تمامی حقوق این پایگاه متعلق به عصر انتظار می باشد

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۸/۱/۵
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انظقنی بالهدی والهمنی التقوی
شنوندگان و بینندگان بحث را چند روز از اول عید نوروز گذشته میبینند و ما در جلسه گذشته درآستانه عید تبریک گفتیم باز هم تبریک میگوئیم خداوند این سال را برای مسلمین و ایرانیهای عزیز مبارک کند.
بحث ما مناسبتهایی دارد، یکی شب شهادت امام پنجم امام باقر علیه السلام و در آستانه روز عرفه و عید قربان هستیم. اما درباره امام پنجم در چند دقیقه امام چهار ساله بود همراه پدرش امام سجاد علیه السلام در کربلا بود و همه یعنی امام حسین علیه السلام و پسرش امام سجاد و نوهاش امام باقر علیه السلام در کربلا بودند که حضرت میفرماید خوب یادم هست که در کربلا چه گذشت و فراموش نمیکنم.
شخصی است بنام جابر که زمان پیامبر و علی و حسن و حسین و سجاد و امام باقر علیه السلام را بوده و درک کرده از یاران پیامبر که عمرش حدود یک قرن ادامه یافت تا زمان امام باقر علیه السلام پیامبر به جابر فرمود تو باقر را درک میکنی و سلام مرا به او برسان. بنیانگذار حوزه علمیه امام باقر علیه السلام بود امام حسین(ع) را شهید و زمان امام سجاد(ع) هم خفقان بنی امیه از بین رفت بنی عباس روی کار آمدند هنوز خوب مسلط نبودند که برای امام مزاحمت ایجاد کنند حضرت از فرصت استفاده کرده و حوزه علمیه را تشکیل داد. اکثر حدیثهای ما از امام صادق(ع) است و حضرت شاگردهای خصوصی داشت به یکی از شاگردها دهها هزار حدیث یاد داد و فرمود این حدیثها نگفتنی است. مثل مدارک محرمانه و نیمه محرمانه شاگردهای عمومی و خصوصی داشت. امام باقر(ع) آمد مکه(بیننده ایام حج بحث را میبینند) وارد مسجدالحرام شد بلند بلند گریه میکرد. آمدند گفتند یابن رسول الله مردم نگاه میکنند فرمود نگاه کنند گریه برای عشق به خدا که اشکالی ندارد. حضرت در مسجد نمازی خواند و سر به سجده گذاشت آنقدر گریه کرد قران میفرماید «خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا» مریم/۵۸
که وقتی سر مبارک را برداشت دیدند از اشکهای حضرت زمینتر شده. به امام باقر(ع) اهانت کردند که مادر شما آشپز است فرمود: افتخار میکنم که او هنری دارد جسارت دیگری کردند به شکل دیگری جواب داد. تهمت زدند فرمود اگر راست میگویی خداوند مرا ببخشد و اگر دروغ میگویی خداوند ترا ببخشد. با اینکه معدن و خزینه علم بود کار میکرد در هوای داغ اطراف مدینه کشاورزی میکرد. فردی به ایشان گفت اگر در این حال(مرگ فرا رسد) و عزرائیلاید در چه حالی هستی فرمود در بهترین حال افتخار دارم کار میکنم برای خرجی زن و بچه. اینها حرفهای سادهای نیست الان مملکت ما گرفتار افراد تحصیل کردهای است که میز نیست حال کار هم ندارند میخواهد استخدام شود تا دولت میگوید استخدام نمیشود میگوید این چه مملکتی است مملکت سر جایش است میگوید من لیسانس هستم آقا میز نیست(لیسانس یعنی چهار سال درس خوانده ای) امام باقر(ع) چند میلیون برابر شما علم داشت بیل دست میگرفت. مشکل امروز دختر و پسر تحصیل کرده ما این است که همه میز میخواهند و میز نیست.
اینکه میگوید من درس خواندهام نباید کار کنم مشکل فکری است. بسیاری از افرادی که مستضعف هستند مستضعف مالی نیستند مستضعف فکری هستند باید با آنها صحبت کرد به چه دلیل آمدی اینجا ماندهای خودش قلاب روحش به یک جاگیر میکند میخواهد توی این خیابان باشد میگوید گران است این غذا گرون است این مهریه سنگین است. شعر گفته در قافیه گیر کرده.
مقداری گیرها دست خودمان است والا عروس و داماد ساعت اول ماشین لباس شویی نداشته باشند طوری نمیشود مگر چقدر لباس دارند با دست بشویند. از ساعت اول میخواهد وام بگیرد نمیتواند فحش میدهد. از شب اول روی تخت لوازم چوبی گران است داد و غضب و فحش روی زمین بخوابید نسل در نسل ما روی زمین خوابیدهاند ساعت اول ماشین لباسشویی و تخت و میز و. . . مثل یه نفر که میخواهد اصفهانی حرف بزند فحش بدهد به اصفهانیها. مشکل از خود ماست. لااقل بخشی از ماست نه همه همانطور که خدا خلق کرده زندگی کنیم شهر برای زندگی کجاست؟
حدیث داریم: «خَیْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَکَ»(نهجالبلاغه، حکمت ۴۴۲) بهترین مکان و شهر آنجاست که راحت بتوانی زندگی کنی.
امام باقر(ع) متلک شنید قهر نکرد ایام عید است چند صد یا میلیون نفر باهم قهر هستند بر اثر کلمات نیش دار(وزننده) به امام باقر کلمه بدی گفتند خیلی زشت من نمیتوانم بگویم فرمود نه این نیست من باقر هستم. مادرت آشپز است اگر الان یه نفر بگوید مادرت آشپز است دو تا فامیل بهم میریزند فرمود افتخار میکنم آشپزی یک هنر است. یعنی الان چند میلیون برای نیش زبان باهم قهر هستند امام باقر(ع) میفرماید قهر نکن نیش شنیدنی قورت بده
«وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ» آل عمران/۱۳۴ چند میلیون بیکار داریم امام باقر(ع) فرمود بیل به دست میگیرم بعضی از مطالب که به عنوان اخلاق اهل بیت(ع) گفته میشود مشکل امروز جامعه ماست. شهادت امام باقر(ع) را تسلیت گفته و در پایان مطالبی را از آقای موسوی در این باره خواهیم شنید. درباره عرفه و عرفات خداوند بحق محمد و ال محمد علیه السلام همه آرزومندان را نصیب فرماید مکه دو بیابان و اردوگاه دارد اردوهای یکی دو میلیونی اردوی روزانه دارد عرفات همه باید سه چهار فرسخی روی خاک بنشینند بهد از نصف روزی اردوی شبانه به فاصله دوسه ساعت یکی دو میلیون از اردوی روزانه باید بروند اردوی شبانه فرض کنید اینجا مکه یه بیابان بنان منی و یکی مشعر و یکی عرفات روز عرفه عرفات شب مشعر روز عید قربان همه منی دراین سه روز لباس نیست یه لنگ به کمرویه لنگ به دوش همه کفن پوش نگاه میکنی کفن پوش خوابیدهاند وکیل وزیر آیت الله تیمسار سپهبد فقیر که حج به او واجب نیست همه پولدارها آنجا خاک مالی میشوند دیدند مرغ را میخواهند بگیرند دست به دنبال او تا در گوشهای در بن بست او را میگیرند خداوند آنجا انسان را در بن بست(ظاهری) قرار میدهد و میگیرد سرو فکل رابتراش تو با این زلفها پز میدادی قام لباسها و انگشتر را طلا و کفش لخت میکند کفن میپوشاند و میتشاند آنوقت در این صحرا میزبان خدا مهمانسرا صحرا شنیدنی ناله گفتن دعا پذیرایی بخشش الهی فرش زمین همسایه مهدی(عجل الله تعالی فرجه) حدیث داریم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) هرسال درآنجا(عرفات و منی) هست.
خیلی پوک است مغزهایی که اوج میکند عبادت مزهای دارد
(خداوند رحمت کند شهید مطهری را میگفت من لذت میبرم از نفس کشیدن در شیراز چون در آنجا ملاصدرا در آنجا نفس کشیده) آنجا(منی و عرفات) هم انسان لذت میبرد چون امام زمان(ع) در آن صحرا و جمعیت هست. غروب عرفه اگر کسی شک کند که من آمرزیده شدم یا نه شک آنهم گناه است باید یقین کند خداوند همه را بخشید بعد به صحرای مشعر
(قصهای از مشعر: الان مشعر لامپ دارد ما جوانی حدود سی سال پیش رفتیم مکه روشنایی مثل الان نبود حاجیها چراغ قوه داشتند در آن تاریکی برای جمع کردن شنها که فردای آن شب عید قربان بزنند به محلی که یارگار ابراهیم است(رمی جمرات) به عنوان اعتراض گاهی گوجه پرت میکند مثل شاه که به خارج میرفت ماشین بنز ضد گلوله از گوجه دردش نمیآید ولی این نشانه اعتراض است در آن تاریکی برای جمع کردن شنها یکی به دیگری گفت چراغ قوه را بده من هم شن جمع کنم، به او گفت باید از ایران چراغ قوه میآوردی، یک لطیفه قرانی: «یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً» حدید/۱۳ روز قیامت مجرمین به مومنین میگویند «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ» رویتان را برگردانید ماهم از نور شما استفاده کنیم مومنین میگویند: اینجا از نور خبری نیست «قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً» میباید از دنیا نور بیاورید. برادران عید مبارک ولی با شکستن تخمه کدو و یه زنجیر به دست به این طرف و آن طرف تاب بدهیم) عمرمان را حرام نکنیم در آستانه عرفات هستیم هیچ روزی برای دعا بهتر از روز عرفه همانطور که هیچ شبی بهتر از شب قدر نیست، عرفه معادل شب قدر، و روز عید است. امام(ع) یک نفر را دید روز عرفه گدایی میکند فرمود وای به حال تو میدانی امروز چه روزی است. روز عرفه به جای انسانها برو به درگاه خداوند. جبرئیل حضرت آدم(ع) را آورد و گفت اینجا عرفات است دعا کن. الله اکبر که خداوند به خاک و زمین نظر میکند میشود عرفات و به زمان میشود عرفه، زیباست دعای عرفه، امام حسین(ع) در این بیا بان از ظهر تا غروب دستها بسوی آسمان، چنان گریه میکرد دوراو جمع شدند که اشکهای او تمام نمیشود(مثل سیل اشک میآمد) در عرفات ناله است در عاشورا نعره، در عرفات و مشعر جای دعا است و در منی جای(عمل) باید چاقو دست بگیرد گوسفند بکشد، یعنی مسلمان باید به یک دست دعا و با یک دست چاقو(رمز مبارزه با شیطان و کشتن هوای نفس) آنها که به دعا مشغول و اهل چاقو(انقلاب) نیستند یا به عکس ۵۰ درصد مسلمان هستند، یک پا مسجد یک پا جبهه، در عرفات به معرفت و در مشعر به شعور و در منی به عمل میرسیم.
لطیفه دیگر: در عرفات و مشعر چند ساعت بیشتر نمیمانیم ولی در منی چند روز چون معرفت و علم زود بدست میآید، گیر در عمل است، ممکن است زود انسان بفهمد ولی عمل مشکل است. روز عرفه، روزه مستحب است ولی اگر بر اثر روزه حال دعا گرفته میشود میفرماید روزه نکیرید برای آمادگی بیشتر دعا، دعای عربی یا فارسی، عربی بهتر است ولی فارسی دعا کنیم.
شب شهادت امام باقر حدیثی از امام صادق(ع) که میفرمود: پدرم امام باقر(ع) به بچهها میگفت من دعا میکنم شما آمین بگویید. چه اشکالی دارد عید شنیده و خندیدهایم و دید و بازدید همهاش به این چیزها نگذرد آخر هم برای مسلمانها و خود و گرفتاریها دعا کنیم. در جلسات عید انسان میگوید و میخندد، حلال است، حدیث دیگر: (امام باقر علیه السلام) در جلساتی که خنده بود و قهقهه در پایان، حضرت میگفت: خدایا به خاطر خندهها بر ما غضب نکن. «اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِی»(کافی، ج۲، ص۶۶۴) خدایا قهرت را بر ما نازل مفرما. یعنی ماجزء افراد غافل و بد مست نباشیم.
مواظب باشیم جلسات و دید و بازدیدها به گناه کشیده نشود.(۱۲ نکته از دعای عرفه، طولانی است و نمیشود در تلویزیون و نه در حوصله جلسه است من چند بند را در ده دقیقه برای شما بگویم) اما دعای عرفه(آقای موسوی دعا را شروع میکند) «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَیْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ وَ لَا لِعَطَائِهِ مَانِعٌ وَ لَا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صَانِعٍ وَ هُوَ الْجَوَادُ الْوَاسِعُ»(إقبالالأعمال، ص۳۳۹) این فراز اول از دعای عرفه امام حسین(ع) میفرماید: خدایا شکر که مقدرات و برنامههای تو را کسی نمیتواند بهم بزند، و جلو لطف تورا کسی نمیتواند بگیرد تو خواستی یوسف عزیز بشود و حال اینکه برادرها توی چاه انداختند(وتو خواستی صدام ذلیل شود و خواستند امام ذلیل، عزیز شد و مرده امام از زنده صدام عزیزتر است)
خدایا آفرینش و تدبیر و صنعت تو مشابه ندارد، وجود تو محدودیت ندارد به همه میبخشی دعاها را مستجاب میکنی.
جمله دوم: (منزل المنافع – آقای موسوی:)
َ «مُنْزِلُ الْمَنَافِعِ وَ الْکِتَابِ الْجَامِعِ بِالنُّورِ السَّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَوَاتِ سَامِعٌ وَ لِلدَّرَجَاتِ رَافِعٌ وَ لِلْکُرُبَاتِ دَافِعٌ وَ لِلْجَبَابِرَةِ قَامِعُ»(إقبالالأعمال، ص۳۳۹) چقدر این دعا ریتم دارد. دافع، مانع، بدائع، طلائع، قانع، زارع، جامع، سامع، دافع، رافع، همه با عین. نماز هم ریتم دارد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» فاتحه/۱ «الْعالَمینَ» فاتحه/۲ «الدِّینِ» فاتحه/۴ «نَسْتَعینُ» فاتحه/۵ «الْمُسْتَقیمَ» فاتحه/۶«الضَّالِّینَ» فاتحه/۷٫
«أَحَدٌ» اخلاص/۱، «الصَّمَدُ» اخلاص/۲، «یَلِدْ» اخلاص/۳، «یُولَدْ» اخلاص/۳٫ معنای دعا بلند است قالب و قافیه هم زیباست. خدایا منفعت را تو باید نازل کنی(زمان شاه یک وزیری بود احمق میگفت الان دیگه زمانی نیست که ما نماز بخوانیم باران بیاید نمیدانست که آب چاه عمیق هم از آب باران است و اگر خداوند اراده نکته برای آمدن باران چاه عمیق هم آب نخواهد داشت، فکر میکرد آب باران از خداست و آب چاه از شاه که گفت اگر خدا نیست شاه که هست
منافع دست توست، درخت میوه بدهد یا نه، سود داشته باشد یا نه، تولد بچه غصهها را تو میتوانی بر طرف کنی. خداوند رحمت کند مرحوم فلسفی را میگفت: یه بار بصمیم گرفتیم راحت بخوابیم بچهها را فرستادیم خانه دیگر، بلفن را هم کشیدیم تا بخواب رفتیم دوتا گربه بالای سر ما به هم پریدند از خواب کنده شدیم. خواب راحت هم بدست خداست. والا انسان خواب پریشان میبیند. یکی از وزراء که قبلا وزیر بوده میگفت یکروز تصمیم گرفتم استراحتی بکنم به علت کار زیاد خسته بودم همه را سپردم چند ساعتی خواب راحتی بکنیم خوب که آماده شدیم رئیس دفتر آمد و گفت فردی از راه بسیار دور آمده میگوید من یک دقیقه بیشتر کار ندارم گفتیم خوب این یکی استثناء ا بیاید ولی یک دقیقه، او آمد و گفت یک دقیقه وقت دارم گفتیم بله گفت آقای وزیر من آنقدر از تو بدم میآید که اگر یک چاقو داشته با شیم تو را تکه تکه میکنم، خواب از سر ما پرید و آنروز تا شب بال بال زدیم اگر مقدر نباشد خداوند یه نفر را از بندر عباس میفرستد و یا تو تا گربه آقای فلسفی میپرد بالا خدایا خیر با توست، اشتباه میکنند آنها که میگویند من این داماد را قبول ندارم شغل و داداش و زبان و لحجه و ترک و عرب و عجم، کاشونی و این حرفها چیست؟ خیر دست خداست ما انتخاب گر هستیم اما انتخاب اصلی دست خداست.
فراز سوم: در این فراز سوم امام حسین(ع) دارد خودشرا بازرسی میکند دعا سه قسمت است.
۱- گذشتهها ۲- الان ۳- آینده
بخشی برای گذشته نگاه کند چی بوده آنقدر گردن کلفتی نکند، امام حسین(ع) میفرماید:
«خَلَقْتَنِی مِنَ التُّرَابِ ثُمَّ أَسْکَنْتَنِی الْأَصْلَابَ»(إقبالالأعمال، ص۳۳۹)(آقای موسوی):
«خَلَقْتَنِی مِنَ التُّرَابِ ثُمَّ أَسْکَنْتَنِی الْأَصْلَابَ» خاک بودم، ماهمه مواد غذایی در خاک بودیم از طریق ریشهها به بتهها و شدیم آرد ونان و نطفه در تاریکیهای ثلاث در رحم مادر «ثُمَّ أَسْکَنْتَنِی فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَ جِلْدٍ وَ دَمٍ لَمْ تُشَهِّرْنِی بِخَلْقِی وَ لَمْ تَجْعَلْ إِلَیَّ شَیْئاً مِنْ أَمْرِی ثُمَّ أَخْرَجْتَنِی إِلَى الدُّنْیَا تَامّاً سَوِیّاً»(إقبالالأعمال، ص۳۳۹) کدام تاریکی «لَحْمٍ» گوشت، «دَمٍ» خون «جِلْدٍ» پوست بعد میفرماید «أَخْرَجْتَنِی إِلَى الدُّنْیَا تَامّاً سَوِیّاً» ناقص بودم. کامل کردی.
با حالا گفتی الحمدلله وقتی بدنیا آمدم مکیدم اگرگفتند زنی زائیده بچه به عوض مکیدن به پستان مادر فوت میکند مادرم بمک فوت میکند همه اساتید و علما و خبرگان و آیه اللهها را دعوت کن بگو این بچه در عوض مکیدن فوت میکند تمام کمک آموزشی دکور موسیقی، همه ابزاز علمی وقتی را بکار ببرید تا او را مکیدن یاد بدهیم نمیشود اگر مکیدن را یاد نمیداد نابود هوای تهران دو روز باد نیامد همه فلج شدیم. ریسمان دست خداست در آینده هم دست اوست. با خدا باید رفیق شد خوب رفیقی هم هست «نِعْمَ الرَّفِیق» توی مهمانی شیرینی میدهند بازدید هم همان شیرینی است یه پلو، یه پلو، خداوند یک کار را ده برابر پاداش میدهد تا هفتصد برابر، خداوندا بدنیا آوردی «تَامّاً سَوِیّاً» کج و کور نبودیم ساق پا به شکلی سلول دارد که بتواند بدن شما را تحمل کند، درست تنظیم کرده، چونه میجنبد کله، نمیجنبد، اگر به جای چونه، کله میجنبد، دو کیلو کله هی میجنبید، اذیت میشدیم آن وقتی هم که عقل نداریم باید بگوییم الحمدلله، اگر نوزاد عقل میداشت هر روز که قنداق خود را خراب میکرد برای عوض شد خجالت میکشید، عقل نداشتن در اینجا نعمت است.
امام صادق(ع) فرمود:
بچه اگر گریه نکند رطوبات مغزش بیرون نیاید دیوانه(خل) میشود. اشک برای نوزاد نعمت آب که از دهنش میآید نعمت است، چون دطوبات اضافی است که از دهان بیرون میآید،
«حَفِظْتَنِی فِی الْمَهْدِ طِفْلًا صَبِیّاً وَ رَزَقْتَنِی مِنَ الْغِذَاءِ لَبَناً مَرِیّاً عَطَفْتَ عَلَى قُلُوبِ الْحَوَاضِنِ»(إقبالالأعمال، ص۳۳۹) «حَفِظْتَنِی فِی الْمَهْدِ طِفْلًا صَبِیّاً» توی گهواره مرا حفظ کردی «وَ رَزَقْتَنِی مِنَ الْغِذَاءِ» غذا خوب به من دادی «لَبَناً مَرِیّاً» شیر مادر(مزایایی دارد که ما غافل هستیم) ۱- دلار ۲- سر شیشهای ۳- قیف ۴- شیشه نمیخواهد ۵- ۲۴ ساعته است ۶- از تولید به مصرف است ۷- گرم کردن ۸- سرد کردن ۹- تنظیم قند و چربی و شیرینی و… نمیخواهد)
مادری مفت و سه شیفته و علاقمند، شبانه روزی. و هر چه بدن(از ویتامینها) لازم دارد در شیر مادر هست.
سلام خدا سایهات را از سر من کم مکند چه کسی بود؟ یه گل به من داده مثل فنر مقابلش خم میشویم. خداوند اینهمه نعمت داده حاضر نیسبیم برای او رکوع کنیم.
خدایا «فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ» بابا و ننه به فکر من نبودند بدن بدون نقص، و اعضا مساوی به هم میخورد ترکیب مناسب است.
نمی دانم چرا امروز فکر آقای فلسفی میافتیم واعظی بود آمد خدمت ایشان گفت منبر من نمیگیرد ایشان گفت منبر شما را ببینم بعد گفت مردم حق دارند یکی از انگشتان شما غیر معمولی است و شما در موقع سخنرانی آنرا تکان میدهی حواس مردم پرت میشود شما دستت را زیر عبادت بگیر و حرف بزن. یه وقت یه مشکلی در بدن یه نفر است به عنوان معلم نمیتواند درس بدهد حواسها راپرت میکند شیر مادر مادر خوب.
فراز چهارم: سیاسی است
«لَمْ تُخْرِجْنِی لِرَأْفَتِکَ بِی وَ لُطْفِکَ لِی وَ إِحْسَانِکَ إِلَیَّ فِی دَوْلَةِ أَیَّامِ الْکَفَرَةِ الَّذِینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَ کَذَّبُوا رُسُلَکَ»(إقبالالأعمال، ص۴۴۰).
یکی از نعمتها این است که ما در جمهوری اسلامی بدنیا آمده ایم. امام حسین(ع) میفرماید در زمانی بدنیا آمدم که پیغمبر بود، اگر صد سال قبل بدنیا میآمدیم همه احمدشاه، مظفرالدین شاه، ناصرالدین شاه، رضا شاه. خدایا شکر که وقتی چشم بدنیا گشودیم مخصوصا نسل نو امام را دیدند یه زمانی چشم باز کردهاند معاویه و یزید دیدهاند ماامام، مقام معظم رهبری دیدیم، ۲۰سال از انقلاب ۲۰بار برای انتخاب پای صندوق رفتیم، خود رئیس جمهور وزیر و وکیل انتخاب کردیم همینکه انسان در دولت حق نفس میکشد نعمت است.
در این مکان بودیم اگر مادران ما را بصره میزائیدند فرمانده صدام بود، باید بگوئیم خدایا شکر اینجا زائید یا فلان کشور گاو پرست، در کشوری که خرافه دارند. در کشوری هستیم که دین و منطق واستدلال، انتخابات وآزادی، داریم.
فراز پنجم:
«لَکِنَّکَ أَخْرَجْتَنِی رَأْفَةً مِنْکَ وَ تَحَنُّناً عَلَیَّ لِلَّذِی سَبَقَ لِی مِنَ الْهُدَى الَّذِی یَسَّرْتَنِی وَ عَلَیْهِ أَنْشَأْتَنِی مِنْ قَبْلِ ذَلِکَ رَأْفَةً بِی بِجَمِیلِ صُنْعِکَ وَ سَوَابِغِ نِعْمَتِکَ ابْتَدَعْتَ خَلْقِی مِنْ مَنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ أَسْکَنْتَنِی فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَ جِلْدٍ وَ دَمٍ»(إقبالالأعمال، ص۴۴۰).
خدایا هر چه ظرافت داشتی در من بوجود آوردی وریزه کاریها یه دوربین عکاسی چقدر درشت و سنگین، دوتادوربین عکاسی(دوچشم) هم عکس ساده هم رنگی هم دور وهمازنزدیک، از سه طرف وزاویه، عوض کردن فیلم هم نمیخواهد، دریک اسپرم آنقدر ریزهکاری.
فراز ششم:(معناکردم)
فرازوجمله هفتم: «وَ اعْتَدَلَتْ سَرِیرَتِی أَوْجَبْتَ عَلَیَّ حُجَّتَکَ بِأَنْ أَلْهَمْتَنِی مَعْرِفَتَکَ وَ رَوَّعْتَنِی بِعَجَائِبِ فِطْرَتِکَ وَ أَنْطَقْتَنِی لِمَا ذَرَأْتَ فِی سَمَائِکَ وَ أَرْضِکَ مِنْ بَدَائِعِ خَلْقِکَ وَ نَبَّهَتْنِی لِذِکْرِکَ وَ شُکْرِکَ وَ وَاجِبِ طَاعَتِکَ وَ عِبَادَتِکَ وَ فَهَّمْتَنِی مَا جَاءَتْ بِهِ رُسُلُکَ وَ یَسَّرْتَ لِی تَقَبُّلَ مَرْضَاتِک»(إقبالالأعمال، ص۴۴۰).
یکی از نعمتها اینکه خدایا، خداشناسی را به من الهام کردی، اینکه انسان حق را راحت بپذیرد نعمت است. بعد میفرماید: «أَنْطَقْتَنِی لِمَا ذَرَأْتَ فِی سَمَائِکَ وَ أَرْضِکَ»
من رانسبت به یک سری مخلوقات ولطائف بیدار کردی، مرانسبت به ذکر و یاد خود هوشمند کردی، غافل نیستم، آنچه انبیاء آوردند مکتب آنها را به من یاد دادی در اینکه من راه تو را بروم آسان است. بعضی نمیتوانند تبه طرف مسجد رفته و راست بگویند، اینکه من از حق خوشم میآید و از بدیها بدم میآید و حق و منطق را پذیرفته و لجاجت ندارم، فطرت و عقل دارم درک معارف برایم آسان است اینها همه نعمت است.
جمله(فراز) هشتم: «فَإِنْ دَعَوْتُکَ أَجَبْتَنِی وَ إِنْ سَأَلْتُکَ أَعْطَیْتَنِی وَ إِنْ أَطَعْتُکَ شَکَرْتَنِی وَ إِنِ شَکَرْتَنِی زِدْتَنِی(إقبالالأعمال، ص۴۴۱) خدایا اگر دعا کنم مستجاب و سئوال کنم مرحمت و اطاعت کنم تشکر میکنی و خلاصه اینکه امام حسین(ع) میفرماید خدایا من با تمام وجود ازتو تشکرمیکنم و من با تمام وجودم به باطنم، به نور دیده ام، با خط پیشانی، با روزنههای تنفس، با پرده گوشم، با حرکت زبانم، یا گردش چانه، بااین دندانهایم، با ذائقه و جمجمه و رگهای گردن، فضای سینه و قلب و قسمتهای کبد، یا مفصل و بازوبسته شدن انگشتها و مچ پا و خون وگوشت، مو، وتن وپی، استخوان و مغز ورگ،
خواب و بیداری ورکوع وسجودوتمام ذرات بدنم اگر بخواهم نمیتوانم شکر یکی ازنعمتهای تو را هم بکنم.
چه بودند اینها و به کجا رسیدند.
چند شعری هم از امام باقر(ع) بشنویم و جلسه را ختم کنیم
ای ذکرجان ثنای تو یا باقرالعلوم
وی حرف دل دعای تو یا باقرالعلوم
علم و کمال وحکمت وتوحید جان گرفت
ازنطق جانفزای تو یا باقرالعلوم
یک لحظه واکند گره از کارعالمی
دست گره گشای تو یا باقرالعلوم
دردا که صبح و شام، هشام ازره ستم
کوشید بر جفای تو یا باقراالعلوم
با اینهمه عنایت و اطف و عطا نبود
زهر ستم سزای تو یا باقرالعلوم
گفتی که شیعنان بو ده سال درمنی
گرینددر عزای تو یا باقرالعلوم
مظلوم زیست کردی و مسموم کین شدی
این بود ماجرای تو یا باقرالعلوم
السلام علیک یا محمدابن علی ایهاالباقر یابن رسول الله یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله. خدایا این سال ۷۸ سال عزت اسلام و مسلمین و سرافرازی جمهوری اسلامی و شادی امت ایران قرار بده.
خداوندا هر مشکل و کمبودی را برطرف و ما را روز بروز عزیزتر و آخرت ما را تأمین بفرما.
روح انبیاء، اولیاء، اوصیاء، مراجع و علما پدرام و مادران به خصوص روح حضرت امام را از ما راضی به بازماندگانشان صبرو اجر عنایت بفرما.
خداوندا طاغوت ایران شکستی طاغوتهای دنیا را بشکن.
افرادی که در مکه و منی هستند محبتشان را قبول و آرزومندان را نصیب بفرما.
روز به روز معرفت ما را نسبت به راه، خودو اولیاءت و توفیق انجام وظائف به همه ما مرحمت بفرما.
قلب آقا مهدی حضرت صاحب الزمان را از ما خشنود، ظهورش را نزدیک و ما را از بهترین یاران امام زمان(ع) قرار بده.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»




























