
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۶۹/۱/۱۵
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ماه رمضان امسال خداوند توفیق داده یکى از پیام هاى امیر المومنین(علیه السلام) را که درباره کشور دارى و مردم دارى است را بگوئیم بعد مقایسه کنیم ببینیم از لطف خدا درسایه انقلاب چقدر به این پیام نزدیک شدهایم و چقدر دیگر مانده تا صددر صد به این پیام برسیم حساب کنیم از زمان طاغوت چقدر فاصله گرفتهایم و به این پیامها چقدر نزدیک شدهایم البته هنوز ما صددرصد در خط امیرالمومنین(علیه السلام) آن طور که امیر امومنین مى خواهد نیستیم ولى خوب نه شرقى نه غربى جمهورى اسلامى هستیم اما باید برویم جلوتر «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا« نساء(۱۳۶) اى کسانى که ایمان آوردهاید یک کمى بروید جلوتر یعنى روز به روز بهتر چون هرکس دو روزش مثل هم باشد باخته است مسلمان باید هر روزش از روز قبل بهتر باشد. (وَ لَا تَنْصِبَنَّ نَفْسَکَ لِحَرْبِ اللَّهِ) مستدرکالوسائل ج13 ص160 این کسانى که مسئول مى شوى نصب نکن خودت را براى جنگ با خدا مگر کسى هم با خدا جنگ مى کند بله کسى که بامردم بجنگد با خدا مى جنگد.
درباره قرض الحسنه داریم که « مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً« الحدید(۱۱) و چند بار هم در قرآن تکرار شده است خوب خدا که قرض نمى گیرد اینجا باید بگوید «یقرض الناس» کیه که به مردم قرض الحسنه بدهد عوض اینکه بگوید «یقرض الناس» گفته «یقرض الله» یعنى قرض به مردم قرض به خداست «قرضا حسنا» چیست که مى گویند صندوق قرض الحسنه «قرض حسنا» شرایطى دارد:
۱- زود به او بدهى سه شنبه برنامه ریزى مى کند چنان کن که شب جمعه پول دستش برسد گاهى وقتها تقاضا از قرض الحسنه ما فرودین است و جوابش شهریور.
۲- بى منت باشد از حلال باشد به مورد باشد و نگاه کنید اینا نفرموده آى کسى که مسئول مى شوى با مردم بجنگ عوض «حرب الناس» فرموده «حرب الله» خصومت با مردم خصومت با خداست اینها یک ارتباطاتى است که ما نمى دانیم. مثلاً مادر با خدا یکى مى شود حضرت آمد بالاى سر جوانى داشت جان مى کند پیغمبر فرمود بگو «لااله الا الله» زبان جوان بند آمد نتوانست بگوید هرچه فرمود بگو لحظه مرگ است جوان نگفت. حضرت دید زنى بالاى سرش نشسته فرمود تو مادرش هستى گفت بله گفت از این جوان راضى هستى گفت نه فرمود به خاطر من رسول الله از ایشان راضى شو مادر گفت چشم بخشیدم این بچه خیلى به من ظلم کرد اما به خاطر شما او را بخشیدیم تا مادر جوان را بخشید حضرت فرمود بگو «لااله الا الله» جوان گفت این پیداست که توحید بند به مادر است، مادر با خدا شریک است مادر راضى نباشد خدا راضى نیست نظام مثل ماشین است شما استارت ماشین را مى زنى اگزوز آن دود مى دهد یعنى آنها با هم ارتباط دارد.
شرائط قبولى نماز شرط سیاسى اجتماعى بهداشتى خانوادگى اقتصادى اینطور نیست هرکس نماز بخواند یا روز بگیرد نماز و روزهاش قبول است.
شرط سیاسى، کسى که نماز بخواند و رهبرش آسمانى نباشد نماز او قبول نیست عمرى نماز بخوانى خط ولایى نداشته باشى یعنى خطت رهبرى آسمانى نباشد نماز به شرطى قبول است که غیبت کسى را نکنى نماز بخوانى غیبت بکنى یعنى آبروى کسى را بریزى نمازت قبول نیست. نماز بخوانى شراب بخورى نمازت قبول نیست، نماز بخوانى همسرت رااذیت کنى نماز قبول نیست زن و شوهرى که همدیگر را اذیت مى کنند کسى که مالیات نمى دهد زکات نمى دهد نمازش قبول نیست اینها حدیث است.
(فَإِنَّهُ لَا یَدَ لَکَ بِنِقْمَتِهِ) تو دستى برایت نماند، یعنى در مقابل قهر خدا تو دستى ندارى جلوگیرى کنى تو بیچاره هستى یک وقت نگویى من حریف خدا مى شوم در همین ماه رمضان دعایى است به نام دعاى(مجیر) حدود ۷۰ الى ۸۰ بار امام مى فرماید «أجرنا من النار یا مجیر» یعنى خدایا از آتش جهنم نجاتم بده شب ۱۹ و ۲۱ و ۲۳ صدبار مى گوئى «الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب» نار خیلى مهم است آتش جهنم است.
قهر خداوند دردی نیست که با آمپول یا مسکن خوب شود سیل نیست تا بگویى سد مى سازم، زلزله نیست تا بگویى خانه ضد زلزله مى سازم، گلوله نیست تا بگویى ماشین ضد گلوله سوار مى شوم «لا ید لک» هیچ کارى نمى شود کرد در مقابل آن.
امام وقتى دعاى ماه رجب را میخواند دستش را به محاسنش مى گیرد و مى فرماید «حرم شیبتى على النار» خدایا ریشمان را گرفتار آتش جهنم نکن. امیر المومنین(علیه السلام) آهن داغ مى کند و به عقیل مى فرماید اگر تو از آهن داغ مى ترسى من هم از جهنم داغ مى ترسم.
(وَ لَا غِنَى بِکَ عَنْ عَفْوِهِ وَ رَحْمَتِهِ) مستدرک الوسائل ج13 ص146 تو بى نیاز از عفو خداوند نیستى ما محتاج به عفو او هستیم اگر آنى عفو خدا قطع شود مثل آنست که آنى برق از لامپ قطع شود لامپ از خودش نورى ندارد هرچه هست لحظه به لحظه از طریق آن برق مىاید، لامپ از سیم و فرستادن نور بى نیاز نیست تو هم از عفو خدا بى نیاز نیستى چون به عفو خدا نیاز دارى.
عبادتهاى ما چیزى نیست شما صبح تا ظهر ۷ ساعت یا هشت ساعت در مزرعه یا کارخانه کار مى کنى براى ما پنج هزار تومان یا ده هزار تومان این پول اجاره یک جفت چشم هست یک دوربین عکاسى شما اجاره کن ببین روزى چقدر اجاره آن هست. کل عبادتهاى ما پاداش یکى از نعمتهاى خداوند نیست. اگر آنى کند نازى، فرو ریزد غالبها یک لحظه خداوند حافظهاش را ازا بگیرد اسم خودمان را یادمان مى رود.
آیت الله زنجانى از علماى قم بودند یک کتابى دارد که درآن مناجاتى دارد که مى گوید خدایا به عدد همهکرها شکر که من گوش دارم به عدد همه نابیناها شکر که من چشم دارم به عدد همه فلجها شکر که مى توانم راه بروم به عدد همه کسانى که حافظه آنها را گرفتى شکر که من حافظه دارم.
تو که نیاز به عفو دارى و توانایى جلوگیرى از قهر خدا را ندارى پس با خلق خدا جنگ نکن کلاه سر کى مى گذارى کم فروشى، گران فروشى چه کرده اى مگر غیر این است که باید همه را بگذارى و بروى خیلى هم غصه بچه خودتان را نخورید بچه یا از اولیاء خدا است و یا از دشمنان خدا اگر بچه شما دشمن خداست براى دشمن خدا پول جمع نکنید اگر هم بچه شا اولیاء خدا است خدا براى اولیاى خدش بهتر از تو نگه مى دارد.
«وَ لَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ» پشیمان نشو بر عفو یک وقت آدم گاهى مى بخشد و بعد پشیمان میشود گاهى وقتها بعضى جوانها با هم میروند چلوکبابى، بستنى وقتى مى خواهند حساب کنند مى گویند حساب نکن جان من، من بمیریم، پولها را مى دهد وقتى بیرون مىاید مى گوید عجب غلطى کردیم برایم ۷۰۰ تومان تمام شد کاش تعارف نمى کردم، مى گوید اگر یک وقت لوتی گرى کردى دیگر نگو عجب غلطى کردم یک کارى که مى کنید از اول براى خدا بکنید که بعد غصه نخورى.
یکى از فواید اخلاص این است که آدم مخلص هیچوقت قصه نمى خورد من اگر براى خدا آمدم دم خانه شما که شمارا ببینیم وقت گفتند نیستى دیگر غصه نمى خورم که این همه الاف شدیم دو ساعت بیکار شدیم بعد مى گویند نیستى غصه ندارد من براى اجر خدا آمده امچه باشى و چه نباشى، من تبلیغ مى کنم تبلیغم اثر بکند البته ما گیریم من خودم هم گیرم مثلاً وقتى تلویزیون از من فیلم بردارى مى کند و آنرا بخش نکند ناراحت مى شوم حال اگر مخلص بودم نباید غصه بخورم مى گویم حال که ما حرفمان را زدیم حالا تلویزیون چه پخش بکند و چه پخش نکند. آقا ما جلسه گرفتیم براى آشتى کنان خوب آشتى نکردند تو که اجرت را گرفتى دیگر غصه ندارد.
«لَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ» اگر یک وقتى عفویى کردى پشیمان نشو به اجرت خودت رسیدى «وَ لَا تَبْجَحَنَّ بِعُقُوبَهٍ» اگر یک وقت خلافکارى را شلاق زدى یا به زندان انداختى کیف نکن بعضى ما شلاق مى زنند اینقدر لذت مى برند. حدیث و قرآن نگفته اگر مجرمى را عقوبت مى کنید لذت نبرید غصه بخورید که چرا این باید مجرم باشد مى گویند برو کلاه بیاور سرنیاور خوب بنده مجرمم شلاقم بزنید اما دیگر مرا در مغازه پدرم شلاقم نزنید بعضىها مى گویند نه ببریم قرائتى را در دکان پدرش شلاق بزنیم که آبروى پدرش هم برود خوب این دیگر بى دینى توست اینقدر حکم خدا دقیق است که باید مواظب باشیم به همان مقدارى که گفتهاند.
یک شخصى دعا مى خواند و مى گفت «یا مقلب القلوب والابصار» امام فرمود(والابصار) دیگر ما نگفتیم آنچه ما گفتیم(یا مقلب القلوب) است اضافه نکن یک شخصى دعاى کمیل مى خواند مى گفت(ظلمت نفسى) مابقى مردم هم مى گفتند ظلمت نفسى، ظلمت نفسى آقایى گفت حضرت امیر(علیه السلام) یک بار بیشتر نگفت.
اگر بخشیدى غصه نخور لازم نیست که بخششها فورى نتیجه بدهد ممکن است شما ببخشى و آن طرف تغییر پیدا نکند اما امکان دارد دم مرگ بگوید ببین ما خیلى نامردى کردیم هرچه ما تقصیر داشتیم این آقا بخشید مگر خدا با ما چه مى کند هى گناه مى کنیم او هم مى بخشد انگار نه انگار که گناه کردیم.
امام مى فرماید من هى گناه مى کنم تو مى بخشى من هى گناه مى کنم تو مى پوشانى هى گناه از من پوشش از تو « حَتَّى کَأَنَّکَ اسْتَحْیَیْتَنِی» انگار تو از من حیا مى کنى در جمله دیگر مى فرماید «خَیْرُکَ إِلَیْنَا نَازِلٌ وَ شَرُّنَا إِلَیْکَ صَاعِدٌ» دائماً خیر تو بر ما نازل مى شود دائماً شر ما بسوى تو پرواز مى کند «یَأْتِیکَ عَنَّا فِی کُلِّ یَوْمٍ بِعَمَلٍ قَبِیحٍ» دائماً از ما پرونده پر از جرم براى شما مىاید و دائماً تو به روى بزرگوارت نمى آورى.
و وقتى کتک مى زنى مثل پدرى باش که بچهاش کتک مى زند، پدر وقتى به بچه کتک مى زند کیف نمى کند در ضمن اینکه گاهى باید تنبیه بشود امیر المومنین(علیه السلام) گاهى یک مجرم مى آوردند دزدى کرده بود چهار انگشت او را قطع مى کرد اما بعد به او محبت مى کرد.
«وَ لَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَهٍ وَجَدْتَ عَنْهَا مَخْرَجاً» «وَ لَا تُسْرِعَنَّ» یعنى سرعت نگیر «إِلَى بَادِرَهٍ» به خشمى که ممکن است «وَجَدْتَ عَنْهَا مَخْرَجاً» راه فرار داشته باشد اگر یک کسى غلطى کرد ممکن است این شخص براى غلطش دلیلى داشته باشد و عجله نکن البته اکثراً دلیلى ندارند و گاهى هم ممکن است که من به این دلیل مجبور بودم این کار را بکنم بپرس چرا این کار را کردى از او توضیح بخواه.
«وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ» نگو من امروز(مومر) هستم مسئولین دارم دستور من مطاع است مى گویم بگیریم میگیرند و مى گویم نگیر نمى گیرند «آمُرُ فَأُطَاعُ» نگو امروز کار دست من است زور دارم هر کارى دلت خواست انجام دهى یک وقت نگویى من پدر بزرگم یا رئیس قبیله هستم برادر بزرگ هستم شما اگر چه رئیسى اما همه کارى نمى توانى انجام دهى اگر آیت الله مسجد هم باشى حق ندارى بگویى بچه بلند شو آنجا بشین در مسجد هر جا نشستى هر مقامى آمد حق ندارد او را بلند کنند این آقا جاى او بنشیند اگر هم نشست نماز او شبهه دارد کسى حق ندارد کسى را از سر جایشبلند کند از مسجد گرفته تا مقامات بالا کسى را نمى توان از روى صندلیش بلند کرد حالا راننده هستى راننده قطار هستى یا هرکس دیگر چرا «فَإِنَّ ذَلِکَ إِدْخَالٌ فِی الْقَلْبِ» این براى تو ضرر روحى دارد این دیکتاتورى و استبداد است «إِدْخَالٌ» یعنى تباهى این قلبت راه تباه مى کند. زور گفتى ولی اینکه مرم از ترس گوش دادند اما از لحاظ روحى خودت را تباه کرده ایى «وَ مَنْهَکَهٌ فِی الدِّینِ» از لحاظ آخرت هم خودت را هلاک کرده ایى «وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغَیْرِ» از نظر سیاسى هم حکومتت را واژگون مى کنند تو اینقدر زور مى گویى مردم وقتى خسته شدند مقاومت مى کنند و تو را سرنگون مى کنند هر پستى مى خواهى باش
من یک وقتى به برادرهاى پاسدار گفتم اگر یک وقتى عیبى نقصى از من دیدید بگوئید یکى از این برادرها گفت تو یک روز پدر من را در آوردى گفتم چکارت کردم؟ گفت در یکى از شهرها نشستیم توى ماشین برویم یک کسى شیشه را پائین کشید و یک لیموى ترش به تو داد تو هم این لیمو را سوراخ کردى و آبش را با دهان مى کشیدى و من هم پشت صندلى مى لرزیدیم آدم وقتى به او لیمو مى دهند یا نمى خورد یا نصف آن را هم به نفر پشت سرش مى دهدو دو ساعت با این لیمو پدر من را در آوردى گفتم خوب من توجه نداشتیم.
نگو امروز داریم مى خوریم اما دود کباب همسایهات را اذیت مى کند امروز ماشین داریم گازش را مى گیریم این خر سوارها هم نمى توانند جلوى ماشینمان را بگیرند بله، گازش بده گردو خاکش هم بنشیند به من ولى یک زمانى همین ماشینت را مصادره خواهند کرد. بنام آخوند نگو من امروز زور دارم « لا تقولن انى مومر » حمام من است هر جا دورش برود، برود، بالاخره مردم خسته مى شوند و دود کشش را مى اندازند داخل خانهات وقتى که مى گویى زور دارم صد تا ضرر دارد از لحاظ خود سازى روحت اذیت مى شود، دیکتاتورى در تو شکوفا مى شود، از نظر دین ضامن هستى عقوبت دارى قرآن میفرماید بهشت براى کیست؟ چه کسانى به بهشت مى روند، بهشت مال کسى است که «لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) القصص(۸۳).
مى گویند حضرت امام(رحمه الله علیه) وقتى قدیم درس خارج میگفند در فیضیه آخر بحث اخلاقش این آیه را مى خواند « تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً«(۸۳) این سراى قیامت قرار مى دهیم براى کسى که اراده علو نداشته باشد گاهى آدم کفشى مى پوشد که مردم همه او را نگاه کنند به یک نحوى خانه مى سازد که جلب توجه کند. اگر کسى حرکتى کند که »یریدون علوا« درد دلش اراده بزرگ منشى داشته باشد این اهل بهشت نیست.
قرآن مى فرماید کسى که حرکت هایش توى جامعه جورى باشد که توی دلش این باشد که من از همه برترم این قطعاً اهل بهشت نیست « تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ« این خانه بهشت را قرار مى دهیم براى کسى که اراده «علوا» نداشته باشد.
«ملعون ملعون» خدا لعنت کند، خدا لعنت کند کسى که در فکر ریاست باشد. خدا لعنت کند کسى که مى نشیند پهلوى خودش فکر ریاست را مى کند. نگو من امروز رئیسم فکر ریاست هم نباش خدمت کن اگر رزق تو باشد خود مردم جمع مى شوند و تو را رئیس مى کنند خودت براى خودت خواب نبین که من این کار را مى کنم بعد از این کار این کار این کار را مى کنم.
امام رضا(علیه السلام) فرمود اگر کسى مردم را بکشد بطرف خودش و بداند که در آن جامعه بهتر از او هست، او آدم منحرفى است.
سه نفر مى گفتند من، ببین خدا چه بلایى سرشان آورد نمرود مى گفت «أَنَا أُحْیی وَ أُمیتُ» البقره ۲۸۵- منم که مى توانم زنده کنم و مرگ بدهم آخر فرعون مى گفت خداى من زنده مى کند و مرگ مى دهد نمرود طاغوت بود گفت خدا زنده مى کد و مرگ مى دهد، »انا« منم که زنده مى کنم و مرگ میدهم دستور داد یک زندانى را اعدام کردند گفت دیدید من مرگش دادم یک زندانى را هم آزاد کرد گفت دیدید زندهاش کردم.
یا مثلاً فرعون مى گفت «انا ربکم الاعلى» من خداى بزرگ شما هستم. ابلیس مى گفت «انا خیر منه» من از آدم بهترم من سجده کنم من که بهترم.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»