مجله امان شماره ۱۵ .:::. مقالات
مراد امیدی میرزایی، روح الله امیری
مقدمه
در این نوشته، تلاش بر این است که صلاحیتها و شایستگیها که یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام داشتهاند در یاران و منتظران حضرت مهدی علیه السلام جستجو و این صلاحیتها و وظایف را تبیین کنیم تا انشاءالله بهترین شکل ممکن بتوانیم خود را برای مشارکت در آن انقلاب و جهاد مقدس آماده کنیم که یاری از خداست و پیروزی نزدیک (نصر من الله و فتح قریب).
وفاداری به اسلام ـ التزام و اعتقاد به ولایت، ]حسن سابقه و عدم احتمال انحراف[ ـ ساده زیستی ـ تعهد ـ تخصص و تجربه ـ شجاعت ـ حامی و خدمتگزار مستضعفان ـ ارتباط مستمر با مردم ـ امانت داری ـ برخورداری از شعور سیاسی ـ اخلاق اسلامی، وطن دوستی و حفظ منافع کشور اسلامی.
برخی از این صلاحیتها، وظایف و بایستههاست که به اختصار به آن میپردازیم:
۱. وفاداری به اسلام
شناخت اسلام و اعتبار به آن به عنوان مکتبی که در تمام شئون زندگی انسانها دارای برنامه و هدف است و همچنین وفاداری به احکام آن، از شرایط بدیهی و اولیه هر فرد مسلمان است.
کسی که اسلام را با عنصر پاک و روح تابناکش بپذیرد برای آن جان و فرزند و مال میدهد. مادر وهب بن عبد الله بن حباب کلبی در روز عاشورا همراه پسرش بود. این مادر و فرزند با دست امام حسین علیه السلام مسلمان شده بودند. بعد از اینکه دشمن سر فرزندش را جدا کرد و به طرف لشکرگاه امام حسین علیه السلام انداخت این مادر سر فرزندش را برداشت و بوسید و به طرف لشکر ابن سعد انداخت.۱ این مادر و فرزند بعد از اینکه مسیحی بودند اسلام را پذیرفتند و به نوایات اسلام که شهادت و جهاد هم بود وفاداری کردند. یک منتظر و یک مصلح باید هم از ساحران زمان فرعون درس بگیرد هم از شهدای کربلا. بعد از اینکه فرعون به ساحران گفت: «بدون اجازه من، به موسی ایمان آوردهاید، برخلاف هم دست و پایتان را میبرم و بر نخل آویزان میکنم»، جواب شنید که گفتند: «ما به خدای موسی ایمان آوردهایم پس به این قاعده عقلی هم عمل کردند. هر کس چیزی را پذیرفت باید لوازمات آن را هم بپذیرد. وفاداری به اسلام و دین مبین اسلام و شناخت و اجرای احکام آن از وظایف اولیه یک منتظر است که میبایست به آن جامه عمل بپوشاند.
۲. التزام و اعتقاد به ولایت
التزام به ولایت از اساسیترین شرائط و وظایف یک فرد مسلمان است که به رهبر خویش که از طرف خداوند منسوب شده، شناخت کافی و اعتقاد لازم پیدا کند و از روی بصیرت و آگاهی، رهبرش را بشناسد و به اطاعت کردن از او ملتزم و وفادار باشد. در حادثه کربلا یاران حضرت، امام حسین علیه السلام را بارها برای لشکر کفر معرفی کردند. به شعر انس بن حرث کاهلی در میدان توجه کنید:
آل علی شیعیان رحمانند بنی امیه شیعیان شیطانند2
با این شناخت و آگاهی است که میتوان رحمان را از شیطان جدا کرد. در زمانه ما ـ که امام عصر علیه السلام از دیدهها پنهان است ـ وظیفه منتظر و منتظران دوچندان است چون اولا: میبایست امام رحمان خود را بشناسند و از بین این دینها و فرقههای ضاله گوناگون، دین حق را هم بشناسند و ثانیاً ولی فقیه زمان خود را هم از بین این همه شبهه به درستی تشخیص دهند تا بتوانند در سایه حکومت یک ولی فقیه عادل هم امام زمان علیه السلام را خوب بشناسند و هم زمینههای ظهور آن موعود الهی را فراهم آورند و این خیلی مشکل است، در جهان کنونی و امروزی، نبود رهبری واحد در جهان اسلام، از اسباب و علل ضعف و رکود مسلمانان است و در مقابل، وجود رهبری جامع الشرائط و فقیهی آشنا به احکام الهی، از مهمترین عوامل به ثمر رسیدن حکومت اسلامی و زمینهساز برای حکومت موعود الهی میباشد که یک منتظر با جان و دل پاک باید برای شناخت آن، شبانهروز تلاش کند تا روز به روز بر اعتقاد و التزام به آن بیفزاید نه اینکه روز به روز دچار شک و شبهه شود و در دامهای گوناگون سرگرم شود.
۳. ساده زیستی
گرفتار جاذبههای دنیایی و تجملات زندگی مادی شدن از آفات اصلیای است که هر کارگزار و کارفرما و هر مدیر و غیر مدیر را تهدید میکند تا جایی که در مقابل دعوت پسر پیامبر علیه السلام به راحتی جواب رد میدهند و شانه از هر مسؤولیتی خالی میکنند. ما در تاریخ شاهد نامههای کثیری از طرف مردم کوفه به امام حسین علیه السلام هستیم ولی به خاطر علاقه به زخارف دنیا و تعلقات قلبی به مال و منال و جاه و مقام از شرکت در جهاد در رکاب امام حسین علیه السلام شانه خالی میکنند اما شخصی مثل حبیب بن مظاهر طوری دنیا را سه طلاقه میکند که بعد از شهادتش، امام حسین علیه السلام در بالینش حاضر میشود و میفرماید: «خودم و اصحاب باوفایم را به حساب خدا میگذارم!۳ اینجاست که امام قیمت و ارزش حبیب بن مظاهر را با به حساب خدا گذاشتن بیان میکند.
کسی که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده چگونه میتواند شتر افسار گسیخته خود را به منزلگاه قناعت و ساده زیستن مهار کند، قلبی که به منال و جاه و مقام دنیا تعلق پیدا کرد چگونه میتواند درد و رنج محرومان را درک کند و به فکر رفع محرومیتهای آنان باشد، چگونه میتواند زمینهسازی کند برای ظهورحکومت مستضعفان که در قرآن به آن بشارت داده شده است. مستضعفانند که درد و رنج مستضعفان و محرومان را میدانند نه مستکبران. در دنیای امروز؛ ما چگونه میتواند بر هواهای نفسانی و حیوانی غلبه کرد، غیر از اینکه ساده زیستی دوای درد این همه حرص و ولع و طمع است و یک منتظر میبایست در این صراط قرار بگیرد تا زمینه ظهور حکومت مستضعفان بر مستکبران فراهم آید.
منتظران حکومت عدل الهی در زندگی عملی خود میبایست، سادهزیستی را به نمایش بگذارند تا هم درد و رنج محرومان را درک کنند و به فکر رفع گرفتاری و محرومیتهای آنان باشند و هم بتوانند به عنوان یک کارگزار مصلح در جامعهای اسلامی مورد خطاب کلام امام علی علیه السلام قرار گیرند.
امام خطاب به مالک اشتر میفرماید: «فإنهم … أقلُّ فی المطامع إشراقاً»؛ آنها (کارگزاران مصلح) از نظر روش اجتماعی، دارای کمترین طمع هستند.۴
امام خمینی رحمه الله (خطاب به نمایندگان مجلس سوم) میفرماید:
«آنها که اسیر هواهای نفسانی و حیوانی بوده و هستند، برای حفظ یا رسیدن به آن، تن به هر ذلت و خواری میدهند و در مقابل زور و قدرتهای شیطانی. خاضع و نسبت به تودههای ضعیف، ستمکار و زورگو هستند؛ ولی وارستگان به خلاف آنانند».۵
منتظر واقعی کسی است که دنبال راحتطلبی نباشد مانند مرحوم مدرس رحمه الله وقتی خانهای ۳۰ و ۳۵ ریالی برایش گرفتند خانه 30ریالی ندیده را گرفت. وقتی گفتند «خانه ۳۵ ریالی راحتتر است چرا آن را نمیگیری؟» فرمود: «چیزی که استقلال، عقیده و اراده را مورد تهدید قرار میدهد «نیاز» است. من نمیخواهم به کسی احتیاج پیدا کنم، من به اندازه دارایی خود و در حد توان خویش باید اتاق اجاره کنم، میخواهم محتاج مردم نباشم، احتیاج به پول، نوکری میآورد. من میخواهم زبانم برای بیان حقایق و دفاع از مردم محروم و مظلوم، آزاد باشد».۶
شهید مدرس نمونه واقعی یک منتظر مصلح است که به عنوان سمبل و افتخار تاریخ ما برگزیده شده برای نسلهای آینده و منتظران آینده؛ چرا که او مصداق این سخن امام علی علیه السلام است که فرمود «لا یکون الرجل سید قومه حتی لایبالی إیُّ ثوبیه لبس». «آدمی آقا و سید اجتماع خود نمیباشد، مگر اینکه (زندگی سادهای داشته باشد تا آنجا که) برایش فرق نکند، (در برابر لباس اشراف و فخر فروشان) چه لباسی بپوشد».۷
کسی که تقوای لازم را ندارد و اهل معنویات نیست و اهل دنیا است و فقط برای نام و نشان و استفادههای شخصی، تلاش میکند، او لایق نیست در رکاب امام حسین علیه السلام و امام زمان علیه السلام باشد یا جزء زمینهسازان ظهور باشد.
ادامه دارد
پینوشت
*. استادیار دانشگاه، کارشناس و پژوهشگر در عرصه مهدویت.
۱. در کربلا چه گذشت، شیخ عباس قمی، ص260.
۲. ذخیره الدراین، عبدالمجید شیرازی، ص375، یاران شهدای حسین بن علی، مرتضی آقا تهرانی، ص238.
۳. عند الله احتسب نفسی و حماهُ اصحابی، مقتل الحسین خوارزمی، ج2، ص192؛ بحارالانوار، ج45، ص27، موسوعه کلمات الامام الحسین، ص446..
۴. نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
۵. صحیفه نور، ج19، ص11.
۶. داستانهای مدرس، ص65.
۷. شرح نهجالبلاغه، ابن ابی الحدید، ج4، ص272.