امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۰ ساعت : ۱۵:۱۲

خاطرات شهدای غواص

شهید محمد شمسی؛ غواصی که زیر آب شهید شد تا عملیات لو نرود

یکی از بسیجیان لشکر ۳۱ عاشورا تعریف می کند: شب عملیات والفجر ۸ شهید «محمد شمسی» در حاشیه اروندرود به مانعی بر می خورد و…

4
۴ آبان ۱۳۹۴

دست‌خط شهید غواص؛ این نوشتم تا بماند یادگار، من بمیرم خطم بماند استوار

“شهید مقیمی” یکی از شهدای غواص در نامه ای به دوست هم رزم خود نوشته است: با سلام به ارواح پاک وطیبه و مطهر شهدای سرخ…

0
۲۷ مرداد ۱۳۹۴

جزئیاتی از چرایی بسته بودن دستان غواصان کربلای ۴

جعفری از رزمندگان دوران دفاع‌مقدس که دوره‌های ویژه‌ای در زمان جنگ دیده است توضیح داد: من از عملیات خیبر به بعد آموزش‌های نظامی خاصی را…

0
۱۶ مرداد ۱۳۹۴

ماجرای یکی از ۱۷۵ شهید غواص که بازگشتش را به پدر خبر داد

خودش را با بغض اینطور معرفی می‌کند: «اصغر بالویی پدر شهید غواص حسینعلی بالویی». ۲۹ سال انتظار کشیده تا بتواند دوباره آن نوجوان رعنایی را…

0
۱۴ مرداد ۱۳۹۴

قول و قرار شهادت به سبک یک غواص شهید

۲۸ اردیبهشت ماه بود که خبری مبنی بر کشف پیکر ۱۷۵ شهید غواص با دستان بسته منتشر شد. سردار سید محمد باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی…

0
۶ مرداد ۱۳۹۴

غواصی که به خاطر گم کردن وزنه‌ی بیت المال گریه می‌کرد

“علیرضا دلبریان” معاون گردان غواصی یاسین و مسئول آموزش غواصان در برنامه‌ای به بیان برخی خاطرات در رابطه با غواصان دفاع مقدس پرداخت و گفت:…

0
۸ تیر ۱۳۹۴

روایت عینی ۲ غواص آزاده از آخرین لحظات اسارت در کربلای ۴

جعفر یوسفی، یکی از غواصانی است که در عملیات کربلای ۴ حضور داشت. او که اکنون استاد دانشگاه است، آن روزها در لشگر ۲۱ امام…

0
۲۹ خرداد ۱۳۹۴

۴۶ شهید غواصی که زنده به گور شده بودند

پس از روزهای جنگ، ایامی که تقریباً همه رزمنده‌ها به شهرهایشان بازگشتند، عده‌ای همچنان در بیایان‌های تفتیده جنوب ماندند. کارهای ناتمامی مانده بود که آنها…

2
۳ تیر ۱۳۹۲

پرنده غواصی که دوازده شهید را شناسائی کرد

منطقه جفیر به لحاظ موقعیت استراتژیک خاص، در شرایط جنگی، برای دشمن بعثی از حساسیت بالائی برخوردار بود، به همین علت بعثی های عراق، منطقه…

0
۷ فروردین ۱۳۹۲

گاو موجی

… داشتم با خودکارم ، کاغذ روی میز را خط خطی می کردم . حوصله ام حسابی سر رفته بود . چشمم که به محمد…

0
۳ دی ۱۳۹۰

قناصه ودوربین

… هیچ وقت فکر نمی کردم  دو نفر آدم ، این همه  خون داشته باشند . منور  را که هوا فرستادند ، چشمم دید .…

0
۳ دی ۱۳۹۰

اروند قیامت بود

همه اسکله به هم ریخت . هنوز صدای تق تق پوتینهای آنها روی کف اسکله توی گوشم است . وقتی مطمئن شدم حسابی کار از…

0
۳ دی ۱۳۹۰

دریا و موج ها بد جور با قایق های ما قریبی می کردند

دریا آرام بود و من تشنه بودم . پارو زدن حسابی عرقم را در آورده بود . نمی دانم چند ساعت بود که روی آب…

0
۳ دی ۱۳۹۰

از هشت شب تا چهار صبح توی آب بودم

هیچ کاری نمی توانستیم بکنیم جز تحمل . این وضعیت ۴۵ دقیقه طول کشید . وقتی بلند شد و ایستاد ، انگار دنیا را به…

0
۳۰ آذر ۱۳۹۰