ماجرای سرقت بنزین از خودروی محمد جهان آرا
علی سالمی از رزمندگان خرمشهری دوران دفاع مقدس در نقل خاطره ای از آن ایام می گوید: روزی یک سواری تویوتای مسی رنگ مقابل مقر…
روایت یک زن از غیرت یک تکاور ایرانی
دو برادری که لحظاتی قبل از ما به اسارت درآمده بودند، یکی مرد میانسالی بود که دو دستش را از پشت بسته بودند و از…
گفتوگو با جانباز عزیز فرخی؛ روایت شهادت داماد دو روزه در عملیات بیت المقدس
سرتیپ دوم آزاده عزیزالله فرخی پیشکسوت دوران دفاع مقدس و جانباز ۷۰ درصد است که جزو نخستین افرادی است که به عضویت کمیته و سپاه…
محمد نظام اسلامی روایت کرد: ماجرای فرار بهنام محمدی از خانه برای دفاع از خرمشهر
محمد نظام اسلامی در روایتی که در دفتر اول مجموعه خاطرات شبهای خاطره بهکوشش مجتبی عابدینی آمده است به روایت خاطراتی از روزهای مقاومت خرمشهر…
۱۵هزار اسیر عراقی در خرمشهر چگونه منتقل شدند؟
کتاب «از خامنه تا خرمشهر» اثر اسماعیل اسماعیلی مشنقی خاطرات این رزمنده است که در بخشی از آن به روزهای اردیبهشت و خرداد سال ۶۱…
خاطرات آزادگان/ دیوار مرگ
می خواستیم از ماشین پیاده شویم. به تونلی برخوردیم. دو ردیف سرباز بعثی مثل اراذل اوباشی که لباس نظامی به تن شان باشد به صف…
خلبان ایرانیکه سکوهای نفتیعراق رابهآتشکشید
ششمین کنفرانس سران جنبش غیر متعهدها از ۳ تا ۹ سپتامبر ۱۹۷۹ در هاوانا، پایتخت کوبا برگزار شد. چند ماه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران…
خوشحالی یک مادر از اسارت پسرش!
یکی دیگر از خاطرات خوش این بود، خانواده هایی که مفقود داشتند، وقتی که فهرست اسامی اسرا می آمد و اسم بچه های آن جزو…
گفتوگو با مهدی قلیرضایی؛ به جنازه عراقیها احترام میگذاشتیم
“مهدی قلی رضایی” راوی کتاب لشکر خوبان و از رزمندگان واحد اطلاعات و عملیات لشکر ۳۱ عاشورا در رابطه با مظلومیت غواصان و شرح عملیات…
توصیف سردار سرلشگر باقری از برادر شهیدش؛ جوان ۲۵ سالهای که به خود جرأت داد استراتژی جنگ را تغییر دهد
سردار باقری در بازخوانی روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی، گفت: ملت ایران تنها پس از گذشت ۲۰ ماه از پیروزی انقلاب اسلامی و در حالی که…
آخرین دیدار من و غلام
آخرین دیدار ما با غلام وقت رفتن برای عملیات والفجر ده بود. ما داشتیم سوار اتوبوس ها میشدیم که غلام رسید. بدو اومد سمت ما…
«فریبی» که مذاکرهکنندگان اسیر ایرانی آن را نخوردند
«آن بیست و سه نفر» خاطرات ۲۳ رزمنده نوجوان ایرانی است که اسیر بعثیها شدند… زندگینامه اسارت درسهایی دارد، خواندنی اما زندگی «آن بیست و…
نهی از منکر به روش شهید ابراهیم هادی
رضا هادی می گوید: عصر یکی از روزها بود. ابراهیم از سرکار به خانه می آمد وقتی وارد کوچه شد برای یک لحظه نگاهش به…
خاطره ای منتشر نشده از محسن رضایی
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس به ذکر خاطره ای از ورود خود ساعتی پس از آزادسازی شهر خرمشهر در صفحه…
سخت ترین روزهای جنگ
چهارم تیرماه ۱۳۶۷ / هوای جزیره گرم و شرجی بود. عرق از سر و رویم می ریخت . آرام از پله های قرارگاه پایین رفتم.…