
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۴/۹/۹
بسم الله الرحمن الرحیم
فرهنگسراهایی که برای عموم مردم درست میشود اصل کار، کار خوبی است، منتهی هر کار خوبی ممکن است عوارض خوبی هم نداشته باشد و نقصهایی هم داشته باشد. این کشتارگاه تهران بروی، گوسفندهایی که کشته میشود بوی خون، بوی فضولاتشان مردم منطقه را اذیت میکرد. حالا تبدیل شده به جاهایی که ایام فراغت به نحوی، گاهی خوب و گاهی هم متوسط خوب میشود. یا مثلاً باغ وحشی بود در تهران خانههایی که کنار باغ وحش بودند واقعاً در عذاب بودند، این محیط زیست در اسلام خیلی به آن عنایت شده. حتی روایت داریم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور میکند هر خانهای که ناودانش افقی است عمودی نیست آب سر مردم بریزد آن ناودان را خراب میکند. بعضی از تغییرات باید بشود، کشور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید قشنگ باشد. ما دو رقم زینت داریم: زینت بیرونی همین بلوار، اتوبان. گل، نظافتهایی که به آن میرسیم است، یک زینت درونی هم داریم. قرآن میفرماید که: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زینَهً لَها» کهف/۷ این گل و بلبل و آبشار و دره اینها زینت زمین است، اما زینت انسان «وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی قُلُوبِکُمْ» حجرات/۷ زینت انسان اراده و ایمان و علم اوست. یک جوان زیبا، جوانی نیست که زنجیری طلا به گردن دارد اگر زیبایی به زنجیر طلا باشد انسان ۱۶ تا گردنبند میاندازد تا ۱۶ بار زیبا باشد. زینت جوان این است که تجدید نشود، جوانی که ۳۲ تا تجدید دارد بعد کمبود این را با انداختن زنجیر طلا به گردن میخواهد جبران کند.
امام هفتم میفرماید: آدمهایی که از لحاظ لباسی خود را زینت میکنند این از درون کمبود دارد و میخواهد مردم نگاهش کنند. در کاشان بعضی از جاهایش هنوز برق نبود کسی که میخواست در تاریکی راه برود میخواند، میخواست ترسش را با خواندن رفع کند. ماشینهائی که خیلی خراب است میآیند پشت ماشینش را مینویسند برچشم بد لعنت، بابا کسی تو را چشم نمیکند هر مشکی که صدا میدهد معلوم است آب کم در آن است.
کارهایی که شده خوب است دست مسئولین درد نکند ما باید یک قدم برویم جلو. نباید دو روزمان مثل هم باشد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: هر کس دو روزش مثل هم باشد باخته است. حضرت فرمود: هر شبی که میروم بخوابم یک کلمه اضافه باید یاد گرفته باشم و اگر شبی بخوابم و در آن روز چیزی یاد نگرفته باشم «لَمْ یُبَارَکْ» آن روز، برای من برکت ندارد.
درقرآن یک آیه داریم هیچ وقت متوقف نشویم، آب راکد میگندد. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» نساء/۱۳۶ شما که ایمان دارید بروید یک قدم ایمانتان را جلو ببرید. به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) میگوید نگو من فارغ التحصیل شدم «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْماً» طه/۱۱۴ تو هم باید علمت زیاد باشد.
امروز گفتم به مسئولین این فرهنگسرا، اینجا به چند تا موزه احتیاج دارد.
۱- ما موزه سنگها داشته باشیم، در یکی از کشورهای غربی رفتم به من گفتند در آنجا به فلان جا برو. ۶ نفر شدیم چند ساعت روی پا ایستادیم خسته شدیم، ۱۸ هزار رقم سنگ بود و بسیاری از این سنگها در ایران هست. ما احتیاج داریم این سنگها و نمونههایش را در قفسه بگذاریم و بچهها در ایام تعطیل بیایند و با انواع سنگها آشنا بشوند این یک سرگرمی باشد. موزه کسانی که در مسابقات بین المللی قرآن و یا در علوم برنده شدند عکسهایشان در آنجا باشد. بهترین شاعرهای ایران با بهترین شعر آن، موزه داشته باشیم، یک وقت تلویزیون نشان میدهد مشهد اردهال کاشان یک مراسم قالیشویی دارد، شاه چراغ چه هست، امامزادههای معتبر، ابن بابویه، بله کنار عبدالعظیم است. اصلاً خود حضرت عبدالعظیم چه کسی هست. حدیث داریم هر کس این امامزاده را زیارت کند در ری، ثواب زیارت کربلا دارد. آخر این کی هست که ثواب زیارتش، زیارت کربلا دارد، از کشورهای مختلف به زیارت آن میآیند و بعضی تهرانیها سال میآید وبه زیارت آن نمیروند. یک بیوگرافی باشد.
یک موزه باشد مخصوص قالیها، جاجیمها، صنایع دستی. فرهنگسرا باید طوری باشد یک کسی که وارد میشود بیرون نرود جز اینکه یک قدم به علمش اضافه بشود. موسیقی علم را زیاد نمیکند اگر حلالش باشد خاصیتی ندارد حرامش که حرام است. مردم شمال همه امکانات تفریحی در خانه هایشان هست این مردم جنوب است که مردم فقیرش بیشتر است، امکاناتش کم است، اخلاقشان بیشتر است، آمارشان بیشتر است، نیازشان بیشتر است.
بعضیها هستند که در خانه هایشان عتیقههایی هست که دلشان نمیخواهد بفروشند، این را میشود یک موزهای درست کرد حفاظت شده و افرادی یک چیزهایی دارند واقعاً یک هنر است این را بیاورند تا مردم ببینند و مالکیتش مال صاحب خودش باشد ودولت این را برایش حفظ کند. امانت بدهد یا اجاره بدهد. یک چیزهایی هست که اگر مردم اینها را در اختیار دیگران قرار بدهند رشد امت بالا میرود. غرور مردم ایران بالا میرود. یک مسئلهای که همه نیاز دارند، مسئله پناهندگی است، یک چیزی هست که همه نیاز دارند مثلاً یک بچهای میگوید مامان به مادرش پناه میبرد، بزرگ میشود به پرچم آمریکا پناه میبرد، یکی از این کشورهای ذلیل و ترسو میگفت من پرچم آمریکا را روی کشتی خودم میزنم در سایه پرچم آمریکا کشتی هایم را حرکت میدهم. اصلاً به چه کسی پناه ببریم؛ معنی عربی آن «اَعُوذُ» پناه میبرم.
۱- پناهندگی فطری است. حدیثهای زیادی داریم که این پناهندگی به سوی یک چیزی خوب راهنمایی شود. قرآن میگوید: «وَ أَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ» جن/۶ بعضیها به جن پناهنده میشوند، بعضیها به فال و فالگیر، سیگار، مشروبات الکلی، قرص خواب، خودکشی پناهنده میشوند. هنر این است به چه کسی پناهنده میشویم. در پناهندگی لفظ کافی نیست بگوید: «اَعُوذُ» با عمل باید پناهنده بشود. وقتی بمباران میشود همهاش نمیگوید: «اَعُوذُ» میرود در پناهگاه یعنی واقعاً هستی را بند به خدا کنیم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» یعنی من بی نهایت کوچکم، عاجزم. پهلوانهای ما از ترس پشه میروند در پشه بند. دانشمندهای ما به یک سلول بند هستند و این سلولها از کار بیفتد همه چیز که یاد گرفته بودند از یاد میروند با یک تکه گوشت حرف میزنیم، با یک استخوان میشنویم، به یک هوا و تنفس بندیم، انسان گردن کلفت، عاجزترین موجودات است. نیاز به پناه بردن هست.
راجع به پناه بردن چند تا خطر است باید از آن پناه ببرند: گاهی پناه میبریم به یک چیزی که آن هم از ما عاجزتر است. آدم به یک مو بند باشد و آن هم خودش عاجز است. قرآن میگوید به چه کسی پناه میبرید. در سوره عنکبوت هست که میگوید: بشر به هر کس متوسل بشوی قدرت او مثل تار عنکبوت است، بعد میگوید: «وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ» عنکبوت/۴۱ تار عنکبوت شل است. بعضیها به شاه پناه میبرند. مثلاً پسر عمه من غلام ناصر الدین شاه بوده، خود شاه به ۹۰ کشور پناهنده شد اما دید وقتی که اراده خدا شد ۹۰ کشور، ۹۰ رئیس جمهور او را نجات ندادند. به خدا پناه ببریم. شروع سه قسم است: ۱- خطرات، خطرات درونی.
۲- خطرات بیرونی. خطرات طبیعی. اما خطرات درونی «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ 0000000صَلَاهٍ لَا تُرْفَعُ»(البلدالأمین، ص۱۹)، «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ۰۰۰۰۰۰۰ صَلَاهٍ لَا تُقْبَلْ»(تهذیبالأحکام، ج۶، ص۳۵) پناه میبرم از نمازی که قبول نشود. حدیث داریم اگر سر نماز حواست جمع نباشد، آن قسمتی که حواست نبوده قبول نیست. اگر نمیتوانی حواست را جمع کنی، نافله بخوان لااقل با مهر کربلا بخوان. این هم نماز خوان ردی است. «أَعُوذُ بِکَ یَا رَبِّ۰۰۰۰ مِنْ دُعَاءٍ لَا یُسْمَعُ»(کافی، ج۲، ص۵۸۵) دعای بی اثر، دعایی که من هر چه میگویم خداوند گوش نمیدهد. سؤال چرا ما دعا میکنیم. خداوند گوش نمیدهد جواب: چون شما گوش نمیدهی.
قرآن یک آیه داریم: «أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ» بقره/۴۰ شما به پیمانی که بستهاید وفادار باشید تا من هم وفادار باشم. افرادی که دعاهایشان مستجاب میشود، افرادی هستندکه فرمان خداوند را اطاعت کردهاند و خداوند مستجاب میکند این آقا نماز نمیخواند، دروغ میگوید، فحش هم میدهد، نگاه بد میکند. بعد میگوید حَلَش کن. مگر خدا کارگر تو است. خدا چه به تو گفت گوش دادی تا او هم گوش دهد. پناه میبرم از دعا «أَعُوذُ بِکَ یَا رَبِّ۰۰۰۰ مِنْ دُعَاءٍ لَا یُسْمَعُ» پناه میبرم از اینکه زمان را از دست بدهم «أَعُوذُ بِکَ» پناه میبرم به خدا «أَعُوذُ بِجَلَالِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَکَ قِبَلِی ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَهٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ»(کافی، ج۴، ص۱۶۰) پناه میبرم که فرصت را از دست بدهم و بخشیده نشوم، جوانیش را از دست داد.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) وضع جان کندن را در نهج البلاغه توضیح میدهد. میفرماید انسان اول که میمیرد روح از پا جدا میشود کم کم بالا میآید و انسان میبیند اطرافیان را و حرفهایشان را هم میشنود، عقلش هم کار میکند ولی دست و پایش از کار افتاده است. آن دقیقه آخر فکر میکند: «یُفَکِّرُ فِیمَ أَفْنَى عُمُرَهُ»(نهجالبلاغه، خطبه ۱۰۹) فکر میکند عمرش را در چه فانی کرد آیا بهتر از این نمیتوانست باشد. «أَعُوذُ بِکَ مِنْ۰۰۰۰۰ عَمَلٍ لَا یَنْفَعُ»(إقبالالأعمال، ص۴۸۷) پناه میبرم از بیهودهکاری مثل جوانها یک زنجیر میخرند کلی این طرف و آن طرف میچرخانند بعضی زن و مرد با کار بیهوده خودشان را مریض میکنند. آقا یک شیشه آبغوره بخورم یک نفس چقدر پول به من میدهی مثلاً اگر این کار را بکنی چه مشکلی را حل میکنی. چند میدهی بپرم نه تنها این خودش را حرام کرده، جامعه را نیز حرام کرده است.
پیروی از هوسها بعضی کارها کیفی دارد اما بعد از آن آتش است. امیرالمؤمنین میفرماید: «لَا خَیْرَ فِی لَذَّهٍ بَعْدَهَا النَّارُ»(منلایحضرهالفقیه، ج۴، ص۳۹۲) شما اگر بدانید از یک چراغ قرمز رد میشوید اما بعد از آن دو هزار تومان جریمه است خب این کار را نمیکنی. گاهی میدانی یک قاشق هم بخوری دو ماه بیچاره میشوی نمیکنی. حدیث داریم اگر کسی گناه بکند بگوید این چیزی نیست خدا نمیبخشد اما اگر گناه بزرگ بکند و بعدش ناراحت باشد و شرمنده باشد و عذرخواهی بکند خدا میبخشد. اگر من این گچ یک مثقالی را پرت کنم توی صورت شما بگوئید چرا این کار را کردید. بگویمای بابا اینکه چیزی نیست شما برای همیشه از دست من ناراحت میشوید ولی اگر یک وزنه یک کیلوئی ندانسته به شما بخورد و بگویم آقا ببخشید نمیدانستم شما میبخشید و ناراحت نمیشوید.
مدیریت بد: «اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِن۰۰۰۰۰۰ وَ سُوءِ الْوِلَایَهِ لِمَنْ تَحْتَ أَیْدِینَا»(صحیفه سجادیه، دعاى۸) پناه میبرم به خدا از مدیریت بد، یعنی نتوانم از امکانات موجود به نحو احسن استفاده کنم. مدیر کیست؟ البته فرق میکند بین مدیر و رهبر. مدیر به کسی میگویند که مؤسسه را اداره میکند امام کسی است که علاوه بر اداره مردم را یک قدم جلوتر ببرد. مدیر خوب آن است که علاوه بر کارهای بیمه و بازنشستگی و سلف سرویس و. . . کارهای دیگری مثل نماز خواندن کارمندان و مسائل فرهنگی توجه داشته باشد.
«اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِن0000أَوْ أَنْ نَعْضُدَ ظَالِماً»(صحیفه سجادیه، دعاى۸) پناه میبرم از اینکه ظالمی را کمک کنم حدیث داریم اگر کسی که گناهی بکند و شما یک لبخند به او زدید بخاطر لبخند شریک در گناهش هستی کسی گناه کرده ایستادی نگاه کردی مثل یک عده قمار کردند و شما نگاه کردی تماشاچیها شریک در گناه هستند. مظلومی دارند میزنند شما نگاه کردی، شریک در گناه هستی «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَدِیلَهِ عِنْدَ الْمَوْتِ»(تهذیبالأحکام، ج۳، ص۸۸) پناه میبرم که دین دارم و لحظه مرگ بی دین میشوم. کسانی که خیلی به دنیا چسبیدهاند اینها خوب مردنشان مشکل است مثل چسبی که به پشت دست میزنی وقتی کنده میشود موی دست انسان را نیز میکند. کسانی که به دنیا چسبیدهاند موقع مرگ مثل مو کندن پشت دست مشکل است. چون این پولها و خانه را یک ذره ذره جمع کرده جمع کرده حالا خدا میخواهد همه را یک دفعه بگیرد شما اگر یک پیراهن داشته باشی من پاره کنم تا آخر عمر میگوئی این شیخ پیراهن مرا پاره کرد و لذا آنها که با دنیا گره خوردند با بغض خدا از دنیا میروند. پناه میبرم از غضب، پناه میبرم از چشم خشک آقا خیلی خلاف کرده ولی ناراحت نیست فرق بین مؤمن و منافق این است که اگر یاد گناه افتادی ناراحت شدی علامت ایمان است اگر یاد گناه افتادی ناراحت نشدی علامت نفاق است. مثل آدم متعهد که وقتی بدهکار را میبیند ناراحت میشود و آدم غیر متعهد بی خیال است. پناه میبرم از نفاق، از ریا. اینها خطرات درونی است پناه میبرم به خدا از کسی که به من خدمت میکند، تشکر نمیکنم سه چیز بوسیدنی است یکی کتاب یکی در کلاس یکی دست استاد. اگر میخواهید ببینید علم شما مفید است یا مضر. ببینید احترام شما به استاد چیست؟ بعضیها هر چه باسوادتر میشوند بی ادبتر میشوند چون علم برایش مفید نبوده است. چون فرهنگسرای اینجا بغل بهشت زهرا است من یک خاطره بگویم سال اول انقلاب دو سه روز که از انقلاب گذشت ما را مرحوم مطهری معرفی کرد به تلویزیون و رفتیم به تلویزیون ما با اتوبوس چون آن زمان حفاظت و ترور هم نبود. آدم بزرگ هم با ماشین بزرگ رفت و آمد میکند با اتوبوس میآمدیم، فیلم برداری که میشد میرفتیم شوش و میرفتیم قم. خانه ما قم بود. یک روز سوار اتوبوش شدم، اتوبوس که از بغل بهشت زهرا خواست رد شود خواستم بگویم برای شادی روح شهدا صلوات دیدم که زشت است که من بگویم این مال من نیست مال جگر فروشها و کاهوفروشها و بچههایی که تیپ خاصی دارند است تو حجت الاسلامی. یکی دو تا بدوبیراه به خودم گفتم که آقاشاه فرار کرد امام آمد بخاطر شهدا بود هر چی داریم از اینهاست پا شو یک صلوات بفرست بلند شدم تا نگاهم به ماشین خورد باز نشستم یکی دو سه بار این تکرار شد بغل دستی من گفت شیخ صندلیات میخ دارد. گفتم نه خیر خودم گیر دارم. گفتم خودم گیر دو سه کلمه درس دارمای کاش من این چند کلمه درس را نخوانده بودم، راحت صلوات میفرستادم. مرگ بر علمیکه جلوی صلوات مرا میگیرد. خدا به همه گفته سواد «وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً» اسراء/۸۵ تمام علماء و اساتید دانشگاه همه عملشان کم است پناه میبرم از علم بی فایده، پناه میبرم از غضب، پناه میبرم از حسد، از بد مردن یکی از مسئولین مملکت میگفت فلان منطقه که خرماهایشان میلیونها دلار درآمد داشته از دم همه فاسد شده، هر چی میگوئیم آقا خدا به تو خرما داده از هر ۲۰ کیلو یک کیلو زکات بده نمیدهند. چرا با خدا معامله نمیکنید امام صادق(علیه السلام) فرمود هر کجا مالت سوخت بدان که زکات نمیدهید.
امام کاظم(علیه السلام) هر کجا یک درهم حق بود و خرج نکردی خدا طوری برایتان فراهم میکند تا دو درهم ضرر بکنی و در راه باطل بدهی. جزای کسی که پول خرج تربیت بچهاش نکرد این است که پول خرج کند میوه بگیرد ببرد زندان دیدنش. پناه میبرم بخدا از اینکه در پیری خرجیم بدست فرزندم بیافتد لذا قبل از آنکه آب بخواهد، پول بخواهد بالای سرش بگذارید. پسر راحت میگوید بابا خرجی بده ولی پدر خیلی سخت است که از پسرش خرجی بخواهد، غرور پدریش میشکند. انسان هر چی دارد از دعای پدر و مادر دارد و از آنها بخواهید شما را دعا کنند کسانی که تارک الصلوه هستند نماز نمیخوانند یا کاهلی میکنند، فهمیده شده که پدر و مادرشان اهل نماز نیستند. پدر و مادرها اینکه بچهات را دکتر و مهندس کنی چند سال پز او را میدهی ولی اگر اهل تقوی و نماز شد ذخیره قیامت است. کسی را عذاب میکردند حضرت عیسی رد شد فرمود صاحب این قبر را دارند عذاب میکنند برگشتند فرمودند عذاب از او برداشته شد. گفتند چرا آن وقت عذاب میشد ولی حالا نه. فرمود بچهاش در مکتب با کلمه خدا آشنا شد اگر بچه شما با خدا آشنا بشود، شما را نجات میدهد تمام خدمات ما یکبار مصرف است. حالا فوتبالیست کره زمین شدیم، ده سال فوتبالیستیم یک تازه نفسی میآید و ما کنار میرویم. اما یوسف و حسین فهمیده قهرمان تاریخ است اگر با خدا باشیم تا خدا هست ما ثابت هستیم.
ما یک الگوهای صادق داریم آنها را متروک گذاشتیم رفتیم دنبال یک الگوهای دیگر در اسلام ۳۳ آیه برای خمس و زکات داریم این را تبلیغ نمیکنیم بعد میرویم تبلیغ میکنیم جشن عاطفهها. جشن عاطفهها کار خوبی بود اما کسی که الگوهای قرآنی را گذاشت زمین باید برود سراغ یک خدمات جنبی، ما درخت خوب را اره میکنیم، درخت آهنی را جایش میگذاریم.
پناه میبریم از اینکه الگوهای ما از طبیعی کنار گذاشته شود وتبدیل شود به الگوهای غربی و شرقی و یک بار مصرف. اگر من به شما گفتم سلام علیکم. متشکرم، خداحافظ شما، خدا به شما جزاء خیر بدهد. بعدی میگوید مرسی. مرسی چیست؟ خداحافظ و خدا جزاء خیر بدهد یک دعاست این را کنار میگذاریم و مرسی اصلاً بار معنوی ندارد من غصه میخورم از روشن فکرهایی که اصلاً فکر نمیکنند همینطور سوپردولوکس قیافه درست کرده. خدا میداند مدلهای غربی چیزی درونش نیست من یکبار گفتم اگر کسی ثابت کرد که خاصیت کراوات چیست؟ من با عمامه دو تا از آن را روی هم میگذارم و میبندم کراوات گرم میکند یا سرد میکند. علامت سواد است که بیسوادها هم دارند علامت سن است که جوانها هم دارند علامت تخصص است که بی تخصصها هم دارند مثلاً من عمامه علامتش این است که حدیث بلدم، آن لباسش علامت خلبانی، آتش نشانی، نظامی، پرستار، لباس یا باید علامت شغل باشد یا سن باشد یا گرم و سرد کنده. بی خاصیت ترین لباس کره زمین کراوات است این را توی مجلههای اروپا نوشتهاند. الگوهای الهی را تبدیل به الگوهای یکبار مصرف نکنیم و اگر هم تقلید میکنیم تقلید بدون فکر انجام ندهیم.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»