امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ساعت : ۲۲:۴۴
  • مهدویت
  • اقتراح / اهمیت مهدویت و … در نظرخواهی از دانشوران

    به نام خدا

    ۱. فرهنگ مهدویت پیام آور بیدارى و آگاهى امت بزرگ اسلام و زمینه ساز درک عزیزانه آدمى از حیات طیبه و از حقیقت وجود است. فرهنگ مهدویت مردمى‏ترین فرهنگ بشرى است. در پرتو این فرهنگ امید به کاستن از رنج محرومان، آزادى مظلومان و برقرارى عدالت اجتماعى همواره طنین انداز قلب‏هاى مشتاق و علاقه‏مند به حضرت مهدى(عج) است.

    ۲. اهمیت این فرهنگ در زمینه‏هاى زیر بروز بیش‏تر دارد:

    الف) تقویت انگیزه توحیدى و مکتبى؛

    ب) تقویت روحیه مبارزه‏جویى بى‏امان با ظلم و استکبار؛

    پ) خودباورى و خداباورى و قطع وابستگى به دشمنان؛

    ت) توسعه عدالت اجتماعى و حمایت از محرومان؛

    ث) مراقبت‏هاى اخلاقى و در نتیجه تطهیر نفوس و تنویر عقول؛

    ج) گسترش الفت و تعاون و اتحاد بین انسان‏ها؛

    چ) هدف‏مند شدن زندگى اجتماعى و فردى؛

    ح) تقویت روحیه مثبت اندیشى و امید به آینده‏اى روشن و طلوع دوباره فجر اسلام.

    ۳. در زمینه تعمیق فرهنگ مهدویت و استخراج ظرفیت‏هاى مؤثر زندگى منتظرانه ـ که نتیجه آن تقویت ایمان متحرک و مسئولیت فردى و اجتماعى است ـ موارد ذیل پیشنهاد مى‏گردد:

    الف) چاپ کتاب‏هاى سودمند و به روز در موضوع مهدویت‏شناسى تطبیقى؛

    ب) ترجمه کتاب‏ها و مقالاتى که پیروان مکاتب الهى عرفانى و اشراقى در سرتاسر جهان در موضوع مهدویت نگاشته‏اند؛

    پ) معرفى راه یافتگان به ساحت حضرت مهدى(عج)؛

    ت) چاپ تجربه‏هاى امدادهاى مهدوى(عج)؛

    ث) چاپ مجموعه سخنان حضرت مهدوى(عج)؛

    ج) تشکیل میزگردهاى رادیویى و تلویزیونى تحت عنوان مسئولیت‏هاى انسان امروز در عصر غیبت؛

    چ) تأسیس پایگاه‏هاى اینترنتى و معرفى سایت‏هاى مهدوى‏شناسى در سرتاسر جهان.

    ۴. طرح موضوع مهدویت به عنوان یک موضوع جهانى، دغدغه بشریت، یادآورى‏هاى مسئولیت‏هاى سنگین و حساس انسان مسلمان در دوره غیبت، تعیین اهمیت سرنوشت‏ساز زندگى در سایه عنایت امام زنده، توجه به تقسیم‏بندى تاریخ بشر به چهار دوره (از آدم تا خاتم)، نبوت (از حضرت على تا پایان دوره غیبت صغرا)، وصایت (از آغاز غیبت کبرى تا عصر ظهور)، غیبت و در نهایت دوران ظهور؛ دورانى که در آن، امام غایب پس از یک انقلاب جهانى، عدالت را در جامعه مستقر مى‏سازد و رهبرى مردم را به عهده مى‏گیرد. یادآورى تکالیف و وظایف مشتاقان ظهور و ارائه چگونگى زندگى سالم و گسترش مهربانى و بخشندگى، توجه به ضعفا که مقدمه ساز ظهور آن حضرت و در نتیجه به کاربردى شدن فرهنگ مهدویت کمک خواهد کرد.

    مزید توفیقاتتان را از خداوند متعال مسئلت و اطمینان دارم که در پرتو توجهات خاصه حضرت بقیه‏اللّه(عج) بیش از پیش مؤید و موفق خواهید بود.

    بهروز لک

    خلاصه بیوگرافى غلامرضا بهروز لک

    متولد ۱۳۴۷ در شهر ارومیه، شروع تحصیلات حوزوى ۱۳۶۳ در حوزه علمیه تبریز. ۱۳۶۶ تا کنون در حوزه علمیه قم، تحصیلات درس خارج حوزه و اتمام تخصصى کلام سطح ۴. دکترى علوم سیاسى از دانشگاه تربیت مدرس (در حال دفاع از رساله دکترى با عنوان: اسلام سیاسى، جهانى شدن و هویت سیاسى). عضو هیأت علمى دانشگاه باقرالعلوم ع قم. عضو هیأت علمى پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى. آثار: ترجمه کتاب زبان سیاسى اسلام از برنارد لوییس؛ ترجمه کتاب دین در عرصه عمومى از آئودى و والترستروف؛ تألیف مقالات متعدد از جمله: مهدویت و جهانى شدن، سیماى حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)؛ مهدویت و زندگى سیاسى معاصر؛ کلام سیاسى شیعه؛ چیستى کلام سیاسى؛ و…

    ۱. تلقى شما از فرهنگ مهدویت چیست؟

    فرهنگ، مجموعه‏اى از نگرش‏ها، ارزش‏ها، هنجارها، رسوم و سنت‏ها و شعائر و اعمال خاص پذیرفته شده در یک جامعه را در بر مى‏گیرد. فرهنگ مهدویت نیز، به مجموعه‏اى از نگرش‏ها و ارزش‏ها و هنجارهاى مربوط به ظهور منجى موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله اطلاق مى‏شود. از این حیث فرهنگ مهدویت ریشه در تاریخ بشریت دارد. همه ادیان الهى از همان آغاز، منادى ظهور منجى موعود بوده‏اند. از آن‏جا که نگرش ادیان به تاریخ تحول خطى و سرانجام نیک براى انسان و جهان و تحقق وعده الهى بوده است، پیامبران آسمانى فرا رسیدن عصرى طلایى را که تحقّق بخش وعده الهى باشد، همواره خبر داده‏اند. در اسلام نیز، آموزه مهدویت و به پیروى از آن، فرهنگ شکل گرفته بر اساس آن نیز قدمتى هم‏پاى ظهور اسلام دارد. مؤمنان همواره به فرا رسیدن چنین عصرى بشارت داده مى‏شدند.

    از این رو محور اساسى فرهنگ مهدوى را مى‏توان تحقق فرج و ظهور منجى موعود دانست. هرگونه نگرش، هنجار و سنت‏ها و شعائر خاصى که در یک جامعه حول چنین اعتقادى شکل مى‏گیرد، مى‏تواند در مقوله فرهنگ مهدویت قرار گیرد. عنصر کانونى چنین فرهنگى همان منجى موعود مى‏باشد.

    البته باید توجه داشت که فرهنگ مهدویت را مى‏توان به فرهنگ اصیل و فرهنگ منحرف شده تقسیم کرد. اگر معیار فرهنگ مهدویت شخص منجى است، حقیقت فرهنگ مهدوى نیز با منجى واقعى محقق مى‏شود. اما همان‏طور که در تاریخ نیز بسیار اتفاق افتاده است، مدعیان دروغین یا متمهدیانى نیز ظهور کرده‏اند و خواسته‏اند از چنین فرصتى سوء استفاده کنند. بر خلاف چنین ادعاهاى دروغینى، فرهنگ اصیل مهدویت به تقدیر الهى و همت عالمان و بیدارگران وارسته در طول تاریخ حفظ و از نسلى به نسل دیگر منتقل شده است. در تفکر شیعى نیز چنان‏که در مطالب آینده توضیح خواهم داد، فرهنگ مهدوى جایگاه ارزشمند و بنیادینى یافته و هویت بخش تفکر شیعى شده است.

    نمود فرهنگ مهدوى در یک جامعه را مى‏توان امید فرج در آن جامعه دانست. جامعه‏اى که فرهنگ مهدوى را برگزیده است، هرگز دچار یأس و ناامیدى نمى‏شود. در بحرانى‏ترین شرایط همواره امیدى وجود دارد که مشکلات و بحران‏ها پشت سر گذاشته شود و عصر طلایى فرا رسد. البته امید فرج در ادیان و مذاهب هرچند اصلى بنیادین است، اما مقوله‏اى تشکیکى بوده و داراى شدت و ضعف مى‏باشد. بدین معنا که چگونگى نگرش به تحقق فرج در ادیان و حتى در مذاهب درون یک دین، بر خلاف اشتراک در ایمان به اصل تحقق فرج، متفاوت مى‏باشد. از این جهت فرهنگ مهدوى در تشیع از تمامى دیگر ادیان و مذاهب متمایز و برجسته است.

    در دیگر فرهنگ‏ها، گاه امید به تحقق فرج به رغم اصالت آن، در افقى دور و مبهم قرار مى‏گیرد. فرد دچار بحران و مشکل نمى‏داند که آیا چنین فرجى زمان حیات او را نیز در برخواهد گرفت یا امیدى است که در آینده پس از وى محقق خواهد شد، اما در فرهنگ شیعى دو عنصر وجود دارد که انسان گرفتار را همواره امیدوار نگه مى‏دارد که در زندگانى خود مشمول فرج خواهد بود. عنصر نخست را مى‏توان در آموزه اعتقادى حضور و وجود منجى در افق زمانى مشترک با فرد گرفتار دانست. ضرورت حضور امام در هر عصرى یکى از آموزه‏هاى اساسى شیعى مى‏باشد. زمان بدون امام متصور نیست. امام است که رکن اساسى هستى این جهانى تلقى مى‏شود و بدون وى در مشیت الهى، جهان فلسفه وجودى خود را از دست مى‏دهد. امام، خلیفه و حجت خدا بر روى زمین است و هرگز زمین خالى از حجت نمى‏ماند. حال چنین حجتى یا ظاهر است یا غایب. تفاوت در همین حالت که در تفکر شیعى، چنین حجتى همواره حاضر و موجود است، هر چند به صورت غایب از چشم ناظر. به عبارت دیگر به صورت حاضر ناظر بر حال فرد گرفتار، هر چند خود فرد گرفتار و مشتاق، چنین حضورى را به عیان مشاهده نکند، ولى بدان اعتقادى عمیق دارد. یک مؤمن شیعى نمى‏تواند بدون احساس وجود و حضور امام زندگى کند، هر چند توفیق دیدار او را نیز نداشته باشد. پس اعتقاد به حضور منجى در افق زمانى فرد گرفتار امید فرج را مضاعف مى‏سازد. بر همین اساس است که یک مؤمن شیعى با نداى «یا اباصالح اغثنى» در درون وجود خویش امید آن را دارد که در صورت صلاحدید مولاى خویش حاجتش روا شود. چنین ویژگى را نمى‏توان در جاى دیگر یافت و تنها به شیعیان اختصاص دارد.

    عنصر دوم نیز آموزه رجعت در فرهنگ مهدویت شیعى است. این امر مؤمن منتظر را امیدوارتر مى‏سازد که حتى اگر عمر او به سر آید و مراد خویش را در آغوش نکشد و خود به عیان در طول عمر خویش شاهد جمال ظهور فرج نباشد، با رجعت پس از مرگ خویش مى‏تواند در هنگام ظهور شاهد فرج باشد. این آموزه نیز به شیعیان اختصاص دارد و امید آنان را به فرج افزایش مى‏دهد.

    فرهنگ مهدوى در یک جامعه در عرصه‏هاى مختلفى نمود مى‏یابد. غیر از مسأله امید فرج نمودهاى فرهنگ مهدوى را مى‏توان در رفتار فردى و اجتماعى نیز مشاهده کرد. منتظر واقعى کسى است که به جامعه فاسد زمانه خویش دل نمى‏بندد و اگر انحراف و کژى ببیند اعتراض مى‏کند و با پیروى از سیره مولا و محبوب خویش در صدد اصلاح بر مى‏آید. وى در صدد گسترش عدل و داد است، تواصى به حق و صبر مى‏کند؛ در محفل‏هاى دوستانه و جمعى نام منجى را بزرگ مى‏دارد و همه را به آن فرا مى‏خواند و در رفتار فردى و اجتماعى سعى مى‏کند با توجه به اعتقاد به حضور و نظارت امام خویش هماره بر سیره حق پاى فشارد و خطا نکند.

    ۲. اهمیت فرهنگ مهدویت در چیست؟

    اهمیت فرهنگ مهدویّت را مى‏توان در هویت بخشى به یک فرد و جامعه دانست. جامعه‏اى که به آینده اعتقاد دارد و بر آن باور است که عصرى دگر فرا خواهد رسید که متفاوت از وضع موجود است، از نقص‏ها بر کنار است و به اصطلاح مدینه فاضله معیار دارد، مى‏تواند زندگى امروز خود را نیز بر اساس مدل کامل سازمان دهد. به بیان دیگر او الگویى از وضع مطلوب دارد و هماره موقعیت و منزلت خود را با آن مى‏سنجد.

    فراتر از این تصویر وضع مطلوب که در تمامى ادیان آسمانى وجود دارد، در فرهنگ شیعى مهدویت بار خاصى دارد. مهدویت در زمانه ما که عصر امام زمان و عصر منجى غایب است، کار ویژه اساسى در تعریف هویت ما دارد. هویت معناى زندگى است. هویت کیستى شخص است که لحظه به لحظه با او هم‏نشین و از او جداناپذیر است. از این جهت، هویت یک شیعى با امام زمان خویش تعریف مى‏شود. بیان معجزه آساى کلام نبوى این‏جاست که معنایى کامل مى‏یابد: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه». در مکتب شیعى امام هویت بخش است و آن را از جامعه جاهلى و عصر جاهلى جدا مى‏سازد. پس در زمانه ما نیز که امام ما همان مهدى موعود است، او نه جدا از وجود ما، بلکه بخشى از وجود ما شیعیان است. هر گونه غفلت ما از مهدى منتظر(عج) مساوى غفلت از خویشتن خودمان خواهد بود. بى وجود او ما گم‏شده‏اى بیش نخواهیم بود. از گفته‏هاى پیشین این نتیجه را مى‏خواهیم بگیریم که اهمیت فرهنگ مهدویت در یک جامعه شیعى نقش هویت بخش و کانونى آن در زندگى ما مى‏باشد. ما بدون مهدى هیچیم و گم‏شده‏اى بیش نیستیم. بى وجود مهدى، ما مصداق «فنسوا اللّه فانسیهم انفسهم» خواهیم بود. طبق روایات شیعى معرفت ما نسبت به خدا نیز بدون معرفت به حجت او تحقق نخواهد یافت.

    اهمیت هویت بخشى، یک اهمیت ذاتى است و مقوم و سازنده وجود ماست. اهمیت فرهنگ مهدوى را مى‏توان از جهات دیگرى که عمدتا صبغه کارکردى دارند، نیز مطرح کرد. البته باید توجه داشت که چنین کارکردهایى اهمیتى ثانوى مى‏یابند ولى شاید بتوان گفت کارکردها جدا از عنصر هویت بخشى نیستند، هر چند ما گاه دچار غفلت مى‏شویم و از اصل اهمیت ذاتى چشم مى‏پوشیم و مشغول لوازم و فروع مى‏شویم.

    مهم‏ترین اهمیت‏هاى کارکردى فرهنگ مهدویت را مى‏توانیم در موارد زیر خلاصه کنیم. اولین مورد، ایجاد نشاط و امید در یک جامعه است؛ جامعه داراى فرهنگ مهدوى هرگز پژمرده و دچار روزمرگى و یأس نمى‏شود؛ زیرا این جامعه امید دارد، آینده نگر است، گذشته و حال نمى‏تواند او را در چنگال خود اسیر کند. مورد دیگر داشتن الگوى عمل است؛ انسان مهدى باور هر گاه به برخى امور شک نماید یا با ابهامى مواجه شود، علاوه بر معیارى در پشت سر که رفتار معصومان گذشته است، معیارى نیز در آینده دارد. به عنوان مثال اگر با تهاجم برخى افکار و اندیشه‏ها در برقرارى و تأسیس جامعه اسلامى و نظام اسلامى به شک افتد، مهدویت و مدینه فاضله مهدوى مى‏تواند معیار او باشد.

    در دوران کنونى که حکومت اسلامى بر پایه قوانین دینى محقق شده است، این امر مى‏تواند الگوى دوران ما نیز قرار گیرد و ما را به همراه ادله دیگر به ضرورت تأسیس جامعه و نظام اسلامى رهنمون سازد. کارکرد دیگر فرهنگ مهدوى را باید عدالت‏گرایى در جامعه دانست. جامعه‏اى که به فرهنگ مهدویت اعتقاد دارد خود مى‏بایست عدالت را در جامعه خود برقرار کند.

    ۳. جاى چه عرصه‏هایى را در زمینه مهدویت خالى مى‏بینید؟

    عرصه‏هاى مربوط به فرهنگ مهدویت را مى‏توان در دو مقوله فرهنگ عمومى و فرهنگ جامعه علمى دنبال نمود. در زمینه فرهنگ عمومى مى‏بایست به تلقى‏هاى جامعه و عموم مردم درباره مهدویت اشاره کرد. خوشبختانه در چند سال گذشته گرایش عمومى نسبت به مهدویت افزایش نسبى خوبى داشته است. مهم‏ترین نمود آن را در فرهنگ عمومى زنده و فعال شدن مراسم دعاى ندبه در بسیارى از جاهاى کشور دانست. هم چنین نمودهاى دیگر آن را مى‏توان در برگزارى همایش‏ها، سمینارها، برنامه‏هاى تلویزیونى و رادیویى و اقبال عمومى رسانه‏ها و مطبوعات دانست. البته تحولات جهانى نیز در گسترش فرهنگ مهدویت مؤثر بوده است؛ شکل‏گیرى و پیدایش پدیده جهانى شدن و به همراه آن هزاره گرایى در جهان و نیز بحران‏ها و ظلم و ستمى که در سراسر جهان گسترش یافته است، همانند قتل عام مسلمانان در بوسنى، عراق و فلسطین توجه بیش‏تر مسلمانان را به مسأله مهدویت و فرج جلب نموده است.

    با این وجود، در عرصه فرهنگ عمومى مى‏توان هنوز خلأهایى را نیز شناسایى کرد؛ یکى از امور مهم در این عرصه نبودن آشنایى صحیح عمومى با وجود علاقه وافر به فرهنگ مهدویت نسبت به اعتقادات و دیدگاه‏هاى صحیح در این باره مى‏باشد. بسیارى از مردم هنوز دیدگاه درست و صحیحى از فرهنگ مهدویت ندارند و حتى مهم‏تر از آن مى‏توان به عدم پایبندى عملى به فرهنگ مهدویت در جامعه امروز ما اشاره کرد. گرچه دوستداران حضرت مهدى بسیار زیادند و تمامى مردم مسلمان چشم انتظار ظهور فرج هستند، اما صرف اعتقاد کافى نیست. ما مى‏بایست عملاً در زندگى روزمره هماهنگ و سازگار با فرهنگ مهدوى زندگى کنیم. اگر ظلم و بى‏عدالتى را نامناسب مى‏دانیم باید در عمل نیز از آن دورى کنیم. به هر حال نکته کلى در این زمینه خلأ نهادینه شدن فرهنگ مهدوى در زندگى روزمره ماست. ما گاه چنان رفتار مى‏کنیم که گویى منتظر امام خود نیستیم.

    اما در زمینه علمى نیز خلأ مشهودى در زمینه تبیین روزآمد و علمى ابعاد مسئله مهدویت داریم. به عنوان مثال ما اخیرا مجله علمى تخصصى درباره مهدویت و مباحث مربوط منتشر مى‏کنیم که به رغم تلاش محققان و دست اندرکاران این نشریات هنوز از وضع مطلوب فاصله زیادى دارد. ما نخستین دوره‏هاى تخصصى را در خود حوزه علمیه آغاز کرده‏ایم. ما در دانشگاه‏هاى خود هنوز حتى درسى به نام مهدویت نداریم. حتى ما در رشته خودمان در علوم سیاسى اخیرا قدم‏هایى را براى سازماندهى درسى بنام مباحث سیاسى مهدویت شروع کرده‏ایم که اقدامى خود جوش است و هنوز در سرفصل‏هاى اصلى این رشته قرار ندارد و درسى اختیارى مى‏تواند تلقى شود. لذا این خلأ علمى بسیار مشهود است. البته این بدان معنا نیست که گنجینه عظیم معارف مهدوى خود را نادیده بگیریم، ولى چنان که شیخ طوسى(ره) در آغاز کتاب شریف تلخیص الشافى اظهار مى‏دارد، ما مى‏بایست همواره مباحث دینى ـ اعتقادى خود را به زبان روز و با آخرین دستاوردها و مطالعات ارائه کنیم و نیازهاى علمى زمانه خود را مورد توجه قرار دهیم و این همان نیاز علمى جامعه ماست.

    ۴. براى کاربردى کردن این فرهنگ در جامعه چه راهکارهایى را پیشنهاد مى‏کنید؟

    براى کاربردى کردن فرهنگ مهدویت در عرصه‏هاى مختلف فرهنگ عمومى و جامعه علمى توجه به نکاتى لازم و ضرورى است. نخستین قدم در فرهنگ عمومى، تلاش براى نهادینه کردن فرهنگ مهدویت است. نخستین کار نیز در این زمینه ترویج صحیح فرهنگ مهدوى در میان نسل جوان است. ما لازم است فرهنگ مهدوى را در مدارس و دبیرستان‏ها و دانشگاه‏هاى خود مطرح و ترویج نماییم. براى این کار یک فعالیت بسیجى وار و فراگیر لازم است.

    البته ما گاه با افت دیگرى نیز در زمینه فرهنگ مهدوى مواجه هستیم. به رغم شکل‏گیرى نهادها و مؤسسات مختلفى که در زمینه فرهنگ مهدوى کار مى‏کنند، متأسفانه هنوز هماهنگى مناسبى بین آن‏ها وجود ندارد. امکانات محدود ما با مدیریت هماهنگ مورد استفاده قرار نمى‏گیرند. کارهاى تکرارى و موازى را مى‏بایست به حداقل رسانید و از امکانات حداکثر بهره را باید برد؛ لذا من پیشنهاد مى‏کنم در کشور ستادى از نهادها و سازمان‏هاى مختلف درگیر در مباحث و فرهنگ مهدوى تشکیل شود که دبیرخانه دائمى داشته باشند، سیاست گذارى‏هاى کلان توسعه فرهنگ مهدوى در آن‏جا طراحى شود و نظارت کلى بر چگونگى اجرا و پیگیرى فعالیت‏هاى مربوط به فرهنگ مهدویت داشته باشد.

    در عرصه علمى نیز، گسترش کمى ـ کیفى مراکز علمى مهدویت پژوهى لازم است. خود رشته تخصصى مهدویت لازم است نهادیه شود و به یکى از رشته‏هاى مهم تخصصى در حوزه علمیه تبدیل شود. سعى شود در دانشگاه‏ها و مراکز علمى دیگر نیز دروس و رشته‏هاى علمى مربوط به مهدویت فعال شود. مهم‏تر و آسان‏تر آن است که ما رساله‏هاى علمى حوزه و دانشگاه را نیز به سمت مباحث مهدویت جهت دهیم.

    امید است با تلاش دوستانمان در نشریه موفق انتظار تا حدودى زمینه تبادل نظر در آسیب‏شناسى فرهنگ مهدویت فراهم شود و ما شاهد گسترش هر چه بیشتر فرهنگ مهدوى در جامعه خود و در سراسر جهان باشیم.

    دکتر سید محمدتقى آیت‏اللهى

    ۱. تلقى شما از فرهنگ مهدویت چیست؟

    مجموعه‏اى از آیین‏هاى اعتقادى، اخلاقى، رفتارى، مدیریتى، معرفتى و فقهى که پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر پایه وحى الهى براى هدایت انسان به ارمغان آورده و در طى دو قرن و نیم امامت اوصیاى بر حق او که عالمان ربانى و منصوص الهیند، تبیین و تفسیر و تشریح شده است و به وجود مقدس نورانى حضرت ولى عصر(عج) منتهى مى‏گردد و در دوران تقریبا هفتاد ساله غیبت صغرى از طریق سفیران چهارگانه آن حضرت با هدایت و رهبرى آن ذخیره عدل الهى جریان مى‏یابد، فرهنگ مهدویت را شکل مى‏بخشد. عناصر، ابعاد و مؤلفه‏هاى این فرهنگ متعالى را که نوید بخش نظم عادلانه جهانى است، معصومین چهارده‏گانه مشخص فرموده‏اند. ایشان در زمان‏ها و مکان‏هاى مختلف و با توجه به استعدادهاى گوناگون اشخاص و متناسب با این عناصر، ابعاد و مؤلفه‏هاى آن را آموزش داده و تعمیق بخشیده‏اند و آن را از پدیده‏هاى افراطى و تفریطى منزه و مصون ساخته و فرهنگى متعالى و متعادل را پدید آورده‏اند. بناى عظیم این فرهنگ به ویژه در فرصت پدیدار شده در دوران امام باقر علیه‏السلام و امام صادق علیه‏السلام گسترش یافته و زمینه توسعه آینده آن فراهم گردیده است.

    سرفصل مباحث و ابعاد گوناگون و در عین حال هماهنگ و منسجم آن در ادعیه و زیارات مربوط به حضرت ولى عصر(عج) با زیبایى و ژرف‏نگرى و جامعیت بى‏نظیرى مطرح گردیده و پیوندى جاودانى را با آن وجود مقدس که نهایت آرزوى همه انبیاء و اولیاء الهى است مشخص مى‏سازد. این فرهنگ ترکیبى منسجم و بى‏همتا از عشق و شعور و آگاهى را فراهم مى‏آورد و به قول فریدالدین عطار نیشابورى، عارف بزرگ در کتاب مظهرالعجائب فى اثبات ولایت على بن ابیطالب علیه‏السلام ؛

    صدهزاران اولیا رو بر زمین

    از خدا خواهند مهدى(عج) را یقین

    یا الهى مهدى(عج) از غیبت در آر

    تا جهان عدل گردد آشکار

    مهدى(عج) و هادى و تاج انبیا

    بهترین خلق و برج اولیا

    اى به هر قرنى تو پیدا آمده

    وى به هر قرنى نو پیدا آمده

    اى ولاى تو معین آمده

    بر دل و بر جان روشن آمده

    اى تو ختم اولیا اندر جهان

    در همه جان‏ها نهان چون جان جان

    من ولاى تو به جان کردم قبول

    زان‏که هستى این زمان نور رسول

    آن‏چه من دیدم همه دید تو بود

    و آن‏چه من کردم زتقلید تو بود

    اى تو هم پیدا و پنهان آمده

    بنده عطارت ثناخوان آمده

    عاشقان را عشق تو کردست مست

    عارفان را جام عرفان ده به دست

    اى تو هم معشوق و هم عشق الست

    عشق تو بُردست خود ما را زدست

    دست ما و دامن تو اى امیر

    این فقیر مبتلا را دست گیر

    من پناه خود به تو آورده‏ام

    حبّ تو با شیر مادر خورده‏ام

    هر که او شرک آورد در دین تو

    مست گردد عاقبت از کین تو

    هر که را حب تو باشد پیشوا

    خلق را باشد یقین او رهنما

    و در نتیجه فرهنگ مهدویت، روش، منش، کنش، نگرش و بینش حضرت مهدى(عج) را تشکیل مى‏دهد.

    ۲. اهمیت فرهنگ مهدویت در چیست؟

    فرهنگ مهدویت نقش پیش‏گیرى بنیادى از تهاجم و شبیخون فرهنگى را ایفا مى‏کند و فعالانه در آماده سازى جامعه انسانى براى تحقق «جامعه مهدوى» تأثیرگذار است، به ارزشیابى دوباره زندگى تاریخى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى عصر حاضر مى‏پردازد، تعهد به اهداف امام عصر(عج) و عشق آگاهانه به او را معنى مى‏دهد و ولایت او را تنها معیار قضاوت ایمان حقیقى مى‏داند. قلوب همه دردمندانى که ظالمانه در نظام‏هاى حاکم محروم شده‏اند را تسخیر کرده و نقطه الهام آن‏ها مى‏گردد. این فرهنگ زیربناى ایجاد نظم عادلانه جهانى را در پرتو رهبرى موفق انسان کامل معصومى که از نسل پاک سرور شهیدان امام حسین علیه‏السلام بوده، فراهم مى‏کند و جامعه‏اى صالح، پر نشاط، برخوردار از سلامت معنوى، هوشیار و آماده براى ظهور منجى موعود جهانى انتهاى تاریخ نتیجه مى‏دهد مى‏سازد. جامعه‏اى که عناصر آن سائسٌ باللیل و سیاحٌ بالنهاراند و روز و شب را به برنامه‏ریزى فعال براى جامعه بهتر و تلاش در زندگى موفق‏تر طى مى‏کنند، نقطه توجه آن‏ها ساحت مقدس امام عصر ارواحنالتراب مقدمه الفداست و در واقع همیشه خود را در محضر او نگریسته و او را ناظر بر اعمال خود و حاضر در جامعه مى‏دانند. آنان به کسب رضاى او، که کسب رضاى خداى عالم است در تلاشند و نغمه لسان الغیب حافظ شیرازى را به گوش جان نیوشیده‏اند که:

    هرگز حدیث حاضر غایب شنیده‏اى

    من در میان جمع و دلم جاى دیگرست

    فرهنگ مهدویت جامعه را در برابر تمام بیمارى‏هاى معنوى بیمه مى‏کند، کینه نظام‏هاى ستم‏گر را در سینه‏ها مى‏نشاند، راه مقاومت و ایستادگى در برابر آنان را در دل تقویت مى‏کند، با هر نظم ناعادلانه‏اى در ستیز است و با نُدبه عاشقانه و آگاهانه خود در پى زمینه سازى ظهور آن یار غایب از نظر است. عصاره این فرهنگ مهدى دوستان را یارى مى‏کند تا شرایط بسیار دشوار را تحمل کنند و امید نجات‏بخشى را در زمان رجعت مهدى(عج) انتظار کشند. به راستى که معرفت این امام رستگارى انسان را تأمین مى‏کند.

    ۳. چه عرصه‏هایى را در زمینه مهدویت خالى مى‏بینید؟

    در جامعه فعلى در زمینه مهدویت در سه زمینه عمده زیر عرصه را خالى مى‏بینیم؛

    الف) دائره‏المعارف جامع مهدویت

    تدوین دائره‏المعارف جامع مهدویت که تمام داده‏هاى صحیح، قابل اعتماد و معتبر مهدویت را به صورتى منقح، جامع، ژرف و روش‏مند فراهم آورد و با زیبایى و هنرمندى و متناسب و منطبق با موازین تعیین شده توسط شخص اول عالم وجود حضرت خاتم النبیین صلى‏الله‏علیه‏و‏آله باشد، ضرورت جدّى زمان ماست. دانش امروز، وجود معیارى طلایى را براى سنجش اعتمادپذیرى اندازه‏ها و مقیاس‏ها لازم مى‏داند (معیار طلایى میزانى خطاناپذیر است) نیاز به وجود چنین میزان خطا ناپذیرى در سنجش‏ها را پیش از آن‏که علم امروز مطرح سازد، وجود مقدس رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مطرح فرموده بود و آن را به صورت دو گوهر گران‏بهاى تفکیک ناشدنى در امت خود به ودیعه نهاد و از آن به ثقلین (کتاب اللّه و عترتى) تعبیر فرمود که با کمال تأسف از همان آغاز مورد غفلت قرار گرفت. این دو معیار طلایى خطاناپذیر ملاک سنجش داده‏هاى مربوط به مهدویت(عج) است که خود، خاتم عترت و کتاب اللّه الناطق است. چنین دائره‏المعارفى تلاش‏هاى مخلصانه و خردمندانه همه فرهیختگانى که حتى قبل از ولادت مسعود آخرین ذخیره عدل الهى شروع شد و تا امروز هم به برکت خیر فزاینده فرزند کوثر مهدى موعود(عج) ادامه دارد و هر روز جلوه‏اى از نور مبارک سیماى او را باز مى‏تاباند را ارج مى‏نهد و در عین حال به صورت روش‏مند همه را خلاصه سازى، طبقه‏بندى و متناسب با نیازهاى زمان و مکان تفسیر و تشریح مى‏نماید. انجام این مهم به توکل به ذات بارى و توسل به ساحت مقدس حضرت ولى عصر(عج) مدیریتى قوى نیاز دارد و همت دانشمندان فرهیخته عاشق منجى اسلام را مى‏طلبد و با سرمایه بزرگ علمى که در جهان تشیع مشهود است این مهم در محدوده زمانى سه تا پنج ساله، شدنى است. این کار قطعا باید به صورت اقدام بزرگ گروهى پژوهشى باشد.

    تدوین این دائره‏المعارف با توجه به شوقى که به ویژه در ربع قرن اخیر در جهان در موضوع فرهنگ و معارف مهدوى به وجود آمده خود حرکت علمى ـ پژوهشى بدیعى است که عطش نسل نو و جوان را فرو مى‏نشاند، آن‏ها را از اقیانوس معرفت مهدوى سیراب مى‏سازد، در عمومى سازى فرهنگ مهدویت بر اساس داده‏هاى معتبر و اعتمادپذیر نقش اساسى را ایفا مى‏نماید و از طرح مباحث دروغین و سست که بزرگ‏ترین آسیب را بر پیکره بنیاد اعتقادى فرهنگى جوانان مى‏زند، پیشگیرى مى‏کند.

    ب) تخصصى‏سازى آموزه‏هاى مهدویت

    با وجود این که در حوزه سلامت جسمانى، امور به صورت تخصصى و فوق تخصصى در آمده؛ مثلاً در نظام پزشکى و درمانى و سلامت، تخصص‏هاى مختلف وجود دارد، در حوزه تخصص سلامت معنوى، این امر مهم مورد غفلت قرار گرفته است و براى عموم این تصور حاصل شده که هر یک از مبلغان دین و علماى ابرار در هر زمینه‏اى به صورت تخصصى و عمیق باید در مباحث دینى وارد باشند. حوزه وسیع و دامنه‏دار مباحث دینى به ویژه با توجه به شبهات وسیع و گسترده بى‏رحمانه و غیرمنصفانه معاندان که فضاى فکرى را مورد هجوم عوامل بیمارى زاى معنوى قرار مى‏دهند، به تخصصى‏گرایى نیاز دارد. در این مورد جدى‏ترین و مقدس‏ترین مبحث به آینده انسان مربوط مى‏شود که جدى‏ترین تهدید براى نظام‏هاى ظالمانه و مستکبرانه حاکم بر جهان محسوب مى‏گردد. بنابراین، تخصصى سازى موضوع مهدویت(عج) امرى جدى و اساسى به شمار مى‏آید و ضرورت تربیت فضلاى شائق و وارسته‏اى که به کلیات معارف اسلامى آشنا باشند، به روش‏شناسى مطالعات و مسائل در غرب آگاه شوند، به صورت تخصصى داده‏ها و تفاسیر معارف مهدوى(عج) را بیاموزند و در آن نه تنها تخصص بلکه تبحر داشته باشند، موضوعى جدى است. به علاوه، این متخصصان نیز روان‏شناسانه، جامعه‏شناسانه و مردم‏شناسانه در سطوح مختلف کودکان، نوجوانان و جوانان باید مهارت یابند تا هر گروه متناسب با سطح مخاطبان خود به انتقال فرهنگ و معارف مهدویت همت گمارد و به نهادینه سازى آن در بینش و نگرش و کنش مخاطبان خود تلاش کند.

    ج) ایجاد نظام ارزشیابى مدرسان و مبلغان مکتب مهدویت(عج)

    ایجاد و احیاى نظامى که به ارزشیابى دوره‏اى مدرسان و مبلغان و مداحان مکتب مهدویت(عج) که به وارسى مجدد نظام اعتقادى آن‏ها بر پایه معیارهاى طلایى کتاب اللّه و عترت بپردازد و در نتیجه همیشه داده‏هاى اعتمادپذیر و صحیح و تفاسیر راستین از مکتب مقدس الهى مهدویت(عج) در اختیار عموم قرار گیرد و از مباحث شبهه‏زا و سست و دفاع‏هاى غلط بر پایه گمان و ظن پیشگیرى نماید، امرى ضرورى است. ریشه و بنیاد چنین نظام ارزشمندى که نظارت فعال بر سلامت فکرى و معنوى مردم داشته باشد، در سیره مقدس معصومین علیهم‏السلام دیده شده است؛ از جمله آن مى‏توان به ماجراى عرضه اعتقادات حضرت عبدالعظیم علیه‏السلام به محضر مقدس امام عصر خود حضرت امام هادى علیه‏السلام اشاره کرد. این ماجرا حاکى از آن است که چنین نظامى در دوران ائمه هدى علیهم‏السلام وجود داشته و نهادینه شده بود. حضرت عبدالعظیم حسنى علیه‏السلام از امامزادگان والا مقامى است که در دوران زندگى خود توفیق درک محضر مقدس پنج معصوم علیهم‏السلام را یافته و همین امر امتیاز ویژه‏اى را براى او به وجود آورده است. او که در سال ۱۷۳ هجرى قمرى در مدینه به دنیا آمد، دوران کودکى را در زمان امامت امام موسى کاظم علیه‏السلام ، دوران نوجوانى و آغاز جوانى را در سایه امامت حضرت ثامن الحجج امام على بن موسى الرضا علیه‏السلام گذرانده، دوران جوانى خود را در خدمت حضرت امام جواد علیه‏السلام بوده و دوران میانسالى و پیرى خویش را در محضر حضرت امام هادى علیه‏السلام سر کرده و از اصحاب این دو بزرگوار به شمار مى‏آید و احادیث فراوانى از آنان روایت نموده است. او هم چنین دوران کودکى و نوجوانى و آغاز جوانى امام عسکرى علیه‏السلام را هم درک کرده، گرچه در اواخر دوران امامت امام دهم علیه‏السلام به سال ۲۵۲ هجرى قمرى رحلت کرده است و در زمان آن امام مفتخر به نص «انت ولینا حقا؛ تو در واقع از دوستان و یاران مایى» شده و پس از رحلتش نیز به افتخار این کلام امام معصوم دهم نائل گردیده که «من زار عبدالعظیم الحسنى برى کمن زار سیدالشهداء بکربلا» و از جانب امام دهم مرجع دینى مردم در ایران بوده است. در عین حال با آن‏که از شرافت خانوادگى و اصالت ریشه‏دارى برخوردار بوده و به چهار واسطه به سبط اکبر و سید شباب اهل جنت حضرت امام مجتبى علیه‏السلام نسب مى‏برد و خود صاحب تألیفاتى متعدد و عالم ربانى بوده، هرگز خویشتن را از بازنگرى و ارزشیابى دوباره در محضر ولى معصوم خدا علیه‏السلام بى‏نیاز ندانسته و ایمان خود را بر امام هادى علیه‏السلام عرضه داشته و مورد تأیید قرار گرفته است. احیاى این سیره مقدس در نظام فعلى و عرضه ایمان و عقاید به محضر فقهاى جامع الشرایط که صاحب ملکه معیارها و ضوابط در حوزه معرفت دینى‏اند، در یک نظام روش‏مند ارزشیابى و اصلاح به موقع آن‏ها در ایمن سازى و سالم‏سازى فضاى جامعه اسلامى و پیش‏گیرى از آسیب‏هاى معنوى از ضروریات زمان ماست. گرچه، در گذشته رسم بوده و امروز هم کم و بیش شایع است که اجازات روایتى صادر مى‏شود و آن هم به نحوى در راستاى همین سیره مقدس بوده است. اما ضرورت فعال سازى و بازنگرى و نظارت دقیق بر آن، به صورت جدى وجود دارد تا ساختار اعتقادى و فرهنگى مردم به صورت استوار و آگاهانه‏اى در مدار قرآن و عترت قرار گیرد، در پیشامدهاى زمان از تزلزل و تشکیک و عدم تعادل مصون بماند، و افکار خودرو و بى‏انضباط چون علف هرز به درخت تنور عقاید راستین آفت نرساند. البته این امر هرگز به معنى انحصارگرایى نبوده، بلکه ابتکارات را جهت دارو سازمان یافته مى‏کند.

    این مهم که همّت بلند مدیران عالى هدایت‏گر نظام فرهنگى، حوزوى و تبلیغات دینى کشور را مى‏طلبد، سره را از ناسره جدا مى‏سازد، عرصه را به صورت طبیعى بر منحرفان و مغرضان و دین فروشان تهى مایه تنگ مى‏کند و به محو تدریجى آنان مى‏پردازد، معارف راستین مهدویت علیه‏السلام را گسترش و سلامت معنوى جامعه را پا برجا مى‏سازد.

    ۴. براى کاربردى کردن این فرهنگ در جامعه چه راهکارهایى را پیشنهاد مى‏کنید؟

    الف ـ تربیت مدرس مهدویت(عج) متناسب با سن و جنس مخاطبان به ویژه نوباوگان، نوجوانان و جوانان و آموزش مستمر روشمند با استفاده از جدیدترین تکنیک‏هاى آموزشى به آنان از سطح کودکستان تا دانشگاه و با رعایت موارد پیشگفت بالا.

    ب ـ استفاده از هنر در مداحى و… و تربیت نسلى که با استفاده بجا و ابتکارى از آن بتوانند به گسترش فرهنگ مهدویت بپردازند. به ویژه آن‏که با تکیه بر مکتب اهل بیت علیهم‏السلام از شادى‏هاى مشروع روانشناسانه بهره گیرند و در ایجاد شور و عشق آگاهانه به گسترش معارف مقدس مهدوى(عج) در بین نسل نو بپردازند و جاذبه‏ها را هدفمند و سازمان یافته‏تر نمایند.

    ج ـ بهره بردارى بهینه از مجالس و محافل عمومى مهدویت(عج).

    نگارنده با بررسى عینى در مذاهب مختلف شاهد بوده است که در هیچ مذهبى به اندازه مکتب تشیع در مجالس مذهبى شوق و علاقه و حوصله وجود ندارد. در هیچ مذهبى نمى‏توان مجالسى همانند دعاى ندبه آن هم در روز تعطیل و در اولین ساعات بامدادى با مدتى حداقل دو ساعت دید. این گونه مجالس منظم سرمایه بزرگى است که به برکت وجود مقدس حضرت مهدى(عج) حاصل شده و بهره بردارى بهینه از دقایق و حتى ثانیه‏هاى آن ضرورى است. اگر محتوایى که ما در مکتب اهل‏بیت علیهم‏السلام داریم را حتى به میزان بسیار اندکى سایر مذاهب داشتند، قادر بودند تا فرهنگ خود را گسترش دهند و جوانان را جذب کنند. گفتنى است، در بررسى‏هاى خود روزى به کلیساى بتشان (Bethshan) در انگلستان رفتم و تفاوت چشم‏گیرى را در میزان استقبال و شور مذهبى در این کلیسا ـ که اکثریت شرکت کنندگان آن جوان و دانشجو بودند ـ دیدم و هماهنگى و نظم خاصى را ملاحظه کردم و به دقت در محتواى دعاها و نمازهاى آن‏ها تأمل کردم و شور و هیجان مذهبى خاصى را مشاهده نمودم. در علت جاذبه این کلیسا تفحص و جست‏وجو کردم و با برخى از مریدان و ارباب کلیسا جداگانه به گفت‏وگو پرداختم که در پایان به این نتیجه رسیدم که اولاً نظم موجود و مبادى آدابى خدمتگزاران کلیسا و ثانیا مدیریت قوى کلیسا و ثالثا محتواى علمى محفل و بالأخره استفاده مبتکرانه از هنر مذهبى و ایجاد ارتباط فعال با مستمعان از عوامل مؤثر و تعیین کننده در جاذبه قوى این کلیسا بوده‏اند. جالب آن‏که وقتى در محتواى مجلس و نمازهاى آنان دقت کردم، با کمال شگفتى دیدم که برخى از فقرات دعاى ندبه را شبیه سازى کرده و به مجلس خود رونق و گرمى بخشیده‏اند. اینک محتواى نمازى را که در مورد موعودى که نجات بخش است و خواهد آمد و همگى با هم در آن مجلس همخوانى کرده و هیجان مذهبى خود را بدان ابراز مى‏نمودند، ارائه مى‏دهم تا خواننده گرامى ببیند که چگونه آنان از ندبه ما براى خود بهره بردارى بهینه مى‏کنند. گردانندگان مجالس مذهبى شیعه چه مسئولیت مقدس و سنگینى بر عهده دارند تا به تقویت سازمانى بنیادهاى اصیل دینى مردم بپردازند و کلام مولاى متقیان علیه‏السلام را به گوش جان بنوشند که الحکمه ضاله المؤمن فخذالحکمه و لو من اهل النفاق ـ حکمت گمشده مؤمن است حکمت را بگیر حتى اگر از منافق باشد.

    آرى به قول حافظ شیرازى

    سال‏ها دل طلب جام جم از ما مى‏کرد

    آن‏چه خود داشت زبیگانه تمنا مى‏کرد

    گوهرى کز صدف کون و مکان بیرون است

    خبر از گم‏شدگانِ لب دریا مى‏کرد

    گفتمش این دل خرم به‏تو کى داد حکیم

    گفت آن‏روز که این گنبد مینا مى‏کرد

    و اینک متن دعا و نمازى که در آن روز خوانده شد:

    او شاه شاهان است King of King

    بر تمام سروران او سرور استLord of Lords

    شیر خداستLion of Yodah

    کلام خداستWord of God

    او این جا مى‏آیدand Here he comes

    و با عدالتin rightiousnous

    بر جهان حکومت خواهد کرد.He¨ll rule the earth

    على‏اکبر مهدى‏پور

    ۱. تلقى شما از فرهنگ مهدویت چیست؟

    فرهنگ مهدویت، دریاى بیکران و اقیانوس بى‏ساحلى است که هر انسان وابسته به این فرهنگ، در حدّ دانش، بینش و پژوهش خود از آن تلقّى متفاوتى دارد، و اینک تلقّى این ناچیز از این فرهنگ گسترده:

    ۱. ما صاحبى داریم با این ویژگى‏ها:

    ـ صاحبى که بر ما احاطه علمى دارد و هیچ یک از اعمال ما، از نگاه نافذ و گسترده او مستور نیست.

    ـ صاحبى که اعمال ما آخر هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال به محضر او گزارش مى‏شود.

    ـ صاحبى که از اعمال نیک ما مسرور مى‏شود و ما را دعا مى‏کند.

    ـ صاحبى که از کردار زشت ما رنج مى‏برد و از خداوند منان براى ما طلب آمرزش مى‏کند.

    ـ صاحبى که تنها به وسیله او اعمال ما بالا مى‏رود.

    ـ صاحبى که تنها با اعتقاد به او اعمال ما مورد پذیرش حق تعالى قرار مى‏گیرد.

    ـ صاحبى که همه ابرقدرت‏ها در برابرش ناگزیر از تسلیمند.

    ـ صاحبى که اگر او بخواهد، احدى قدرت ایذا و آزار و سیطره بر ما را ندارد.

    ـ صاحبى که لحظه‏اى از یاد ما غافل نیست.

    ـ صاحبى که سرانجام از سراپرده غیبت بیرون آمده، کاخ ستمگران را بر سرشان فرو ریخته، بر ویرانه کاخ‏هاى ستمگران، جهانى آباد، آزاد، بر اساس حق و بر معیارهاى استوار، بنیاد کرده، هر ستمى را نابود و هر حقّى را جایگزین خواهد نمود.

    ۲. فرهنگ مهدویت؛ حرکت آفرین، امید آفرین، تلاش آور و نشاط آور است.

    ۳. فرهنگ مهدویت؛ یأس، نومیدى، خستگى، وازدگى و پوچ گرایى را مى‏زداید.

    ۴. فرهنگ مهدویت؛ رابطه مستحکم و استوارى بر اساس «رابطه ولایتى» بین انسان و مولایش ایجاد مى‏کند.

    ۵. فرهنگ مهدویت؛ دریچه‏اى به جهان آینده، راه نجات از بن بست‏ها و مولّد نیروى حرکت به سوى آینده‏اى روشن است.

    ۶. فرهنگ مهدویت؛ جبران کمبودها، رفع موانع و سکوى پرش به جهانى آباد و آزاد است.

    ۷. فرهنگ مهدویت؛ فرهنگ اندیشه، روحیه، جوانه زدن، رویش، پویش، عشق، حرکت، طرح و عمل مى‏باشد.

    ۸. فرهنگ مهدویت؛ تلاش، کوشش، شتاب، شناخت، اعتدال و پاى فشردن در عمل است.

    ۹. فرهنگ مهدویت؛ بى‏اعتنایى به قدرت‏هاى اهریمنى، قطع رابطه از طاغوت‏ها و ترک اعمال زشت و ناپسند است.

    ۱۰. فرهنگ مهدویت؛ اصلاح خویشتن، آمادگى براى ایثار و تسلیمِ فرمان مولا بودن است.

    ۲. اهمیت فرهنگ مهدویت در چیست؟

    نقاط عطف و حساس در فرهنگ مهدویت بسیار فراوان است، که از آن جمله است:

    ۱. ترسیم آینده‏اى روشن، به دور از هر گونه ابهام در پهندشت جهان هستى، براساس عدالت و آزادى، بدون هیچ نقطه تاریک.

    ۲. کسب هویّت و رهایى از بى‏هویّتى حاکم بر اکثر انسان‏هاى زمان.

    ۳. تسلیم حق بودن و بى‏اعتنایى به زر و زور و تزویر، با اعتقاد به مولایى مقتدر، آگاه و مهربان.

    ۴. ترک گناه به خاطر مولاى مهربانى که از اعمال زشت ما رنج مى‏برد.

    ۵. تلاش در عبادات و اطاعات، به خاطر یوسف زهرا، که از مشاهده اعمال نیک ما بر لبان مبارکش تبسمى نقش مى‏بندد.

    ۶. دسترسى به الگوى انسان کامل، پیشواى معصوم و مبرّا از هرگونه خطا و لغزش.

    ۷. شناخت راه، تحصیل انگیزه، تعیین جهت و توفیق عمل.

    ۸. تبدیل حسنات به صالحات و ایجاد حُسن فعلى و فاعلى در مقام عمل.

    ۹. رهایى از تنهایى و پیوستن به خیل منتظران، انتظارى سازنده، کاروانى تلاشگر، در راهى روشن، با گام‏هایى استوار، به سوى هدف مشخص، با ضوابط تعیین شده.

    ۱۰. پاسخ مثبت به فراخوان انبیا، اولیا، امامان معصوم، کتب آسمانى، به ویژه قرآن کریم، در آیاتى چون:

    «فانتظروا، إِنّى معکم من المنتظرین»؛(۱)

    منتظر باشید، که من ـ پیامبر ـ نیز به همراه شما از منتظرانم.

    ۳. چه عرصه هایى را در زمینه مهدویت خالى مى‏بینید؟

    علیرغم تلاش فراوان از سوى عالمان درد آشنا، عرصه‏هایى فراوانى در زمینه مهدویت وجود دارد که تحقیق لازم انجام نگرفته و پاسخ به روز و کامل در دست رس علاقه‏مندان قرار نگرفته است، که از آن جمله است:

    ۱. نوّاب اربعه

    ۲. توقیعات

    ۳. داشتن همسر و فرزندان حضرت

    ۴. اثبات علمى امکان دیرزیستى انسان تا هزاران سال.

    ۵. فرق ظهور در ۲۳ رمضان و قیام جهانى در روز عاشورا.

    ۶. تبیین نشانه‏هاى حتمى

    ۷. تحقیق در مورد آن‏چه از نشانه‏هاى غیر حتمى واقع شده است.

    ۸. آیا حضرت بقیه‏اللّه وقت ظهور را مى‏داند؟

    ۹. آیا حضرت به شهادت مى‏رسد؟

    ۱۰. مدت فرمانروایى حضرت

    ۱۱. چگونگى سیطره بر جهان، بدون استفاده از ابزار کشتار جمعى.

    ۱۲. تبیین خراسانى، حسنى، حسینى و هاشمى.

    ۱۳. تبیین جایگاه خراسانى.

    ۱۴. پیرامون رجعت.

    ۱۵. اثبات تحریف حدیث: «اسمه اسمى و اسم ابیه اسم ابى».

    ۱۶. اثبات تحریف حدیث: «لامهدى الا عیسى».

    ۱۷. اثبات تحریف حدیث: «فیقتل الرجال و یبقر بطون الحبالى».

    ۱۸. اثبات علمى احادیث مجعول درباره خونریزى و تشویه سیماى ملکوتى آن حضرت.

    ۱۹. اثبات علمى احادیث مربوط به این‏که سیره آن حضرت همان سیره رأفت و عطوفت رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و همان سیره عفو و گذشت مولاى متقیان است.

    ۲۰. اثبات علمى مجعول بودن احادیثى که از سوى صوفیه علیه فقهاى شیعه جعل شده، از قبیل: «لولا السیف بیده لأفتى الفقهاء بقتله».

    ۲۱. اثبات مجعول بودن شهادت آن حضرت به وسیله زن ریش دارى به نام سعیده، به وسیله پرتاب سنگ آسیا.

    ۲۲. ردّ مهدویت نوعى و اثبات مهدویت شخصى.

    ۲۳. گردآورى متون گفتار بزرگان اهل سنت و اعتراف آن‏ها که مهدى موعود فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسکرى علیه‏السلام مى‏باشد.

    ۲۴. جمع آورى منابع حدیث: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» از کتب حدیثى اهل سنت.

    ۲۵. گردآورى منابع حدیث: «من انکر المهدى فقد کذّب بما جاء به النّبى» از منابع حدیثى عامه.

    ۲۶. معرفى آثارى که از بزرگان اهل سنت درباره آن حضرت چاپ و منتشر شده.

    ۲۷. گردآورى احادیث مربوط به حضرت بقیه‏اللّه ارواحنافداه، در کتب تألیف شده پیش از ولادت آن حضرت، همانند: المصنَّفِ ابن ابى شیبه، عبدالرزّاق صنعانى و مسند احمد حنبل.

    ۲۸. گردآورى منابع: «الخلفاء اثنا عشر، کلهم من قریش» و ردّ علمى توجیهات غیر موجّه در تطبیق آن به خلفاى بنى امیه و بنى عباس.

    ۲۹. نشر کتابنامه‏هاى توصیفى، با تبیین و مرزبندى آثار مطبوع با مخاطب‏هاى مختلف.

    ۳۰. تأسیس مراکز نشر، با التزام به نشر آثار مفید درباره حضرت بقیه‏اللّه(عج).

    ۴. براى کاربردى این فرهنگ در جامعه چه راهکارهایى را پیشنهاد مى‏کنید؟

    راه‏هاى بسیار فراوانى هست که به اختصار به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود:

    ۱. تعمیم فرهنگ مهدویت، از طریق:

    ۱) تألیف کتب مفید، محققانه و به قلم روز.

    ۲) ترجمه آثار مرجع و پایه به قلم روز.

    ۳) نشر متون حدیثى، به صورت تحقیقى.

    ۴) نشر آثار خوب به زبان‏هاى زنده جهان.

    ۵) تهیه مقالات علمى و نشر آن‏ها از رسانه‏هاى گروهى.

    ۶) به کار انداختن ماهواره.

    ۷) اختصاص سایت‏هایى به فرهنگ مهدویت.

    ۸) پاسخ‏گویى به شبهات از طریق اینترنت.

    ۹) تأسیس کتابخانه‏هاى تخصصى.

    ۱۰) تأسیس مراکز تحقیقى ـ تخصصى.

    ۱۱) تهیه فیلم، تابلو، نقاشى، جدول و دیگر آثار هنرى.

    ۱۲) مسابقه مقاله، فیلم، و دیگر آثار فرهنگى و هنرى.

    ۱۳) تهیه کتاب قصه و رمان، با قلم روز، براى سطوح مختلف، به ویژه کودکان و نوجوانان.

    ۱۴) تهیه سى دىِ سخنرانى‏ها، نمایشنامه‏ها و معرفى آثار مکتوب در عرصه مهدویت.

    ۱۵) تشویق اهل قلم، به ویژه از رهگذر چاپ آثار مکتوب آنان.

    ۱۶) تأسیس مراکزى براى نشر مجلات تخصصى.

    ۱۷) چاپ برچسب، تقویم، تابلو و…

    ۱۸) تشویق به تأسیس کتابفروشى مخصوص فرهنگ مهدویت در مراکز استان‏ها.

    ۱۹) به راه انداختن نمایشگاه کتاب در مراکز استان‏ها.

    ۲۰) تشویق جوانان به تأسیس ستادهاى برگزارى جشن‏هاى نیمه شعبان در دهه مبارکه مهدویت.

    ۲. ایجاد مهر یار در دل راهیان راه، از طریق:

    ۱) تبیین نقش امام زمان در جهان هستى.

    ۲) تشریح عنایات حضرت به دوستان.

    ۳) معرفى اماکن زیارتى منتسب به آن حضرت در ایران و جهان.

    ۴) سفرهاى زیارتى به اماکن یاد شده، همانند مسجد مقدس جمکران قم و مسجد سهله کوفه.

    ۵) شور دادن به مجالس دعاى ندبه و زیارت آل یاسین.

    ۶) تبیین راه رسیدن به آستانِ دوست.

    ۷) تشریح موانع راه و بیان راه زدودن موانع از سر راه.

    ۸) نشر کتاب‏هاى شامل بر وظایف منتظران در عصر غیبت.

    ۹) شرح داستان کسانى که پس از تلاش و کوشش سرانجام به محضر دوست راه یافته‏اند.

    ۱۰) تهیه فیلم، نمایش و قصه کسانى که به محضر آن یار مهربان بار یافته‏اند.

    ۱. اعراف: ۷۱ و یونس: ۲۰ و ۱۰۲.

    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *