امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۰۰:۰۹

امام علی (ع) ، (نامه به مالک اشتر) -۱۱

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::    ۱۳۶۹/۱/۲۲

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در تمام سازمان‌هاى دولتى و مسئولین باید یک دایره و گروه ارزیابى و سنجش داشته باشیم براى تشویق چه کسى خوب کار مى‏کند و چه کسى بد کار مى‏کند از زحمتکشان جامعه قدردانى شود در یک اداره واقعاً یک کسى خوب کار مى‏کند و واقعاً یک کسى بد کار مى‏کند. (وَ لَا یَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِی‏ءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَهٍ سَوَاءٍ) منزلت خوب و بد، نیکوکار و بدکار نزد تو یک جور نباشد باید خوبها را تشویق کنیم و بدها را گوشمالى بدهیم. (فَإِنَّ فِی ذَلِکَ) اگر تو همه را یک جور حقوق دادى و فرق نگذاشتى(تَزْهِیداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِی الْإِحْسَانِ) این کار تو و این بى تفاوتى تو باعث مى‏شود که اهل خیر در خیرش زهد نشان بدهد. «زهد» یعنى بى رغبت یعنى باعث مى‏شود که دیگر کار خیر انجام ندهد. اهل خیر در خیر بى‏رغبت شود. بگوید چه فایده دارد ما که جان کندیم با آن کسى که جان نکند یک جور شد.
(وَ تَدْرِیباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَهِ عَلَى الْإِسَاءَهِ) تدریب یعنى عادت، عادت مى‏کنند بدها در بدى بدکار اگر گوشمالى داده نشود بدکارى روى بدکارى عادت مى‏کند و خوب کار نسبت به خوب کارى بى رغبت مى‏شود پس تو باید برخوردهایت مختلف باشد. (وَ أَلْزِمْ کُلًا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ) با هر کس نسبت به لیاقتش برخورد کن. گرچه بحث مربوط به حکومت است اما پدر و مادر کجا بچه را تشویق کنند و هر کس در زندگى‌اش از کى تشکر و نسبت به چه کسى بى اعتنایى کند ما نباید انتظار تشکر داشته باشیم، آنها باید تشکر کنند شاگرد باید به استاد سلام کند اما استاد نباید انتظار سلام را از شاگرد داشته باشد «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً« الانسان(۹) امیرالمومنین(علیه السلام) وقتى دم افطار غذایش را داد به یتیم و مسکین و فقیر فرمود ما این غذاى افطارى خودمان را با اینکه گرسنه هستیم به تو مى‏دهیم تا شکم تو سیر شود اما از تو انتظار تشکر هم نداریم.
(الکریم یشکر القلیل و اللئیم یکفر الجزیل) غررالحکم ۲۷۷- آدم کریم کسى است که از چیز کم هم تشکر کند. مثلاً یک بچه کوچولو مى‏آید توى اتاق سلام مى‏کند سلام بچه قلیل است ولى آدم بزرگوار مى‏گوید سلام آقا پسر اسمت چیه؟ کلاس چندى؟ و این نشانه بزرگوارى است. اگر مى‏خواهید ببینید بزرگوار هستید یا نه ببینید کارهاى کوچک را تشکر مى‏کنید یا خیر.
امیرالمومنین(علیه السلام) به استاندار مى‏فرماید نگو من بزرگم باید کارهاى بزرگ، بزرگ بکنم. گاهى اثر کارهاى کوچک از کارهاى بزرگ بیشتر است. مى‏خواهى نعمت ادامه پیدا کند تشکر کن خود خدا شکور است. (یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ) یک کار قلیلى مى‏کنى اما جزاى کثیر مى‏دهد. این نمازهاى ما چقدر مى‏ارزد؟ اصولاً عبادتهاى ما چند مى‏ارزد؟ یک کسى بمیرد نماز و روزه نخوانده باشد بخواهند پول بدهند یک کسى برایش بخواند یک سال نماز و روزه‏اش چقدر مى‏شود؟ ده هزار یا بیست هزار تومان حالا ما پنجاه سال نماز و روزه چقدر مى‏شود. پنجاه تا ده هزار تومان پانصد هزار تومان، پنجاه تا بیست هزار تومان یک میلیون تومان اگر تعاونى حساب نکنیم بازار آزاد کل نمازهاى ما پانصد هزار الى یک میلیون مى‏شود حالا فوقش زکات هم دادم روضه خواندم افطارى هم داده‏ام همه خیرات یک آدم خوب بین پانصد تا یک میلیون است بایک خورده کم و زیادش آنوقت با یک میلیون کجا به تو خانه مى‏دهند، اگر تهران باشى خانه نیست زیرزمینى به تو مى‏دهند. اگر هم شهرهاى دور باشد یک خانه کوچولو به تو مى‏دهند آنوقت خدا گفته بهشت به تو مى‏ »جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ« الحدید(۲۱ خدایا ما نمازى نمى‏خوانیم تازه نمازى که مى‏خوانیم از خودمان نیست آبى که وضو گرفتیم، نشستن، پاشدن، حافظه، . . . . «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ« الحدید(۱۰۸) مسجد زیاد است ولى قرآن مى‏فرماید زنده باد مسجد «قبا» آن مسجد براساس تقوى ساخته شد، نه براساس رقابت. یک مسجد را پیغمبر(صلی الله علیه و آله) خراب مى‏کند «ضرار» یک مسجد را مى‏گوید «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ« دو مسجد زمان پیامبر ساخته شد که یکى را خداوند مى‏فرماید آفرین یکى را مى‏فرماید بیل بردارید و آنرا خراب کنید. (وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَهِ) امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه مى‏فرماید: خدایا خصلتى، اخلاقى به من بده که خوبیهاى مردم را توى بوق کنم. اصولاً علامت آدم حسود کمالات دیگران را نمى‏تواند بر زبان جار کند یعنى زبانش نمى‏چرخد که خوبى مردم را بگوید. امیرالمومنین(علیه السلام) مى‏فرماید هر وقت کمال دیدى به زبانت نیامد که بگویى آقا ایشان سوادش از من بیشتر است خوب بگو خدا رحمت کند آیت الله شهید سعیدى را روى منبر داشت سخنرانى مى‏کرد یکى از علما که الان جزو شوراى نگهبان است وارد مسجد شد پاى منبر آقاى سعیدى بنشیند. وسط سخنرانى گفت آى مردم(آقاى سعیدى، سید بودند) به جده‏ام زهرا این آقایى که آمد سوادش از من بیشتر است فورى از پله‏ها آمد پائین گفت تو برو بالا. گاهى آدم پاى منبر کسى نشسته طرف چیز خوبى مى‏گوید مى‏خواهد یادداشت کند مى‏گوید اگر من قلم و کاغذ در بیاورم یادداشت کنم مردم مى‏بینند و مى‏گویند هیچى بلد نبود.
یک بار پاى سخنرانى دیدم طرف عجب حرف قشنگى زد مى‏خواستم یادداشت کنم دیدم مردم نگاه مى‏کنند مى‏گویند آقاى قرائتى دارد از روى این مى‏نویسد هیچى نگذاشند، تکبر است. هر وقت کمال دیگران را نتوانستى بگویى تکبر و حسادت است. یکى از راه‏هاى تشویق اینست که(ازْجُرِ الْمُسِی‏ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ) یکى از راه‏هاى گوشمالى این است که وقتى به یک کسى جایزه دادى طرفى که جایزه نگرفت مى‏سوزد و این(ازْجُرِ الْمُسِی‏ءَ) زجر بده به بدکار چطورى زجرش بدهیم کتک نزن خوبه را تشویق کن او خودش مى‏سوزد امیرالمومنین(علیه السلام) مى‏فرماید(فَإِنَّ کَثْرَهَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاکِلَ) هر چه از مردم تشویق کنى در جامعه خوبى زیادتر مى‏شود. تنبه هم داریم، کتک، شلاق، حبس یکسرى شلاقهاى معین مثلاً اگر کسى مرتکب زنا شد اگر ازدواج نکرد صد ضربه شلاق اگر ازدواج کرده با اینک زن داشت زنا کرد اعدام، آبجو، مشروبات الکلى هشتاد ضربه شلاق اگر در ماه رمضان کسى خلاف کرد بیست تا هم به خاطر ماه رمضان اضافه مى‏شود چون در وقت حساسى مرتکب جرم شده. بعضى برنامه‏ها جریمه‏اش روشن است. ۸۰ یا ۱۰۰ یا فلان مقدار، بعضى چیزها مى‏گویند تعزیرات و تعزیرات یعنى تنبیه هست اما معین نیست و اختیارش با مسئولین است یک وقت یک آدم چاقى است که حال کتک خوردن دارد خوب بزن اما یک وقت یک آدم شیره ایى هروئینى است که اگر یکى بزنى مى‏میرد همین تلنگور براى او کافیست. شخصى مى‏گفت من مى‏روم افطارى دعاى افطارى بر وزن سفره اگر سر سفره ماست و پنیر بود مى‏گویم رحمهالله من قراء الفاتحه کافیست. اگر پلو و خورشت بود شروع مى‏کنم نسئلک و. . قشنگ دعا مى‏کنیم اگر هم رسید به مرغ و ماهى ابروها را مى‏اندازم شمال شرقى و جنوب غربى یا حمید به حق محمد یا على به حق على.
تعزیرات حکومتى بر وزن اینست که طرف حال دارد یا حال ندارد دفعه اولش است یا دفعه اولش نیست. یک وقت آخوند خراب در آمد عمامه‏اش را برمى دارند این خلع لباس بزرگترین تنبیه است یک وقت یک کسى کارت بازرگانى‌اش را باطل مى‏کنى لجباز است، گول خورده یا نه جایش کجاست شرائطش و مکانش. اما حبس، ۲۳ فرم آدم بایستى برود زندان چند نمونه را مى‏خوانم. اگر کسى به غلامش زجر بدهد حکومت مى‏گوید ارباب را بایستى گرفت و زندان کرد، مست را اگر مست گرفتند اسلام مى‏گوید باید زندانیش کنند. کسى اگر رفت گواهى ناحق داد اسلام مى‏گوید باید زندانیش کنید البته اینها روایات است از نظر فقهى رأیش با قاضى است. اگر کسى خرجى خانمش را نمى‏دهد اسلام مى‏گوید بعد از هشدار زندان. اگر کسى متهم به قتل است ولى قتلش ثابت نشده براى اینکه ثابت شود باید به زندان برود. اگر کسى، شخصى را گرفت و آن یکى زد و او را کشت کسى که قاتل است اعدام و آن کسى که نگه داشته زندان. مدیون و بدهکار که دارد و روى لجاجت نمى‏دهد زندان، اختلاس کرده زندان، زن مسلمانى اگر کافر شود زندان بعضى جاها باید سر طرف را تراشید و توى شهر گرداند و آبرویش را باید برد منتهى این مال همه نیست.
تنبیهات، جایى داریم که(فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِکَارِ) محتکر جنس را انبار کرده هشدار مى‏دهند که آقا احتکار نکن اگر گوش نداد در مغازه را قفل و تاجر را هم دستگیر کنید.
آثار تشویق: حقارت تبدیل به عزت مى‏شود. ایجاد حفظ اعتماد. یأس و دلسردى محو مى‏شود. در جامعه بدکار تنبیه مى‏شود. همین که خوب را تشویق کردى بد مى‏سوزد عید به خوب اگر یک سکه دادى و به بد ندادى او مى‏سوزد. کارها سرعت و دقت پیدا مى‏کند. مى‏گویند کسى بخواهد پشت بام خانه‏اش را کاهگل کند(خوب کاهگل هرچه بیشتر پامال بشود این گلش کش پیدا مى‏کند) یک مشت یک قرانى ریخت توى کاهگل به این کارگرها گفت پامال کنید هریک قرانى که نوک پاى هر کدامتان بند شد مال خودش، آقا این کارگرها ریختند توى کاهگل و آنرا مثل حلیم کرده بودند. اسلام براى اینکه زمین آباد بشود گفته: هر کس بتواند منطقه ایى را سبز کند مال خودش و این بخاطر اینکه زمینهاى مسلمانان همه سبز بشود. در تشویق مسائلى را باید رعایت کنیم. از کارش تشویق کنیم نه از خودش چون گاهى وقتها یکى را تشویق مى‏کنى فکر مى‏کند همه کارهایش درست است آقا من به خاطر این عمل از تو تشویق کردم ممکن است کا دیگرش عیب داشته باشد. وقتى تشویق مى‏کنید نقاط ضعف را هم به یک نحوى بگوئید مثلاً وقتى معلم نمره بیست به شاگرد مى‏دهد زیرش بنویسد آفرین، صد آفرین، فرزند عزیزم. بسیار از تو متشکرم که درس مى‏خوانى امیدوارم ناخن هایت را نیز بگیرى در کنار تشویق اگر موعظه باشد اثر مى‏کند. طرف باید استحقاق تشویق را داشته باشد گاهى اوقات که تشویق مى‏کنند طرف مى‏فهمد که حضرت عباسى کارى نکرده که مستحق تشویق باشد و این ترحم است رئیس اداره مى‏خواهد یک پولى به او بدهد مى‏گوید خیلى خوب اضافه کار تشویقى. وقتى تشویق مى‏کنى طرف باید بفهمد که واقعاً مستحق تشویق است نه اینکه صدقه سرى است و ترحم. یا مى‏خواستند چیزى به او بدهند حالا اینطورى است.
تشویق باشد نه رشوه، گاهى طرف تشویق مى‏کند اما واقعش این است که رشوه است وقتى مى‏خواهیم تشویق کنیم دیگرى را خراب نکنیم بگوئیم آفرین بر تو که مثل فلانى نیستى، اینکه فلانى خراب شد در تنبیه کسى را توى سرش نزنیم بگوئیم خاک توى سرت با این درس خواندنت پسر عمویت از تو بهتر است بچه هم شروع مى‏کند به گریه کردن و مى‏گوید خوب عمویم هم از تو بهتر است. تشویق گاه و بیگاه باشد اگر تشویق مرتب باشد خاصیتش را از دست مى‏دهد. نگوئید آقا ما این را دیروز تشویق کردیم زشت است امروز تنبیه‏اش کنیم یا برعکس. ممکن است آدم در یک روز هم تشویق کند و هم تنبیه. یکى از علما در مورد فتواى امام(رحمه الله علیه) در مورد شطرنج چیزى براى امام(رحمه الله علیه) نوشت. امام(رحمه الله علیه) آقا عجب جوابى به او داد. یک جوابى داد که ما فکر کردیم طرف رفت که رفت آخر امام(رحمه الله علیه) وقتى با کسى برخورد مى‏کرد طرف هر که باشد خوب و ما گفتیم که طرف براى همیشه سقوط کرد. فردا امام(رحمه الله علیه) نامه نوشت که من شما را مجتهد مى‏دانم و اگر دیروز به شما تشرى زدم تشر طلبگى بود یک در مرتبه حسابى مى‏زند توى گوش طرف تا مى‏خواهد بیفتد او را مى‏گیرد.
کمیل فرمانده نظامى بود یک جا منطقه حفاظتى را رها کرده بود رفته بود سراغ کار دیگر امیرالمومنین(علیه السلام) چنان سیلى زد توى گوش کمیل که تو باید چنین کنى یک تشرى یه او زد ما فکر کردیم کمیل رفت که رفت اما امیرالمومنین(علیه السلام) فرداش نامه تشویقى به کمیل نوشت و او را زنده کرد خلاصه یک طورى نباشد که طرف با یک تنبیه براى همیشه سقوط کند. هشدار بدهید سیلى بزنید اما سقوط نشود. گاهى تشویق کلمات تند است یکى از ضالیان یعنى فرماندار یک منطقه چهار هزار درهم کش رفته بود، امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود(مَا بَلَغَنِی عَنْکَ حَقّاً لَجَمَلُ أَهْلِکَ وَ شِسْعُ نَعْلِکَ خَیْرٌ مِنْکَ) شترت از تو بهتر است بند کفشت از تو شرفدارتر است. تشرهاى حضرت على(علیه السلام) بود. حضرت على(علیه السلام) به یک نفر فرماندار مى‏نویسد بند کفشت از تو بهتر است، شترت از تو بهتر است، خیلى مهم است.
در حدیث داریم(من لم تصلحه الکرامه أصلحته الإهانه) این هم حرف قشنگى است آخر بعضى‏ها مى‏گویند: نگوئید مرگ بر فلان، چرا نگوئیم. کسى که کمالش را مى‏گویى آدم نمى‏شود باید فحشش داد(من لم تصلحه الکرامه) کسى که کرامت، احترام او را اسلاح نمى‏کند(أصلحته الإهانه) اول مى‏گویند خانم، به خاطر شهدا، به خاطر ماه رمضان این رقمى حجاب نکن هى با احترام، خانم، خواهر مى‏گویند ولى این اصلاح نمى‏شود. خوب(أصلحته الإهانه) آن وقت در مى‏آید شما که این رقم حجاب دارى جمله زشتى گفته مى‏شود. همان خانم بد حجاب اول بار مى‏گوید پسرجان، دختر جان اگر چهار بار دید که گوش نمى‏دهد همان خانم بد حجاب به بچه‏اش مى‏گوید نکبت، برو گم شو یعنى اگر دید تذکراتش اثر نمى‏کند برخورد مى‏کند.
گاهى تنبیه عملى، تنبیه‏هاى منفى است داریم آیه «إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ« النساء(۱۴۰) یک جا نشستید دیدید درى ورى مى‏گویند بگو آقا نگوئید گوش نمى‏دهند پاشو برو، خروج از مجلس، باز در قرآن داریم «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ« القصص(۵۵) یعنى وقتى درى ورى شنیدند بلند مى‏شوند و مى‏روند همیشه تنبیه به کتک و سیلى نیست گاهى به این است که بلند شوى و بروى. در تنبیه نباید روى طرف فشار بیاید باید به مقدار و اندازه تنبیه شود. پا شو درس‏هایت را بخوان تو که پارسال تجدید شدى، پاشو استکان‏ها را بشور تو که پارسال تجدید شدى، بابا ولم کن گاهى وقتها پشت سر هم تنبیه مى‏کنى، تنبیه تکرارى ضر دارد، تشویق تکرارى خاصیتش را از دست مى‏دهد. باید دقت کنیم که تشویق در حضور جمع باشد اما تنبیه در حضور جمع نباشد از عملش تنبیه شود نه از خودش نگوئیم تو آدم بدى هستى بگوئیم شما آدم خوبى هستى این کارت غلط بود وقتى تنبیه‏اش مى‏کنیم گناهکار احساس نکند که من از تنبیه دارم کیف مى‏کنم بگو آقا من غصه تو را مى‏خورم ولى مجبورم چاره‏اى ندارم. اگر طرف نقص عضوى دارد نگوئید بابا خلافى کرده تنبیه‏اش کن اما نقص بدنى‌اش را به رخش نکش.
با خرافات آنها را نترسانیم بعضى بچه‏ها شیطانى مى‏کنند مادرشان مى‏خواهد آنها را تنبیه کند مى‏گوید مى‏گویم لولو تو را بخورد. لولو چیه؟ اگر کسى، کسى را تنبیه مى‏کند یک نفر میانجیگرى بکند مثلاً پدر بچه را مى‏زند مادر واسطه شود یا مادر بچه را مى‏زند یا استاد بچه را مى‏زند یک کسى میانجگرى کند. واسطه شدن طورى نیست اما تخطئه نکنید. مادر بچه را مى‏زند، پدر مى‏گوید چرا مى‏زنى؟ پدر یا مادر کار یکدیگر را خنثى نکنند چونکه این تشویق یا تنبیه خاصیتش را از دست مى‏دهد. اگر هم خواستید تخطئه کنید روبروى بچه کار را تخطئه نکنید. اگر کسى کار خلافى را کرد و گفت پشیمانم عذر او را بپذیرید. اگر معلم خواست شاگرد را تنبیه کند خودش بزند نه اینکه شلاق را به دست یکى از شاگردها بدهد که او بزند یعنى تنبیه را به دیگرى واگذار نکنید. گاهى آدم حال دارد از رئیس سیلى بخورد اما از نایب رئیس دیگر حالش را ندارد که سیلى بخورد. باز هم حرفهامان ماند مثل ما مثل یک فیلمى بود که طرف دیر مى‏رفت به مدرسه همه‏اش مى‏گفت باز هم مدرسه‏ام دیر شد در هر جلسه‏اى حرفهایمان مى‏ماند. تشویق باید باشه از بوسیدن دست گرفته تا تجلیل زبانى تا در حقت دعا کردن تا تشویق مالى تا تشویق مقامى تا تشویق لباسى، دعبل شعرى خواند امام رضا(علیه السلام) لباسش را در آورد و داد به دعبل. گاهى امام رضا(علیه السلام) لباسش را مى‏دهد به شاعر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) عمامه‏اش را مى‏دهد به، امیرالمومنین(علیه السلام) گاهى پول مى‏دهد پیغمبر گاهى صد تا شتر مى‏دهد، شمشیر مى‏دهد، دستش را مى‏بوسد، دعایش مى‏کند هر رقم تشویق هست باید تشویق بشود. ما اگر بچه هایمان را تشویق کنیم یک نوابع و استعدادى در این دختر و پسر هست که از بس این دختر و پسر توى خانه‏ها تحقیر شده‏اند که استعداد هایشان کور شده و ما با تشویقمان مى‏توانیم آن استعدادها را شکوفا کنیم. امام(رحمه الله علیه) با تشویق بسیجى‏ها جبهه‏ها را پر مى‏کرد.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *