امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ ساعت : ۱۸:۵۱

امام علی (ع) ، (نامه به مالک اشتر) – ۲۳

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۶۹/۲/۶

بسم الله الرحمن الرحیم


اگر مى‏خواهید بدانید ماه رمضان چه ماهى است, امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه یک دعا دارد که با ماه رمضان خداحافظى مى‏کند و خیلى خداحافظى عجیبى است سه مسأله ده دقیقه آخر بحث صحبت مى‏کنم یکى خداحافظى، یکى آزاد کردن برده‏ها در شب عید فطر, یکى زکات فطریه و نماز عید و جمع بندى خطبه.
(وَاجْعَلْ) مستدرک‏الوسائل ج13 ص167در این نامه مى‏خواهد بفرماید آى استاندار، وزیر، وکیل، رئیس آموزش و پرورش شهردار، فرماندار، مسئولین مملکتى، نماینده امام هى نگوید آقا توى جلسه است هفته‏اى یک روز بیاید با مردم حرف بزنید همانطورى که خیلى از مسئولین همین کار را مى‏کنند.
(وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَک) مستدرک‏الوسائل ج13 ص167 قرار بده براى مردم گرفتار از خوردن زمانى را و فارغ کنى خودت را از کارهاى حکومتى و مملکتى و آزاد کنى خودت را و ببین مردم درد و دلشان چه هست. خودت را فارغ کن و یک زمانى را سهم بده به مردم که مردم مستقیم با خودت تماس بگیرند.
(وتَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّا) پهلوى مردم بصورت عام بنشین و بگو هر چه مى‏خواهید بگوئید. (فَتَوَاضَعْ فِیهِ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَک)تواضع کن در آن روز در آن مجلس براى خدایى که تو را آفرید. (وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَک) لشکرت را بنشان یعنى به لشکرت بگو بروید کنار مى‏خواهم خودش با خودم حرف بزند. (وَأَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَ شُرَطِک)بنشان از مردم لشکرت را و یارانت و پاسدارها و شرطه‏ها را(پلیس) همه را کنار بگذار و بگو مردم هر کس مى‏خواهد خودش با خودم حرف بزند. (حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُکَلِّمُهُم)تا متکلم و سخنگوى آنها حرفش را بزندْ(غَیْرَ مُتَعْتِع)بدون اینکه دلواپس از جایى باشد و بدون دلهره حرفش را بزند البته اینکه مى‏فرماید(مُکَلِّمُهُمْ)یعنى مردم بایستى متکلم و سخنگو داشته باشند. وقتى نماینده مردم با تو حرف مى‏زند باید همه جند، احراس، اعوان، لشکریان و علاقمندان، پاسدارها، پلیس همه را بگو بروید کنار و یک نفر بلند شود و بگوید ما مردم منطقه فلان مشکلمان این است قول داد عمل نکرد چنین و چنان.
(فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِن)شنیدم از پیامبر(ص)(غَیْرِ مَوْطِن)در یعنى غیر یک جا(بارها) فرمود که(لَنْ تَقَدَّسَ أُمَّهٌ) مقدس نیست امتى، ارزش ندارد جامعه‏اى که(لَا یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ)جامعه‏اى که حق ضعیف را نشود گرفت مقدس نیست جامعه‏اى ارزش دارد که آدم بتواند حق ضعیف را از گردن کلفت بگیرد. دوره خان و قلدرى و گردن کلفتى تمام شد دیگر گذشت آن روزى که کسى بتواند با اسلحه و امضا و به پسر عمویم مى‏گویم و هیچ کس هیچ کارى نمى‏تواند بکند خلاف قانون، اگر برسیم به حکومت حضرت على(ع). الان اگر زور و پارتى هست هنوز به حکومت حضرت على(ع) نرسیده‏ایم الان اگر دستت به مسئولین نمى‏رسد, مى‏روى دم در هُلت مى‏دهند و مى‏گویند آقا توى جلسه است پیداست که به حکومت حضرت على(ع) نرسیدیم. ما از حکومت شاهنشاهى در آمدیم ولى به حکومت حضرت على(ع) هم نرسیده‏ایم ما هنوز توى راه هستیم. یک آقایى در تهران هست قسمت‏هاى جنوب شهر، نماز که مى‏خواند مى‏نشیند و مردم دو ساعت هر چه مى‏خواهند به این آقا مى‏گویند آقا خواب دیدم. آقا استخاره، آقا این عروس با مادر شوهرش دعوایش شده، آقا این پدرم همچین گفته من هم همچین حق با پدرم است یا با من. من یک بار به او گفتم آقا الله اکبر از حوصله تو اینقدر مردم دوستش دارند و اینقدر مردم به او پول مى‏دهند البته خوشبختانه مى‏گفت من نه خمس مصرف مى‏کنم و نه سهم امام من یک ریال از این پولها استفاده نمى‏کنم اما مردم قربانش مى‏رفتند مسجدش هم پر مى‏شود این غیر از آن آقایى است که بعد از سلام نماز با ماشین در مى‏رود بنشین ببین مردم چه مى‏گویند البته گاهى هم چرت و پرت مى‏گویند، مثلاً مى‏گویند آقا یک دعا بنویس شیرگاو من زیاد شود! به من چه آخر که شیر گاو تو زیاد شود، برو به آن علف بده گاهى تقاضاهاى بى ربطى مى‏شود. (ثُمَّ احْتَمِل)بحارالأنوارج74ص259 تحمل کن دَرى وَرى(چرت و پرت)ها را از مردم. مى‏آید مى‏گوید تو چه آقایى هستى که پیاز گران است! خوب به من چه!
(ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْق) تحمل کن خشونت را گاهى مى‏آید داد و بیداد(وَالْعِی)یعنى گاهى مى‏آید حرف بزند بلد نیست حرف بزند نگو برو اول حرف زدن یاد بگیر بعد بیا اینجا گاهى جابجا مى‏گوید من فرمودم شما عغرض کردى. تو هم نگو اقا مواظب کلماتتان باشید. اگر باز شدى بر مردم خداوند به تو ثواب طاعت مى‏دهد و بر تو باز مى‏شود انواع رحمت خدا اگر مى‏خواهى چیزى بدهى(فَأَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئا) گورا بده گوارا چطورى است؟ مثلاً پولى است بگذار توى پاکت به او بده همینطور ذره، ذره زجر کشش نکن. اگر مى‏خواهى چیزى بدهى کارى کن مردم راحت گیرشان بیاید اگر مى‏خواهى یک بن بدهى روغنش را ُ شهر و برنج را آنطرف شهر، قیچى جهیزیه را فلان جا، ساعت را آنطرف شهر، اینطورى نباشد مردم را زجر کش نکن. (وَ امْنَعْ فِی إِجْمَالٍ وَ إِعْذَار)اگر هم نمى‏دهى مسئول ستاد جهاز بیاید و بگوید به این دلائل تا هشت ما به عروس خانمها جهیزیه نمى‏دهیم(تَوَاضَعْ) اگر نمى‏خواهى چیزى را بدهى با عذر خواهى و زیبا بگو(ثُمَّ إِنَّ أُمُوراً مِنْ أُمُورِکَ)یک سرى کارها در مملکت هست که بایستى خودت جلو بیاى دستور فایده ندارد(لَا بُدَّ لَکَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا) خودت باید مباشرت کنى(مِنْهَا) از جمله آن امورى که خودت باید تصمیم بگیرى(إِجَابَهُ عُمَّالِکَ) کارهاى کارمندان را باید رئیس تصمیم بگیرد نگوید آقا برو پیش کارمند دیگر مثل شلاق، شلاق که معلم مى‏خواهد به شاگرد بزند اگر لازم شد که شلاق بخورد خود معلم باید بزند نه اینکه به شاگرد دیگر بگوید که او بزند تنبیه معلم قابل قبول است اما تنبیه معلم از طریق شاگرد قابل قبول نیست.
(مَا یَعْیَا عَنْهُ کُتَّابُکَ) گاهى رئیس دفتر و منشى عاجزند خودت باید اقدام کنى و از آن کارها(وَ مِنْهَا إِصْدَارُ حَاجَاتِ النَّاسِ یوم ورودها) یوم ورودها خیلى خیلى مهم است من که داشتم مطالعه مى‏کردم تکان خوردم از این جمله یعنى همان روزى که ناله زد همان روز به کارهایش برس یک طورى باشد که سریع جواب بدهید. اگر نیرو کم است، نیرو بگیرید از جمله کارهایى که باید انجام دهى صادر کنى جواب مشکلات و گرفتارى‏هاى مردم را همان روزى که مى‏گویند.
(بِمَا تَحْرَجُ بِهِ صُدُورُ أَعْوَانِکَ)یعنى آن کارهایى که یارانت نمى‏توانند خودت انجام بده. (وَ أَمْضِ لِکُلِّ یَوْمٍ عَمَلَه)عمل امروز را به فردا واگذار نکن کارهایت باید به روز باشد همیشه از تاریخ عقب نیفتى. (فَإِنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ مَا فِیهِ)نگو آقا باشد براى فردا چونکه کار فردا هست شب تمام کارهایت را تمام کن برو بخواب. وقتى براى امیرالمومنین(ع) زکات مى‏آوردند مى‏فرمود من ناراحتم فورى آنرا جمع مى‏کرد و آنرا تقسیم مى‏نمود جایش را جارو مى‏کرد و دو رکعت نماز مى‏خواند و بعد مى‏فرمود الحمدلله راحت شدم. حالا که این همه وقت براى مردم و مسئولین گذاشتى دعایى نماز شبى، مى‏فرماید(وَ اجْعَلْ لِنَفْسِکَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ)بین خودت و خدا باید یک ساعت مناجاتى هم داشته باشى این هم(أَفْضَلَ تِلْکَ الْمَوَاقِیتِ) نگذار آخر کار و دم غروب بخوانى مسئولین باید اول وقت نماز بخوانند نگو حالا کار مردم را راه بیاندازیم ثوابش بیشتر است. امام على(ع) در جبهه شمشیر مى‏زد گاهى هم سرش را هوا مى‏کرد باز شمشیر مى‏زد و سرش را هوا مى‏کرد ابن عباس گفت آقا چرا سرت را هوا مى‏کنى؟ فرمود مى‏ترسم نماز اول وقت از دستم برود. گفت آقا میدان جنگ است. فرمود على در جبهه جنگ هم نماز اول وقتش را مى‏خواند. اما طولش نده(أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَه)الکافی ج4ص431 مستحباتش را حذف کن اما نماز را اول وقت سریع بخوان.
خدا رحمت کند مرحوم شهید بهشتى را خدمتش بودیم یک عده ازچند کشور آمده بودند با او صحبت مى‏کردند یک دفعه تا صداى اذان بلند شد گفت معذرت مى‏خواهم یک حصیر انداخت نماز خواند. بعد گفت بفرمایید این ارزش است. قرار بده بین خود و خدا بهترین وقتها را(وأَجْزَلَ تِلْکَ الْأَقْسَامِ وَ إِنْ کَانَتْ کُلُّهَا لِلَّهِ إِذَا صَلَحَتْ فِیهَا النِّیَّهُ وَ سَلِمَتْ مِنْهَا الرَّعِیَّه) گرچه همه کارها براى خداست خدمت به مردم هم ثواب دارد اگر حسن نیت داشته باشى، رسید به مصالح مملکتى ارزش دارد کارهاى شما همه خوب اما این باعث نشود که از نماز غافل شوید، هیچ چیز کار نماز را نمى‏کند. کسى تمام کارهاى خوب را انجام دهد اما نماز نخواند مثل اینست که کسى مدرک دیپلم ندارد اما مى‏گوید آقا من همه کارهاى ادارى را انجام مى‏دهم مى‏گویند آقا مدرک اصلاً اگر دیپلم نداشته باشى استخدامت نمیکنند. (فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا)الکافی ج3ص268هر انسانى سه کیلو غذاى عمومى که مى‏خورد، گندم، خرما، جو، برنج پول سه کیلو را باید بعنوان زکات فطریه بدهد و این واجب است. در نماز عید شرکت کنید و اگر امر دایر شد بین نماز عید و نماز جمعه.
حدیث داریم نماز عید مقدم است در زمان حکومت امام على(ع) که عید روز جمعه بود مردم گفتند نماز عى بخوانیم یا نماز جمعه که امام فرمود نماز جمعه را تعطیل مى‏کنیم.
یک خاطره از شب عید فطر دارم(در یکى از مناجات‏هاى خمسه عشر مى‏گوید الهى فتحت باباً یک بابى را گشودى یک ماه هم این در باز بود(فَتَحْتَ لِعِبَادِکَ بَاباً إِلَى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَه) بحارالأنوارج91ص142 بابى را به نام باب توبه گشودى(فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبَابِ بَعْدَ فَتْحِه)اگر کسى یک ماه در باز بود و نیامد خودش شرمنده.
زمان امام سجاد(ع) خفقان عجیبى بود بخاطر اینکیه امام حسین(ع) را کشتند، مردم مدینه را کشتند، مکه را خراب کردند. امام سجاد(ع) هیچ کارى نمى‏توانست بکند یک راه برایش مانه بود و آن این بود که برده مى‏خرید و با آنها در خانه کار مى‏کرد شب عید فطر همه را آزاد مى‏کرده. شب عید فطر همه برده هایى را که خریده بود ۹۰ یا ۲۰۰ تا همه را جمع مى‏کرد مى‏فرمود: شما در این هفت ماهى که در خانه ما بوده‏اید این اشتباهات را داشته‏اید شما ۲۲ اشتباه، شما ۷۲ اشتباه، براى هر کدام پرونده‏اى داشت هر چه نقطه ضعف بود امام مى‏نوشت همه مى‏گفتند قبول است بعد مى‏فرمود امشب چه شبى است؟ مى‏گفتند شب عید فطر مى‏فرمود: من یک جمله مى‏گویم همه با هم بگوئید اى زین العابدین همانگونه که تو عیبهاى ما را نوشتى خدا هم نقاط ضعف تو را نوشته(وَ رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ)زخرف(۸۰)(وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا)یس(۱۲)آیات زیادى داریم(ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ)ق(۲۹)تمام کارهایتان ثبت مى‏شود. بعد مى‏فرمود شب عید فطر همه برده‏ها آزاد مى‏کردیم یعنى فارغ التحصیل مى‏شدند. اما اگر حوزه بود آن زمان نمى‏گذاشتند و امام در خانه با آنها کار مى‏کرد. بعد که همه را آزاد مى‏کرد مى‏فرمود خدایا شب عید فطر است من برده‏هاى خودم را آزاد کردم, تو هم امام زین العابدین را از آتش جهنم آزاد کن. این شیوه دانشکده سرى و مخفیانه امام زین العابدین(ع) بود. شب عید به اینها لباس و خوراک مى‏داد.
آنوقت مى‏گویند نماز عید فطر را در صحرا بخوانید. این راهپیمایى که اخیراً باب شده در قرآن و حدیث است آن نمازى که در حدیث است این است که امام لباس سفید بپوشد بیاید بیرون همه مردم بیرون بیایند بعد چند متر راه برود و بگوید:
(اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ) من‏لایحضره‏الفقیه ج2ص554
ده متر، ده متر برود و مردم با هم شعار بدهند آنهم در صحرا. آنوقت در حدیث داریم مردم که براى نماز به صحرا مى‏روند بیاد قیامت بیافتند، کسانى که روزه خوردند با چه رویى مى‏آیند یک عده که روزه گرفته‏اند شاد، قرآنم راخواندم، روزه‏ام را گرفتم. مواظب زبانم بودم وقتى مى‏آید نماز عید در نماز عید کیف مى‏کند.
حضرت دید روز عید دارند عده‏اى بازى مى‏کنند فرمود مى‏دانید چه روزى است که دارید بازى مى‏کنید شباهت به روز قیامت دارد و اینکه مى‏گویند عید واقعاً عید است. عید واقعى عیدى است که آدم خسته کن باشد.
ببینید ما دو گروه داریم یک حیوان که طبق غریزه عمل مى‏کند فرشته طبق وظیفه عمل مى‏کند ,اما انسان هم وظیفه دارد و هم غریزه اگر تابع غریزه بود ملحق به حزب حیوانهامى شود و اگر تابع وظیفه بود ملحق به فرشته مى‏شود. فرشته‏ها غریزه ندارند یعنى شهوت و غضب ندارد حیوانها هم عقل و شعور ندارند.
سى روز غریزه گفت بخور وظیفه گفت نخور این سى روز وظیفه بر غریزه پیروز شد باید عید گرفت. عید قربان هم همینطور است حضرت ابراهیم(ع) مأمور مى‏شود بچه‏اش را ذبح کند غریزه مى‏گوید نکش فرزند تو است فرمان خداوند مى‏گوید بکش، ابراهیم(ع) دست به چاقو برد که بکشد مى‏گوید امروز روز عید قربان است, چونکه وظیفه بر غریزه پیروز شده. هر وقت میل به گناه دارى اما انجام ندادى آن روز عید است. آن روز عید است که انسان وظیفه‏اش بر غریزه‏اش پیروز شود.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *