روایتی از مداح شهید، سید مجتبی علمدار
شهید علمدار بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد. او که از جانبازان شیمیایی جنگ…
رسم الخط پرنده های همیشه
هوالمحبوب سلام علیکم چند روزی به واسطه مشغله های کاری فرصت نکردم تصویری خدمت شما گرامیان تقدیم کنم. امروز طراحی خطی رو خدمت شما تقدیم…
مُثله شدن نوجوان بسیجی در اردوگاه بعثیها
دستهایم را از پشت با طناب بسته بودند؛ آنقدر محکم که تا چندین روز پس از باز کردن، متورم و سیاه بود. چشمهایم جایی را…
بلایی که سر خبرنگارهای خوشتیپ در جبهه آمد
فاصله زمانی آمادهسازی نیروها تا شروع مرحله اجرایی یک عملیات، معمولاً با اتفاقاتی تلخ و شیرین همراه بود؛ بخشی از خاطرات خواندنی «باقر سیلواری» که…
مداح شهیدی که به پیشواز محرم رفت
یک هفته به محرم مونده بود و ما آماده میشدیم برای محرم سال ۶۵. بعضیها هم مرخصی گرفته بودند یا رفته یا میخواستن بروند تهرون…
رزمندهای که از لحظه شهادتش باخبر بود
رزمندهای به نام سید منصور حسینی جزو نیروهای شهربانی بود و بسیجی به جبهه آمده بود. او هیچ وقت نماز شبش ترک نمیشد. هر وقت با…
روایت مسلمان شدن جوان اتریشی توسط یک جانباز
در طول جنگ تحمیلی به دلیل نیات خالص و خدایی رزمندگان اسلام؛ شاهد دیدن صحنههای زیبایی بودیم. صحنههایی که اثرات آن تا خارج از مرزها…
موتورم را ندهید با همین تانک میآیم توی چادرهایتان
بخشی از خاطرات خواندنی «باقر سیلواری» که در بهار ۸۲ آمده است، در ادامه میخوانیم: *** در تیپ خودمان یک رزمنده همدانی داشتیم به…
سه وصیت عجیب یک شهید
پس از مدتی مرخصی دوباره عازم جبهه شده بودم. سوار ماشین که شدم برای یک لحظه مسافران را برانداز کردم که ناگاه چشمم به او…
دیدار آیتالله بهاءالدینی با فرمانده ارتش ساعت ۱۱ شب
امیر سیفی معاون نیروی انسانی ارتش جمهوری اسلامی خاطرات زیادی با شهید علی صیاد شیرازی دارد. وی یکی از خاطراتی را که به خوبی در…
حکایت نماز شب و خربزه تک زدن در خط مقدم!
مقر شهید باغبانی بود و روزهای آرام، گرم، تب زده و کسالتباری که بوی باروت کهنه میداد و جز چادرهای خالی و تک و توک…
امضاء شفاعت نامه پس از شهادت با خون +تصویر عهدنامه
در چند قدمی شهادت بودند؛ خودشان را آماده میکردند برای رفتن تا بقیه بمانند؛ هر کدام از ۲۳۰ هزار شهید انقلاب و دفاع مقدس سفارشهای زیادی داشتند،…
بدترین شکنجهای که بعثیها ما را دادند
رژیم بعثی عراق در طول دوران دفاع مقدس علاوه بر حملات وحشیانه، در دوران اسارت نیز نیروهای رزمنده را به روش های مختلف شکنجه می…
تنها سوغاتی که برونسی از حج آورد
همه ما یه جورهایی با بیتالمال سر و کار داریم، از دانش آموزی که روی نیمکت کلاس مینشیند تا کارگر و کارمندهایی که در اداره…
شیری به نام اسکندر
وقتی وارد پادگان شدیم، ما را به صف کردند و بعد هم نشاندند. در حالی که داشتیم نگاهشان میکردیم و منتظر بودیم ببینیم چه میخواهند…