برشی از کتاب پایی که جا ماند/نگهبان بعثی با گاز انبر مقداری از محاسن اسیر را کَند / اسیر با خون صورت اش روی دیوار نوشت: «خمینی»
کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از رندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو…
کتاب پایی که جا ماند/بچه ها را کف حیاط خوابانده بودند و با پوتین روی کمرشان راه میرفتند
کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از رندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو…
برشی از کتاب پایی که جا ماند/ پخش شیرینی 22 بهمن وسط زندان بعثی ها
کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از زندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو…
مادر شهیدی که برای پسرش ختم نگرفت/ «ام الاسرا» که بود؟
اوایل که به هلال احمر رفته بودم، یک روز خانمی قد بلند با چادر مشکی به اتاقم وارد شد تا نامه ی پسرش را تحویل…