امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 15:49

راه اصلاح مفاسد نفس – قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

گناه ذاتى انسان نیست

یكى از زیباترین و پرمنفعت‏ ترین برنامه‏هایى كه در قرآن و معارف ملكوتى اهل بیت قدس سرهما همواره مطرح بوده، توبه است. خداوند در قرآن، به این مسأله توجه خاصى دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین قدس سرهما نیز به این مسأله توجه فوق‏العاده‏اى داشته‏اند. ایشان گناه را ذاتىِ انسان نمى‏دانند. گناه در فرهنگ قرآن، یك بیمارى دانسته شده است كه این به عللى متوجه انسان مى‏شود و بر او عارض مى‏گردد. هر انسانى كه متولد مى‏شود، پاك و به دور از گناه به دنیا مى‏آید.

خداوند مى‏فرماید :

«فِطْرَةَ اللّه‏ِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّه‏ِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ »1.

با همه وجودت به سوى این دین [ توحیدى ] روى آور [ پاى‏بند و استوار بر ]سرشت خدا، كه مردم را بر آن سرشته است، باش! براى آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلى نیست . این است دین درست و استوار ؛ ولى بیش‏تر مردم، معرفت و دانش [ به این حقیقت اصیل ] ندارند .

حتى یك نفر را نیز براى نمونه نمى‏توان یافت كه آلوده و ناپاك آفریده شده باشد ؛ زیرا خداوند منبع خیر بى‏نهایت است. اگر كسى آلوده به دنیا آید، در این صورت، باید براى حریم مقدس او ناپاكى و شر تصور شود، كه هنگام ساختن انسان، آن شر و ناپاكى به انسان سرایت كرده است ؛ اما از منبع خیر، پاكى، سلامت و كمال، غیر از خوبى و پاكى تولید نمى‏شود.

عوامل آلودگى

رسول خدا صلی الله علیه و آله مى‏فرماید :

« كُلُّ مُولُودٍ یُولَدُ عَلَى الفِطْرَة .

هر انسانى بر مبناى توحید، پاكى و میل به پاكى به دنیا مى‏آید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله یكى از علت‏هاى آلوده شدن انسان را بیان كرده و مى‏فرماید :

وإنما أبواهُ یُهوِّدانِهِ و یُنَصِّرانِه و یُمَجِّسانِه »2.

همانا پدر و مادر هستند كه فرزند را یهودى و نصرانى و مجوسى تربیت مى‏كنند .

نخستین منشأ آلودگىِ ارواح و نفوس و ناپاكىِ انسان‏ها، پدر و مادر هستند. پدر و مادرِ آلوده، وقتى فرزندى به دنیا مى‏آورند، آن فرزند پاك است ؛ ولى در كنار آنان او نیز آلوده و ناپاك مى‏شود. ممكن است فرزندى كه آلوده شده است، در مسیر زندگى، به یك منبع پاك برخورد كند و به واسطه آن، پاك شود و به انسانى صالح تبدیل گردد. یا ممكن است خود او از آلودگى سرخورده شود و به دنبال پاكى برود و از آلودگى نجات یابد.

عوامل دیگر در آلودگى

عوامل دیگرى كه باعث آلودگى انسان مى‏شوند، عبارتند از : معلم گمراه، رفیق ناباب، لقمه حرام، جامعه فاسد و حكومت فاسد. این‏ها عواملى هستند كه در قرآن و روایات بیان شده‏اند.

حرام‏خوارى انسان را به سوى ناپاكى سوق خواهد داد ؛ زیرا لقمه حرام، تیرگى دل مى‏آورد و تیرگىِ باطن، میل به عبادت را كم و میل به گناه را تقویت مى‏كند.

در كربلا هنگامى كه زین‏العابدین علیه السلام از امام حسین علیه السلام پرسید : چرا مردم به كشتنِ بى‏گناهان آلوده شده‏اند، امام فرمود : «مُلِئَتْ بُطُونُهُمْ مِنَ الحَرام»3 ؛ یعنى حرام‏خوارى باعث چنین امرى شده است.

حكومت فاسد نیز عامل فساد مردم است. چنین حكومتى بستر گناه را آماده مى‏سازد، عوامل تحریك شهوت را زیاد مى‏كند و چون مردم از ایمان قوى برخوردار نیستند، به دام گناهان گرفتار مى‏شوند :

«وَ فِرْعَوْنَ ذِى الاْءَوْتَادِ * الَّذِینَ طَغَوْا فِى الْبِلادِ * فَأَكْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ »4.و با فرعون نیرومند كه داراى میخ‏هاى شكنجه بود، همانان كه در شهرها طغیان وسركشى كردند و در آن‏ها فساد و تباه‏كارى فراوانى به بار آوردند .

وقتى كه حكومت، الهى و معنوى نباشد و صاحبان قدرت آلوده باشند، مردم را نیز آلوده مى‏كنند :

«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِى النَّاسِ»5.در خشكى و دریا به سبب اعمال زشتى كه مردم به دست خود مرتكب مى‏شدند ، فساد و تباهى نمودار شده است.

در رأس مردم، حاكمان و استانداران و دولتمردان قرار دارند. اگر انسان‏ها فاسد و رشوه‏خوار باشند، اگر روابط پنهانىِ نامشروعى را داشته باشند، زیردستان خود را هم آلوده مى‏كنند.

معلم آلوده، كودكان را آلوده مى‏كند. رفیق آلوده انسان را آلوده مى‏سازد ؛ اما آن چه مهم است، این است كه هر انسانى، حتى فرعون، نمرود، ابوسفیان، ابولهب، معاویه و یا هر ستم‏گر دیگرى، همگى پاك به دنیا آمده‏اند.

آیا بیمارى گناه درمان شدنى است؟

این گوهر گرانبها در مسیر زندگى، در كنار پدر و مادر و دیگر انسان‏ها، در جامعه، كم‏كم آلوده مى‏شود و به انسان گناه‏كارى تبدیل مى‏گردد. گفتیم كه در فرهنگ قرآن، گناه بیمارى است و بیمارى، عارضى است ؛ یعنى این بیمارى از بیرون به انسان رسیده است. اكنون این پرسش مطرح مى‏شود كه آیا این بیمارى درمان شدنى است؟ آیا این انسان گناه‏كار راهى براى نجات دارد؟ آیا فرد آلوده، زمینه‏اى براى پاك شدن دارد؟

پاسخ قرآن این است كه هر آلوده‏اى، هر انسان پلیدى، به سوى پاكى و سلامت و خروج از این بیمارى، راه درمان و شفا دارد. انسانى بدتر از فرعون نبوده است. خداوند در كوه طور، در نخستین برنامه‏اى كه به موسى مى‏دهد، مى‏فرماید : اى موسى! تو و برادرت، هارون، به سوى فرعون حركت كنید :

«اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى »6.به سوى فرعون بروید ؛ زیرا او [ در برابر خدا ] سركشى كرده است .

فرعون انسانى بود كه شخصیت پلیدى داشت ؛ اما خداوند در وحى به موسى مى‏فرماید :

«فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَّیِّناً لَّعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشَى »7.

پس با گفتارى نرم به او گویید ، امید است كه هوشیار شود و [ آیین حق را بپذیرد ] یا بترسد [ و از سركشى باز ایستد . ]

پس راه براى پاك شدن انسانى چون فرعون نیز باز است. البته موسى 25 سال با فرعون سخن گفت و او را راهنمایى كرد ؛ ولى او خود نخواست كه درمان شود، نه این كه درمان‏پذیر نبود. قرآن مى‏گوید : انسان گناه‏كار درمان‏پذیر است و مى‏تواند باز گردد و پاك شود. این جا دیگر خدا و نبوت انبیا و امامت امامان زیر سؤال نمى‏رود و این در به روى احدى از مردم عالم بسته نیست.

طبیب معالج بیمارى گناه كیست؟

اكنون مى‏خواهیم بدانیم كه طبیب معالج این بیمار كیست.

در كتاب مجموعه ورام نقل شده است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله بالاى منبر به مردم فرمود :

« یا عباد اللّه‏! أنتُمْ كَالْمَرضى .

شما در گرفتارى به گناهان، مانند بیمار هستید ؛

واللّه‏ رَبِّ العالَمینَ كَالطَّبیبِ .

و پروردگار عالمیان، طبیب شما است.

فَصَلاحُ المَرضى فیما یَعْمَلَهُ الطَّبیبِ یدبّره بِهِ .

مصلحت بیمار، در كارى است كه طبیب انجام مى‏دهد.

لا فیما یَشْتَهیهِ المَریض وَ یَقْتَرِحَهُ » 8.

مصلحت بیمار در این نیست كه به خواسته‏ها و اشتهاى خود تكیه كند.

طبیبان بیمارى گناه

امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه درباره پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله مى‏فرماید :

«طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ»9 .

یعنى پیامبر طبیب است، طبیبى كه دنبال بیمار مى‏رود،

براى او گریه مى‏كند، براى بیمارش ناراحت مى‏شود و رنج مى‏كشد.

او در طول 23 سال رسالت خود، هرگز از دست بیماران خود عصبانى نشد و همواره به دنبال درمان آنان بود ؛ بیمارانى كه از خدا دور بودند و با اتصال به منبع وحى، از درد فراق آنان كاسته مى‏شد. وقتى در جنگ اُحد، جلوى چشمش هفتاد نفر را قطعه قطعه كردند، پیشانى او را شكستند، دندانش را خرد كردند، عده‏اى كه از كوره در رفته بودند، نزد او آمدند و گفتند : مگر تو با خدا ارتباط ندارى، پس به پروردگار بگو كه اینان را نابود كنند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : از من مى‏خواهید درباره دشمن، با خدا حرف بزنم؟

آن گاه رو به سوى پروردگار كرد و گفت :

«اَلّلهُمَّ اهْدِ قَوْمى فإنَّهُمْ لا یَعْلَمونُ»10 .

خدایا این بیماران را شفا بده! اینان نادانند و نمى‏دانند كه بیمارند.

پس از پایان جنگ جمل، امیرالمؤمنین بین كشته‏هاى دشمن آمد و دستور داد چند نفر از كشته‏ها را بنشانند. قاضى بصره، طلحه و یكى دو نفر دیگر را بلند كردند و نشاندند. امیرالمؤمنین علیه السلام به كشته‏هاى دشمن نگاه كرد و زار زار گریست كه چرا كار آنان به این جا رسید.

آرى، دل آن طبیبان به حال مردم مى‏سوخت. طبیبان این بیمارى، خدا، انبیا و ائمه طاهرین قدس سرهما هستند.

دلسوزى طبیبان الهى

در كتاب حكمت عملى، نقل شده است كه حضرت عیسى علیه السلام از خانه یك زن بدكاره بیرون آمد. عیسى علیه السلام جوان و خوش قیافه بود. فردى او را دید و تعجب كرد كه پیغمبر اولوالعزم، عیسى علیه السلام در منزل این زن بدكاره چه كار داشته است! همان لحظه فكرى به ذهنش خطور كرد. عیسى علیه السلام به سرعت خود را به آن مرد رسانید و گفت : برادر! دیدى من از كجا بیرون آمدم؟ مرد گفت : بله. حضرت عیسى علیه السلام گفت : تعجب كردى كه من این جا چه كار داشتم؟

گفت : بله. حضرت عیسى علیه السلام گفت : حتما اكنون هم مى‏خواهى بین مردم بروى و بگویى : من با دو چشم خودم عیسى علیه السلام را دیدم كه از منزل آن زن بدكاره‏اى كه همه او را مى‏شناسند، بیرون آمد.

آن گاه، حضرت به او فرمود : برادرم! در این عالم دو بیمار هست : اول بیمارى كه به بیمارى خود واقف است و براى درمان نزد طبیب مى‏رود. دوم بیمارى كه از پا درآمده است و توجهى به خود ندارد و باید طبیب نزد او برود.

آن گاه فرمود : این زن، بیمار از پا افتاده بود. من نزد او آمدم و او را معالجه كردم. از امروز به بعد، این در به روى هیچ مردى باز نمى‏شود.

طبیبان الهى تا این اندازه دلسوز بودند، نگران جامعه بودند، و از آبروى خود براى درمان بیمار مایه مى‏گذاشتند.

نسخه طبیبان الهى براى درمان گناه

اما داروى این طبیبان چیست؟ توبه، دارویى است كه این طبیبان به بیماران خود مى دهند.

در این جا چند مسأله را درباره این بیماران، طبیب و داروى آنان ذكر مى‏كنیم.

مسأله اول : این طبیبان، از همه، بیماران گناه، دعوت كرده‏اند كه براى معالجه شدن، رو به سوى پروردگار كنند و این را بر تك تك بیماران، واجب شرعى، اخلاقى و فورى دانسته‏اند.

«وَ تُوبُوا إِلَى اللّه‏ِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »11.و [ شما ] اى مؤمنان ! همگى به سوى خدا بازگردید تا رستگار شوید .

اى مردم مؤمن! اگر در پى نجات، رستگارى، پیروزى و برطرف كردن موانع راه بهشت هستید، توبه كنید! توبه امر واجب الهى است.

در آیه دیگر مى‏فرماید :

«یَاأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا تُوبُوا إِلَى اللّه‏ِ تَوْبَةً نَّصُوحاً»12.

اى مؤمنان ! به پیشگاه خدا توبه كنید ، توبه‏اى كه شما را [ از بازگشت به گناه ]بازدارد .

اى مردمى كه ایمان آورده‏اید! خالصانه به سوى خدا برگردید. از این راهى كه در پیش گرفته‏اید، خیرى نمى‏بینید.

بنابراین، مسأله اول این است كه طبیبان معالج، از بیماران به طور مؤكد خواسته‏اند كه به راه سلامت و عافیت صدق و درستى برگردند.

مسأله دوم : آنان اعلام كرده‏اند كه ما هر گناه‏كارى را با هر گناهى كه انجام داده باشد، گر چه گناهان او به تعداد ریگ‏هاى بیابان باشد، براى معالجه مى‏پذیرم و همه درها به روى او باز است. خداوند در قرآن مى‏فرماید:

«وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ»13.و اوست كه توبه را از بندگانش مى‏پذیرد .

او خدایى است كه همواره بازگشت بندگانش را مى‏پذیرد، و آنان را طرد نمى‏كند.

مسأله سوم : كسى كه به خود توجه كند و خود را منبع انواع آلودگى‏ها بداند، نباید از درمان شدن دلسرد و ناامید باشد؛ زیرا خداوند فرموده است كه ناامیدى، مساوى است با كفر به پرورگار :

«إِنَّهُ لاَ یَایْئَسُ مِن رَّوْحِ اللّه‏ِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ »14.و از رحمت خدا مأیوس نباشید ؛ زیرا جز مردم كافر، از رحمت خدا مأیوس نمى‏شوند .

این دلسردى، خود نوعى بیمارى است، نا امیدى بیمارى خطرناكى است، كه نمى‏گذارد انسان از زیر بار سنگین گناه، رها شود.

مسأله چهارم : كسى كه توبه نمى‏كند و یا خدا را قادر بر بخشیدن نمى‏داند، دچار فرهنگ یهودیت است ؛ چون یهودیان اعتقاد دارند كه خدا بسیارى از كارها را نمى‏تواند انجام دهد. خداوند نیز در قرآن كریم، قوم یهود را نفرین كرده است :

«وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّه‏ِ مَغْلُولَةٌ»15.و یهود گفتند : دست [ قدرت ]خدا [ در تصرّف در امور آفرینش ، تشریع قوانین و عطا كردنِ روزى ]بسته است .

كسى هم كه به علت كبر توبه نمى‏كند، باید بداند كه كبر، صفت ناپسند ابلیس است. پس دچار اخلاق شیطانى شده است.

حكایت انسان وارسته

یكى از مردان الهى، در تهران، در بهترین نقطه بازار، مغازه‏اى را اجاره كرده بود كه شاید سر قفلىِ آن، چهل میلیون تومان بود. ایشان چهل سال پیش این مغازه را از مالك مغازه اجاره كرده بود. مالك مغازه از دنیا رفت و ورثه او نزد مستأجر رفتند و به ایشان گفتند : شما به پدر ما سر قفلى داده‏اید؟ مرد گفت : نه. آنان گفتند : آیا مستأجر پدر ما بوده‏اى؟ مرد گفت : بله. سپس به او گفتند كه پدر ما از دنیا رفته است و ما این مغازه را نیاز داریم. مرد گفت : چَشم! آنان هم تشكر كردند و رفتند. نیم ساعت بعد از آن، یك نفر مشترى براى خرید جنس به مغازه آمد ؛ اما فروشنده گفت : نمى‏توانم بفروشم. آن گاه همه جنس‏ها را همان روز جمع كرد و از مغازه بیرون آورد و كلید مغازه را به صاحبان مغازه تحویل داد.

پس انسان اگر بخواهد، مى‏تواند به امر پروردگار عمل كند و وارسته شود. مى‏تواند از گناهانى كه مرتكب شده است توبه كند. اگر مسیر توبه براى انسان بسته بود، بعثت انبیا، امامت ائمه و آمدن قرآن، بیهوده بود. خداوند انسان‏ها را به آن چه انجام شدنى است، امر كرده است. اگر توبه، امرى ناشدنى بود، هیچ گاه خداوند به آن امر نمى‏كرد. در حالى كه در قرآن، بارها بر آن تأكید شده است.

توبه واقعى در حرم امن الهى

در یكى از سال‏ها، در ایام رجب، براى تبلیغ در میان حاجیان بیت اللّه‏ الحرام، همراه آنان به حج رفته بودم. شبى در یكى از جلسه‏هاى سخنرانى، كه با حضور آقایان و بانوان تشكیل شده بود، خطاب به بانوان حاضر در جلسه این پرسش را مطرح كردم كه شما تاكنون، از زیبایى ظاهرى و گفتار و جاذبه‏هایى كه خدا به شما عطا كرده است، چگونه استفاده كرده‏اید؟ آیا تاكنون جوان‏هایى را از مسیر الهى باز داشته‏اید؟ این پرسشى است كه در این حریم پاك و حرم الهى، باید به آن فكر كنید.

پس از پایان سخنرانى، خانمى 32 ساله نزدم آمد و گفت : من از هفت ـ هشت سالگى تاكنون حجاب خود را رعایت نكرده‏ام و نمى‏دانم با این بدحجابى، چه جوانانى را از مسیر الهى بازداشته‏ام ؛ اما اكنون پشیمانم و نمى‏دانم تكلیفم چیست؟ او بسیار ناراحت بود و اشك مى‏ریخت. به او گفتم : تو دیگر تكلیفى ندارى، همین پشیمانى، بار گناه را از دوش تو برمى‏دارد. تو دیگر تكلیفى ندارى :

«وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ».

همه كارها شدنى‏اند. خروج از هر گناهى ممكن است و از هر گناهى مى‏شود پاك شد.

——————————————————————————–

1 . روم (30) : 30.

2 . الكافى: 2/12 ، حدیث 3.

3 . بحار الأنوار: 45/8 .

4 . فجر (89) : 10 ـ 12.

5 . روم (30) : 41.

6 . طه (20) : 43.

7 . طه (20) : 44.

8 . تفسیر الصافى: 1/196، ذیل : 141 سوره بقره.

9 . نهج البلاغة: خطبه 108.

10 . الخرائج والجرائح: 164/252.

11 . نور (24) : 31.

12 . تحریم (66) : 8 .

13 . شورى (42) : 25.

14 . یوسف (12) : 87 .

15 . مائده (5) : 64.

استاد حسین انصاریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *