کتک شراکتی
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی…
خاطره یک آزاده از عملیات بدر/ لحظه های دلواپسی کنار آب های هور
تاریکی کمکم با دلهره عقب نشینی می کند و روز بیست و سوم اسفند بر پیکره زمان نقش می بندد. خورشید خود را زودتر از…
سطل تی ان تی!
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی…
ترس عراقیها از رزمنده ۱۳ساله
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی…
فرار نافرجام از اردوگاه
در اردوگاه اسیری داشتیم افغانی به نام اسماعیل که ما او را صدا می زدیم اسماعیل افغانی. او به گفته ی خودش برای یافتن برادرش…
تصویر کوچکترین سرباز امام(ره) در اسارت
«همه سیزده سالگیام» عنوان خاطرات مهدی طحانیان از روزهای جنگ و اسارت است که به قلم گلستان جعفریان، نویسنده، نوشته و برای انتشار به سوره…
منزل رئیس جمهور کجاست؟
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی…
در ماه رمضان اجازه اذان گفتن نداشتیم/ راه حل مرحوم ابوترابی برای جلوگیری از سوء هاضمه اسرا در ماه رمضان
عبدالمجید سراوانی در مورد خاطرات خود از دوران اسارت و تقارن این دوران با ماه مبارک رمضان میگوید: ماه رمضان فرا رسیده بود. گرچه عراقیها…
درخواست اسیر برای زدن تیر خلاص
سردار عبدالله کریمی مشاور بنیاد شهید در امور آزادگان : از اولین ساعاتی که رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای بعثی در می…
روایتی از یک رزمنده ضد گلوله
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در…
حکایت عیدی ،جاسوس اردوگاه بعثیها
نیروهای با تجربه او را زیر نظر داشتند که مبادا کلکی در کارش باشد. شبی یکی از بچهها بیدار بوده، میبیند عیدی آرام و بیصدا…
همیشه دلتنگ اسارت میشوم!
آزادگی واژه ویژه ای است. در شرایطی که راه همه امیدها را از در و دیوار بسته اند و پشت این دیوارها مانده ای، میشه…
نوجوانی که رادیو شخصی امام را هدیه گرفت
در خاطرات دفاع مقدس، طراوت و زیبایی معنوی وجود دارد که زندگیساز است و باید حفظش کرد؛ آزاده دفاع مقدس «علیرضا رحیمی» خاطره خواندنی خود را از…
مُثله شدن نوجوان بسیجی در اردوگاه بعثیها
دستهایم را از پشت با طناب بسته بودند؛ آنقدر محکم که تا چندین روز پس از باز کردن، متورم و سیاه بود. چشمهایم جایی را…
فرار از اردوگاه با خودروی عراقی
اسارت یادآور سختیها و مرارتهای بسیاری در دوران دفاع مقدس است که بعضی از رزمندگان توانستند با زیرکی خود را از دست نیروهای بعثی آزادسازند. مطلب…