امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۷ ساعت : ۱۷:۵۹
  • دفاع مقدس
  • شهید علی اکبر ریوندی

    پسرم معلم بود. صبح ها خیلی زود تر از شروع کلاس به مدرسه می رفت و شب ها دیر بر می گشت. یک روز از او پرسیدم:
    چرا اینقدر زود می روی و دیر بر می گردی؟
    در جوابم گفت:

    یکی از شاگردانم فلج است. به او گفته ام که در منزل بماند تا بروم دنبالش. غروب ها هم به شاگردان علاقمند،  قرائت نماز را می آموزم و مسائل شرعی را به آن ها آموزش           می د هم. بعد هم نماز جماعت می خوانیم.
            
    پدر شهید

     

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *