امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۳ ساعت : ۱۴:۲۷
  • مهدویت
  • تربیت جامعه منتظر (قسمت چهارم)

    مجله امان شماره ۱۷ .:::. مقالات

    دکتر فرامرز سهرابی

    در قسمت های پیشین به بیان لزوم تبیین هدف و شناخت جایگاه و شأن انسان منتظر پرداخته و اینک به رهبری و مدیریت در تربیت جامعه منتظر می‌پردازیم.

    رهبری و مدیریت

    تمامی هستی، سازمانی بزرگ است و خداوند، مدیر و پروردگار این سازمان به شمار می‌رود. در تقسیم‌بندی‌ای، پدیده‌های هستی را در دو قسم می‌یابیم:

    ۱.‌ پدیده‌های مجبور؛

    ۲.‌ پدیده‌های آزاد.

    هرکدام از این پدیده‌ها، رهبری و مدیریت ویژه خود را خواهند داشت. مدیریت پدیده‌های مجبور با امر، نظام، قانون و غریزه است. رهبری و مدیریت‌ پدیده‌های آزاد و در رابطه با انسانی که با ترکیب خاصش به آزادی رسیده و به خودآگاهی دست یافته، با هدایت یعنی بینات، کتاب و میزان است. نتیجه همین هدایت، به پا ایستادن انسان را یا بر پایه کفر و یا بر پایه شکر در پی دارد.

    آن‌گاه که انسان آزاد براساس ترکیب خاص خود، با حجت باطن خویش حجت ظاهر و معصوم را برمی‌گزیند و از این‌ راه،  پذیرای هدایت خدا می‌گردد، بارش هدایت‌ها بر او استمرار می‌یابد و او همراه با رنج‌های غربت و درگیری با کافران و غافلان فراسوی پروردگار هستی در حرکت خواهد بود. (یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه)[۱] این‌گونه است که خداوند جهان هستی و انسان را می‌پرورد و رهبری می‌کند. انسان‌ها این‌چنین بر فراز مرکز هدایت[۲] پروردگارشان می‌نشینند و وسعت وجودی می‌یابند. خداوند هم‌چنان که دو طینت در نهاد او گذارده، دو راه را فرا رویش می‌گذارد و شرایط انتخاب او را فراهم می‌سازد تا او خود بر پای شکر یا کفر بایستد.

    مدیریت و رهبری خداوند، در ولایت انبیا تجسم می‌یابد. (من یطع الرسول فقد اطاع الله)‌[۳] و آنها همراه بینات، کتاب و میزان، زمینه‌های خوب شدن مردم را فراهم می‌سازنند. آنان زمینه انتخاب را فراهم می‌کرده‌اند. انبیا با زبان مردم زمینه خوب شدن و انتخاب مردم را می‌آفرینند. با همین روش بیناتی و ادراکات حضوری و بی‌واسطه مردم، آنها را مدیریت و رهبری می‌نمایند و گنج‌ها و اندیشه‌های درونی ایشان را در فرآیندی مهندسی، کشف و استخراج می‌کنند و به چالش تبدیل می‌سازند. باید توجه داشت آن‌چه ما را به رسالت پیوند زده، همان ما را به امامت پیوسته است. اطاعت انبیا، اطاعت خداوند است. چون انبیا جز خواسته خدا خواسته‌ای ندارند و تنها او بر آنان حکومت می‌کند. چون انبیا معصوم هستند، به اطاعت مطلق آنان دستور داده شده است. عصمت، نتیجه آگاهی انبیا به حکم، و موضوع و آزادی آنها از هر آن‌چه غیر خداوندی است.

    مردم پس از رسول هم به کسانی نیازمند هستد که هم‌چون رسول، به عصمت رسیده باشند و از آنها به خودشان آگاه‌تر و مهربان‌تر باشند. امام معصوم و آگاه و مهربان، همانند رسول مردم را مدیریت و رهبری می‌کند رسالت را چنین پی می‌گیرد، در حالی که فقاهت تنها زمینه‌ساز امامت است و زمینه تحمل توده مردم را فراهم می‌سازد.

    شاخص مدیریت و رهبری معصوم

    کسانی می‌توانند رفعت و اوج مدیریت و رهبری انبیا و امامان معصوم را درک کنند که به فهم سه شاخص دست یابند:

    ۱.‌ هدف معصوم: هدف او، فراهم ساختن زمینه برای انتخاب انسان است؛

    ۲.‌ راه و تکالیف معصوم: راه او، حدود شرع مقدس است، نه ظلم و جور؛

    ۳.‌ شرایط حکومت معصوم: شرایط حکومت معصوم براساس میزان تحمل توده مردم مشخص می‌شود و در طول تاریخ، مردم در زمینه‌ای نبوده‌اند که ولایت معصوم را تحمل کنند و بپذیرند. از همین رو، اگر بخواهیم حرکت ولایت را در جریان تاریخی به درستی برسیم و نقش امام را در حوادث بنماییم، بدون دست‌یابی به هدف، شرایط و تکلیف و راه آنها ممکن نخواهد شد؛ چون‌ هر حرکتی با معیارهای خود تحلیل و بررسی می‌شود. این‌گونه زمینه انتخاب افراد جامعه منتظر فراهم می‌گردد، با راه و تکالیف آشنا می‌شوند و آستانه تحمل آنان بالا می‌رود تا بتوانند بلندای حکومت معصوم را.[۴]

    اگر این نوع ولایت و رهبری، تحمل توده‌ها را آماده بیابد، پا پیش می‌نهد و آن‌جا که تحمل آنان را نیابد، زمینه‌ها را فراهم می‌سازد و اگر مردم هم نپذیرند، آنها را به فراموشی نمی‌سپرد و تنها نمی‌گذارد و با شیوه‌های گوناگون، به حفظ اسلام و مسلمانان و نفوذ آنها در درون قدرت‌ها روی می‌آورند تا زمینه‌ها را فراهم سازند.

    امامان معصوم علیهم السلام در طول تاریخ، همه دین و معیارهای استنباط را پیش نهاده‌اند. آنان پس از ره نمودن به مکتب و در اختیار نهادن اصول و روایات و به دست دادن معیارهای استنباط از منابع، دیگر عذری به جا نگذاشته‌اند. عصر غیبت این‌گونه به شکل طبیعی آغاز شد و وقت و زمانی هم برای ظهور معین نکرده‌اند. هنگام ظهور تنها با فراهم بودن زمینه‌های تحمل توده مردم خواهد بود و تا شرایط حکومت معصوم و زمینه تحمل فراهم نشود، زمان ظهور فرا نمی‌رسد.

    چنان‌که گذشت، فقاهت زمینه‌ساز امامت است. فقیه در هنگام غیبت با روش بیناتی، تلقی مردم را از خودشان دگرگون می‌سازد و جای‌گاه و قدرشان را رو می‌نماید تا انتظارشان را از سطح هدف‌های رفاه، عدالت و تکامل بالا ببرد. بدین‌سان آستانه تحمل مردم رفعت می‌یابد و شرایط حکومت حجت خدا فراهم می‌شود. فقیه با معیار استنباطی و با اصول و جوامع، مرجع حوادث[۵] آینده است و او با تربیت افراد جامعه منتظر، زمینه‌ امامت و ظهور امام غایب را فراهم می‌سازد.

    ادامه دارد

    [۱]. انشقاق، آیه6.

    [۲]. اولئک علی هدیً من ربهم، سوره بقره، آیه ۵.

    [۳]. سوره نساء، آیه ۸.

    [۴]. پیشین، ۱۴۲.

    [۵]. «اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی رواۀ احادیثنا». (احتجاج، طبرسی، ج2، ص ۴۷۰)

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *