امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۷ ساعت : ۲۱:۱۸

خاطرات شاد دفاع مقدس

حکایت نماز شب و خربزه تک زدن در خط مقدم!

مقر شهید باغبانی بود و روزهای آرام، گرم، تب زده و کسالت‌باری که بوی باروت کهنه می‌داد و جز چادرهای خالی و تک و توک…

0
۱۶ آبان ۱۳۹۲

بازداشت سرهنگ بعثی با یک آفتابه!!

بعد از عملیات عاشورا در منطقه‌ جنوب سومار تابستان سال ۶۳ برای پاکسازی رفته بودیم، منطقه کامل پاکسازی نشده بود و در چند سنگر که…

1
۱۹ تیر ۱۳۹۲

خاطره ای از شهید حمید باکری

ده روز تا عملیات خیبر وقت داشتیم. نیروها را از گیلانغرب و از نوار مرزی آوردیم توی تنگه‌ای بین سوسنگرد و رقابیه، به نام «سعده». آنجا…

0
۵ فروردین ۱۳۹۲

شیر کُش!

جا به جایی هایی در لشکر انجام شده بود. در این میان، شیردل هم مسئولیتی را در گردان بهداری به عهده گرفت. سرعت نقل و…

0
۱۶ اسفند ۱۳۸۹