امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ساعت : ۲۱:۱۸
  • مهدویت
  • زنگ‌زده‌ها (۳)

    مجله امان شماره ۱۵ .:::. مقالات

    احمد حاج قلی

    استاد و کارشناس مباحث مهدویت

    در مباحث گذشته، آقای حقیقت‌گو، افزایش دامنه اطلاعات و توان پاسخ‌گویی به شبهات، هشدار به مردم و مسؤولان، تفکر و عبرت از سرگذشت مدعیان و حق محور شدن به جای شخص محوری را از فوائد و اهداف بحث مدعیان دروغین برشمرد و ملاک‌هایی را برای تشخیص حق یا باطل بودن ادعاهای مدعیان ذکر کرد مانند: عرضه بر قرآن و روایات، توجه به محتوای ادعا و شخصیت خود مدعی و اطرافیانش، مراجعه به علما و … بحث دیگر ایشان انواع ادعاها بود که مطرح گردید. موضوع دیگر علل و عوامل پیدایش مدعیان و جریانات انحرافی بود که به علت اتمام وقت به آینده موکول شد و اینک ادامه ماجرا؛

    با نزدیک شدن موعد مقرر آقایان و خانم‌های شرکت کننده در جلسه، یکی یکی وارد اتاق جلسه کانون فرهنگی مکتب الثقلین می‌شدند و به استاد حقیقت‌گو که قبل از همه در آن‌جا حضور داشت سلام کرده و بر صندلی‌ها می‌نشستند، وقتی همه آمدند آقای حقیقت‌گو پس از گفتن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، سرفه‌ای کرد و گفت: «اگر ممکن است یکی از برادران یا خواهران خلاصه‌ای از مباحث گذشته را بیان کند تا بعد، ادامه بحث را در خدمتتان باشیم».

    آقای اندیشه‌ور گفت: «اگر اجازه بفرمائید بنده عرض کنم» استاد از او خواست در ‎ْآغاز خود را معرفی کند. آقای اندیشه‌ور گفت: «داود اندیشه‌ور هستم» استاد گفت: «امیدوارم از اندیشه تابناکتان بهره‌ور شویم، بفرمائید» و آقای اندیشه‌ور در چند دقیقه، خلاصه‌ای از جلسه قبل را بیان کرد.

    علل و عوامل پیدایش مدعیان و فرقه‌های انحرافی

    پس از ذکر خلاصه مباحث گذشته، آقای حقیقت‌گو تشکر کرد و گفت: «همان‌طور که مستحضرید و آقای اندیشه‌ور هم فرمودند اکنون باید علل و عوامل پیدایش مدعیان دروغین و فرقه‌های انحرافی را مورد بحث قرار دهیم. اما قبل از آغاز بحث دوست دارم از نظرات شما در این‌باره استفاده کنیم».

    آقای سیف‌اللهی گفت: «بیگانگان و دشمنان دین، آن‌ها را به وجود می‌آورند و حمایت می‌کنند».

    خانم حق طلب نیز گفت: «به نظر می‌رسد خصوصیات فردی مدعیان مثل قدرت‌طلبی، دنیا پرستی و … نیز در این‌جا دخیل است».

    آقای علوی هم اظهار داشت: «علل مختلفی دارد و به نظرم مهم‌تر از همه فقر فرهنگی و دوری جامعه از خردورزی است».

    افرادی دیگر هم اظهار نظر کردند و بعد استاد گفت: «از همگی ممنونم حالا اگر اجازه بفرمایید جمع‌بندی فرمایشات شما و آن‌چه را که به نظر حقیر می‌رسد. در چند محور خدمتتان عرض کنم.

    در یک تقسیم کلی این علل و عوامل را می‌توان به علل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و فردی تقسیم کرد که الآن به توضیح آن‌ها می‌پردازم و نکات مهم آن را هم روی تابلو می‌نویسم.

    الف. علل و عوامل فرهنگی

    ۱. جهالت و پایین بودن سطح آگاهی دینی

    جهالت، آفتی خانمان سوز است که بسیاری از نابسامانی‌ها از آن ناشی می‌شود و در آیات و روایات بسیار تقبیح شده و آثار بسیار بدی برای آن بیان شده است که بعضی از آن‌ها ذکر می‌شود:

    حضرت علی علیه السلام جهل و نادانی را «معدن شر»، «ریشه همه بدی‌ها»، «بدترین درد» و «بزرگ‌ترین مصیبت‌ها» معرفی می‌کند.۱

    از جمله آثار بد جهالت، لغزش قدم از راه راست و انحراف است. امام علی علیه السلام می‌فرماید: «الجهل ینزل القدم»۲ نادانی، قدم را می‌لرزاند. چنان که قوم بنی‌اسرائیل هم در اثر نادانی (به کار نبردن عقل) دچار لغزش شدند و پس از این‌که از دست فرعون نجات یافته و از دریا گذشتند با دیدن بت‌پرستان و بت‌های آن‌ها از موسی علیه السلام خواستند برای آن‌ها هم بتی قرار دهد.۳

    یکی دیگر از آثار جهالت این است که انسان را دچار افراط و تفریط می‌کند چنان‌که حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «لاتری الجاهل اما مفْرِطاَ او مُفَرِطا»۳ نادان را یا تندرو یا کندرو می‌بینی. و همین تندروی و کندروی‌ها در رفتار و گفتار باعث بروز اختلاف می‌شود باز هم بشنویم از علی علیه السلام که در این‌باره می‌فرماید: «لوسکت الجاهل ما اختلف الناس»۵ اگر نادان خاموشی می‌گزید، مردم دچار اختلاف نمی‌شدند. طبعا فرقه‌های انحرافی نیز از ناحیه آنان به وجود نمی‌آمد و حسن ختام این قسمت از بحث را سخنی بسیار روشنگر از امام معصوم علیه السلام قرار می‌دهم که فرمود: «کسی که از روی علم داخل ایمان شود ثابت ماند و ایمانش او را سود بخشد و کسی که بدون علم داخل شود همچنان که داخل شده خارج می‌شود».۶

    ۲. خرد گریزی

    همان‌طور که می‌دانید یکی از منابع دین، عقل است و در قرآن و روایات، تاکیدات فراوانی بر خردورزی شده است و اصلا کسی که عقل ندارد نمی‌تواند دین‌دار باشد چنان‌که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده است که می‌فرمایند: «لادین لمن لا عقل له؛ کسی که خرد ندارد دین ندارد».۷

    وقتی انسان از عقل خود استفاده نکند دچار عاطفه گرایی و چه بسا خرافات می‌گردد و هرگونه ادعایی را به راحتی می‌پذیرد و شیادان هم از این تعطیلی خرد به مراد خود می‌رسند و با ادعاهای واهی از پیروان بی خرد خود سواری می‌گیرند و بر اسب مراد می‌تازند.

    امیرالمؤمنین علیه السلام بی‌خردان را صید صیاد و نشان تیرانداز معرفی می‌کند و در خطاب به گروهی از مردمان بی خرد می‌فرماید: «عقل‌های شما سست و افکار شما سفیهانه است پس شما نشانه‌ای برای تیرانداز و لقمه‌ای برای خورنده و صیدی برای صیاد می‌باشید».۸

    وقتی استاد این حدیث را خواند خانم اصغری گفت: «ببخشید استاد در تایید فرمایش شما و محسوس‌تر شدن معنی حدیث شریف، مطلبی به ذهنم آمد و آن این است که من افرادی را می‌شناسم چه بسا تحصیلات عالیه نیز دارند اما جذب کسانی که از تحصیلات سطح بالایی هم برخوردار نیستند و برخی‌شان حتی هیچ مدرک تحصیلی ندارند و یا دارای مدرک تحصیلی سیکل یا دیپلم هستند9 شده‌اند و به نظر می‌رسد مشکل آن‌ها بی‌عقلی است که صید صیادان و نشان تیراندازان و لقمه چربی برای دغلبازان شده‌اند».

    آقای حقیقت‌گو گفت: «همین طور است که می‌فرمایید یعنی داشتن تحصیلات عالیه نیز، انسان را از فریب خوردن نمی‌رهاند بلکه عاقل شدن است که انسان را در مقابل این‌گونه جریانات بیمه می‌کند و عالم واقعی عاقل است وگرنه، سواد (سیاهی) دارد نه چیز دیگر و کسانی که به ظاهر دارای تحصیلات هستند ولی فریب این‌گونه شیادان را می‌خورند از این قسم افرادند یعنی با سوادند نه عاقل و اما برویم سراغ عامل دیگر فرهنگی.

    ۳. ضعف اطلاع رسانی

    یکی از مشکلات مهم در عرصه فرهنگ دینی، ضعیف بودن اطلاع رسانی است.

    تبلیغ باید از جهت مبلغ، محتوا و ابزار و روش، بی ‌نقص یا دارای کم‌ترین نقص باشد تا اثر مطلوب را بگذارد وگرنه ممکن است اثری نامطلوب برجای بگذارد که متأسفانه تبلیغات دینی، دچار کاستی‌هایی از جهات مختلف است.

    الف. از جهت مبلغان: البته منظور از مبلغان، قشر خاصی مثل روحانیون معظم نیست بلکه شامل تمام کسانی است که در صدد القای پیام دینی هستند با این‌که حقیقتاً دینداری فعلی جامعه مدیون زحمات طاقت فرسای مبلغان و خصوصا طلاب و علمای حوزه‌های علمیه است اما بعضی از مبلغان از دو جهت دارای نقص و ضعف هستند، یکی از جهت کمی اطلاعات لازم و عدم تخصص در زمینه تبلیغ است و جهت دیگر ضعف شخصیتی است یعنی متأسفانه معدودی از مبلغان اعم از روحانی نمایان، مداحان و … از نظر اخلاقی صلاحیت چنین امر خطیری را ندارند.

    ب. از جهت محتوا: گاهی پیام و محتوای تبلیغی غلط و گاهی درست است ولی مورد نیاز مخاطبان نیست و سؤالات آنان را پاسخ نمی‌دهد.

    ج. از جهت ابزار و روش: گاهی مبلغان بسیار لایق و پاک و عالم، محتوای تبلیغی بسیار غنی خود را نمی‌توانند با ابزارها و روش‌های نو و جذاب ارائه کنند.

    ضعف‌های یاد شده باعث می شود مخاطبان و به ویژه نسل جوان دچار بدبینی نسبت به دین و مبلغان آن شوند و به دنبال مطلوب خود در جای دیگر باشند و اینجاست که مشکل پیش می‌آید و در پی آن فرصت طلبان با استفاده از این فرصت پیش آمده با روش‌های جذاب و فریبنده، محتوای پوچ پیام‌های خود را به خورد افراد سرخورده می‌دهند و بدین ترتیب عده‌ای را جذب خود کرده و فرقه نو پدید می‌آورند.

    ۴. تغییر الگو‌های مرجع

    انسان نیازمند به الگو و الگوپذیر و انتخاب‌گر است؛ بنابراین دوست دارد در هر زمینه و رشته‌ای بهترین‌ها را الگوی خود قرار دهد؛ در ورزش بهترین ورزشکار را، در هنر بهترین هنرمند را، در امور دینی بهترین دیندار را و …

    انتخاب الگو و مرجع در امور دنیوی مثل ورزش و … خیلی سخت نیست و مانند انتخاب الگوی دینی که سرنوشت ابدی انسان را تعیین می‌کند اهمیت ندارد و به جهت ویژگی‌های خاصی که باید داشته باشد مانند عصمت، علم لدنی و … تشخیص‌اش برای انسان ناممکن است به همین خاطر باید خداوند متعال خود، معرف او باشد؛ به همین جهت هم پیامبران و ائمه علیهم السلام را خودش معرفی می‌کند تا الگوی مردم باشند؛ و مردم در مسائل دینی و حتی دنیوی خود به آن‌ها مراجعه کنند و طبیعی است که وقتی امکان دست رسی به الگوهای معصوم و درجه اول وجود نداشته باشد از باب اضطرار، الگوهای دیگری که به معصومان علیهم السلام از همه نزدیک‌تر باشند قابل رجوع خواهند بود و آن‌ها، علما و فقها با ویژگی‌های خاصی هستند چنان‌که امام حسن عسکری علیه السلام در این‌باره می‌فرماید: «اما هر کدام از فقها که خویشتندار و نگاهبان دین خود باشد و با خواسته‌های ]نامشروع[ نفسش مخالفت کند و مطیع امر مولایش باشد، پس بر عوام ]غیر متخصصان در مسائل دینی[ است که از او تقلید کنند و البته این ویژگی‌ها را تنها برخی از فقهای شیعه دارا هستند نه همه آن‌ها».۱۰

    امام زمان علیه السلام هم، چنین علمایی را حجتی از جانب خود معرفی کرده و به مردم دستور داده‌اند تا در حوادث و مشکلات به ایشان مراجعه کنند.۱۱ اما مشکلی که در جامعه وجود دارد این است که عده‌ای از مردم وقتی فردی در بعضی از زمینه‌ها مثل ورزش، هنر و انواع علوم دیگر دارای برجستگی می‌شود برجستگی خاص او را تعمیم می‌دهند و در همه زمینه‌ها او را الگو و مرجع خود قرار می‌دهند و حتی در مسائل دینی خود، به جای مراجعه به اهلش، به آن فرد مراجعه می‌کنند که در مسائل دینی او هم جزء عوام است و خودش نیاز به مرجع دارد و این مسأله باعث می‌شود که این قبیل افراد گاهی از این اقبال مردم سوء استفاده کنند و با اظهار نظرهای غیر کارشناسانه در مورد دین و ادعاهای مقامات معنوی برای خود، زمینه ایجاد فرقه‌های گمراه مانند فرقه‌های نو ظهور و امروزی را فراهم کنند و پیروان خود را از دین خارج کنند».

    خانم کوشا گفت: «استاد! بعضی از پیروان این قبیل افراد ابتدا نسبت به ظواهر دینی مثل انجام نماز، گفتن ذکر، خواندن ادعیه، و امور دیگر تقید شدیدی دارند». آقای حقیقت‌گو تبسمی کرد و گفت: بله همین طور است اما دیری نمی‌پاید که از دین خارج می‌شوند چون این‌گونه اعمال آن‌ها، عالمانه و از طریق خودش نیست و با اشاره الگوی غیر متخصص و غیر صلاحیت‌دار آن کارها را انجام می‌دهند که رهبر آن‌ها برای فریب ایشان رعایت ظواهر دینی را در ابتدا مورد تأکید قرار می‌دهد و پس از این‌که پیروان را به خودش کاملاً وابسته کرد، آن‌ها را به سمت ترک آن اعمال دینی سوق می‌دهد و کم‌کم و حساب شده آنان را از دین خارج کرده و وارد فرقه‌ای جدید و گمراه می‌کند.

    مرحوم کلینی در مقدمه کتاب شریف کافی از امام معصوم علیه السلام روایتی در همین زمینه ذکر کرده است که با نقل آن بحث این قسمت را به پایان می‌برم.

    امام علیه السلام می‌فرماید: «هر کس دینش را از کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله بگیرد ]در دینش[ از کوه‌ها استوارتر خواهد بود و کسی که دینش را از دهان مردم ]غیر متخصص[ بگیرد، همان مردم او را از دین برمی‌گردانند.۱۲

    ۵. راحت طلبی و تکلیف‌گریزی

    برخی به جهت راحت‌طلبی مایل به انجام تکالیف دینی نیستند و از طرفی هم نمی‌خواهند بی‌دین باشند بنابراین دنبال راهی می‌گردند که هم دین داشته باشند و هم ملزم به انجام تکالیف دینی نباشند و اینجاست که باز دین فروشان دنیا‌طلب، این قبیل افراد را به دام می‌اندازند و آموزه‌هایی را از جاهای مختلف فرا گرفته و به عنوان دین به مریدان خود عرضه می‌کنند و خود را صاحب مقامات معنوی تحت عناوین مختلف مثل قطب و … معرفی می‌کنند».

    آقای ناصری دستش را از زیر چانه‌اش برداشت و گفت: استاد معذرت می‌خواهم! اما به نظر می‌رسد که کسانی که در دام تزویر این افراد و مدعیان می‌افتند تازه اول گرفتاری آن‌هاست چرا که با دستور رهبران خود باید کارهای دشواری مانند امساک از خوردن گوشت داشته باشند». آقای حقیقت‌گو گفت: «آری آن‌ها ابتدا خیال می‌کنند با پیوستن به این فرقه‌ها از تکالیف آسوده می‌شوند ولی نمی‌دانند که تازه از آسایش به گرفتاری مبتلا می‌شوند و باید از دستورات نامعقول و سخت و غیر شرعی مدعیان اطاعت کنند؛ در حالی که اعمال عبادی و دینی اگر با توجه انجام شود نه تنها دشوار نیست بلکه شیرینی خاصی دارد و خدا هم می‌فرماید: «یرید الله بکم الیُسر و لا یرید بکم العسر»؛۱۳ خداوند، راحتی شما را می‌خواهد نه زحمت شما را.

    فکر می‌کنم سخن در این قسمت به درازا کشید و دیگر باید سراغ بُعد دیگر از علل و عوامل پیدایش مدعیان دروغین و فرقه‌های انحرافی برویم و آن‌ها را خیلی گذرا عرض کنیم تا انشاء‌الله بتوانیم زودتر به مباحث بعدی و مصداقی برسیم.

    ادامه دارد

    پی‌نوشت‌ها

    *. استاد و کارشناس مباحث مهدویت.

    ۱. تصنیف غرر الحکم، ص73.

    ۲. همان، ص75،ح ۱۱۷۰.

    ۳. رک: اعراف، ۱۳۸.

    ۴. نهج‌البلاغه، خ70، ترجمه مرحوم دشتی، ص638 و ۶۳۹.

    ۵. منتخب میزان الحکمه، ص180، ح1905.

    ۶. اصول کافی، ج1، ص7، مقدمه مؤلف.

    ۷. منتخب میزان الحکمه، ص390، ح4363 و ص392، ح4381.

    ۸. نهج البلاغه، خ14، ترجمه دشتی، ص57.

    ۹. رک: قبیله حیله، ص121 ـ ۱۷۸.

    ۱۰. الاحتجاج، مرحوم طبسی، ج2، ص511، ح337.

    ۱۱. رک: وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج18، ص101، ح9.

    ۱۲. اصول کافی، ج1، ص7.

    ۱۳. بقره، ۱۸۵.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *