت و پنج دقیقه تحقیق می‌کنند می‌خواهند ساعتی پول بگیرند می‌گویند ببخشید پنج دقیقه اضافه بود. یعنی تا ریال آخرش هم پولش را می‌گیرند.
سه دسته آدم داریم، کار نکرده می‌خواهد ستایش بشود، قرآن می‌گوید: «فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَهٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ» قطعاً این‌ها رو سیاه هستند، کار می‌کند، و ریاکار است و باطل است، افرادی هم کار می‌کنند می‌خواهند نشناسند آنها را. دوستی دارم که به من کمک می‌کند و اسمش را یک بار توی تلویزیون بردم، بعد از دو سه روز آمد گفت دو سه شب است که خوابم نمی‌برد از غصه، که چرا اسم من را توی تلویزیون بردی، من می‌خواستم کمک تو بکنم و هیچ کس من را نشناسد، آدم‌هایی هم هستند که یک سطل زباله می‌دهند به شهرداری و اسمش را پشت آن می‌نویسد بانی این سطل زباله محسن قرائتی، بعضی‌ها می‌نویسند بر پدر و مادر کسی که پوست خیار بیندازد لعنت، یک سطل زباله می‌دهد می‌خواهد اسمش پشت سطل زباله باشد از مو نمی‌گذرد کسانی که ازدواج نمی‌کنند(لیس منی،) هر کس از ازدواج بدش بیاید، دختر هر چه خواستگار برایش می‌آید می‌گوید نه، پسر است آقا جان بزرگ شدی سنت دیگه در وقت ازدواج است قبول کن می‌گوید نه، حضرت فرمود کسی که وقت ازدواجش باشد و خواستگار دارد رد کند مثل میوه‌ای است که می‌رسد و فاسد می‌شود.
حدیث داریم که: دختر اگر اولین خواستگار برایش می‌آید مشکلی ندارد رد کنید، اولین خواستگار که می‌آید بله مگر اینکه مشکلی داشته باشد، حالا بگذر چهار تا بیاید سوا کنیم، سوا کنیم ندارد که، اولین موردی که هست اگر مشکلی ندارد باقی‌اش را هم توکل کن به خدا، انتخاب همسر گفته‌اند اگر مشروبات الکلی می‌خورد، داریم اگر کسی دخترش را بدهد به یک جوانی که مشروبات الکلی می‌خورد نسل خودش را قطع کرده و حالیش نیست، دختر می‌دهیم به جوانی که اهل نماز نیست، کسی که ترس از خدا نمی‌کند چطور تکریم از عرو س خانم یا پدرزن می‌کند، نعمت‌های خدا را نادیده می‌گیرد، نعمت‌های شما و خدمات شما را هم نادیده می‌گیرد، کسی که لطف خدا را نادیده بگیرد خدمت ما را هم نادیده می‌گیرد. حدیث داریم اگر کسی شرایطش جور است و هی کتف هایش را بالا می‌اندازد «مَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی»(کافی، ج‏۵، ص‏۴۹۶)، کسی اگر بی اعتنایی کند نسبت به ازدواج از ما نیست، کسی که مردم احترامش می‌گیرند از شر زبانش این هم از ما نیست، بعضی ازش می‌ترسند یا الله جارو کن الان بابات می‌آید داد می‌زند خیلی معلوم میشود که بابای بدی است که از ترس خانه را جارو می‌کند، یا مثلاً پسر بزرگ است می‌آید توی خانه شیشه‌ها را می‌شکند داد می‌زند همه خواهرها از آن می‌ترسند، داریم کسی را از او ترسیدند احترامش کردند او هم از ما نیست، چرا از ما بترسند، از کار خلاف خودشان باید بترسند، مثل اینکه آدم نزد قاضی می‌رود و از قاضی می‌ترسد قاضی که ما را نمی‌خورد خود مجرم هم از جرم خودش می‌ترسد، از جرم خودتان بترسید، اما کسی که جرم نکرده بگوید که من جرمی نکردم همین است که هستم. کسی را نباید بترسانیم، بحث ما این بود که مسلمانانی داریم انتاب شده مثل اینکه می‌گوئیم «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ»(إختصاص مفید، ص‏۳۴۱) آخه روایت هم داریم که اینها از ما است و در خط ما است «أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» حجرات/۱۵، قرآن می‌گوید این‌ها راست می‌گویند این‌ها خودی هستند، این‌ها «اهل الله» هستند. حدیث داریم که: «اذا اشتغل اهل الجنه بالجنه اشتغل اهل الله بالله»کسانی هستند که بهشت را هم نمی‌خواهند خدا را می‌خواهند.
یک کسی چند تا نوکر داشت سوار شتر شد یک مقداری هم درهم دینار گذاشت توی خورجین، سوار شتر شد، رسید به یک دره‌ای، این پول‌ها را ریخت توی دره بعد گفت هر کس بردارد مال خودش، یک مرتبه همه نوکرها آقا را رها کردند رفتند توی دره، یکی از نوکرها چسبیده بود به آقا و دنبال شتر می‌رفت، آقا گفت چرا تو نرفتی، گفت من تو را می‌خواهم پولت را نمی‌خواهم، بعضی‌ها هستند که خود خدا را می‌خواهند خدایا بهشتم بدهی یا ندهی تو را دوست دارم، مثل شیرجه، بعضی‌ها هستند خود شیرجه را دوست دارند بلا تشبیه، بعضی‌ها نه اگر یک لنگه کفش توی حوض باشد می‌گوید شیرجه برویم درش بیاوریم، خود شیرجه را دوست ندارند مخلص لنگه کفش هستند، آنی که با خدا حرف می‌زند خود حرف زدن با خدارا دوست دارد، آنجایی که می‌گوید «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» فاتحه/۵ بی نهایت کوچک دارد حرف می‌زند با بی نهایت بزرگ، اصلاً خود نماز برایش لذت دارد. مثل اینکه بغل بوعلی سینا آدم می‌نشیند کیف می‌کند، بعضیهاا می‌گویند برویم بغل بوعلی سینا پرتقال‌هایش بزرگتر است، نه بوعلی سینا را برای پرتقال‌هایش می‌خواهدبعضی‌ها اصلاً می‌خندند می‌گویند اصلاً پرتقال و چایی چی است، بغل بوعلی سینا نشستن خودش ارزش است. این‌ها که خدا را می‌خواهند خدا را می‌خواهند «أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» این‌ها راست می‌گویند.
مسلمانانی داریم انتخاب شده و مسلمانانی داریم رد شده.
ردشده‌ها کسانی هستند که غلو کنند، بیش از آن که باید باشند، مبالغه کنند. کسانی که کلک بزنند. کسانی که اسراری را فاش کنند. کسانی که به دیگران کتک بزنند. کسانی که به امانت خیانت کنند. این‌ها مسلمانان مردود هستند. خدایا به آبروی امیرالمومنین ما را از مسلمانان مردود قرار مده.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *