حکایت نماز شب و خربزه تک زدن در خط مقدم!
مقر شهید باغبانی بود و روزهای آرام، گرم، تب زده و کسالتباری که بوی باروت کهنه میداد و جز چادرهای خالی و تک و توک…
بازداشت سرهنگ بعثی با یک آفتابه!!
بعد از عملیات عاشورا در منطقه جنوب سومار تابستان سال ۶۳ برای پاکسازی رفته بودیم، منطقه کامل پاکسازی نشده بود و در چند سنگر که…
خاطره ای از شهید حمید باکری
ده روز تا عملیات خیبر وقت داشتیم. نیروها را از گیلانغرب و از نوار مرزی آوردیم توی تنگهای بین سوسنگرد و رقابیه، به نام «سعده». آنجا…
شیر کُش!
جا به جایی هایی در لشکر انجام شده بود. در این میان، شیردل هم مسئولیتی را در گردان بهداری به عهده گرفت. سرعت نقل و…