امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۷ ساعت : ۱۲:۴۵

خاطرات اسیران، خاطرات رزمندگان

خبر شهادت فرزندم را در اسارت شنیدم

یکی از رفقا را که دچار بیماری روانی شده بود، به بغداد بردند و دو ماه بعد آوردند. پیش از این با هیچ کس هم…

1
۴ آذر ۱۳۹۴

درخواست اسیر ۱۲ ساله ایرانی که فرمانده بعثی را متعجب کرد

اسمشان را گذاشته بودند “اسیر” ولی بیشتر از اینکه اسیر باشند آزادگانی بودند در قفس‌های آهنین ظلم و ستم بعثی‌ها. اسارت همچون نقطه پروازی بود…

0
۵ آبان ۱۳۹۴

شفای یک اسیر در اسارت

یکی از اسرای اردوگاه تکریت، از ناحیه‌ی‌ دو پا فلج شده بود و به هیچ وجه قدرت حرکت نداشت. بنابراین دوستان برای بردنش به بهداری،…

1
۹ مهر ۱۳۹۴

اعتصاب اسرا و تسلیم شدن بعثی‌ها

گاهی اوقات، بچه‌ها از شدت تشنگی مجبور بودند آب‌های کثیف کف اردوگاه را بیاشامند. هوای این اردوگاه (رمادی ۲) ـ که در نزدیکی مرز اردن…

0
۲۸ شهریور ۱۳۹۴

سطل تی ان تی!

خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی…

0
۱ اسفند ۱۳۹۳