امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۰۸:۲۵

تقلید -۳

rvHk

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۳/۱۱/۱۵

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث این جلسه‌ی ما در ماه رمضان و دهه فجر گفته می‌شود . خدا را شکر که انقلاب ما پیروز شد . خدا را شکر که در تکه‌ای از کره زمین زندگی می‌کنیم که فقط در آنجا شاخ طاغوت شکسته شده است . در کل کره زمین طاغوت حکومت می‌کند . آمریکا در تمام کره زمین عزیز شده است . فقط در تکه‌ای که ما زندگی می‌کنیم ، آمریکا خوار شده است . در تمام این کره‌ی بزرگ ، نظر خدا به ما و کشور ما افتاده است . خدا الآن هم به ما نظر کرده است . در ماه رمضان هستیم . اولیاء خدا ماه رمضان را خیلی دوست داشتند . مادرهایی که بچه هایشان را به جبهه می‌فرستادند ، خیلی سخت از آنها دل می‌کندند . امام زین العابدین(ع) هم نسبت به ماه رمضان همین طور بود . ایشان از ماه رمضان خیلی سخت دل می‌کند . ایشان می‌گفت : دلم نمی‌آید که تو بروی . تو ماه خوبی بودی . ماهی بودی که شب قدر داشتی . ماهی بودی که هنوز نیامده ، سید سجاد منتظر تو بود . تو ماهی بودی که برای اولیاء خدا مثل عید بودی ، اما برای آدم‌هایی که پایین بودند ، سنگین بودی . ماه رمضان برای اولیاء خدا سبک است . می‌گوید : کاش هرچه زودتر بیایی . آنهایی که از برکات ماه رمضان نمی‌دانند ، می‌گویند : چرا ماه رمضان تمام نمی‌شود ؟ اما آدمی که خوب ماه رمضان را درک کرده است ، می‌گوید : خدا کند که ماه رمضان هرچه زودتر بیاید . نماز هم همینطور است . قرآن راجع به نماز می‌گوید : «وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ»(بقره/۴۵) ، نماز سنگین است ، جز بر کسانی که خاشع هستند . در ماه مبارک رمضان و در دهه‌ی مبارک فجر قرار داریم . زمین ما مقدس است و با خون هزاران شهید مقدس شده است . امام حسین تکه تکه شد تا دین را زنده نگه دارد . بچه‌های ما هم پیروان امام حسین بودند . آنها هم تکه تکه شدند تا زمین ایران را زنده و پایدار نگه دارند . این زمین مقدس است ، این مقدسات برای ما گوارا و شیرین است . بحث ما درباره‌ی تقلید بود . یک سوالی پیش می‌آید که اختلاف فتوی برای چیست ؟ چرا گاهی آقایان باهم اختلاف دارند ؟ خدا یکی است . پیغمبر یکی است . قرآن یکی است . امام زمان یکی است . پس چرا فتوای روحانیون با هم یکی نیست ؟ ممکن است این را بعضی از افراد بپرسند . می‌دانید که تقلید فقط در فروع دین است . در عقاید هرکسی خودش باید فکر کند . چرا خدا یکتاست ؟ باید خود آدم این را بداند . در معاد ، خود آدم باید دلیل داشته باشد . در اصول دین تقلید نیست که امام صادق(ع) بیاید بگوید : این آهن است یا چوب است ؟ خودت باید تشخیص بدهی که اول ماه است یا دوم ماه است . به ماه نگاه کن . تقویم را ببین . خودت باید تشخیص بدهی . موضوعات تقلیدی نیست . عقاید تقلیدی نیست ، چون عقاید از عقیده و عقیده از عقد است . می‌گویند : دختر و پسر را عقد کردند . عقد به معنی گره خوردن است . وقتی می‌گویند : عقیده‌ی من این است یعنی دل من به آن گره خورده است . دل آدم با حرف این و آن گره نمی‌خورد . باید خودش بفهمد . خودش باید دلیل داشته باشد . اگر کسی دلیل خودش را خودش بفهمد ، دلش با دلیل خودش گره می‌خورد . در اصول عقاید تقلید نیست . در موضوعات تقلید نیست . بحث این است که چرا بین روحانیون اختلاف فتوی است ؟ گاهی اختلاف روی مسائل مالی است . گاهی اختلاف بر سر میل و هوس است . می‌شود گفت : از هوی و هوس بگذر . از پول بگذر . از شهوت بگذر . این کار خیلی سخت است . اما الان ماه رمضان است . ماه رمضان ، ماه گذشت است . می‌گویند : در ماه رمضان از خواب بگذر . سحر از خواب بیدار می‌شوم . می‌گویند : از شکم بگذر . بعضی‌ها می‌گویند : روزه فقط فایده طبی دارد . فقط برای تنظیم برنامه‌های غذایی خوب است . می‌گوید : چرا من از صبح تا شب برنامه‌ی غذایی‌ام را تنظیم کنم . از شب تا صبح تنظیم غذایی می‌کنم . روزه تنظیم برنامه غذایی نیست . روزه یعنی اینکه چشم تو باز باشد . همه چیز را ببینی اما نتوانی آنها را بخوری تا سفت و محکم شوی . یعنی اراده‌ی تو قوی بشود . خدا می‌خواهد تو نان و آب را ببینی اما آنها را نخوری تا بتوانی خودت را نگه داری و وقتی هم به نان و آب مردم رسیدی بتوانی جلوی خودت را بگیری . کسی که یک ماه به ناموس خودش نگاه کذایی نکند ، به ناموس مردم هم که برسد می‌تواند خودش را نگه دارد . روزه به معنی تمرین اراده در همه‌ی امور است . یوسف جوانی بود که از شهوت گذشت . اسماعیل نوجوانی بود که از جان خود گذشت . حسین فهمیده نوجوانی بود که از جان خود گذشت . انسان می‌تواند که از جان و مال و شهوت خود بگذرد . اما از فکر نمی‌شود گذشت . اختلاف فتوی سر مال و هوس نیست . اختلاف فتوی دلایلی دارد . دلایلش چیست ؟ اختلاف سر این است که آیا امام این را گفته یا نگفته است ؟ در گفته شک دارند . من نمی‌دانم که امام این را گفته یا نگفته است . چون راوی نقل می‌کند و می‌گوید : این گفته‌ی امام است . یکی می‌گوید : من به این راوی اعتماد ندارم و حرف او را صحیح نمی‌دانم . گاهی می‌گوییم : امام این مطلب را فرمود اما در هدف شک داریم . منظور امام چه بود ؟ یک کسی کتابهای ایرانی را ترجمه کرد . گفت : وقتی ایرانی‌ها به هم می‌رسند ، می‌گویند : آیا بینی تو بزرگ است ؟ وقتی ما به هم می‌رسیم ، می‌گوییم : دماغت چاق است . اما هدف ما از این حرف این نیست که بینی تو بزرگ است . دماغ به معنی بینی نیست بلکه به معنای مغز است . چاق به معنای بزرگ نیست . قلیان را چاق کردن به معنی بزرگ کردن قلیان نیست . چاق کردن به معنی آماده کردن است . قلیان را چاق کردن به معنی آماده کردن است . دماغ به معنی مغز است . دماغت چاق است یعنی مغز تو آمادگی دارد . ما می‌گوییم : آیا مغز تو آمادگی دارد یا ندارد ؟ ولی آن مترجم ، ترجمه می‌کند که وقتی ایرانیها به هم می‌رسند ، می‌گویند : آیا بینی جنابعالی بزرگ است ؟ پس ببینید گاهی حرف را می‌زند ، اما هدف را نمی‌فهمد . می‌دانیم که این حرف را گفته است اما نمی‌دانیم که هدف آن چیست ؟ گاهی اختلاف به خاطر لغت است . در قرآن یک آیه داریم که می‌گوید : «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً»(نساء/۴۳) ، اگر آب پیدا نکردی ، تیمم کن . چون باید در هشت جا تیمم کرد . ۱- اگر آب نباشد . ۲- آب گران باشد . ۳- آب ضرر داشته باشد . اگر آب سرد برای شما ضرر دارد با آب گرم وضو بگیرید . ۴- زود تیمم نکنید . ۵- آب هست اما ممکن است اگر وضو بگیریم ، از تشنگی بمیریم . بعضی جاها باید تیمم کرد . قرآن گفته است که باید بر چه چیزی تیمم کنید . قرآن می‌گوید : «فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً» ، «صعید» در لغت دو معنا دارد . یک لغت می‌گوید : «صعید» به معنی زمین است . یک لغت می‌گوید : «صعید» به معنی خاک است . اگر «صعید» به معنای زمین باشد ، پس می‌شود به زمین هم تیمم کرد . حتی اگر با سنگ مرمر باشد . اما اگر «صعید» به معنای خاک باشد ، دیگر نمی‌شود روی سنگ تیمم کرد . پس یک مرجع می‌گوید : به سنگ مرمر تیمم کنید . اما مرجع دیگر می‌گوید : به سنگ مرمر تیمم نکنید . باز نگویید : آخوندها با هم اختلاف دارند . دست آخوندها نیست . دست لغت شناس‌ها است . هرکسی در کتابهای لغت یک طور معنا کرده است . گاهی اختلاف به خاطر لغت است . گاهی اختلاف به خاطر ناقل حدیث است . گاهی اختلاف به خاطر فهم هدف است . اختلاف آقایان روی هوی و هوس نیست . همیشه در طول تاریخ بین مراجع ما اختلاف بوده است . مثلاً الان خیلی پوز می‌دهند . می‌گویند : دموکراسی ! می‌گوییم : آقا ببخشید دمکراسی یعنی چه ؟ می‌گویند : دمکراسی آزادی انتخابات است . اصلاً خود ما هزار و دویست سال است که دموکراسی داریم . یعنی هرکسی از هرکس که می‌خواهد ، تقلید می‌کند . هیچ درگیری هم نیست . هیچ وقت نشده است که بگویند : مقلدین دو آیت الله العظمی با همدیگر دعوایشان شده است . دو مرجع هیچ وقت با هم دیگر دعوا نمی‌کنند . مقلدین آنها هم هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنند . مصداق بارز و روشن آزادی و دموکراسی همین تقلید است که انسان خودش مرجع خودش را بدون تحمیل ، بدون تهدید ، بدون ترس انتخاب می‌کند . دعوا و جنگ هم در کار نیست . چون اختلاف فتوی به خاطر هوا و هوس نیست . اگر به خاطر هوا و هوس بود ، جنگ هم می‌شد . بنابراین حتی بسیاری از وقت‌ها یک مجتهدی یک فتوایی می‌دهد و دوباره نگاه می‌کند و در فتوای خود تجدید نظر می‌کند . داریم هر مجتهدی که زحمت می‌کشد تا از حکم خدا چیزی را بفهمد ، گرچه درست نفهمیده باشد و فهم او واقعی نباشد ، اما خدا به او ثواب می‌دهد . اگر در خانه‌ی شما گنجی باشد ، شما برای درآوردن آن ۴ نفر را می‌آوری . اگر تنها یکی از آن افراد گنج را پیدا کند ، شما فقط به او دست مزد نمی‌دهید بلکه به همه‌ی آنها مزد می‌دهید . چون همه‌ی آنها زحمت خودشان را کشیده اند . ما باید در کارمان سعی بکنیم . به نتیجه رسیدن یا نرسیدن مهم نیست . قرآن یک آیه دارد که می‌گوید : «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»(نجم/۳۹) ، برای انسان چیزی نیست مگر مقداری که سعی کند . یعنی سعی شما ارزش دارد . قرآن می‌گوید : سعی خودت را بکن . اگر به آن رسیدی ، اجر داری . اگر هم به آن نرسیدی باز هم اجر داری . پس یکی از امتیازات اسلام این است . اسلام می‌گوید : تو این کار را بکن . اگر شما خلاف دیدی ، نهی از منکر کن . بگو خواهر ! برادر ! خدا این کار شما را دوست ندارد . این کارشما گناه است . گوش بدهد یا گوش ندهد شما ثواب خودت را برده ای . می‌گوید : آقا گفتن من چه فایده‌ای دارد ؟ او به حرف من گوش نمی‌دهد . شما وظیفه‌ی خود را انجام بده . یا او گوش می‌دهد یا گوش نمی‌دهد . در هر صورت شما ثواب خود را برده ای . شما چطور در دهه‌ی فجر امام را آوردید ؟
«بر لبم این سرود بر خمینی درود» «مرگ بر بختیار دشمن جیره خوار»
مردم در خیابان‌ها چه کردند ؟ همه یک صدا مرگ بر شاه می‌گفتند . آن قدر مرگ بر شاه گفتند تا شاه فرار کرد . یعنی اگر یکبار بگویی فایده‌ای ندارد . اگر ما می‌خواهیم کشورمان کشور نماز باشد ، باید همه هرکجا هستند بتوانند نماز بخوانند . چه در پارک باشد . چه در پادگان باشد . چه در خیابان باشد . خجالت ندارد . چطور لبو فروش ، وسط خیابان می‌گوید : آهای لبو دارم . شما هم بگویید : «حَیَّ عَلَى الصَّلَاهِ» . یعنی گفتن «حَیَّ عَلَى الصَّلَاهِ» از آهای لبو کمتر است ؟ ما برای اینکه یک چیزی را فرهنگی کنیم باید دائم آن چیز را تکرار کنیم . در تقلید حرکت آزادانه است . وقتی می‌خواهیم از کسی تقلید کنیم ، اول باید سعی کنیم که یک انتخاب آگاهانه داشته باشیم . کسی مرجع تقلید خود را چشم بسته انتخاب نمی‌کند . انتخاب ما آگاهانه است . خودمان تشخیص می‌دهیم . انتخاب براساس ملاک‌ها است . ایشان به چه دلیل مرجع شد ؟ برای اینکه علم او از همه بیشتر است . تقوای او از همه بیشتر است . وقتی می‌گویند : فلانی اعلم است . برای این است که مثلا در مسائل سیاسی علم او بیشتر است . در مسائل عبادی علم او بیشتر است . در تقلید تبعیض هم جایز است . نه به این معنا که دین از سیاست جداست . دو مرجع را فرض کنید که هر دو مسائل سیاسی را قبول دارند . اما ممکن است یکی از آنها در مسائل سیاسی بیشتر زحمت کشیده باشد و دیگری در مسائل عبادی بیشتر زحمت کشیده باشد . مثل دو خیاط که هر دو دوزندگیشان خوب است اما یکی از آنها پیراهن‌های بیشتری دوخته است و دیگری کُت‌های بیشتری دوخته است . به هر حال همه بیشتر چیزها را می‌دانند . اما آمادگی بعضی‌ها بیشتر است . اگر مقلد یقین به خلاف داشتیم لازم نیست عمل کنیم . مثلا مجتهد می‌گوید : ماه دیده نشده است . چون ماه را ندیده ایم ، فردا ماه رمضان است . فردا را روزه بگیرید . ولی ممکن است خود شما در خیابان ماه را دیده باشید . اگر شما ماه را دیده باشید برای شما فردا عید فطر است . معنای تقلید کور شدن و کر شدن نیست . ما از شما تقلید می‌کنیم ، اما هنگامی که خودمان به چیزی یقین داریم ، به یقین و فکر خودمان عمل می‌کنیم . معنای تقلید خفه کردن فکر نیست . مثلاً شما یقین دارید که این آب است . اما به آقا گفته اند : این شراب است و آقا هم چون خیال کرده است که شراب است ، فرمودند که خوردن آن حرام است . اما شما یقین دارید که این شراب نیست . رابطه ، رابطه‌ی علاقه است . رابطه‌ی عشق و محبت است . رابطه‌ی مردم با مرجع تقلید رابطه‌ی علاقه است . خدا به مردم می‌گوید : مردم بر پیغمبر درود بفرستید . «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً»(احزاب/۵۶) ، بر پیغمبر صلوات بفرستید . خدا به مردم می‌گوید : بر رهبر درود بفرستید . خدا به پیغمبر می‌گوید : «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ»(توبه/۱۰۳)‌ای پیغمبر ! مردمی که می‌آیند به تو زکات می‌دهند ، زکاتشان را بگیر «وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ» و بر مردم درود بفرست . یعنی هم رهبر به آنها درود می‌فرستد و هم آنها به رهبر درود می‌فرستند . رابطه ، رابطه‌ی عشق و عاشقی است . این مخصوص دین ما است .
اگر گناهی دیدیم از آن صرف نظر بکنیم . ما نباید از مرجع تقلید یک گناه هم سراغ داشته باشیم . مرجع تقلید نباید گناه کند . مرجع تقلید غیر از استاد ، مربی و پدر و مادر است . تقلید به معنی انتخاب آگاهانه است . از امام حسن عسگری(ع) حدیث داریم : «الفقیه من النقذ الناس من شر اعدائهم» ما باید از آن مجتهدی تقلید کنیم که مردم را از شر دشمنانشان نجات دهد . سلمان رشدی دشمن ما است . دشمن فکر و ایمان ما است . فقیه باید کسی باشد که بتواند مردم را از شر دشمنان نجات بدهد . ما فقط آهن نمی‌خواهیم . آهنی می‌خواهیم که این طناب فسق را هم ببرد . ممکن است آهن قطور باشد اما برش نداشته باشد . «الفقیه من انقذ الناس» ما در قرآن داریم که خدا به امت اسلام می‌گوید : امت اسلام آماده باشید «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»(انفال/۶۰) طوری باشید که دشمن خدا را بترسانید . روز دوازده بهمن امام در بهشت زهرا به بختیار گفت : من در دهن این دولت می‌زنم . این حرفی است که در دهه فجر گفته شد . هنوز در دهن بختیار نخورده بود که خودش فرار کرد . ما باید از کسی تقلید بکنیم که اگر بختیارها پیدا شدند ، بتواند این شهامت را داشته باشد که بختیارها گورشان را گم کنند . در قرآن یک آیه داریم که می‌گوید : امت اسلامی شما باید یک طوری باشید که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ»(فتح/۲۹) ، باید طوری باشید که نسبت به کفار خشن باشید . در دو جای قرآن هست که امت اسلام طوری حرکت کنید که «لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ»(فتح/۲۹) ، مسلمانها یک کاری کنید که کفار از شما غیظ کنند . بعضی از دخترها و پسرها لباس‌هایی می‌پوشند که آمریکا کیف می‌کند . می‌گوید : جوان‌های ایرانی از نشانه‌های ما استفاده می‌کنند . یعنی علاوه بر اینکه کفار غیض نمی‌کنند ، خوشحال هم می‌شوند . قرآن می‌گوید : کفار را به غیظ در آورید . اصولاً یک آدم حزب اللهی در یک محله باید طوری باشد که آدم‌های نا اهل از او بترسند . انسان باید هیبت داشته باشد . دختر باید در خانه طوری باشد ، که پدر و مادر در برابر او نتوانند حرف زشت بزنند . دختر باید در خانه مثل امام باشد . امام به معنی الگو است . پسر باید رهبر باشد . افرادی بودند که تنها چهارده سال داشتند اما به قدری عظمت و هیبت داشتند که پدر و مادر به آنها احترام می‌گذاشتند .
در این جلسه چه گفتیم ؟ گفتیم : اختلاف فتوی به خاطر هوی و هوس و پول و شهوت و مقام نیست . اختلاف فتوی مثل اختلاف چند پزشک بر سر یک بیماری است . این به معنای آزادی فکری است . نمی‌توانیم بگوییم که همه یک طور بفهمند . این یعنی اینکه مابقی ساکت شوند . ارزش ما به داشتن دموکراسی است . در تقلید انتخاب آگاهانه است و براساس علم و تقوی است . اگر شما به یک چیزی یقین دارید ، می‌توانید در آن امر از مجتهد تقلید نکنید . رابطه‌ی بین مرجع تقلید و مردم ، رابطه عشق است . حقوقی و قانونی و خشک نیست . اگر از مرجع یک گناه دیدیم ، دیگر حق نداریم از او تقلید کنیم . حتی حق نداریم پشت سر او نماز بخوانیم .
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *