به نام خدا
صفات و مشخصات حضرت مهدى علیه السلام که در احادیث و روایات ذکر شده مشخصاتى است که هر کس آن مشخصات را در نظر بگیرد هرگز آن حضرت را با افراد دیگر اشتباه نخواهد کرد و اگر دیده مىشود پارهاى فریب خورده و دعواى مهدویت را از شیادانى پذیرفتهاند….
تمام مخلوقات و ممکنات و انواع و اجناس و اشخاص مرکب مىباشند از«ما به الاشتراک»و«ما به الامتیاز»به عبارت دیگر هر یک از افراد و اشخاص و انواع در عین حال که در بعضى اوصاف ذاتى یا عرضى یا اعتبارى با افراد دیگر جهت اجتماع و اشتراک دارند داراى اوصاف و مشخصاتى نیز مىباشند که به آن اوصاف از دیگران ممتاز و مشخص مىشوند و این مساله ممیزات و مشخصات یکى از بزرگترین حکمتهاى عالم آفرینش و از پایههاى عمده بقاى نظام جهان است.
ما به الاشتراک یا قدر مشترک،آن چیزى است که فرد یا افراد دیگر در آن شرکت دارند و ملاک صحت اطلاق یک مفهوم کلى و لفظ عام بر افراد کثیر است مانند انسان،مسلمان،ناطق،ضاحک…
ما به الافتراق و الامتیاز،اوصاف و مشخصات حقیقى و عرضى و اعتبارى است که افراد به ملاحظه آن از یکدیگر ممیز و بطور استقلال تحت ملاحظه و تصور واقع مىشوند.
بدیهى است که مشخصات یک فرد بسیار و بلکه شاید قابل احصاءنباشد،ولى در مقام شناختن یک نوع یا یک فرد،باید طورى مشخصات او گفته شود که با توجه به آن مشخصات،آن فرد با فرد دیگر اشتباه نشود،مثلا در خصوصیات مسکن باید نام کشور،استان،شهرستان،بخش،نام خیابان،نام کوچه،شماره اطاق،و در خصوصیات اندام باید شکل،شمایل،قیافه رنگ چهره،نشانههاى مو،ابرو،و قد و قامت،و در مشخصات نسبى و فامیلى،اسم پدر و مادر و اجداد (پدر بزرگها) و جدات (مادر بزرگها) و در مشخصات عملى،اقدامات اصلاحى،جنگها،غزوات،معاهدات،کار و پیشه،مقامات،مواقف تاریخى،سلوک و وضع معاشرت،و در مشخصات علمى،روش فکرى،ایمان،عقیده،نظرات اجتماعى و سیاسى و آراى دیگر،و در اوصاف اخلاقى،چگونگى صفات و خلق و خوى او از قبیل شجاعت،سخاوت،عفو،گذشت،تواضع و فروتنى،شکیبائى،عدل و سایر اوصاف و محامد اخلاقى و یا اضداد آنها باید ذکر شود.
هر چه این مشخصات روشنتر بیان شود فردى که مقصود شناساندن او است،بهتر شناخته مىشود.
راجع به حضرت مهدى علیه السلام و اوصاف آن بزرگوار باید بدانیم که شناختن مشخصات آن حضرت از دو جهت اهمیتبخصوص دارد:یکى از نظر تکلیف زیرا شناختن امام شرعا و عقلا واجب است و به حکم حدیث معروف:
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه»
«هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد،مرده است (همانند) مردن جاهلیت».
و دیگر از جهتشناختن دروغ و باطل بودن دعاوى کسانى که به دروغ ادعاى مهدویت کرده یا بنمایند، زیرا با ملاحظه این مشخصات،کذب و بطلان دعواى این افراد روشن و واضح مىشود چون فاقد این صفات و خصائص بودهاند.
صفات و مشخصات حضرت مهدى علیه السلام که در احادیث و روایات ذکر شده مشخصاتى است که هر کس آن مشخصات را در نظر بگیرد هرگز آن حضرت را با افراد دیگر اشتباه نخواهد کرد و اگر دیده مىشود پارهاى فریب خورده و دعواى مهدویت را از شیادانى پذیرفتهاند،به دلیل غفلتیا بى اطلاعى از این مشخصات و خصائص بوده،و یا آنکه بعضى مشخصات را که تمام مشخص نبوده و وصف عام آن حضرت و دیگران بوده،تمام مشخص شمرده و صاحبان وصف عام را با صاحب وصف خاص اشتباه کردهاند.بسیارى هم دانسته و عمدا این دعاوى را براى یک سلسله اغراض مادى و سیاسى و حب جاه و ریاست،به ظاهر پذیرفته و ترویج مىنمایند.
و گرنه خصوصیات و اوصافى که براى آن حضرت بیان شده مشخصاتى است که جز بر آن شخص خاص و موصوف به آن صفات خاص (یعنى امام دوازدهم،یگانه فرزند امام حسن عسکرى علیهما السلام) بر احدى از کسانى که ادعاى مهدویت کردهاند قابل انطباق نیست و بطلان دعاوى آنها با توجه به این نشانیها و علامات مانند آفتاب آشکار و هویدا است.
علماء و دانشمندان متتبع و محیط به احادیث که وثاقت آنان موردتایید علم رجال و تراجم است،در کتابهاى معتبر و مستند به نحو کافى و وافى این مشخصات را تعیین و توضیح دادهاند که چون نقل آن احادیث در اینجا امکان پذیر نیست لذا ما فقط بر طبق احصاى ناقص خودمان در کتاب«منتخب الاثر»قسمتى از این مشخصات را با ذکر عدد احادیث که بر هر یک از آنها دلالت دارد به عرض خوانندگان ارجمند مىرسانیم.
۱-مهدى علیه السلام از خاندان و ذریه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم است.«طبق ۳۸۹ حدیث».
۲-همنام و هم کنیه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم و شبیهترین مردم به آن حضرت است.«طبق ۴۸ حدیث».
۳-در صفتشمائل و قیافه آن حضرت.«۲۱ حدیث».
۴-از فرزندان امیر المؤمنین علیه السلام است.«طبق ۲۱۴ حدیث».
۵-از فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است«طبق ۱۹۲ حدیث».
۶-از فرزندان حسن و حسین علیهما السلام«طبق ۱۰۷ حدیث» (۱)
۷-از فرزندان حسین علیه السلام است«طبق ۱۸۵ حدیث».
۸-نهمین از فرزندان حسین علیه السلام است«طبق ۱۴۸ حدیث».
۹-از فرزندان زین العابدین علیه السلام است«طبق ۱۸۵ حدیث».-هفتمین از فرزندان حضرت باقر علیه السلام است«طبق ۱۰۳ حدیث».
۱۱-ششمین از فرزندان حضرت صادق علیه السلام است«طبق ۹۹ حدیث».
۱۲-پنجمین از فرزندان موسى بن جعفر علیهما السلام است«طبق ۹۸ حدیث».
۱۳-چهارمین از فرزندان حضرت رضا علیه السلام است«طبق ۹۵ حدیث».
۱۴-سومین از فرزندان امام محمد تقى علیه السلام است«طبق ۶۰ حدیث».
۱۵-جانشین جانشین امام على نقى و پسر امام حسن عسکرى علیهما السلام است«طبق ۱۴۶ حدیث».
۱۶-اسم پدرش حسن علیه السلام است«طبق ۱۴۷ حدیث».
۱۷-مادرش سیده کنیزان و بهترین ایشان است«طبق ۹ حدیث».
۱۸-دوازدهمین امام و خاتم ائمه است«طبق ۱۳۶ حدیث».
۱۹-داراى دو غیبت است (صغرى و کبرى) «طبق ۱۰ حدیث».
۲۰-غیبتش از بس طولانى خواهد شد که مردم ضعیف الایمان و کم معرفت،گرفتار شک و تردید مىشوند«طبق ۹۱ حدیث».
۲۱-بسیار طویل العمر است«طبق ۳۱۸ حدیث».
۲۲-زمین را پر از عدل و داد کند بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد«طبق ۱۲۳ حدیث».
۲۳-مرور روزگار او را پیر نسازد و به سیماى جوانان باشد«طبق ۸ حدیث».
۲۴-ولادتش پنهان باشد«طبق ۱۴ حدیث».
۲۵-دشمنان خدا را مىکشد و زمین را از شرک و ظلم و ستم و حکومت دیکتاتوران پاک و به تاویل جهاد کند«طبق ۱۴ حدیث».
۲۶-دین خدا را آشکار و اسلام را در تمام روى زمین گسترش دهد و فرمانرواى روى زمین گردد و زمین را خدا به او زنده سازد«طبق ۴۷ حدیث».
۲۷-مردم را به هدایت و قرآن و سنتبرگرداند«طبق ۱۵ حدیث».
۲۸-داراى سنتهائى از انبیاء است که از آن جمله غیبت است«طبق ۲۳ حدیث».
۲۹-با شمشیر قیام کند«طبق احادیثبسیار».
۳۰-روش او روش پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم باشد«طبق ۳۰ حدیث».
۳۱-ظاهر نشود مگر بعد از آنکه مردم در امتحانات و آزمایشهاى سخت واقع شوند«طبق ۲۴ حدیث».
۳۲-عیسى نازل شود و در نماز به آن حضرت اقتدا نماید«طبق ۲۵ حدیث».
۳۳-پیش از ظهورش بدعتها و ظلم و گناه و تجاهر به فسق و فجور،زنا،ربا،میگسارى،قمار،رشوه،ترک امر به معروف و نهى از منکر و معاصى دیگر رایجشود،زنان مکشفه و در کارهاى مردان شرکت کنند، طلاق بسیار و مجالس لهو و لعب و غنا و آوازهاى مطرب علنى گردد.
«طبق ۳۷ حدیث».-هنگام ظهورش منادى آسمانى به نام او و نام پدرش ندا کند که همه آن را بشنوند و ظهور آن حضرت را اعلام کند«طبق ۲۷ حدیث».
۳۵-پیش از ظهورش نرخها بالا رود و بیماریها زیاد شود و قحطى ظاهر و جنگهاى بزرگ بر پا شود و خلق بسیار از میان بروند«طبق ۲۳ حدیث».
۳۶-پیش از ظهورش«نفس زکیه»و«یمانى»کشته شوند و در«بیدا» (که مکانى بین مکه و مدینه است) خسفى واقع شود و دجال و سفیانى خروج کنند و صاحب الزمان علیه السلام آنها را بکشد.«طبق احادیثباب ۶ و ۷ از فصل ۶ و باب ۹ و ۱۰ از فصل ۷».
۳۷-برکات آسمان و زمین بعد از ظهورش ظاهر شود و زمین معمور آباد گردد و غیر خدا پرستش نشود و کارها آسان و خردها تکامل یابد«طبق احادیثباب ۲ و ۳ و ۴ و ۱۱ و ۱۲ از فصل ۷.
۳۸-سیصد و سیزده نفر اصحاب او در یک ساعتبه محضرش حاضر شوند«طبق ۲۵ حدیث».
۳۹-ولادت و مشروح تفصیلات و تاریخ آن و بعضى از احوال مادر جلیله آن حضرت«طبق ۲۱۴ حدیث».
۴۰-شرح بعضى از معجزات او در زمان حیات پدر بزرگوارش و در غیبت صغرى و غیبت کبرى و نام جمع کثیرى از کسانى که مشرف به نعمت دیدار و لقاى آن حجتخدا شدهاند«طبق باب ۲ و ۳ از فصل ۳ و باب ۱ و ۲ از فصل ۴ و باب ۱ و ۲ از فصل ۵».
بیش از این و به تفصیل هر کس خواسته باشد،از اوصاف حضرت مهدى علیه السلام اطلاع حاصل نماید مىتواند به کتاب منتخب الاثر نگارنده و یا کتابهاى مبسوط و مفصل و جامع محدثین بزرگ مانند صدوق،نعمانى،شیخ طوسى و مجلسى-رضوان اله علیهم اجمعین-رجوع نماید.
السلام على المهدى الذى وعد الله به الامم (۲)
شاید بعضى گمان کنند که ایمان و عقیده به ظهور حضرت مهدى منتظر-علیه الصلاه و السلام-اختصاص به شیعه دارد و مصادر و مدارک احادیث آن فقط کتابهاى شیعه و روات آن همه از شیعیان هستند و از کثرت احادیث وارده از طرق اهل سنت و جماعت و تالیفات علماء و محدثین معروف ایشان در این موضوع بىاطلاع باشند.لذا ما در این مقاله بطور اختصار و بدون اینکه در مقام استقصاء باشیم،بشارتهاى قرآن مجید و احادیثشریف و اسامى کسانى که از اهل سنت آن احادیث را روایت کردهاند و کتابهاى ایشان را که این احادیث در آن ضبط است و تالیفات بخصوصى را که علماى عامه در این باب دارند،با مطالب دیگر که مناسب این موضوعات است در تحت چند عنوان مىنگاریم.
۱-قرآن شریف و حضرت مهدى منتظر علیه السلام
از قرآن شریف آیات متعددى (۳) به ظهور حضرت مهدى علیه السلام تفسیر و تاویل شده است مانند آیه:
لیستخلفنهم فى الارض (۴) .
و آیه:
لیظهره على الدین کله
که جمعى از مفسرین مثل ابن عباس و سعید بن جبیر و سدى گفتهاند که این وعده در وقت ظهور حضرت مهدى علیه السلام عملى خواهد شد (۵)
و آیه:
و لقد کتبنا فی الزبور… (۶)
و آیه:
الذین یؤمنون بالغیب (۷)
و آیه:
و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض… (۸)
و آیه:
و انه لعلم للساعه
که مقاتل بن سلیمان و اتباع او از مفسرین همه گفتهاند در حق مهدى علیه السلام نازل شده است (۹) .
۲-احادیث وارده در موضوع ظهور
احادیث در موضوع ظهور حضرت مهدى-عجل الله تعالى فرجه الشریف-بسیار و در نهایت کثرت استشاید در کمتر مسالهاى از مسائل اسلامى کثرت روایات به این حد باشد که بدیهى است رد یکدهم بلکه یکصدم این روایات خلاف ایمان و خلاف طریق عقلاء در قبول و اعتماد به اخبار ثقات است، خصوصا که قرائن و نشانیهائى در بعضى از این روایات است که قطع به صدور آنها حاصل مىشود و شکى باقى نمىماند.
در بین این احادیث،احادیث«عالیه الاسناد»و احادیثى که روایت آن موثق و ممدوح باشند زیاد است، چنانچه از تاریخ و تراجم و کتب حدیث استفاده مىشود این اخبار در بین روات مشهور و راجع بهمضامین و مفاد آنها از صحابه و تابعین توضیحات مىخواستهاند و مضمون آنها را مسلم و حتمى الوقوع مىدانستند و بعضى اصحاب مثل«حذیفه بن الیمان»در اینگونه احادیث اطلاع و تخصص بسیار داشتهاند.
۳-تواتر احادیث
جمع کثیرى از مشایخ و حفاظ اهل سنت مانند صبان در اسعاف الراغبین (ب ۲،ص ۱۴۰،ط مصر،س ۱۳۱۲) و شبلنجى در نور الابصار (ص ۱۵۵،ط مصر،س ۱۳۱۲) و شیخ عبد الحق در لمعات به نقلى که در حاشیه سنن ترمذى (ص ۴۶،ج ۲،ط دهلى) است،و ابى الحسین آبرى به نقل صواعق (ص ۹۹،ط مصر) و ابن حجر و سید احمد بن سید زینى دحلان مفتى شافعیه در الفتوحات الاسلامیه (ج ۲،ص ۲۱۱،ط مصر) و حافظ در فتح البارى و شوکانى در التوضیح به نقل غایه المامول (ص ۳۸۲،ج ۵) و گنجى شافعى در البیان (ب ۱۱) و شیخ منصور على ناصف در غایه المامول و استاد احمد محمد صدیق در ابراز الوهم المکنون و ابو الطیب در الاذاعه و ابو الحسن سحرى و عبد الوهاب عبد اللطیف مدرس دانشکده شریعت در حاشیه صواعق،تصریح به تواتر روایات وارده درباره مهدى علیه السلام و صفات و علائم آن حضرت مثل اینکه زمین را پر از عدل و داد کند و از اهل بیت پیغمبر و اولاد فاطمه و فرزندان حسین است نمودهاند و علامه شوکانى در خصوص تواتر این روایات کتابى به نام«التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال و المسیح»تالیف کرده،و محمد بن جعفر الکتانى در«نظم المتناثر»مىگوید: «الاحادیث الوارده فی المهدى المنتظر متواتره»وشیخ محمد زاهد کوثرى در کتاب«نظره عابره»گفته است:«و اما تواتر احادیث المهدى و الدجال و المسیح فلیس بموضوع ریبه عند اهل العلم بالحدیث».
و اسنوى در مناقب شافعى گفته:اخبار در ظهور مهدى و اینکه از اهل بیت پیغمبر است متواتر است.
۴-نام جمعى از صحابه که این احادیث را اهل سنت از آنها روایت کردهاند
۱-حضرت على علیه السلام ۲-حضرت امام حسن علیه السلام ۳-حضرت امام حسین علیه السلام ۴-حضرت فاطمه علیها السلام ۵-عایشه،۶-عبد الله بن مسعود،۷-عبد الله بن عباس،۸-عبد الله بن عمر،۹-عبد الله بن عمرو،۱۰-سلمان فارسى،۱۱-ابو ایوب انصارى،۱۲-ابو على الهلالى،۱۳-جابر بن عبد الله الانصارى،۱۴-جابر بن سمره،۱۵-ثوبان،۱۶-ابو سعید الخدرى،۱۷-عبد الرحمن بن عوف،۱۸-ابو سلمى،۱۹-ابو هریره،۲۰-انس بن مالک،۲۱-عوف بن مالک،۲۲-حذیفه بن الیمان،۲۳-ابو لیلى الانصارى،۲۴-جابر بن ماجد صدفى،۲۵-عدى بن حاتم،۲۶-طلحه بن عبید الله،۲۷-قره بن ایاس مزنى،۲۸-عبد الله بن الحارث بن جزء،۲۹-ابو امامه،۳۰-عمرو بن العاص،۳۱-عمار بن یاسر،۳۲-ابو الطفیل،۳۳-ام سلمه،۳۴-اویس ثقفى (۱۰) .
۵-نام مشاهیر علماى بزرگ اهل سنت،و کتابهاى آنها که احادیث ظهور در آن تخریجشد
ه است
۱-مسند احمد،۲-سنن ترمذى،۳ و ۴-کنز العمال و منتخب کنز العمال على متقى هندى مکى، ۵-سنن ابى داود،۶-سنن ابن ماجه،۷-صحیح مسلم،۸-صحیح بخارى،۹-ینابیع الموده قندوزى، ۱۰-موده القربى همدانى،۱۱-فراید السمطین حموینى شافعى،۱۲ و ۱۳-مناقب و مقتل خوارزمى، ۱۴-اربعین حافظ ابى الفوارس،۱۵-مصابیح السنه بغوى،۱۶-التاج الجامع الاصول شیخ منصور على ناصف،۱۷-صواعق ابن حجر،۱۸-جواهر العقدین شریف سمهودى،۱۹-سنن بیهقی،۲۰-الجامع الصغیر سیوطى،۲۱-جامع الاصول ابن اثیر،۲۲-تیسیر الوصول ابن الدیبع شیبانى،۲۳-المستدرک حاکم، ۲۴-معجم کبیر طبرانى،۲۵-معجم اوسط طبرانى،۲۶-معجم صغیر طبرانى،۲۷-الدر المنثور سیوطى،۲۸-نور الابصار شبلنجى،۲۹-اسعاف الراغبین صبان،۳۰-مطالب السؤل محمد بن طلحه شافعى،۳۱-تاریخ اصفهان ابن منده،۳۲ و ۳۳-تاریخ اصفهان و حلیه الاولیاء حافظ ابى نعیم،۳۴-تفسیر ثعلبى،۳۵-عرایس ثعلبى،۳۶-فردوس الاخبار دیلمى،۳۷-ذخائر العقبى محب الدین طبرى،۳۸-تذکره الخواص سبط ابن الجوزى،۳۹-فوائد الاخبار ابى بکر الاسکاف،۴۰-شرح ابن ابى الحدید،۴۱-غرائب نیشابورى،۴۲-تفسیر فخر رازى،۴۳-نظره عابره کوثرى،۴۴-البیان و التبیین جاحظ،۴۵-الفتن نعیم تابعى،۴۶-عوالى ابن حاتم،۴۷-تلخیص خطیب،۴۸-بدایع الزهور محمد بن احمد حنفى،۴۹-الفصول المهمه ابن صباغ مالکى،۵۰-تاریخ ابنعساکر،۵۱-السیره الحلبیه على بن برهان الدین حلبى،۵۲-سنن ابى عمرو الدانى،۵۳-سنن نسائى،۵۴-الجمع بین الصحیحین عبدرى،۵۵-فضایل الصحابه قرطبى، ۵۶-تهذیب الآثار طبرى،۵۷-المتفق و المتفرق خطیب،۵۸-تاریخ ابن الجوزى،۵۹-الملاحم ابن منادى، ۶۰-فوائد ابى نعیم،۶۱-اسد الغابه ابن اثیر،۶۲-الاعلام بحکم عیسى علیه السلام سیوطى،۶۳-الفتن ابى یحیى،۶۴-کنوز الحقائق منادى،۶۵-الفتن سلیلى،۶۶-عقیده اهل الاسلام غمارى،۶۷-صحیح ابن حبان،۶۸-مسند رویانى،۶۹-مناقب ابن المغازلى،۷۰-مقاتل الطالبیین ابى الفرج اصبهانى،۷۱-الاتحاف بحب الاشراف شبراوى شافعى،۷۲-غایه المامول منصور على ناصف،۷۳-شرح سیره الرسول عبد الرحمن حنفى سهیلى،۷۴-غریب الحدیث ابن قتیبه،۷۵-سنن ابى عمرو المقرى،۷۶-التذکره عبد الوهاب شعرانى،۷۷-الاشاعه برزنجى مدنى،۷۸-الاذاعه سید محمد صدیق حسن،۷۹-الاستیعاب ابن عبد البر،۸۰-مسند ابى عوانه،۸۱-مجمع الزواید هیثمى،۸۲-لوامع الانوار البهیه سفارینى حنبلى، ۸۳-الهدیه الندیه سید مصطفى البکرى،۸۴-حجج الکرامه سید محمد صدیق،۸۵-ابراز الوهم المکنون سید محمد صدیق،۸۶-مسند ابى یعلى،۸۷-افراد دار قطنى،۸۸-المصنف بیهقی،۸۹-الحربیات ابى الحسن الحربى،۹۰-نظم المتناثر من الحدیث المتواتر محمد بن جعفر الکتانى،۹۱-التصریح بما تواتر فى نزول المسیح شیخ محمد انور کشمیرى،۹۲-اقامه البرهان غمارى،۹۳-المنار ابن القیم،۹۴-معجم البلدان یاقوت حموى،۹۵-مقالید الکنوز احمد محمد شاکر،۹۶-شرح الدیوان میبدى،۹۷-مشکاه المصابیح خطیب تبریزى،۹۸-مناقب الشافعى محمد بن الحسن الاسنوى،۹۹-مسند بزار،۱۰۰-دلائل النبوه بیهقى،۱۰۱-جمع الجوامع سیوطى،۱۰۲-تلخیص المستدرک ذهبى،۱۰۳-الفتوح ابن اعثم کوفى، ۱۰۴-تلخیص المتشابه خطیب،۱۰۵-شرح و رد السحرابى عبد السلام عمر الشبراوى،۱۰۶-لوامع العقول کشخانوى و تقریبا جمیع کتب و جوامع حدیث.
۶-کتابهائى که علماى اهل سنت در این موضوع و مسائل مربوط به آن تالیف کردهاند:
۱-البرهان فی علامات مهدى آخر الزمان،تالیف عالم شهیر ملا على متقى (متوفاى سنه ۹۷۵) .
۲-البیان فى اخبار صاحب الزمان،تالیف علامه گنجى شافعى (متوفاى به سال ۶۵۸) .
۳-عقد الدرر فی اخبار الامام المنتظر،تالیف شیخ جمال الدین یوسف الدمشقى،یکى از اعلام قرن هفتم.
۴-مناقب المهدى علیه السلام تالیف حافظ ابى نعیم اصفهانى (متوفاى قرن پنجم هجرى) .
۵-القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر،تالیف ابن حجر (متوفاى ۹۷۴) .
۶-العرف الوردى فى اخبار المهدى،تالیف عالم شهیر سیوطى (متوفاى ۹۱۱) .
۷-مهدى آل الرسول،تالیف على بن سلطان محمد الهروى الحنفىنزیل مکه معظمه.
۸-فوائد الفکر فی ظهور المهدى المنتظر،تالیف شیخ مرعى.
۹-المشرب الوردى فی مذهب المهدى،تالیف على القارى العالم الشهیر.
۱۰-فرائد فوائد الفکر فی الامام المهدى المنتظر،تالیف المقدسى.
۱۱-منظومه القطر الشهدى فى اوصاف المهدى،نظم شهاب الدین احمد خلیجى حلوانى شافعى.
۱۲-العطر الوردى بشرح قطر الشهدى،تالیف بلیسى.
۱۳-تلخیص البیان فی علامات مهدى آخر الزمان،تالیف ابن کمال پاشا حنفى (متوفاى ۹۴۰) .
۱۴-ارشاد المستهدى فى نقل بعض الاحادیث و الآثار الوارده فى شان الامام المهدى،تالیف محمد على حسین البکرى المدنى.
۱۵-احادیث المهدى و اخبار المهدى،تالیف ابى بکر بن خثیمه.
۱۶-الاحادیث القاضیه بخروج المهدى،تالیف محمد بن اسماعیل امیر الیمانى (متوفاى ۷۵۱) .
۱۷-الهدیه الندیه فیما جاء فى فضل الذات المهدیه،تالیف ابى المعارف قطب الدین مصطفى بن کمال الدین على بن عبد القادر البکرى الدمشقى الحنفى (المتوفى ۱۱۶۲) .
۱۸-الجواب المقنع المحرر فى الرد على من طغى و تبحر بدعوى انه عیسى او المهدى المنتظر،تالیف شیخ محمد حبیب الله بن مایابى الجکنى الشنقیطى المدنى.
۱۹-النظم الواضح المبین،تالیف شیخ عبد القادر بن محمد سالم.
۲۰-احوال صاحب الزمان،تالیف شیخ سعد الدین حموى.
۲۱-اربعین حدیث فی المهدى،تالیف ابى العلاء همدانى (بنقل ذخائر العقبى،ص ۱۳۶) .
۲۲-تحدیق النظر فی اخبار المهدى المنتظر،تالیف محمد بن عبد العزیز بن مانع (مقدمه ینابیع الموده) .
۲۳-تلخیص البیان فى اخبار مهدى آخر الزمان،تالیف على متقى (متوفاى ۹۷۵) .
۲۴-الرد على من حکم و قضى ان المهدى جاء و مضى،تالیف ملا على قارى (متوفاى ۱۰۱۴) .
۲۵-رساله فی المهدى در ضمن مجموعهاى تحتشماره ۳۷۵۸ در کتابخانه اسعد افندى سلیمانیه ترکیه.
۲۶-علامات المهدى،تالیف سیوطى.
۲۷-کتاب المهدى،تالیف ابى داود (این کتاب از کتب سنن ابى داود است و مکرر طبع شده) .
۲۸-المهدى،تالیف شمس الدین ابن القیم الجوزیه (متوفاى ۷۵۱) .
۲۹-المهدى الى ما ورد فى المهدى،تالیف شمس الدین محمد بن طولون.
۳۰-النجم الثاقب فی بیان ان المهدى من اولاد على بن ابیطالب،در ۷۸ صفحه در مکتبه لاله لى سلیمانیه به شماره ۶۷۹.
۳۱-الهدیه المهدویه،تالیف ابو الرجاء محمد هندى.-الفواصم عن الفتن القواصم این کتاب را مؤلف آن مخصوص شرح حال مهدى علیه السلام تالیف کرده است (السیره الحلبیه،ص ۲۲۷،ج ۱) .
۷-اتفاق مسلمین بر ظهور حضرت مهدى علیه السلام
راجع به ظهور مصلح آخر الزمان در میان اصحاب و تابعین در قرن اول هجرت و بعد از آن تا حال خلافى نبوده و همه بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر کسى در صحت احادیث آن و صدور این بشارات از پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم تردید مىکرد حمل بر عدم استقامتسلیقه یا بى اطلاعى مىنمودند.و لذا تاکنون کسى مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدى علیه السلام رد نکرده،بلکه در اثبات بطلان ادعاى آنها به واجد نبودن اوصاف و علاماتى که براى آن حضرت در احادیث ذکر شده استناد مىنمایند.
سویدى مىگوید:
«الذی اتفق علیه العلماء ان المهدى هو القائم فی آخر الوقت،و انه یملا الارض عدلا،و الاحادیث فیه و فی ظهوره کثیره» (۱۱) .
«آنچه علماء بر آن اتفاق دارند این است که مهدى آن کسى است که در آخر الزمان قیام فرماید و پر کند زمین را از عدل و داد و احادیث راجع به مهدى علیه السلام و ظهور او بسیار است».
ابن ابى الحدید نیز در کلام که پیش از این نگاشته شد به این اتفاقتصریح کرده است.
ابن خلدون در مقدمه گوید:
«اعلم ان المشهور بین الکافه من اهل الاسلام على ممر الاعصار انه لا بد فی آخر الزمان من ظهور جل من اهل البیتیؤید الدین و یظهر العدل و یتبعه المسلمون و یستولی على الممالک الاسلامیه و یسمى بالمهدی» (۱۲)
«مشهور بین تمام مسلمانان در مرور اعصار این است که چارهاى نیست در آخر الزمان از ظهور مردى از اهل بیت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم که دین را تایید و عدل را آشکار کند و مسلمانان از او پیروى نمایند و بر کشورهاى اسلامى مسلط شود و نامیده شود به مهدى».
شیخ على ناصف گوید:
«فائده:اتضح مما سبق ان المهدی المنتظر من هذه الامه الى ان قال-و على هذا اهل السنه سلفا و خلفا» (۱۳)
«از آنچه سبق بیان یافت روشن شد که مهدى منتظر از این امت است…و اهل سنت از گذشتگان و آیندگان همه بر این عقیده بوده و هستند».
علامه ابو الطیب در کتاب«الاذاعه لما کان و یکون بین یدی الساعه»گفته است که:مهدى در آخر الزمان ظاهر مىشود،و انکار او گستاخى عظیم و لغزشى بزرگ است.
و همانند این سخنان را در کلمات دانشمندان متتبع و محقق اهل سنت فراوان توان یافت.
۸-بعضى از صفات و علائم حضرت مهدى علیه السلام در کتب اهل سنت (۱۴)
۱-مهدى موعود از عترت پیغمبر و از فرزندان فاطمه علیهم السلام است.
۲-مهدى موعود از فرزندان حسین علیه السلام است.
۳-حضرت مهدى جهان را پر از عدل و داد کند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد.
۴-حضرت مهدى داراى دو غیبت است،یکى از آن دو غیبت طولانى مىشود.
۵-مهدى خلیفه و رهبر و امام دوازدهم از ائمه اثنى عشر است که پیغمبر،امت را به امامت آنها بشارت داد و بر طبق روایات کثیر مسند احمد،صحیح بخارى،صحیح مسلم،سنن ابى داود و کتابهاى معتبر دیگر اهل سنت،امامتشان ثابت است.
۶-حضرت مهدى علیه السلام بر تمام کشورها و شهرها مستولى مىشود و لشکرهاى کفر را هزیمت مىدهد.
۷-دین اسلام و توحید به وسیله آن حضرت عالمگیر خواهد شد و در زمین کسى نماند مگر اینکه به توحید خدا گواهى دهد.
۸-در زمانش آنچنان مردم در نعمت و وسعتخواهند بود که نظیر آن در هیچ عصرى نبوده است.
۹-حضرت مهدى علیه السلام همنام و هم کنیه حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم است.
۱۰-حضرت مهدى شبیهترین مردم استبه پیغمبر در خلق و خلق.
۱۱-مردم را به سنت و شریعت و ملت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم بر گرداند و کتاب و سنت را زنده سازد.
۱۲-پوشاک و خوراک آن حضرت در نهایتسادگى باشد.
۱۳-برکات زمین و آسمان در عصرش فراوان شود.
۱۴-علم و دانائى او به حلال و حرام از همه کس بیشتر باشد.
۱۵-نسبتبه فقرا مهربان و بر عمال و مامورین سخت گیر باشد که بر مردم ستم نکنند.
۱۶-عیسى بن مریم علیه السلام فرود آید و در نماز به مهدى علیه السلام اقتدا کند.
۱۷-پیش از ظهور آن حضرت حوادث بزرگ و فتن عظیم و جنگهاى عالمگیر اتفاق افتد که دو ثلث مردم تلف شوند.
۱۸-پیش از ظهور آن حضرت معاصى رایجشود،فروش خمر و قمار علنى شود،عفت و پاکدامنى در زنها کم شود،اسباب لهو و طرب و غنا ظاهر شود،ربا جزء معاملات رایج گردد (مؤسسات ربوى آشکار شود) .زنها برهنه و نیم برهنه از خانهها بیرون آیند و در امور و مشاغل مردها وارد شوند و مردها از آنها اطاعت کنند،احکام خدا و حدود معطل ماند و اجرا نشود،امر به معروف و نهى از منکر ترک شود بلکه امر به معروف و نهى از معروف رایج گردد تا حدى که مردم منکر را معروف و معروف را منکر بدانند. زنها فاسد و جوانان بدکار شوند،کارها به نااهلان سپرده شود و چیزهاى دیگر از این قبیل که شرحش فعلا میسور نیست.
هر کس بخواهد از این علائم و نشانیها (که خیلى بیش از اینها است) و همچنین راجع«به خسف بیداء»، «خروج سفیانى»،«دجال»،«یمانى»،«قتل نفس زکیه»،«کیفیت ظهور آن حضرت»،ندا و اعلامى که به ظهور مىشود و سایر مطالب اطلاع پیدا کند باید به کتب مفصل رجوع نماید.
۹-اسامى جمعى از علماى عامه که به ولادت و حیات آن حضرت اعتراف کردهاند
در کتاب منتخب الاثر فصل سوم،باب اول،جمع بسیارى از علماى اهل سنت را که قائل به امامت و حیات آن حضرت بودهاند ذکر کردهایم که با آنچه بعدا به آن ملحق شده متجاوز از هفتاد نفر هستند.
۱۰-کفر منکر مهدى علیه السلام
در کتاب فراید السمطین و کتاب البرهان فی علامات مهدى آخر الزمان،ب ۲ و کتاب الاشاعه،ص ۱۱۲ و کتاب الاذاعه،ص ۱۳۷ و کتاب التصریح،ص ۴۴۲ و کتاب العرف الوردى فى اخبار المهدى،ج ۲،ص ۸۳ و بعض کتب دیگر از فوائد الاخبار ابى بکر اسکاف و از ابو بکر بن خیثمه در اخبار المهدى در حدیثى که سفارینى سند آن را مرضى دانسته و از سهیلى در شرح سیر از جابر بن عبد الله انصارى از حضرترسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
«من انکر خروج المهدى فقد کفر»
«هر کس خروج مهدى را انکار نماید کافر گردیده».
و در لفظ دیگر است که فرمود:
«من کذب بالمهدى فقد کفر»
«هر کس ظهور مهدى را دروغ بشمارد کافر گردیده».
سفارینى در کتاب«لوامع»گفته است:ایمان به خروج مهدى واجب بوده و از عقائد اهل سنت و جماعت است.
مؤلف کتاب ارشاد المستهدى (۱۵) در ص ۵۳ مىگوید:بپرهیز اى خردمند از هر شبهه و شکى در ظهور حضرت مهدى علیه السلام زیرا عقیده به ظهور آن حضرت اتمام ایمان به خدا،و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و آنچه پیغمبر آورده و از آن خبر داده است مىباشد و پیغمبر،صادق و مصدق است و همچنین شبههاى نداشته باش در اینکه مهدى موعود تا حال ظاهر نشده و هر کس این ادعا را کرد دروغگو و کذاب استبه جهت اینکه علامات و نشانیهائى که در روایات شریف ذکر شده در آن اشخاص موجود نیست و ظهور مهدى و راه شناسائى او مشهور و روشن است و ظهور او پیش از نزول عیسى خواهد بود و اجتماع او با عیسى (بر حسب اخبار ثابت) امرى ضرورى و بدیهى است.
هر کس بخواهد بطور مبسوط اطلاع پیدا کند به کتابهائى که در این موضوع تالیف شده رجوع نماید، مقصود ما در این کتاب (ارشادالمستهدى) اثبات تواتر روایات ظهور آن حضرت به اختصار است.
در ص ۵۲ مىگوید:این احادیث (احادیث ظهور) و آثار را،عموم محدثین و غیر محدثین در کتابهایشان نقل کردهاند،و ایمان به ظهور مهدى-رضى الله عنه- (این تعبیر از ارشاد المستهدى است) مشهور و شایع در بین صحابه بوده و اصحاب این عقیده و ایمان را از پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم اخذ کردهاند و همچنین است آثار و مراسیلى که از تابعین رسیده زیرا آنها در اینگونه از مسائل به راى و از پیش خود چیزى نمىگفتند.
نتیجهاى که ما از این مقاله مىخواهیم بگیریم این است که مساله ظهور حضرت مهدى منتظر موعود-ارواح العالمین له الفدا-که صاحب صفاء و علامات مذکور در روایات است،مورد اتفاق و اجماع مسلمین و احادیث وارد شده در این موضوع از طرق عامه به حد تواتر و مسلم و ثابت است و با ایمان به صدق پیغمبر اکرم و تصدیق به نبوت آن حضرت و صحت آنچه از آن خبر داده،از اخبار غیبى است و شک در آن راه ندارد و ایمان به نبوت مستلزم ایمان به ظهور آن حضرت است و انفکاک این دو از یکدیگر جایز نیست.
آنچه توضیح داده شد،مبتنى بر اقوال علماى اهل سنت است و اگر کسى به کتب معتبر شیعه و روایات آنها از اهل بیت عصمت و طهارت به سندهائى که در نهایت اعتماد مىباشد و به کتابهائى که از پیش از هزار سال پیش تا حال نوشتهاند و احصاى آنها دشوار،بلکه غیر ممکن است رجوع شود اطلاعات او در این موضوع جامعتر خواهد شد.
شیعه این روایات و احادیث را در کتبى که از عصر حضرتامیر المؤمنین علیه السلام شروع به تصنیف آنها کردهاند و در اصولى که در عصر ائمه علیهم السلام و پیش از ولادت حضرت مهدى و ولادت پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکرى علیهما السلام تالیف نمودهاند ضبط کردهاند که فى الواقع یکى از معجزات و اخبار غیبى،همین احادیث و روایات است.امید استخداوند متعال چشم عموم مسلمین را به زیارت آن جمال عدیم المثال روشن و منور فرموده و به انتظار آنها پایان بخشیده،تزلزل و اضطرابى را که در همه شؤون بشر طاهر شده به ظهور آن یگانه مصلح حقیقى مرتفع فرماید.فانه على کل شىء قدیر.
در انتظار یک آینده درخشان (۱۶)
و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون (۱۷)
دین اسلام دعوتش ایمان به خداوند یگانه و توحید خالص است و چناچه از اعتقادات و تعالیم اخلاقى، قوانین حقوقى و کیفرى،آداب کشور دارى و حکومت و کلیه احکام و وظایفى که راجع به تمام نواحى فرد و جامعه مقرر نموده معلوم و آشکار است که هدفش متحد کردن جماعات و ملتها،برداشتن دیوارهاى امتیازات و اعتبارات لغو و بى اثر،برقرار کردن توحید کلمه،همکارى و ارتباطى که ریشه و پایه آن کلمه توحید و ایمان و عقیده به آن است مىباشد.
اسلام مىخواهد تمام اختلافات و جدائیهائى را که به نامهاى گوناگون پدید آمده به وسیله عقیده توحید از میان بردارد،اختلافات نژادى،اختلافات طبقاتى،اختلافات ملى و وطنى و جغرافیائى، اختلافات مسلکى و حزبى و زبانى همه باید از میان برود و سبب امتیاز و افتخار و اعتبار نباشد حتى باید اختلافات دینى هم کنار گذاشته شود و همه تسلیم فرمان خدا (که همان است) باشند.
اسلام براى بشر،رسیدن به چنین روزى را پیش بینى کرده و در حدودى که وظیفه تشریع است مقدمات آن را فراهم ساخته و عملى شدن آن را موکول به آماده شدن زمینه کامل آن نموده است.
ما مىبینیم جریان اوضاع جهانى و پیشرفتهائى که نصیب بشر در ناحیه امور مادى و صناعى شده،و روابط نزدیکى که به واسطه وسائل ارتباط کنونى با هم پیدا کردهاند،همه را به یک اتحاد واقعى و همکارى صمیمانه روحانى و برادرى حقیقى،بیشتر محتاج کرده و هر چه جلوتر برویم احساس این احتیاج بیشتر مىشود.
امروز تمام ملل جهان به صورت یک واحد در آمده و همه افراد بشر نسبتبه یکدیگر حکم همسایه بلکه اعضاى یک خانواده را دارند،همچنان است که دو همسایه یا اعضاى یک خانواده اگر با هم اختلاف داشته باشند و هر کدام مسلک یا دین یا وطن یا زبان یا عادات جداگانه داشته و بخواهند از کومتبخصوص و روش و مکتب خاصى پیروى کنند،زندگى براى هر دو همسایه تلخ شده و باید همواره در جنگ و ستیز باشند،مردم دنیاى امروز نیز چنین شدهاند تا یک وحدت عقیده و وحدت رویه و هدف قوانین،عادات و آداب و نظامات بر قرار نشود آن هم بطورى که تمام جامعههاى کوچک و بزرگ دنیا در آن برابر و مساوى باشند،اروپائى بر آفریقائى و شرقى،و غربى بر شرقى آقائى نداشته باشد،امنیت و آسایش واقعى حاصل نمىشود و همواره یک دسته محروم و یک طبقه برخوردار،یک دسته غالب،و یک جامعه مغلوب خواهد بود.باید این همه موجبات اختلاف و جدائى که در اثر ترقى فکر بشر،بى مایه بودن آنها معلوم شده ازمیان برود و آن جامعه محکم و حقیقت پرست صالحى که قرآن مجید وعده داده است وارث زمین بشود.
بدیهى است رسیدن بشر به چنین مقصد عالى آسایش بخش در گرو اسباب چندى است که از آن جمله وجود قوانین عادلانه،تعالیم اجتماعى،نظامات جزائى و حقوقى،برنامههاى وسیع تعلیم و تربیت صحیح و عمران است که از آلایش اغراض افراد و طبقات پاک باشد،که تنها دین مقدس اسلام به حد اعلا این جهات را تامین و تضمین نموده است،و از جمله ترقى فکر بشر و توجه او به لزوم تشکیل چنان اجتماع عادل و درخشان در اثر فشار ظلم،طغیان،فراوانى نابکارى،فساد و عجز زمامداران از اصلاح امور است.
و از آن جمله است وجود یک رهبر عالى مقام روحانى،یک رهبر پاک و منزه از احساسات حیوانى،خشم، شهوت،کبر،و غرور و خود خواهى.یک رهبرى که فقط وابسته به خدا باشد و به همه ملتها،جمعیتها نژادها با چشم مهربانى و تساوى و برابرى کامل نگاه کند که:
«لا فضل لعربى على عجمى»
«هیچ فضیلت و برترى براى عربى،نسبتبه عجمى نیست».
و«الناس کلهم سواسیه کاسنان المشط»
«همه مردم همانند داندنههاى شانه مساویند».
و«الخلق کلهم عیال الله فاحبهم الى الله انفعهم لعیاله»
«همه مردم عیال خدایند پس محبوبترین ایشان به خدا،سودمندترینشان بر عیال خدا است».
رهبران دیگر که به این صفات آراسته نیستند و به این تعالیم آشنائى ندارند حتما نخواهند توانست چنین دنیائى را که افرادش تشنه یکحکومت عادلانه هستند اداره کنند و همه افراد بشر اعم از سیاه، سفید،آسیائى،اروپائى،آفریقائى و آمریکائى را یکسان ببینند و در حقوق عالى انسانى همه را شریک قرار دهند.
اینها عالىترین همتشان استثمار یک دسته براى دسته دیگر و هضم یک جامعه در جامعه قوىتر و کوشش براى مصالح یک ملت است.این مىخواهد آفریقائى بینوا و الجزائرى آزاده روح را،با کشتارهاى مهیب و تعذیبهاى دلخراش غلام حلقه بگوش ملت دیگر کند و اگر یک لقمه نانى هم در دست او است از او ربوده و ذخائر طبیعى او را مالک باشد تا عیاشها و ثروتمندان کشورش را از خود راضى کند.آن دیگرى هم مىخواهد به نام طرفدارى از ضعفاء و جنگ با استثمار و استعمار،آزادى فردى را در عالم نابود سازد و بشر را از ابتدائىترین حقوقش محروم و جامعه را به صورت یک ماشین جاندار بى اراده که پشت فرمان آن چند نفر بى وجدان خدا نشناس نشسته باشند در آورد.آن یکى دیگر هم تقویت اقلیتها،جدائى انداختن میان ملل و تجزیه آنها را وسیله سلطه خود بر مردم ضعیف قرار مىدهد.
این برنامه کار رهبران دنیا است و در گذشته و حال،وضع به همین منوال بوده و خواهد بود.این اشخاص هر چه هم بىغرض و بىهوا باشند فقط حفظ مصالح آن جامعهاى را که در آن وابسته هستند در نظر مىگیرند و به مصالح جمعیتها و آزادى ملل دیگر چندان اهمیتى نمىدهد زیرا خود را برگزیده یک جامعه و منتسب به یک حزب و مسلک مىشمارند،لذا نباید هم،از آنها انتظار دیگرى داشت.امروز و فردا معرف کاردانى و لیاقت زمامداران علاقهمند به مصالح جامعه است،و به همین علت است که همواره اقویاء،ضعفاء را مىبلعند و براى آنها حقوقى را که براى یک ملت قوى مىشناسند،قائل نیستند وبه حساب نمىآورند و براى حفظ مصالح خود از روشن کردن آتش جنگهاى وحشتناک پروائى ندارند.
اما رهبران آسمانى چون وابسته به جمعیتخاصى نبوده و خود را وابسته به خدا که خالق و رازق همه است مىدانند هدفشان یک آسایش عام و آزادى وسیع و یک سازمان عالى الهى است که در سایه آن جامعه بشر مانند افراد یک خانواده زندگى کنند و سیاه پوست و سفید پوستبا هم برادر شوند که البته پیروزى ایشان در این مقصد بسته به درجه حضور خود افراد و آمادگى و ترقى سطح معلومات و رشد علمى و فکرى آنان مىباشد.
بطورى که در اخبار و احادیث پیش بینى شده و خبر دادهاند،در آخر الزمان بر اثر ترقى علوم و فنون و توسعه روابط و نزدیک شدن ملل به یکدیگر و نیز در اثر جنگهاى خانمان بر اندازى که دو ثلثبشر یا بیشتر نابود شوند و شیوع ظلم و بىاعتدالى و فساد و فحشاء (۱۸) ،وعجز زمامداران از اصلاح امور دنیا براى قبول حکومت عادلانه الهى و پیروى از یک رهبر صالح دینى و مذهبى یعنى حضرت مهدى موعود-علیه الصلاه و السلام-آماده مىشود.
همچنان که شبه جزیره عربستان و وضع عمومى دنیا به علت فساد و خرابى دستگاهها و بىنظمیها و پریشانى فوق العاده ضعفاء براى ظهور حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله و سلم آماده شد، همچنین در آخر الزمان،دنیا براى ظهور مصلح بزرگى که دوازدهمین جانشین آن حضرت و از فرزندان و اهل بیت او است آماده خواهد شد،اگر آن روز به واسطه بعد مسافتها و نبودن وسایل ارتباط و انحطاط سطح فکر مردم،رساندن همه ملل به این هدف عالى میسر نگشت ولى حتما ظهور دین اسلام دنیا را به این مقصد نزدیک ساخت و نمونهاى از آن وضع حکومتحق را،در صدر اسلام مخصوصا زمان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و زمان حضرت امیر المؤمنین على علیه السلام و در استانهائى که امثال سلمان،حذیفه،عمار و مقداد حکومت داشتند بشر مشاهده کرد.
چهارده قرن پیش اگر براى رساندن نداى آزادى بخش قرآن:
تعالوا الى کلمه سواء بیننا و بینکم ان لا نعبد الا الله،و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله (۱۹)
«بیائید از کلمه حق که بین ما و شما یکسان است پیروى کنیم که بجز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک قرار ندهیم و بعضى از ما بعضى را به جاى خدا تعظیم نکنیم».
به گوش تمام ملل به زمانهاى طولانى و فرصتهاى زیاد احتیاج بود،امروز فاصله زمان و مکان از بین رفته و صداى یک دعوت نجات دهنده روحانى به گوش همه کس مىرسد و بطور مسلم در آینده این وسایل کاملتر و بیشتر مىشود.
پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم زمینه را براى تحقق وعدهاى که در قرآن مجید داده شد تا حدى که در عهده مقام تشریع و نبوت است فراهم ساخت و آماده شدن زمینههاى دیگر را به گذشت زمان و تحولات شگرفى که اسلام براى جهان پیش بینى کرده واگذار فرمود و در ضمن بشارات قرآنى و اخبار متواتر صریح،ظهور مصلح آخر الزمان حضرت ولى عصر حجه بن الحسن-ارواح العالمین له الفداء-و توسعه دین اسلام در شرق و غرب را بطورى که احدى نماند مگر آنکه موحد و زبانش به کلمه طیبه توحید گویا شود وعده داد.
و به حدى این اخبار و بشارات راجع به ظهور آن حضرت و علائم و خصوصیات و جزئیات آن در کتب بزرگان علماء و مشایخ محدثین شیعه و سنى متواتر،قطعى،مشهور و معروف است که در امور اعتقادى و مذهبى جز چند مورد،کثرت اخبار و روایات به این مقدار نیست و باید گفت که ایمان به رسالت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سایر اخبار غیبى آن حضرت با ایمان به وقوع این ظهور و عالمگیر شدن دین اسلام به توسط حضرت مهدى علیه السلام ملازم و توام است.
ما به بسیارى از امور مذهبى و خصوصیات بعضى مطالب اعتقادى معتقدیم (و باید هم معتقد باشیم) در حالى که در آن موارد بیشتر از چندحدیث صحیح نقل نشده است،پس به چنین مطلبى که عقل و شرع آن را تایید و تصدیق کرده و از زمان پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم تا حال مورد توجه علماى اسلام و مخرجین احادیثبوده و علاوه بر علماى شیعه جمعى از علماى عامه راجع به آن کتابهائى نوشتهاند و متجاوز از هزار حدیثبر آن دلالت دارد و آیاتى از قرآن مجید به آن تفسیر شده،باید ایمان قوىتر و باور بیشتر داشته باشیم.
آرى ما معتقدیم و یقین داریم که سر انجام اداره امور جهان در کف با کفایت صالحترین افراد بشر قرار خواهد گرفت و بشریت از آسیب ظلم و ستم نجات یافته و از ترس فقر،پریشانى و نا امنىهاى گوناگون آزاد مىشود.ما مىدانیم که عالم به سوى یک آینده درخشان و یک تکامل روحانى و عقلانى و نظام مستحکم دینى و الهى،و یک عصر صلح و صفا و برادرى و همکارى پیش مىرود.به امید آن عصر نورانى با نشاط فراوان و دلى زنده پا بر جا ایستاده و انجام وظیفه مىکنیم و روز نیمه شعبان را که روز تولد آن مصلح بزرگ و نجات دهنده بشر است از اعیاد بسیار بزرگ دینى شمرده و همه ساله در چنین روزى با تجدید مراسم معمول از جشن و چراغانى،تقدیم مدح و ثنا و اظهار چاکرى به آستان فرشته پاسبانش نشاط خود را تازهتر مىسازیم و از خداوند متعال براى همه شیعیان و دوستان آن حضرت در تعظیم شعائر مذهبى و عمل به وظایف دینى توفیق مسئلت مىنمائیم.
«عجل الله تعالى فرجه و سهل الله مخرجه و جعلنا من انصاره و اعوانه».
پىنوشتها:
۱-اینکه آن جناب از فرزندان حسن و حسین علیهما السلام استبراى این است که مادر مکرمه حضرت امام محمد باقر،فاطمه بنت امام حسن مجتبى علیه السلام است،پس حضرت باقر و امامان بعد از ایشان تا حضرت ولى عصر-عجل الله تعالى فرجه-همه از نسل حسن و حسین علیهما السلام مىباشند.
۲-این مقاله در شماره ۹،سال ۲،مجله«نشریه مسجد اعظم»،ص ۲۲-۳۱ چاپ شده است.
۳-عالم متتبع سید هاشم بحرانى کتابى به نام«المحجه فیما نزل فی القائم الحجه»نگاشته که در آن بیش از صد آیه از آیات مفسر به آن حضرت را جمع آورى کرده است.
۴-ینابیع الموده،ص ۴۲۶ و تفسیر غرائب القرآن نیشابورى.
۵-تفسیر فخر و السراج المنیر شربینى و البیان،ص ۱۰۹ و نور الابصار،ص ۱۵۳،ب ۲.
۶-ینابیع الموده،ص ۴۲۵.
۷-غرائب القرآن و تفسیر کبیر.
۸-شرح ابن الحدید،ج ۴،ص ۳۳۶.
۹-اسعاف الراغبین،ب ۲،ص ۱۴۱-نور الابصار،ب ۲،ص ۱۵۳-ینابیع الموده،ص ۱۵۳-البیان،ص ۱۰۹.
۱۰-ظاهرا اوس است که نام چند تن از صحابه بوده اوس بن حذیفه،اوس بن ابى اوس ثقفى یا اوس بن اوس ثقفى،اوس بن عوف ثقفى ولى در بدایع الزهور راجع به نزول عیسى و اقتداى او به حضرت مهدى علیهما السلام اخراج حدیثبه این لفظ کرده:قال اویس الثقفى:سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم.
۱۱-سوائک الذهب ص ۷۸.
۱۲-مقدمه ابن خلدون،ص ۳۶۷.
۱۳-غایه المامول،ج ۵،ص ۳۶۲ و ۳۸۱.
۱۴-در یکى از فصلهاى این کتاب این مشخصات و علائم بطور جامعتر از مآخذ شیعه و اهل سنت نوشته و آنچه در اینجا نوشته مىشود فقط قسمتى از علائم آن حضرت است که در کتب اهل سنتبیان شده است.
۱۵-کتاب ارشاد المستهدى در حلب طبع شده،یک نسخه آن را یکى از علماى حلب به نام شیخ عبد المتعالى سرمینى براى نویسنده اهداء کرده است.
۱۶-این مقاله در مجله مکتب انبیاء (دین در عصر دانش) شماره ۲،ص ۱۶-۲۳ چاپ شده است.
۱۷-سوره انبیاء،آیه ۱۰۵.
۱۸-راجع به فتن و حوادثى که در آخر الزمان اتفاق مىافتد،محدثین بزرگ شیعه و سنى روایات کثیرى در کتبى که از تاریخ تالیف بعضى از آنها یکهزار سال بیشتر گذشته و در دسترس ما است نقل کردهاند که در حقیقتباید این روایات را در ردیف معجزات حتمى و اخبار غیبى قرار دهد.هر کسى تفصیل آنها را بخواهد،باید به آن کتابها مراجعه کند که از جمله،بى حجابى زنان،برهنه ظاهر شدن آنها، تسلط آنها بر مردها،طرف مشورت شدن آنها و مشارکت آنها با مردها در کارهاى مردانه،مداخله آنها در اداره امور کشور،رواج و علنى شدن«مىخوارى»و«مى فروشى»،ربا،زنا،قمار،استخفاف به نماز،ساختن آسمان خراشها و کاخهاى بلند،به کار گماردن نا اهلان،تجاهر به معاصى،صرف اموال در راههاى باطل (مثل پولهائى که در شب نشینىها و کابارهها در شب ژانویه یا شبهاى دیگر رسم شده خرج مىکنند) و ستایش و تشویق از زنان بىعفت و بدکاره و خواننده و نوازنده،پیش افتادن کسانى که زنان را به فساد ترغیب مىکنند،تعطیل شدن احکام الهى،و حدود و قوانین شرعى،حکم بر خلاف حکم خدا دادن، زیادى طلاق،منع از امر به معروف،تزیین مردها به طلا مثل انگشتر طلا،کثرت اولاد زنا و از جمله این علامات مرکزیت علمى شهر مذهبى قم و حجتشدن آن بر سایر بلاد و انتشار علوم دینى از این شهر، به سایر شهرستانها است.
۱۹-سوره آل عمران،آیه ۶۴.
امامت و مهدویت صفحه ۶۳
حضرت آیه الله صافى گلپایگانى
برگرفته از سایت :المهدویه