امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ساعت : ۱۹:۲۵
  • مهدویت
  • عدالت باوری

    به نام خدا

    باور به عدالت‏گستری منجی مصلحی که عدل و قسط را در عرصه‏های اقتصادی[۱]، قضایی[۲] و… در سراسر کره خاکی می‏گستراند از همان آغاز اسلام در اعماق وجودی مسلمانان نفوذ نموده است و روایاتی که از پیامبر(ع) و امامان معصوم: در این زمینه رسیده است در حد تواتر هستند.

    در معنای عدل آمده است: ((‏عدل آن است که هر چیزی را در جای خود قرار می‏دهد))[۳]

    شهید مطهری در معنای آن می‏گوید:

    عدالت عبارت است از این‏که آن: استحقاق و حقی که هر بشری به موجب خلقت خودش و به موجب کار و فعالیتش به دست آورده است به او داده شود و نقطه مقابل آن ظلم است که آنچه را که فرد استحقاق دارد به او ندهند و از او بگیرند.[۴]

    بدیهی است که باور به چنین عدالتی فطری است.

    شهید مطهری می‏گوید:

    اعتقاد به عدالت فطری است؛ چنانچه کسی به مرحله کمال برسد و خوب تربیت شود، واقعاً عدالت‏خواه می‏شود و عدالت جمع را بر منفعت خویش ترجیح می‌دهد.[۵]

    گفتنی است اعتقاد به فرارسیدن زمانی که عدالت در سراسر هستی گسترش می‏یابد نیز یک امر فطری است که مهم‌ترین دلیل بر آن، عمومیت و همگانی بودن آن است.

    مسیحیان[۶]، یهودیان[۷]، زرتشتیان[۸]، هندوان[۹] و مسلمانان[۱۰] و دیگر ادیان بر این باورند که این کره خاکی زمانی پر از عدل و داد خواهد شد.

    بی‏تردید چنین باوری دست‏آوردهای ارزشمند و ثمرات متعددی به ارمغان خواهد آورد که از جمله آن‏ها ره‏آوردهای فردی و جامعه‏شناختی است که در ذیل به برخی از آن‏ها اشاره

    می‏شود:

    ره‏آورد فردی

    1ـ شناخت امام

    امام صادق(ع) می‏فرماید:

    ای یحیی کسی که شب را به گونه‏ای بگذراند که در آن، امام زمانش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.[۱۱]

    با توجه به نقشی که امامت در حفظ نظام و کمال بشر و سیر او به سوی خدا و اجرای احکام خدا دارد و با توجه به این‏که اطاعت امر امام شرعاً و عقلاً واجب است، در وجوب معرفت امام نیز بر حسب حکم عقل و شرع، جای هیچ‏گونه تردید و شبهه‏ای نیست؛ زیرا هم مقدمه و اطاعت است که واجب است و بدون وجوب هم اطاعت و نصب امام بیهوده است و هم بر حسب آنچه در بعض روایات استفاده می‏شود، بالخصوص نیز واجب است.[۱۲]

    گفتنی است شناخت امام زمان با دو امر حاصل می‏شود:

    1ـ شناخت امام به نام و نسب

    2ـ شناخت صفات و ویژگی‏های او[۱۳]

    بنابراین حق شناخت امام آن است که تمامی ابعاد زندگی و صفات و ویژگی‏های آن شخصیت رهایی‏بخش از جمله سیره عملی اجرای عدالت آن حضرت مورد کنکاش قرار گیرد و این شناخت از اهم واجبات است[۱۴]. با باور به عدالت‌گستری‏ و سیره حکومتی و عمل امام زمان (عج) در عصر ظهور، شخصیت حقیقی این شجره طوبی، آن‏طور که شایسته است، شناخته می‌شود؛ چرا که دادورزی حضرت حجت(عج) بخشی از زندگی ایشان بوده و همان‏گونه که شناخت حسب و نسب، زمان ولادت و ویژگی‏های فردی آن حضرت ضروری به نظر می‏رسد، شناخت ابعاد اجتماعی و سیره عملی آن بزرگوار در اداره حکومت و اجرای احکام و حدود الهی و برقراری عدل و داد ضروری‏تر است.

    2ـ محبت و عشق به حضرت

    ((…قل لااسئلکم علیه اجرًا اِلا الموده فی القربی…(([۱۵]

    ((‏بگو جز مودت به نزدیکان، از شما مردمان اجر و مزدی نمی‏خواهم)).

    عشق و محبت صمیمانه به اهل بیت: یک ضرورت است و ((‏دوستی ایشان بخشی از ایمان و شرط قبولی ایمان است)).[۱۶]

    اما این عاطفه ارزشمند قابل پرورش بوده و همین موجب ازدیاد صفای دل به اهل‏بیت می‏شود و می‏توان آن را شدت بخشید؛ به این صورت که باور داشته باشیم این محبت‏ها یک‌جانبه نیست.[۱۷] جذبه محبت و عشق امام، جاذب دل‏های پریشان مؤمنان و جمع‏کننده قلوب پراکنده شیعیان است.

    عشق از معشوق اول سرزند                                 تا به عاشق جلوه‏ای دیگر کند.[۱۸]

    آری، باور به دادورزی عاشقانه آن حضرت[۱۹] و دل‌سوختگی و محبت ایشان به خلق در برقراری حرکت عظیم عدالت‌گستری در جهان ما و نگرش حق‏طلبانه ایشان به این کره خاکی، به گونه‏ای تکوینی، محبت و عشق به حضرت را در دل‏های عاشقان شدت می‏بخشد و باور به غلبه رحمت حضرت بر غضبشان در حکومت عدل و ستاندن حق مظلومان از ظالمان و گردن‌کشان سبب می‏گردد مؤمنین نیز در قبال نگرانی‏ها و باور به دغدغه‏های آن امام در ستم‏های روا داده شده به بشریت و مظلومین و تلاش ایشان برای رهایی آنان از دست ستمگران پیوند معنوی و عشق خود را با حضرت افزون و محکم‏تر کرده و سرود دلدادگی برای آن حضرت را سر ‏دهند که این عشق و محبت‏ها در قالب دعاها و زیارتنامه‌ها تبلور می‏یابد.[۲۰]

    به دیگر سخن، اول محبوب است که از محبت خویش یاد می‏کند و این یاد در قلب محب جلوه‏گر شده، او را به یاد محبوب می‏اندازد و این ماییم که باید به شراره عشق و جذبه محبت او لبیک گوییم.[۲۱]

    3ـ امید به آینده

    نور امید همواره درون جان بشر را روشن داشته و او را در برابر حوادث ناگوار پایدار

    می‏سازد و از گردنه‏ها و فراز و نشیب‏های گوناگون گذرانده، گام به گام در مراحل تکامل و ترقی سیر می‏دهد. اگر امید نبود، بشر هیچ قدمی را بر نمی‏داشت و هیچ رنجی را تحمل

    نمی‏کرد.[۲۲]

    امام مهدی(عج) به عنوان ضامن اجرای وعده‏های الهی و تحقق عدالت‌گستری در جهان، پناهگاه مؤمنین است ((‏و این امید، بزرگ‌ترین هدیه‏ای است که جامعه بشری در این دوران دریافت کرده است. گوستاو لوبون می‏گوید:

    بزرگ‌ترین خدمتگزاران عالم همان اشخاصی هستند که توانسته‏اند بشر را امیدوار نگه دارند)).[۲۳]

    و باور به این منجی و عدالت‏خواهی‏های او و افق روشن هستی[۲۴]، و مساوات فراگیر[۲۵]، روح امید را در کالبد خسته بشریت می‏دمد؛ زیرا در هر حال، مؤمنین می‏دانند که در زمانی معنا و مفهوم حقیقی زندگی تحقق پیدا کرده و شب سیاه ظلم در جهان رخت بربسته و نور عدالت جای‌گزین آن می‏شود.

    4ـ شکسته شدن هیبت مستکبران در برابر مؤمنان[۲۶]

    در طول سده‏های متمادی، مستکبران و فرعونیان با ابزارهای مادی و در دست داشتن رسانه‏های تبلیغاتی مسموم، به جای حق نشسته و سعی در نمایاندن برتری و هیبت و قدرت خود و ذلیل و ویران کردن شخصیت مومنین داشته‏اند و تلاش نموده‏اند با ارزش‏ها و مفاخر مجازی و پوچ و توخالی خود، برتری اجتماعی و بزرگ‏منشی خود را بنمایانند.

    اما با اعتقاد به تشکیل سلطنت و دادورزی مقتدرانه حضرت مهدی(عج) و شکسته شدن بت‏های مستکبران و گرفته شدن ریاست‏ها و مال‏ها و ابزارهای باطل و ناحق از مستکبران، پوچی و تهی بودن قدرت آنان نمایان می‏شود و هیبت آنان شکسته می‏شود؛ زیرا این اقتدارها و عظمت‌های ظاهری تداومی نداشته و همیشگی نیستند.

    5ـ آمادگی

    انقلاب و جنبش با این گستردگی برای طرح‏ها و برنامه‏های جهانی و تشکیل ساختارهای ایجاد عدالت اقتصادی، فرهنگی، قضایی و… در جامعه عدل مهدوی نیازمند نیروهای کارآمد و مهدی‌یاورانی است که بتوانند در مسندهای مختلف حکومت با عناوین متفاوت خدمت کنند.

    امام باقر(ع) می‏فرماید:

    هنگامی که قائم ما قیام کند و مهدی ما ظهور کند، یک مرد از شیعیان ما پرجرأت‌تر از شیر و کاری‏تر و نافذتر از نیزه خواهد بود[۲۷]

    کسانی که آرمان عدالت‌گستری در سراسر گیتی را در سر دارند بایستی با بینشی ژرف، نسبت به آن حرکت بزرگ، خود را در عرصه‏های مختلف علمی، نظامی و سطوح عالی معنوی آماده سازند تا بتوانند مقدمات آن حکومت عظیم را تشکیل دهند و از همین عصر غیبت، خود را به عنوان پشتوانه‏ای در جامعه فاضله عصر مهدوی به آن حضرت بشناسانند. بنابراین آماده شدن در همه عصرها برای محقق شدن آرمان آن حضرت و تشکیل آن حکومت عدل‌محور ضروری می‌نماید.

    ۶ ـ پایداری در برابر مصائب دشمنان

    صبر گویای شرایط گذشتن زمان لازم در پرورش حیات آدمی و تحقق خودسازی و رشد عقلانی در رسیدن به حق و عامل اصلی تعالی انسان و کمال آدمیت است و در عرفان اسلامی، یکی از ویژگی‏های سیر و سلوک و اصیل‏ترین حالت، بردباری و شکیبایی است و طی همه منازل و مراحل نیازمند صبر است.[۲۸]

    عدالت‌باوری می‏آموزد که فرجام جهان، جلوه‏ای از عدالت حق‏تعالی است و سرانجام، وضعیت نامطلوب مؤمنین پایان می‏پذیرد و حقشان ستانده می‏شود. از این روی، اگرچه در دوران غیبت آزارها و اذیت‏ها می‏بینند و دچار مصائب می‏شوند، با امید به برچیده شدن ریشه اهریمنان و سقوط صاحبان زر و زور و تزویر، با بینشی عمیق، صبور و بردبار بوده و اقسام مصائب و مشقت‏ها را تحمل می‏نمایند.

    امام حسین(ع) فرمودند:

    برای او غیبتی است که گروهی در آن دوران از دین برگشته، برخی دیگر بر دین پایدار خواهند ماند و مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت.[۲۹]

    7ـ عدالت‏باوری و تقوای الهی

    از جمله مهم‏ترین شاخصه‏ها و مقدمات تقوای الهی، باور و ایمان به امور غیبی الهی است که باور به حکومت عدلی که توسط مهدی آخرالزمان تشکیل می‏شود از مصادیق بارز آن است: ((ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب…[۳۰]))؛ ((‏ آن کتاب که تردیدی در آن نیست، هدایتی برای متقین است، کسانی که ایمان به غیب دارند…)).

    باور به دادورزی و عدالت‏گستری حضرت مهدی(عج) ـ که منشأ وحیانی داشته و از مسلمات دین اسلام است ـ یکی از مصادیق باورهای غیبی به شمار آمده و مستلزم تقوای الهی است و بدون این سرمایه معنوی، پارسایی و پرهیزکاری معنا ندارد و البته آزمونی است که تنها مؤمنین راستین و موحدان خداجو از عهده آن برآمده و مزیّن به لباس پرهیزکاری

    می‏شوند که برترین لباس‏هاست.

    ۸ ـ تهذیب نفس

    اگرچه بریدن از خودخواهی و هوای نفس و پاکیزه شدن از خباثت و رذایل نفسانی همیشه و در همه حال برای یک مؤمن وارسته سزاوار است، کسی که باور دارد روزگاری در همین دنیا جلوه‏ای از عدالت کبریای حضرت حق طلوع می‏کند و نزد حضرت مهدی(عج) مؤمن واقعی از غیر واقعی نمایان است[۳۱] و هر چیزی در جای خود قرار می‏گیرد و انسان‏های پست و وارسته، هر کدام از هم متمایز و در جایگاه خود قرار می‏گیرند، ضرورت آن را بیشتر درک کرده و با وارستگی و رهیدن از لغزش‏ها نفس خود را پاک می‏گرداند تا سرافراز و سربلند، نزد حضرتش حاضر گردد. امام صادق(ع) فرمودند:

    هرگاه قائم به پا خیزد، هیچ‌یک از بندگان خداوند به پیشگاهش برنخیزد، مگر این‏که او را می‏شناسد که آیا صالح است یا ناصالح و ناشایسته.[۳۲]

    ۹ ـ آرامش و امنیت روحی

    تردیدی نیست که نهایت سعی و تلاش انسان‏ها در رسیدن به آرامش و امنیت روحی است و هر روزنه‏ای را که جهت تابیدن این آرامش ببینند به سوی آن خیره می‏شوند.

    امید به عصر طلایی و تشکیل حکومت عادلان و ستانده شدن داد مظلومان از ظالمان و برچیده شدن پایه‏های استبداد، نور آرامش را در دل مؤمنین روشن می‏سازد و نگرش آنان را به آینده هستی، نگرشی آرامش‏بخش می‏کند و با تصور امنیتی فراگیر برای آینده عالمیان، درخشش و تابش آن‌را در روح و جان خود نیز مشاهده می‌کنند.

    10ـ دعا برای تعجیل فرج

    شکی نیست که دعا، تأثیر بسزایی در سرنوشت انسان‏ها و تغییر قضای الهی داشته و از اقسام شکر[۳۳] بوده و موجب فزونی نعمت[۳۴] می‏گردد.

    بنابراین در تسریع ظهور و فرج و تشکیل حکومت عدل نیز نقش بسزایی دارد.

    امام زمان(عج) فرمود:

    ((‏بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است)).[۳۵]

    مؤمنین که از ظلم و ستم‏های روا شده بر انسان‏ها آگاه بوده و بر این باورند که با برقراری عدالت مهدوی در کره خاکی، بساط این همه ظلم و ستم‏ها برچیده شده و رفاه اجتماعی و اقتصای حاکم خواهد شد همواره دست به دعا برداشته و از خداوند می‏خواهند که در فرج حضرتش تعجیل فرماید تا انسان‏های دردکشیده هرچه زودتر به حقوق از دست‏رفته‏شان نایل آیند و عدل سراسر گیتی را فراگیرد. زیرا می‏دانند دعایشان در این امر مستجاب می‏شود.[۳۶]

    ۱۱ ـ اعتقاد به حکومت عدل، وسیله تبری از حکومت‏های جور

    کسی که به شاخصه‏های کلی دادورزی در حکومت حضرت مهدی(عج) علم و باور داشته و می‏داند که این حکومت اصلاح‏طلب و ظلم‏ستیز، تجلی و وعده عدالت حقیقی الهی است، آن عدالت مقتدرانه و غایت کمال انسان‏ها را مقیاس و میزان قرار داده و حکومت‏‏های عصر خود را با آن می‌سنجد و اگر دولتی در دادورزی خود، به این مقیاس نزدیک‌تر شود، به آن تمایل پیدا کرده و از آن حمایت می‏کند و چنانچه سلطنتی بر خلاف مقیاس حق‏مداری، ظلم‌محور بوده و ستمگری در آن ترجیح داده شده و شاخصه‏های عدالت مهدوی را نداشته باشد، مورد انزجار مؤمنین می‏باشد. زیرا کسی که به آن عصر طلایی و آن عدالت همگانی باور داشته و آن مدینه فاضله را تصور کرده است نمی‏تواند آن حکومت‏ها و سلطنت‏های جور را تحمل کند و به راستی از آن وضع نامطلوب گریزان بوده و از آن تبری می‏جوید.

    12ـ اصلاح فردی و انجام تکالیف

    امام صادق(عج) می‏فرماید:

    به خدا سوگند، به طور حتم، عدالت مهدی(عج) به درون خانه‏ها و اتاق‏هایشان نفوذ می‏کند، هم‏چنان که سرما و گرما در آن وارد می‏شود[۳۷]

    در آن عصر، حدود جاری نشده جاری می‏شود، قدرت‏ها و ریاست‏های بناحق گرفته شده گرفته می‏شوند، حق مظلومان ستانده می‏شود، اموال و دارایی‏های به غارت رفته شده مصادره می‏شود و به صاحبانشان بازگردانده می‏شود.

    در نزد حضرت، مؤمن واقعی و حقیقی از مؤمن ظاهری و ریاکارانه متمایز می‏شود و…

    با باور به این اوصاف، بدیهی است که مؤمنان خود را از خصیصه‏های ناپسند بر حذر داشته و نواهی الهی را ترک نموده و خود را به اعمال حسنه و انجام فرایض آراسته و در به‌دست آوردن مال و قدرت و ریاست‏های باطل حرص و ولع ندارند تا این‏که مغضوب عدالت مهدوی قرار نگیرند. زیرا می‌دانند ثمره انجام محرمات و ترک فرایض، پایمال نمودن حقوق الهی و مردم و نفس خود است که در محکمه عدل مهدوی نیازمند پاسخ‌گویی است. از این‌رو معتقد و مؤمن به این امر، خود را اصلاح و تکالیف را انجام می‌دهد تا به‌گونه‏ای تکامل یابد و درخشش عدالت حضرت را بهتر درک کرده و مورد غضب عدالت حضرت قرار نگیرد.

    13ـ اعتقاد به عدالت مهدوی، توجه داشتن به کرامت و شرافت انسانی

    یکی از مهم‌ترین حقوق انسان‏ها کرامت و شرافت آنان است[۳۸] که در طول قرون متمادی توسط گردن‌کشان و فرعونیان از آنان به یغما رفته است و با گسترش عدالت حضرت مهدی(عج) به آن‏ها بازگردانده شده و ربایندگان این کرامت‏ها در پیشگاه محکمه عدالت، سخت مجازات می‏شوند. بنابراین با این باور، توهین‏ها، تهمت‏ها، محروم‏کردن‏ها، تحقیر کردن‏ها و… از انسان رخت بر می‏بندد و توجه بیشتری به ارزش واعتبار انسانها می‌شود؛ زیرا دانسته می‏شود قدرتی پرتوان‏تر در سایه عنایت الهی به فریادرسی این انسان‌های دردکشیده خواهد شتافت و انتقام آنان را خواهد گرفت و بنابراین بر مبنای اجرای دستورات اسلام، حرکت اصلاحی در کرامت دادن حقیقی به انسان‏ها صورت می‏گیرد.

    14ـ بیم و امید

    عصر دادورزی حضرت مهدی(عج) ، تهدید، تنگنا و ایام عسرت است برای طمع‌ورزان و دنیاطلبان[۳۹] و آسایش و آرامش و سامان‏یابی زندگی است برای مؤمنان و مستضعفان.[۴۰] انسانها با این باور در مرز بین خوف و رجا و بیم و امید زندگی می‏کنند و از یک‏سو عدالت‌ورزی حضرت را مهربانانه و نویدبخش و از دیگر سو، قاطعانه و سازش‌ناپذیر می‌دانند و تلاش می‌نماید اعمال خود را با این دوگونه برخورد وفق دهد.

    15ـ احساس شخصیت

    مؤمنان نیک می‏دانند که مهدی آل محمد(عج) می‏‏آید و آنان را عزیز می‏گرداند و دشمنانشان را خوار و ذلیل می‏کند[۴۱] و با خلافت و عدالت راستین خود، حاکمیت مؤمنان و مستضعفان را تضمین می‏نماید. [۴۲] بنابراین بدیهی است که مؤمنان و فرودستان در برابر زورمندان احساس ذلت نمی‏کنند چرا که خود را میراث‏دار اصلی زمین دانسته و صاحبی برای خویش متصور هستند که با فرمانروایی عادلانه و سلطنت قدرتمند خود مایه مباهات آنان است.

    16ـ امر به معروف و نهی از منکر

    امام باقر(عج) می‌فرماید: همانا امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا و صالحان است و فریضه بزرگی است که قوام دیگر فرایض به آن است و راه‏ها به وسیله آن امنیت می‏یابد و درآمدها حلال می‏شود و مظالم به صاحبانشان رد می‏شود و زمین آباد می‏شود و از دشمنان انتقام گرفته می‏شود و امور سامان می‏یابد.[۴۳]

    در جای خود ثابت شده است که این فریضه‏ی بزرگ الهی، بستر و زمینه مناسب برای ظهور امام عصر و در نتیجه، تشکیل حکومت عدل محور را فراهم می‏آورد.

    بنابراین کسی که به این دادورزی عظیم و عصر شکوفایی استعدادهای صلح و آشتی و برابری و مساوات باور دارد، تحت رهبری عقل و ایمان به انجام این تکلیف بزرگ الهی می‏پردازد تا هرچه سریع‌تر بستر مناسب برای به کمال رسیدن انسان‏ها در این دنیا و بازگردانده شدن حقوقشان فراهم شود و حضرتش ظهور کند و برابری و مساوات را حاکم گرداند.

    ره‏آورد جامعه‏شناختی

    1ـ تشکیل نهضت‏های عدالتخواه

    عالم هستی نظام اسباب و مسببات است.

    امام صادق(ع) می‏فرماید:

    ((‏ابی‏الله ان یجری الاشیاء الاّ بالاسباب)).[۴۴]

    ((‏خداوند اراده کرده است که تمام اشیاء تنها با اسبابش محقق شود)).

    در جامعه آرمانی عدالت‌محور اسلام نیز، اگرچه امدادهای الهی و تأییدات غیبی بسیار مؤثر بوده و پشتوانه آن هستند، در تعالیم اسلام آمده است که اجرای دقیق این برنامه‏ بدون مسئولیت‌پذیری و تعهد و تکلیف یارانی کارآمد و جامعه‏ای خروشان در جهت تحقق نهضت‌های عظیم آزادی‌بخش و عدالت‌خواه میسر نیست.

    بنابراین جامعه‏ای که باور دارد و می‏داند در آن عصر طلایی از دست ستم‏پیشگان و مستکبران رهایی یافته و تعالیم انبیا و اصول اساسی رسالت در آن حاکم می‏گردد، باید برای تحقق و زمینه‌سازی آن کوشا باشد. جامعه و مدینه فاضله عصر دولت حقه حضرت مهدی(عج) و عدل‌محوری او را هدف قرار داده و تلاش می‌کند برای تسریع در رسیدن به هدف، اسباب و زمینه‌های آن تحول عظیم را با انقلابها و نهضت‌ها فراهم آورد و طبیعی است که نمی‏تواند حکومت‏های جور و ظلم را تحمل نماید و از این‌رو به صورت نهضت‌های آزادی‏بخش، زمینه و بستر را برای عدالت کلی فراهم می‌آورد.

    2ـ احیای عدالت نسبی در جامعه

    هر جامعه و نظامی برای رشد و تکامل در جهات مختلف، به دنبال الگویی مناسب است تا خود را با آن وفق دهد و به رشد و تعالی نسبی برسد. حال چنانچه جامعه‏ای محقق شدن اصول دادگری و رستگاری و سعادت و صعود و رفاه اقتصادی، اجتماعی، قضایی و… را در سلطنت مقتدرانه و عادلانه حضرت مهدی(عج) ببیند و به آن باور داشته باشد، آن را الگوی خود قرار داده و تلاش می‏نماید تا حد امکان آن آرمان‏ها ـ از جمله عدالت و دادورزی ـ را در خود به فعلیت برساند و اگر نمی‏تواند همانند آن حکومت اصیل عدالت را جاری کند، لااقل یک عدالت نسبی را تحقق بخشد.

    3ـ یکدلی و یکپارچگی

    رمز اصلی پیروزی هر ملتی و سرازیر شدن نعمت‏های آسمانی یکدلی و یکپارچگی[۴۵] انسانها برمبنای اسلام و دین‏داری است.

    حضرت علی(ع) می‏فرماید:

    شما یاوران حقید و برادران در دین؛ سپرهای روز گرفتاری و پیکار و رازداران در برابر افشاکنندگان اسرار.[۴۶]

    و امّا دوستی طالبان دنیا و بی‏دینان زوال‌پذیر و بی‏نتیجه است و هیچ بنائی ندارد.[۴۷]

    روشن است که باور به دادورزی در آخرالزمان از مصادیق دین‏داری به شمار می‏آید و

    می‏تواند مبنا و ملاکی برای اتحاد باشد و اگر جامعه‏ای، همگی به این امر بزرگ الهی باور داشته باشند، با توجه به هدف و دغدغه مشترک، نوعی یکدلی و یکپارچگی در تحقق آرمان و کمالی واحد برای آن‏ها شکل می‏گیرد و وقتی هدف واحد شود، راهها، اسباب و… برای رسیدن به آن هدف نیز یکی می‌شود.

    4ـ تابیدن انوار الهی و برکات آسمانی از آینه باور به عدالت مهدوی در جامعه

    ((ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض…(([۴۸].

    و اگر اهل تقوی ایمان بیاورند و پرهیزکار باشند، برکات آسمان و زمین را بر آن‏ها می‌گشاییم… .

    تردیدی نیست که پرهیزکاری تنها به انجام دادن فرایض و ترک نواهی نیست؛ بلکه شخص پرهیزکار بایستی به اصول مسلمه مذهب و دین نیز معتقد بوده و با فکر و اندیشه و استدلال به اصول اعتقادی ـ که از جانب خداوند به واسطه پیامبران رسیده است ـ نیز باور داشته باشد.

    عدالت‏باوری حضرت مهدی(عج) نیز از جمله اصول مسلمه بوده از مصادیق تقوا و پارسایی به شمار می‏آید و اگر جامعه‏ای آن را بپذیرد و در مرحله عمل نیز به کار برد، در واقع تقوای الهی را پیشه کرده است و سنت خداوند بر آن است که برکات آسمانی خود را بر آن جامعه بباراند و آن جامعه با تابیدن انوار الهی، به مدینه فاضله مبدل گشته و باب رحمت و نعمت‏های خداوند بر روی آن‏ها گشوده می‌شود.

    5ـ تقریب بین ادیان الهی و مذاهب اسلامی

    گفته شد مسأله عدالت‏باوری، مشترک بین ادیان است و هر امر مشترکی بین گروه‏های مختلف باعث کم‏کردن فاصله‏ها شده و آن‏ها را به هم نزدیک می‏گرداند؛ بنابراین چنان‏چه جامعه‏ای که در آن ادیان مختلفی زندگی می‏کنند همگی به این مسأله باور داشته باشند، در این امر وحدت رویه داشته و با هم نزدیک بوده و نوعی اتحاد بین آن‏ها در مقابله با طاغیان و ظالمان و فرعونیان ایجاد می‏شود.

    6ـ بیداری اندیشه‏ها و به‌دست آوردن راه نجات از ظلم و استبداد

    اندیشمندان و شیفتگان اسلام ناب، با استناد به کتاب و سنت، انتهایی روشن و فرجامی همراه با تابش پرتو عدالت الهی در جهان تصور می‏کنند و این تصور را در میان سایر اقشار جامعه می‏نمایانند تا دیگر اندیشه‏ها نیز بیدار گشته و همراه با هم و با هم‏فکری، ترکیبی یکپارچه تشکیل داده و جهت پیکار همگانی برای ریشه‏کنی فسادها، تبعیض‏ها، ناعدالتی‏ها و… در جامعه، راه‏های روشنی بیابند و آن را در ظرف عمل قرار دهند.

    بنابراین چنین باوری سبب می‌گردد نه تنها اندیشمندان اسلامی بلکه دیگر مردمان نیز در انتظار چنین واقعه‌ای عظیم، همواره بیدار و آگاه و مترصد بوده، به دنبال پیدا نمودن و تهیه و تدارک راههای مناسب در سرعت بخشیدن به آن باشند.

    پی نوشت ها :

    [۱]. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، نشر الوفاء، ج ۵۲ ، ص ۲۹۰.

    [۲]. کلینی، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱، ص ۳۹۷.

    [۳]. سفینه‏البحار، ج ۲، ص ۱۶۶.

    [۴]. شهید مطهری، سیری در ائمه اطهار، قم، انتشارات صدرا، ص ۲۵۹.

    [۵] . همان ص ۳۶۵.

    [۶] . اعمال رسولان، ج ۵، ص ۳۱.

    [۷] . ویلیام گلن و هنری رکن، عهد عتیق و جدید، ترجمه فاضل خادم همدانی، تهران، انتشارات اساطیر، ص ۱۲۲۰.

    [۸] . داود الهامی، او خواهد آمد، قم، نشر مرتضی، ص ۶۸.

    [۹] . مجله هفت آسمان، شماره ۱۲ و ۱۳، مقاله گونه شناسی موعود در ادیان مختلف ص ۱۱۶.

    [۱۰] . سید ثامرالعمیدی، در انتظار ققنوس، ترجمه مهدی علی‏زاده، قم، موسسه امام خمینی، ص ۴۶. (به نقل از تاریخ ابن خلدون)

    [۱۱] . بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۸۹.

    [۱۲] . صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه، ج ۱، بخش سوم، ص ۶۲.

    [۱۳] . موسوی اصهانی، مکیال‌المکارم، قم، انتشارات ایران نگین، ج ۲، ص ۱۸۵.

    [۱۴]. همان.

    [۱۵] . سوره الشوری، آیه ۲۳.

    [۱۶] . مکیال المکارم، ج ۲، ص ۲۱۷.

    [۱۷] . همان. ج ۱، صص ۹۴ و ۵۳.

    [۱۸] . امام صادق(ع): ((‏والله لانا ارحم بکم منکم بانفسکم)) (مسعود پورسیدآقایی، میرمهر، قم، انتشارات حضور، ۱۳۸۲، ص ۱۶۷) .

    [۱۹] . پیامبر اکرم: ((‏به (المهدی) یخرج الذل من اعناقکم…)). (بحار، ج ۵۱، ص ۵۷.)

    [۲۰]. دعای ندبه؛ زیارت ناحیه مقدسه؛ دعای صباح و…

    [۲۱] . میرمهر، ص ۱۶۸.

    [۲۲] . امامت و مهدویت، ج ۲، بخش سوم، ص ۷.

    [۲۳] . در انتظار ققنوس، ص ۲۷۳.

    [۲۴] . ?و نرید ان نمن علی‏ الذین استضعفوا فی‏الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین?. [قصص، ۵].

    [۲۵]. امام صادق(ع): ((‏کان رسول‌اللّه یقسم لحظاته بین اصحابه، فلینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسّویه)). (الکافی، ج ۲، ص ۶۷۱(.

    [۲۶] . مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۶۹.

    [۲۷] . سلیمان بن ابراهیم، ینابیع‏الموده، ترجمه سید مرتضی توسلیان، انتشارات بوذرجمهری، ج ۲، ص ۴۹۹.

    [۲۸] . غدیر کارآمد کرمانی، ایمان، تهران، انتشارات گوهر منظوم، ۱۳۸۱، صص 4ـ133.

    [۲۹] . بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۳.

    [۳۰] . بقره، ۲ و ۳.

    [۳۱] . مکیال المکارم (به نقل از کمال‏الدین، ج ۲، ص ۶۷۱).

    [۳۲] . همان.

    [۳۳] . همان، ج ۱، ص ۴۲۵.

    [۳۴] . همان، ص ۴۲۴.

    [۳۵] . همان، ص ۴۱۹ (به نقل از احتجاج ج ۲ ص ۲۸۴).

    [۳۶] . همان ص ۴۷۴.

    [۳۷] . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۸.

    [۳۸] . امام صادق(ع): ((‏والله حق مومن از کعبه بزرگتر است)). (بحار الانوار، ج ۷۴ ، ص ۲۲۲(.

    [۳۹] . بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۲۰.

    [۴۰] . محمد حکیمی، عصر زندگی، قم، بوستان کتاب، ص ۲۶۸، (به نقل از تحف‏العقول، ص ۳۲۴.)

    [۴۱] . امام علی(ع): ((‏یبعث الله مهدیّهم بعد جهدهم فیعزّهم و یذلّ عدوّهم)). )بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۵۴(.

    [۴۲] . مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۵۸.

    [۴۳] . الکافی، ج ۵، ص ۵۶.

    [۴۴] . همان، ج ۱، ص ۱۸۳.

    [۴۵] .((واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولاتفرقوا.)) ]آل عمران، ۱۰۳[

    [۴۶] . نهج‏البلاغه، خطبه ۱۱۷.

    [۴۷] . حضرت علی(ع) می‏فرماید: ((‏دوستی اهل دنیا به کم‌ترین مسأله‏ای از بین می‏رود)). (ولی الله برزگر، جامعه از دیدگاه

    نهج‏البلاغه، سازمان تبلیغات ص ۱۵۵، به نقل از غررالحکم فصل اول، ص ۷۶).

    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *