امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۲:۴۶

امام علی (ع) ، (نامه به مالک اشتر) -۷

قران

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::   ۱۳۶۹/۱/۱۶

بسم الله الرحمن الرحیم

یکى از خطراتى که حکومت دارد احساس غرور است، هرکسى پست گرفت پست باد می‌آورد. حدیث داریم(هرکس با کسى رفیق است و رفیقش پستى دارد و به جایى رسید اگر یک دهم رفاقت قبلى‌اش را با تو حفظ کرد باز هم آدم خوبى است یعنى تا نه دهم آن کارى نیست(فَلَیْسَ لَکَ بِصَدِیقِ سَوْء) وسائل‏الشیعهج12ص124(إِذَا أَحْدَثَ لَک) بحارالأنوارج33ص599اگر زمان پیدا شد براى تو چیزى که تو در آن هستى اگر براى تو حالتى پیدا شد(مِنْ سُلْطَانِکَ) از سلطنتى که پیدا کردى(أُبَّهَهً) ابهتى.
امان از بشر اگر این بشر بتواند با قوطى کبریت پز بدهد دست بردار نیست ,اگر هیچ جایى گیرش نیامد بالاخره یک جایى پیدا مى کند براى پز دادن.
یک جایى شخصى چند آفتابه داشت هرکس مى آمد چند تومان پول مى داد و یک آفتابه بر مى داشت یک چوب بلند دستش گرفته بود هر که مى خواست آفتابه بر دارد مى گفت هاى، آن یکى را بردار ما هرچه نگاه کردیم دیدیم آفتابه‌ها یک جور است وقیمتش هم یکى است,این چراهرکس میخواهد آفتابه را بردارد مى گوید هاى آن را برندار، آن یکى را بردار؟ گفت این آقا دنبال پز مى گردد هر کجا گشته جایى راپیدا نکرده و چون ریاست طلب بوده جایى گیرش نیامده اینچین شده.
این خصلت در بچه‌ها هم هست گاهى شکلات مى گیرى مى آورى خانه, یک بچه کوچک یکى بر مى دارد مى گوید این مال من بعد همه را مى خواهد حاضر نیست مى گوید شکلاتها را به من بدهید من یکى یکى به شما میدهم. اى استاندار اگر ابهتى گرفتى باد در تو را گرفت تنظیم باد کن. مثل لاستیک ماشین راه غرور نمایى این است(فَانْظُرْ) نگاه کن(إِلَى عِظَمِ مُلْکِ اللَّهِ) ببین ملک خدا فوق تو چقدر است؟
حضرت امام(ره) به مرحوم شهید رجایى(ره)گفت آقاى رجایى نگویى سیزده میلیون به من راى داده‌اند تو چیزى نشدى شدى رئیس جمهور و ایران و رئیس جمهور ایران چیزى نیست. ایران یک تکه از آسیاست، آسیا چیزى نیست یک تکه از کره زمین است، کره زمین یک قطعه از منظومه شمسى است منظومه شمسى یک قطعه از فلان کهکشان است، فلان کهکشان یک قطعه از. . . برو ببین بعد میگویى چیزى نیست.
امیر المومنین(ع) مى فرماید آسمان اول در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقه است نسبت به بیابان آسمان دوم نسبت به آسمان سوم مثل یک حلقه است نسبت به آسمان چهارم و همینطور این وقت نگو من آیت الله هستم من فارغ تحصیل هستم چیزى نیست(وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً)الاسراء(۸۵) همه بیسوادید. خدا مى فرماید همه شما با همه علم‌تان بى سواد هستید.
نگو خانه ما چند متر است. قرآن مى فرماید کل کره زمین مقاع دنیا قلیل اگر یک وقت ابهتى تو را گرفت خیالى تو را گرفت نگاه کن به عظمت خدا، نگو آقا ما نماز خواندیم نماز ما. . . چى چون یک قت آدم یم گوید ماماه رمضان تمام نافله‌ها را انجام دادیم تمام دعاها را خواندیم, راست مى گویى قرآن مى فرماید خداوند میلیون‌ها فرشته دارد که(یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا یَسْأَمُونَ)فصلت(۳۸)دائما سبحان الله مى گویند و خسته نمى شوند حالا شما امسال در رکوع به جاى یک سبحان الله دو سبحان الله گفتى. اگر یک وقت باد تو راگرفت که من امسال دو سبحان الله گفته ام, حساب کن فرشته ها(یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ) شبانه روز تسبیح مى گویند ولى خسته نمى شوند. بنابراین سلطنت غرور و خیال مى آورد, ابهت مى آورد و هر وقت به این شکل شدى نگاه کن به قدرت خدا,ببین خدا فوق تو چقدر قدرت دارد(وَ قُدْرَتِهِ مِنْکَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ مِنْ نَفْسِک) بحارالأنوارج‏33ص ۵۹۹ ببین قدرت خدا نسبت به تو خیلى بیشتر از قدرت تو به خودت است. شما الان قدرت ندارید دید خودتان را تغییر بدهید اگر تا چند مترى مى بینى همین که هست دندان یا قد خودتان را خواسته باشید تغییر دهید ما که چیزى نیستیم. خدا بارها براى غرور زدایى گفته است که چیزى نیستیدهمه جمع شوید نمى توانید یک مگس خلق کنید یک مگس چیزى بردارد و فرار کند همه جمع شوید نمى توانید از او بگیرید.
نماز شب خوانده اى آبى که وضو گرفتى از کى بود، کى تو را از خواب بیدار کرد، چه کسى به تو توفیق داد مسلمان شدى؟ چه کسى توفیق داد علاقه به نماز داشتى؟ هدایتت از چه کسى بودِ(بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُد) من‏لایحضره‏الفقیه ج1ص 318بلند شدنمان، نشستنمان هم از خداست.
مى گویند امام زین العابدین(ع) لباس شیک پوشید و رفت توى کوچه یک خورده راه رفت برگشت خانه وبه خانمش فرمود همان لباسهاى دیروزى را بیاور گفت: چرا لباس خیلى شیک است. امام فرموده رفتم توى کوچه از بس لباس شیک بود(فَکَأَنِّی لَسْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ) وسائل‏الشیعهج5ص37
مثل اینکه من دیگر امام سجاد دیروزى نیستم, این لباس دارد روح‏من را به هم میزند.
اگر یاد عظمت خدا بیفتى به امام سجاد(ع) گفتند خیلى عبادت مى کنى. فرمود: من اگر عبادت على علیه السلام را ببینید چه مى کنید. اگر دیدى طلا دارى باد تو را گرفت ببین کوهها طلاهایى دارد که تو ندارى. آقاى قرائتى بله تو قدرت خودت را بدان الحمد لله شما وقتى حرف مى زنى بیست میلیون یا ۵ میلیون آدم استفاده مى کند حالا این خیلى براى من مهم است البته لطف خداست اما من نباید خیال کنم ارگ مردم از حدیث من استفاده مى کنند این نشان دهنده من است. اگر ابهت و باد تو را گرفت(فَانْظُرْإِلَى عِظَمِ مُلْکِ اللَّهِ)نگاه کن به ملک خدا چقدر بزرگ است، عظمت ملک خدا را تو ببینى یک خورده کوچک مى شوى.
اگر خیال مى کنى زمین خانه‌ات بزرگ است برو پهلوى هواپیما سوار شو هرچه بروى بالا خانه‌ات پهلوت کوچک مى شود.
بعد مى فرماید(فَإِنَّ ذَلِکَ) اگر یاد عظمت خدا بیفتى مى بینى که(فَإِنَّ ذَلِکَ یُطَامِنُ إِلَیْکَ مِنْ طِمَاحِک) یعنى پائین مى آورد غرور تو را یاد عظمت خدا کن غرور من مى شکند(وَ یَکُفُّ عَنْکَ مِنْ غَرْبِک)(غرب) یعنى تندى، آن تندى را که داشتى جلویش را بگیر مثل آدمى که تب مى گیرد پایش را با آب سرد مى شورند همینطور هم یاد عظمت خدابیفت تا باد توى کله تا بد غرور بشکند.
(وَ یَفِی إِلَیْکَ بِمَا عَزَبَ عَنْکَ مِنْ عَقْلِک)اگر یاد عظمت خدا بیفتى بر مى گردد به سوى توآنچه که فرار کرده ازعقلت پیداست. آدم وقتى غرورگرفت عقلش مى پرد.
شخصى نمى رفت شناسنامه بگیرد خلاصه گفتند باید بروى بگیرى. گفت: آخر من هر چه نگاه کردم دیدم خودم هیچ ابن هیچ ابن هیچ هستم. به چیزى ناز نکنید.
انسان در دنیا وابسته به چیست؟ بند به مال، اولاد، فامیل، دوست، زبان به کى مى نازى به هرکس مى نازى اینها قیچى مى شود. قرآن مى فرماید: (یَوْمَ لا یَنْفَعُ مال)الشعراء(۸۸)این نخ پاره مى شود(وَ لا بَنُونَ)الشعراء(۸۸)(لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُم)الممتحنه(۳)(لَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتى‏)الاحقاف(۳۳)(وَ لا یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ)المرسلات(۳۶) تمام انسان مى شود تنها این بندو بحث‌ها پایش به جایى بند نیست. اینها در مورد غرور سلطنت بود حالا ممکن است یک کسى بگوید ما که شاه و وزیر نیستیم. چرا کسى در یک مدارى یک کسى ممکن است رو حساب اینکه قهرمان کشتى است, یا بهترین گل زن است,یااینکه رئیس کدخداست ,ادم هایى هستند که خودشان ضعیفند بچه هایش به جایى رسیده احساس غرور مى کند و وجود بچه هایش براى او یک ابهت مى آورد. از یکى از علما نقل شد که یاداشتها ى زیادى داشت آخر عمر گفته بود حاضرم تمام یاداشت هایم آتش بگیرد یک قدم به خدا نزدیک شدم. به امیر المومنین(ع)گفتند یا على(ع)خیلى جان مى دهى و زحمت مى کشى, چرا اینقدر خودت را خسته میکنى؟ حضرت امیر(ع) دو بار فرمود(والله) ما زود مى گوییم ولله امیر المونین(ع) زودنمیگوید(والله) فرمود ولله قسم اگر بدانم یکى از کارهایم قبول شده اینقدر خودم دلخسته نمى کنم دوباره فرمودولله نمى دانم یکى از کارهایم قبول شده یانه؟ امیرالمومنین دوبار با کلمه(ولله)مى فرماید نمى دانم کارهایم قبول شده یا نه. این نمازى را که شما مى خوانید پیش یک طلبه بخوانید ۶ تا غلط از آن مى گیرد پیش یک آیت الله بخوانید ۹ تا غلط مى گیرد و پیش یک فرشته بخوانید ۲۰ تا غلط مى گیرد این نمازى را که شما میخوانید تا پیش خدا برود چیزى از آن باقى نمى ماند.
غرور عقل را مى پراند, یکى از خوبیهاى تلخیها این است که غرور آدم را مى شکند. حدیث داریم مرگ و مرض وفقر خوب است گاهى مرگ و مرض و فقر آدم را مى شکند خیلى شیرین است که انسان متوجه شود کسى به کسى نیست اگر یک وقت مردم به تو بى اعتنایى کردند از همان بى اعتنایى درس بگیر بخودت بگو‌ها خیلى به مردم تکیه نکن.
در مکه جایى هست در یک فرسنگى مکه بنام جنا هر حاجى باید سه روز آنجا باشد ,هوا داغ بود چون که بیابان است و چادر آنجا. من دمپایى پوشیده بودم(چونکه آنجا آدم در حال احرام است نباید کفش بپوشد) بند پایم پاره شد و دمپایى از پایم رفت کف آسفالت حدود ۵۰ درجه داغ پابرهنه شدیم و وسط آسفالت هى راه مى رفتیم و وردى جستیم چونکه عادى راه مى رفتیم کف پایمان مى سوخت، کاروانهاى ایرانى مى گفتند این آقاى قرائتى است که توى تلویزیون است سلام علیکم مى گفتم سلام علیکم. خیلى از کاروانها ما را دیدند ما هم مثل مرغ قوى تا به بال بال مى زدیم و یکى یک دمپایى به ما نداد خیلى براى من شیرین بود از این شیرین‌تر براى من این بود که وقتى ما رفتیم شن پرتاب کنیم(یک جایى هست در مکه که باید ۷ تا شن پرتاب کنى) مثل زمان شاه بود که شاه‏مى رفت خارج تخم مرغ به ماشینش مى انداختند, این نشان تنفر بود ماهم باید ۷ تا شن مثل شن هاى سنگ پرتاب کنیم این رمز تنفر است ۷ تا شن ما ۶ تا داشتیم یک شن کم آوردیم آنجا هم خیلى تنگ است ,نزدیک بود خفه بشوم آخرش هم ۶ تا انداختیم چونکه دیدم الان مى میرم توى جمعیت یک شن مى خواستم هرچه گفتم آقا ما آقاى قرائتى هستیم یک شن به ما بدهید، یک شن به ما ندادند چقدر زیباست آدم نسخه دستش باشد و داروخانه‌ها به آدم ندهند به ان تلفن مى کنى پول نمى دهد به آن تلفن مى کنى عیادت نمى‌اید این تلخیها شیرین است. آدم یادش باشد که یکروز او را روى یک تخت مى گذارند توى مرده شور خانه و بعد هم قبر، پسر با دست خودش پدرش را قبر میکند و هیچ کار بدستش نمى‌اید آدم اینها را یک خورده یادش باشد که یک خورده بى پروا دنبال گناه نرود و حواسمان را جمع کنیم. باید با خدا رفیق شد و هیچ چاره دیگرى نیست. (یَا أَنِیسَ مَنْ لَا أَنِیسَ لَه)بحارالأنوارج91ص387(یا سند من لا سند له)البلدالأمین ص404 یادت باشد همانطورى که ماست سردیت مى کند خرما مى خورى. یا کاهوسردیت می‌کند فورى کشمش مى خورى. مواظب باشید روحتان خراب نشود. امام زین العابدین مى فرماید این لباس در من اثر گذاشته است. چهار مرتبه برایت چاى درست مى کنند احساس مى کنى زنت نوکرت شده کلفتت شده، چاى را درست کن بیار ببینیم! تا مى بینى غرور تو را گرفت بلند شو و اتاق را جارو بزن تا غرورت بشکند.
(إِیَّاکَ وَ مُسَامَاهَ اللَّهِ فِی عَظَمَتِه) مستدرک‏الوسائل ج13 ص 160نکند درعظمت خدا با خدا رقیب بشوى(مساماه) یعنى بلند پروازى کنی. نکند تو هم مثل خدا خواسته باشى در عظمتش بلند پروازى کنى و تشبه خودت را شبیه خدا کنى و لباس خدا گونه به خودت نپوشان.
(فَإِنَّ اللَّهَ مُذِلُّ کُلِّ جَبَّارٍ) مستدرک‏الوسائل ج13 ص146خداوندآدم هاى جبار را ذلیل مى کند.
(وَ مُهِینُ کُلِّ مُخْتَال‏)مستدرک‏الوسائل ج13 ص146آدمى که کله‌اش باد دارد و غرور دارد پائینش مى آورد. اگر خودت خودت را آرام نکنى خدا مى زند توى سرت و آرامت مى کند. مثل اینکه اگر خمس ندهى خداوند جانت را مى گیرد و همه مالت را دیگران مى برند و مى خروند منتهى اگر خداوند جانت را بگیرد و مالت و وارثت برسد هیچ ثوابى براى تو نمى نویسند با دست خودت بده تار شد بشود. انواع تکبر، تکبر در مقابل خدا, تکبر در مقابل رسول خدا، و تکبر در مقابل مردم، تکبر در مقابل خدا(إِنَّ الَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِه)المائده(۸۲) در مقابل خدا گردن کلفتى نکنید. در مقابل همه سرشان پائین است امریکا شوروى و. . . اما در مقابل خدا نه آقا جان این نهارى را که مى خورى بگذار غروب بخور. اینقدر که آدم نبایدپهلوى شکمش رودربایستى داشته باشد به شکمت بگو آقا دو ساعت صبر کن.
نقل شده امیر المومنین(ع) آمد دکان قصابى گوشت بخرد دید پول توى جیبش نیست رفت گفت آقا چرا رفتى؟ فرمود پول ندارم گفت آقا خواهش مى کنم گوشت را امروز ببرید فردا پول بدهید. حضرت فرمود به جاى اینکه بگویم قصاب فردا پولت را مى دهم مى گوید شکم فردا گوشتت را مى دهم. اینقدر که آدم نباید اسیر باشد.
تکبر در مقابل پیغمبر(ص) کردند: (أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنا)المؤمنون(۴۷) اصلا ما بیایم ایمان بیاوریم به این چوپان؟ (أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا)الانعام(۵۳) خدا این را پیغمبرش کرده است در مقابل پیغمبر تکبر مى کنند. البته ریشه تکبر احساس حقارت است ,چون همیشه وقتى آدم پز مى دهد که احساس کند کم دارد و مى خواهد با پز دادن کمبود خودش را جبران کند ماشین غراضه را رنگ مى زنند و مى فروشند حضرت امام فرمود هرکس احساس تکبر کند از داخل چیزى ندارد. شیطان ۶ هزار سال عبادت کرد بخاطر یک تکبر سقوط کرد. حتى انبیاء هم حق تکبر ندارند.
در قرآن داریم که(ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً)آل عمران(۷۹)پیغمبران هم حق ندارند بگویند(کُونُوا عِبادا)آل عمران(۷۹) شما بنده ما باشید اینطور نیست که حالا من که آقا هستم بگویم بیا بنشین خانه بى زحمت سبزى‌ها را پاک کن. آقا هستى ولى من نوکر تو که نیستم این طور نیست من که مکانیکم به شاگردم بگویم اتاق را جارو بزن او آمده مکانیکى یاد بگیرد نه اینکه اتاق را جارو بزند. البته حساب خود استاد جداست نود بچه خواست جارو کند آدم احترام استادش را مى گیرد. البته ما که استادیم یا یک تخصصى داریم حق نداریم به پیغمبرش مى فرماید شما که پیغمبرى حق ندارى مردم را بنده خودت بدانى.
انسان باید خیلى مواظب باشد هروقت غرور او را مى گیرد زود غرور زدایى کند گاهى آدم چیزى را بغل کند و ببرد خانه و لو اینکه مى تواند آنرا پشت ماشین بگذارد وقتى وارد مى شود مى رود آن بالا مى نشیند مى بیند که غرور دارد بیاید و پائین بنشیند. صف اول دارد به تو غرور مى دهد صف آخر بایست. اگر من هر وقت وارد شدم خواستم آقایى کنم یک مرتبه هم بخارى را روشن کنم و کار خادم را انجام دهم.
اوایل انقلاب بود مى آمدیم تهران فیلم را باى تلویزیون پر مى کردیم بعد هم میرفتیم شوش واز آنجا سوار مى شدیم مى رفتیم قم. سوار اتوبوس که شدم رسیدیم به بهشت زهرا خواستم بگویم براى شادى روح‏شهدا صلوات ختم کن. دیدم این در‌شان من نیست من حجت الاسلامم گفتم بى انصاف تو خودت تلویزیونت انقلابت همه مال شهداست پاشو، بگو صلوات بفرست هى بلند شدم دیدم خجالت مى کشم نشستم خلاصه من هى بلند شدم و نشستم. مسافر‌ها گفتند چته؟ من نمى توانستم بگویم که چمه ,بالاخره از بهشت زهرا رد شدیم من آخرش بلند شدم و گفتم صلواتى بفرست ولى دیگر رد شده بودیم فهمیدم علم من به من تکبر داده است و اینکه مى گویند علم حجاب است همین است.
خدا رحمت کند آیت الله طالقانى را مى گفت علم حجاب است مىدانید یعنى چه؟ اگر یک چراغ روشن کنى و در شب بیاورى بیرون بخاطر این چراغى که روشن کرده اى دیگر ستاره‌ها را نمى بینى نه اینکه یک چراغ است اگر چراغ را خاموش کنى ستاره‌ها را مى بینى. اما تا این چراغ روشن است ستاره‌ها را نمى بینى. یعنى گاهى علم نور است اما همین نور گاهى باعث مى شود ستاره‌ها را نبینى. گاهى آدم دو کلمه درس مى خواند دیگر بسیارى از حق‌ها را نمى بیند. حضرت امام(ره) در نامه اى که به دخترش نوشته مى فرماید حجاب‌هاى ظلمت و حجاب‌هاى نور. یعنى گاهى بى سوادى حجاب است گاهى باسوادى و خلاصه راهى براى نجات نیستع جز اینکه خودمان، خودمان را حفظ کنیم.
وقتش این است که دعا کنیم همانطورى که در دعاى کمیل آمدهَ(مِنْ أَیْنَ لِیَ الْخَیْر)بحارالأنوارج95 ص82
من که نمى توانم خودم را درست کنم بى سوادى یک گیر است با سوادى یک گیر.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *