امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۰۰:۵۴

عید فطر

قرآن

متن برنامه ی درسهایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۲/۱۲/۲۲

بسم الله الرحمن الرحیم


بیننده روز آخر ماه رمضان بحث را می‌بینند در امسال ماه رمضان قصه یوسف را دید و شنید و قصه چند پیغمبر بزرگوار را شنیدید. و قصه انبیاء را کامل نگفتیم.
به امید این که بتوانیم قصه‌ی انبیا را کامل نشر کنیم.
رسیدیم به ان جایی که سوسف عزیز حالا این‌هایی که نبود بشنوند ماجرای سویف این بود که پیغمبر بزرگوار حضرت یعقوب دوازده پسر داشت دوتایش از یک زن و ده تایش از زدن دیگر.
یعقوب دلیل کمالاتی که داشت که این دو تا برادر را بیشتر دوست داشت. اون ده تا حسادت کردند که چرا بابا دوست دارد رأی دادند به اتفاق آراء که را بکشند و یا توی چاه بیاندازند که بالاخره توی چاه انداختند، بعد هم کاروان آمدند آب بکشد.
طناب کردند و عوض آب یوسف آمد بیرون. بشارت دادند که عوض آب یک پسر نوجوان آمد بیرون، به عنوان یک برده دست به دست فروختند به قیمت ارزان چون نمی‌دانستند این کیست و مفت بدست آورده بودند و کسی که مفت چیزی را گیر بیاورد مفت هم می‌فروشد.
گذار این افتاد به خانه شاه و نوکر خانه شاه شد برده خانه عزیز مصر شد.
بعد مدتی گذشت و سال‌ها بود و کم کم یوسف بزرگ شد و همسر عزیز بدلیل زیبایی فوق العاده عاشق یوسف شد، یک روز دور از چشم شوهر درها را بست و خود را آرایش کرد و دنبال یوسف دوید برای این که گناه بکند یوسف پناه به خدا برد.
همین طور که یوسف به سمت در بسته رفت در باز شد و شوهر پیدا شد و تهمت زد و زن به شوهرش گفت که این قصد بد داشت و یوسف هم از خودش دفاع کرد. در این که مقصر کی بوده مرد حکیمی که مشاور عزیز بود و از فامیل خانم گفت ببینید پیراهن از کجا پاره شده اگر از پشت پاره شده پیداست یوسف فرار می‌کرده و زن دنبال او می‌دویده، نگاه کردند دیدیند پیراهن یوسف از پشت پاره شده بعد گفتند معلوم شد که یوسف بی گناه و مقصر زن است.
عزیز مصر به یسوف گفت از این قصه صرفنظر کن به زنش گفت تو مقصری مسئله‌ی عشق خانم به یوسف توی شهر پیچید آبروی دربار و همسر رفت. خانم مهمانی مفصلی راه انداخت و خانم‌هایی که حرف مفت می‌زدند دعوت کرد در جلسه‌ی مهمانی مهم.
متکا پشت کمر خانم‌ها گذاشت چاقو دست‌شان داد و مشغول میوه خوردن و یوسفی که برده بود و باید اطاعت می‌کرد گفت از این در بیا تو و از آن در برو بیرون.
زن‌های مصر تا یوسف را دیدند دست از غذا کشیدند و یا دست‌شان را بریدند و گفتند این یک فرشته است و بعد گفت شما که می‌گفتید چرا عاشق یوسف شدی او این است که شما هم ببینید عاشق می‌شوید.
تا این جا خلاصه و حرف‌های گذشته. . .
یوسف وقتی دید صحنه جوری است که در معرض خطر است گفت خدایا حاضرم که زندان بروم ولی گرفتار گناه نشوم. خیلی از افرادی منشی بد آدمی هستند، شاگرد بد آدمی هستند، شریک بد آدمی هستند، ولی می‌گویند اگر ما خواسته باشیم نهی از منکر کنیم و خودمان را از گناه نجات بدهیم از درآمد ما کم می‌شود به خاطر حفظ نان‌شان از دین‌شان می‌گذرند.
«رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنی‏ إِلَیْهِ» یوسف/۳۳ که همیشه دین مقدم است، زندان بروم.
کاخ دربار مرفه زندگی خوب غذای خوب همه را حاضرم بدهم برم توی زندان انفرادی تنها و در غربت آن جا بمانم و بمیرم ولی یک دانه گناه نکنم. یعنی منطق یوسف است.
قصه‌ی یوسف را می‌شنود آدم به این خاطره هایش وگرنه رمان نیست که قرآن که کتاب قصه نیست که می‌خواهد بگوید که یوسف در کاخ بود و گناه نکرد می‌شود کسی در زندگی‌های مرفه باشد و گناه نکند.
می خواهد بگوید جوان خوشگل و زیبا توی خانه‌ها فساد دارد. یعنی زن‌ها اسباب دردسر می‌شوند مواظب باشید نامحرم را توی خانه نبرید، دانشجویی که چهره‌ی زیبا دارد و توی خانه‌ی خودت به او اتاق نده که تو دو تا و سه تا دختر داری.
الحمدلله مردم ما در جریان هستند. این‌ها هم درس است درس عفت است درس این است که حتی انبیاء را خطر تهدید می‌کند. قصد یوسف به ما می‌گوید مواظب عفت باش. مواظب خلوت با اجنبی باش.
در یک کارگاه و کارخانه و شرکت اگر می‌ دانی که یک کسی در آینده هم به گناه می‌ کشی از حالا جلویش را بگیر.
ما این قصه را تا اینجا گفتیم و حالا جلسه آخر ماه رمضان است من در این جلسه راجب عصمت یوسف می‌ خواهم بگویم، چون آیه‌ای داریم که بالاخره یوسف شرایطش چه جور بود.
هفت تا شاهد داریم که یوسف معصوم بود، همه عوامل گناه بود اما یوسف پاک بود.
یک شاهدان خداوند چون خداوند می‌ فرماید که «لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ» یوسف/۲۴ ما گناه را از یوسف دور کردیم «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ» یوسف/۲۴ چون یوسف مخلص بود ما درصحنه خطر مچش را گرفتیم و حمایت کردیم.
آدم اگر آدم صاف و پاکی باشد دو بار سه بارهم اگردسته گل آب بدهد خداوند می‌گوید «وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ» محمد/۲ یعنی ما رفوع می‌کنیم.
چون «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» هود/۱۱۴ بخاطر کارهای خوب کار بد را
حالا یک شاگرد خوبی داری این آدم خوبی داری این حالا ماشین را برده و تصادف کرده بابا رانندگی‌اش خوب است این امین است همه کمالات را دارد حالا یکبار تصادف کرده بگذار دیگر.
قرآن می‌فرماید: کسی اگر ذاتاً خوب باشد «وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ»، یوسف یک لحظه آلوده نشد. منصرف کردیم از یوسف بدی و فحشا را خوب بود دستش را گرفتیم.
دو خود یوسف، یوسف هم می‌گوید من گناه نکردم چرا برای این که «أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ» یوسف/۵۲.
من خیانت نکردم به عزیز مصر دست درازی فکر بد به همسرش نکردم
یا می‌ گوید حاضرم زندان بروم ولی گناه نکنم. «أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ» یعنی من خیانت نکردم به او
سه زلیخا: خود زلیخا گفت من با او مراوده حرف و سازش را شروع کردم.
«فَاسْتَعْصَمَ» یوسف/۳۲ ولی یوسف عصمت به خرج داد، اواز گناه دوری کرد من مقصرم.
چهار عزیز مصر وقتی در باز شد و دید که یوسف بطرف در می‌دود و همسرش پشت او می‌دود گفت یوسف تو شتر دیدی ندیدی بعد به خانمش گفت تو گناهت استغفار کن، یعنی شوهر هم فهمید گناهکار خانم است.
«وَ اسْتَغْفِری لِذَنْبِکِ» یوسف/۲۹ به خانومش گفت تو استغفار کن.
پنچ اون مشاوری که همراه عزیز مصر بود او هم گفت که نگاه کنید پیراهن از کجا پاره شده
«وَ إِنْ کانَ قَمیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقینَ» یوسف/۲۷ پیراهنت کجا پاره شده.
شش زنان مصر هم وقتی دیدند یوسف را گفتند: «ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِکَ سُوءاً» یوسف/۲۵ یعنی او هیچ گناهی نکرده ِ «ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَکٌ کَریمٌ» یوسف/۳۱ این یک فرشته است فرشته‌ای بزرگوار این دامنش آلوده به گناه نیست.
هفت ابلیس: شیطان گفت به عزت تو همه مردم را گمراه می‌ کنم «إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ» حجر/۴۰ مگر مردم مخلص را قرآن می‌ گوید یوسف مخلص بود یعنی شیطان حریف یوسف نمی‌شد.
در صحنه قصه یوسف توطئهای بود از دربار برای به گناه کشاندن
زلیخا در آن زمان یکی بودالآن در این زمان هر فیلم ویدئو زلیخاست. زلیخا یک یوسف را به تور کشید، الآن یک فیلم ویدئو ممکن است صدها یوسف را به تور بکشد زلیخا به توری می‌خواست بکشد نشد ولی یک فیلم ویدئو می‌تواند هزار یوسف را به تور بکشد و می‌کشد. بنابراین قصه زلیخا مال گذشته نیست.
الآن هم توی خانه‌ها زلیخاها هستند خیلی مروموز باید مواظبت کرد.
چاره‌ای نداریم ما اگر خواسته باشیم حکومت اسلامی را روز به روز بهتر شود که می‌خواهید.
باید دو تا کار انحام دهید:
یک دخترها زود شوهر دهید
دو پسرها را زود داماد کنید.
سه ازدواج را آسان کنید نصف گناهان کم می‌شود.
یکی هم رابطه‌مان با نماز خوب باشد، شما که در ماه رمضان آمدید مسجد چه ضرری دیدید که بعد از ماه رمضان نمی‌خواهید بیایید.
چرا ما باید مثل ظرف‌های بستنی یک بار مصرف باشیم. ماه رمضان مسجد باشیم، همیشه اهل مسجد باشیم، نماز باید سریع بشود و ان شاءالله مسجدها احیاء بشوند و نمازها روز جلوه‌اش بیشتر بشود.
برای امید روزی که دانشگاه‌های ما همین طور که دبستان‌ها و دبیرستان‌های ما دختر و پسر جدا هستند دانشگاه‌های ما دوش به دوش زن و مرد درس بخوانند و گناهی هم واقع نشود.
ما اگر تقوی داشته باشیم قرآن می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ» اعراف/۹۶ اگر مردم مناطق اهل ایمان و تقوی باشند برکات را نازل می‌کنیم.
ما اگر خواسته باشیم برکات الهی را دریافت کنیم باید بیاییم در دامن خدا.
یوسف خودش را به خدا پناه برد و خدا او را از همه‌ی خطرات حفظ کرد. خطر چاه.
ما یوسف باشیم خدا همان خداست، گیر توی ماست. . .
شب عید فطر خیلی شب قشنگی است یک خاطره دارم دوست دارم شب عید فطر بیننده‌ها این خاطره را بشنوند:
امام حسین را که شهید کردند: بعد هم مدینه را تار و مار کردند بعد هم مکه را تار و مار کردند چنان بنی امیه و یزید کشت و جنایت بوجود آورد که دیگر مردم سکوت سکوت.
هیچ کسی حرفی نمی‌زد دیدند وقتی که امام حسین را شهید کردند دیگر چه بگویند سکوت کردند امام زین العابدین چه کند حوزه‌ی علمیه ممنوع سخنرانی ممنوع،
شروع کرد به این که برده می‌خرید برای خانه به اسم این که این‌ها برده‌اند و در خانه با برده‌ها کار می‌کرد.
منتهی شب عید فطر آزادشان می‌کرد برای هر برده یک پرونده داشت.
مثلاً پرونده درست می‌کرد برای ده تا برده می‌گفت مثلاً آقای فلان شما هشت ماه است که در خانه‌ی من هستید در این هشت ماه چهل و هشت تا خلاف کردی درست است می‌گفت درست است.
شما هم یازده ماه خانه‌ی من بودید این دسته گل‌ها را آب دادی درست است بله. . .
یکی یکی لغزش‌های برده‌ها را می‌نوشت به آن‌ها تذکر می‌داد و بعد شب عید فطر می‌گفت همگان را بخشیدم، بعد می‌گفت یک چیزی می‌گویم شما هم بگویید.
ای زین العابدین همه برده‌ها می‌گفتند‌ای زین العابدین همان گونه که تو لغزش‌های ما را ثبت کردی خدا هم لغزش‌های تو را ثبت می‌کند بعد همه را که آزاد کرد می‌گفت خدایا من برده‌ها را بخشیدم تو هم شب عید فطر است و سید سجاد را ببخش.
حدیث داریم آن چه که از اول ماه رمضان تا آخر ماه رمضان خدا می‌بخشد یکی شب عید فطر می‌بخشد عید فطر عید قشنگی است.
عید نوروز هم بعد از عید فطر می‌آید. اما فرق می‌کند، عید نوروز عید طبیعت است.
هوا نسیمش خوب می‌شود علف‌ها سبز می‌شوند درخت‌ها شکوفه می‌شود میش‌ها می‌زایند.
هوا معتدل می‌شود عید نوروز هم عید خوبی است.
ببینید ما چند عید داریم، یک وقت آدم متولد می‌شود و کلنگ یک جایی را می‌زند او یک عید است شروع کاری، اول از ازدواج آدم جشن می‌گیرد گاهی عیدها مال شروع است.
یک عید مال پایان است که ایشان از دانشگاه فارغ التحصیل شد اون عید پایان بهتر است یا عید شروع، عید پایان بهتر است چون شروع معلوم نیست آخرش چه می‌شود.
یعنی خداوند سرگروه خلق کرده از یک گروه مثل حیوان دنبال غریزه یک گروه خلق کرده مثل فرشته دنبال وظیفه یک گروه هم خلق کرده مثل انسان گاهی دنبال غریزه می‌رود و گاهی می‌رود دنبال وظیفه، سی روز جنگ بود بین غریزه و وظیفه یعنی غریزه می‌گفت بخور و وظیقه می‌گفت نخور. من سی روز نخوردم حالا عید بگیر.
عید قربان، خداوند به ابراهیم می‌گوید بچه‌ات را بکش علاقه پدر می‌گوید نکش خدا می‌گوید بکش. ابراهیم چاقو می‌گذارد خدا می‌گوید چاقو را بردار خدا می‌گوید نمی‌خواستم خون اسماعیل ریخته شود، می‌خواستم تو دل از اسماعیل بکنی و بین غریزه و وظیفه وظیفه را انجام دادی حالا عید قربان است.
عید قربان یعنی پیروزی وظیفه بر غریزه.
عیدهای دیگر تخمه کدو می‌شکنیم لباس نو می‌پوشیم ولی در عیدها اسلامی چند چیز دارد.
یک عید چسبیدن به شکم فقرا می‌گوید عید فطر فطریه بده هر مسلمانی باید سه کیلو گندم بدهد.
پنجاه میلیون سی کیلیو یک شکمی از فقرا سیر می‌شود.
دو نسل نظافت رسیدگی به جسمت.
سه نماز عید رسیدگی به خود خالق، نماز عید را می‌برند مصلی زیر آسمان بخوانند حالا اگر برف و باران باشد توی مسجد می‌خوانند در نماز عید پنج تا قنوت می‌خوانند این قنوت را مردم بلدند ولی بعضی از بچه مدرسه ای‌ها بعضی از سربازها کم بلدند من برای آن‌ها می‌گویم که فردا نماز عید می‌روید گیج نشوید.
اقتدا می‌کنیم به آقا الله اکبر بعد در قنوتش یک قنوت مخصوصی است:
«اللَّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْعَظَمَهِ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴): خداوندا بزرگی و عظمت مال توست.
«وَ أَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴): خداوندا به هر کس ندارد می‌بخشی به هر کس کم دارد جبران می‌کنی
«وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَهِ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴): خداوند عفو و رحمت از توست تو اهل عفو و رحمت هستی گناهکار را می‌بخشی و گناهش را می‌بخشی.
«وَ أَهْلَ التَّقْوَى وَ الْمَغْفِرَهِ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴): خدایا اهل تقوی و مغفرت تو هستی از تو باید پروا داشت دیگران اگر گناه ما را ببنند آبروریزی می‌کنند تنها کسی که از همه بیشتر عیب‌مان را می‌داند و از همه بهتر می‌پوشاند تو هستی.
«أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) به روز عزیز عید فطر قسمت می‌دهم وزی برای مسلمان‌ها عید قرار دادی.
«وَ ِمُحَمَّدٍ ص ذُخْراً وَ مَزِیداً»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴): این روز عید فطر برای پیغمبر و رهبران
مسلمین ذخیره است شرف است. وسیله زیادی لطف و رحمت تو بر رهبران امت نازل می‌شود سوال می‌کند که به حق امروز که چرا دعایم این است.
«أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) خدایا درودم را بر محود و اهلش نازل فرما و دومین دعایم این است.
«وَ أَدْخِلْنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) دومین دعایم این است هر خیری را که محمد و آل محمد را توی اون خیر بردی من را هم توی اون خیر بر.
«وَ أَخْرِجْنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) دومین دعایم این است که از هر بدی که محمد و ال محمد را بیون کردی مرا هم از ان بدی بیرون کن.
آن‌ها را از شرک و کفر شک و شبهه و وسوسه و خیال و وهم و سوء ظن یأس، حرص و حسد و تن پروری و کسالت غم و جبن و غفلت و بخل و و شهوت. . .
از هر آلودگی که آن‌ها را بیرون بردی مرا هم بیون کن(این خیلی دعای بزرگی است)
«صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) باز هم صلوات می‌فرستد اول دعا می‌گوید
ان تصلیه و آخر دعا می‌گوید «صَلَوَاتُکَ» گر می‌خواهید دعایت مسجاب شود
قبل از دعا و بعد از دعا صلوات بفرستید.
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیْرَ مَا سَأَلَکَ بِهِ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) خدایا در طول تاریخ بندگان صالح هر چی خواستند امروز در عید فطر به من بده.
«وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُون»(مصباح‏المتهجد، ص‏۶۵۴) خدایا پناه می‌برم به تو از هر خطری که بندگان صالح به تو پناه بردند.
پناه می‌برم به چه خطر چهارشنبه یصد، چهارصد خطر کشف کردیم که خطراتی است که امامان ما گاه و بی گاه می‌گفتند ما پناه می‌بریم از این خطر.
بعضی هایش خیلی شیرین است بعضی موقع‌ها می‌گفتند پناه می‌برم به تو از زنی که در جوانی پیرم کند پیداست که زن بداخلاق آدم را پیر می‌کند و برعکس شوهر بداخلاق هم زن را پیر می‌کند(البته این توی رایات نیست از ترسم گفتم) شاید هم باشد من ندیدم.
پناه می‌برم به تو از این که در پیری خرجی من را بچه‌ام بدهد ما فهمیدیم آدمی که که پیر شد دو پسرش پولش را می‌دهد این هم یک فشاری روی مغز آدم می‌آدی که آدم در پیری پسرش خرجی‌اش را بدهد.
حالا ما چه بدانیم چه خطراتی است حالا ممکن است یک خطراتی نباشد یک خطراتی باشد که در اثر ماهواره باشد بنابراین باید بگویم خدایا پناه می‌برم به تو از همه خطراتی که بندگان صالحت از آن خطرات به تو پناه بردند.
خدایا ماه رمضان سال دیگر یا هستیم یا نیستیم، اگر هستیم عمر ما را در راه رضای خودت قرار بده، اگر مقدر حتی توی این است که امسال آخرین ماه رمضان ما باشد و ارداه قطعی تو این است که ما دیگر نباشیم خدایا حرفی نیست هر چی تو می‌خواهی همان اگر بناست ما نباشیم
خدایا ما را بیامرز بعد ما را بمیران.
خدایا هر غفلتی که از دستمان در ماه رمضان رفت خدایا هر چی که از دست ما رفته به فضل کرمت عید امشب ما را برگردان و اون الطاف را به مرحمت بفرما.
خدایا قلب مطهر حضرت مهدی رااز ما خشنود ظهورش را تعجیل جوری کن که هر وقت حضرت مهدی ما را می‌بنید از ما نرنجد.
خدایا عده‌ای ماه رمضان سال قبل بودند و حالا نیستند و همه‌شان بر گردن ما حق دارند مخصوصاً والدین ما و بخصوص امام و شهدا روح‌شان را از ما راضی و مورد لطف خودت قرار بده.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *