امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۱۴:۴۰

اندیشه در اسلام – قسمت پانزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

آراستگى به دستورات الهى عامل نجات انسان‏ها

روایت بسیار مهمى از وجود مقدّس حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام درکتاب‏هاى مهم ما نقل شده است، اما حضرت رضا علیه السلام در این روایت، به نُه مسئله اشاره دارند و عقیده ایشان هم در ابتداى روایت این است که اگر این نُه چیز در وجود هر کس در حدّ ظرفیت وجود داشته باشد، ما او را شیعه واقعى خود مى‏دانیم. بارها هم در روایات آمده است طایفه‏اى که در روز قیامت، بى‏شک اهل نجات هستند، شیعیانند. این مطلب را وجود مقدّس امام ششم علیه السلام با نقل آیاتى از قرآن مجید ثابت مى‏کنند. علت آن هم روشن است، نه این که شیعه بخواهد میان طوایف بشرى، براى خود امتیاز خاصى قائل باشد، بلکه اقتضاى عمل به فرهنگ با عظمت شیعه این است، فرهنگى که کامل و جامع است و از قرآن مجید و دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله تا وجود مقدّس امام عصر علیه السلام گرفته شده است، تمام این دستورهاى مثبت، عقلى، اجتماعى و خانوادگى است، به گونه‏اى که هیچ گونه دعوت منفى در این دستورها نمى‏بینید. حال با توجه به این مطلب، هر انسانى که در حدّ ظرفیت خود، به این دستورها آراسته باشد، اهل نجات خواهد بود. شخصى که از اول تکلیف خود تا لحظه بیرون رفتن از دنیا، عشق به پاکى، خیر، گره‏گشایى، کمک به مردم و درمان کردن درد آنها و عبادت داشته است و همراه این عشق، مطابق ظرفیت خود هم عمل کرده است، چرا اهل نجات نباشد؟ اگر چنین شخصى اهل نجات نباشد، پس اهل نجات کیست؟

برخورد ابن سینا با نظام العلماء

ابن سینا با نظام العلماء که شخصى حسود، بى‏تربیت و آدم پَرتى بود، برخورد کرد. او در عین این که باسواد بود، موقعیت علمى خوبى هم در جامعه آن روز پیدا کرده بود ؛ از این رو، تحمّل ابن سینا را در برابر خودش نداشت. انسان خوب، انسانى است که هر وجود شایسته‏اى را تحمّل کند و بدها را هم براى راهنمایى کردن آنها تحمّل نماید ؛ از این رو، او از قدرت علمى خود استفاده کرد و به کُفر ابن سینا حکم داد.

گفتنى است که تحمّل نداشتن، مرض خطرناکى است، به ویژه اگر این مرض به جان غیر متخصصان بیفتد.

ابن سینا در جواب نظام العلماء یک رباعى نوشت. ابن سینا که همانند خواجه نصیر طوسى، شیعه، حکیم و بزرگ‏ترین فیلسوف مشاء کره زمین بود، نوشت:

کفر چو منى گزاف و آسان نبود

به این راحتى نوشتى من کافرم. اصلاً به این راحتى امکان کفر من در این عالم وجود ندارد، هیچ درى از کفر به روى من باز نیست.

محکم‏تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکى و آن هم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود

من با این مقام علمى‏ام اگر کافر شده باشم، پس در همه عالم یک مسلمان هم وجود ندارد. اگر روز قیامت شیعه با این قرآن و روایات و فرهنگ، به بهشت نرود، یک نفر هم بهشت رفتنى نیست. این جاست که انسان به چه امیدى عالى دست

پیدا مى‏کند و مى‏فهمد که خدا به او چه عنایتى کرده است، به این معنا که او را در چنین خطى قرار داده است. این جا ارزش این فرهنگ و آراسته شدن به آن معلوم مى‏شود.

صفات شیعه در کلام امام رضا علیه السلام

حال به گفتار حضرت رضا علیه السلام درباره صفات شیعه توجه کنید که چه قدر عالى مى‏فرمایند :

«شیعتُنا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه ویحجون البیت الحرام و یصومون شهر رمضان ویوالون أهل البیت و یتبرئون من أعدائنا أولئک أهل الایمان و التقى..» .۱.

پایدارى در نماز

شیعیان ما چند برنامه در زندگى آنها تجلّى دارد و تا وقت مرگ ادامه مى‏یابد:

اول نماز است که اقامه کننده آن هستند، در قرآن آمده که بى‏نماز اهل جهنم است.

منفورترین خلق عالم

در روایتى آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله با رفقاى خود راه مى‏رفتند. سگ قوى هیکلى، هنگام نزدیک شدن به پیامبر به شدت پارس کرد، همه ترسیدند، مگر پیامبر صلی الله علیه و آله . حضرت فرمود : نترسید، بگذارید پارس کند. پارس او که تمام شد، حضرت فرمود: سگ با من حرف زد، همین که چشمش به من افتاد، گفت: یا رسول‏اللّه‏.

من مى‏توانم براى شما علما ثابت کنم که انبیا زبان حیوانات را مى‏فهمیدند.

پیامبر و امامى که از کل جهان عالم‏تر نباشد، نه پیامبر است نه امام، بلکه باید به همه عالم اشراف داشته باشد. فرمود: این سگ به من گفت: یا رسول اللّه‏، شما را دیدم، یاد این حقیقت افتادم که خدا را شکر که مرا سگ آفرید، ولى انسان بى‏نماز نیافرید و به نماز ما را تکلیف نکرده است ؛ از این رو راحت هستیم، به ما نگفته است که نماز بخوان تا این که شانه بالا بیندازیم و بگوییم نمى‏خوانیم، سگ هستیم و به نماز دعوت نشده‏ایم، ولى یا رسول اللّه‏ آنها که انسانند و به نماز دعوت شده‏اند و نمى‏خوانند، چه مى‏کنند؟

حقیقت نماز

نمازى که اولش طهارت و پاکى است، پاکى و طهارت بدن و دل و معده و شهوت و فکر، پیش از نماز است.

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

بعد که وارد نماز شدیم، مى‏خوانیم :

«اللّه‏ اکبر» ؛ یعنى از همه موجودات، شرق و غرب و قدرت‏ها و قوّت‏ها، از بود و نبود در این عالم، محبوب من بزرگ‏تر، آقاتر و والاتر است.

« بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » ؛ همراه محبوبم در حرکت هستم، من هم عاطفه و مهر دارم، من هم محبت و دوستى دارم، من هم عشق دارم، فرقى نمى‏کند که طرف من چه مؤمنى است، زن و بچه خودم یا مردم یا بچه دیگرى. من اهل نماز هستم ؛ یعنى اهل رحم هستم.

« الْحَمْدُ للّه‏ِِ رَبِّ الْعَالَمِینَ » ؛ اهل شکر هستم، هیچ نعمتى را حرام نمى‏کنم.

« الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » ؛ باز هم اهل رحم هستم.

« مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ » ؛ خودم را در دادگاه او حاضر مى‏بینم.

« إِیِّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ » ؛ منبع کمک من اوست، پیشانى من در خانه او به خاک است.

« اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ » ؛ راه من راه اوست.

« صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ » ؛ راه انبیا.

« غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ » ؛ نه یهودى‏ام.

« وَلاَ الضَّالِّینَ »۲

؛ نه مسیحى‏ام، در صراط مستقیم هستم، نه یهودى که اهل ربا و جاسوسى و حیله و کلک باشم و نه ارمنى که اهل شراب و قمار و عیش و نوش باشم. من بنده خدا هستم.

« بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » ؛ باز هم در ارتباط با رحمت خداست.

« قُلْ هُوَ اللّه‏ُ أَحَدٌ * اللّه‏ُ الصَّمَدُ * لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ * وَلَمْ یَکُن لَهُ کُفُواً أَحَدٌ »۳

.

حرف من این است :

امروز شاه انجمن دلبران یکى است

دلبر اگر هزار ولى دل بر آن یکى است4

« قُلْ هُوَ اللّه‏ُ أَحَدٌ » ؛ أحد یکتاگو، یکتانگر و یکتابین هستم. قانع نیستم به این اندازه عبادت، رکوع مى‏کنم ؛ یعنى مولاى من پشتم براى قبول سنگین‏ترین مسئولیت‏ها آماده است.

«سبحان ربى العظیم بحمده» ؛ و باز هم قانع نیستم، با همه وجود روى خاک مى‏افتم و مى‏گویم: «عبدک الضعیف»، مغرور و متکبر نیستم، منافق و مشرک نیستم. من در برابر تو یک بنده خاکى‏ام.

«سبحان ربى الأعلى وبحمده» ؛ دوبار هم این کار را مى‏کنم که حسابى تواضع خود را نشان دهم و بعد هم بلند مى‏شوم و مى‏گویم:

«أشهد أن لا اله الا اللّه‏ وحده لا شریک له» ؛ باز هم یکتابین، یکتانگر و یکتاگو هستم و معلم من هم در این راه فقط رسول گرامى و اهل بیت او است.

«و أشهد أن محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد وآل محمد» ؛ و این چنین گواهى مى‏دهم و درود مى‏فرستم.

«السلام علیک أیها النبى و رحمه‏اللّه‏ و برکاته السلام علینا وعلى عباد اللّه‏ الصالحین. السلام علیکم و رحمه‏اللّه‏ و برکاته» ؛ اى همه انبیاء و ملائکه بشناسید مرا که من جزء گروه پاکان و انجمن شما هستم، من جزء فرقه کفر و زندقه نیستم. شما مرا جزء خود بدانید و قیامت براى من شهادت دهید.

روزه‏داران حقیقى

دومین صفت شیعه اهل روزه هستند. اول ماه رمضان که مى‏شود حضرت مى‏فرماید: آنها روزه هستند ؛ یعنى زبان ایشان هم روزه است. شهوت ، چشم و همه اعضاى او روزه‏اند. روزه از غذا را اول غروب افطار مى‏کنند، روزه حقیقت خود را روز قیامت باورود در بهشت افطار مى‏کنند.

حج گزاران

نشانه سوم، شیعیان ما اهل حج هستند :

«یحجون البیت الحرام».

اهل خمس و زکات

شیعیان ما مردم سخاوت‏مندى هستند.که هر چه خدا به ایشان مى‏دهد، اگر وجوهاتى به گردن آنها باشد، مى‏پردازند و اهل خمس و زکات هستند. خیلى هم در این قسمت راحتند، اگرکسى در این زمینه مریض است، زود خودش را درمان کند، چون خمس، ملک انسان نیست، تصرف آن هم جایز نیست. اگر با آن هم کاسبى کنید، منافع آن، مالِ بیت المال است، به زن و بچه شما هم حرام است و حق ندارید براى زن و بچه مصرف کنید.

شخصى که خواست حساب سال خود را بپردازد

تاجرى نزد مرحوم کلباسى بزرگ در دویست سال پیش آمد و گفت: آقا من هر سال مى‏خواهم خمس خود را حساب کنم، نمى‏شود. امسال مى‏خواهم حساب کنم. حدود ده هزار تومان مى‏شود، اما نمى‏توانم بدهم، چون ده هزار تومان خیلى پول سنگینى است، ولى من این ده هزار تومان را شمرده‏ام، در گاو صندوقِ خانه پنهان کرده‏ام، فردا یا پس فردا بیا خانه ما دست‏هاى مرا با طناب ببند، کلید در جیب من است، آن را از جیبم بیرون بیاور و پول را بردار، هر چه هم من مخالفت کردم، توجه نکن، شما پول را بردار و ببر، اما من خودم نمى‏توانم بدهم.

باید گفت که این عبادت زورى است. این فایده ندارد. کلباسى هم آمد، مى‏خواست او را راه ندهد، اما او مرد مهمى بود. داخل آمد و گفت: آن ده هزار تومان را با دست خودت بیاور و به من بده.

گفت: کدام ده هزار تومان، ما با هم حسابى نداریم. ما با هم معامله‏اى نکرده‏ایم. بعد هم به چند نفر از افراد خود گفت: او را ببندید چه حرف‏هایى مى‏زند. سپس داد

و بیداد او بلند شد که تو چه آخوندى هستى، تو چه عالمى هستى، گفت: گوش ندهید، کلید را از جیب او در بیاورید، ده هزار تومان را بردارید.

خلاصه پول رابرداشتند و بردند. بعد فردا که آمد گفت: خدا رحمتت کند، مرا راحت کردى، اگر خودم بودم نمى‏دادم. حال اگر این جا هم یک کلباسى پیدا شود و از آدم پول بگیرد، خوب است، اما اگر این پول‏ها در اموال ما بماند، دیگر در برزخ و قیامت کسى نیست که آن را از ما بگیرد.

برخورد مرحوم کلباسى با مرد مقدّس در حمام

مرحوم کلباسى وارد حمام شد، حمام‏ها در آن زمان به صورت خزینه بود. مرد مقدّسى براى غسل کردن سى دفعه زیر آب رفت و بیرون آمد، با این که در اسلام غسل‏ارتماسى یک دفعه کافى است. کلباسى اورا صدازد. شخص تا چشمش به کلباسى افتاد، ترسید، گفت: بله، حضرت آیت اللّه‏. گفت: مقلد چه کسى هستى؟ اگر مى‏خواست بگوید مقلد حضرت عالى، ایشان مى‏فرمود که در رساله من نوشته است که در غسل ارتماسى یک دفعه زیر آب رفتن کافى است. آن وقت مرحوم کلباسى مى‏گوید: من که این طور فتوا نداده‏ام، چرا بیشتر در آب مى‏روى؟ گفت: آقا من مقلد شیطان هستم. گفت: من که هستم ورساله دارم، چرا از من تقلید نمى‏کنى؟ گفت : آخر من مراعات أعلمیت را مى‏کنم!

در هر صورت، شیعیان ما اهل زکات هستند، در مال سخت‏گیر نیستند، حال اگر هم خمس ناچیز باشد، باید پرداخت کرد.

شیعیان، شیفته اهل بیتند

پنجم، شیعیان با ما در ارتباطند:

«یوالون أهل البیت» ؛ حکومت و فرهنگ و دستورهاى ما را قبول دارند .

«ویبرئون من أعدائنا» ؛ رو در روى دشمنان ما قرار دارند .

«أولئک هم أهل الایمان» ؛ شیعیان ما مؤمن هستند، خدا و قیامت راکاملاً قبول دارند و اهل تقوا و امانتند و در امانت خیانت نمى‏کنند.

——————————————————————————–

۱ . تحف العقول : ۲۶ ؛ بحار الأنوار : ۷۷/۱۲۷، حدیث ۳۳ (سفارشات به معاذ بن جبل).

۲ . فاتحه (۱) : ۱ ـ ۷.

۳ . اخلاص (۱۱۲) : ۱ ـ ۴.

استاد حسین انصاریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *