وقتی که جگر همسنگرم را در دستم دیدم
صحنههایی هست که هیچ وقت از ذهن آدم پاک نمیشود، صحنههای جنگ از جمله از آن صحنههاست که گاهی با یادآوری نام یک عملیات، خاطرهای…
فرماندهای که با پاهای قطع شده نیروها را هدایت میکرد
برخی از رزمندهها خود را جا مانده از کاروان شهدا میدانند و سالهاست دلشان داغدار کسانی است که روزی همسنگر بودند؛ اینها را بارها از صدای…
نبرد یگان جنگاوران
حدود ساعت چهار صبح بود که ماموریت یافتیم از پادگان مهاباد به سوی منطقه عملیاتی حاج عمران حرکت کنیم. فرمانداری منطقه، چندین خودرو شخصی برای…
«تولد» در ۵۰ متری دشمن
شب عملیات «کربلای5»، جلال را که یکی از «لات«های گردان بود، صدا کردم تا با شیرینکاریهایش رزمندگان را سرگرم کند، چرا که ساعت اجرای عملیات…
حلقه شهادتی که تنها یک بازمانده داشت
ناگفتههای دلنشین احمدعلی ابکایی از فرماندهان گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه ۲۵ کربلا: * دوست داشتند با همان لباس شهید شوند شب چهارم عملیات کربلای…
اذان گفتن در مقابل بعثیها
ولیالله عرب عضو گردان هشت سپاه تهران اظهار داشت: وقتی سپاه تشکیل شد، گردان ۸ سپاه یکی از ۹ گردان سپاه بود که بیشتر فرماندههان لشکر…
برشی از خاطرات سردار قاسم سلیمانی از آموزش کرمانیها در جبهه
کتاب «نبردهای پیروز» حاصل مصاحبه عباس میرزایی، نویسنده کتاب با بیش از ۱۱۰ نفر از رزمندگان شرکتکننده در عملیات ثامن الائمه(ع) و نزدیک به ۱۴۰…
پدر شهیدی که همت و چراغی را غسل و کفن کرد
عملیات والفجر ۴ در ۲۷ مهرماه ۱۳۶۲ آغاز شد و ۳۳ روز ادامه پیدا کرد تا نتایج مهمی همچون خارج کردن مریوان از دید دشمن…
فرازی از نهج البلاغه که شهید علمالهدی را منقلب کرد
سید محمد حسین علم الهدی بسیار اهل مطالعه بود. در دبیرستان با تشکیل انجمن اسلامی و سخنرانی فعالیتهای خود را آغاز کرد. در سال ۱۳۵۶…
ماجرای سفر شهید تهرانی مقدم و یارانش به سوریه
برای آنکه روزگاری ایران در پله افتخار ایجاد موشکهای منحصر به فرد در منطقه خاورمیانه و حتی در دنیا بدرخشد و بتواند با مانور شهاب3…
بلایی که سر خبرنگارهای خوشتیپ در جبهه آمد
فاصله زمانی آمادهسازی نیروها تا شروع مرحله اجرایی یک عملیات، معمولاً با اتفاقاتی تلخ و شیرین همراه بود؛ بخشی از خاطرات خواندنی «باقر سیلواری» که…
مداح شهیدی که به پیشواز محرم رفت
یک هفته به محرم مونده بود و ما آماده میشدیم برای محرم سال ۶۵. بعضیها هم مرخصی گرفته بودند یا رفته یا میخواستن بروند تهرون…
من اکبر لودرچی خط مقدم هستم
اولین باری که دیدمش، گفتم: این از آن بچههائی است که برای گرفتن فرم مجمع آموزشی رزمندگان پایش به منطقه رسیده. سر و صورت تمیز و…
رزمندهای که از لحظه شهادتش باخبر بود
رزمندهای به نام سید منصور حسینی جزو نیروهای شهربانی بود و بسیجی به جبهه آمده بود. او هیچ وقت نماز شبش ترک نمیشد. هر وقت با…
موتورم را ندهید با همین تانک میآیم توی چادرهایتان
بخشی از خاطرات خواندنی «باقر سیلواری» که در بهار ۸۲ آمده است، در ادامه میخوانیم: *** در تیپ خودمان یک رزمنده همدانی داشتیم به…