امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ ساعت : ۱۴:۱۸
  • مهدویت
  • ادیان و انتظار

    به نام خدا

    انتظار نزد اهل سنت

    انتظار مهدىِ نجات‏بخش (علیه‏السّلام) اختصاص به شیعه ندارد، روایات متواتر بسیارى درباره مهدى(عج) از طرق اهل سنّت با سندهاى صحیح ومستفیض در دست است که نمى‏توان در آن‏ها تشکیک کرد، چنان که از طرق شیعه امامیه نیز چنین روایاتى رسیده است.
    عبدالرحمن ابن خلدون – از دانشمندان قرن نهم هجرى – صاحب مقدمه مشهورى که بر کتاب اَلْعِبَر نوشته، مى‏گوید:
    بدان که مشهور اهل اسلام در طول اعصار بر این عقیده‏اند که به ناچار در آخرالزمان مردى از اهل بیت ظهور خواهد کرد که دین را تأیید کند وعدالت را ظاهر سازد ومسلمانان از وى پیروى کنند.

    او بر ممالک اسلامى استیلا خواهد یافت ونام مقدّسش مهدى (عج) است. خروج دجّال وحوادث دیگر پس از آن، واین که عیسى در پى او خواهد آمد ودجّال را خواهد کشت یا با او خواهد آمد ودر کشتن دجّال یاور وى خواهد بود ودر نمازش به مهدى (علیه‏السّلام) اقتدا خواهد کرد از نشانه‏هاى ثابت ظهور است که در منابع روایى صحیح ذکر شده است.
    شیخ عبدالمحسن العبّاد – مدرّس دانشگاه اسلامى مدینه منوّره – در بحثى ارزشمند مى‏گوید:
    در پى حادثه دردناک حرم، سؤال‏هایى مطرح شد. برخى دانشمندان در رادیو وروزنامه‏ها درستىِ بسیارى از سخنان رسیده از رسول خدا (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) را درباره حضرت مهدى (علیه‏السّلام) تأیید کردند مانند شیخ عبدالعزیز بن صالح، امام وخطیب مسجد نبوى شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز – رئیس اداره پژوهش‏هاى علمى ودعوت وارشاد – نیز در یکى از روزنامه‏ها حادثه حرم را با استناد به احادیث صحیحِ مستفیض از رسول اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) به اثبات رسانید.
    شیخ عبدالمحسن العبّاد مى‏افزاید:
    من این رساله را به منظور تبیین سخن خروج مهدى آخرالزمان – که روایات صحیحى بر آن دلالت دارد ودانشمندان اهل سنّت از قدیم وجدید، مگر ندرتاً، بر آن بوده‏اند – به رشته تحریر درآورده‏ام.
    ابن حجر هیثمى در «الصواعق المحرقّه» در تفسیر سخن خداوند تعالى: «وَ اِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَهِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها …» مى‏نویسد:

    «مقاتل وپیروان وى از مفسّران، گفته‏اند این آیه درباره حضرت مهدى (علیه‏السّلام) نازل شده است، واحادیثى که تصریح به این نکته دارند که وى از اهل بیت پیامبر اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) است، خواهد آمد، بنابراین در آن دلالتى است بر برکت در نسل فاطمه وعلى – رضى الله عنهما – واین که از آنان فرزندان پاکیزه فراوانى ظهور خواهد کرد وخداوند نسل آنان را مفاتیح حکمت ومعادن رحمت قرار داده است.

    راز این نکته این است که رسول اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) براى على وفاطمه وفرزندانش دعا کرد تا از شرّ شیطان رانده شده محفوظ مانند.
    شیخ ناصرالدین البانى، از شیوخ معاصر حدیث، در مجله التمدن الاسلامى مى‏نویسد:

    امّا مسأله مهدى (علیه‏السّلام)، باید دانست که درباره خروج (قیام) وى احادیث صحیح فراوانى نقل شده است

    یهودیان و انتظار

    آن گونه که بررسى‏ها نشان مى‏دهد، پیش از اسارت قوم یهود و آوارگى آنان توسط آشوریان، اندیشه ظهور منجى در ادبیات مذهبى، غیر مذهبى، اساطیر و افسانه‏ها و روایات مکتوب و شفاهى بنى اسرائیل جایى نداشته است .

    تنها در سده دوم پیش از میلاد بود که ظهور نجات بخش قوم خدا در اذهان و افکار یهود توسعه یافت (۹) و دانیال نبى به دنبال رنج‏هاى پیاپى قوم یهود، پایان زجرها را نوید داد: «و در ایام این پادشاهان، یهوه خداى آسمان‏ها سلطنتى را که تا ابد جاوید مى‏ماند، بر پا خواهد نمود و این سلطنت‏به قومى دیگر غیر از بنى اسرائیل منتقل نخواهد شد، بلکه تمامى آن سلطنت‏ها را خرد کرده، مغلوب خواهد ساخت و خودش براى همیشه پایدار و جاودان خواهد ماند .»

    اشعیاى پیامبر نیز در پیشگویى‏هاى خود مژده آمدن مسیح را داد و گفت: «براى ما ولدى و پسرى بخشیده مى‏شود که سلطنت‏بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خداى قادر و پدر سرمدى و سرور و سلامتى خوانده خواهد شد . ترقى سلطنت و سلامتى او را بر کرسى داوود و بر کشور وى پایانى نخواهد بود، تا آن که انصاف و عدالت را براى همیشه استوار سازد .»

    البته شایان توجه است که قوم یهود به عنوان مردمى دیندار همواره به آینده خویش امیدوار بودند و این عبارت کتاب مقدس میان یهودیان رایج‏بود که: «اگر چه ابتدایت صغیر بود، عاقبت تو بسیار رفیع گردد .» با این وجود آنان پس از نخستین ویرانى شهر قدس، همیشه در انتظار رهبر الهى، قدرتمند و پیروزى آفرین بودند تا اقتدار و شکوه «قوم برگزیده‏» را احیا کند .

    یهودیان بر مبناى آنچه در زبور داوود آمده بود خود را وارثان به حق خداوند مى‏پنداشتند . در زبور آمده است: «زیرا که شریران منقطع خواهند گشت و متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد . هان بعد از اندک زمانى شریر نخواهد بود اما حکیمان (صالحان) وارث زمین خواهند گشت و میراث آن‏ها خواهد بود تا ابد الآباد . زیرا متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد و ملعونان وى منقطع خواهند گشت .»

    این اندیشه وقتى با پیش گویى‏هاى صریح اشعیا در هم آمیخت، نیرو و امیدى تازه در رگ‏هاى یهود جریان یافت . ایشان کلام اشعیا را در حافظه خود به خوبى حفظ کردند و آن را دستمایه عشق به آینده‏اى روشن و افتخارآمیز قرار دادند، آنجا که مى‏گوید: «نهالى از تنه، یسى (پدر داوود) بیرون آمده، شاخه‏اى از ریشه‏هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت، یعنى روح حکمت و فهم و روح مشورت و روح معرفت و ترس از خداوند، خوشى او در ترس از خدا خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود داورى نخواهد کرد و بر وفق سمع گوش‏هاى خویش تنبیه نخواهد نمود، بلکه مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستى حکم خواهد نمود . جهان را به عصاى دهان خویش زده، شریران را به نفخه لب‏هاى خود خواهد کشت . کمربند کمرش عدالت‏خواهد بود و کمربند میانش امانت .»

    سپس اشعیا به گونه‏اى کنایه‏آمیز به صلح جهانى در آن دوران اشاره مى‏کند و ادامه مى‏دهد: «گرگ با بره سکونت‏خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پروارى با هم و طفل کوچک آن‏ها را خواهد راند . . . طفل شیر خواره بر سوراخ مار بازى خواهد کرد و طفل از شیر باز داشته شده، دست‏خود را بر خانه افعى خواهد گذاشت و در تمامى کوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهد کرد، زیرا که جهان از معرفت‏خداوند پر خواهد بود، مثل آب‏هایى که دریا را مى‏پوشاند .»

    اما صفنیاى پیامبر به نابودى رهبران دولت‏ها اشاره مى‏کند و آن را مقدمه جهان شمولى دین یهود مى‏داند . او مى‏گوید: «به منظور گردآورى طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلف را نابود کنیم . آن وقت‏برگردانیم به قوم‏ها لب پاکیزه را براى خواندن همگى به نام خداى و عبادت کردن ایشان به یک روش .

    هندوئیسم و اندیشه انتظار

    پیروان هندوئیسم مانند دیگر ادیان در اصل قیام نجات بخش انسان‏ها هیچ تردیدى روا نمى‏دارند و در کتاب‏هاى گوناگون خود با صراحت از آن سخن به میان مى‏آورند .

    در کتاب جوک – یکى از کتب هندیان – در رابطه با ویژگى‏هاى مصلح چنین آمده است: «سر انجام دنیا به کسى برمى‏گردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد . » و در جاى دیگر «شاکمونى‏» پیامبر هندوها در کتاب خود نسبت منجى را به سید خلایق مى‏رساند و ثمره قیام وى را خاطر نشان مى‏سازد: «پادشاهى دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان کشن بزرگوار تمام شود . او کسى باشد که بر کوه‏هاى مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوار شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد . » یا آن که هدایت انسان‏ها را از ویژگى حکومت وى دانسته و در کتاب «دداتک‏» این گونه مى‏آورد: «دست‏حق در آید و جانشین آخر ممتاطا ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و همه‏جا خلایق را هدایت کند .»

    اما جالب آن‏جا است که هندوئیسم اگر چه به رفق، مدارا، فردگرایى و گریز از اجتماع مشهور است، اما در رابطه با قیام آخر الزمان، از واژه‏هایى همچون شمشیر، هلاکت‏شریران و . . . سود مى‏برد .

    هندوها رهبر آخرالزمان را با نام کلکى و یکى از جلوه‏هاى دهگانه خداى حفظ کننده ویشنو (Vishnu) مى‏دانند و وى را این گونه ترسیم مى‏کنند: «این مظهر ویشنو در انقضاى کلى یا عصر آهن سوار بر اسبى سفید، در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله‏دار در دست دارد، ظاهر مى‏شود و شریران را هلاک مى‏سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکى را رجعت مى‏دهد . این مظهر دهم در انتهاى عالم ظهور خواهد کرد . »

    اما آنچه مهم است آن است که هندوئیسم به همین میزان پیشگویى بسنده کرده، به هیچ عنوان در صدد مغلوب سازى اندیشه‏هاى رقیب برنیامده، از هندوئیسم یک اندیشه غالب و پیروز نمى‏سازد و آن را به صورت دینى جهان شمول که طاقت‏بر دوش کشیدن حکومت جهانى را دارد، معرفى نمى‏کند .

    مسیحیان و انتظار

    اندیشه بازگشت عیسى علیه السلام یکى از باورهاى جامعه مسیحیت را تشکیل مى‏دهد . این شوق و انتظار در بخش‏هاى قدیمى‏تر عهد جدید مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونیکیان به خوبى منعکس شده است، اما در رساله‏هاى بعدى مانند رساله‏هاى پولس به تیموتاؤس و تیطس، همچنین رساله پطرس، به بعد اجتماعى مسیحیت توجه گشته است . این مساله از آن‏جا ناشى مى‏شد که با گذشت زمان پى بردند که بازگشت مسیح بر خلاف تصور آن‏ها نزدیک نیست ، هر چند اقلیتى از آنان بر این عقیده باقى ماندند که عیسى به زودى خواهد آمد و حکومت هزار ساله خود را تشکیل خواهد داد; حاکمیتى که به روز داورى پایان خواهد یافت . از همین رو از دیر باز گروه‏هاى کوچکى به نام هزاره گرا در مسیحیت پدید آمدند که تمام سعى و تلاش خود را صرف آمادگى براى ظهور دوباره عیسى در آخر الزمان مى‏کنند.

    البته وجود آیاتى در انجیل این حالت انتظار را تشدید مى‏کند و با اشاره به عدم تعیین وقت ظهور، آن را ناگهانى معرفى مى‏کند . به عنوان مثال در انجیل متا از زبان عیسى علیه السلام این گونه نقل شده است که: شما نمى‏توانید زمان و موقع آمدن مرا بدانید; زیرا این فقط در ید قدرت خداست . هیچ بشرى از آن لحظه «زمان ظهور» آگاهى ندارد; حتى فرشتگان، تنها خدا آگاه است .»

    یا آن که در انجیل لوقا این چنین آمده است: «مسیح مى‏گوید: همیشه آماده باشید، زیرا که من زمانى مى‏آیم که شما گمان نمى‏برید .»

    روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه‏لاى انجیل به چشم مى‏خورد، مثلا در انجیل آمده است: «کمرهاى خود را بسته و چراغ‏هاى خود را افروخته بدارید . باید مانند کسانى باشید که انتظار آقاى خود را مى‏کشند که چه وقت از عروسى مراجعت کند . تا هر وقت آید و در را بکوبد، بى‏درنگ براى او باز کنند . خوشا به حال آن غلامان که آقاى ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد . پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتى که شما گمان نمى‏برید، پسر انسان مى‏آید .»

    مسیحیت ضمن تاکید بر غیر منتظره بودن بازگشت عیسى، هدف از این بازگشت را ایجاد حکومتى الهى در راستاى حکومت الهى آسمان‏ها ارزیابى مى‏کند.

    علاوه بر این ظهور مسیح را یگانه راه حل براى ادامه حیات و زندگانى بر مى‏شمرد. عیسى را منجى انسان‏ها و پادشاه پادشاهان معرفى مى‏کند . وى بر اساس سخنان دانیال نبى سیستم اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، تربیتى و مذهبى جهان را عوض خواهد کرد و جهانى بر مبناى راه و روش خدا بنا مى‏کند. مسیحیان همچنین براى ظهور حضرت عیسى بن مریم علاماتى قائل مى‏باشند: «عنقریب بعد از آن آزمایش سخت، روزگاران خورشید تیره و تار مى‏گردد و ماه نور خود را از دست‏خواهد داد و ستارگان افول خواهند کرد و قدرت‏هاى آسمانى نیز به لرزه در خواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسمانى اشکار خواهد شد و سپس تمامى قبائل زمین نگران و غمگین مى‏گردند و آنگاه عیسى از ابرهاى آسمان با جلال و شکوه و قدرت فرو خواهد آمد . »

    در انجیل مرقس نیز ضمن تاکید بر مضامین گذشته، به جمع‏آورى یاران توسط مسیح اشاره شده است: «سپس عیسى با شکوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگان تحت امر خود را به اطراف و اکناف عالم روانه خواهد کرد و منتخبان خود را از چهار گوشه جهان از بالاترین نقطه آسمان تا پایین‏ترین نقطه زمین جمع خواهد کرد .»

    روایات اسلامى نیز بر آمدن حضرت مسیح علیه السلام صحه مى‏گذارند . از جمله آن که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: «والذى نفسى بیده لیوشکن ان ینزل فیکم ابن مریم حکما عدلا و اماما مقسطا; سوگند به آن که جانم به دست او است‏به طور یقین عیسى بن مریم به عنوان داورى عادل و پیشوایى دادگر در میان شما فرود خواهد آمد .»

    همچنین مفسران در تفسیر آیه ۱۵۹ سوره نساء آن رابا بازگشت‏حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط مى‏دانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابى مى‏کنند. به هر حال مساله فرود آمدن مسیح علیه السلام و بازگشت وى در آخرالزمان از نقاط مشترک اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است . البته اسلام در این رابطه منجى موعود را مهدى علیه السلام معرفى نموده، او را پیشواى آخرالزمان معرفى مى‏کند: «کیف بکم (انتم) اذا نزل عیسى بن مریم فیکم و امامکم منکم; چگونه خواهید بود، آنگاه که عیسى بن مریم در میان شما فرود آید و پیشواى شما از خود شما باشد .» یا آنکه در روایتى دیگر از قول امام باقر علیه السلام نقل شده است: «ینزل قبل یوم القیامه الى الدنیا فلا یبقى اهل مله یهودى و لا نصرانى الا آمن به قبل موته و یصلى خلف المهدى; پیش از قیامت، [عیسى] به دنیا فرود مى‏آید و هیچ کس از ملت‏یهود و مسیحى نمى‏ماند مگر آنکه پیش از مرگ به او ایمان آورد و [آن حضرت ] پشت‏سر مهدى علیه السلام نماز مى‏گذارد .»

    بى‏گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است که روایات اسلامى و اعتقادات مسیحى در رابطه با ظهور از نزدیکى فراوانى برخوردار مى‏باشند . مقایسه خبرهاى رسیده از روایات اسلامى در رابطه با پیشرفت غیر قابل تصور علوم در زمان ظهور (۳۳) ; ایجاد رفاه اجتماعى (۳۴) ; علائم ظهور (۳۵) و دیگر موارد، با آنچه آمد به روشنى این مدعا را ثابت مى‏کند .

    این مساله به خودى خود مى‏تواند زمینه‏هاى گفت وگو و هم‏اندیشى بین انتظار اسلامى و مسیحى را فراهم آورد . ناگفته نماند که حتى در برخى از انجیل‏هاى مورد پذیرش گروهى از پروتستان‏ها، به روشنى از ظهور نجات دهنده‏اى صحبت‏به میان مى‏آید که از فرزندان پیامبر عربى است: «مسیح در وصایاى خود به شمعون پطرس مى‏فرماید: اى شمعون! خداى من فرمود، تو را وصیت مى‏کنم به سید انبیا که بزرگ فرزندان آدم و پیغمبران امى عربى است . او بیاید، ساعتى که فرج قوى گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پر کند .

    مارکسیسم

    مسأله انتظار از محدوده دین فراتر رفته ومذاهب ورویکردهاى غیردینى نظیر مارکسیسم

    را نیز شامل شده است. چنان که (برتراند راسل)مى‏گوید:

    «انتظار، تنها به ادیان تعلّق ندارد، بلکه مکاتب ومذاهب نیز ظهور نجات‏بخشى که عدل را

    بگستراند وعدالت را تحقق بخشد، انتظار مى‏کشند.»

    انتظار نزد مارکسیست‏ها – چنان که راسل مى‏گوید – درست همان انتظارى است که

    مسیحیان بدان اعتقاد دارند.

    نیز انتظار نزد (تولستوى) در واقع به همان معنایى است که مسیحیان عقیده دارند، جز آن

    که این داستان‏نویس روسى از زاویه‏اى دیگر مسأله انتظار را مطرح کرده است.

    زرتشتیان

    در هزاره گرایى زردشتیان، انتظار ظهور سه منجى از نسل زردشت مطرح است . این اصلاح طلبان، یکى پس از دیگرى جهان را پر از داد خواهند کرد . هوشیدر، هزار سال پس از زردشت، هوشیدر ماه دو هزار سال پس از وى و سوشیانس سه هزار سال پس از صاحب اوستا خواهد آمد و با ظهور او جهان پایان خواهد یافت.

    جاماسب حکیم در کتاب جاماسب‏نامه، به نقل از زردشت جزئیات ظهور سوشیانس را مى‏آورد: «مردى بیرون آید از زمین تازیان، بر آیین جد خویش با سپاه بسیار روى به ایران نهد و آبادانى کند و زمین را پر از داد کند . سوشیانس «نجات دهنده بزرگ‏» دین را به جهان رواج دهد، فقر و گرسنگى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر، هم گفتار و هم کردار گرداند .»

    و در یکى دیگر از کتاب‏هاى مذهبى زردشتیان این گونه مى‏خوانیم: «لشکر اهریمنان با ایزدان دائم در روى خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالبا پیروزى با اهریمنان باشد . آن گاه پیروزى بزرگ از طرف ایزدان مى‏شود و اهریمنان را منقرض مى‏سازند و بعد از پیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده، بنى آدم بر تخت نیک بختى خواهد نشست .»

    همان گونه که پیداست، در آیین زردشت اگر چه سوشیانس را از تبار زردشت مى‏داند، اما در حکایتى غیر متعصبانه منجى را متدین به آیین جد خویش دانسته، سرزمین اعراب را آغاز گاه قیام معرفى مى‏کند .

    در رویکرد پیروان اوستابه آخرالزمان نیز مانند هندوئیسم یک نگاه حکایت گرایانه به چشم مى‏خورد . زردشتیان ضمن آن که بر نبرد خیر و شر تاکید مى‏کنند، اما به روشنى مرز آن‏ها را مشخص نمى‏سازد . از این رو نمى‏توان اندیشه هزاره گرایى زردشتیان را تفکرى هماورد طلب و ستیزه جو به شمار آورد .

    ادیان و انتظار

    در عهد قدیم از کتاب مقدّس، مى‏خوانیم:

    از وجود اشرار وظالمان دلتنگ مباش که به زودى ریشه ظالمان بریده خواهد شد،

    ومنتظران عدل الهى زمین را به میراث برند.

    وآنان که لعنت شده‏اند، پراکنده شوند، وصالحان از مردم همان کسانى هستند که زمین

    را به میراث برند وتا فرجام حیات جهان در آن زیست کنند.

    همین حقیقتى که در کتاب مقدّس آمده، در قرآن کریم نیز تکرار شده است:

    (وَلَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ اَنَّ الْاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ)

    وبى‏گمان، در زبور، پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

    برگرفته از سایت مرکز جهانى حضرت ولى عصر (عج)

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *