امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۰ ساعت : ۲۳:۰۵

امام علی (ع) ، (نامه به مالک اشتر) – ۲۷

قران

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::   ۱۳۶۹/۳/۳

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ


« إِیَّاکَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَهٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَهٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَهٍ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) مواظب باش خون کسى را به ناحق نریزى البته خون ریزى به حق هم داریم. «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ» بقره/۱۷۹ قاتل را باید کشت. ترحم بر پلنگ تیز دندان. . . . درمورد قتل مى‏فرماید «بِغَیْرِ حِلِّهَا» به ناحق وگرنه به حق هم ما داریم، سلمان رشتى را باید به حق اعدام کرد ما افرادى را در اسلام داریم تحت عنوان مهدور الدم یعنى کشتنش جایز است از افرادى که کشتنش جایز است مرتد است. مگر اسلام نمى‏گوید «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» بقره/۲۵۶ در دین اجبارى نیست من مى‏خواهم مسلمان باشم مى‏خواهم نباشم «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» مال اول کار است کسى خواست مسلمان مى‏شود نخواست هم نمى‏شوند اما کسى که مسلمان شد وسط اسلام خواست خودش را تو بزند این تضعیف است بارها گفته‏ام شما نیاید سخنرانى من این تضعیف نیست اما اگر آمدى و وسط سخنرانى پا شدى و رفتى این تضعیف است. نیایى ارتش طورى نیست اما لباس را پوشیدى و از دیوار پادگان فرار کردى این تضعیف است بنابراین مرتد اسلام را تضعیف مى‏کند به همین خاطر اسلام برخورد مى‏کند. «ساب النبى و الائمه» در فقه شیعه و سنى هست که هر کس ناسزا بگوید به ائمه ما یا فاطمه زهرا(س) یا رسول اکرم(ص) یا هر پیغمبر دیگر توهین و جسارت حسابش جداست. کسى ممکن است بگوید من اسلام را قبول ندارم، خیلى خوب اما اینکه بخواهد جسارت کند و مسخره بگیرد مهم است. در فتح مکه پیغمبر(ص) فرمود همه کفار را بخشیدم اما چهار نفر را اعدام کنید. گفتند فرق این چهار نفر با بقیه چیست؟ فرمود این چهار نفر اسلام را مسخره مى‏کردند. و کسانى که بدعت یعنى دین تراشى و دین سازى کنند سید محمد باب، کسروى یعنى افرادى که دین تازه بودجود مى‏آورند خلاصه دزد افکارند چون اگر مالى را بدزدى ظالم هستى. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً» انعام/۹۳ ظالم‏تر این است که فکر بدزدد. ریختند در خانه فردى از اقلیت‏هاى مذهبى که مسلمان نبود خواستند طلا و انگشتر و در و دیوار او را بدزدند خبر به امیرالمومنین(ع) رسید فرمود انسان از غصه بمیرد اشکال ندارد چرا اقلیت‏هاى مذهبى در حکومت اسلامى نباید در امان باشند. یهودى و مسیحى و مجوسى خونشان محترم است به هر حال عدالت اقتضا مى‏کند آنکه براى خون ارزش قائل نیست خون خودش هم ارزش نخواهد داشت. انگیزه‏هاى قتل مختلف است گاهى انگیزه قتل حرص است یا حسادت یا حب دنیا است و خودکشى از گناهان بزرگ است و انسان حق ندارد در هیچ شرائطى خودش را بکشد. رفتند خدمت امام(ره) و گفتند ما پیرزن و پیرمردهایى داریم در بیمارستان که بایستى یک آمپول‏هاى بسیار، بسیار گرانى باید به اینها بزنیم که اینها را زنده نگه داریم و هیچ خاصیتى براى زنده بودن ین ندارد ۷۰ الى ۸۰ سالش است از کار افتاده و ما باید فقط با پول آنها را زنده نگه داریم و آمپول‏ها هم گران است شما اجازه مى‏دهید ما دو وعده آمپول‏ها را به ایشان نزنیم و خلاصشان کنیم و این پولهایى که براى ایشان خرج مى‏کنیم درمانگه بسازیم براى جاهاى دیگر. امام(ره) فرمود آدم زنده را تا وقتى که نفس مى‏کشد ما حق نداریم جلوى نفس او را بگیریم و او پیر است و هیچ خاصیتى هم ندارد انسان محترم است. فرزند کشى، سقط جنین. اگر کسى با قرص و آمپول نطفه سقط کند بیست مثقال طلا جریمه دارد و اگر خون بسته بود چهل مثقال طلا جریمه دارد و اگر گوشت لختى بود شصت مثقال طلا جریمه‏اش است و اگر استخوان روئیده بود و سقط کرد هشتاد و اگر روى استخوان پوست روئیده بود صد. سقط جنین حرام است. اینکه مى‏گوید خونریزى و آدم کشى شامل این هم مى‏شود. «لَیْسَ شَیْ‏ءٌ» نیست چیزى نزدیکتر به قهر خداوند مهمتر نسبت به پیامدها و سریعتر نعمت را زوال کند و از بین ببرد و حکومت را قیچى کند هیچ چیزى مهمتر از این نیست مگر خونریزى. مملکت اسلامى باید مملکتى باشد که اگر یک دخترى خواست از این طرف ایران خواست برود آنطرف ایران نگران نباشد. به همین خاطر اسلام برخوردهاى شدیدى با فحشا مى‏کند. بعد مى‏فرماید: «إِیَّاکَ وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) بر مردم منت نگذارى. بارها گفته‏ام الان که وقت اسم نویسى نهضت سواد آموزى است گفته‏ام ما بدهکاریم الان یک بیسواد مى‏تواند بیاید اینجا امامه مرا بردارد و فرار کند و برود. بگویم کجا؟ بگوید امامه تو از پنبه است، پنبه مال کشاورز است که سواد ندارد. کفش من را هم بردارد و برود بگوید کفش تو از چرم گاو است گاو هم تولید کشاورزى است که سواد ندارد اصلاً تو حجه السلام از سر تا پا به من روستایى بدهکارى و ما دیپلممان، لیسانسمان، دکترمان همه به این روستایى‏ها بدهکاریم آنها بر ما منت دارند. «إِیَّاکَ وَ الْمَنَّ» مواظب باش هرگز بر مردم به خاطر احسان هایى که کرده‏اى منت نگذار من بودم که به تو وام دادم خودت از کجا آوردى؟ «أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى‏» ضحى/۶ یادت است یتیم بودى و راه به جایى نداشتى «فَآوى‏» ما به تو مأوى دادیم «وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏» ضحى/۷ یادت رفت که خودت هم گیج بودى و ما به تو خط دادیم «وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى‏» ضحى/۸ یادت رفت گرسنه بودى و وضعت را خوب کردیم حالا که سرو سامان پیدا کردى «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ» ضحى/۹. قرآن مى‏فرماید «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏» بقره/۲۶۴ صدقات خودتان را با منت از بین نبرید کسى خدمت مى‏کند بعد مى‏گوید من براى او کادو بردم اما او براى من نیاورد. امام سجاد(ع) در دعا مى‏فرماید: «وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ»(صحیفه سجادیه، دعاى ۲۰) خدایا توفیقم بده «وَ أَجْرِ» جریان بده بر دستم خیر جارى کن اما مواظبم باش که اگر براى مردم خدمتى مى‏کنم خرابش نکنم کارهاى ما یا اولش خراب است با ریا یا وسط کار خراب مى‏شود با غرور و عجب و یا آخرش خراب مى‏شود با منت. کمتر کارى است که کار خوب بشود و تا آخر خوب بماند یا خوب تولید نمى‏شود و یا خوب حفاظت نمى‏شود. انفاق آدم از خودش کم مى‏کند که به دیگران اضافه کند اما منت به خودش اضافه مى‏کند و اگر آدم انفاق کرد و از خودش کم کرد و بعد منت گذاشت همان مقدارى که از خودش کم کرده بر خودش مى‏افزاید درست مثل آدمى که ماست مى‏خورد و بعدش هم مغز گردو مى‏خورد ماست براى سردى و مغز گردو خورد براى. . . شد کالاول. قرآن مى‏فرماید «وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ» مدثر/۶. ائمه ما که صورتشان را مى‏پوشاندن براى اینکه شکم سیر شود کسى هم زیر بار منت کسى نرود فردا هم نگوید سلام علیکم ایشان بود که دیشب در خانه ما. . . و ما معمولاً منت مى‏گذاریم حتى یکى از فضلا که چند کتاب نوشته بود مى‏گفت خجالت مى‏کشم از خودم که چند سال حوزه درس خوانده‏ام ملا شدیم مى‏گفت رفتم عیادت مریضى ضمناً مقدارى میوه و شیرینى هم گرفته بودیم دیدیم دور تختش شلوغ است. این شلوغى آن را هم گذاشتیم وقتى آمدیم بیرون یک مرتبه توى ذهنم آمد که پول ما هدر رفت چون هم پول دادیم و مریض هم نفهمید که این پاکته مال من است. یک وقت مى‏بینى آخر خط آدم همین است یعنى روحش روح منت گذارى است. آدم هایى هستند که اگر یک سطل زباله را به شهردارى بدهند پشتش مى‏نویسند این سطل زباله را وقف کرد مثلاً محسن قرائتى بر پدر و مادر آنکس که ته سیگار در آن بندازد یعنى سعى مى‏کنند که حتى اسمشان را روى سطل زباله بنویسند. علامت جلوه‏هاى منت این است ۱- اظهار مى‏کند انفاقش را. ۲ – توقع جبران دارد. ۳- چیزى که مى‏دهد یک نیشى هم مى‏زند مثلاً مى‏گوید یک دهان یخوان من پولت را مى‏دهم. ما یک جایى رفتیم ماه رمضان قدیم افطارى به ما دادند و بعد هم جزوه به ما دادند که قرآن بخوانیم گفتیم ما آمده بودیم افطارى نیامده بودیم براى مرده‏هاى تو قرآن بخوانیم. گاهى وقتها مى‏خواهند افطارى بدهند مى‏گویند اول نماز بعد افطارى آقا تو مرا افطارى دعوت کردى من نمى‏خواهم نماز بخوانم من مى‏خواهم نمازم را خانه خودم بخوانم چرا شما من را در بن بست قرار مى‏دهید. یک کارى کنید که خیر باشد هسته و پوسته هم نداشته باشد اینها ارزش دارد. اصولاً کارهایى که بخشنامه‏اى و آرم ندارد ارزش دارد آنهایى که آرم دارد که ارزش ندارد اگر یک خانم سالى ۹ ماه برود داخل یک اداره کار بکند خوب مهم نیست بخشنامه دولت است و باید عمل شود. اما در این بسیج نهضت سواد آموزى یک خواهرى مى‏گوید خانم چرا نمى‏روى با سواد بشوى مى‏گوید بچه کوچولو دارم نمى‏توانم مى‏گوید خوب تابستان است و من هم کار ندرم بچه‏ات را من یک ساعت مى‏گیرم برو با سواد بشو این ارزش است که یک نفر به با سوادهاى ایران اضافه مى‏شود جزو بخشنامه و آئین نامه هم نیست. امیرالمومنین(ع) در خطبه ۱۵۴ مى‏فرماید بعضى از مردم به دینشان به خدا منت مى‏گذارند مى‏گویند خدایا قدر ما را داشته باش. یک شخصى مى‏گفت خدایا ما که قدر تو را ندانستیم تو قدر ما را بدان. مى‏آمدند پیش پیغمبر(ص) مى‏گفتند قدر ما را داشته باش ما به تو ایمان آورده‏ایم قرآن مى‏فرماید «یَمُنُّونَ عَلَیْکَ» حجرات/۱۷ منت مى‏گذارند که مسلمانند. تو منت مى‏گذارى خدا بر تو منت گذاشته. بعضى ایرانیها منت مى‏گذاشتند بر اسلام مى‏گفتند ما ایرانیها بودیم که اسلام را. . . مرحوم مطهرى گفت خدمات متقابل اسلام و ایران یعنى اگر ایرانیها به اسلام خدمت کردند اسلام هم به ایرانیها خدمت کرد. پدر حق ندارد به بچه بگوید من به تو نان دادم، اسمت را مدرسه نوشتم، جهاز برایت خریدم، درست است همه کارها را پدر کرده دستت درد نکند به همین خاطر مى‏گویند نگاه تو روى پدر و مادر عبادت است به همین خاطر خداوند در قرآن ۴ بار مى‏فرماید «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» بقره/۸۳ احترام به پدر و مادر خیلى است اما شما به بچه‌ات نگو من اینها را انجام داده‏ام. اگر تو این بچه‏ها را نمى‏داشتى وضعت به این خوبى نبود یادت است آن روزى که مى‏خواستى زن بگیرى گدا بودى بنابراین بچه وضع تو را خوب کرده و تو هم به بچه منت نگذاذ. خود بچه باید در اخلاقى باشد که «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» در خانه‏ها معمولاً متأسفانه منت مى‏گذارند. یک بار پیغمبر(ص) فرمود در هر سبحان الله شما یک درخت د ربهشت است شخصى گفت پس ما خیلى درخت در بهشت داریم چونکه خیلى سبحان الله گفته‏ایم فرمود: بله اما گاهى یک آتش مى‏اندازى و همه را مى‏سوزانى. منت نگذار اما خدماتت را بگو چون اگر نگویى مى‏گویند آقا پولها را برد. بیا بگو ما اینقدر پول گرفته‏ایم و این هم خدمات ما. مى‏گفت رفت حرم امام رضا(ع) و گفت آقا ماسه تا حاجت داریم شما که پیش خدا آبرو دراى این سه حاجت ما را بده ۱- مغازه مى‏خواهم و سرمایه. ۲- خانه مى‏خواهم و زندگى. ۳- زن مى‏خواهم و بچه مى‏گفت ما از این طرف به امام رضا(ع) گفتیم و امام رضا(ع) هم از آن طرف گوش داد زن و بچه به ما داده نه خانه و زندگى داریم و نه مغازه و سرمایه. البته این رمز دارد که خود آدم رزقش محدود است اما زن و بچه که مى‏آیند زندگى آدم را بهتر مى‏کنند که آمار در تمام خانواده‏ها اینطور است تمام اینهایى که روى کره زمین نفس مى‏کشند بعد از ازدواج وضعشان بهتر شده اینطور نیست زن که آدم مى‏گیرد جایش عوض مى‏شود اما روزیش قطع نمى‏شود. حضرت امام(ره) فرمود هر کارى مى‏کنید به مردم بگوئید اما وما هر کارى که مى‏خواهیم بکنیم به مردم مى‏گوئیم و لذا افرادى که مى‏خواهند کارى انجام دهند به مردم مى‏گویند بعد دشمن هم مى‏فهمد و چوب لاى چرخ مى‏گذارد امام(ره) یک چیزى فرموده ما یک چیز دیگر معنا مى‏کنیم. «أَوِ التَّزَیُّدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) کارهایت را بزرگ نشما مردم بدنشان براى حفظ نظام سوراخ، سوراخ شده حالا شما هم دو ساعت کار کرده‏اى، کوتاه بیا. قرآن مى‏فرماید نماز خواندى، کارى نکردى سبحان الله گفتى چیزى نیست «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» جمعه/۱ سجده کردى، کارى مهمى نکردى «وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» نحل/۴۹ آقا ما چهل روز است در دانشگاه مرغ نخوردیم خوب ابوعلى سینا چند تا مرغ خورد، ابوعلى سینا، ابوعلى سینا شد و به اندازه ما هم مرغ نخورد. علماى قدیم صد برابر ما سواد داشتند یک صدم ما خرج نداشتند. «أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) وعده نده به مردم که خلف وعده کنى آقا این خربزه شیرین است خوب یک دقیقه صبر کن الان پار مى‏کنیم ببینیم شیرین است یا نه. امیرالمومنین(ع) مى‏فرماید «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ»(نهج‏البلاغه، حکمت250) خدایا شناختم که هر کارى بکنم نشد پس پیداست که تنها اراده و تصمیم من نیست یک نقش دیگر هم است. «إِیَّاکَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِکَ وَ الثِّقَهَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) مواظب باش اوج تو را نگیرد، حالا که شما فرماندارى، پزشکى، آیت اللهى غرور تو را نگیرد مواظب باش اطمینان به این چیزها نداشته باش من چند سال پیش یک چیز توى تلویزیون گفتم خیلى هم معروف شد گفتم کل پست‏ها(مسئولیت‏ها) دو ریال یا شش ریال ارزش ندارد. بعد خودم را قیمت کردم گفتم من در جمهورى اسلامى ۶ هزار ارزش دارم 3تا تلفن ۲ هزارى(اگر مخابرات گرانش نکند) الو. بله، صدا و سیما از سوم خرداد برنامه‏هاى شما تعطیل. الو، نهضت سواد آموزى منحل شد البته منحل که نشده. جوانى که بى سواد است باید گوشش را مالاند اگر هم داد زد این داد را تحمل کند بعداً هم دعا مى‏کند بعضى‏ها مى‏گویند قرائتى این طرح اجبارى نهضضت سواد آموزى را توى تلویزیون نگو مردم فحش مى‏دهند. چرا فحش مى‏دهند؟ فحش مى‏دهند که نمى‏خواهیم با سواد شویم. نه آقا جوانهاى ما با صدام و خون و تفنگ جنگیدند این آقا با قلم و کاغذ سر کلاس نمى‏رود نمى‏شود توى مملکت دو تا جوان داشته باشیم یک جوان تفنگ دست بگیرد یک جوان قلم هم دست نگیرد. یک جوان تا جبهه برود یک جوان تا سر کلاس نرود. یک جوان خونش را براى اسلام بریزد یک جوان مرکب به کاغذ نریزد. مواظب باشید «وَ حُبَّ الْإِطْرَاءِ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطَانِ فِی نَفْسِهِ لِیَمْحَقَ مَا یَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِینَ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) چهار مرتبه حضرت در عهدنامه مى‏فرماید مواظب باش بادمجان دور قاب چین‏ها بله قربان نگویند(اطراء یعنى بیایند تعریفت بکنند. «حُبَّ الْإِطْرَاءِ» یعنى خوشت نیاید که تو را باد(ستایش) بکنند. «فَإِنَّ ذَلِکَ» اگر خوشت آمد که از تو تعریق کنند «مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطَانِ» بهترین فرصتى است که شیطان بر تو حکومت کند «لِیَمْحَقَ مَا یَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِینَ» براى اینکه احسان محسنین محو بشود یک مشت آدم‏ها با القاب کاذب رو مى‏آیند. لقب کاذب به کسى ندهید. «إِیَّاکَ وَ الْعَجَلَهَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) در کارها عجله نکن. دفتر طلاق وقتى مى‏روى و مى‏پرسى چرا آمار طلاق اینطور شد مى‏گویند دخترها و پسرها با عجله همدیگر را شناختند. با یک برخورد و با یک لبخند و با یک بستنى با دو تا تخمه کدو کنار خیابان همدیگر را پسندیده‏اند این رقم ازدواج که با یک سیر تخمه کدو همدیگر را مى‏پسندند با یک سیر تخمه هندوانه همدیگر را طلاق مى‏دهند. بعضى‏ها مى‏خواهند زود خانه‌شان را بسازند از همه بانک‏ها وام مى‏گیرند البته غیر از بانک خون. به خاطر اینکه زودتر خانه‏اش را بسازد حاضر است زیر بار همه کس و ناکس برود. مى‏دانید درختها کى سرما مى‏خورد، درختهایى که زود گلش مى‏آید بیرون زود سرما مى‏خورد شخصى یک مقاله نوشته خانه‏اش بیرون شهر بود یک سگى داشت، این سگ حفاظت خانه را برعهده داشت این آقا زنبیل دست گرفت رفت خرید کند برگشت سگ با پوزه خونى آمد جلوى در سر و صدا کرد. این آقا دید اِ ه! این سگه پوزه‏اش خونى است لابد بچه قنداقى که توى خانه بوده خورده و پاره کرد فورى کلت را کشید و سگ را کشت. دوید رفت توى اتاق دید عجب گرگى آمده توى خانه مى‏خواسته به بچه حمله کند با سگ در گیر شده این سگ به گرگ حمله کرد و بچه قنداقى را پریده بالاى تاقچه گذاشته. این سگ آمده در خانه که بگوید آقا اگر دو استخوان چرب به من دادى من امروز از بچه‌ات محافظت کرده‏ام. مى‏گفت من نشستم به چشمهاى سگ نگاه کردم و سگ هم مرده بود اما از چشمان سگ فهمیدم که چرا زود عجله کردى؟ ! صد دفعه آدم دعوا مى‏کند نباید اسم طلاق بیاورد حدیث داریم بدترین حلالها طلاق است یک مورد بیاورید که پیغمبر(ص) یا یکى امام‏ها زنش را طلاق داده باشد. مسلمان که زنش را طلاق نمى‏کند. «إِیَّاکَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَهٌ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) مواظب باش انحصار طلب نباشى اگر یک چیزى هست مال همه هست لیلى ندارد که مال تو باشد چیزى که مال همه مردم است مخصوص خودت قرار نده گاهى سه خیابان را مى‏بندند چرا؟ چونکه رئیس کارخانه سکنج مى‏خواهد رد شود. حفاظت یک جاهایى که واقعاً خطر است واجب است اما حفاظت دکورى بازى است.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *