
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۴/۶/۲
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انتقنی بالهدی و الهمنی التقوی
بحث ما بینندهها در آستانه هفته دولت بحث را میشنوند , ما یکی از دستوراتی که قرآن به ما داده من به عنوان معلم قرآن , مسأله ذکر و یاد است به مثالی از قبل توی ذهنم بود و میگفتم اون مثال را بگویم باز , شخصی رفت زغال بخره گفت زغال کیلویی چند , گفت دو رقم زغال داریم , زغال یک نفری داریم , گران است زغال , دیگر حالا من که میگویم گران استِ نمیگویم کیلویی چند چون الآن یک کسی به ما گفت این ضرب المثلهایی که توی تلویزیون زدی میشود چاپ کنی , گفتم شاید بدهم نباشد بعضیهاشان , آن وقت نوارهای 17سال یا ۱۶ سال پیش را که گوش میدهم قیمت تعیین کرده بودم مثلاً آن زمان میگفتم مثلاً هندوانه کیلویی ۲ تومان , الآن نوار خودم را خودم گوش میدهم میخندم , چون مال ۱۶ سال پیش است کیلویی ۲ تومان چیه , حالا لذا دیگر قیمت تعیین نمیکنم نباشد از این به بعد دیگر حرفهایم بی قیمت باشد , بعد تاریخش عوض میشود , قیمت ما بالا و پایین میشود و حرفهای ما هم از سکه میافتد حالاگفت زغال دو رقم است , زغال گران و ارزان , زغال یک نفری داریم و دو نفری , زغال یک نفری ارزان است , دو نفر یش گران است مشتری گیج شد گفت چه میگویی , گفت زغال یک نفری زغالی است که وقتی روشنش میکنی و روشن شد روی قلیون گذاشتند خودش تا آخر میسوزد این گران است. زغالی داریم دو نفری یعنی یکی باید قلیان بکشد یکی هم باید تندتند بادش بزند. یعنی یک لحظه بادش ندهی خاموش میشود این دندان است مردم هم گاهی وقتی روشن شدند همیشه روشن هستند و بعضیها اگر یک لحظه تذکر بهشون ندی , انسان فراموش کاِر, به همین خاطر هم خدا هِی گفته: صبح نماز , ظهر نماز , عصر نماز , شب نماز , این هیِی یادت نرود , مثل بچهای شدی که وقتی عقبِ باباش میرود هر دو قدم بابا میگوید بیا , باز میرود چرخ و فلک میبیند میایستد باز میگوید بیا , باز مثلاً یک آدامس و آلاسکا میبیند میایستد باز میگوید بیا , یعنی این بچههای بازیگوش را دائماً بابا هی باید بهش بگوید بیا , بعضی انسانهای خوب غافل هستند و این توجه به نعمتها مهم است. قرآن میگوید یادتان نرود , «وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ» آل عمران/۱۶۴؛ یاد نعمتها در قرآن زیاد داریم , البته یاد نعمتها مال آدمهای عادی است. خداوند توی قرآن به آدمهای عادی میگوید «وَ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ» مائده/۷ , یاد نعمتها باشید به آدمهایی که یک کمی درجشان بالاتر است میگوید «وَ اذْکُرُوا اللَّهَ» انفال/۴۵ و آخر به بچهها میگویند بابا خوب است برای اینکه کفش خرید , شکلات خرید به بزرگ نمیگویند بابا خوب است برای اینکه کفش خرید و دوچرخه خرید. می گویند بابا خوب است برای اینکه بابا است.
خداوند در قرآن به یک سری گفته «وَ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ» و به یک سری گفته «وَ اذْکُرُوا اللَّهَ» , کدِ اینها فرق میکند , کد «وَ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ» برای شکموهاست مال بچهها ست که میگویند بابا کفش و لباس و. . . . کد «وَ اذْکُرُوا اللَّهَ» مال کلاسِ بالاتر است حالا ماه هر دوش را میگوییم , چون پای تلویزیون افرادی هستند مثل من که باید و ذکر وانعمه الله باشه افرادی هم هستند که «وَ اذْکُرُوا اللَّهَ» «وَ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ»: یاد نعمتها باشید.
چون هفته دولت است این یاد نعمتهای خدا بحث خوبی است. البته نمیخواهم توجیه کنم , اگر کسی خلافی را دید و زیر سبیلی رد کرد نامرد است. اگر کسی گناهی را شنید و به آن گناه راضی بود شریک جرم است. اگر کسی نیم کیلو را یک کیلو گفت متملق است , تملق حرام , توجیه حرام , منتهی آن مقداری که هست نگفتنش هم حسادت است. نامردی است که آدم یک سری چیزها رانگوید , نگفتنش هم نامردی است. یعنی ما چند تا گناه داریم باید حواسمان را جمع کنیم , گناه کتمان داریم , گاهی وقتها آدم کتمان کند حرام است گناه تملق داریم که آدم نیم کیلو را بکند ۱ کیلو , اون هم گناه است, مسأله بین کتمان و تملق آن دایره , دایره انصاف است , ما در مرز انصاف راه برویم ,
در نماز میگوییم «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» فاتحه/۶ انصاف داشته باشیم نه زیاد مو را بگوییم طناب است و نه کتمان کنیم اصلاً هیچی به هیچی , خوب این بی انصافی است. قرآن میگوید و نهج البلاغه هم همین را میگوید در نهج البلاغه میگوید: مردم , حضرت امیر میگوید: یادتان رفت؛ «تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ»(نهجالبلاغه، خطبه ۲۶) آب آلوده میخوردید نان خشک یا چوب خشک میخوردید. بهداشت نداشتید در کل مکه یک با سواد نبود. یادتان رفت در کل جزیره العرب با سوادی نبود جز ۱۷ تا. یک زن با سواد پیدا کردند در طی این ۲۳ سالی که پیغمبر پیامبر بود. آوردنش , آهای آهای آهای. . . چه شده؟ یک زن پیدا شده که با سواد است. حالا پیغمبر هم چه قشنگ فرمود حالا که با سواد است بیا به زنهای من درس بده من نمیخواهم زن من بی سواد باشد یعنی معلم سر خانه گرفت که زن پیغمبر بی سواد نباشد. یک زن با سواد بود آن هم چقدر برایش اسفند و گوسفند دود کردند بی سواد , امیرالمؤمنین در رعایتی میگوید ۵ سال من بیشتر حکومت نکردم توی این ۵ ساله برای هر کدام از شما آب آشامیدنی وسرپناه درست کردم یعنی حضرت امیر هم گاهی میگفت که چه کردم , نگویی کتمان است , زیادی بگویی: تملق است , عدالت خوب است , انصاف خوب است.
ما یک مقداری در هفته دولت با یاد و گرامی داشت دو شهید عزیز باهنر و رجایی که این باهنر و رجایی به مناسبت شهادتشان هفته دولت و خدمات دولت گفته میشود تا اون مقداری که لمس کردهایم , بگوییم , حالا , قرآن یک وظیفهای برای حکومت صالحین تنظیم کرده که حکومت اسلامی وظیفهاش چیست؟ میفرماید که «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ» حج/۴۱: اگر در زمین امکانات در اختیارشان گذاشتیم مردم مؤمن اگر قدرت پیدا میکنند چه میکنند. «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ» چی؛ «أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ» دیگر چه میکنند «وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ» این شرح وظایف است؛ باقی چیزها هم ظرف این هاست , پل ساختن و جاده اینها چیزهای خیلی مهمی است ولی اینها هم ظرف است برای اون چیزیهای بالاتر است یعنی آزمایشگاه و کلاس و دفتر و دبیر و خودکار و تخته سیاده و نمیدانم زنگ و برنامه همه برای این است که بچه درس بخواند , آنها همه مقدمه درس است , حالا یک سری کارهایی شده خوب بود: ۵ تا شهر گازکشی بوده شده ۲۰۰ تا خوب حالا از این گاز میخواهیم چه کنیم از یکی از خاطرهها یک چیزی بگویم , روستایی را لوله کشی کرده بودند آب آشامیدنی , وزیر کشور قبل را برده بودند برای افتتاح خوب جناب وزیر محترم هم راجع به آب بهداشتی و آب آشامیدنی و خدمات جمهوری اسلامی صحبت کرد. یکی از دوستانش , خود وزیر کشور برای من میگفت. میگفت یکی از دوستانم کنار من بود , میگفت , آقا اجازه بدهید ۲ دقیقه هم من صحبت کنم. گفتیم خوب شما هم ۲ دقیقه صحبت کن بعد از آنکه آقای وزیر صحبت کرد، آقای وزیر میگفت دوست من میگفت بگذار من صحبت کنم , گفتیم خوب. البته دوستش هم از رفقاش بود و از دوستان من بود , داماد شهید آیت الله مدنی , شهید محراب , امن دوست آن وزیر , گفت: مردم آب آشامیدنی شد , مبارک باشد حالا این رقمی وضو بگیرید , شیر را باز کرد. گفت ببینید وضوی درست این است غسل این است والسلام علیکم , گفت بابا آب آشامیدنی که. . . هم هست ما وقتی بعنوان وزیر آمدی آب آشامیدنی افتتاح کنی ضمن اینکه راجع آب بهداشتی باید صحبت کنی باید دستهات را بالا کنی وضو هم بگیری بگویی وضو این است وگرنه آب آشامیدنی که. . . هست ما اصلاً هدفمان این است یعنی اگر سمینار و کنفراس و. . . نیروهای انتظامی و ارتش و سپاه و همه اینها جمع شدند برای چی , همه اینها مسئول امنیت شد , «أَمْناً» , قرآن میگوید , قرآن میگوید «مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی» نور/۵۵: ما میخواهیم خوف را تبدیل به امن کنیم حالا امن که شد توی پارک بنشینیم آلاسکا نجوریم , میگویند نه , «یَعْبُدُونَنی» ,یعنی حالا امن شد یک کاری کن عبادت بشه , البته عبادت فقط نماز نیست، تحصیل هم عبادت است , خدمت به مردم هم عبادت است, کار هم عبادت است , کشاورزی هم عبادت است. یعنی حالاکه امن شد برو دنبال یک کاری که رنگ خدایی داشته باشد. یعنی امنیت ظرف است قبول است , این خدمات را باید نادیده نگیریم. واقعاً وضع شهرها بهتر شده است, این را اگر کسی نگوید کدام شهر است که پل و اتوبانش و کمربندیش , کدام شهر است که نظافتش و بهداشتی , کدام شهر است که کتابخانه هایش بیشتر نشده , کدام دبیرستانها آزمایشگاهش بیشتر نشده. اینها تملّق نیست , نگفتنش نمک به حرامی است , حالا , قرآن میگوید حالا اینها که درست شد برای چی: «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ» حکومت را دست شما دادیم برای اقامه نماز برای اقامه نماز یعنی چه , همین کاری که دارد میشود با سرعت باید بشود ما در کشور امام زمان(ع) یک تارک الصلوه نباید داشته باشیم بعضیها بلد نیستند ما باید نوار کاست داشته باشیم , بهش بدهیم , یکی از برادرها یی که توی عقیدتی سیاسی بود یک حرف قشنگی زد حالا نمیدانم خودش به خاطر اینکه توی نیروی زمینی بود این کار را کرده بود یا نه برنامه اصلاً از طرف نیروهای مسلّح است این آقا میگفت من که مسئوول این حرکت هستم در نیروهای زمینی برای هر سربازی یک کارت درست کردیم , توی پوشش است , روز ورود میپرسیم این سربازی که از فلان منطقه آمده , وضع نمازش چطور است , تیراندازی یادش بدهید , خوب اتریش هم یاد میدهد تمام فوت و فنها را کشورهای دیگر هم یاد میدهند , هنر ما این است که تمام اینها را یاد بدهیم یک چیزی هم اضافهتر و اضافه ترش این است یک کارت میگذاریم برای نماز , آقا جان شما نمازت درست است , آفرین , آقا جان شما نمازت یک غلط دارد , شما نمازت ۳ تا غلط دارد , شما نمازت درست است در وضو یک گیر داری. می گفت گیرهایش را میگذاریم توی یبرونش میگوییم تا این گیرها درست نشود پایان خدمت بهت نمیدهیم , منتهی هر چی زودتر درست کنی تشویقی میگیری. میگفت هر سربازی که یک حمد و سوره درست بخواند یک روز تشویقی بهش میدهیم مرخصی , بعد یکی از نمازش خوبه چند نفر را به او میدهیم , میگوییم آقا این ۱۰ نفر را به تو میدهیم. درستشون کن , ۱۰ روز مرخصی , میگفت از اهرم مرخصی و اینها میدانند که این هم جزء کارش است این هم رویش است , یک قصه بگویم: می گویند یک آقایی محرم دعوتش کردند منبر برای ۱۰ شب , خوب ۱۰ شب سخنرانی کرد, شب عاشورا گفتند فردا تعزیه است باید امام حسین بشوی گفت بابا من بلد نیستم , گفتند نه این هم رویش است. هر کس ۱۰ شب منبربرود روز عاشورا توی تعزیه باید امام حسین بشود , گفت خیلی خوب. گفت بعد آنجا لشکر عمر سعد , سنگ بارانت میکنند و یک سنگ هم به پیشانیات میخورد , گفت: آخ , گفت: این هم رویش است یعنی این , گفت بعد شما از اسب میافتی , اسبها از روزی بدنت میآیند , گفت: آخ گفت: این هم رویش است , یعنی هر کس اینجا ۱۰ روز منبر میرود , این که ۱۰ روز سخنرانی کند این که کاری ندارد که , باید اون هم.
این طور نیست که دو سال همه رقم آموزش ببینی یک سرباز جوان آموزش اجباری جایز است: بسم الله الرحمن الرحیم , بله , اگر باقی کار اجباریاش جایز است , نماز هم اجباری است , بله , بعد که یاد گرفت میخواهد بخواند , میخواهد نخواند , ما ضامن خواندنش نیستیم , خواندن باید برای خدا باشد بازور کسی را ببری نماز بخواند, نمازش باطل است , چون اون باید با عشق باشد درباره گرفتن زکات یکی از برادرهایی که مسئوول خریدن گندم است , تعاونی روستا , گفت آقا کیلویی ۳۳ تومان میخواهیم بخریم. کیلویی ۳۰ تومان میخریم , ۳ تومانش را به قصد زکات بر میداریم , گفتم نه , ۳ تومان را به قصد زکات باید داد اگر ازش بگیری که زکات نیست. از بالا اگر پرید برایش کف میزنیم , هلش دادیم که کف ندارد. هر بشکهای را هلش بدهند میافتاد. زکات عبادت است و عبادت قصد غربت میخواهد و آدم باید خودش بدهد. این که خوب هنر نیست ما باید برسیم به جایی صف مجله را پول بدهیم بخریم , از حقوقمان کم میکنی میگویند زورکی خوب این فایده ندارد, این فایده ندارد کتاب را باید خرید و خواند اگر عاشق علم نیست ولش کن یا آنقدر برایش بگو تا عاشق عطش بکنی چرا؟ عاشق علم نیستی , یک کشاورز روی زمین کار میکند از زمین انگور میکشد بیرون. تو نمیخواهی هفتهای یک ساعت روی مغز خودت کار بکنی ۴ تا اطلاعات کسب کنی چرا باید مجله بدهی. یعنی واقعاً مجله صف و مطالبش را هم طوری طرح کنیم هم مطالب شیرین باشد هم محتوا داشته باشد. هم بگوییم چرا روی مغز خودت کار نمیکنی و شرمندهاش بکنیم و ما گاهی وقتها باید شرمنده کنیم، یک استاندار کار خیلی قشنگی کرده. حالا نمیگویم کدام استان است، آبروریزی است. از همه ادارههای کل فیلم گرفته مثلاً سازمان آب، سازمان غله، بهزیستی، بهداری، اداره کل، کجا، اداره کل کجا از همه فیلم گرفته بعد استاندارها هر چند مدتی یک بار مدیر کلها و روسای سازمانها را دعوت میکنند به نام شورای اجتماعی اداری. بعد آخرش آقای استاندار گفته ضمناً یک فیلم است که میخواهیم ببینیم فیلم را آوردند. سازمان فلان، پرسنل ۲۳۴ نفر، عدد نمازخوانها در نمازخانه ۲۷ نفر، پرسنل چند تا، نبین کجا تا کجا، اداره کل فلان، پرسنل چقدر است، نمازخانه چقدر است، آقا به قدری این مدیر کلها خجالت کشیدند گفتند مقصر توهستی.
قرآن میگوید حکومت اسلام، «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ» حج/۴۱ هر مدیر کلی که برای استخر پرسنل، بیمه پرسنل، بهداشت پرسنل، لباسشان و خوراکشون، حقوقشان برای همه کاری، جلسه داشته اما یک جلسه نداشته برای این که بابا توی این پرسنل من 4ـ5 نفر هستند که نماز بلد نیستند، یا نسبت به نماز کاهل هستند بیائید ببینیم که اینها را چطور هدایت کنیم اگر واقعاً تا به حال رئیس برای نماز نشسته فکر کنید این رئیس به دردجمهوری اسلامی نمیخورد، چون قرآن میگوید، مسئول جمهوری اسلامی کسانی هستند که همین که پشت میز نشست، اول به فکر نماز باشد، به فکر نماز باشد، تولید هم بالا میرود، بابا اگر آدم بنده خدا شد خوب کار میکند، تمام دزدها آنهایی هستند که از خدا جدا شدند. هر چی به خدا بچسبد برای اداره شما هم، یک آدم امین، یک آدمی که از جهنم میترسد از خدا پروا دارد، توی تشکیلات هم حواسش را جمع میکند، میگوید حالا رئیس نفهمد، خدای رئیس که هستش، این به نفع خود شماست. «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ»، تهیه سرود دست شعرا درد نکنه انصافاً خیلی شعر توی این سالها برای نماز گفتند. تعمیر مساجد مخروبه، از کارهای ایمان است. یکی از امام جمعهها، میداند امامهای جمعه سالی یک اجلاس دارند. به قول امروزیها سمینار، امسال به دو تا از امام جمعهها تشویقی دادند، یعنی توی این ۴۰۰ تا امام جمعه، دوتاشان خیلی گل کرد. یکی از اینها کارش این بود که گل کرده بود یعنی چند تا کار داشت یکی این بود میگفت من توی شهرم امام جمعه هستم میروم، مسجد خرابه کجاست، مردم بر می دارند توی مسجد خرابه گونی میاندازند، نماز میخواندند همسایه میگویند امام جمعه آمده، مردم آمدند، زشت است، پا میشوند مسجد را جارو میکنند بعد پول جمع میکنند موزاییک میکنند، آنقدر آنجا نماز میخوانند تا آنجا آب و برق و تمیز شود. بعد آنجا یک طلبه نسب میکنیم میرویم یک مسجد دیگر. میگفت از وقتی که من امام جمعه شدم همه مسجدهای خرابه را آباد کردم، خوب این مهم است هنر این است که یک پولدار دخترانش را بدهد به چهار تا بچه فقیر، که بچه فقیرها هم مثل مسجد خرابه احیا شوند و گرنه پولدار به پولدار که خیلی زحمت کشیدی، این هنر نیست، احیا دخترهای فقیر احیا پسرهای فقیر.
باز از یکی از علماء یک خاطره شیرین دارد بگویم: در میانه، یک عالمی بود خدا رحمتش کند ایشان میگفت بابا این جا زباله نریزید، هر چی میگفت این جا محل مسکونی است زباله نریزید مردم گوش نمیدادند مریض شد وصیت کرد که اگر من مردم وسط زبالهها مرا دفن کنید، بعد هم که مرد دیدند بله وصیت کرده، خلاصه آقا را وسط زبالهها دفن کردند زبالهها را برداشتند، فوری خاکش را عوض کردند وهیچی، آنجا را سنگ مرمر کردند و بالاخره محل مسکونی از زباله پاک شد، گفت من با زنده بودنم نتوانستم مردم را اصلاح کنم بلکه با مردنم، گاهی وقتها آدم زنده بودنش حریف نمیشود مگر بلکه مرگ یک اثری بکند، خودم که فایدهای ندارم که، یک کسی یک کفن آورد پهلوی من که امضاء کنم، آخر یک حدیث داریم که اگر ۴۰ تا مومن به کفن بنویسند، ایشان آدم خوبی است، خدا هم اگر بداند که این مجرم است خدا هم که میداند این چه کاره است ولی به خاطر اینکه ایشان ۴۰ تا مومن امضاء کردند، خدا آبرو و حیثیت مومن را میخرد، یکی آمد گفت امضا کن، گفتم ولله که من از اهل مومنها نیستم ولی خوب چشم، بعد وقتی که امضاء میکردم یک جوکی برایش گفتم امضای ما تو بانکهای دنیا اعتبار ندارد بلکه تو عالم قبر اعتبار داشته باشد، حالا این آقا، در دنیا که میگفت من زنده بودنم که نتوانستم بگویم بابا زباله نریزید حالابا مردنم توانستم.
تعمیر مساجد مخروبه، «أَقامُوا الصَّلاهَ»، احیای فرهنگ اذان، چه اشکالی دارد توی همه پادگانها، بچههای خوش صدا را ما تشویق کنیم به اذان گفتن توی مدارس همین طور، یک حرکتی را مدیر کل صدا وسیما کرده، تو استانش اعلام کرد، هر محصلی خوب اذان بگوید، میآوریمش توی تلویزیون، اذان بگوید. آقا بچههای خوش صدا افتادند توی رقابت، حدود هزار محصل خوش صدا توی آن استان پیدا شد که اذان بگوید. فقط یک مدیر کل م یخواهد که این استعدادها را کشف کند. ما این ماشینی که که سوارش میشویم پنج تا کارشده روش. این پنج تا کار باید روی آدمها باشد. یک اول معدن کشف شود، کشف معدن. دو استخراج معدن، سه، بعد ذوب معدن، بعد قطعه سازی، بعد مونتاژ. این پنج تا کار میشود ماشین، کشف، استخراج، ذوب، قطعه سازی، مونتاژ، این پنج تا کار را باید روی آدمها بکنیم کشف آدمها، آدمهای خوش صدا، آدمهای خوش خط، آدمهای نبوغ. الان وقتی دختر ما پسر ما در ریاضی در کره زمین، نفر اول میشود پیداست این بود، کشف نشده بود. کشف آنها که در مسابقات جهانی چهره میشوند برای نظام، کشف آن قاری که در حفظ و قرائت قرآن در چهل تا کشور نفر اول شد کشف اینها، بعد استخراج اینها. اینها رو از خانهها بکشیم بیرون، بعد ذوب کنیم اینهارو، بعد اگر فکر آلودهای از رفیقش از خانهاش دارد، بازسازی فکری بشود. بعد قطعه سازی یعنی خودسازی، بعد این قطعات ساخته شده به هم مونتاژ میشوند، میشوند یک جامعه الهی، کشف نیروها، استخراج نیروها، ذوب نیروها، قطعه سازی و بعد هم قطعات ساخته دشه به هم مونتاژ بشوند تا بشود یک جامعه اسلامی. «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ» شناسایی تارک الصلوهها، این وظیفه من است آقا، وزارت فلان، بل، هفته دولت هست، وزیر میآید در تلویزیون میگوید ما به همه خانهها، مثلاً امکانات چی دادیم، مثلاً به همه جادهها، خانهها، در همه جادهها شما اتوبان کشدید و بزرگترین، پروژه دنیا را شما افتتاح کردید دستتان درد نکنداین راه قطار بندرعباس خیلی مهم است. اما خوب کنار «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ» من یادم نمیرود که وزیر راه مدیر کل هایش را دعوت کرد. فرمود هر کجا ما جاده میسازیم در گلوگاهها باید یک نمازخانه هم بسازیم، امسال جناب آقای هاشمی رفسنجانی خیلی کار قشنگی کرد دستور داد به وزیر نفت که در کنار هر پمپ بنزینی که توی بیابان است باید یک اتاق کوچک به قصد مسجد ساخته بشود بالاخره وقتی پیاده میر وی به قصد گازوئیل میخواهی هست، نفت میخواهی هست، بنزین میخواهی هست، پیپسی میخواهی هست، کوکا هست، بیسکویت هست، نماز نیست، بابا اینها که اتریش هم بود. ما کنار پمپ بنزینمان باید نمازخانه باشد. «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ» ببین آقا ما یادمون نرود مساله اصلی را هدف اصلی یاد خداست اگر آسفالت میکنند برای این است که زود به هدف الهی برسیم، اگر کتابخانه هست برای اینکه درس بخوانیم، خوب آقای مدیر کل، آقای استاندار، آقای وزیر، شما دستت درد نکنه، انصافاً خوب کار کردید، عرض کردم هر که نگوید اینها کار کردند خیلی نامردِ من یم رفیق داشتم، زمان رژیم قدیم، آدم خوبی بود. بعد گفتند توی انقلاب، ضد انقلابی شده. گفتیم اِ این رفیق ما بود یک بار رفتیم خانشان، گفتیم چته، شروع کرد آقا این را زدند، این را گرفتند، این جا را مصادره کردند، آنجا رشوه گرفتند، او را بیخود عزل کردند، او را بیخود نسب کردند، گفتم خوب اینها را بنویس گفت خوب تو چه میکنی، گفتم الان حل میکنم، او خیال کرد یک کسی هستیم الان مشکلات مملکت را حل میکنیم ورداشتیم نوشت و گفتم این ۲۲ تا که بیشتر نیست گفتم تو ۲۲ تا میدانی نصفش هم تو یادت رفته پس ۴۲ تا، گفتم من هم دو برابر تو میدانم میشود ۸۸ تا، بابا درجمهوری اسلامی ۸۸ تا دست گل آب داده شد اما کارهای خوبش را هم بگذار بشمارم، اون وقت من شروع کردم کارهای خوب را شمردن، گفتم یک جمع و تفریق کن، یک گم هم انصاف داشته باشی، بدیها را بشماری، خوبیها را هم بشمار جمع و تفریق کن، ببین آقا، خداوند وقتی میخواهد انسان را خلق کند، فرشتهها گفتند بابا از خیرش بگذر نمیخواهد این انسان را خلق کنی، «أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» بقره/۳۰، این در زمین فساد میکند، خونریزی میکند، فرشتهها هم مثل آدمهایی که نق میزنند، نق زدند برای خدا، خدا گفت «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»، آخر من یک چیزی را میدانم که تو نمیدانی، اگر این جا کار بد شد، کار خوب هم هست. شما چرا یک شب که سحری نمیخوری، میگویی فهمیدی چی شد ما دیشب سحری نخوردیم، خوب یک بار بگو خوب فهمیدی چی شد ما ۲۸ شب سحری خوردیم، آخر بی انصاف تو ۲۸ شب را خوردی نمیگویی. آن یک شب که نمیخوری میگویی فهمیدی چی شد ما سحری نخوردیم، گیر ما همین است. حتی چاق هامان وقتی میخواهند لاغر شوند نمیگویند چی نخورند که لاغر شوند میگویند چی بخوریم که لاغر شویم، باز میخواهد بخورد دیدی ما این آدمهای چاق، بابا نخور، حالا نگویید این قرائتی خودش هم چاق است راست میگویید، بنده هم چاق هستم، بله به یک کسی گفتند اینقدر برنج نخور چاق میشوی گفت چاقی چه ضرری دارد اینها که زیر تابوت هستند فحشم خواهم داد اگر منم که هر چی میخواهند بگویند. ببین آقاجان انصاف این است که آدم اگر. . . ما باید همه را نگاه کنیم آقا شهرداری من را جریمه کرده، خیلی خوب تورا جریمه کرده شهررا آباد کرده، ضربه به تو خورد اما شهر آباد شد، عمومی نگاه کنید البته نمیخواهم بگویم همه کارهای شهردار درست است، من ضامن نیستم، هر کاریش خوب الحمدالله هر کاریش بد استغفرالله، ولی انصافش این است که کسی جریمه شهرداری را ببیند اما خدماتش را نبیند این کتمان است، این بی انصافی است. مالیات گرفتن را ببیند، خدمات را نبیند، آخر ببینید اینها یک چیزهایی است که خوب اگر تو خواسته باشی حساب کنی امام هم باید پاریس بماند نباید بیاید ایران چون وقتی که امام وارد شد استقبال چند میلیونی، پنج شش تا بچه اون شب گم شد حالا مادر بچه بگوید کاش که امام نمیآمد، به خاطر این که بچه من گم شده. یک مصلحت عمومی را فدای بچه تو کند؟ خوب اینکه، اصلاً وجود ارتش چیه، ارتش میگوید من فدا میشوم لب مرز که مملکت امن باشد، این فرد فدای امت میشود ودین ما همین است که فرد فدای امت میشود، برای همین گفتند که شب جمعه پیاز نخور برای اینکه بوی پیاز تا فردا جمعه میماند و اگر خواسته باشی بروی نماز جمعه بوی پیاز از دهانت میآید بیرون پس از شب جمعه پیاز نخور، نگو آقا پیاز ویتامین داره، مصلحت عموم این است که بوی پیاز از دهان شما نیاید. مصلحت عموم مهمتر از ویتامین فرد است.
همیشه اگر برخورد شد بین فرد و جامعه، فرد باید فدای جامعه بشود اگر این طور نباشد اصلا نباید بارندگی بشود چون بارندگی که میشود خیر است، باران خیر است، رود خیر است، نهرها خیر است، آبها خیر است، کشاورزی هم خیر است، همه اینها خیر است، اما در وسط خیرها یک دانه مورچه هم خراب میشود مورچه بیاید بگوید مرگ بر خورشید با تابشش، مرگ بر ابر با بارانش، مرگ بر زمین با جاذبهاش، ضد انقلابها این طور میگویند، به ابر و باد و مه و خورشید وفلک میگویی چرا آب رفت، لانه من، میگوئیم مورچه جان بیا، بابا لونه تو خراب شد اما آبیاری خوب است، کشاورزی خوب است خورشید خوب است
ما اگر ببینیم یک خیابان به مسجد میخورد زیر نظر ولی امر حق داریم مسجد را هم خراب کنیم، چون این مسجد مصلحت مردم محله است اما این جا یک اتوبان باز بشود این جا مصلحت مردم شهر است، مصلحت یک شهر ترجیح دارد به مصلحت محله، خوب اگر این طور باشد هیچ کسی نباید کشیک بدهد برای این که خوب کشیک میخواهد برود بخوابد کنار زن و بچهاش، میگوئیم آقا جامعه شبها مریض میشود باید توی بیمارستان پزشک باشد، توی جادهها باید پلیس باشد، لب مرز باید نیرو باشد، فرد میسوزد برای اینکه جامعه راحت باشد.
دی ما همین است آقایانی که نق میزنند همان قضاوتشان قضاوت مورچه است، چون آب رفته لونه خودش خراب شده، ابر و باد مه وخورشید را زیر سئوال میبرد.
انصاف این است که ما باید معنویت را فراموش نکنیم، کنار پلها، کنار جادهها، تارک الصلوه را بنشینیم با آنها حرف بزنیم اونها لجباز نیستند بسیاری آدم داریم که نماز نمیخواند اما آدم بدی هم نیست باهاش حرف بزنی میخواند، من خودم آنقدر با آدمهای تارک الصلوه حرف زدم نمازخوان شدند، گفته آقا کسی که به من نگفته بود، لجباز ما کم داریم، شاید ۲% ما توی جمهوری اسلامی لجباز داشته باشیم، اما بی تفاوت داریم، باهاشان حرف بزنی، منطقی حرف بزنی گوش میدهند. خلاصهاش کنیم کنار رودها، پلها و روخانهها انرژی اتمی و نمیدانم پتروشیمی و نمیدانم اینها نماز را بهش برسیم زکات هم بهش برسیم، حالا یک خبر خوشی دارم برای زکات بد خواهم گفت، امر به معروف و نهی از منکر جلوی فساد هم باید گرفته شود خانواده شهدا میبینند بچهشان شهید شد، وضع بی حجاب بد است غصه میخورد. اینهارا باید با یک برنامه ریزی جلوی فساد را گرفت. خوبها را باید تشویق کرد. کارگر خوب ارتشی خوب، آخوندی خوب، بالاخره اون روحانی که در طول سال صبحهای تاریک، اول صبح میرود مسجد باید حساب آن روحانی با روحانیای که فقط شبها میرود مسجد، درطول سال مسجد صبحها درش بسته است خوب باید وقتی میروند مکه باید اون روحانی را ببرند که صبحها در مسجدش باز است، یک آخوند خوب یک ارتشی خوب، البته همه خوب هستند.
امر به معروف یکی این است که الگوسازی کنیم این کارگرنمونه، این کشاورز نمونه، این محصل نمونه، خوبیها را تشویق کنیم. جلوی مفاسد را بگیریم در کنار انرژی اتمی و پل و درمانگاه و آمار در کنار این آمارهایی که دولت میدهند باید به اینها هم رسیدگی کرد و گرنه به همه خانهها تلفن بدهیم ولی تارک الصلوه داشته باشیم، روز قیامت گیر هستیم.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»