به نام خدا
ازگشت رسول خدا (صل الله علیه وآله) به دنیا
«اِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ اِلی مَعادٍ….».
«آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد، تو را به جایگاهت [= زادگاهت] باز می گرداند…».
(- سوره قصص: آیه ۸۵ .)
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمود:
«پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به سوی شما باز می گردد».
(- بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۴۶ / تفسیر برهان: ج ۳، ص ۲۳۹.)
امام سجّاد (علیه السلام) نیز در تفسیر این آیه فرمود:
«پیامبرتان به سوی شما بر می گردد».
(- بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۵۶.)
ابوخالد کابلی از امام زین العابدین (علیه السلام) روایت می کند که در تفسیر این آیه فرمود: «رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ، امیرمؤمنان (علیه السلام) وامامان (علیهم السلام) : به سوی شما باز می گردند».
در محضر امام باقر (علیه السلام) از جابر بن عبداللَّه انصاری گفتگو شد، امام باقر (علیه السلام) فرمود: «خداوند رحمت کند جابر را، او از فقهای ما بود. دانشش تا به آنجا رسیده بود که می دانست آیه (اِنَّ الَّذی فَرَضَ…) مربوط به رجعت است».
(- تفسیر قمی: ج ۲، ص ۱۴۷ / نورالثّقلین: ج ۴، ص ۱۴۴ .)
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و علی (علیه السلام) هم دیگر را ملاقات می کنند
از امام صادق (علیه السلام) تفسیر این آیه (انّ الّذی فرض…) را پرسیدند، فرمود:
– «به خدا سوگند، دنیا سپری نمی شود تا رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وامیر مؤمنان (علیه السلام) در (ثُوَیَّه) هم دیگر را ملاقات کنند و (- «ثُوَیَّه» نام سرزمینی در نواحی «کوفه» است، که قبر ابوموسی اشعری آنجاست.
مستدرک سفینه: ج ۱، ص ۴۲۹.)
در آنجا مسجدی بسازند که دوازده هزار در داشته باشد».
(- بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۱۱۳ .)
روز فتح چه روزی است؟
در تفسیر قمّی آمده است:
هنگامی که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) اخبار رجعت را بیان فرمود، پرسیدند: روز فتح چه روزیست؟
فرمود: در روز فتح کافران را ایمان آوردن سودی نمی بخشد و به آنها مهلت داده نمی شود.
(- تفسیر قمی: ج ۲، ص ۱۷۱ / نورالثّقلین: ج ۴، ص ۲۳۳ .)
(منکران و ملحدان برای کیفر شدن باز می گردند)
«قالُوا یا وَیْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا».
«گویند: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت؟!».
(- سوره یس: آیه ۵۲ .)
حسن بن شاذان می گوید:
گروهی از عثمانیها در شهر واسط مرا آزار می کردند و در هر فرصتی ضربه هایی بر من وارد کردند. من نامه ای به خدمت امام رضا (علیه السلام) نوشتم و از آزارهای مردم واسط به محضر آن حضرت شکایت کردم. امام رضا (علیه السلام) با خطّ شریف خود در پاسخ نوشت: «خدای تبارک و تعالی از دوستان ما پیمان گرفته که در حکومتهای باطل در برابر آزار دشمنان صبر کنند. هنگامی که اشرف مخلوقات قیام کند، خواهند گفت: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خوابگاه های خود برانگیخته است».
(- بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۸۹ . )
اخلاق شایسته
«آن کس که می خواهد در زمره اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام) درآید باید که منتظر باشد و در عین منتظر بودن، بر اساس ورع عمل نماید و دارای خلق و خویی پسندیده و نیکو باشد».
(- بحارالانوار/ ج ۵۲ / ص ۱۴۰.)
و نیز در همین مورد است کلام دیگر آن بزرگوار که معاشرت نیکو و برخورد خوب با همسایگان را از ویژگی های منتظران می شمارد.
«وَاِنْتِظارُالْفَرَجِ بِالصَّبْرِوَحُسْنِ الصُّحْبَهِوَحُسْنِ الْجَوارِ».
(- بحارالانوار / ج ۱۰ / ص ۳۶۱ / ح ۲.)
از هر امّتی گروهی برانگیخته می شوند؟
«یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ اُمَّهٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا»
یعنی: «(به خاطر بیاور) روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می کردند محشور می کنیم؛ و…»
امام صادق (علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
«وَ اِنَّ الرَّجْعَهَ لَیْسَتْ بِعامَّهٍ، وَ هِیَ خاصَّهٌ، لا یَرْجِعُ اِلاّ مَنْ مَحَضَ الْایمانَ مَحْضاً، اَوْ مَحَضَ الشِّرْکَ مَحْضاً».
یعنی: «رجعت همگانی نیست، بلکه اختصاصی است، تنها کسانی رجعت می کنند که مؤمن خالص باشند یا مشرک خالص».
(- تفسیر برهان: ج ۲، ص ۴۰۸. ایقاظ: ص ۳۶۰.)
اطاعت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امام صادق (علیه ا لسلام) می فرماید:
«طُوبی لِشیعَهِ قائِمِنا الْمُنْتَظِرینَ لِظُهُورِهِ فی غَیْبَتِهِ، وَ الْمُطیعینَ لَهُ فی ظُهُورِهِ …؛ خوشا به حال شیعیان قائم ما! که در دوران غیبت او چشم انتظار (- بحارالانوار / ج ۵۲ / ص ۱۴۹.)
ظهورش و در دوران ظهورش سر نهاده به فرمانش هستند».
اطاعت کنندگان امام عصر (علیه السلام) در هنگام ظهور، همانها هستند که در غیبت آن حضرت منتظرین او بودند؛ و چشم انتظاران امام زمان (علیه السلام) در هنگام غیبت، همانهایند که در زمان ظهورش مطیع فرامین اویند.
برای شیعیان حقیقی، تفاوتی بین غیبت و ظهور حضرت ولیعصر «ارواحنا فداه» نیست. آنها حتی در زمان غیبت هم خود را در حضور حضرت می بینند. حالت مطیع بودن شان به گونه ای است که هر لحظه غیبت برای شان به منزله مقدمه ظهور است. آن گونه زندگی می کنند که هر زمان امام شان ظاهر گشت آنان را گوش به فرمان ببیند و تا پای جان آماده اطاعت بیابد.
از سوی دیگر این اصل مهم، مسلّم است که امامت یک امام جز با اطاعت امّت از او، و پیشوایی یک رهبر جز در سایه فرمان پذیری پیروانش، تحقق نمی پذیرد.
خدا هیچ پیامبری را نفرستاد مگر برای آن که اطاعت شود:
(وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذْنِ اللَّهِ).
(- سوره نساء / آیه ۶۴.)
و هیچ امامی را مقرر نداشت مگر آن که مردم را به اطاعت و فرمانبری از او فرا خواند:
(اَطیعُوا اللَّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ).
(- سوره نساء / آیه ۵۹.)
امام زمان (علیه ا لسلام) اگر چه در پس پرده غیبت است، اما اراده وفرمانش در تمام جهان آفرینش و همه خلایق جاری ونافذ است. بنابراین باید دستوراتش را شناخت، فرمان هایش را باید اطاعت کرد، حاکمیت او را باید گردن نهاد، و همین ها است که زمینه ظهور را فراهم خواهد آورد.
چنان که خود حضرت می فرماید:
«وَ لَوْ اَنَّ اَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطاعَتِهِ، عَلَی اجْتِماعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمْ الْیُمْنُ بِلِقائِنا؛ اگر شیعیان ما – که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفّق گرداند – در وفای به عهد الهی هم دل و هم پیمان می شدند، سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی افتاد».
(- بحارالانوار / ج ۵۳ / ص ۱۷۷ / ح ۸.)
مگر نه این است که عهد الهی چیزی جز پرستش و بندگی خدا نیست؟ و این عبادت و بندگی جز با اطاعتِ محضِ ولیّ خدا تحقق پذیر نیست.
منتظرین حضرت مهدی (علیه السلام) همان نیکبختانی هستند که اگر در حضور او باشند، جز اطاعت نمی شناسند و جز به فرمان او کاری انجام نمی دهند.
و باز هم امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«هُمْ اَطْوَعُ لَهُ مِنَ الْاَمَهِ لِسِیِّدِها؛ اطاعت و فرمان پذیری منتظرین از امام زمان (علیه السلام) افزون تر از اطاعت و فرمانبری کنیزی از مالک و مولای او است».
(- بحارالانوار / ج ۵۲ / ص ۳۰۷.)
اطاعت و پیروی از فقها و عالمان ربانی
«بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ مُغَیِّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنَّا؛ جانم به فدای تو! غایب شده ای که بیرون از ما نیست، جانم به فدای تو! دور از (- دعای ندبه.)
وطنی که از ما دور نیست».
«اِنْ غابَ عَنِ النَّاسِ شَخْصُهُ فی حالِ هُدْنَهٍ لَمْ یَغِبْ عَنْهُمْ مَثْبُوتُ عِلْمِهِ؛ اگر چه در آرامش دوران غیبت، شخص او از دیدگان مردم پنهان است، اما (- منتخب الاثر / ص ۲۷۲.)
دانش ثابت شده او از دیده بصیرت آنان پنهان نمی ماند».
هم او به حال مردم آگاه است و هم آگاهی های به ودیعت نهاده شده او در نزد مردم، حاضر است.
مردم اگر چه او را نمی بینند، اما فرمان هایش را می پذیرند.
و بدین گونه است که نقش فقیهان وارسته و به دور از هوی و هوسهای نفسانی(که نمایندگان امام زمان (علیه السلام) هستند) نمایان می گردد.
مردم با فرمانبری از فقیهان، فرمان امام معصومِ خویش را اطاعت می کنند. زیرا امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«وَ اَمَّا مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهاء، صائِناً لَنِفْسِهِ، حافِظاً لِدینِهِ، مُخالِفاً عَلی هَواه، مُطیعاً لِاَمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یُقَلِّدُوه؛ هر کس از فقیهان که نگهدارنده دین و (- بحارالانوار / ج ۲ / ص ۸۸.)
نگاهبان جان و مخالف هوای نفس خود و اطاعت کننده فرمان مولای خویش باشد، بر مردم است که از او تقلید و تبعیّت کنند».
و هم او شیعیانش را واننهاده و رها نساخته، بلکه تکلیف شان را در دریافت احکامِ دین و مسایل زندگی روشن و مشخص نموده است، در توقیعی که برای یکی از عالمان ربانی صادر شده می فرماید:
«وَ اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَه فَارْجِعُوا فیها اِلی رُواهِ حَدیثِنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُم وَ اَنَا حُجَّهُاللَّهِ عَلَیْهِم؛ در پیشامدهای روزگار به راویان حدیث ما مراجعه (- همان / ج ۵۳ / ص ۱۸۱. )
کنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنانم».
با چنین دیدگاهی است که «فقیه» استمرار دهنده خط امامت امام زمان (علیه السلام) و پاس دارنده مرزهای ولایت آن بزرگوار، و منعکس کننده فرمایشات و فرمان های او به پیروان و ارادتمندان او است. بنابراین بر هر شیعه منتظری لازم است که در به دست آوردن احکام دین و چگونگی انجام وظایف و مسئولیت های دینی، فردی و اجتماعی اش به فقیهی(که دارای شایستگی های مطرح شده از سوی امام (علیه السلام) است)مراجعه نماید.
امام حسین (علیه السلام)برای هر ضربتی یک ضربت می زند
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اوّل کسی که در رجعت به دنیا باز می گردد امام حسین (علیه السلام) واصحاب باوفای ایشانند، آنگاه یزید و یارانش نیز بر می گردند.
امام حسین (علیه السلام) همه آنها را می کُشد، دقیقاً برای هر ضربتی یک ضربت می زند.
(- تفسیر نور الثقلین: ج ۳، ص ۱۴۰.)
برای من بازگشتی پس از بازگشت است
امیر مؤمنان (علیه السلام) در ضمن حدیث مفصّلی می فرماید:
«خدای تبارک و تعالی از من و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) پیمان گرفته که هم دیگر را یاری کنیم، من حضرت محمّد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) را یاری کردم ودر برابرش شمشیر زدم و دشمنش را کشتم و پیمانی را که بر عهده ام بود انجام دادم. ولی تا کنون هیچ پیامبری مرا یاری نکرده است، زیرا آنها پیش از من از دنیا رفته اند، ولی به زودی وقت آن فرا می رسد که آنها نیز مرا یاری کنند».
«همه روی زمین از مشرق تا مغرب از آنِ من خواهد بود. خداوند همه پیامبران مُرسل را از آدم تا خاتم ( صلی الله علیه وآله وسلم ) زنده می کند و همه آنان در برابر من شمشیر می زنند و گردنکشان را از جنّ و انس، از زنده و مرده گردن می زنند».
«چقدر جای شگفت است؟… و چگونه تعجّب نکنم از مردگانی که خداوند آنها را بر می انگیزد و همگی در حالی که صدا می زنند: لَبّیْکَ، لَبّیْکَ، یا داعِیَ اللَّهِ! در کوچه های کوفه پراکنده شده شمشیرها را حمایل کرده، کافران، طاغیان و طاغوتیان را از اوّلین و آخرین گردن می زنند، تا خداوند وعده اش را تحقّق بخشد.
«برای من رجعتی پس از رجعت، بازگشتی پس از بازگشت است. من رجعت های مکرّر دارم، من حمله ها و انتقامهای فراوان دارم، من حکومتهای بسیار دارم، من دژ آهنینم، من بنده خدا وبرادرِ پیامبر خدایم».
«… من ظاهر شونده در قرص خورشیدم، من دابّه الارضم، من قسیم النّارم، من خازن بهشت و صاحب اعرافم».
«… من صاحب عصا و میسم هستم».
( – بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۴۶ – ۴۹ و الزام النّاصب: ج ۲، ص ۳۶۱ – ۳۶۳ . )
برگشتن حضرت عیسی (علیه السلام)در عهد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف )
علی بن ابراهیم در تفسیرش روایت کرده که:
شهر بن خوشب گفت، حجاج به من گفت:
در قرآن کریم آیه ای هست که تفسیرش مرا عاجز کرده است ونمی فهمم و آن آیه این است:
«وَ اِنْ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ اِلاّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ…».
یعنی: «و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او [= حضرت مسیح ] ایمان می آورد… ».
(- سوره نساء: آیه ۱۵۹. )
حجاج گفت:
به خدا سوگند که من امر می کنم که گردن یهود و نصرانی را بزنند [تا بلکه ایمان بیاورند] و نظر می کنم که لب او حرکت نمی کند تا بمیرد.
شهر بن خوشب می گوید: به او گفتم:
ای امیر این مراد [ومنظور آیه ] نیست که شما فهمیده اید.
حجاج گفت:
پس [منظور آیه چیست و] چه معنی دارد.
من گفتم:
[منظور آیه این است که ] حضرت عیسی ( علیه السلام ) پیش از قیامت از آسمان به زمین خواهد آمد، پس نمی ماند هیچ یهودی و غیر یهودی مگر آن که ایمان به حضرت عیسی ( علیه السلام ) می آورند پیش از مردن عیسی ( علیه السلام ) و [آن حضرت ] در پشت سر حضرت مهدی ( علیه السلام ) نماز خواهد خواند.
حجاج گفت: وای بر تو این [مطلب و قضیه ] را از کجا آوردی و از چه کسی شنیده ای؟
گفتم: از حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام ) شنیده ام.
حجاج گفت: به خدا قسم که از چشمه صافی برداشته ای.
( – بحار الانوار: ج ۵۳، ص ۵۰ / حق الیقین: ص ۳۴۱. )
بنی امیه را از دم شمشیر بگذرانیم
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
«رُبَما یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمینَ».
«کافران (هنگامی که آثار شوم خود را ببینند) چه بسا آرزو می کنند که ای کاش مسلمان بودند».
( – سوره حجر: آیه ۲ . )
امام باقر ( علیه السلام ) در تفسیر این آیه به نقل از وجود مقدس امیرمؤمنان ( علیه السلام ) می فرماید:
«هنگامی که من و شیعیانم خارج شدیم [و به دنیا برگشتیم ]، عثمان و پیروانش نیز خارج شوند و بنی امیّه را از دم شمشیر بگذرانیم، کافران آرزو می کنند که ای کاش مسلمان بودند».
( – بحار الانوار: ج ۵۳، ص ۶۴ . )
پنجاه هزار سال حکومت می کند
«تَعْرُجُ الْمَلائِکَهُ وَالرُّوحُ اِلَیْهِ فی یَومٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ اَلْفَ سَنَهٍ».
«فرشتگان و روح [= فرشته مقرّب خداوند] به سوی او عروج می کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است».
( – معارج: ۴. )
در روایات بسیاری آمده است که منظور از آن روز، مدّت سلطنت حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم ) در رجعت است.
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمود:
«روزی که پنجاه هزار سالست، روزگار رجعت حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم ) است که در رجعت مدّت فرمانروائی آن حضرت پنجاه هزار سالست. و مدّت فرمانروائی امیر مؤمنان ( علیه السلام ) چهل و چهار هزار سال است».
( – بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۱۰۴ / الایقاظ: ص ۳۶۸ . )
پیامبران، امام علی علیه السلام را یاری خواهند کرد
و ابن بابویه به سند معتبر از حسن بن جهم روایت کرده است که:
مأمون از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) پرسید که چه می گوئی در رجعت؟
امام رضا ( علیه السلام ) فرمود:
حق است و در میان امتهای گذشته بوده است و قرآن مجید به آن ناطق است و رسول خدا فرموده که: می باشد در این امت آن چه در امم سابقه بوده، مانند دو تای نعل که با هم موافقند و مانند پرهای تیر که با یکدیگر مساویند.
( – بحار الانوار: ج ۵۳، ص ۵۹ و ۱۰۸ و ۱۲۷ و ۱۲۹. )
و حضرت رضا ( علیه السلام ) فرمود: چون مهدی از فرزندان من بیرون آید عیسی ( علیه السلام ) از آسمان به زمین فرود می آید و در عقب او نماز کند.
و عیاشی از حضرت امام جعفر صادق ( علیه السلام ) روایت کرده است که فرمود: خلفای جور بر خود نام گذاشته اند و خود را امیرالمؤمنین می گویند که این نام مخصوص علی بن ابی طالب است و هنوز معنی این نام و تأویل او بر مردم ظاهر نشده است.
راوی گفت: تأویل آن کی خواهد بود.
فرمود: آن وقتی خواهد بود که حق تعالی جمع کند در پیش روی علی ( علیه السلام ) پیغمبران و مؤمنان را تا یاری کنند او را چنان چه حق تعالی فرموده است: «وَ اِذ اخذ اللَّه میثاق النبیین، …».
( – سوره آل عمران: آیه ۸۱ . )
پس در آن روز رسول خدا6 عَلَمْ را به علی بن ابی طالب می دهد، پس او امیر تمام خلایق خواهد بود و خلایق همه در زیر عَلَم آن حضرت خواهند بود و او امیر و پادشاه همه خواهدبود.
( – بحار الانوار: ج ۵۳، ص ۷۰ . )
این است تأویل امیرالمؤمنین و معنی آن.
پیراهن یوسف و ابراهیم کجاست؟
مرحوم شیخ صدوق، راوندی و بعضی دیگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حکایت کند:
روزی در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین نشسته بودم، آن حضرت فرمود: آیا می دانی پیراهن حضرت یوسف ( علیه السلام ) چه بود و کجاست؟
عرض کردم: خیر، نمی دانم؛ شما بفرمائید تا فرا بگیرم.
امام ( علیه السلام ) فرمود: چون حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) را خواستند داخل آتش بیندازند، جبرئیل امین ( علیه السلام ) پیراهنی از لباس های بهشتی برایش آورد وبر او پوشانید و آتش در مقابلش سرد و بی أثر شد.
و در آخرین روز حیاتش آن را تحویل حضرت اسحاق ( علیه السلام ) داد و او نیز پیراهن را بر حضرت یعقوب ( علیه السلام ) پوشانید که اندازه قامت او بود.
و هنگامی که حضرت یوسف ( علیه السلام ) به دنیا آمد، پدرش آن پیراهن را بر یوسف پوشانید، تا آن جایی که همان پیراهن را توسّط برادرانش برای پدر خود – که نابینا گشته بود – فرستاد و او بینا گردید و این همان پیراهن بهشتی بود.
عرض کردم: اکنون آن پیراهن کجاست و چه خواهد شد؟
فرمود: الآن نزد اهلش می باشد و در نهایت، تقدیم قائم آل محمّد صلوات اللَّه علیه خواهد شد.
و هنگامی که آن حضرت ظهور نماید، آن پیراهن را بر تن مبارک خود می نماید و تمام مؤمنین در شرق و غرب دنیا، هر کجا که باشند بوی خوش آن را استشمام خواهند کرد.
و او – یعنی؛ امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف – در تمام امور وارث تمامی پیغمبران الهی می باشد.
( – إکمال الدّین: ص ۳۲۷، ح ۷، الخرایج والجرایح: ج ۲، ص ۶۹۱، ح ۶، با تفاوتی مختصر. )
تهیّه آذوقه لشکر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)
مرحوم شیخ صدوق، کلینی و برخی دیگر از بزرگان آورده اند:
حضرت صادق آل محمّد از قول پدرش، حضرت باقرالعلوم ( علیهماالسلام ) حکایت فرماید: هنگامی که امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجّه الشّریف ظهور نماید و بخواهد قیام نماید، قیام خود را از مکّه معظّمه شروع نموده و ابتداء به سمت شهر کوفه حرکت می کند.
و قبل از آن که به همراه لشکر و یاران خویش حرکت نماید، منادی حضرت در بین جمعیّت، نداء دهد: کسی حقّ ندارد به همراه خود غذا و آب حمل کند، سپس حضرت دستور می دهد تا سنگ حضرت موسی بن عمران ( علیه السلام ) – که به مقدار بار شتری است – برداشته شود و همراه نیروها آورده شود، پس در هر منزلی که فرود آیند، از آن سنگ چشمه ای از آب گوارا جاری گردد که هر گرسنه ای از آن میل کند، سیر گردد؛ و نیز هر تشنه ای از آن آب بیاشامد، سیراب شود و نیازی به طعام و مایعات نخواهند داشت.
و این آذوقه خوراکی و آشامیدنی برای تمامی افراد لشکر امام زمان ( علیه السلام ) می باشد، تا هنگامی که در نجف اشرف و کوفه وارد شوند.
( – اصول کافی: ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۳، إکمال الدّین: ص ۶۷۰، ح ۱۷، الخرایج والجرایح: ج ۲، ص ۶۹۱، ح ۱. )
جبرئیل اوّلین بیعت کننده در کعبه الهی
مرحوم شیخ مفید رضوان اللَّه تعالی علیه به نقل از مفضّل بن عمر حکایت کند:
روزی در محضر مبارک امام جعفر صادق ( علیه السلام ) بودم، از آن حضرت ضمن فرمایشاتی شنیدم که درباره جریان ظهور و خروج قائم آل محمّد صلوات اللَّه علیه چنین فرمود:
موقعی که خداوند متعال حضرت قائم عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف را جهت ظهور و خروج اجازه دهد.
حضرت در مکّه معظّمه بالای منبر می رود و مردم را به سوی خود دعوت می نماید و آن ها را به خداپرستی و معنویّت راهنمائی می کند.
و دستور می دهد بر این که جامعه باید در مسیر اجراء احکام و روش زندگی رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) حرکت نماید.
در همین بین خداوند متعال جبرئیل ( علیه السلام ) را می فرستد و در محلّی به نام حطیم نزد امام عصر صلوات اللّه علیه حضور می یابد و اظهار می دارد: برنامه ات چیست؟
و مردم را به چه چیزی دعوت می کنی؟
حضرت قائم عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف برنامه و مسیر حرکت خود را با جبرئیل در میان می گذارد.
پس از آن جبرئیل می گوید: من اوّل کسی هستم که با تو بیعت می کنم؛ و سپس دست خود را در دست حضرت قرار می دهد.
و سپس تعداد سیصد و سیزده نفر که از شهرهای مختلف جمع شده اند، با حضرت بیعت می کنند.
بعد از آن، حضرت در شهر مکّه باقی خواهد ماند تا تعداد اصحاب و یارانش به دَه هزار نفر برسد و پس از آن که تکمیل شد به سوی مدینه حرکت می نماید.
( – إعلام الوری طبرسی: ج ۲، ص ۲۸۸، روضهالواعظین: ص ۲۶۵. )
جنگ صفین در رجعت
حضرت امام جعفر صادق ( علیه السلام ) فرمود:
علی (علیه السلام) را در زمین رجعتی خواهد بود با فرزندش حسین (علیه السلام) با علم خود، خواهد آمد تا انتقام بگیرد از بنی امیه و معاویه و آل معاویه و هر که با آن حضرت جنگ کرده باشد.
پس خدا یاوران او را از اهل کوفه زنده کند و هفتاد هزار کس از سایر مردم، پس با ایشان ملاقات می کند در صفین مثل مرتبه اوّل تا همه را بکشد و کسی از ایشان نماند که خبر بیرون برد، پس خدا ایشان را ببرد به سوی بدترین عذابها با فرعون.
( – بحار الانوار: ج ۵۳، ص ۷۴ . )
( امام زمان ( علیه السلام ) بعد از رحلتش به دنیا بر می گردند )
از مجموع روایات (رجعت) معلوم می شود که همه امامان معصوم ( علیهم السلام ) : به دنیا برمی گردند.
و هم چنین تصریح شده که حضرت ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز بعد از رحلتش رجعت خواهد نمود.
و در روایات آمده است که قیام قیامت چهل روز پس از رحلت حضرت ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد، و این مطلب مربوط به رحلت آن حضرت در رجعت است. وگرنه طبق صدها حدیث بعد از رحلت اوّلی حضرت بقیه اللَّه روحی فداه، اهلبیت ( – «… قال بعض علمائنا فی کتاب کتبه فی الرجعه ان للقائم ( علیه السلام ) ایضاً رجعه بعد موته…».
بحارالانوار: ج ۲۵، ص ۱۰۸ . )
عصمت و طهارت هزاران سال فرمانروائی خواهند داشت.
( – حق الیقین (علامه مجلسی): ص ۳۵۴ . )
منبع:www.shamim.valiasr-aj.net
برگرفته از سایت :راسخون