گاو موجی
… داشتم با خودکارم ، کاغذ روی میز را خط خطی می کردم . حوصله ام حسابی سر رفته بود . چشمم که به محمد…
اروند قیامت بود
همه اسکله به هم ریخت . هنوز صدای تق تق پوتینهای آنها روی کف اسکله توی گوشم است . وقتی مطمئن شدم حسابی کار از…
از هشت شب تا چهار صبح توی آب بودم
هیچ کاری نمی توانستیم بکنیم جز تحمل . این وضعیت ۴۵ دقیقه طول کشید . وقتی بلند شد و ایستاد ، انگار دنیا را به…