امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۰۹ ساعت : ۱۷:۲۴
  • دفاع مقدس
  • شهید محمد رضا سنجاقی

    محمد رضا کتاب نوحه ای تهیه کرده بود و بیشتر اوقات،  تمرین نوحه خوانی می کرد. یک روز برای انجام کاری از خانه بیرون رفتم وقتی بر گشتم دیدم محمد رضا روی درخت وسط حیاط نشسته و دارد نوحه می خواند و خواهران و برادرانش را سر گرم بازی هستند. وقتی علت این کارش را پرسیدم. گفت:
     

    من داشتم با صدای بلند نوحه می خواندم. بچه ها گفتند که نخوانم. ولی من ادامه دادم. آنها دنبالم کرد ند و من از دستشان فرار کردم و آمدم این بالا.
    خنده ام گرفت. احساس کردم که او رابطه ی عمیقی با ائمه دارد.

    مادر شهید

     

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *