امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۰۵ ساعت : ۱۹:۵۰
  • مهدویت
  • اصالت مهدویت از جهت موافقت با فطرت و نوامیس و سنن عالم خلقت

    به نام خدا

    خلاصه و حقیقت و محتوای مهدویت منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی و امنیت و رفاه و تعاون و همکاری و همبستگی همگانی و حکومت حخق و عدل جهانی و غلبه حق بر باطل. و جنود (الله) بر جنود (شیطان) و نجات مستضعفان و نابودی مستکبران و خلافت مومنان و شایستگان به رهبری یک رجل و ابرمرد الهی است که موعود انبیاء و ادیان و دوازدهمین اوصیاء و خلفاء پیغمبر آخر الزمان است.

    بسم الله الرحمن الرحیم
    خلاصه و حقیقت و محتوای مهدویت منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی و امنیت و رفاه و تعاون و همکاری و همبستگی همگانی و حکومت حخق و عدل جهانی و غلبه حق بر باطل. و جنود (الله) بر جنود (شیطان) و نجات مستضعفان و نابودی مستکبران و خلافت مومنان و شایستگان به رهبری یک رجل و ابرمرد الهی است که موعود انبیاء و ادیان و دوازدهمین اوصیاء و خلفاء پیغمبر آخر الزمان است.
    این محتوا،و این هدف و این پایان وعاقبت مطلوب هر فطرت و خواسته وجدان هر انسان است.
    حکومت عدل و نظام الهی و قانون واحد و لو تبعیضات، و برداشته شدن مرزها و آزادی انسانها و برچیده شدن این رژیمها و نظامهای طاغوت بروز مطلوب بشر است.
    کدام انسان است که با این همه مظالم و ستمگریها موافق باشد؟ و کدام انسان است که با صرف این بودجه‏های تسلیحاتی سنگین و کمرشکن که برای حفظ رژیمها و مرزهائی است که در اثر تقسیم دنیا به مناطق سلطه و نفوذ طاغوتها و حزبها و گروه‏های طاغوتی برقرار شده است موافق باشد، کدام انسان است که تقسیم ملل دنیا را به غالب و مغلوب و سلطه‏گر و زیر سلطه و استضعاف‏گر و استضعاف شده و پیشرفته و عقب مانده وجدانا قبول داشته باشد.
    چرا دسترنج مردم ضعیف و کارگر و کشاورز باید به مصرف تجملات و نگهداری کاخهای مثل کاخ الیزه و کاخ سفید و کاخ بوکینگهام و کاخ کرملین و هزارها کاخ دیگر برسد در حالی که صدها میلیون بشر از حداقل زندگی و خوراک و پوشاک و مسکن عادی محروم باشند؟

    این کشور گشائیها و این توسعه‏طلبیها که نمونه‏اش توسعه طلبیهای بی‏حد و حصر آمریکا و شوروی است تا کی باید ادامه پیدا کند؟ این انسانهای محروم که در جمهوری‏های شوروی خصوص جمهوریهای آسیائی آن حق نفس کشیدن ندارند و صدایشان و نظرشان در هیچ کجای دنیا منعکس نیست، در حزب کمونیست شوروی هضم شده و از حق اندیشیدن ساده محروم هستند مگر انسان نیستند؟
    این آوارگان فلسطین و این مسلمانانی که در فلسطین و غزه و سواحل رود اردن و جنوب لبنان زندگی می‏کنند طبق چه قانون فطرت پسند باید مورد این همه جنایات وحشیانه حکومت دست نشانده و تحمیلی اسرائیل قرار بگیرند؟ و این پشتیبانی بی‏دریغ آمریکا از این همه ظلم و شرارت و قتل عام کوچک و بزرگ و زن و مرد چه توجیهی غیر از ماهیت صهیونیسیتی حکومت آمریکا دارد؟
    این مردم مسلمان و محروم عربستان و حرمین شریعین با این ثروت سرشار و خدادادی که دارند که می‏تواند پرجمعیت‏ترین و وسیع‏ترین کشورهای دنیا را آباد و مترقی و بی‏نیاز سازد چرا باید در فقر و عقب‏ماندگی باقی بمانند، و شاهزادگان سعودی و رژیم کثیف وهابی اموال ملی آنها را به یغما برده و در بانکهای خارجی و در اختیار بیگانگان و استعمار آمریکا بگذارند و آنچه را هم به صورت ظاهر به مصارف حکومت و نگاهداری نظام وهابی سعودی می‏رسانند درحقیقت در شکل معامله اسلحه و غیره به آمریکا برگردانند و بدتر از همه اینکه این روشهای ضداسلامی خود را پای اسلام قلمداد کرده و حکومت خودرا که برخلاف مبانی حکومتی اسلامی است شرعی و اسلام معرفی می‏نمایند.
    چرا کارگر و کشاورز در رژیم سرمایه‏داری و سوسیالیستی محکوم به استضعاف است در آن رژیم در استضعاف راکفلرها و هاریمنها و اناسیس‏ها و در این رژیم در استضعاف سازمانهای کارگری وکشاورزی و حزب.
    فطرت بشر همه اینها را محکوم می‏کند و ندا و نهضتی را که بخواهد به این نظامها پایان دهد و پیامبرگونه و علی‏وار زمام امور را به دست بگیرد تایید می‏نماید.

    اگر حکومت جهانی و واحد خواست به سر نبود، و اگر این رژیمها و موضع‏گیریهاشان در برابر یکدیگر بر وجدان مردم تحمیل نبود سازمان ملل و اندیشه حکومت جهانی و ارتش واحد و قانون واحد به بشر عرضه نمی‏شد تا کی سربازان یک حکومت برای دفاع از یک رژیم در برابر حمله رژیم دیگر خونشان ریخته شود هویت مثلا نظام اردن و حکومتهای بزرگ و کوچکی نظیر آن و ارتششان و قوایشان جز حفظ فرمانروائی شخصی مثل ملک حسین یا دیگران چیست آن خونی که در راه حفظ سلطه‏ی ملک‏حسین یا انورسادات یا قذافی یا صدام حسین یا امیر کویت و بحرین و سائر شیوخ ریخته شود در راه چیزی و کسی که ریخته نمی‏شود در راه اسلام و خدا است.
    آن جانبازی و آن خونریزی و آن جنگ و دفاعی را فطرت بشر تایید می‏کند که برای اعلاء کلمه الله و سعادت انسان و پاسداری از حقوق انسان و فی سبیل الله باشد همان که اسلام که دین فطرت است و کتاب اسلام آن را چنین تفسیر و معرفی می‏نماید.
    الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت
    در راه طاغوت در راه استقرار دیکتاتوری پهلوی‏ها و آتاتورکها و هیتلرها و کارترها و استالینها جنگ کردن جنگ با فطرت انسانیت است و اصولا نه فقط فطرت بشر با این مظاهر

    نفرت‏انگیز موافب نیست طبع جهان نیز مطابقت ندارد و عکس العملهای آن یا به اصطلاح آثار وضعی این اعمال و نابرابریها سلب برکات و خیرات است.
    پایان یافتن سلطه بشر بر بشر و برقرار شدن حکومت عدل و نظام الهی و لغو این تبعیضات وبرداشتن این مرزها همه مطلوب بشر است، و این سازمان ملل مصنوعی و آلت دست ابرقدرتها هم مجاز آن حقیقت است اگر عدل نباشد و اگر میل فطری بشر به عدل و امنیت و قانون و سازمانها ی احقاق حقوق نباشد زورمندان و تجاوزگران و سلطه‏جویان ناچار نمی‏شدند که مقاصد سوء خود را در زیر پوشش عدل و صلح و همزیستی مسالمت آمیز، و حسن همجواری و حفظ امنیت، و غیره به مردم عرضه کنند و نیازی به اینکه به ظلم و باطل لباس عدل و حق بپوشانند نداشتند ولی چون فطرت بشر حق و عدل را می‏خواهد و از باطل و ظلم نفرت دارد اینان با اسمهای بی‏مسمی مردم را فریب می‏دهند و حاصل آنکه به قول شاعر «این دروغ از راست می‏گیرد فروغ»
    بنابراین اجماع ملل و امم بر اینکه پایان جهان سعادت عمومی است و در دنبال این تاریکیها روشنائی است و مقاومت در برابر حق سرانجامش شکست و نابودی است. این اصل است، اصل فطری است و اصلی است که با سنت جهان و حرکت عالم و یا بنیاد جهان که برحق است موافق است.
    خدا می‏فرماید که
    «و ما جعلنا السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق»
    باید حق بیاید و جهان را سراسر بگیرد و باطل از بین برود و معنی (قل جاء الحق و رهق الباطل ان الباطل کان رهوقا) در همه جا و همه رشته‏ها آشکار شود.
    در قرآن مجید در آیات متعدد به این قانون خلل ناپذیر تصریح شده است و آخرین سخنی که در اینجا متذکر می‏شویم این است که جهان و جوامع بشری در حرکات مختلف خود وتحولاتی که به وجود می‏آید مراحلی را پشت سر می‏گذارد و از تخلیص‏ها و تصفیه‏های گوناگون عبور می‏کند، تا به تصفیه نهائی که به وسیله حضرت مهدی آل محمد علیهم السلام انجام می‏شود برسد در این تصفیه‏ها و تخلیص‏ها به تدریج آنچه باید ساقط شود شناخته می‏شود نظامهائی که باید منحل گردد و روشهائی که باید ترک شود همه شناسائی می‏شوند آنچه مضر است همه مانند کفها و علفهای خشک و هرزه‏ای که روی آبهای سیل‏آسا که در اثر باریدن باران جاری می‏شود ظاهر می‏گردند از میان می‏روند و سودبخش نمی‏شود.
    جوامع بشری همه برای پذیرفتن یک تصفیه دامنه دار آماده می‏گردد و همین که منادی عدل و مبشر ظهور حضرت مهدی علیه السلام شروع آن تحول بزرگ را اعلام کند جز معاندین و آنانکه در این تحول باید تصفیه شوند همه خود را برای انجام
    آن آماده می‏سازند و از آن استقبال می‏نمایند.
    ذلک بان الله هو الحق و ان مایدعون من دونه الباطل و ان الله هو العلی الکبیر»

    برگرفته از سایت :المهدویه

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *