امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۰۴:۲۷

امام علی (ع) ، (نامه به مالک اشتر) – ۲۶

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۶۹/۲/۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم


اى استاندار مواظب باش «إِیَّاکَ وَ الدِّمَاء»(نهج‏البلاغه، نامه‏۵۳) از اینکه خونى رخته بشود، مواظب خون مردم باش تو که حکومت دارى حافظ جان مردمى. مسئله خون مسئله مهمى است که قرآن روى آن خیلى مایه گذاشته مثلاً داریم «وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً» نساء/۹۳ اگر کسى مومنى را عمدى بکشد «فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ» معنایش را فهمیدید «خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ» جزاى او جهنم همیشگى است غضب خدا براو باد. کسى که قاتل است مورد غضب خداست و شما در نماز مى‏گوئید «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» فاتحه/۷ خدایا مرا جزوء مغضوبین و غضب شده‏ها قرار نده غضب شده‏ها چه کسانى هستند، غضب شده‏ها یکى قاتل است در آیه دیگر دارد «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً» مائده/۳۲ اگر کسى یک نفر را بکشد انگار همه مردم را کشته. این یعنى چه؟ این چند بیان دارد ۱ – کسى که یک کارى را کرد کار دومش را هم انجام مى‏دهد. قاضى مى‏گفت یک تروریست را گرفتیم که گفت افراد متعددى را من به نفع منافقین ترور کرده‏ام خود قاضى به من مى‏گفت که از او پرسیدم چه احساسى داشتى؟ گفت اولین نفرى را که من ترور کردم از این حزب الهى‏ها، اولین نفر یک خورده تکان خوردم اما ترورهاى دیگر مثل شکستن تخمه کدو بود برایم. گناه اولى مه است و وقتى پرده پاره شد دیگر مهم نیست و لذا در دعاى کمیل اولین دعا این است «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ»(مصباح‏المتهجد، ص‏۸۴۴) خدایا بیامرز گناهى را که پرده پاره مى‏شود، پرده اگر پاره شود گناهان چهاردهم و پانزدهم آسان است. در استخر همین که وارد شدى بدنت یک خورده مور، مور مى‏شود اما وقتى شیرجه سى‌ام و پنجاهم. . آن قدم اول مهم است. ما طلبه‏ها روز اولى که امامه مى‏گذاریم و از خانه بیرون مى‏آیم همینطور دلمان مى‏لرزد هرکس هم نگاه مى‏کند خیال مى‏کند این یک طورى شده اما بعداً دیگر یادمان مى‏رود که امامه داریم یا نه، گناه اول، شیرینى اول، تلخى اول مهم است همیشه کارها اینطورى است عروس و دامادها باید سعى کنیم رویشان به هم باز نشود اما اگر رویشان به هم باز شد و خداى ناکرده یک کلمه زشتى به هم گ فتند دیگر زشت شانزدهم و دویستم آسان است به همین خاطر قرآن به مردم گفته «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها» نساء/۳۵ یعنى نگذارید که اینها آب که گل شد بروید آشتى دهید(خِفْتُمْ) یعنى خوف دارید) اگر نگرانید همینطور که پیش مى‏رود اینها در آینده رویشان به هم باز خواهد شد و یک حرفهایى ممکن است به هم بزنند. قرآن دربازه گناه مى‏فرماید «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» بقره/۱۶۸ «خطوات جمع خطوه و خطوه یعنى گام» گام شیطان، چون گام اول مهم است. شیطان گام به گام آدم را هل مى‏دهد به همین خاطر گفته‏اند اگر در یک خانه‏اى زن اجنبى هست در آن خانه نایست، چون در آن خانه‏اى که زن اجنبى هست بایستى بعد لبخند هم مى‏شود، تعارف هم مى‏شود، نگاه هم مى‏شود و دنبالش گناه هم پیش مى‏آید. چرا در اسلام گفته‏اند تجسس نکن چونکه تجسس گام اول است. من وقتى تیز شدم که شما کجا رفتى؟ با چه کسى رفتى؟ بعد از تجسس عیب شما را شناسایى مى‏کنم بعد از آنکه عیب شما را پیدا کردم و سوء ظن بردم غیبت مى‏کنم پس سه مرحله است ۱- تجسس. ۲- عیب یابى. ۳- عیب گویى. قتل از گناهان کبیره است و در تفسیر گناه کبیره گفته‏اند گناهى که خداوند وعده عذاب داده باشد «وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً» نساء/۹۳ اگر کسى عمداً انسانى را بکشد خداوند به او لعنت مى‏کند و او را عذاب مى‏کند. چرا قرآن مى‏فرماید هر کس یک نفر را بکشد انگار همه مردم را کشته؟ یا مى‏خواهد بگوید فرد و جامعه به هم ارتباط دارد شاید. یا مى‏خواهد بگوید کسى که آدم اول را کشت جامعه کشتى براى طورى نیست شاید مى‏خواهد یگوید بنى آدم اعضاى یکدیگرند شاید مثل اینکه شخصى بگوید اگر یک کسى میخى داخل سرم بکوبد همه بدنم را درد آورده درست است چه عضوى به درد آورد. . . شاید مى‏خواهد این را بگوید. یا روح انسان بعد از گناه اول باز مى‏شود براى گناه دوم و دهم اینها همه احتمال دارد در بیایند این گفته شود. «إِیَّاکَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَهٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَهٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَهٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّهٍ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ الْعِبَادِ فِیمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَلَا تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّا یُضْعِفُهُ وَ یُوهِنُهُ بَلْ یُزِیلُهُ وَ یَنْقُلُهُ وَ لَا عُذْرَ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَا عِنْدِی فِی قَتْلِ الْعَمْدِ لِأَنَّ فِیهِ قَوَدَ الْبَدَنِ وَ إِنِ ابْتُلِیتَ بِخَطَإٍ وَ أَفْرَطَ عَلَیْکَ سَوْطُکَ أَوْ سَیْفُکَ أَوْ یَدُکَ بِالْعُقُوبَهِ فَإِنَّ فِی الْوَکْزَهِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَهً فَلَا تَطْمَحَنَّ بِکَ نَخْوَهُ سُلْطَانِکَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ»(نهج‏البلاغه، نامه ۵۳) دورى کن از خوریزى نگو ما براى تثبیت حکومتمان باید یک سرى آدم‏ها را بکشیم البته معنایش این نیست که ما در اسلام خونریزى نداریم، جهاد داریم، مفسد فى الارض داریم، مجارب داریم ما باید یک جاهایى بکشیم اما کشتنى که خدا گفته «فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَهٍ» چیزى به قهر خدا نزدیکتر نیست، و جیزى بزرگتر از تبعات و عوارض قتل نیست، و چیزى نعمتها را زودتر از بین نمى‏برد و چیزى بزرگتر از تبعات و عوارض قتل نیست، و چیزى نعمت‏ها را زودتر از بین نمى‏برد و چیزى زودتر حکومت را قیچى نمى‏کند از خونریزى «أَدْعَى لِنِقْمَهٍ» نقمت و قهر خدا در دنیا و آخرت «أَعْظَمَ لِتَبِعَهٍ» پیامدهاى سیاسى و اجتماعى، نعمت زوال مى‏شود این مال اینکه حکومت از دستت مى‏رود «وَ انْقِطَاعِ مُدَّهٍ»رژیم برمى گردد. «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً» مائده/۳۲ بله اگر کسى، کسى را کشت باید کشتش «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» بقره/۱۷۹ یک آدم هایى بودند اول انقلاب در مقابل شهید بهشتى مى‏گفتند قانون قصاص نه انسانى است، نه قابل عمل است خیلى همچین خودشان را در مقابل قوانین شرق و غرب باخته بودند قرآن با تمام قدرت مى‏فرماید «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ» اگر مى‏خواهید زنده باشید باید قاتل را بکشید. در مورد قاتل یک سرى دایه‏هاى دلسسوزتر از مادر روشنفکرانه! ! برخورد مى‏کنند، مى‏گویند وقتى قاتل آدم کشته این یک هیجان روانى است! به او کارى نداشته باشید ین مریض است هیچان روانى باعث شده که او یک نفر را بکشد جوابش این است حالا که برادر مرا کشته هیجان روانى است اما اگر مرغ خانه‌شان را بکشى حاضر نیست بگوید بسیارخوب ایشان هیجان روانى داشته. این آقایى که مى‏گوید قاتل را نکشید چون هیجان روانى است سوال مى‏کنیم واقعاً چون مرا کشت شما مى‏گوئید او را نکشید چون هیجان روانى است. حالا اگر تو را مى‏کشت، اگر دختر و یا پسر تو را مى‏کشت حاضر بودى بگویى آقا هیجان روانى است او را ببخشید. اینها مى‏گویند مرگ خوب است براى همسایه. دوم گاهى تفکرات اقتصادى منشانه مى‏گوید آقا به جاى اینکه قاتل را بکشید او را بفرستید یک کارگاه نجارى، مکانیکى به نفع تولید. اتفاقاً اگر اینطورى باشد خیلى‏ها مى‏خواهند تجارى کنند سود ندارند مى‏خواهند در و پنجره بسازند آهن ندارند. اگر اینطور است بهتر این است که یک کسى آدم بکشد چون هم او را مى‏برند زندان به او کارگاه مى‏دهند هم چوب تعاونى در و پنجره تعاونى دیگر کوپن و حواله هم لازم ندارد تو را حضرت عباس این هم شد حرف. که از قاتل استفاده اقتصادى بکنیم شکمش سیر است جایش هم گرم است و خیلى راحت است زندان هم از خانه خودش بزرگتر است هر چه هم مى‏خواهد تورم برود بالا خانهقیمتش رفت بالا، نخود کیلویى چند شد؟ هر چه هم مى‏خواهد بشود. اگر بنا باشد از قاتل استفاده اقتصادى بکنیم خیلى‏ها آدم مى‏کشند مى‏گویند ما بیرون عوض آنکه دنبال چوب و آهن برویم کسى را مى‏کشیم آنجا چوب و آهن هست مى‏رویم نجارى بعضى‏ها که خیلى ادعاى باسوادى مى‏کنند خیلى بیسوادند قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ قَالَ أَنَا عَالِمٌ فَهُوَ جَاهِلٌ»(منیهالمرید، ص‏۱۳۷)
ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کارى بود بر گوسفندان. قاتل را باید کشت اما «بِغَیْرِ حَقِّهَا». «وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ الْعِبَادِ فِیمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ» خداوند در قیامت شروع کار یعنى وقتى مى‏خواهد حکم کند بین بندگان حکم مى‏کند در آن خونریزى‏ها یعنى اولین برخورد خداوند در قیامت راجع به قاتل است. «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» تکویر/۱ وقتى نور خورشید در هم پیچیده شود. «وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ» تکویر/۲ وقتى ستاره‏ها کدر شوند «وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ» تکویر/۴ وقتى سرمایه‏هاى گران قیمت که آن موقع شترهاى زرد پوست بوده وقتى سرمایه‏ها رها بشود «وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَت» تکویر/۶ زمین لرزه مى‏شود و به محکمى تکان مى‏خورد گداختگى و مغز زمین بخورد به شکم اقیانوسها، اقیانوسها به جوش بیاید در آن زمان «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ» تکویر/۸ از زنده به گورها سوال مى‏شود «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» تکویر/۹ به چه گناهى کشته شدید « فَلَا تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَمٍ حَرَامٍ» قوى نکن سلطنت خودت را با ریختن خون حرم این سیستم حکومت منافقین است براى اینکه حکومت را در دست بگیرند گفتند هر چه امت حزب الله را مى‏بینید بکشید. زنده باد جمهورى اسلامى که ده‏ها هزار ساواکى را یکجا بخشید چون دستشان به خون آلوده نبود زنده باد جمهورى اسلامى که تا منافقینى که نه امام و امت و اسلام را قبول داشتند ولى تا خونى نریخته‏اند اسلام با اینها کارى ندارد و هیچ کشور و نظامى اینچنین مخالفینش را تحمل نمى‏کند. وقتى حضرت امام(ره) از دنیا رفت هر کشورى که همچین امامى داشت که از دنیا مى‏رفت فورى دروازه‏ها و فرودگاهایش را مى‏بست و تنها کشورى که هنوز بدن امام دفن نشده بود اعلام شد به همه دنیا که از همه دنیا بیاید ایران بود با آنک آن روز، روز حساسى بود و معلوم نبود بعد از فوت امام(ره) سرنوشت چه مى‏شود. گاهى در اداره‏ها هم همین طور است آقاى مدیر کل نیروهاى قبلى را جارو نکن مثل اینکه همه خلافکار بوده‏اند و تو این وسط آدم سالمى هستى. به امیرالمومنین(ع) گفتند یک دروغ بگو ۲۵ سال توى خانه مى‏نشینم یک کلمه دروغ هم نمى‏گویم. حدیث داریم به هر مقدار دروغ گفتى قیمتت آن است. اگر با یک سکه دروغ گفتى ارزش تو یک سکه است. به هرجا سقوط کردیم قیمتمان همان است. امیرالمومنین(ع) فرمود ولله قسم هستى را به على بدهند که پوست جوى را از دهان مورچه‏اى بگیرد و به این مقدار گناه کند على کل حکومت را با یک همچین گناهى عوض نمى‏کند. یک شخصى در یکى از جلسات نامه‏اى به من نوشت که قرار بود در فلان جا هر کس سوال را جواب داد برنده شود من سوال را جواب دادم و جایزه هم گرفتم اما حالا که سوال را جواب دادم شک کردم من جواب سوال را خودم بلد نبودم از بغل دستیم پرسیدم خلاصه کلک زدم حالا این جایزه مال من هست یا نه مسئولش حرف قشنگى زد گفت چون کلک زدى جایزه را باید پس بدهى اما چون راست گفتى و صداقت داشته‏اى دوباره جایزه را به تو مى‏دهیم. مانعى ندارد به خاطر سوال جایزه را پس بدهى اما به خاطر صداقت آنرا بگیرى تو مردى. شخصى آمد منزل ما به او گفتند شام خوردى گفت بله یک کسى به او گفت راست مى‏گویى یا دروغ گفت خیلى خوب پس بیا بخور. همین که آدم راستش را بگوید یک قدم رشد است. «فَإِنَّ ذَلِکَ» خیال نکن دشمن را از میدان بیرون کرده‏اى. حدیث داریم آجر حرام در خانه ضامن خرابى خانه است. «فَإِنَّ ذَلِکَ» این خونریزى حرام که تو فکر کردى حکومتت سفت مى‏شود «مِمَّا یُضْعِفُهُ وَ یُوهِنُهُ» این حکومت تو را تضعیف مى‏کند و سست مى‏کند. اى کاش ضعیف و سست مى‏کرد «بَلْ یُزِیلُهُ وَ یَنْقُلُهُ» زایل مى‏کند حکومت تو را و مردم «یَنْقُلُهُ» نقل مى‏کنند حکومت تو را رژیم تو را برمى گردانند. «وَ لَا عُذْرَ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ» روز قیامت هم عذرى ندارى. در مورد حرب خدا قصه‏اى بگویم: شخصى بعد از انقلاب رفته بود خارج این آیه «الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ» مائده/۳۳ کسانى که محارب با خدا هستند مى‏گفت جنگ با خدا یعنى تیر هوایى در مى‏کنند. این جنگ با خدا را بنده خدا نمى‏دانست یعنى چه. حضرت امام(ره) در یکى از پیامهایشان فرمودند به مساجد هجوم ببرید این را ترجمه کرده بودند آن بنده خدا فکر کرده بود یعنى بریزید و مسجدها را خراب بکنید. هجوم ببرید یعنى هجوم ببرید نماز جماعت بخوانید گاهى وقتى کلمات ترجمه مى‏شود آن معناى اصلیش را از دست مى‏دهد. مثل آن بنده خدایى که آمده بود ایران برگشته بود و گفته بود در ایرانیها یک فرهنگ و تفکر خاصى است ایرانیها وقتى به هم مى‏رسند مى‏خواهند بپرسند حال شما چطور است مى‏گویند آیا بینى جنابعالى کلفت است ما کى مى‏گوئیم بینى شما کلفت است. بله بعضى‏ها به همدیگر مى‏گویند دماغت چاق است اما دماغ یعنى مغز و چاق یعنى آمادگى یعنى آیا روحت آمادگى دارد. قلیان را چاق کن نه اینکه یعنى قلیان را کلفت کن یعنى قلیان را آماده کن. مى‏گویند فلانى کار چاق کن است نه یعنى اینکه کار کلفت کن است یعنى کارها را آماده مى‏کند. و انسان اگر مى‏خواهد از معناى قرآن لذت ببرد باید خودش عربى بخواند. «وَ لَا عِنْدِی فِی قَتْلِ الْعَمْدِ» من که امیرالمومنین هستم و رئیس حکومت اسلامى پیش من هم عذرى در قتل عمد ندارى «أَنَّ فِیهِ قَوَدَ الْبَدَنِ» در قتل عمد قصاص بدن است «وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ    » مائده/۴۵ دندان شکست، دندان را بشکن «وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ» مائده/۴۵ گوش برید گوشش را ببر «وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ» مائده/۴۵ دماغ برید دماغش را ببر اسلام براى امنیت خیلى اهمیت قائل است اگر امنیت نباشد عبادتى نیست «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏» نور/۵۵ بعد مى‏فرماید «یَعْبُدُونَنی‏» تا امنیت نباشد عبادتى نیست. در فقه داریم اگر کسى چاقو در آورد و او نزد مفسد فى الارض است و گناهش بیشتر از آن است که بزند چون اگر بزند مى‏فهمد چقدر زده و پاره کرده اما وقتى چاقویش را در آورد آدم نمى‏فهمد که مى‏خواهد خراشى بدهد یا مى‏خواسته گردن بزند و جزاى مفسد فى الارض ۴ چیز است «أَنْ یُقَتَّلُوا» مائده/۳۳ اعدام. خیلى راحت بعضى شوهرها به خانمشان مى‏گویند مى‏کشمت مگر پشه است تهدید به قتل مفسد فى الارض است. یا باید دست و پایشان قطع شود و یا تبعید «وَ إِنِ ابْتُلِیتَ بِخَطَإٍ» اگر مرتکب خطایى شدى ممکن است کسى را بزند بعد معلوم شود بیخود بوده «وَ أَفْرَطَ عَلَیْکَ سَوْطُکَ» اگر یک بار شلاقت تجاوز کرد اگر شمشیرت، دستت بیش از اندازه حرکت کرد «فَإِنَّ فِی الْوَکْزَهِ» گاهى مشت یک کسى را مى‏گشد «فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَهً» گاهى یک مشت یا بالاتر از یک مشت ممکن کسى را بکشد «فَلَا تَطْمَحَنَّ بِکَ نَخْوَهُ سُلْطَانِکَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ» نگو چون من حاکم هستم و مسئول مملکتى هستم نه مسئول مملکت هم هستى باید «نَخْوَهُ سُلْطَانِکَ» باد دماغ قدرت باعث نشود که حق اولیاء مقتول را ندهى. یادت نرود وزیر على ابن یقطى به چوپان بى اعتنایى کرد امام کاظم(ع) به او راه نداد و فرمود نمى‏خواهد مکه بروى خدا هم تو را راه نمى‏دهد گفت آقا من وزیرم گفت: باش مگر وزیر مى‏تواند چوپان را تحقیر کند گفت آقا چه خاکى به سرم کنم مى‏خواهم بروم مکه. فرمود: نرو مکه حج تو قبول نیست مگر اینکه برگردى کوفه و چوپان را راضى کنى. این وزیر برگشت کوفه رفت در خانه چوپان را زد صورتش را گذاشت روى خاک به چوپان گفت پایت را بگذار روى صورت من تا این غرورم بشکند عذر واهى کنم تا بلکه امام کاظم(ع) مرا ببخشد راه بدهد و خدا هم لبیک و حج مرا بپذیرد اگر وزیر هم هستى حق ندارى چوپان را تحقیر کنى آن وقت ما مى‏توانیم یک کسى را زود از سرجایش بلند کنیم زود ره یک کسى سیلى بزنیم زود به یک کسى تشر بزنیم مگر مى‏شود کتک زد، مگر مى‏شود آبروى کسى را ریخت حتى پدر و مادر حق دارند بچه را تربیت کنند حق ندارند آبروى کسى را بریزند بعضى از پدر و مادرها فرصت طلبند همینکه میهمان مى‏آید روبروى میهمان مى‏گوید این بچه صبح تا شب شیطانى مى‏کند این بچه جان مرا در آورد. بچه هم رویش نمى‏شود جلوى میهمانها چیزى بگوید بچه هى ساکت است پدر و مادر هم او را به رگبار مى‏بندند و آبروى او را جلوى میهمان و همسایه‏ها و بچه‏هاى همسایه مى‏برند حتى اگر گاهى هم لازم شد بچه‌ات را تنبیه بدنى بکنى باید توى اتاق خلوت تنبیه کنى، بچه را نباید روبروى بچه‏هاى همسایه زد چون بچه یک آبرو دارد و یک ضعف به خاطر ضعف نصیحت اگر گوش نمى‏دهد گوشمالى اما معناى گوشمالى این نیست که آبرویش را بریزى بچه خودتان ار روبروى بچه همسایه نزنید چونکه روبروى بچه همسایه مرا زدى. من یک جایى بودم رئیس هیئت داشت نگاه مى‏کرد چاى ریز یادش رفته بود به یک کسى چاى بدهد یک دفعه گفت: اُه! گفت: چیه، گفت: آنجا چاى یادت رفت. گفت: خوب یادم رفت که یادم رفت تو چه حقى دارى وسط جمعیت بگویى: اُه! خوب فراموش کردم چاى نخورد که نخورد بخاطر اینکه یک چاى یادم برود شما مى‏توانید بعنوان رئیس هیئت مرا جلوى جمعیت خراب کنى. ما حق نداریم نسبت به آبرو و مال مردم کوچکترین جسارتى بکنیم.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *