امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ ساعت : ۰۸:۴۲

حماسه هشت سال دفاع مقدس

خمینی را بیشتر دوست داری یا صدام !

یکی از شگرد های نیروهای عراق در برابر اسرای ایرانی، جنگ روانی و ایجاد فضای ناامیدی درمیان آنان بود. که نمونه از آن را برای…

0
۲۴ بهمن ۱۳۹۱

روایتی از یک عملیات نظامی در دهه فجر

دهه فجر هرسال یادآور خاطره خوش پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام عزیزمان است  و به مناسبت این ایام الله در دهه فجر سال ۱۳۶۱…

0
۲۱ بهمن ۱۳۹۱

حماسه ۲۵ مجنون کربلایی لشکر ۲۵ کربلا

خیلی از نیروها بیش از سه ماه بود که به مرخصی نرفته بودند. خستگی در چهره ی همه شان موج می زد و من نگران…

0
۲۰ بهمن ۱۳۹۱

خاطرات کوتاه از دفاع مقدس

فرمان با عصا در خط بودیم. مسئول محور، «حاج علی موحد» همراه با برادر «حسن قربانی» به خط آمده بودند تا به نیروها سر بزنند.…

11
۱۷ بهمن ۱۳۹۱

پیام شفاهی تشکر حضرت امام (ره)، جان تازه ای به رزمندگان داد

برای اینکه پادگان ابوذر را از خطر تصادف عراق رها کنیم، حملات جدیدی را طرح کردیم . چندین بار به ارتفاعات دانه خشک حمله کردیم…

0
۱۵ بهمن ۱۳۹۱

نبرد میلی متری با دشمن در خرمشهر

روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی بود و دشمن تا آن روز ده مرحله پیاپی به شهر خرمشهر حمله کرده بود. اما هر بار مقاومت نیروهای مردمی…

0
۱۳ بهمن ۱۳۹۱

سالگرد بمباران زینبیه میانه/ دانش‌آموزی که دست قطع شده‌ای را با خود می‌بُرد

سال‌های سال، فاجعه کربلا را از زبان این و آن شنیده بودم و تصویری از سرها و دست‌های بریده و صحرای غرق در خون در…

0
۴ بهمن ۱۳۹۱

اثر نماز قضا

در خط مهران، بعد از عملیات کربلای یک، ابتدای ارتفاعات قلاویزان تانک‌های سوخته t59 و t55 فراوان کنار جاده افتاده بود. این تانک‌ها هنگام عقب‌نشینی…

0
۲۹ دی ۱۳۹۱

عبور از سیروان

سوم دی ماه روزی بسیار سرد که ذرات یخ توسط باد جابه جا می شد،گردان139حدود ساعت8:30صبح حرکت از کرمانشاه را آغاز کرد.کماکان مأموریت جلو داری…

0
۲۸ دی ۱۳۹۱

بسیجی که ارتشی‌ها خاطرخواهش شدند!

استفاده از کد رمز در عملیات های مختلف یکی از برگ برنده های نیروها بود و سبب پیروزی های فراوان رزمندگان می شد. بعد از…

0
۲۸ دی ۱۳۹۱

فرمانده‌ای که نمی‌‌خواست در خانه سازمانی زندگی کند/شهید بنامعلی محمدزاده

شهید «بنامعلی محمدزاده» فرمانده گردان مقداد لشکر ۳۱ عاشورا در سال ۱۳۳۹ در اردبیل به دنیا آمد، تحصیلات متوسطه خود را در تهران به پایان…

0
۲۲ دی ۱۳۹۱

«سفر هفتم» /یادداشت‌های روزانه شهید «نصرالله ایمانی» (بخش چهارم)

*نمی‌دانستم وقتی خمپاره‌ای منفجر می‌شود، ترکش‌هایش چه شکلی دارد کم‌کم فجر صادق دمیده می‌شد و هر لحظه صدای انفجارها و آژیر توپ‌ها زیاد می‌شد. به…

0
۱۰ دی ۱۳۹۱