امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ساعت : ۲۲:۳۱
  • مهدویت
  • آماده‌سازی زمینه‌های ظهور منجی عالم

    به نام خدا

    بنابراین روزی خواهد رسید که مستضعفان بیدار می‌شوند و ظلم و ستم را درهم می‌کوبند و قدرت را در رکاب منجی موعود(عج) به دست خواهند گرفت. قرآن می‌فرماید:
    (إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ)؛

    امروزه مسئولان، برنامه‌ریزان، سیاست‌مداران و پژوهش‌گران عزیز، برای ایجاد بستری مناسب در جهت توسعه هم‌آهنگ و پایدار آماده‌سازی مقدمات ظهور در چارچوب ارزش‌های اعتقادی و باورهای اسلامی، مسئولیت خطیری به عهده دارند. ارتقای فرهنگ و دانش و معرفت افراد جامعه و داشتن برنامه راه‌بردی مدون برای آماده‌سازی این شرایط دغدغه اصلی پرچم‌داران این حرکت است. آنها می‌خواهند به این حرکت سرعت دهند تا جامعه اسلامی را به بالاترین قله‌های عزت و کمال برسانند. این حرکت لازم است در چارچوب ارزش‌ها و معیار‌‌های اسلامی و در مسیری باشد که به ظهور حضرت مهدی(عج) بینجامد. یافتن راه‌کارهای مناسب برای آماده‌سازی زمینه‌های ظهور از تلاش‌های مؤثر پژوهش‌گران نظام اسلامی به شمار می‌آید. هم‌چنین مشخص کردن معیار‌ها و ارزش‌ها، اهداف، سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های دقیق در این زمینه ضروری است.

    شهید مطهری در کتاب عدل الهی برای ساختن جهانی بهتر اعتقاد دارد که حتماً باید از اندیشه‌های محدود و فکر‌های کودکانه‌ای که لایق زندگی محدود است، صرف‌نظر کنیم و به طرحی وسیع و بزرگ بیندیشیم. به قول حافظ، «فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.» این کار مهندسی، آسان نیست. بنابراین، باید از تمام علوم و فنون، هنر و ادبیات، علم و فن‌آوری برای این کار استفاده نمود. در این زمینه هر علم یا فنونی که جامعه به آن نیاز داشته باشد، ضروری است و جزء علوم و فنون مفروضه اسلامی و واجب کفایی قرار می‌گیرد.

    در این زمینه، سه تا هشت عامل مؤثر و ابعاد مختلف مدیریت توسعه منابع انسانی، علمی و تکنولوژی از جمله فن‌آوری اطلاعات در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی در نظام اسلامی بحث و بررسی شد. به طور کلی طرح آماده‌سازی مقدمات ظهور، برنامه‌ای راه‌بردی است. پس مانند هر طرح راه‌بردی دیگر، به نظام ارزش‌های اعتقادی و باورهای اسلامی ما بستگی دارد. برای تدوین و اجرای این طرح راه‌بردی، لازم است به اختصار، به حرکت عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی در طول تاریخ بپردازیم.

    عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی، جریانی پیوسته در تاریخ است. حوادث متفرقه‌ای نیست که مثلاً ناگهان ابراهیم به بت‌شکنی برخیزد و موسی در مقابل فرعونیان قرار گیرد. مبارزه برای آزادی و عدالت مانند رودخانه‌ای است که در بستر زمان جریان دارد. این نهضت از حضرت ابراهیم(ع) تا قیام حضرت مهدی(عج) ادامه دارد و در آخرالزمان قطعاً پیروز خواهد شد. ادیان دیگر نیز همگی برای ریشه‌کن شدن ظلم و ستم و استقرار عدالت منتظر منجی هستند. این انقلاب بزرگ در نتیجه یک سری انقلاب‌های عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی علیه تمام اشکال استضعاف است. فراهم کردن زمینه برای ظهور رهبر، اصلی برای تحقق قسط و عدل و نابودی ظلم و ستم به شمار می‌آید. این مسئله، بزرگ‌ترین مسئولیت منتظران است.

    به طور کلی تاکنون دو جریان بزرگ اجتماعی در طول تاریخ وجود داشته: اول، جریان جنبش و تلاش کسانی بوده که توقف ظلم و تجاوز و بی‌عدالتی را می‌خواسته‌اند و به عدالت و وحدت و برابری انسان‌ها اعتقاد داشته‌اند؛ دوم، تلاش صاحبان زر و زور و تزویر که حفظ نظام طبقاتی و برتری و تبعیض نژادی و بی‌عدالتی و روابط استثماری را خواهانند.

    به تأیید قرآن، جوامع بشری ابتدا بر وحدت و برابری استوار بوده‌اند:

    (وَمَا کَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّهً وَاحِدَهً فَاخْتَلَفُواْ)؛

    و مردم جز یک امت نبودند؛ پس اختلاف پیدا کردند.

    در جای دیگر می‌فرماید:

    (فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ)؛

    پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‏دهنده برانگیخت ، و با آنان، کتاب [خود] را بحق فرو فرستاد، تا میان مردم در آن‌چه با هم اختلاف داشتند داورى کند.

    هم‌چنین در جای دیگر می‌فرماید:

    (وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)؛

    و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم.

    بنابراین روزی خواهد رسید که مستضعفان بیدار می‌شوند و ظلم و ستم را درهم می‌کوبند و قدرت را در رکاب منجی موعود(عج) به دست خواهند گرفت. قرآن می‌فرماید:

    (إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ)؛

    در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.

    سرنوشت قوم یا ملت، به تغییر و تحول خود آنها بستگی دارد. بنابراین، خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌که تک‌تک آن قوم تغییر و تحول اساسی را در خود ایجاد نمایند. به طور کلی محرومان و مستضعفان به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: یکی ضعفا که آیات و بینات را دریافت می‌کنند و آگاهانه به جناح ظلم و استکبار روی می‌آورند و تمکین می‌نمایند؛ دوم، مستضعفان آگاه و انقلابی که برای استقرار عدل و قسط مبارزه می‌کنند و در نهایت، بیشتر مردم به آنها می‌پیوندند. این مستضعفان دارای ویژگی‌های ذیل هستند:

    ۱. اعتقاد به نظام یکتاپرستی و برابری انسان‌ها و نفی نظام شرک و کفر؛

    ۲. مدافع آزادی افراد و جامعه و پاسدار قسط و عدل؛

    ۳. شناخت از خود و خداوند و درک مسئولیت‌های خویش؛

    ۴. شناخت نظام جای‌گزینی که بر پایه قسط و عدل بنا شود؛

    ۵. شناخت از ظلم، استکبار، استعمار، استثمار و استبداد در اشکال مختلف آن؛

    ۶. اعتراض به نظام حاکم استکباری، استبدادی و مقاومت همه‌جانبه؛

    ۷. تحت تعقیب دشمن قرار گرفتن؛

    ۸. در اقلیت بودن و نداشتن پایگاه در ابتدای نهضت؛

    ۹. نداشتن امکانات داخلی و خارجی در ابتدای حرکت.

    رهبران و مستضعفان مبارز، یا شهید و تبعید می‌شوند و یا به زندان می‌افتند و یا آن‌که بر اثر مبارزه، از بند ظلم و بی‌عدالتی رهایی می‌یابند. تاریخ زندگی انبیای الهی و امامان شیعه و نهضت‌های اسلامی در گذشته و حال، گواه این مسئله است.

    برای آماده‌سازی زمینه‌های ظهور لازم است نظام و ویژگی‌های جبهه باطل نیز شناخته شود. این ویژگی‌ها عبارتند از:

    ۱. نظام طاغوت

    قرآن می‌فرماید:

    (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِی الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ)؛

    فرعون در سرزمین [مصر] سر برافراشت و مردم آن را طبقه‌طبقه ساخت؛ طبقه‏اى از آنان را زبون مى‏داشت، پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را [براى بهره‏کشى] زنده بر جاى مى‏گذاشت؛ همانا وى از فسادکاران بود.

    فرعون رژیمی فزون‌طلب، تجاوزگر و نامشروعی داشت، که نابودکردن انسان‌ها برنامه آن بود و برای برجا ماندن رژیمش، از جاسوسی و تفتیش عقاید و زندان و شکنجه گرفته تا نابودی انسان‌ها بهره می‌برد.

    ۲. استعلام (برتری‌جویی بر مردمان)

    قرآن می‌فرماید:

    (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِی الأرْضِ)؛

    فرعون در سرزمین [مصر] سر برافراشت.

    ۳. استعباد (برده ساختن انسان‌ها برای بهره‌کشی)

    قرآن در این زمینه می‌فرماید:

    (وَتِلْکَ نِعْمَهٌ تَمُنُّهَا عَلَی أَنْ عَبَّدتَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ)؛

    و [آیا] این‌که فرزندان اسرائیل را بنده [خود] ساخته‏اى نعمتى است که منّتش را بر من مى‏نهى؟

    ۴. استضعاف

    (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِی الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ)؛

    فرعون در سرزمین [مصر] سر برافراشت و مردم آن را طبقه‌طبقه ساخت؛ طبقه‏اى از آنان را زبون مى‏داشت؛ پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را [براى بهره‏کشى] زنده بر جاى مى‏گذاشت؛ همانا وى از فسادکاران بود.

    ۵. ارتجاع

    (وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ)؛

    و بدین‌گونه در هیچ شهرى پیش از تو هشدار دهنده‏اى نفرستادیم مگر آن‌که افراد خوش‌گذران آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینى [و راهى] یافته‏ایم و ما از پى ایشان راه‌سپریم.

    ۶. اسراف

    (إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ)؛

    در حقیقت، فرعون در آن سرزمین برترى‏جوى و از اسراف‌کاران بود.

    ۷. تکذیب

    انکار و تکذیب پیام‌های الهی و قوانین مسلم تاریخ و سنت‌های، الهی از صفات شاخص طبقه ستم‌گر و متجاوز است.

    ۸. فساد

    فرعون و ستم‌گران نه تنها خود تجسم عینی فسادند، بلکه فساد را در جامعه ترویج می‌دهند.

    ۹. مترفین و ملأ

    (وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ)؛

    و [ما] در هیچ شهرى هشدار دهنده‏اى نفرستادیم جز آن‌که خوش‌گذرانان آن گفتند: ما به آن‌چه شما بدان فرستاده شده‏اید کافریم.

    قرآن طبقه مرفه و ثروت‌مند و سرمایه‌داران بی‌درد جامعه و اشراف و قدرت‌مندان را در رأس و در صف مقدم جبهه باطل قرار می‌دهد. انگیزه و دشمنی این گروه با انبیا و مردم را حفظ و دفاع از ثروت و امتیازاتی می‌داند که از راه ستم و تجاوز به دست آمده است. قرآن می‌فرماید:

    (وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَونَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِیُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ وَیَذَرَکَ وَآلِهَتَکَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءهُمْ وَنَسْتَحْیی نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ)؛

    و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسى و قومش را رها مى‏کنى تا در این سرزمین فساد کنند و [موسى] تو و خدایانت را رها کند؟ [فرعون] گفت: به زودى پسرانشان را مى‏کشیم و زنانشان را زنده نگاه مى‏داریم و ما بر آنان مسلطیم.

    ملأ یعنی بزرگان قوم در نظام طاغوتی که به جز طرف‌داری از آن نظام هنری ندارند و به آن وفادارند و با این کار ثروت زیادی را تصاحب می‌نمایند. ملأ در نظام طاغوتی در دو چهره اقتصادی و دیوان‌سالاری دیده می‌شود. قارون نماینده قدرت اقتصادی وابسته به نظام طاغوتی و هامان نماینده سیستم اجرایی و دیوان‌سالاری این نظام بود.

    در جنگ بین این دو جریان (حق و باطل)، سرانجام وعده خدا به مسلمانان و محرومان تحقق خواهد یافت و منجی عالم و یاران منتظرش جامعه‌ای بر اساس قسط و عدال ایجاد خواهند کرد. او برترین حیات‌بخشی است که آرزوی تمام انبیا و اوصیا را محقق خواهد ساخت؛ عقل‌های به‌خواب‌رفته را بیدار خواهد نمود و زمین را حیات داده، استعداد‌ها را در عمق وجود انسان‌ها استخراج و شکوفا خواهد کرد. در آن زمان اکثر اهل‌کتاب اسلام می‌آورند. آیت‌الله مکارم شیرازی در این زمینه می‌نویسد:

    با توجه به این‌که در دوران حکومت آن مصلح بزرگ، همه وسایل پیشرفته ارتباط‌جمعی در اختیار او و پیروان رشید اوست و با توجه به این‌که اسلام راستین با حذف پیرایه‌ها، کشش و جاذبه‌ای فوق‌العاده دارد، به خوبی می‌توان پیش‌بینی کرد که اسلام با تبلیغ منطقی و پی‌گیری، از طرف اکثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو عملی می‌گردد.

    برگرفته از سایت :المهدویه

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *