به نام خدا
این مصلح واقعی و وارث حقیقی کسی نیست، جز مهدی موعود(ع) که به عنوان بقیه` اللّه، در پس پردهِ غیبت به سر میبرد، تا روزی که مشیت خداوندی اقتضا کند، آن حضرت ظهور و زمین را سراسر پر از عدل و داد کند.
چکیده
فرشتگان رحمت الهی، گرد دانه های تسبیح تو می گردند؛ باد که انگشت تسبیح گردان تو را در آغوش بالهای خود می گیرد، بدین شکفتگی، گلی در بوستان هستی، نرویاند.
سواره، یا پیاده ؟ امروز یا فردا ؟ با کسان و یار، یا تنها ؟ خواهی آمد، مولای من !
این دو سه پرسش، تنها دل مشغولی من، میان همه معماهاست.
خورشید، چراغی است که در جشن آمدنت، سوسو خواهد زد و ماه و ستاره نیز همان همسایگانی هستند که از در و دیوار سر می کشند.
کی تو را خواهیم دید، ای دیدنی ترین. دیدنت را بهانه بسیار داریم؛ ولی بها، نه.
مرا که تو را بسیار خوانم، یک بار بخوان ای مولای من ! مرا نیز بخوان …
ظهور بزرگ منجی بشریت، امری مسلّم است و بیهیچ تردیدی واقع خواهد شد. آنچه مورد اختلاف است، وقت ظهور است و این که آیا ظهور، تعجیلپذیر است یا خیر؟ و آیا ما وظیفهای برای زمینهسازی آن داریم؟ در این زمینه دیدگاههای مختلفی، وجود دارد. نویسندهِ مقاله، چنین میاندیشد که وظایفی بر عهدهِ ماست که انجام آنها، موجب تعجیل در ظهور مصلح عالم میشود.
وی علاوه بر ذکر دلایل، قرآنی و روایی جهت اثبات نظر خویش، عوامل آمادگی و زمینهسازی را بر چهار نوع، تقسیم میکند: آمادگی فکری و فرهنگی؛ آمادگی اجتماعی؛ آمادگیهای تکنولوژیکی و آمادگیهای فردی.
در بخش دوم مقاله نیز به بررسی اهدابف و رسالت دولت مطابق حکومت مهدوی پرداخته و در بخش سوم این موضوع که انقلاب اسلامی ایران، زمینه ساز ظهور منجی است را؛ مورد شرح و بررسی قرار داده ام.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
اللهم انّا نشکو الیک فقد نبیّنا و غیبه` ولیّنا، و شدّه` الزمان علینا، و وقوع الفتن بنا، و تظاهر الاعداء و کثره` عدوّنا و قلّه` عددنا . (۱)
خرم آن روز که آن دلبر جانان آید
درد هجران رود و چاره و درمان آید
مقدمه
بیشک در روزگاری که دنیا از ظلم، جور و بیعدالتی پر و همچون کشتی در دریای پرتلاطم، دچار امواج سهمگین شده است و هر لحظه به خطر نابودی نزدیکتر میشود و در معرض غرق شدن قرار دارد، جامعه بشری منتظر است تا به دست منجی و مصلحی توانا به ساحل نجات برسد. وگرنه هستی و آفرینش انسان به مقصد نهایی و کمال خویش نخواهد رسید.
این ارادهِ الهی است که روزی آن منجی حقیقی خواهد آمد؛ چرا که خداوند، خود فرمود: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین( ۲ )
ما میخواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
روزی که صالحان، وارث زمین خواهند شد و آن را از چنگال طالحان و جباران رها خواهند ساخت. که فرمود: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون(۳)
در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.
این مصلح واقعی و وارث حقیقی کسی نیست، جز مهدی موعود(ع) که به عنوان بقیه` اللّه، در پس پردهِ غیبت به سر میبرد، تا روزی که مشیت خداوندی اقتضا کند، آن حضرت ظهور و زمین را سراسر پر از عدل و داد کند.
هر پدیدهاى در جهان با فراهم آمدن شرائط و زمینههاى آن به وجود مىآید و بدون تحقق زمینهها امکان وجود براى هیچ موجودى نخواهد بود. هر زمینى قابلیت پرورش دانه را ندارد و هر آب و هوایى مناسب با رشد هر گیاه و نباتى نیست. وقتى کشاورز مىتواند انتظار برداشت خوب از زمین داشته باشد که شرایط لازم براى به دست آمدن محصول را تهیه کرده باشد. بر این اساس هر انقلاب و رویداد اجتماعى نیز به زمینهها و شرایط آن بستگى دارد؛ همانگونه که انقلاب اسلامى ایران نیز با فراهم آمدن مقدمات آن به پیروزى رسید. قیام و انقلاب جهانى امام مهدىعلیه السلام که بزرگترین حرکت جهانى است نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینهها و شرایط آن به وقوع نخواهد پیوست.
مقصود از این سخن آن است که تصور نشود امر قیام و حکومت امام مهدىعلیه السلام از روابط حاکم بر جهان آفرینش مستثنى است و حرکت اصلاحى آن بزرگوار از راه معجزه و بدون اسباب و عوامل عادى به سرانجام مىرسد. بلکه بر اساس تعالیم قرآن و پیشوایان معصومعلیهم السلام، سنّت الهى بر این قرار گرفته که امور عالم از مجراى طبیعى و علل و اسباب عادى انجام گیرد. امام صادقعلیه السلام فرمود: خداوند امتناع دارد از اینکه امور را جز از راه اسباب (آن) فراهم آورد.(۴) ودرروایتى ازامام باقر ( ع ) نقل شده است که شخصى به ایشان عرض کرد: مىگویند زمانى که امام مهدى (عج ) قیام کند همه امور بر وفق مراد او خواهد بود. حضرت فرمود: هرگز چنین نیست. قسم به آنکس که جانم در دست اوست اگر بنا بود براى کسى کارها خود به خود درست شود همانا براى رسول خداصلى الله علیه وآله چنین مىشد.(۵)
البته سخن فوق بدین معنى نیست که در قیام بزرگ مهدوى، امدادهاى غیبى و آسمانى وجود نخواهد داشت بلکه مقصود آن است که در کنار امدادهاى الهى، زمینهها و عوامل و شرایط عادى نیز باید فراهم شود.
وظایف ما برای فرج حضرت
اصل ظهور آن منجی، قطعی است و بی شک صورت خواهد گرفت، اما سخن در این است که چه باید کرد تا این حرکت سرعت گرفته و ظهور تعجیل پذیرد؟ بهتر است پرسشهای اساسی را این گونه مطرح کنیم که:
آیا به طور کلی راهی برای تعجیل وجود دارد؟
آیا ممکن است با زمینه سازی مناسب، به ظهور حضرت حجه` (ع) شتاب بخشید؟
آیا قرآن در این باره طرح و سخنی دارد؟
برای پاسخگویی به این پرسشها، این نوشتار را در دو بخش: دیدگاهها و نگاه قرآن مورد بررسی قرار میدهیم.
بخش نخست: دیدگاهها
در برابر پرسشهای بالا، با توجه به دیدگاههای مختلف پاسخهای چندی وجود دارد که در زیر مورد بررسی قرار میگیرد
دیدگاه نخست
ظهور حضرت حجت، مانند وقوع قیامت به ارادهِ خداوند است و انسانها خواه دوست آن حضرت باشند یا دشمن، هیچ نقشی در آن ندارند؛ باید نظارهگر بود تا ارادهِ الهی بدان تعلق بگیرد و ظهور محقق گردد.
دیدگاه دوم
با توجه به حدیث (امتلاء الارض) باید در اشاعهِ ظلم و گسترش جور گام برداشت تا پیمانه پر شده زمینهِ ظهور فراهم گردد.
دیدگاه سوم
انگیزهِ ظهور را باید در عوامل غیبت جست و جو کرد. باید علل غیبت را مورد توجه قرار داد و موانع را برطرف کرد تا زمینهِ ظهور مهیا شود.
دیدگاه چهارم
باید به وظایفی که در زمان غیبت بر دوش ما گذاشته شده و از ما خواسته شده، عمل کنیم تا در ظهور و قیام حضرت حجت(ع) شتاب لازم پدید آید.
بررسی دیدگاه نخست
دلیل طرفداران نظریهِ نخست، پارهای از روایات است؛ از جمله روایت مفضل از امام صادق (ع) که میفرماید:
… لانّه هو الساعه` التی قال اللّه تعالی: یسئلونک عن الساعه` ایان مرساها، قل: انما علمها عند ربّی لا یجلیها لو قتها الاّ هو.(6و7) ؛ زیرا آن ظهور مهدی(عج) همان ساعت و قیامتی است که خداوند مثال درباره آن فرموده است: یسئلونک عن الساعه` ایان مرساها… درباره قیامت از تو سؤال میکنند، کی فرا میرسد؟ بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است. و هیچ کس جز او (نمیتواند) وقت آن را آشکار سازد.
برخی از روایات حتی بحث از مهدی(عج) را نیز ممنوع کرده و آن را ضلالت دانستهاند؛ چنان که در ذیل آیهِ: و ما یدریک لعلّ السّاعه` تکون قریبا(.۸)؛ و چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد.
میفرماید: یستعجل بها الذین لایؤمنون بها و الذین امنوا مشفقون منها و یعلمون انّها الحقّ الاّ الّذین یمارون فی الساعه` لفی ظلال بعید.(۹) ؛ کسانی که به قیامت ایمان ندارند درباره آن شتاب میکنند، ولی آنها که ایمان آوردهاند پیوسته از آن هراسانند و میدانند آن حق است. آگاه باشید کسانی که در قیامت تردید میکنند در گمراهی عمیقی هستند.
راوی میگوید: پرسیدم معنای یمارون چیست؟ حضرت فرمود: یقولون متی ولد ؟ و من رای ؟ و این یکون ؟ و متی یظهر، و کل ذلک استعجالاً لامر اللّه و شکاً فی قضائه و دخولاً فی قدرته.(۱۰ )؛ میگویند: چه زمانی متولد شده است؟ و چه کسی او را دیده است؟ و کی ظاهر میشود؟ همه اینها شتاب کردن در کار خدا و شک در حکم و دخالت در قدرت او است.
در این دو روایت ضمن آن که ظهور حضرت حجت، را تأویل آیات قیامت دانسته و عجله در وقوع آن را ناشی از عدم ایمان تلقی کرده است، بحث و پرسش دربارهِ آن حضرت از جمله زمان ظهور را مراء، و محاجّه، شک در قضا و دخالت در قدرت خدا میداند.
در روایت دیگری تصریح دارد به این که، امرظهور قابل تعجیل نیست؛ چنان که در روایتی ازامام صادق(ع) چنین میخوانیم: ان اللّه لا یستعجل لعجله العباد، ان لهذا الامر غایه ینتهی الیها، فلو قد بلغوها لم یستقدموا ساعه و لا یستأخروا. خداوند به خاطر شتاب بندگان عجله نمیکند. همانا برای این کار (ظهور منجی )زمانی است که به آن منتهی میشود. پس اگر (بندگان) آن (زمان) را طلب کنند، لحظهای مقدم یا مؤخر نمیگردد.
بنابر این دیدگاه، انسان جز انتظار تکوینی هیچ نقشی ندارد. همانند کسی که مسافری دارد و نمیداند کجاست، باید به حکم تکوین چشم به راه باشد تا وصل محقق شود؛ زیرا مطابق اراده و مشیت مطلق الهی، انسان در این زمینه مسلوب الاختیار است، و کاری از وی ساخته نیست. نه قادر است ارادهِ خدا را تغییر دهد و نه میتواند در برابر خواست خدا ارادهای داشته باشد. تشبیه وجه انتفاع از حضرت در زمان غیبت به خورشید در پس ابرها، میتواند مؤید این بینش باشد؛ چرا که بشر نمیتواند به سادگی ابرها را کنار زده و خورشید را نمایان سازد.
بدیهی است این دیدگاه، با همهِ وجههِ توحیدی و معرفتی که دارد، توجیه عقلانی ندارد، و دست کم با اراده، اختیار، تشریع، تکلیف و اذن در دعا منافات دارد.
از سوی دیگر، مذمت استعجال و پرسش از حال آن حضرت، به کسانی اشاره دارد که در وجود حضرت تردید داشتند و با پرسشهای پیدرپی در صدد ایجاد شبهه در اصل وجود مهدی(ع) بودند و چه کسی میتواند بپذیرد که روایات متعددی که در معرفی آن حضرت وارد شده، مراء و محاجه باشد؟
بررسی دیدگاه دوم
روایت امتلاء که میفرماید: المهدی من ولدی تکون له غیبه` اذا ظهر یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلما.(۱۱)
مهدی(عج) از فرزندان من است برای او غیبتی است، هنگامی که ظاهر شود زمین پر از قسط و عدل میشود؛ همان طور که پر از جور و ظلم شده است.
این روایت متواتر بین شیعه و سنی است و شکی در آن راه ندارد، اما نمیتواند توجیه کنندهِ اشاعهِ ظلم، جور، فحشا، منکرات و گناهکاری باشد؛ چرا که این موضوع با روح قرآن کاملاً در تضاد است. و نه تنها با تشکیل حکومت اسلامی و اجرای حدود و احکام مخالف است، بلکه با آیات امر به معروف و نهی از منکر، تواصی، ارشاد و تبلیغ نیز ناسازگار میباشد. چرا که خواست خداوند و قرآن دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر است؛ چنان که میفرماید: و لتکن منکم امه` یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر(۱۲)
باید از میان شما، جمعی به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر دعوت کنند.
و پر کردن جامعه از ظلم و جور و گناه و فحشا خواست شیطان و منافقان است، و این سخن قرآن است که میفرماید: و من یتبع خطوات الشیطان فانه یأمر بالفحشاء و المنکر(۱۳)
هر کس پیرو گامهای شیطان شود، (گمراهش میسازد زیرا) او به فحشا و منکر فرمان میدهد.
و نیز میفرماید: المنافقون و المنافقات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف.(۱۴)
مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند. آنها امر به منکر، و نهی از معروف میکنند.
بنابر این دیدگاه، باید بخش عظیمی از آیات قرآن و پیام آن را از کار انداخت و در مسیر مخالف آن عمل کرد تا پیمانه پر شود. در سایهِ شوم این نظریه همهِ انقلابهای آزادی بخش، جنگها و حتی قیام ائمه(ع) محکوم و به بحران مشروعیت دچار میشود؛ برای این که به جای پر کردن پیمانهِ ظلم، امتلای آن را به تأخیر میاندازد.
تنها نکتهای که در این باره میتوان گفت: این است که حدیث امتلاء به ظهور علایم و نشانهها از جمله گسترش بیعدالتی، گناه و منکرات در آخر الزمان اشاره دارد و این هرگز به معنای جواز ارتکاب گناه نمیباشد.
بررسی دیدگاه سوم
این که باید علت یا علل غیبت را بر طرف کرد تا زمینهِ ظهور فراهم آید، ابتدا باید دید علت یا علل غیبت چیست و پس از آن گفت چه باید کرد؟
دربرخی از روایات، تعابیر زیر خود نمایی میکند:
الف) عاری بودن از بیعت
چنانکه در روایت رضوی(ع) میخوانیم که ( لئلا یکون فی عنقه لاحد بیعه اذا قام بالسیف.) (۱۵)
بدیهی است این مسئله نمیتواند علت اصلی غیبت باشد، بلکه علت عدم حضور آن حضرت است. به دیگر سخن، فرق است بین عدم حضور، و عدم ظهور و آن چه مورد بحث است، ظهور و قیام آن حضرت است که این غیبت خود زمینهِ تحقق آن ظهور است.
ب) خوف و ترس
در روایت زراره از امام صادق(ع) میخوانیم که فرمود: ان للغلام غیبه` قبل قیامه، قلت و لم؟ قال: یخاف علی نفسه الذبح.(۱۶)
برای آن پسر (مهدیعج) قبل از قیامش غیبتی است. گفتم: چرا؟ فرمود: (زیرا) از ذبح شدن خود میترسد.
و در روایت دیگری میفرماید: ان للقائم غیبه` قبل ظهوره، قلت [زراره] لم؟ قال یخاف القتل.(۱۷)
برای قائم(عج) قبل از قیامش غیبتی است. گفتم: چرا؟ فرمود: از کشته شدن میترسد.
این عامل نیز همانند عامل قبل، در حقیقت باعث حفظ جان آن حضرت برای تحقق قیام و ظهور است؛ نه عامل اصلی غیبت، و نمیتوان با تأمین جان وی، زمینه ظهور و قیام را فراهم آورد.
ج) آزمایش الهی
اخبار متعددی دلالت دارد که از علل و عوامل غیبت، آزمایش الهی است؛ در روایتی، امام باقر (ع) در پاسخ به جابر جعفی میفرماید: هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا، حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.
هیهات! هیهات! فرج ما واقع نمیگردد تا این که غربال شوید، سپس غربال شوید، سپس غربال شوید تا ناصافی و آلودگی برود و صاف و خالص باقی بماند.
و در روایت دیگری از امام ابوالحسن(ع) میخوانیم که فرمود: اما و اللّه لا یکون الذی تمدون الیه اعینکم حتی تمیزوا و تمحصوا، و حتی لایبقی منکم الا الاندر. ثم تلا: ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم اللّه الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین.(۱۸)
آگاه باشید، به خدا قسم محقق نمیشود آن که چشمانتان را به او دوختهاید تا این که جدا و پاک شوید و تا این که مقدار بسیار کمی از شما باقی بماند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: (ام حسبتم ان تترکوا(.
هر چند عامل امتحان میتواند، از علل غیبت، یا به تعبیر دیگر حکمت آن، به شمار آید، اما این امر به دست مردم نیست تا مسیر آن را عوض کنند؛ آن هم آزمونی که ضرورتاً میبایست وسیله جدا کردن سره از ناسره، و کدر از مصفا باشد. غربال کردنی که با آن، تعدادی اندک از صف اکثریت ناباب جدا شوند.
د) بیوفایی مردم
در برخی از توقیعات شریفه به این مسئله اشاره شده است که، بیوفایی مردم و گناهان آنان زمینهساز غیبت حضرت حجت شده است. چنان که میفرماید: و لو ان اشیاعنا وفقهم اللّه علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا، علی حق المعرفه و صدقها منهم بنا فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکرهه و لا نؤثره منهم.(۱۹)
اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلی در وفای به عهدی که بر ایشان است عنایت میفرمود: مبارکی دیدار ما برای ایشان به تأخیر نمیافتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتی شایسته و درست شتاب میشد. و چیزی ما را از ایشان محبوس نکرده است مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندی است که از آنها به ما میرسد.
مضمون این توقیع این است که بیوفایی شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانیتر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است. این توقیع در حقیقت بیانگر چند نکتهِ اساسی است:
۱- دوری از حضرت ثمرهِ کارهای ناپسند دوستان و شیعیان است؛ فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکرهه.
۲- طولانی شدن غیبت نتیجهِ عدم همدلی شیعیان است؛
و لو ان اشیاعنا و فقهم اللّه علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا.
اگر خداوند به شیعیان (و پیروان) ما توفیق همدلی در وفای به عهد میداد، مبارکی دیدار ما برای ایشان به تأخیر نمیافتاد.
۳- همدلی شیعیان در وفای به عهد [آن حضرت] میتواند عاملی برای تعجیل در ظهور باشد؛ لتعجلت لهم السعاده` بمشاهدتنا. در سعادت دیدار ما شتاب میشد.
ت) علل ناشناخته
بعضی از روایاتها بیانگر این نکتهاند که امامان معصوم از علت اصلی غیبت آگاهند، اما مأمور به بیان آن نیستند؛ لذا سربسته و به طور اجمال حکمتهایی از آن را بیان کردهاند. دلیل این ادّعا روایت عبداللّه بن فضل هاشمی از امام صادق(ع) است که به وی فرمود:
ان لصاحب الامر غیبه لا بد منها، یرتاب فیها کل مبطل، فقلت له: و لم جعلت فداک؟ قال لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم، قلت: فما وجه الحکمه فی غیبه؟ فقال: وجه الحکمه فی غیبه وجه الحکمه غیبات من تقدمه من حجج اللّه تعالی ذکره، ان وجه الحکمه فی ذلک لا ینکشف الا بعد ظهوره، کما لا ینکشف وجه الحکمه لمّا اتاه الخضر(ع) من خرق السفینه، و قتل الغلام و اقامه الجدار، لموسی(ع) الا وقت افتراقها.) (۲۰)
برای صاحب امر غیبتی است که چارهای از آن نیست. هر مبطلی در آن شک میکند. به او گفتم: فدایتان شوم، (غیبت) برای چیست؟ فرمود: برای امری که اجازه کشف آن برای شما را نداریم. گفتم: حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: حکمت غیبت او همان حکمت غیبت حجتهای خداوند قبل از او است. حکمت آن کشف نمیشود مگر بعد از ظهور او. همان طور که حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر و برپایی دیوار توسط حضرت خضر(ع) برای حضرت موسی(ع) کشف نشد مگر هنگام جدایی آنها.
بر اساس این روایت، و به خصوص تشبیه غیبت آن حضرت با خضر و کارهایش در مصاحبت حضرت موسی(ع) صورت گرفته است، غیبت حضرت حجت(ع) به عنوان یک واقعیت دارای تأویل معرفی گردیده است که پس از ظهور، توسط خود آن حضرت روشن خواهد شد.
از آن چه گذشت، به خوبی روشن شد، که علل شناخته شده و علل ناشناخته یاد شده، هیچ کدام قابل تغییر نیست تا بتوان به وسیلهِ آن، زمینه ظهور را ایجاد و یا دگرگون نمود.
آری تنها بیتوجهی و بیوفایی شیعیان، قابل تغییر است که آن را هم میتوان در قالب وظیفهِ دعا و انتظار فرج که – پس از این در دیدگاه چهارم بدان خواهیم پرداخت – درمان و در ایجاد زمینهِ ظهور گامی برداشت.
بررسی دیدگاه چهارم
احادیث و اخبار رسیده از آن حکایت دارد که همان گونه که مردم در عصر حضور دیگر ائمه نسبت به امام حاضر وظایفی بر عهده داشته و ادا میکردند، در عصر غیبت نیز، افزون بر تکالیف عمومی، در خصوص مسئلهِ غیبت وظایفی بر دوش دارند و باید ضمن وصول به اجرا و ثواب گامهایی نیز در زمینهِ ظهور بردارند.
وظایف عصر غیبت
با توجه به مجموع روایات، وظایف زیر استنباط میشود:
(الف) صبر
در روایتی امام رضا(ع) میفرماید: ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالی فارتقبوا انی معکم رقیب(۲۱) و قوله عزوجل: فانتظروا انی معکم من المنتظرین(۲۲ ) فعلیکم بالصبر، فانه انما یجییء الفرج علی الیأس و قد کان الذین من قبلکم اصبر منکم.(۲۳)
چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدی این سخن خداوند را که: فارتقبوا اِنّی معکم رقیب.
و این سخن او که: انتظروا اِنّی معکم من المنتظرین. منتظر باشید من هم با شما در انتظارم. همانا فرج پس از ناامیدی میآید و کسانی که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند.
تعبیرعلیکم بالصبرصراحت دارد، در این که وظیفهِ شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است.
(ب) انتظار
هر چند از روایت بالا وظیفهِ انتظار نیز به خوبی معلوم میشود، ولی دربارهِ انتظار باید گفت: پیامبر و ائمهِ اطهار با تأکید بسیار بر این امر پای فشردهاند؛ در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم که فرمود: افضل اعمال امتی انتظار الفرج . (۲۴) برترین اعمال امت من انتظار فرج است. علی(ع) در پاسخ کسی که از وی پرسید: ای الاعمال احب الی اللّه عزوجل ؟ فرمود: انتظار الفرج(۲۵) کدام عمل نزد خداوند محبوبتر است. فرمود: انتظار فرج. در روایت دیگری امام صادق(ع) میفرماید: اقرب ما یکون العبد الی اللّه عزوجل و ارضی ما یکون عنه اذا افتقدوا حجه` اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمکانه… فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحاً و مساء.(۲۶ )
نزدیکترین حالت بنده به خداوند و راضیترینچیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آنها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آنها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.
پر واضح است که انتظار بر دو قسم است: ۱- انتظار تکوینی ۲- انتظار تشریعی در انتظار تکوینی، منتظر بودن بیشتر به شکل منفی و همراه با سستی صورت میگیرد، اما انتظار تشریعی، پویا و همراه با علم و عمل است.
مؤید این سخن، کلام امام سجّاد(ع) است که میفرماید: المنتظرون لظهوره افضل اهل کل زمان، لان اللّه تعالی ذکره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عند هم بمنزله المشاهده ، و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول اللّه(ص) بالسیف، اولئک المخلصون حقاً، و شیعتنا صدقاً، و الدعاه` الی دین اللّه سراً و جهراً.(۲۷)
منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آن ها عقل و فهم و شناختی عطا فرموده است که غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روی رسول خدا(ص) قرار داده است. آنان حقیقتاً خالصند و شیعیان راستین و دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند.
منتظر واقعی در بعد علمی، آن چنان معرفتی دارد که غیبت برای او همانند مشاهده است؛ یعنی در شناخت امام زمان خود، شک و تردید ندارد و در بعد عملی آشکارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.
اگر منتظر منفی دست بر دست میگذارد و به بهانهِ این که کاری از ما ساخته نیست و کاری برای زمینه سازی ظهور نمیکند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود میافزاید، خود را آمادهِ ظهور مینماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظَر کند.
چکیدهِ سخن آن که در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.
(ج) دعا
در برخی روایات عمدهترین وظیفهِ عصر غیبت را دعا دانستهاند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیلهِ محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم . (۲۸)
این دعا شرایطی دارد، که پس از این بدان خواهیم پرداخت.
(د)انقطاع
در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم که فرمود: ان هذا الامر لایأتیکم الا بعد ایاس…؛ همانا این امر (ظهور مهدی (عج) نمیآید شما را مگر پس از ناامیدی).(۲۹)
و در روایت دیگری از امام رضا(ع) میفرماید: فانه انما یجییء الفرج علی الیأس و قد کان الذین من قبلکم اصبر منکم.(۳۰)
همانا فرج پس از ناامیدی میآید و کسانی که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند.
این بدان معنا است که تا بشریت چشم امید به قدرتهای غیرالهی داشته باشد، عطش عدالت مهدوی در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدیجو و مهدیخواه نخواهد بود.
با توجه به آن چه گذشت، میتوان گفت: دیدگاه چهارم بیش از بقیهِ نظریهها قابل پذیرش است؛ لذا آن را در بخش دوم مورد بررسی بیشتر قرار میدهیم.
فصل اول: عوامل زمینهسازی ظهورمنجی
در این بخش از نوشتار، دوباره پرسش را این گونه مطرح میکنیم که آیا در خصوص زمینهسازی برای ظهور، دلیلی وجود دارد؟
در پاسخ میتوان گفت: برخی از روایات به طور کلی بر این مطلب دلالت دارند؛ از جمله روایتی که طبرانی و ابن ماجه از پیامبر(ص) نقل میکنند که فرمود: یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه. (۳۱)
مردمی از مشرق خروج میکنند و زمینه حکومت مهدی (عج) را آماده میسازند.
و در روایت دیگری از امام صادق(ع) میخوانیم که دربارهِ طولانی شدن عذاب بنیاسرائیل میفرماید: فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی اللّه اربعین صباحاً فاوحی اللّه الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه` سنه`، قال [الراوی] فقال ابوعبداللّه هکذا انتم لو فعلتم لفرج اللّه عنا، فاما اذ لم تکونوا فان الامر ینتهی الی منتهاه.(۳۲)
زمانی که عذاب بنیاسرائیل طول کشید، آنان ضجه زدند و چهل روز به درگاه خدا گریستند. پس خداوند به موسی(ع) و هارون ( ع ) وحی کرد که آنان را از فرعون خلاصی میبخشد. پس یکصد و هفتاد سال گرفتاری از آنان برطرف شد. راوی میگوید: سپس امام صادق(ع) فرمود: هم چنین شما اگر چنین کنید، خداوند فرج ما را میرساند و اگر مانند آنان نباشید، امر (فرج) به انتهای زمان معین خود میرسد.
این روایت به صراحت بیان میکند که اگر درست اقدام شود، میتوان طول غیبت را کاهش داد.
از نظر عقلایی نیز میتوان گفت: تشکیل حکومت جهانی با آن عظمت و شکوه، به صورت دفعی هر چند محال نیست، اما دلیل عقلی یا نقلی معتبر بر چنین وقوعی نداریم. هر چند ممکن است خود ظهور به دلیل عدم توقیت، به طور بغته و ناگهانی صورت گیرد، اما قطعاً نمیتوان گفت بدون هیچ زمینهای انجام میشود.
نظر دانشمندان
شهید مطهری مینویسد: بعضی از علمای شیعه که به برخی از دولتهای شیعی معاصر خود حسن ظن داشتهاند، احتمال دادهاند که دولت حقّی که تا قیام مهدی موعود ادامه خواهد یافت، همان سلسله مورد نظر باشد.(۳۳)
این سخن بیانگر آن است که علمای شیعه به حکومت زمینهساز عقیده داشتهاند و این یک امر طبیعی است؛ چرا که وقتی انسان منتظر مهمان عزیزی باشد سعی میکند فضا و مکان و استقبال کنندگان را در حد امکان، با مقام فرد منتظر کاملاً همانند کند. چگونه ممکن است فرد منتظر، در انتظار کسی باشد که به دلیل اجرای عدالت، پیاده کردن احکام الهی و جلوگیری از فحشا محکوم دادگاه او و طعمهِ شمشیر وی باشد؟
با این مقدمه ابتدا باید زمینههاى ظهور را بشناسیم و سپس در راه تحقّق آنها گام برداریم.
مهمترین زمینههاى قیام و انقلاب جهانى امام مهدىعلیه السلام چهار چیز است که هر یک را جداگانه مورد بررسى قرار مىدهیم:
الف. طرح و برنامه
روشن است که هر قیام و حرکت اصلاحى به دو برنامه نیاز دارد:
۱. برنامهاى جامع براى مبارزه با ناهنجارىهاى موجود از طریق سازماندهى بهتر نیروها.
۲. قانونى کامل و متناسب با همه نیازهاى جامعه که ضامن تمام حقوق فردى و اجتماعى در یک نظام عادلانه حکومتى باشد و حرکت رو به رشد اجتماع را براى رسیدن به وضعیّت آرمانى، ترسیم کند. تعالیم قرآن کریم و سنّت معصومینعلیهم السلام که همان اسلام ناب است به عنوان بهترین قانون و برنامه در اختیار امام عصرعلیه السلام است و آن حضرت بر اساس این منشور جاوید الهى عمل خواهد کرد(۳۴) کتابى که مجموعه آیات آن توسط خداوند بزرگ که آگاه به تمام زوایاى حیات آدمى و نیازهاى مادى و معنوى اوست نازل گشته است. بنابراین انقلاب جهانى او از نظر برنامه و قانون حکومتى، داراى پشتوانهاى بى نظیر است و با هیچ حرکت و جنبش اصلاحى دیگرى قابل مقایسه نیست.
شاهد این ادّعا آن است که جهان امروز پس از تجربه قوانین بشرى به ضعف و سستى آنها اقرار و اعتراف کرده است و به تدریج آماده پذیرش قوانین آسمانى مىگردد. «آلوین تافلر»، مشاور سیاستمداران آمریکا براى حل این بحران و اصلاح جامعه جهانى، نظریه «موج سوم»(۳۵) را ارائه کرده است؛ ولى در عین حال اعترافات شگفتآورى در این زمینه دارد: «فهرست مشکلاتى که جامعه ما (غرب) با آن مواجه است، تمامى ندارد. با دیدن فروپاشى پیاپى نهادهاى تمدن صنعتى در حال نزاع به درون غرقاب بىکفایتى و فساد؛ بوى انحطاط اخلاقى آن نیز مشام را مىآزارد. در نتیجه موج ناخشنودى و فشار براى تغییرات، فضا را انباشته است.
در پاسخ به این فشارها، هزاران طرح ارائه مىشود که همگى ادعا دارند اساسى و بنیادى یا حتى انقلابىاند؛ اما بارها و بارها، مقررات و قوانین، طرحها و دستورالعملهاى جدید – که همگى به منظور حل مشکلات ما تهیه و تدوین شدهاند – کمانه مىکنند و بر وخامت مشکلات ما مىافزایند و این احساس عجز و یأس را دامن مىزنند که هیچ فایدهاى ندارد و مؤثّر نیست. این احساس براى هر نظام دموکراسى خطرناک است و نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفید ضرب المثلها را هر چه بیشتر دامن مىزند».(۳۶)
ب: رهبرى
در همه قیامها، نیاز به رهبر از ابتدایىترین ضرورتهاى قیام شمرده مىشود و هر چه قیام وسیعتر وداراى اهداف بلندترى باشد، نیاز به رهبرى توانا و متناسب با آن اهداف بیشتر احساس مىشود. درمسیر مبارزه جهانى با ظلم و ستم و حاکمیت عدالت و مساوات در کره زمین وجود رهبرى آگاه و تواناو دلسوز که از مدیریتى صحیح و قاطع برخوردار باشد رکن اصلى و اساسى انقلاب است. حضرت مهدى (عج) که عصاره انبیاء واولیاء است به عنوان رهبرقیام بزرگ زنده و حاضراست اوتنهارهبرى است که به دلیل ارتباط با عالم غیب، به همه هستى و روابط موجود در آن آگاهى کامل دارد و داناترین انسانهاى زمان خویش است. پیامبر اکرم(ص)فرمود: آگاه باشید که مهدى(عج) وارث تمام علوم است و بر تمام دانشها احاطه دارد.(۳۷) او یگانه رهبرى است که از همه قید و بندها آزاد بوده و تنها دل در گرو رضایت آفریدگار عالم دارد.بنابراین قیام و حکومت جهانى از نظر رهبر و پیشوا نیز در بهترین شرایط قرار دارد.
ج. یاران
یکى دیگر از زمینهها و شرایط لازم براى تحقق ظهور، وجود یاورانى شایسته و لایق براى پشتیبانى از قیام و انجام کارهاى حکومت جهانى است بدیهى است وقتى انقلابى جهانى به وسیله رهبرى آسمانى روى مىدهد یاورانى متناسب با آن مىخواهد و اینگونه نیست که هر کس ادّعاى یاورى کند بتواند در آن میدان، حضور یابد. در این باره به جریان زیر توجه کنید: یکى از شیعیان امام صادق(ع) به نام سهل بن حسن خراسانى به آن حضرت مىگوید: چه چیز شما را بازداشته است از اینکه حق مسلّم خود (حکومت) را به دست بگیرید در حالى که صدهزار شیعهى پا در رکاب و شمشیر زن در اختیار شماست؟ امام دستور مىدهند تا تنورآتشى فراهم شود و چون شعلههاى آتش بالا مىگیرد به سهل مىفرمایند: اى خراسانى برخیز و در تنور بنشین سهل که گمان کرده است امام ازاو خشمگین شده، شروع به عذرخواهی مىکند و مىگوید: آقا مرا ببخشید و به آتش شکنجهام نکنید!! امام مىفرماید: از تو گذشتم.در این حال هارون مکّى از شیعیان راستین حضرت وارد مىشود و سلام مىکند.
امام صادق(ع) به او پاسخ مىدهد و بدون هیچ مقدمهاى به او مىفرماید: در درون تنور بنشین! هارون مکّى بى درنگ و بدون هیچ پرسشى، این کار را انجام مىدهد! امام صادق(ع)در همان حال با مرد خراسانى گفتگو مىکند و درباره خراسان خبرهایى مىدهد چنانکه گویى خود شاهد آن بوده است و پس از مدّتى به سهل مىفرماید: برخیز اى خراسانى و داخل تنور را نگاه کن! سهل برخاسته و داخل تنور را نگاه مىکند و هارون را مىبیند که در میان شعلههاى آتش چهار زانو نشسته است! آنگاه امام(ع)از او مىپرسد: در خراسان، چند نفر مثل هارون مىشناسى؟! خراسانى مىگوید: به خدا قسم، یک نفر هم اینگونه سراغ ندارم حضرت مىفرماید: آگاه باش! ما در زمانى که پنج نفر یاور و پشتیبان پیدا نکنیم قیام نمىکنیم. ما بهتر مىدانیم که کدام زمان، زمان قیام است! (۳۸)
بنابراین جا دارد صفات و ویژگىهاى یاوران امام مهدى(عج)را در آئینه روایات پیشوایان دینى مرور کنیم تا بدین وسیله جایگاه خود را شناخته و در پى رفع کمبودهاى خود باشیم.
1ـ معرفت و اطاعت
یاران مهدى(عج) ازشناخت عمیق نسبت به خداوند و امام خود برخوردارند و با آگاهى کامل درمیدانِ حق حضور یافتهاند. امام على(ع)درباره آنها فرموده است: مردانى که خدا را چنان که شایسته است شناختهاند.(۳۹) شناخت و اعتقاد آنان نسبت به امام نیز در ژرفاى وجودشان ریشه دوانیده و سراسر وجودشان را فرا گرفته است این شناختى فراتر از دانستن نام و نشان و نسب امام است. معرفت به حق ولایت امام و جایگاه بلند او در مجموعه هستى است و این همان معرفتى است که آنها را سرشار از محبّت او کرده و مطیع و گوش به فرمان او قرار داده است؛ زیرا که مىدانندسخن امام سخن خدا و اطاعت از او اطاعت از خداست. پیامبر(ص) در توصیف آنها فرموده است: آنها در اطاعت از امام خویش مىکوشند.(۴۰)
۲. عبادت و صلابت
یاوران مهدى درعبادت از پیشواى خود الگو گرفتهاند و روزها و شبها را با ذکرشیرین حق سپرى مىکنند.
امام صادق(ع)درباره آنها فرمود: شبها را با عبادت به صبح مىرسانند و روزها را با روزه به پایان مىبرند(۴۱).
ودرسخنى دیگرفرمود: برفراز اسبها، خدا راتسبیح مىگویند.(۴۲) وهمین ذکرخداست که ازآنان مردانى آهنین ساخته است که هیچ چیز صلابت و استوارى آنها را در هم نمىکشند.
امام صادقعلیه السلام فرمود: آنان مردانى هستند که گویا دل هایشان پارههاى آهن است.(۴۳)
۳. جان نثارى و شهادتطلبى
معرفت عمیق یاران، نسبت به امام مهدى، دلهاى آنها را مملوّ از عشق به امام مىکند بنابراین در میدان رزم او را چون نگینى در میان مىگیرند و جان خود را سپر بلاى او مىکنند. امام صادق(ع) فرمود: (یاران مهدى) در میدان رزم در اطراف او مىچرخند و با جان خود از اومحافظت مىکنند.(۴۴) و نیز فرمود: آنها آرزو مىکنند که در راه خدا به شهادت برسند.(۴۵)
۴. شجاعت و دلیرى
یاران مهدى(عج)مانند مولایشان افرادى شجاع و مردانى پولادین هستند.
امام علىعلیه السلام در وصف آنها فرمود: همه آنها شیرانى هستند که از بیشهها بیرون شدهاند و اگر اراده کنند کوهها را از جا مىکنند. (۴۶)
۵. صبر و بردبارى
بدیهى است که مبارزه علیه ظلم جهانى و برقرارى حکومت عدل جهانى با رنج و مشقتهاى فراوان همراه است و یاوران امام درراه تحقق آرمانهاى جهانى امام مهدى(عج) مشکلات وناگواریها را به جان مىخرند ولى ازسراخلاص و تواضع، عمل خود را ناچیز مىشمارند. امام علىعلیه السلام مىفرماید: آنها گروهى هستند که به خاطر صبر و بردبارى در راه خدا، بر خداوند منّت نمىگذارند. و از این که جان خویش را تقدیم آستان حضرت حق مىکنند، به خود نمىبالند و آن را بزرگ نمىشمارند.(۴۷)
۶. اتّحاد و همدلى
امام علىعلیه السلام در توصیف همدلى و اتحاد یاران امام چنین مىفرماید: ایشان یکدل و هماهنگ هستند.(۴۸) این یکدلى به سبب آن است که خودخواهىها و خواستههاى شخصى در وجود آنان نیست آنها با اعتقادى صحیح در زیر یک پرچم و براى یک هدف، قیام مىکنند و این خود یکى از عوامل پیروزى آنها بر جبهه مقابل مىباشد.
۷. زهد و پارسایى
امام علىعلیه السلام در وصف یاران مهدىعلیه السلام فرموده است: او از یارانش بیعت مىگیرد که طلا و نقرهاى نیندوزند و گندم و جوى ذخیره نکنند.(۴۹) آنان اهداف بلندى دارند و براى آرمانى بزرگ برخاستهاند و مادّیات دنیا نباید آنها را از اهداف و آرمانها باز دارد. بنابراین آنها که با دیدن زرق و برق دنیا، چشمهایشان خیره مىشود و دلهایشان مىلرزد در میان یاوران ویژه امام مهدىعلیه السلام جایى ندارند. آنچه گذشت بخشى از ویژگىهاى یاران امام مهدىعلیه السلام بود و به جهت برخوردارى از این خصوصیات، در روایات از آنان به بزرگى یاد شده است و پیشوایان معصومعلیهم السلام زبان به ستایش و بزرگداشت آنان گشودهاند.
پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله در وصف آنان فرموده است: اوُلئِکَ هُمْ خِیار الْاُمّهِ. آنان بهترین امت (من) هستند.(۵۰) و در سخنى دیگر امام علىعلیه السلام فرموده است: فَبِاَبى وَاُمّى مِنْ عِدّهٍ قَلیلَهٍ اَسْمائُهُمْ فِى الْاَرضِ مَجْهُولَهٌ.(۵۱) پدر و مادرم فداى گروه اندکى باد که در زمین ناشناختهاند. البتّه یاوران مهدىعلیه السلام بر طبق لیاقت وشایستگىها در ردههاى مختلف قرار مىگیرند و در روایات آمده است که آن حضرت علاوه بر ۳۱۳ نفر یار ویژه که کادر اصلى قیام را تشکیل مىدهند، از لشکرى 10هزار نفرى نیز برخوردار است و به علاوه خیل عظیم مؤمنان منتظربه یارى او خواهندشتافت.
د: آمادگى
آیت اللّه مکارم شیرازی نیز، دربارهِ آمادگیهای لازم برای حکومت جهانی مینویسد: برای این که دنیا چنان حکومتی را پذیرا باشد، چند نوع آمادگی لازم است که عبارتند از:
۱- آمادگی عمومی
در مقاطع مختلف تاریخ امامان معصومعلیه السلام، این حقیقت مشاهده مىشود که مردم آمادگى لازم براى استفاده بهتر از حضور امام را نداشتند. آنان در زمانهاى گوناگون فیض محضر معصوم را قدر ندانستند و از زمزم جارى هدایتهاى او آنچنان که بایسته بود بهره نبردند. خداوند متعال آخرین حجت حق را پنهان کرد تا هر زمان که آمادگى عمومى براى پذیرش او فراهم شد ظاهر شود و همگان را از سرچشمه معارف الهى سیراب سازد. بنابراین وجود آمادگى از شرایط بسیار مهمّ براى ظهور مصلح موعود است چرا که با وجود آمادگى است که حرکت اصلاحى آن حضرت به نتیجه مطلوب خواهد رسید.
در قرآن کریم درباره گروهى از بنى اسرائیل که از ظلم و ستم جالوت که فرمانروایى ستمگر بود به ستوه آمده بودند آمده است که از پیامبر زمان خود خواستند که براى آنها فرماندهى را برگزیند تا تحت فرمان او به نبرد با جالوت بپردازند: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمََلإِ مِنْ بَنی إِسْرائیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى إِذْ قالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِکًا نُقاتِلْ فی سَبیلِ اللَّهِ قالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ أَلاَّ تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلاَّ نُقاتِلَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ أَبْنائِنا فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ(۵۲) آیا مشاهده نکردى جمعى از بنى اسرائیل را بعد از موسى، که به پیامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهى) براى ما انتخاب کن تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. (پیامبر آنها) گفت: شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود (سرپیچى کنید و) در راه خدا جهاد و پیکار نکنید. گفتند: چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم در حالى که از خانهها و فرزندانمان رانده شدهایم (و شهرهاى ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شدهاند)؟ اما هنگامى که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عده کمى از آنان، همه سرپیچى کردند. و خداوند از ستمکاران آگاه است.
خواستن فرمانده براى جنگ، نوعى آمادگى را در آنها نشان مىداد اگر چه تعداد فراوانى در بین راه سست شدند و عدّه کمى تا پایان مبارزه ماندند. پس امر ظهور زمانى است که همه از عمق جان خواهان عدالت اجتماعى، امنیّت اخلاقى و روانى و رشد و شکوفایى معنوى باشند؛ وقتى مردم از بى عدالتىها و تبعیضها خسته شوند و ببینند که آشکارا حقوق ضعیفان به وسیله صاحبان قدرت و ثروت پایمال مىگردد و امکانات مادى در انحصار عدهاى معدود است و درست در همان زمان که بسیارى از افراد اجتماع نیازمند نان شب هستند گروهى دیگر براى خود کاخها مىسازند و در محافل خود، هزینههایى سر سامآور غذایى و رفاهى به بار مىآورند، در چنین محیطى عطش عدالت خواهى به اوج مىرسد.
زمانى که فساد اخلاقى در انواع مختلف رواج پیدا کند و افراد در انجام کارهاى ضد اخلاقى بر یکدیگر سبقت بگیرند بلکه به اعمال زشت خود افتخار کنند و یا چنان از اصول الهى وانسانى فاصله بگیرند که بعضى از اعمال منافى عفّت را قانونى کرده و در نتیجه نظام اصیل خانواده را سست کنند و فرزندان بى سرپرست را به دامن اجتماع بریزند، اشتیاق به ظهور پیشوایى که حاکمیّت او، امنیّت و سلامتى اخلاقى و روانى را به بشریّت هدیه خواهد کرد، فراوان مىشود. و آنگاه که مردم همه لذّتهاى مادى را تجربه کنند ولى از زندگى و حیات خود راضى نباشند و در پى جهانى برخوردار از معنویّت باشند، تشنه آبشارِ لطف امامعلیه السلام مىشوند.
بدیهى است که شوق درک حضور امام، زمانى به اوج مىرسد که بشریت با تجربه کردن دولتها و نظامهاى مختلف بشرى به این حقیقت برسد که تنها نجات دهنده عالم از فساد و تباهى، خلیفه و جانشین خدا در زمین حضرت مهدىعلیه السلام است و یگانه برنامهاى که حیات پاک و طیّبه را براى انسانها به ارمغان مىآورد قوانین الهى است. بنابراین با همه وجود نیاز به امام را درک کنند و به دنبال این درک، براى فراهم شدن زمینههاى ظهور او تلاش کنند و موانع را از سر راه او بردارند. و در این زمان است که فرج و گشایش فرا مىرسد.
پیامبر گرامى اسلامصلى الله علیه وآله در توصیف آخر الزمان و دوران پیش از ظهور فرمود: [زمانى مىرسد] که انسان مؤمن هیچ پناهگاهى نمىیابد که از شرّ ظلم و تباهى به آن پناه برد پس [ در آن زمان ] خداوند عزوجل مردى از خاندان مرا بر مىانگیزد.(۵۳)
۲- آمادگی فکری و فرهنگی
یعنی سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند مثلاً مسئلهِ نژاد یا مناطق مختلف جغرافیایی مسئلهِ قابل توجهی در زندگی بشر نیست و تفاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نمیتواند بشر را از هم جدا سازد…
۳- آمادگی اجتماعی
مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، تلخی این زندگی مادی و یک بعدی را احساس کنند و حتی از این که ادامهِ این راه یک بعدی ممکن است در آینده مشکلات کنونی را حل کند، مأیوس گردند.
۴- آمادگیهای تکنولوژی و ارتباطی
بر خلاف آن چه بعضی میپندارند که رسیدن به مرحلهِ تکامل اجتماعی و رسیدن به جهانی آکنده از صلح و عدالت، تنها با نابودی تکنولوژی جدید امکانپذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نخواهد بود، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد… سپس میافزاید معجزه، استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت، برای اثبات حقانیت یک آیین آسمانی؛ نه برای ادارهِ همیشگی نظام جامعه.(۵۴)
۵- آمادگیهای فردی
حکومت جهانی قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانی است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را به دوش بکشد.
این دردرجهِ اول به بالا بردن سطح اندیشه وآگاهی و آمادگی روحی و فکری برای پیاده کردن آن برنامهِ عظیم نیازدارد …
منتظر واقعی برای چنان برنامهِ مهمی نمیتواند نقش تماشاگر را داشته باشد…(۵۵)
مؤید این سخن، ادعیهِ عهد است که در آن گفته میشود: اللهم انی اجدد فی صبیحه` یومی هذا و ما عشت من ایامی عهداً و عقداً و بیعه له فی عنقی، لا احول عنها، و لا ازول ابدا.(۵۶)
خدایا در صبح امروز تا زمانی که زندهام، عهد، عقد و بیعت او را بر گردن خود تجدید مینمایم. هرگز از آن برنمیگردم و آن را از بین نمیبرم.
اگر از یک سو آمادگی، شرط حضور و ظهور باشد و از سوی دیگر، این آمادگی به دست خود انسان صورت گیرد، طبیعی است که انسان میتواند در تعجیل ظهور نقش داشته باشد.
نگاه قرآن
در این جا آیاتی از قرآن کریم را که به نوعی میتواند بر مسئلهِ زمینهسازی ظهور مصلح موعود دلالت کند، یادآور میشویم. باید توجه داشت، آیاتی که بر این امر دلالت دارد، بر دو گونه است:
الف) آیات عموم
منظور از آیات عموم آیاتی است که به طور کلی و عمومی بر زمینهسازی ظهور مهدی (عج) دلالت میکند. مثل آیات دعا؛ از جمله آیهِ (ادعونی استجب لکم) (۵۷) مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم.
و آیهِ: واذا سألک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه` الداع اذ دعان(۵۸)
و هنگامی که بندگان من از تو دربارهِ من سئوال کنند، (بگو: ) من نزدیکم، دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا میخواند پاسخ میگویم.
با توجه به این که از یک سو خداوند سبحان اجابت دعا را تضمین کرد و از سوی دیگر پیشوایان دین(ع) به دعای تعجیل سفارش کردهاند، شکی نیست که دعا از مهمترین عوامل زمینهساز، برای ظهور است.
ادعیهِ تعجیل
چنان که پیش از این نیز گفته شد: به ما سفارش شده است که برای تعجیل در فرج حضرت حجت، زیاد دعا کنیم؛و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم ؛ برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که فرج شما در آن است.
نکتهِ جالب توجه در این روایت، این است که فرج امام زمان (عج) فرج ما دانسته شده است و دعا برای فرج آن حضرت در واقع دعا برای فرج و رفع گرفتاری خود ما است. به تعبیر دیگر مشارالیه ذلک، الفرج است یعنی فرج حضرت، فرج شما هم هست. برگشت اسم اشاره به قریب نیز موافق این انتخاب است. گرچه بازگشت به آثار دعا نیز چندان بی وجه نیست یعنی فرج شما در گرو آثار دعا بر فرج است.
در بسیاری از آثار رسیده از ائمه معصومین(ع) دعای تعجیل فرج آمده که خود بیانگر آمادهسازی برای ظهور منجی است؛ چرا که دعا افزون بر این که یاری و کمک خواستن از خداوند قادر و توانا است، موجب آمادگی فکری و قلبی شده نوعی توجه به وظایف و عهد و پیمان را به دنبال دارد.
از جمله در دعای عهد: فاظهر اللهم ولیک… حتی لایظفر بشییء من الباطل الا مزقه و یحق الحق و یحققه،….(۵۹)
خدایا ولی خودت را ظاهر گردان… تا اینکه باطلی را نیابد مگر آن که آن را نابود سازد و حق را ثابت و محقق گرداند.
و در صلوات بر آن حضرت چنین آمده است که: اللهم صل علیه و قرب بعده و انجز وعده و اوف عهده واکشف عن بأسه حجاب الغیبه …
خدایا درود بر او فرست. و دوریاش را نزدیک گردان و وعدهاش را حتمی ساز و عهدش را وفا کن و از گرفتاریش حجاب غیبت را بر طرف فرما.
و در دعای معروف (اللهم عرفنی نفسک)، بعد از بیان شکوائیه به خاطر فقدان نبی و ولی، مشکلات دوران، فزونی دشمن و کمی دوستان، چنین آمده است: ( اللهم فافرج ذلک بفتح منک تعجله؛ خدایا فرج آن را با گشایشی شتابان برسان.)
و نیز آمده است که: اللهم انا نسألک ان تأذن لولیک فی اظهار عدلک فی عبادک…. (۶۰) خدایا، از تو درخواست میکنیم که به ولیّ خودت اذن دهی تا عدلت را در میان بندگانت آشکار سازد.
نکتهِ دیگراین که، دعا برای تعجیل درفرج و ظهور، باید با کیفیت ویژه باشد. به دیگر سخن، باید همراه با ندبه، استغاثه(۶۱ ) و صدا زدن باشد. مؤید این سخن زیارت حضرت حجت بن الحسن(ع) است که نام دعای ندبه به خود گرفته است که فرازی از آن دعای شریف عبارت است از:
این بقیه الله التی لاتخلوا من العتره الطاهره، این المعد لقطع دابر الظلمه، این المنتظر لاقامه الامت و العوج، این المرتجی لازاله الجور والعدوان، این المدخر لتجدید الفرائض و السنن، این المتخیر لاعاده المله و الشریعه، این المؤمل لاحیاء الکتاب و حدوده، این محیی معالم الدین و اهله، این قاصم شوکه المعتدین، این هادم ابنیه الشرک و النفاق، این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان، این حاصد فروع الغی و الشقاق، این طامس آثار الزیغ و الاهواء، این قاطع حبائل الکذب و الافتراء، این مبید العتاه و المرده، این مستأصل اهل العناد و التضلیل و الالحاد، این معز الاولیاء و مذل الاعداء…. (۶۲)
کجاست بقیه اللهای که از عترت هدایتگر خالی نیست ؟ کجاست آماده بریدن دنبالهِ ستمگران ؟ کجاست انتظار کشیده شده برای راست کردن کژیها و نادرستیها ؟ کجاست امید بسته شده برای از بین بردن جور و دشمنی ؟ کجاست ذخیره شده برای تجدید واجبات و سنتها ؟ کجاست اختیار شده برای برگردانیدن آیین و شریعت ؟ کجاست آرزو شده برای زنده کردن کتاب و حدود آن ؟ کجاست زنده کننده آثار دین و اهل آن ؟ کجاست در هم شکنندهِ شوکت تجاوزکاران ؟ کجاست ویران کننده بناهای شرک و نفاق ؟ کجاست نابود کنندهِ اهل فسق و گناه و طغیان ؟ کجاست درو کننده شاخههای گمراهی و اختلاف ؟ کجاست محو کننده آثار کجی و هواپرستی ؟ کجاست برندهِ ریسمانهای دروغ و افترا ؟ کجاست نابود کننده سرکشان و متمردان ؟ کجاست ریشه کن کننده اهل دشمنی و گمراهی و الحاد ؟ کجاست عزتبخش دوستان و خوارکننده دشمنان ؟؟…
در این زیارت بر خلاف دیگر زیارتها، سخن از کارهای انجام شده نیست، بلکه این دعا به آرمانها و اهداف آینده نظر دارد که ضمن صدا زدن برای آمدن آن حضرت، اهداف ظهور و قیام را نیز روشن میکند. در این زیارت به نحوی راز و نیاز میکند که گویا گمشدهای دارد و در پی او ناله و ندبه میکند و دعوتش میکند که هر کجا هستی، بیا.
نکتهِ بسیار مهمی که در این جا وجود دارد، این است که این ناله و ندبه به صورت فردی چندان کارساز نیست، بلکه میبایست همگانی باشد که ما از آن به استغاثه عمومی تعبیر میکنیم و در ذیل آیهِ نصر بدان خواهیم پرداخت.
ب) آیات خصوص
منظور از آیات خصوص، آیاتی است که با مسئله زمینهسازی ظهور مهدی (عج) قابل انطباق است. که عبارتند از:
۱- آیه تناوش، که میفرماید: و قالوا آمنا به و انی لهم التناوش من مکان بعید(۶۳)
و میگویند: به حق ایمان آوردیم. ولی چگونه میتوانند از فاصله دور به آن دسترسی پیدا کنند.
این آیه دسترسی به ایمان [از جمله مهدی] از مکان دوردست را ناممکن میداند.
طبرسی در مجمع البیان پس از تفسیر آیه مینویسد: این مربوط به جنگ بیداء [خروج سفیانی در آستانهِ قیام مهدی(ع)] و خسف آن است؛ بدین بیان که، سپاه سفیانی به هنگام رویایی با سپاه مهدی(ع) میگویند: آمنا به، اما خداوند میفرماید: انی لهم التناوش من مکان بعید؛چگونه ممکن است این ایمانی که زمان آن منقضی شده است، به حال آنان نفعی داشته باشد.(۶۴)
راز این قضیه آن است که آنان این ایمان را به هنگام گرفتار آمدن در چنگال مجازات بیان کردند و آن را خلاصی خود قرار دادند و ایمان اضطراری که از روی خوف و وحشت باشد، ارزشی نخواهد داشت.
در مجموع میتوان از این آیه استفاده کرد که اگر ایمان به مهدی(ع) واقعی (از جای نزدیک و قرب ولایی) باشد، میتواند عاملی برای دسترسی به آن حضرت باشد. اما چنان چه ایمانی باشد، ظاهری و (از مکان بعید، و دور از محبت و ولایت) اثری نخواهد بخشید.
۲- آیهِ تغییر، که میفرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم(۶۵)
خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمیدهد مگر آن که آن چه را در خودشان است تغییر دهند.
علامه طباطبایی مینویسد: بین نعمتهای الهی که به انسان داده شده است و بین حالات نفسانی انسان تلازم برقرار است. اگر انسان بر مبنای فطرت گام برداشت و ایمان و عمل صالح را کسب نمود، نعمت دنیا و آخرت در پی خواهد داشت، اما اگر خودشان احوال خود را تغییر دهند، خدای سبحان نیز نعمتها را دگرگون میسازد.
ممکن است از آیه استفادهِ عموم نمود و گفت: بین حالات نفسانی انسان و بین اوضاع خارجی نیز تلازم وجود دارد؛ خواه نسبت به امور خیر باشد یا شر. بدین معنا که اگر جامعهای بر ایمان و اطاعت و شکر نعمت بودند، نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها روی میآورد و تا زمانی که حال خود را تغییر ندادهاند باقی است، ولی زمانی که وضع خود را دگرگون ساخته و فکر و فسق را برگزیدند، نعمت از آنان بازپس گرفته میشود.(۶۶)
حضور حضرت مهدی و برخورداری از نعمت حکومتش به عنوان یک نعمت ظاهری و معنوی، در گرو حرکت و دگرگونی جامعه انسانی عموماً و جامعهِ اسلامی خصوصاً میباشد. دست کم شروع حرکت اصلاحی در جامعه، میتواند، نویدی بر اسباغ نعمت الهی ظهور و حضور باشد.
۳- آیه ایمان و تقوا، چنان که میفرماید: و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض.(۶۷)
و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم.
این آیه بیانگر این است که اگر افراد جامعه، خود را از رذایل اخلاقی، فکری و عملی پاک سازند و با ایمان آوردن به مبدا، معاد، و دیگر امور، تقوای الهی پیشه کنند، همهِ درهای رحمت و برکت خداوند به روی آنان گشوده خواهد شد. شکی نیست که ظهور حضرت نیز یکی از مصادیق برکت است.
البته این مسئله مستلزم ایمان جمعی و نوعیِ جامعه است و رسیدن به این درجه از ایمان هر چند در جوامع بزرگ و آلوده به کفر تا حدود زیادی محال مینماید، اما در جوامع ایمانی و برای کسانی که ادعای محبت و ولایت دارند، کاری ممکن و لازم است.
۴- آیه یأس ، میفرماید: حتی اذا استیأس الرسل و ظنوا انهم قد کذبوا جائهم نصرنا(۶۸)
تا آن گاه که رسولان مأیوس شدند و (مردم) گمان کردند که به آنان دروغ گفته شده است، در این هنگام، یاری ما به سراغ آنان آمد.
در روایات نیز به مسئلهِ یأس اشارت شده است: ان هذا الامر لا یأتیکم الا بعد ایاس…؛ این امر،ظهور نمیآید شما را مگر پس از ناامیدی. (۶۹)
با این تفاوت که مفاد آیه، بیانگر یأس انبیا از گرویدن مردم، به دلیل تکذیب آنان است و مضمون روایت ناامیدی مردم از سامانپذیری امور حکایت دارد، ولی هر دو سوی قضیه، به یک امر بازمیگردد و آن هم مهیا شدن نصرت الهی برای مؤمنان و نابودی دشمنان است. اگر در داستان انبیای غضب و عذاب الهی برای یاری مؤمنان است، ارمغان ظهور مهدی(ع)، نیز پیروزی مؤمنان بر جباران و ستمکاران و عاصیان است.
۵- آیه نصر: میفرماید: ام حسبتم ان تدخلوا الجنّه` و لما یأتِکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم البأساء و الضراء و زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصر اللّه الا ان نصر اللّه قریب (۷۰)
آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید، بیآن که حوادثی هم چون حوادث گذشتگان به شما برسد ؟ همانها که گرفتاریها و ناراحتیها به آنان رسید و آنچنان ناراحت شدندکه پیامبر و افرادی که به او ایمان آورده بودند، گفتند: پس یاری خدا کی خواهد آمد ؟ آگاه باشید یاری خدا نزدیک است.
این آیه ضمن این که میفهماند، بهشت و از جمله بهشت حکومت مهدوی را به راحتی نمیدهند، بلکه آمیخته با مشکلات و نارساییهای بیرونی چون فقر و ناامنی و کمبودهای درونی چون بیماری و امثال اینها است، بیانگر این حقیقت است که دستیابی به رفاه، آسایش، امنیت و پیروزی، در گرو خواست عمومی است. تا بدانجا که پیامبر یک امّت نیز میباید در پس یک سلسله حوادث آزار دهنده و به قول قرآن زلزلهای دهشتزا و اضطراب آفرین، به همراه امتش دست به تضرع و دعا بردارد و از خدا تقاضای نصر نماید.
این یک استغاثهِ عمومی است که در موارد بسیار سخت لازم میباشد و همان گونه که پیش از این نیز یادآور شدیم، امام صادق( ع) پس از نقل انتظار بنیاسرائیل از موسی(ع) فرمود: هکذا انتم لو فعلتم لفرج اللّه عنا، فاما اذ لم تکونوا فان الامر ینتهی الی منتهاه.
هم چنین شما اگر چنین کنید، خداوند فرج ما را میرساند و اگر مانند آنان نباشید، امر (فرج) به زمان معین خود موکول میشود. (۷۱)
به دیگر سخن، این آیه بیانگر لزوم عطش و نیاز واقعی و احساس حقیقی نسبت به رسیدن نجاتدهنده و منجی است.
فصل دوم: دولت زمینه ساز ظهور منجی
قال رسول الله(ص): یخرج ناس من المشرق فیوطّئون للمهدی یعنی سلطانه.(۷۲)
عن امیرالمؤمنین(ع)]: ثمّ تخرج [رایه] من خراسان … یهزمون اصحاب
السفیانی حتی ینزل بیت المقدّس توطیء للمهدی سلطانه.(۷۳)
جامعه مهدوی، افق آینده انقلاب ماست و دولت ما، دولت زمینهساز.
دولت زمینهساز باید به لحاظ مبانی، رسالت، اهداف، راهبردها، سیاستها، ساختار، کارگزاران و راهکارها، همافق و همسو با دولت کریمه مهدوی باشد و دکترین ظهور را اساس کار خود قرار دهد. استخراج و تدوین این همه، کاری گروهی و بر عهده نخبگان حوزوی و دانشگاهی و برنامهریزان راهبردی و استراتژیستهای نظام است.
به عنوان پیشدرآمدی بر این کار سترگ و ضروری، نکاتی چند و نمونهای عرضه میشود:
۱- با توجه به اهداف و سیره امام(ع) و یاران او و دولت کریمه حضرت در عصر ظهور، میتوان اهداف، راهبردها، سیاستها و راهکارها را به دست آورد و در برخورد با حوادث و رخدادهای جهانی و تعارضها و تزاحمهای پیشآمده، با تکیه بر منابع غنی شیعه و اجتهاد پویای آن، اولویتها را در نظر گرفت.
۲- دولت زمینهساز باید برای گسترش و تعمیق فرهنگ مهدوی در سطح داخلی و جهانی (کشورهای شیعی، اسلامی، غرب و خاور دور) برنامهریزی کند و بداند که موفقیت هر یک در گرو دیگری است و بدون موفقیت یکی، موفقیت دیگری را نمیتوان چشم داشت.
۳- همچنانکه اشاره شد، اساس کار دولت زمینهساز، دکترین ظهور است. که به آن و به اهداف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضرت، در شماره آینده خواهیم پرداخت (انشاءالله). در اینجا، به مناسبت فرارسیدن ایام انتخابات، به برخی معیارها و شاخصهای مدیران و کارگزاران دولت زمینهساز میپردازیم:
۱- بینش عمیق نسبت به حق تعالی و اطاعت او
رجال عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخرالزمان؛(۷۴)
مردانی که خدا را آن چنان که باید، شناختهاند، یاوران مهدی(ع) در آخرالزماناند.
رجال کانّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شکّ فی ذات الله أشدّ من الحجر؛(۷۵)
آنان مردانیاند که گویا دلهایشان پارههای آهن است و از سنگ سختترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.
فهم الذین وحّدوا الله حق توحیده؛(۷۶)
آنان به وحدانیت خداوند، آنچنانکه حق وحدانیت اوست، اعتقاد دارند.
[اصحاب المهدی(ع)] هم الذین قال الله فیهم ((…یحبهم و یحبونه))؛(77و78 )
یاران مهدی کسانی هستند که خداوند در وصف آنان چنین فرموده است: …خداوند دوستدار ایشان است و ایشان نیز دوستدار خداوندند.
مجدّون فی طاعه الله؛(۷۹) ؛ در راه اطاعت خدا پر تلاشاند.
رجال الهیون؛(۸۰) ؛ آنان مردانی خداییاند.
۲- معرفت، محبت و اطاعت امام(ع)
القائلین بامامته؛(۸۱) ؛ معتقد به امامت او هستند.
یتمسّحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکه؛ (۸۲) ؛ برای تبرک بر زین اسب امام، دست میکشند.
هم اطوع من الامه لسیدها؛ (۸۳)؛ اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است.
مجدّون فی طاعته؛ (۸۴)؛ در راه اطاعت او، از هیچ کوششی دریغ نمیورزند.
بهم ینصرالله امام الحق؛ (۸۵) ؛ خداوند به وسیله ایشان، رهبر حق {مهدی(ع) } را یاری میکند.
ان الله تبارک و تعالی أعطاهم من العقول والافهام والمعرفه ماصارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده؛ (۸۶)
خداوند تبارک و تعالی آن قدر به آنان از عقل و فهم و بینش، ارزانی داشته که غیبت امام در نزد آنها به مانند مشاهده و دیدار اوست.
طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین علی محجّتهم؛ (۸۷)
خوشا به حال صابران در غیبت مهدی(ع)، خوشا به حال آنانکه بر راه اهلبیت ثابت قدم میمانند.
طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین فی محبّته؛ (۸۸) ؛
خوشا به حال صابران در غیبت او، خوشا به حال دوستداران او.
۳- فنا در امام و آرمانهای او
فأبذل نفسی و مالی و ولدی و أهلی و جمیع ما خوّلنی ربّی بین یدیک و التصرف بین أمرک و نهیک؛ (۸۹)
مولای من! جان، مال، فرزندان، خویشان و هر آنچه را خداوند بر من ارزانی داشته، به پیشگاهت نثار میکنم و همه را در اختیار امر و نهی تو میگذارم.
یحفّون به و یقونه بأنفسهم فی الحروب و یکفّونه ما یرید؛ (۹۰) یاران مهدی(ع) او را در میان میگیرند و در جنگها با جان خویش از او حمایت و حفاظت میکنند و هر چه بخواهد از جان و دل انجام میدهند.
رحمالله من حبس نفسه علینا رحم الله عبداً احیا امرنا؛ (۹۱) خدا رحمت کند کسی که خود را وقف ما کند، خدا رحمت کند کسی را که امر [ولایت] ما را زنده کند.
… الذین سلَوا عن الاهل و الاولاد، وجَفَوا الوطن، و عطّلوا الوثیر من المهاد، ورفضوا تجاراتهم، و أضرّوا بمعایشهم، و فُقدوا فی أندیتهم بغیر غیبه عن مصرهم، و خالّوا البعید ممّن عاضدهم علی أمرهم، و قَلُوا القریب ممّن صدّ عن وجهتهم، فائتلفوا بعد التّدابر و التّقاطع فی دهرهم، و قطعوا الأسباب المتّصله بعاجل حُطام الدّنیا؛ (۹۲)
… آنان {یاران مهدی(ع)} کسانی هستند که از خانواده و فرزندانشان دست کشیدند، و وطن را ترک کردند، و از بستر و خواب آرام گذشتند، و تجارتها و بازرگانی خود را رها کردند، و به کسب و کار خویش ضرر و زیان وارد کردند، و بدون پنهان شدن از شهرشان در مجالس و محافل مهمشان پیدایشان نشد، و با افرادی که نسبتی نداشتند، برای کمک و یاری رساندن در کارشان، رابطه دوستی برقرار کردند، و نزدیکانی را که سدّ راهشان میشدند، کنار گذاشتند، و پس از آن همه اختلاف و دشمنی و قطع رابطه در روزگارشان، گروهی تشکیل دادند، و همه وسیلههایی را که به خار و خاشاک زودگذر دنیا بسته شده بود، از بیخ و بن برکردند.
اما إنّی لو أدرکت ذلک لأبقیت نفسی لصاحب هذا الامر؛ (۹۳)آگاه باشید که اگر من در آن زمان حضور داشتم، وجودم را وقف صاحب این امر میکردم.
۴- سجایای اخلاقی
سیره امام:
یشیر بالتقی و یعمل بالهدی؛ (۹۴)؛ تقوا را پیشه خود میسازد (دعوت به تقوا میکند) و با بصیرت و هدایت، گام بر میدارد.
یحذو فیها علی مثال الصالحین؛ (۹۵)؛ او به گونه نیکان رفتار مینماید.
الولیّ الناصح؛ (۹۶) ؛ سرپرست خیرخواه.
اگر سیره امام چنین است، پس یاران او باید این چنین باشند.
سیره یاران:
… وانتخبت لذلک الوقت عباداً امتحنتُ قلوبهم لِلایمان وحشوتُها بالورع و الاخلاص والیقین و التقوی والخشوع والصدق و الحلم و الصبر والوقار والتقی والزهد…؛ (۹۷)
… و برای این زمان (ظهور) بندگانی را برگزیدم که دلهاشان را به ایمان آزمودم و آنان را از ورع، اخلاص، یقین، پارسایی، خشوع، راستی، صبر، شکیبایی و وقار، پرهیز و زهد، سرشار کردم.
من سرّه أن یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر؛ (۹۸)
هرکس میخواهد از یاوران حضرت قائم باشد، بایدانتظارکشد، و درهمین حال، خود را به تقوا و سجایای اخلاقی بیاراید.
فلیعمل کلّ امرء منکم بما یقرب به من محبتنا؛ (۹۹)؛
هر یک از شما آن کاری را بکند که انجام آن، او را به ما نزدیک میکند.
۵- سادهزیست و مردمی
سیره امام:
و یشترط علی نفسه ان یمشی حیث یمشون و یلبس کما یلبسون و یرکب کما یرکبون و یکون من حیث یریدون و یرضی بالقلیل… و لایأخذ حاجباً و لابوّابا؛ (۱۰۰)
او نیز در حقّ خود تعهد میکند که از راه آنان برود، جامهای چون جامه آنان بپوشد، مرکبی چون مرکب آنان سوار شود، آنگونه که مردم میخواهند باشد و به کم قانع شود و برای خود دربان و نگهبان اختیار نکند.
لایضع حجراً علی حجرٍ؛ (۱۰۱) سنگی روی سنگ نگذارد (از متاع دنیا چیزی برنگیرد.)
فوالله ما لباسه إلاّ الغلیظ و لا طعامه الاّ الجشب؛ (۱۰۲)
به خدا سوگند که لباس او (مهدی(ع)) جز پوشاکی درشت، و خوراک او جز غذایی سخت و بیخورش، نیست.
صاحب هذاالامر یتردّد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطأ فرشهم؛ (۱۰۳)
صاحب این امر در میان آنان راه میرود، در بازارهایشان گام بر میدارد و به خانههای آنان پا میگذارد.
سیره یاران:
انه یأخذ البیعه عن اصحابه أن لایکنزوا ذهباً و لا فضّه و لابرّاً و لاشعیراً و یلبسون الخشن من الثیاب؛ (۱۰۴)
او از یارانش بیعت میگیرد که طلا و نقرهای نیندوزند و گندم و جویی ذخیره نکنند و لباس خشن بپوشند…
امام صادق(ع) در بیان آیه « …و من کان یرید حرث الدنیا نؤته منها و ما له فی الآخره من نصیب»(۱۰۵)
… و کسی که حاصل دنیا را میطلبد کمی از آن به ا و خواهیم داد امّا در آخرت برایش هیچ بهرهای نخواهد بود. فرمود:
لیس له فی دوله الحق مع القائم نصیب؛ (۱۰۶) در دولت حق حضرت قائم هیچ بهرهای نخواهد داشت.
۶- عدالتخواهی
سیره امام:
یملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛ (۱۰۷)
زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همچنانکه پر از ظلم و بیداد شده است.
فیریکم کیف عدل السیره؛ (۱۰۸) پس {مهدی(ع)}به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه (در حکومت) چگونه است.
سیره یاران:
اللهمّ واملاء بهم کلّ افق من الآفاق و قطرٍ من الاقطار قسطاً و عدلاً و مرحمه و فضلاً!؛ (۱۰۹)
بار الها! به وسیله ایشان (یاران مهدی(ع)) تمام افقهای هستی و تمام گوشهها و اقطار جهان را پر از داد و عدل و مهربانی و احسان خود گردان!
۷- جهادگری و شهادتطلبی
یدعون بالشهاده و یتمنّون أن یقتلوا فی سبیلالله؛ (۱۱۰)
برای شهادت دعا میکنند و آرزوی کشته شدن در راه خدا را دارند.
امام علی(ع) در تفسیر آیه (یجاهدون فی سبیل الله)(۱۱۱) فرمود: هم أصحاب القائم ؛ (۱۱۲)
آنان یاران امام قائماند.
وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما شاؤوا ؛ (۱۱۳)
(یاران حضرت) سلاح را بر شانههای خود مینهند و در نتیجه آنچه میخواستند، به ایشان داده شود.
و یجاهدون فی الله حق جهاده؛ (۱۱۴)؛ و در راه خدا به جهادی شایسته دست یازند.
۸- شجاعت
کلّهم لیوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنهم همّوا بازاله الجبال لأزالوها عن مواضعها ؛ (۱۱۵)
همه شیرانیاند که از بیشهها خارج شدهاند و اگر اراده کنند، کوهها را از جا برمیکنند.
جُعلت قلوبهم کزبرالحدید؛ (۱۱۶)؛ دلهایشان، چون پارههای آهن شده است.
فانَّ الرجل منهم یُعطی قوه اربعین رجلا ً؛ (۱۱۷)؛ به هر کدامشان، نیروی چهل مرد داده شده است.
۹- قاطعیت
امیرالمؤمنین(ع) در تفسیر آیه (یا ایهاالذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه… لایخافون لومه لائمٍ)(۱۱۸)
(( … آنان از سرزنش هیچ ملامتکنندهای هراس ندارند.)) فرمود: هم اصحاب القائم؛ (۱۱۹)
آنان یاوران قائماند.
۱۰- ادای حقوق امام(ع)
وأعنّا علی تأدیه حقوقه الیه؛ (۱۲۰)؛ خداوندا، ما را در ادای حقوق او یاری فرما!
انّه من اتّقی ربّه… و أخرج مما علیه إلی مستحقّیه کان آمناً فی الفتنه المبطله؛
همانا هر کس تقوای پروردگارش را پیشه کند… و از حقوق شرعیه (خمس و زکات) ای که بر عهده دارد، به مستحقان بپردازد، از فتنههای باطل کننده (دین و دنیا) در امان خواهد بود.
ان الرضا(ع) کان یأمر بالدعاء لصاحب الامر؛ (۱۲۱)؛ امام رضا(ع) همواره به دعا برای صاحبالامر، امر میفرمود.
قوّنا علی متابعته و اداء حقه؛ (۱۲۲) ما را قدرت بر پیروی و ادای حق آن حضرت ارزانی بفرما!
و انتظر الفرج صباحاً و مساءً؛ (۱۲۳): صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش.
اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ (۱۲۴)
برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، همانا این کار برای خودتان گشایش خواهد بود.
۱۱- عشق به مردم و مستضعفان
سیره امام:
وهو اعظمُ حسباً و اکرم منصباً و أرحم بالرّعیه ؛ (۱۲۵)
او از همه حسباش بزرگتر و مقاماش گرامیتر و به مردم مهربانتر است.
رحیم بالمساکین؛ (۱۲۶) بر بینوایان رؤوف و مهربان است.
وأشفق علیهم من آبائهم و امّهاتهم؛ (۱۲۷) او برای مردم از پدر و مادرشان مهربانتر است.
سیره یاران:
لیعن قویّکم ضعیفکم و لیعطف غنیکم علی فقیرکم… و اذا کنتم کما اوصیناکم لم تعدوا الی غیره فمات منکم میّت قبل ان یخرج قائمنا کان شهیداً؛ (۱۲۸)
توانگران به ضعفا و بیچارگان یاری رسانند و به فقرا و مستمندان عطوفت ورزند … و اگر چنین باشید که سفارش کردیم و قبل از قیام قائم ما بعضی از شما از دنیا برود، شهید خواهد بود.
۱۲- اهل تهجد و نماز شب
ی اللیل أصوات کأصوات الثّواکل حَزناً من خشیه الله ؛ (۱۲۹)
در دل شب، از خشیت خداوند، نالههایی دارند مانند ناله مادران پسر مرده.
قوّام باللیل صوّام بالنهار؛ (۱۳۰)؛ شبها را با عبادت به صبح میرسانند و روزها را با روزه به پایان میبرند.
رجالٌ لاینامون اللیل لهم دویّ فی صلواتهم کدویّ النّحل یبیتون قیاماً علی اطرافهم و یصبحون علی خیولهم؛ (۱۳۱)
مردان شب زندهداری که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو، به گوش میرسد. شبها را با زندهداری سپری میکنند و بر فراز اسبها، آن را به صبح میرسانند.
۱۳- اعتقاد راسخ به فرهنگ مهدویت و زمینهسازی برای ظهور(براساس دکترین ظهور)
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛ (۱۳۲)؛
کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.
من انکر القائم من ولدی فی زمان غیبته فمات فقد مات میته جاهلیه ؛ (۱۳۳)
کسی که قائم از فرزندان مرا در غیبتش تکذیب کند، به مرگ جاهلی مرده است.
من أنکر خروج المهدی فقد کفر بما أنزل علی محمد(ص) ؛ (۱۳۴)
کسی که قیام مهدی را انکار کند، همانا به آنچه بر محمد(ص) نازل شده، کافر شده است.
اللهم عرّفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی… ولاتنسنا ذکره وانتظاره والایمان به و قوّه الیقین فی ظهوره و الدعاء له والصلاه علیه ؛ (۱۳۵)
بارالها! حجتت را به من بشناسان، زیرا اگر او را به من نشناسانی، از دینام، گمراه میگردم … و از یاد ما مبر یاد او و انتظارش را و ایمان به او و یقین به ظهورش را و دعا و درود بر حضرتش را.
السلام علیک یا باب الله الذی لایؤتی الاّ منه، السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک ؛ (۱۳۶)
سلام بر تو ای درگاه خدا، که هیچکس جز از آن درگاه به خدا راهی ندارد. سلام بر تو ای راه خدا که هر کس غیر آن را رود، هلاک میشود.
بیمنه رزق الوری وبوجوده ثبتت الارض والسماء ؛ (۱۳۷)
به برکت اوست که آفریدگان روزی داده میشوند و به وجود اوست که آسمان و زمین پایدار میماند.
یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه ؛ (۱۳۸)
مردمی از مشرق زمین قیام میکنند و زمینه [حکومت] آن حضرت را فراهم میسازند.
انّا نرغب الیک فی دوله کریمه تعزّ بها الاسلام واهله ؛ (۱۳۹)
خدایا! از تو امیدواریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشی.
اللهمّ انّا نشکوا الیک فقد نبیّنا صلواتک علیه و آله و غیبه ولیّنا ؛ (۱۴۰)
بارالها! به درگاه تو شکایت میکنیم از نبود پیامبرمان و از غیبت ولیّ و اماممان.
و اصرف عنّا فی امره السأمه والکسل والفتره والفشل؛ (۱۴۱)
و در انجام فرمان او ما را به تنبلی، بی حالی، سستی و بیحوصلگی مبتلا مساز.
السلام علیک یا قطب العالم ؛ (۱۴۲) ؛ سلام بر تو ای قطب جهان هستی.
۱۴- برخاسته از متن مردم و مستضعفان
« و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین » ؛ (۱۴۳)
ما میخواهیم بر آنان که در زمین خوارشان شمردهاند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم.
۱۵- پیروی از ولی فقیه
و أمّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی رواه حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و أنا حجه الله علیکم ؛ (۱۴۴)
و امّا در مورد رخدادهای جدید، به راویان حدیث ما رجوع کنید که ایشان حجّت من بر شما و من حجت خدا بر شما هستم.
۱۶- عشق به قرآن و تفسیر تجلی بالتنزیل بصائرهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأس الحکمه بعد الصبوح ؛ (۱۴۵)
با آیات قرآن چشمشان روشن میشود و تفاسیر آیات را با گوش جان میشنوند و هر روزه جام حکمت را مینوشند.
۱۷- جوانگرایی
اصحاب المهدی شبابٌ لاکُهول فیهم الا مثل کُحلِ العین والملح فی الطعام و اقل الزاد الملح ؛ (۱۴۶)
یاران قائم همه جوان هستند، در میان آنها پیرمرد یافت نمیشود، مگر اندکی مانند سرمه به چشم و نمک در طعام و کمتر از هر مادهای در طعام، نمک است.
۱۸- سختکوشی
مجدّون فی طاعه الله ؛ (۱۴۷)؛ آنان در طریق عبودیت، سختکوش و پرتلاشند.
لایکفّون سیوفهم حتی یرضی الله عزّوجلّ ؛ (۱۴۸)؛
یاران قائم، شمشیرهای خود را بر زمین ننهند تا اینکه خدای عزوجل راضی شود.
لوقد خرج قائمنا، لم یکن الاّ العلق والعرق، والنوم علی السروج ؛ (۱۴۹)
هنگامی که قائم ما خروج کند، خون است و عرق ریختن و سوار مرکب بودن در میدانهای مبارزه.
۱۹- عاشورایی
انّ شعار اصحاب المهدی: یا لثارات الحسین ؛ (۱۵۰)؛ شعار یاران مهدی(ع): ای خونخواهان حسین(ع) است.
۲۰- فروتنی در برابر انسان و گردن فرازی در مقابل کافران
هم [اصحاب المهدی(ع)] الذین قال الله فیهم « فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه اذله علی المؤمنین اعزّه علی الکافرین» ؛(151و152)
یاران مهدی کسانی هستند که خداوند در توصیف آنان چنین فرموده است: [ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما که از آیین خود بازگردد بداند که] خداوند به زودی، قومی را بر میانگیزاند که ایشان را بسیار دوست میدارد و آنها نیز خداوند را دوست میدارند و در برابر مؤمنان فروتن و در مقابل کافران عزیز و مقتدرند.
۲۱- سلمانوار و مالکگونه
اذا قام قائم آل محمد استخرج من ظهر الکعبه سبعه وعشرین رجلاً….. سلمان الفارسی و ابا دجانه الانصاری و مالک الاشتر؛ (۱۵۳)
هنگامی که قائم آل محمد قیام کند ….. [از جمله کسانی که به او میپیوندند] سلمان فارسی، ابودجانه انصاری و مالک اشتر است.
فصل سوم: انقلاب اسلامی ، زمینه ساز ظهور منجی
انقلاب ما«انفجاری عظیم» (۱۵۴)، « اعجاز بزرگ قرن» (۱۵۵)، « مائد بزرگ آسمانی» (۱۵۶)، « نصرت اعجازآمیز اسلام بر کفر» (۱۵۷)، « تحف خدای تبارک و تعالی از عالم بالا» (۱۵۸) و «جرقه و بارق الهی» است. (۱۵۹)
انقلاب ما « اسلامی» (۱۶۰)، «شکوهمند»(۱۶۱)، « بزرگ» (۱۶۲)،« بینظیر»(۱۶۳)، « نمونه»(۱۶۴)، « منحصر به فرد»(۱۶۵)، « متکی به معنویات و خدا»(۱۶۶)، « بدون اتکا به شرق و غرب»(۱۶۷)،« الگویی برای ملتهای دربند» (۱۶۸) و «در اوج قله عزت و شرافت، مشعلدار هدایت نسلهای تشنه» است. (۱۶۹)
انقلاب ما «انقلاب زاغه نشینان و حاشیه نشینان و محرومان»(۱۷۰)، «جوشنده از متن ملت»(۱۷۱)، «برخاسته از فطرت مردم»(۱۷۲)،« بهترین و بزرگترین انقلابها»(۱۷۳)، « با کمترین ضایعه و بزرگترین دستاورد»(۱۷۴)و« ضربهای بر پیکر جهانخواران بین المللی» است. (۱۷۵)
انقلاب ما « معجزه بزرگ و مصداقی از نصرت الهی»(۱۷۶)، « استثنایی»(۱۷۷)،« مترقیترین»(۱۷۸)، «شکننده حریم دروغین قدرتها و قلدرها»(۱۷۹)،« عامل خود باروی»(۱۸۰ )، «و شخصیت و عزت ملت ایران«(۱۸۱)،« منشاء تحول عظیم در دنیا » (۱۸۲) و « زنده کننده دنیای اسلام» است. (۱۸۳)
انقلاب ما« چشم امید میلیونها مسلمان و غیرمسلمان» (۱۸۴)، « آغازگر حاکمیت ارزشهای معنوی»(۱۸۵)،« باعث افتخار مسلمانان» (۱۸۶)، « با خدمات غیر قابل احصاء»(۱۸۷) و « عامل هویت ما»(۱۸۸) است.
انقلاب ما « متکی به اعتقاد دینی و ایمان اسلامی»(۱۸۹)، « توجه دهنده دلهای مردم به خدا»(۱۹۰)، « محصول قرنها تلاش مخلصانه علمای شیعی و حضورشان در صحنه های حساس»(۱۹۱) و « دستاورد خون شهیدان» است.(۱۹۲)
انقلاب ما، بارش رحمت خاصه الهی در فصل عطشناک تاریخ و فروغ خورشید مهدوی در عصر انجماد و فسردن است.
انقلاب ما، طلایهدار عصری است که به نام خدا شکل گرفته است و بنیاد همه مکتبها و ایسمهای غیر الهی را، از اومانیسم گرفته تا سکولاریسم و لیبرالیسم، درهم ریخته است.
انقلاب ما، همه مناسبات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی حاکم بر جهان را به چالش کشیده است و آغازگر گفتمانی جدید در عرصه فرهنگ و سیاست است.
انقلاب ما، زنگ بیدارباشی است برای تحول بزرگی که جهان، قرنها در انتظار تحقق آن است؛ تحول بزرگی که به حاکمیت کفر و استکبار پایان میدهد و بساط ظلم و بیعدالتی را از پهنه گیتی برمی چیند.
انقلاب ما با تکیه بر عنصر رهبری، نایب امام زمان (عج)، در میان نظامهای شرق و غرب، جبهه دیگری را گشوده و راه سوم و الگوی جدیدی را فراروی انسان معاصر نهاده است.
انقلاب ما به گفته معمار کبیر انقلاب، امام راحل و برخی شنیدههای موثق، از الطاف امام عصر (عج) است: « این من نبودم که به واسطه من پیروزی را به دست آوردید. خدای تبارک و تعالی در سایه امام زمان (عج) ما را پیروز کرد… چه شد که پس از مدت کمی این تحول پیدا شد؟ سابق همه چیز ما را میبردند و ما نفس نمیکشیدیم. سابق جوانهای ما را در زندان زجر میدادند و اعدام میکردند و ما قدرت حرکت نداشتیم. سابق چپاولگران همه چیز ما را چپاول میکردند و ما نفس نمیکشیدیم. چه شد که این ملت همچو متحول شد؟ جز عنایت خدا چه بود؟! … این دست غیبی بود که این تحول را پیش آورد.»(۱۹۳)
« این حقیقتی است که باید اعتراف کرد قلعه محکمی بود که احتمال فتح آن نمیشد. ملت با نداشتن هیچ ابزار و ساز و سلاح در مملکت، بر ابر قدرتها و ابرقدرت شیطانی که تا دندان مسلح بودند غلبه کرد. ولکن این من نبودم که این غلبه را نصیب شما کردم. این خدای تبارک و تعالی بوده… یک کشور سی و چند میلیونی با این اختلاف گروهها، با اختلاف آمال و آرزوها، با اختلاف فهم و شعور، آنها همه مجتمع شدند و همه با هم دست به دست هم دادند و یک مطلب را خواستند؛ این نیست الا اینکه دست غیبی در کار است. خدای تبارک و تعالی به وسیله امام زمان سلام الله علیه]این تحول را در زندگی مردم پدید آورد.» (۱۹۴)
مرحوم حجه الاسلام سید محمد کوثری (ره) نقل مینماید: یک روز من در منزل آقای آیتالله فاضل لنکرانی، از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بودیم و صحبت از ایران به میان آمد. من گفتم این چه فرمایشهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران میفرمایید؟ یک مستأجر را نمیشود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما میخواهید شاه را از مملکت بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیدهاند. سخنم را تکرار کردم.
امام برآشفتند و فرمودند: فلانی چه میگویی؟ مگر حضرت بقیهالله صلوات الله علیه به من (نستجیربالله) خلاف میفرماید؟! شاه باید برود.
و همان هم شد و شاه از مملکت بیرون رفت. میبینم که ایشان چنین پیوندی با حضرت بقیهالله (عج) داشتند.(۱۹۵)
۲۲ بهمن ۵۷ یوم الله بود. واقعا ما در معرض کشته شدن بودیم. فقط ندای ولی عصر (عج) به داد ما رسید. فردی که الان زنده است، پیام برد به دبیرستان علوی ؛ (خدمت امام امت) گفت: حضرت مهدی (عج) میفرماید: در خانه نمانید. اگر ماندید، کشته میشوید. لذا امام خیلی محکم فرمود: در خانه نمانید. آقای طالقانی به امام عرض کرد: آقا! مردم را درو میکنند. اینها عصبانی هستند، آخرِ کارشان است.
امام فرمود: باید بیرون بریزند. ایشان (آقای طالقانی) خیلی اصرار کرد. امام فرمود: اگر پیام از جای دیگری باشد، باز [بر] سر حرف خود ایستاده اید؟ (آقای طالقانی) گفت: چَشم، تسلیم هستم. لذا ۲۲ بهمن یومالله است.(196و197)
انقلاب ما، همچنان که از الطاف امام عصر (عج) است، به شهادت دستاوردهای عظیم آن و اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب، زمینه ساز حکومت آن حضرت و متصل به قیام او نیز خواهد بود. انشاءالله. علاوه بر آنچه که ما خود شاهد آنیم، برخی از روایات و سخنان امام راحل و مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان نیز، گواه این حقیقت روشن است:
رسول اکرم (ص) میفرماید: « یخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَیوَطِّئونَ لِلمَهدی سُلطانَه».(۱۹۸)؛ مردمی از شرق قیام میکنند و زمینه را برای حرکت جهانی مهدی [عج] فراهم میسازند.
امام باقر (ع) میفرماید: کَانّی بِقَومٍ قَد خَرَجُوا بِالمَشرِقِ یطلُبونَ الحَقَّ فَلایعطُونَهُ ثُمَّ یطلُبونَهُ فَلایعطُونَهُ فَاِذا رَأوا ذلِکَ وَضَعُوا سُیوفَهُم عَلی عَواتِقِهِم فَیعطونَ ما سَألوا فَلا یقبَلونَه حَتّی یقُومُوا وَ لایدفَعونَها إِلا إِلی صاحِبِکُم، قَتلاهُم شُهَداءُ أما إِنّی لَو أدرَکتُ ذلِکَ لَاستَبقَیتُ نَفسی لِصاحِبِ هذَاالاَمرِ.(۱۹۹) گویا میبینم مردمی در شرق قیام کرده، حق را طلب میکنند، ولی به آنان نمیدهند. دوباره حق را میطلبند، به آنان داده نمیشود. وقتی اوضاع را چنین دیدند شمشیرهای خود را بر شانه ها میگذارند، پس آنگاه حاضر میشوند که حق آنان را بدهند، اما آنان دیگر قبول نمیکنند تا اینکه قیام میکنند و [حکومت تشکیل میدهند و] آن [حکومت] را جز به صاحب شما [امام زمان (عج)] تحویل نمیدهند. کشته های آنها شهید به شمار میروند. آگاه باشید! اگر من آن زمان را درک کنم، خود را برای صاحب این امر نگاه میدارم.
امام صادق (ع) نیز میفرماید: سَتَخلُو کُوفَهُ مِنَ المُؤمِنینَ، وَ یأزِرُ عَنهَا العِلمُ کَما تَأزِرُ الحیُ ؟ فی جُحرِها. ثُمَّ یظهَرُ العِلمُ بِبَلدَ ?ٍ یقالُ لَها قُم، وَ تَصیرُ مَعدِناً لِلعِلمِ وَالفَضلِ حَتّی لایبقی فِی الأَرضِ مُستَضعَفٌ فِیالدِّینِ حَتَّی المُخَدَّرات فِی الحِجال وَ ذلکَ عندَ قُربِ ظُهُورِ قائِمِنا، فَیجعَلُ اللهُ قُم وَ اَهلَهُ قائِمینَ مَقامَ الحُجَّ ?ِ وَ لَولا ذلِک لَساخَتِ الاَرضُ بِاَهلِها وَ لَم یبقَ فِی الاَرضِ حُجَّ ؟، فَیفیضُ العِلمُ مِنهُ اِلی سائِرِ البِلادِ فِی المَشرِقِ وَالمَغرِبِ فَیتِمُّ حُجَّ ؟ اللهِ عَلَی الخَلقِ، حَتّی لایبقی اَحَدٌ عَلَی الاَرضِ لَم یبلُغ اِلَیهِ الدّینُ وَالعِلمُ، ثُمَّ یظهَرُ القائِمُ (عج).(۲۰۰)
به زودی کوفه از مؤمنان خالی میشود، و علم از آن میگریزد و پنهان میشود ، آنگونه که مار در سوراخش پنهان میگردد؛ پس علم در شهری به نام قم ظاهر میگردد و شهر قم کانون علم و فضل میشود، و چنان دنیا را به حقایق آشنا میسازد که در روی زمین مستضعفی در دین باقی نماند، حتی زنان در پرده، و چنین زمانی نزدیک ظهور قائم آل محمد (ص) است.
سپس خداوند قم و اهل آن را قائم مقام حجت خدا قرار میدهد، که اگر چنین نشود زمین اهل خودش را فرو میبرد و حجتی باقی نمیماند. آنگاه علم (علوم اسلامی) از قم به تمام دنیا میرسد و مشرق و مغرب عالم را فرامیگیرد و حجت خدا بر خلق تمام میگردد، زیرا در تمام روی کره زمین کسی باقی نمیماند که دین و علم به او ابلاغ نشده باشد. آنگاه امام زمان(ع) ظاهر میشود.
«ا نقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.» (۲۰۱)
« امیدوارم که این انقلاب، یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور بقیه الله ارواحنا له الفداء) باشد.»(۲۰۲)
«انشاءالله اسلام را آنطور که هست در این مملکت پیاده کنیم ومقدمه باشد برای ظهور ولیعصر ارواحنا له الفداء.»(۲۰۳)
«امید است که این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله ارواحنا لمقدمه الفداء منتهی شود.»(۲۰۴)
« دست عنایت خدای تبارک و تعالی بر سر این ملت کشیده شده است و ایمان آنها را تقویت فرموده است که یکی از علایم ظهور بقیه الله (ارواحنا فداه) است. » (۲۰۵)
« من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم و متصل بشود این نهضت به نهضت بزرگ اسلامی و آن نهضت ولی عصر (عج) است.» (۲۰۶)
« ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران، خاتمه میدهیم و به یاری خدا، راه را برای ظهور منجی، مصلح کل و امامت مطلق حق، امام زمان (ارواحنا فداه) هموار میکنیم.»(۲۰۷)
« همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه شود.» (۲۰۸)
« با اتّکال به خدای تبارک و تعالی و پشتیبانی صاحب این کشور، امام زمان (سلام الله علیه) این مقصد را به آخر برسانید و خواهید رسانید.» (۲۰۹)
«خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی [جمهوری اسلامی] را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود (ارواحنا لمقدمه الفداء) رد کنیم.» (۲۱۰)
« ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش میبینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر مینماید. گویی جهان مهیا میشود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.»(۲۱۱)
« سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت، راه ظهورش را هموار میکنند.»(۲۱۲)
« من امیدوارم که این کشور با همین قدرت که تا اینجا آمده است و با همین تعهد و با همین بیداری که از اوّل قیام کرده است و تا اینجا رسانده است، باقی باشد این نهضت و این انقلاب و قیام تا صاحب اصلی انشاءالله بیاید و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسلیم کنیم.» (۲۱۳)
« بار الها! … عاجزانه ازمقام مقدس تو میخواهیم ملت عزیز ایران را در پیشبرد جمهوری اسلامی و سرکوب منحرفان و مخالفان با اسلام و پیروان آن مصمم ترفرمایی،تا این انقلاب را به انقلاب جهانی مهدی موعود (عج ) ادامه دهند.» (۲۱۴)
« ما به زمان ظهور امام زمان(عج) این محبوب حقیقی انسانها نزدیک شدهایم؛ زیرا معرفتها پیشرفت کرده است.»(۲۱۵)
« اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملتهای مسلمان به عهد مهدی موعود (عج) به وسیله ملت ایران برداشته شده است.» (۲۱۶)
« انقلاب ما در راه آن هدفی که امام زمان(عج) برای تأمین آن هدف مبعوث میشود و ظاهر میشود، یک مقدمه لازم ویک گام بزرگ بوده است. ما اگر این گام بزرگ را بر نمیداشتیم یقینا ظهور ولی عصر(عج) به عقب میافتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادی که در طول این مبارزه زحمت کشیدید، بدانید و شما ای امام بزرگوار امت بدانیدکه بهتر از ما می دانید شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوی سرمنزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولی عصر(صلوات الله علیه) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید.» (۲۱۷)
نتیجه گیری:
از آنچه گذشت؛ چنین استفاده می شود که عمده ترین وظیفه متظران برای زمینه سازی ظهور و تعجیل در فرج عبارتست از:
۱- دعا با شرایط ویژه « واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذالک فرجکم »
۲- ایمان و تقوا ؛ « ولو ان اهل القری آمنوا واتقوت لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض »
۳- دوری از گناه ؛ « فمایحبسناعنهم الا مایتصل بنا ممانکرهه »
۴- انقطاع و نومیدی ؛ « ان هذاالامرلایاتیکم الابعدایاس » و « فانه انما یجیی ء الفرج علی الیاس وقدکان الذین من قبلکم اصبر مساء »
۵- تقرب ؛ « وقالوا آمنا به و انی لهم التناوش من مکان بعید »
۶- انتظار واقعی ؛« اذا افتقدوا حجه الله فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعملو بمکانه فعندها فلیتو قعوا الفرج صباحا و مساء »
۷- دعوت به دین خدا ؛ « المنتظرون لظهوره … اولئک المخلصون حقا و شیعتنا صدقا و الدعاه الی دین الله سرا و جهرا »
۸- هم دل شدن دوستان ؛ « ولو ان اشیاعنا وفقهم الله علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا ولتعجب لهم السعاده بمشاهدتنا »
۹- سازماندهی و آماده شدن.
۱۰- تشکیل حکومت مهدوی.
در این رهگذر، دولت نیز برای زمینه سازی ظهور منجی وظایفی دارد که مهمترین آنها، تشکیل دولت مطابق با دولت کریمه مهدوی در داخل و خارج از کشور و کارگزاران و مدیران دولتی نیز بایت به سجایای اخلاقی آراسته باشند ؛ از جمله:
۱- بینش عمیق الهی ومهدوی ۲- معرفت و محبت نسبت به امام ۳- فنا در راه خدا و امام زمان
۴- سجایای اخلاقی ۵- ساده زیستی و مردمی بودن ۶- عدالتخواهی
۷- جهادگری و شهدت طلبی8- شجاعت ۹- قاطعیت
۱۰- ادای حقوق امام11- اهل تهجد و نماز شب ۱۲- عشق به مردم و مستضعفان
۱۳- اعتقاد راسخ به فرهنگ مهدوی ۱۴- برخاسته از متن مردم و مستضعفان15- پیروی از ولی فقیه
۱۶- عشق به قرآن و تفسیر ۱۷- جوان گرایی ۱۸- سخت کوشی
۱۹- عاشورائی ۲۰- فروتنی در مقابل انسانها و گردن فرازی در مقابل کافران
۲۱- سلمان وار و مالک گونه
و در خاتمه باید این نکته را متذکر شویم که ؛ انقلاب اسلامی ایران یکی از الطاف الهی و هدیه امام زمان می باشد که به دست معمار بزرگ انقلاب، امام خمینی (ره ) پایه گذاری، با خون هزاران شهید آبیاری و به دست با کفایت رهبر انقلاب، حضرت آیه الله خامنه ای نگهداری می شود؛ تا به صاحب اصلی خود، امام زمان رسانده شود.
و برماست که با همراهی و خمدلی با رهبر فقید انقلاب اسلامی و حفظ صیانت و ارزشهای اسلامی و اخلاقی، در حیطه ی فردی و گروهی؛ موجبات تسریع در ظهور ولی عصر (عج ) را هرچند با قدمهای کوتاه، نزدیکتر سازیم. « ومن الله التوفیق »
پی نوشت ها:
۱- بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۹.
۲- قصص /۵
۳- انبیاء / ۱۰۵.
4ـ میزانالحکمه، ج ۵، ح ۸۱۶۶.
5ـ غیبت نعمانى، باب ۱۵، ح ۲.
۶- اعراف/ ۱۸۷.
۷- بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۲.
۸- احزاب / ۶۳.
۹- شوری / ۱۸.
۱۰- بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۲.
۱۱- البرهان فی علامات آخرالزمان، ص ۷۸؛ منتخب الاثر، ص ۳۱۰؛ ینابیع الموده`، ج ۳، ص ، ۱۱۵
۱۲- آل عمران / ۱۰۴.
۱۳- نور / ۲۱.
۱۴- توبه / ۶۷.
۱۵- صافی گلپایگانی، لطف اللّه، منتخب الاثر، ص ۳۳۴.
۱۶- بحارالانوار، ج ۵۲، ص، ۹۷
۱۷- همان، ج ۵۲، ص ۹۸.
۱۸- همان، ج ۵۲، ص ۱۱۳.
۱۹- همان، ج ۵۳، ص ۱۷۷، و الزام الناصب، ج ۲، ص ۴۶۷.
۲۰- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۱، و ج ۵۲ ص ۱۱۳.
۲۱- هود / ۹۳.
۲۲- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۹؛ اعراف / ۷۱.
۲۳- همان، ج ۵۲، ص ۱۲۹.
۲۴- همان، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
۲۵- همان، ج ۵۲، ص، ۱۲۲
۲۶- همان، ج ۵۲، ص ۹۵.
۲۷- همان، ج ۵۲، ص ۱۲۲، و یوم الاخلاص، ص ، ۲۰۳
۲۸- همان، ج ۵۲، ص ۹۲، و حایری یزدی (بارحینی)، الزام الناصب، ج ۱، ص ۴۲۸.
۲۹- همان، ج ۵۲، ص ۱۱۱.
۳۰- همان، ج ۵۲، ص ۱۲۹ و ۱۱۰.
۳۱- البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، ص ۱۴۷.
۳۲- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ، ۱۳۱
۳۳- مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی، ص ۶۸.
34ـ امام باقرعلیه السلام در توصیف امام مهدىعلیه السلام فرمود: یعمل بکتاب الله، لایرى نکرا الا انکره بر اساس کتاب خدا (قرآن) عمل خواهد کرد و هیچ زشتى را نمىبیند مگر اینکه آن را انکار مىکند. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۱.
35ـ ایشان معتقد است تا به حال دو انقلاب کشاورزى و صنعتى تحول عظیمى در جهان ایجاد کرده و موج سوم که انقلاب الکترونیکى و فراصنعتى است در راه است.
36ـ فصلنامه انتظار، سال دوم، ش ۳، ص ۹۸ (به نقل از به سوى تمدن جدید، تافلر، محمد رضا جعفرى).
37ـ نجمالثاقب، ص ۱۹۳.
38ـ سفینهالبحار، ج ۸، ص ۶۸۱.
39ـ منتخبالاثر، فصل ۸، باب ۱، ح ۲، ص ۶۱۱.
40ـ یومالخلاص، ص ۲۲۳.
41ـ یومالخلاص، ص ۲۲۴.
42ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.
43ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸..
44ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸..
45ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸..
46ـ یومالخلاص، ص ۲۲۴.
47ـ همان، ص ۲۲۴.
48ـ همان، ص ۲۲۳.
49ـ منتخبالاثر، فصل ۶، باب ۱۱، ح ۴، ص ۵۸۱.
50ـ یومالخلاص، ص ۲۲۴.
51ـ معجم احادیث الامام المهدى، ج ۳، ص ۱۰۱.
52ـ سوره بقره، آیه ۲۴۶.
53ـ عقدالدرر، ص ۷۳.
۵۴- مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی(ع)، صص ۸۰ تا ۸۳.
۵۵- مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی(ع)، ص ۱۰۰.
۵۶- بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۹۶.
۵۷- غافر / ۶۰.
۵۸- بقره/ ۱۸۶.
۵۹- بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۹۶.
۶۰- همان، ج ۵۳، ص ۱۸۹.
۶۱- ندب و ندبه به معنای دعوت، و غوث و اغاثه به معنای یاری خواستن است. المصباح المنیر، ندب و غوث.
۶۲- بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۰۷.
۶۳- سباء / ۵۲.
۶۴- رک: طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان، ج ۴، ۳۹۸، تفسیر صافی، ج ۴، ص227.
۶۵- رعد / ۱۱.
۶۶- محمد حسین، طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۱، صص ۲۱۳ – ۳۱۴.
۶۷- اعراف / ۹۶.
۶۸- یوسف / ۱۱۰.
۶۹- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ، ۱۱۱.
۷۰- بقره / ۲۱۴.
۷۱- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۱.
۷۲- رسول خدا(ص) فرمود: مردمی از مشرق زمین قیام میکنند و برای حضرت مهدی(عج) زمینهسازی میکنند « یعنی زمینه حکومت وسلطنت آن حضرت را فراهم میسازند». سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۳۶۸؛ ح4088 ؛ عقدالدرر،ص ۱۲۵؛ الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص60؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۸۷ (هذا حدیث حسن صحیح روته الثقات و الأثبات أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجه القزوینی فی سننه.)
۷۳- نعیم بن حمّاد از محمد بن حنفیه [از امیرالمؤمنین(ع)] نقل میکند: پرچمی از خراسان (ایران) بیرون میآید، [حاملان این پرچم] اصحاب سفیانی را شکست میدهند تا اینکه به بیتالمقدس میرسند و زمینه حکومت مهدی(عج) را فراهم میسازند.)) الملاحم والفتن، ص ۵۲، ب ۷۲، موسسه الوفاء.
۷۴- امام امیرالمؤمنین(ع): کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۸؛ منتخب الاثر، ص ۶۱۱.
۷۵- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.
۷۶- امام امیرالمؤمنین(ع): یوم الخلاص، ص ۲۳۴ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۲۲۰.)
۷۷- مائده، ۵۴.
۷۸- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۰.
۷۹- پیامبر اکرم(ص): یومالخلاص، ص ۲۳۳ ؛( به نقل از بشاره الاسلام، ص ۹.)
۸۰- امام امیرالمؤمنین(ع): یوم الخلاص ص ۲۲۶ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۲۹۷.)
۸۱- امام سجاد(ع): احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ،۳۱۷.
۸۲- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.
۸۳- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.
۸۴- پیامبر اکرم(ص): کمالالدین، ج ۱، ص،۲۰۸.
۸۵- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.
۸۶- امام سجاد(ع): کمالالدین، ص ۳۲۰.
۸۷- پیامبر اکرم(ص): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۴۳ (به نقل از کفایه الاثر، ص ۵۶.
۸۸- ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۰۱.
۸۹- مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر(عج) ؛ مصباح کفعمی، ص ۴۹۵؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص، ۱۱۸.
۹۰- امیرالمؤمنین(ع): الملاحم و الفتن، ص ۵۲.
۹۱- امام صادق(ع) بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۶.
۹۲- دعای قنوت امام عسکری(ع): صحیفه مهدیه، ص168؛ بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۳؛ مصباح المتهجد، ص ۱۶۱.
۹۳- امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۲۷۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۳.
۹۴- امام صادق(ع): همان، ج52، ص ۲۶۹.
۹۵- امام امیرالمومنین(ع): نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۰.
۹۶- مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحبالامر(عج)؛ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۴۹۴.
۹۷- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۴، (سید بن طاووس به نقل از صحف ادریس.)
۹۸- امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۲۰۰؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۴۰.
۹۹- امام زمان(عج ) احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۹۹.
۱۰۰- امام امیرالمؤمنین(ع): منتخب الاثر، ص ، ۴۶۹.
۱۰۱- پیامبر اکرم(ص): الملاحم والفتن، ص ۱۰۸.
۱۰۲- امام صادق(ع) غیبت نعمانی، ص ۱۲۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴.
۱۰۳- امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۸۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۰۸.
۱۰۴- امام امیرالمؤمنین(ع): منتخب الاثر، ص ۵۷۰.
۱۰۵- شوری، ۲۰.
۱۰۶- کافی، ج ۱، ص ۴۳۵؛ معجم احادیث الامام المهدی(عج)،، ج ۵، ص ۳۹۶.
۱۰۷- امام صادق(ع): غیبت شیخ طوسی، ص ۵۲.
۱۰۸- امام امیرالمؤمنین(ع): نهجالبلاغه، خ ۱۳۸.
۱۰۹- دعای قنوت امام حسن عسکری(ع)مصباح المتهجد، ص ۱۶۱؛ صحیفه مهدیه، ص ۱۶۸ و ۱۶۹.
۱۱۰- امام صادق(ع)بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.
۱۱۱- سوره مائده، آیه ۵۴.
۱۱۲- منتخب الاثر، ص ، ۴۷۵.
۱۱۳- امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ج ۵۰، ب ۱۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ،۲۴۳.
۱۱۴- امام امیرالمؤمنین(ع): منتخب الاثر، ص ۵۸۰.
۱۱۵- امام امیرالمؤمنین(ع): یومالخلاص، ص ۲۲۴ (به نقل از بشارالاسلام، ص ، ۲۲۰.
۱۱۶- امام سجاد(ع): یومالخلاص، ص ۲۲۸ (به نقل از بشارالاسلام، ص ۲۴.)
۱۱۷- همان.
۱۱۸- سوره مائده، آیه ۵۴.
۱۱۹- منتخبالاثر، ص ۴۷۵.
۱۲۰- امام صادق(ع): دعای ندبه.
۱۲۱- یونس بن عبدالرحمان: بحارالانوار، ج ۹۲، ص ، ۳۳۰.
۱۲۲- صحیفه مهدیه، ص ۳۱۸، (به نقل از اقبال الاعمال، ص ۴۴۸.)
۱۲۳- امام صادق(ع): بحار، ج ۵۲، ص ۱۳۳.
۱۲۴- امام زمان(ع): کمالالدین، ج ۲، ص ۴۸۵.
۱۲۵- پیامبر اکرم(ص): عقدالدرر، ص ۲۰۴.
۱۲۶- امام صادق(ع): الملاحم والفتن، ص ۱۳۷.
۱۲۷- امام رضا(ع): الزام الناصب، ص ۱۰.
۱۲۸- امام باقر(ع): امالی شیخ طوسی، ص ۲۳۱؛ منتخب الاثر، ج ۳، ص ۲۳۸.
امام راحل; نیز در نامهای به مرحوم حاج احمدآقا در اهمیت رسیدگی به حال محرومان و مستمندان، چنین سفارش میکند:
« از امور مهمی که لازم است وصیت نمایم ؛ اعانت نمودن به بندگان خدا خصوصاً محرومان و مستمندان که در جامعههای مظلوم و بیپناهند. هرچه توان داری در خدمت اینان که بهترین زاد راه توست و از بهترین خدمتها به خدای تعالی و اسلام عزیز است به کار بر و هر چه توانی در خدمت مظلومان و حمایت آنان در مقابل مستکبران و ظالمان کوشش کن.»
(صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۲۲۴.)
۱۲۹- امام صادق(ع): یوم الخلاص، ص ۲۲۴ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۲۲۰ (.
۱۳۰- همان.
۱۳۱- بحارالانوار، ج52، ص ۳۰۸.
۱۳۲- پیامبر اکرم: کمالالدین، ج ۲، ص ۴۰۹؛ وسایل الشیعه، ج ۱۶، ص246؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۴۱۶؛ صحیح مسلم، کتاب الاماره، ص22. شایان ذکر است که این روایت از احادیث متواتره بین شیعه و اهل سنت است.
۱۳۳- پیامبر اکرم(ص) ( کمالالدین، ج ۲، ص ۴۱۲؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۳.)
۱۳۴- ینابیع الموده، ج ۲، ص ،۱۰۸.
۱۳۵- اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ صحیفه مهدیه، ص ۳۵۶؛ مصباح المتهجد، ص ۴۱۱.
۱۳۶- مفاتیح، زیارت حضرت صاحب الامر(عج )
۱۳۷- مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
۱۳۸- پیشین (رجوع شود به ابتدای مقاله.(
۱۳۹- مفاتیحالجنان، دعای افتتاح.
۱۴۰- همان.
۱۴۱- امام رضا(ع): صحیفه مهدیه، ص ۳۵۳؛ (به نقل از جمالالاسبوع، ص ۳۱۰-۳۱۴.)
۱۴۲- صحیفه مهدیه، ص ۵۸۲ (به نقل از المجموع الرائق، ج ۱، ص ۴۵۱.)
۱۴۳- سوره قصص، آیه ۵.
۱۴۴- غیبت شیخ طوسی، ص ۲۹۱: گفتنی است که این روایت در کمالالدین، ج ۲، ص ۴۸۴ و بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱ به این صورت آمده است: ((و أنا حجهالله علیهم)) و در احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۴۳ و وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۰۱ ((و انا حجهالله)) آمده است، بدون ((علیهم)) و« علیکم. »
۱۴۵- پیامبر اکرم(ص): ینابیع الموده، ج ۳، ص ۹۵ و ۳۷.
۱۴۶- امام امیرالمؤمنین(ع): غیبت شیخ طوسی، ص ۴۷۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۴.
۱۴۷- پیامبر اکرم(ص): یوم الخلاص، ص ۲۲۳ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۹.)
۱۴۸- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۷.
۱۴۹- امام رضا(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ، ۳۵۹.
۱۵۰- امام صادق(ع): مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۴۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ، ۳۰۸.
۱۵۱- مائده، ۵۴.
۱۵۲- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۰ (به نقل از معانی الاخبار.)
۱۵۳- امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۶ (به نقل از تفسیر عیاشی.)
۱۵۴- .صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۶۲.
۱۵۵- همان، ج ۱۴، ص77.
۱۵۶- همان. ج ۱۴، ص77.
۱۵۷- همان، ج12، ص ۱۴۶.
۱۵۸- همان، ج6، ص ۲۳۰.
۱۵۹- همان ، ج ۱۵، ص ۶۲.
۱۶۰- همان، ج ۱۱، ص ۵۲۱.
۱۶۱- همان، ج ۱۶، ص ، ۵۵.
۱۶۲- همان، ج ۱۱، ص ۳۲۳.
۱۶۳- همان، ج ۱۱، ص ۱۴۵.
۱۶۴- همان، ج ۱۰، ص،۴۲۲.
۱۶۵- همان، ج ۱۵، ص ۳۲۹.
۱۶۶- همان، ج ۱۵، ص ۳۰۷.
۱۶۷- همان، ج ۱۹، ص،۵۴..
۱۶۸- همان، ج ۱۷، ص ۳۳۰.
۱۶۹- همان، ج ۲۰، ص ۱۹۶.
۱۷۰- همان، ج ۱۷، ص،۴۲۵.
۱۷۱- همان، ج ۴، ص ۲۵۷.
۱۷۲- همان، ج ۵، ص ۸۱.
۱۷۳- همان، ج ۱۴، ص،۵۴.
۱۷۴- همان، ج ۱۲، ص ۱۴۶.
۱۷۵- همان، ج ۹، ص ۲۳۹.
۱۷۶- فرمایشات مقام معظم رهبری، ۲۸/۸/۸۲.
۱۷۷- همان،۲۰/۱۱/۶۸.
۱۷۸- همان، ۱۲/۱۱/۶۸.
۱۷۹- همان، ۱۹/۱۱/۶۹.
۱۸۰- همان، ۲۴/۱۱/۸۲.
۱۸۱- همان، ۱۹/۱۱/۶۹.
۱۸۲- همان، ۱۹/۱۱/۶۸
۱۸۳- همان،۲۴/۱۱/۱۳۸۲.
۱۸۴- همان،۱۲/۱۱/۶۸.
۱۸۵- همان،۱۷/۱۱/۶۹.
۱۸۶- همان، ۱۹/۱۱/۶۹.
۱۸۷- همان، ۱۹/۱۱/۶۹
۱۸۸- همان، ۲۷/۵/۸۲ .
۱۸۹- همان، ۲۲/۷/۸۲.
۱۹۰- همان، ۵/۹/۸۲.
۱۹۱- همان، ۲۵/۹/۸۲.
۱۹۲- همان، ۱۸/۱۱/۶۹.
۱۹۳- صحیفه امام ، ج ۷، ص ۵۹ .
۱۹۴- همان، ج ۷، صص ۵۴ و ۵۵ .
۱۹۵- پا به پای آفتاب، ج ۵، ص ۱۷۱.
۱۹۶- درس تفسیر قرآن، آیتالله خزعلی، مرکز تخصصی تفسیر حوزه علمیه قم، ۲۳/۱۱/۱۳۷۹.
۱۹۷- آقای مرتضایی فرد نقل میکند: « روز ۲۲ بهمن که امام اذن دادند مردم در خیابانها بریزند، چون ما حکومت نظامی نداریم، این جریان را به مرحوم آیتالله طالقانی اطلاع دادند. در آنجا من در خدمت ایشان بودم. آیتالله طالقانی از منزلشان به امام در مدرسه علوی تلفن زد و مدت نیم تا یکساعت با امام صحبت کرد. برادران بیرون از اتاق بودند، فقط میدیدند که آیت الله طالقانی مرتب به امام عرض میکند: آقا، شما ایران نبودید، این نظام پلید است، به صغیر و کبیر ما رحم نمیکند، شما حکمتان را پس بگیرید. برادران یک وقت متوجه شدند که آقای طالقانی گوشی را زمین گذاشته و به حالت تأثر در گوشه اتاق نشست. بعد از لحظاتی خدمت ایشان رفتند و با این تصور که احیاناً امام به ایشان تندی کردهاند، گفتند: آقا، چرا شما دخالت میکنید؟! و از این قبیل حرفها و با اصرار از آیتالله طالقانی جریان را سؤال کردند. ایشان گفتند: هر چه به امام عرض کردم حرف مرا رد کردند و وقتی دیدند من قانع نمیشوم فرمودند: آقای طالقانی، شاید این حکم از طرف امام زمان (عج) باشد. این را که از امام شنیدم دست من لرزید و با امام خداحافظی کردم. زیرا دیگر قادر نبودم سخنی بگویم. » برداشتهایی از سیره امام خمینی (ره)، ج ۳، ص ۱۵۸.
۱۹۸- سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۳۶۸، ب ۳۴، ح4088؛ کنز العمال، ح ۳۸۶۵۷؛ الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۴.
۱۹۹- کتاب الغیبه، ص ۱۴۵.
۲۰۰- منتخب الاثر، ص ۴۴۳؛ بحارالانوار، ج ۵۷، ص،۲۱۳.
۲۰۱- صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۳۲۷، تاریخ ۲/۱/۶۸.
۲۰۲- صحیفه امام، ج ۱۶، ص،۱۳۱.
۲۰۳- همان، ج ۱۵، ص ۱۷۰.
۲۰۴- همان، ص ۶۲.
۲۰۵- همان، ج ۱۶، ص،۱۳۰.
۲۰۶- همان، ص ۱۳۲.
۲۰۷- همان، ج ۲۰، ص ۱۳۲.
۲۰۸- همان، ج ۷، ص،۲۵۵.
۲۰۹- همان، ج ۱۴، ص ۳۳۰، تاریخ ۱۰/۲/۶۰.
۲۱۰- همان، ج ۱۸، ص ۴۷۲، تاریخ ۷/۳/۶۳.
۲۱۱- همان، ج ۱۷، ص ۴۸۰، تاریخ ۱۵/۳/۶۲.
۲۱۲- همان، ج ۲۱، ص ۳۲۵، تاریخ ۲/۱/۶۸.
۲۱۳- همان، ج ۱۵، ص ۲۳۰، تاریخ ۳/۹/۶۰.
۲۱۴- همان، ج ۱۷، ص ۴۸۴.
۲۱۵- مقام معظم رهبری، ۳/۹/۱۳۸۷.
۲۱۶- مقام معظم رهبری، ۳۰/۱۱/۱۳۷۰.
۲۱۷- مقام معظم رهبری،
برگرفته از سایت :المهدویه