امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ساعت : ۲۲:۳۲
  • مهدویت
  • انقلاب مهدی(عج) و نزول مسیح برای صلح و دادگستری جهانی

    به نام خدا

    در رستاخیز مهدی(عج) آن‌چه هست دوستی، مهربانی و یگانگی است، مؤمنان در دادوستد از یکدیگر سود نمی‌گیرند، کینه‌ها از دل‌ها بیرون می‌رود و همه جا را آرامش و امنیت فرا می‌گیرد. شمشیر بران و تیغ تیز مصلح کل، برای کافران، زورگویان، گردن‌کشان، خیانت‌کاران و منافقان و یاوه‌گویان صیقل داده شده است و او با ذوالفقار مرتضوی به هدایت‌گری خویش سرعت می‌بخشد

    در رستاخیز مهدی(عج) آن‌چه هست دوستی، مهربانی و یگانگی است، مؤمنان در دادوستد از یکدیگر سود نمی‌گیرند، کینه‌ها از دل‌ها بیرون می‌رود و همه جا را آرامش و امنیت فرا می‌گیرد. شمشیر بران و تیغ تیز مصلح کل، برای کافران، زورگویان، گردن‌کشان، خیانت‌کاران و منافقان و یاوه‌گویان صیقل داده شده است و او با ذوالفقار مرتضوی به هدایت‌گری خویش سرعت می‌بخشد. امام‌ باقر(ع) به زاره فرمود: «هیهات، هیهات! که قائم ما مانند پیامبر(ص) با ملایمت با مردم منافق و کافر رفتار نمی‌نماید، چون رسول‌ خدا(ص) می‌کوشید تا محبت را در راه دین، جلب کند ولی امام‌ زمان(عج) با شمشیر و کشتار با آنان روبه‌رو می‌شود. خداوند به او چنین امر فرموده است. شمشیر مهدی(عج)، شمشیر انتقام خداوند است.»

    درگذشت عیسی(ع) پیش از مهدی(عج):
    جابربن عبدا… انصاری از امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌کند که؛ عیسی(ع) از آسمان فرود آمده و یاور مهدی(عج) می‌گردد. امام‌‌ زمان(عج) با عیسی(ع) و عده‌ی زیادی از یارانش به سمت بیت‌المقدس حرکت می‌کنند و در اطراف قُدس جنگی عظیم بین دجال و حضرت مهدی(عج) اتفاق می‌افتد که پیروزی از آن سپاه مهدی(عج) خواهد بود. چون همه‌ی لشکریان دجال کشته و هلاک شدند، دنیا آباد می‌گردد و قسط و عدل درمیان مردم حاکم می‌شود. سپس عیسی(ع) می‌میرد و امام‌زمان(عج) زنده باقی می‌ماند برای آن که گیتی را به حکومت خدایی خویش وارد کند.۴۶
    در حدیث آمده است که موعود منتظر، رفاقت و همراهی خود را تا آخر زندگی مسیح(ع) با او ادامه می‌دهد و مراسم دفن و خاک‌سپاری حضرت عیسی(ع) را آشکارا و در برابر همگان انجام می‌دهد تا این که برای بعضی، از جمله؛ مسیحیان حرفی باقی نماند و سخنانی چون گذشته را بر زبان جاری نسازند. پیکر او را با پارچه‌ای که دست‌بافت مادرش حضرت مریم(س) است، کفن می‌‌کنند و در کنار قبر مریم(س)، در قدس به خاک می‌سپارند. (بیش از هبوط، مسیحیان پنداشته بودن که عیسی(ع) مرده و به دار آویخته شده است ولی پس از نزول فهمیدند که درآسمان زنده بود، همان‌گونه که قرآن فرمود) امام صادق(ع) می‌فرماید: «نخستین کسی که در جریان رجعت باز می‌گردد، امام حسین(ع) است.» و فرمود: «حسین(ع) با اراده‌‌ی حکیمانه‌ی خداوند به دنیا باز می‌گردد و حضرت مهدی(عج) انگشتر سلیمان(ع) را به‌ همراه زمام امور جامعه به او می‌سپارد و او کسی است که قائم‌(عج) را پس از زندگی درازمدت و شکوه‌مند، غسل می‌دهد و به خاک می‌سپارد.»۴۷

    یوم‌السبت: روز قیام مهدی(عج):
    یوم‌السبت از دیدگاه روایت‌های اسلامی و ازمنظر یهود قابل بحث و بررسی است. در معارف یهودیت روزی است که خداوند تلاش و کار را در آن حرام کرده است. به عبارت دیگر، سبت از نظر یهود یعنی؛ قطع عمل در شریعت موسی(ع). این روز مطابق است با روز شنبه از ایام هفته، کلمه‌ی سبت شش بار در قرآن کریم تکرار شده است. قاموس کتاب مقدس می‌گوید:«سبت اسم آن روزی است که قوم یهود از تمامی اعمال خود دست کشیده استراحت می‌کردند و این لفظ عبرانی تبدیل به عربی شده و به معنای استراحت می‌باشد. تورات کنونی، سفر خروج، باب ۲۰، بند ۸، می‌گوید: «روز سبت را یاد کن تا آن را تقدیس نمایی. شش روز مشغول باشی و همه‌ی کارهای خود را به جا آور. اما روز هفتمین سبت یهوه، خدای تو است، در آن هیچ کار مکن.»
    مراسم سبت نزد مسیحیان:
    اوریجن می‌گوید: «بیایید رعایت سبت یهودی را کنار بگذاریم و ببینیم رعایت سبت برای مسیحی چگونه باید باشد. در سبت، هیچ یک از امور دنیوی را نباید برعهده گرفت. پس اگر شما از همه‌ی کارهای دنیوی خودداری کنید و هیچ کار دنیوی انجام ندهید بلکه به کارهای روحانی مشغول شوید و به کلیسا بیایید و به قرائت کتاب‌های مقدس و مواعظ گوش دهید، اگر درباره‌ی امورآسمانی بیندیشید و به امید آینده‌ی خویش اهتمام داشته باشید، اگر به داوری آینده بیندیشید و نه به امور حاضر و مرئی، بلکه به‌ امور نامرئی و آینده بنگرید این است رعایت سبت برای مسیحیان.»

    سبت در اسلام:
    آیا ظهور بهجت‌افزای حضرت حجت‌‌بن‌الحسن‌العسکری(عج) در روز جمعه است و یا در روز شنبه دهم محرم‌الحرام، یعنی؛ روز عاشورا؟ روایت‌های جمعه را که رییس‌المحدثین؛ شیخ صدوق در خصال، باب‌السبعه، نقل فرموده‌اند و مرحوم مجلسی در بحارالانوار، ج52، ص ۲۷۹، از خصال نقل کرده‌اند از نظر سند صحیح، بلکه از روایت‌های عالی‌السند می‌باشد و از نظر دلالت هم در کمال اتقان است. افزون بر آن، این روایت‌ها با روایت صدوق در ثواب‌الاعمال، باب «ثواب من قرأ، سوره‌ی بنی‌اسرائیل» تأیید می‌شود.

    پایان دادن به نفوذ یهود از سوی امام زمان(عج) و مسیح(ع):
    امام زمان(عج) می‌خواهد برای همیشه به نفوذ یهود و نصاری و دیگر دین‌ها و آیین‌های توحیدی و غیرتوحیدی پایان دهد و تنها پرچم برافراشته، پرچم آن حضرت باشد، زیرا وی از غار انطاکیه، تابوت سکینه را بیرون می‌آورد و نسخه‌ی اصلی تورات و انجیل درمیان آن است. پس از آن در میان اهل تورات به تورات و اهل انجیل به انجیل حکم می‌کند و آنان را بر اساس همین کتا‌ب‌ها به پیروی از خویش فرا می‌خواند، افزون بر آن مسیح، ادریس، شمعون صفا و اصحاب کهف به پشتیبانی و طرفداری از آن حضرت اقدام‌های لازم را انجام می‌دهند. هیچ صاحب قدرتی از تمام مسلک‌ها و عقیده‌ها و فلسفه‌ها باقی نمی‌ماند جز آن که اسلام را باید بپذیرد، چون براساس روایت‌های مستفیضه صحیحه‌ی حضرت بقیه‌ا…(عج) با آنان از راه قدرت و اعمال فشار درپذیرش دین و اطاعت از رهبری خودش اقدام‌های لازم را انجام می‌دهد، چرا که دوران عطوفت و نرمش سپری شده است. از این رو، در صورت عدم پذیرش، حجت‌بن‌الحسن(عج) با چنین اشخاصی به عنوان کافر برخورد می‌کند و سزای کافر جز شمشیر انتقام الهی نیست.
    نقل است؛ از امام جعفر(ع) هنگام قیام(عج) همه‌ی مؤمنان خوشحال می‌شوند به خاطر آن که خداوند نصرت و پیروز‌ی‌اش را به وسیله‌ی امام زمان(عج) بر آنان ارزانی می‌دارد.
    مسیح(ع) فرود می‌آید و فریاد می‌زند: درب بیت‌المقدس را بگشایید، در را باز می‌کنند و ایشان وارد بیت‌المقدس می‌شود. در این میان دجال با ۰۰۰/۷۰ یهودی پدیدار می‌شود، حضرت مهدی(عج) (و بنابه گفته‌ی برخی روایت‌های دیگر، عیسی‌بن‌ مریم) او را می‌کشد، پس از مشاهده‌ی چنین عملی، یهودیان به هر گوشه‌ و کنار می‌خزند، حتی در پناه سنگ و درخت و چیزهای دیگر پنهان می‌شوند تا خود را نجات دهند ولی زهی خیال باطل، همه چیز به قدرت الهی به سخن می‌آید و بانگ بر می‌آورد که: «ای بنده‌ی خدا و ای مسلمانان، این‌جا یک یهودی مخفی شده است، پس او را می‌گیرند و به سزای خود می‌رسانند و هلاک و نابودش می‌کنند و این چنین است که جهان از لوث وجود جنایت‌کاران و ناپاکان پاک می‌شود.

    عیسی(ع) هم‌نشین مهدی(عج):
    امام پنجم(ع) می‌فرماید: «… به سوی کوفه عزیمت می‌نماید و بر تخت سلیمان پیامبر(ع) می‌نشیند، عصای موسی(ع) را در دست دارد و روح‌الأمین (جبرئیل) و حضرت عیسی‌بن‌ مریم(ع) هم‌نشین مهدی(عج) هستند. بُرد پیامبر خدا(ص) را بر تن دارد و ذوالفقار را حمایل کرده، صورتش چون قرص ماه در شب بدر می‌‌درخشد و از دندان‌هایش نوری چون برق پرتو می‌افکند و بر سر مبارکش تاجی از نور قرار دارد.» ۴۸
    مسیح(ع) مصاحب مهدی(عج):
    ابوالقاسم طائی گوید: از علی‌بن موسی امام هشتم(ع) پرسیدم: «در آخرالزمان با چه کسی جنگ کنیم؟» فرمود: «کسانی که با صاحب و همراه عیسی(ع) می‌جنگند، و آن صاحب همان مهدی(عج) خواهد بود.»۴۹

    عیسی(ع)، جانشین فرماندهی کل قوا:
    امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «… پس در همان هنگام (بقیه‌ا…(عج)) عیسی(ع) را خلیفه و جانشین خود در جنگ با دجال یک‌چشم قرار می‌دهد، پس از آن فرماندهی یکی از لشکرهای آن حضرت را بر عهده می‌گیرد (برای جنگیدن با دجال)، چون که دجال کشاورزی و محصول‌های آن را نابود ساخته و مردم را به هلاکت رسانده است. عیسی(ع) در گردنه‌ی هرت به او می‌رسد و فریادی هولناک برسرش کشیده و ضربه‌ای سخت بر وی فرود می‌آورد و او را در شعله‌های آتش ذوب می‌کند، آن‌سان که سُرب در آتش ذوب می‌شود.۵۰

    عیسی‌بن مریم(ع)، فرمانده‌ی سپاه مهدی(عج):
    خداوند متعال، عیسی‌بن‌ مریم(ع) را ذخیره فرموده، تا از جهات عدیده به ولی‌ا… اعظم(عج) کمک نماید. پیش از این به برخی ازموارد آن اشاره شد. اینک مباید گفت دیگر ازآن جهات این است که مسیح(ع) پس از به ‌هلاکت رساندن دجال، فرماندهی یکی ازسپاه‌های امام‌زمان(عج)را برعهده می‌گیرد.
    امیرالمؤمنان(ع) می‌فرماید: «سپس خارج می‌شود حضرت‌ عیسی(ع) در حالتی که امارت و فرماندهی سپاه‌‌مهدی (عج) را بر عهده دارد؛ هنگامی که دجال، مردم و زندگی آنان‌ را خراب کرده است.»۵۱

    عنوان‌های موجود، در برخی کتاب‌های اهل‌سنت:
    گروه زیادی از بزرگان اهل‌سنت درباره‌ی مسئله‌ی مهدویت و امام زمان(عج)، کتاب مستقل نوشته‌اند و برخی هم در آثار خود باب ویژه‌ای برای این موضوع در نظر گرفته‌اند، تعداد دیگری از آنان هم به مناسبت‌های مختلف از مهدی موعود سخن به میان آورده‌اند، که از آن جمله است صاحب صحاح و تاریخ‌نگاران معتبر.
    – در این‌جا به برخی از عنوان‌ها اشاره می‌شود:
    «المهدی(عج) یکسرالصلیب وعنده عیسی(ع)»: ابوهریره از رسول‌ا…(ص)؛ المعجم الصغیر: ۱۰۵، صحیح ترمذی، ۳/۲۳۲.
    «من انکر خروج المهدی(عج) فقد کفر»: لسان‌المیزان: ۵/۱۳۰، فرائدالمسمطین، باب‌القول المحضر فی علامات المهدی‌المنتظر.
    عناوین زیاد دیگری درکتاب‌های عالمان اهل‌سنت وجود دارد. برای اطلاع بیش‌تر المداهه، ج ۳، بحارالانوار، ج ۵۱، صص ۷۸ تا ۱۰۸ از کشف الفهمه کنایه الطالب و طرائف ابن طاووس نقل کرده‌اند مراجعه فرمایید.

    چگونگی سلام به حضرت، پس از ظهور وی:
    مردی از امام صادق(ع) پرسید: «آیا می‌توانیم به قائم آل‌محمد(ص) با عنوان؛ «امیرالمؤمنین(ع)، سلام دهیم.» فرمود: «خیر، آن اسمی است که خداوند مخصوص امیرالمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب(ع) قرار داده و تنها او را با این لقب نامیده است، هرگز کسی را نه پیش از ایشان و نه پس از ایشان به این لقب نباید صدا زد مگر این که آن شخص کافر باشد (هر کس به این لقب نامیده شود کافر خواهد بود). عرض کرد: «پس چگونه و با چه نامی سلام دهیم؟ فرمود: می‌گویی: «السلام علیک یا بقیه‌ا…(عج)»، سپس آن حضرت این آیه را قرائت نمود: «بقیه‌ا…(عج) خیر لکم ان کنتم مؤمنین.»۵۲

    سبدی از نور: ذکر چند حدیث، مربوط به حضرت مهدی(عج):
    حضرت صادق(ع) فرمود: «خوشا به حال دوستان قائم ما، که در غیبتش ظهور او را انتظار می‌کشند و در ظهورش از وی پیروی می‌‌کنند.»۵۳
    امام ششم(ع) فرمود:«از آیین امامان معصوم(ع) است؛ تقدی، عنت، صالح بودن و انتظار فرج یا صبر و شکیبایی.»۵۴
    امام سجاد(ع) فرمود: «انتظار فرج از بزرگ‌ترین و برترین کارها است.»۵۵
    امام باقر(ع) فرمود: هنگامی که قائم(عج) قیام کند خداوند از هر مؤمنی اندوه و بیماری را می‌برد و به هر مؤمنی توان می‌بخشد.»۵۶
    از امام صادق(ع) پرسیده شد: «نشانه‌‌ی قائم آل‌محمد(عج) در وقت ظهور چیست؟» فرمود: «یکی ازعلامتش آن است که؛ ایشان درآن هنگام، سن زیاد و صورتی جوان دارد، به طوری که هر که ایشان را ببیند، گمان می‌کند چهل سال و یا کمتر سن دارد و نشانه‌ی دیگر آن حضرت آن است که؛ گذشت شب و روز وی را پیر نمی‌کند، تا این‌که مرگش فرا رسد.»۵۷

    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ۱ دیدگاه

    • عصر انتظار
      ۱۳۸۹/۰۵/۲۱

      خیلی خوب بود

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *